مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
سه گانه امیر قلعه نوعی، مربی سه میلیاردی فوتبال ایران
مربی که بعد از پایان یازدهمین دوره از لیگ برتر با فتح چهار جام با دو تیم استقلال و سپاهان و کسب دو عنوان...
دارایی باورنکردنی یک زوج‌ دانشجو
هفته خوابگاه ها در دانشگاهها بهانه ای برای بازنمایی مشکلات و ناگفته های زندگی خوابگاهی است تجربه ای مملو...
صحبت‌های خصوصی کی‌روش و نکونام
تمرین تیم ملی فوتبال صبح امروز با حضور نکونام برگزار شد.
جوخه‌های ترور وهابيت به کجا وصلند؟ + تصاویر
چه کسی شیخ "عباس اللحام" امام جماعت حرم حضرت رقیه(س) و سید "ناصر العلوی" امام جماعت حرم حضرت زینب(س)...
نرخ های عجیب اجاره و فروش مسکن
این قیمت های آنچنانی ما را به یاد کش مکش‌های موجران و مستجران بر سر یکی دو میلیون کم و زیاد کردن پول...
اگر پولادی به سپاهان بیاید من هم پرسپولیسی می شوم
مدافع چپ سپاهان گفت: «اگر مهرداد پولادی به سپاهان بیاید من هم به پرسپولیس می روم.»
"فردریک کانوته" با باشگاه مس کرمان به توافق رسید
مهاجم تیم فوتبال سویا پس از توافق با مسئولان باشگاه مس کرمان برای امضای قرارداد به ایران خواهد آمد.
محاکمه سیف الاسلام در طرابلس
معاون رئیس شورای محلی بنغازی افزود: ما به دنبال پاسداری از دستاوردهای انقلاب هستیم و مردم لیبی به طور...
سراج: کارفرمایی که متهم را بعد از صدور کیفرخواست به کار گمارد مجرم است
ناصر سراج (قاضی رسیدگی کننده به پرونده فساد مالی) گفت: هر کارفرمایی که متهمی را بعد از صدور کیفرخواست...
کشف نفت خام از بستر دریای خزر
با تکمیل شدن اطلاعات کارشناسی شده ذخایر نفت و گاز از دریای خزر درآینده نزدیک، جزئیات اعلام خواهد شد.
پیامدهای پیروزی اولاند در منطقه و جهان
تصور نمی‌شود که فرانسه تحت رهبری وی همچون دوران سارکوزی تحت فشار سایر قدرت‌های غربی، نقش محوری در اتخاذ...
پژوهش‌یک‌تیم‌اسرائیلی‌درباره‌ایرانی‌ها
يك تيم پژوهشي نابغه! اسرائيل به كشف مهمي درباره مردم ايران نايل آمده است. آنها مي گويند كشف كرده اند...
فاز دوم هدفمندی در ایستگاه آخر
حذف یارانه نقدی پر درآمده ها و پیامک انصراف از دریافت یارانه نقدی اما، شروع ماجرای اجرایی شدن فاز دوم...
چگونه مادر و دختر بجنوردی به دام مرگ افتادند؟!+ عکس
با صدای داد و فریادهای یک زن دریافتیم، مادر و فرزندی در کانال آب سقوط کرده‌اند. برخی به سرعت خودشان را...
فروشگاه
تالار گفتمان
 
  دفعات نمایش: 655    یک شنبه 10 تیر 1386 



جهان رسانه و جهانی شدن!

در گفتگویی با دكتر سید صادق طباطبایی

globalization واژه بحث‏انگیزی است كه این روزها زنان و مردان غربی را نیز با پرچم‏های رنگارنگ به خیابان‏های شهرهای كوچك و بزرگ اروپا كشانده و آنان را به اعتراض به آمریكایی شدن اقتصاد و فرهنگ جهان وا داشته است . واقعیت این است كه جهان‏گیری دموكراسی لیبرال غربی كه نه فقط غربی شدن، بلكه آمریكایی شدن همه جهان را تجویز می‏كند، از ظهور پدیده خطرناكی به نام جهان‏خواری خبر می‏دهد تا اقتصاد مسلط غربی و فرهنگ هالیوودی به راحتی بتواند همه را فرو بلعد و به اسطوره حاكمیت ملی برای همیشه پایان دهد .

«جهان رسانه و جهانی شدن‏» ، درنگی در پدیده جهان‏گستری است كه ما را به گفت‏وگوی دوباره با جناب آقای دكتر صادق طباطبایی كشاند .

رسانه‏ها به طور بسیار پیشرفته‏ای جهان را به سمت‏یك فرهنگ یكپارچه كه فرهنگ غربی و به تعبیر بهتر فرهنگ امریكایی است، سوق می‏دهند . به نظر شما، رسانه‏های جمعی به خصوص رسانه‏های تصویری در عصر حاضر چه نقشی بازی می‏كنند؟

در خصوص نقش فرهنگی رسانه‏ها چند موضوع اساسی وجود دارد كه شایسته است جداگانه به هر یك اشاره كنم:
رسانه‏ها، در تبلیغ دموكراسی و فرهنگ غربی، سازنده افكار عمومی‏اند . ببینید، در جهان سرمایه‏داری، حكومت مدعی دموكراسی است . اداره دموكراتیك یك كشور یعنی این كه زمامداران موظفند هر چه مردم می‏خواهند، انجام دهند . برای كشف نظر مردم باید نظرهای آن‏ها را در قالب سؤالاتی جویا شد . در همین جا، حیله بزرگ نگرش سرمایه‏داری ظاهر می‏گردد . آن‏ها سؤالات خود را به گونه‏ای مطرح می‏كند كه جواب مورد نظر خود را دریافت كنند . در كتاب تكنوپولی آورده‏ام دو كشیش در این موضوع بحث می‏كردند كه آیا می‏توان همزمان هم عبادت كرد و هم سیگار كشید؟ چون اختلاف نظر آن‏ها با بحث‏حل نشد، قرار گذاشتند طی سؤالی پاسخ خود را از پاپ دریافت كنند . اولی پرسید: آیا زمانی كه در حال عبادتم، می‏توانم سیگار بكشم؟ پاپ جواب داد: خیر، هنگام عبادت ذهن باید كاملا متوجه خالق و معبود باشد . دومی پرسید: آیا هنگامی كه مشغول سیگار كشیدن هستم، می‏توانم عبادت كنم؟ پاپ جواب داد: بله، در هر حال می‏توان عبادت كرد . ملاحظه می‏كنید با كمی تغییر در فرم سؤال نتیجه مطلوب خود را اخذ خواهید كرد . حال فرض كنید نظام سرمایه‏داری نوعی فیلتر خاص برای دودكش كارخانجات ساخته است و می‏خواهد از طریق فروش این محصول در سطح وسیع به درآمد كلانی برسد . این سیستم دو كار می‏تواند انجام دهد . یا از طریق آیین‏نامه‏ای حكومتی همه تولید كنندگان را مجبور كند از این فیلتر مخصوص خریداری كنند كه این راه خیلی مؤثر نیست . راه دیگری كه وجود دارد این است كه از پشتوانه مردمی برای این كار استفاده كند . بر این اساس، ابتدا از مردم می‏پرسند: در شرایطی كه سلامتی انسان در خطر باشد یا محیط زیست ناسالم باشد، چه چیزی باید در اولویت‏سیاست‏های دولت قرار گیرد؟ پاسخ روشن است: «دولت موظف است‏با آلاینده‏های محیط زیست مبارزه كند» . خوب حالا طبق نظر مردم كارخانجات موظف هستند دودكش كارخانه‏های خود را اصلاح كنند . پس از تمهید این مقدمات ناگهان فیلتر مخصوص در رسانه‏ها به طور وسیعی تبلیغ می‏شود و در مدت كمی به فروش می‏رسد و اگر كارخانه‏ای از خرید و نصب آن فیلتر امتناع كرد، با قانونی كه خواست مردمی است، با او برخورد می‏شود .
- در حوزه سیاسی و اجتماعی هم رسانه‏ها نقش مؤثری در سازمان دهی افكار عمومی بازی می‏كنند; برای مثال رسانه‏ها با بهره‏گیری از نظرهای كارشناسانه مجرب‏ترین روان‏شناسان و جامعه شناسان به نوعی تبلیغ می‏كنند كه گویا تنها نظام سرمایه داری غربی مروج، مدافع و حافظ آزادی و حقوق و كرامت انسانی است . این رسانه‏ها محتوای برنامه‏های خود را بر پایه سه عنصر اصلی آزادی، زیبایی و نشاط می‏سازند كه بدون تردید هر جوانی شیفته آن می‏شود . در این شرایط، شما چگونه انتظار دارید جوانان و نوجوانان در كشورهای مختلف و از جمله در خود امریكا، با تاریخ سراسر فریب و پر از ظلم و استثمار غرب آشنا شوند و بدانند كه مثلا همین امریكای مدعی دموكراسی و كرامت انسانی در طی چند دهه با مردم ویتنام چه كرد؟ یا آن كه دفاع یك جانبه او از اسرائیل چه جنایاتی در فلسطین به همراه داشته است؟
- نكته دیگر در مورد رسانه‏های غربی، خبرسازی و آماده ساختن افكار عمومی برای رویارویی با حوادث است . فرض كنید، اسرائیل در نظر دارد دست‏به كشتاری وحشیانه در سرزمین‏های اشغالی بزند . اگر این كار بدون مقدمه انجام شود، افكار مردم در غرب آن را نمی‏پذیرد; ولی اگر به مدت یك هفته جنازه چند اسرائیلی را كه در اثر عملیات استشهادی یا به اصطلاح آن‏ها تروریستی كشته شده‏اند، نشان دهند و جوانان مسلمان را چهره‏هایی تروریست معرفی كنند، حمله اشغالگرانه، با عنوان عملیات ضد تروریستی، برای مردم توجیه می‏شود . از این قبیل مسائل به اندازه‏ای فراوان است كه به توضیح بیشتر نیاز ندارد . خلاصه این كه در جهت توجیه برنامه‏های استكباری، رسانه‏های خبری كار توجیه افكار عمومی و مشروع جلوه دادن اعمال سیاستمداران غربی را عهده دار می‏شوند .

فكر می‏كنید قابلیت‏های برجسته رسانه‏های غربی كه به برخی از آن‏ها اشاره كردید، چه آثار سوء اجتماعی به دنبال خواهد داشت؟

- یكی از آثار و پیامدهای سوء رسانه‏های جمعی رواج مصرف گرایی و جعل نیازهای كاذب و . . . برای رسیدن به سود بیش‏تر است . جالب است‏بدانید كه گسترش فرهنگ مصرف گرایی حتی به حوزه‏هایی راه یافته كه با سلامت انسان به طور مستقیم سر و كار دارد; مثلا در مورد دستگاه عكس برداری M.I.R كه برای سلامت انسان خطرهایی دارد - و خود از عوامل ایجاد سرطان است و تنها در مرحله‏ای كه امتیاز استفاده از این دستگاه بر مضرات احتمالی آن بچربد باید از آن استفاده كرد - طوری تبلیغ شده كه بیماران انتظار دارند برای یك دل درد ساده حتما یك آزمایش M.I.R برایشان تجویز شود و اگر پزشكی این كار را نكرد، در ذهن بسیاری از مردم یك پزشك حاذق به حساب نخواهد آمد . علت این فرهنگ در حال شیوع، تبلیغات وسیعی است كه در مورد آن شده و علت این تبلیغات، سود سرشاری است كه كارخانجات بزرگ از آن می‏برند . جالب است‏به مطلب دیگری نیز در این زمینه اشاره كنم . بر اساس آماری كه كنگره امریكا منتشر كرده، تعداد كسانی كه در اثر انژیوگرافی غیرضروری دچار مرگ ناگهانی شده‏اند، به مراتب از كسانی كه به علت گرفتگی عروق خونی جان سپرده‏اند بیش‏تر است; اما با وجود این گرایش به استفاده از این ابزارها حتی در مواقع غیر ضروری در حال افزایش است . خلاصه این كه رواج مصرف‏گرایی در عرصه‏های مختلف زندگی اجتماعی در خدمت‏سود بیش‏تر سرمایه‏داران غربی قرار دارد و این نكته‏ای است كه ما عمدتا از آن غافل هستیم .
- نكته مهم دیگر در مورد پیامدهای منفی رسانه‏های غربی، زوال نظام اندیشه و ساختار قضاوت در انسان‏های جهان سوم و حتی در خود جهان غرب است . امروزه، در اثر بمباران شدید اطلاعاتی، انسان‏ها به جایی رسیده‏اند كه دیگر قدرت تفكر و تشخیص صحت و سقم اخبار را از دست داده‏اند; به طوری كه هر چه به انسان امروزی بگویید باور می‏كند; چرا كه دلیلی برای باور نكردن ندارد; مثلا اگر من به شما بگویم، همین كاغذی كه پیش روی شما است پوست نوعی ماهی است كه طی یك فرآیند شیمیایی و با استفاده از ماده‏ای به نام دی‏اكسین ساخته شده چه دلیلی می‏توانید ارائه كنید كه حرف من درست نیست؟ به خصوص اگر شما بدانید كه رشته تحصیلی من شیمی بوده است . جالب است كه پنجاه سال پیش جرج برنارد شاو گفته بود: در آینده هر ایده‏ای هر قدر هم كه احمقانه باشد، بالاخره یك پروفسوری پیدا می‏شود كه از آن دفاع كند، خصوصا این كه تكنولوژی ارتباطی و تبلیغاتی هم از آن پشتیبانی كند . البته این حرف زیاد هم عجیب نیست . وقتی انسان با پدیده‏ای پر رمز و راز و پیچیده مثل كامپیوتر مواجه می‏شود و توجیهی برای عملكرد گسترده آن ندارد، همه چیز را باور می‏كند . پس به طور خلاصه می‏توان گفت انسان‏های امروزی قدرت دفاعی فكر خود را در مقابل امواج داده‏های اطلاعاتی از دست داده‏اند و به اصطلاح به «ایدز فرهنگی‏» مبتلا شده‏اند!
- بالاخره زوال فرهنگ‏های بومی و آداب و سنن اقوام و ملل یكی دیگر از آثار منفی رسانه‏های تصویری غرب است; برای مثال شما ببینید چقدر ذائقه مردم ایران با پیتزا، ساندویچ و غذاهای فرنگی عادت كرده است . همین طور در لباس پوشیدن و مصرف لوازم آرایشی، نوع آداب و رسوم اجتماعی و . . . چقدر خود آگاه یا ناخود آگاه تحت تاثیر فرهنگ غربی قرار گرفته‏ایم . در مسائل فرهنگی نظیر موسیقی هم كار به جایی رسیده است كه رسانه ملی ایران موسیقی پاپ را بیش‏تر از موسیقی اصیل ایرانی پخش می‏كند; چرا كه مخاطبان بیش‏تر به این موسیقی گرایش دارند . شكاف نسل‏ها و فاصله میان والدین و فرزندان و حتی میان دو برادر كه 10 سال با هم اختلاف سنی دارند، از آثار همین رسانه‏های خبری و تكنولوژی ارتباطی است .

خوب با توجه به نقش بسیار رسانه‏ها در ایجاد تغییرات فرهنگی در جامعه و با توجه به گسترش روز افزون بهره‏گیری از این رسانه‏ها و تكنولوژی ارتباطی چه آینده‏ای را برای فرهنگ ایران پیش بینی می‏كنید؟ به نظر شما، آیا اقدامات انجام شده در این زمینه می‏تواند تاثیر قابل توجهی در روند این تغییرات فرهنگی داشته باشد؟ در غیر این صورت، آیا فكر نمی‏كنید تصویری كه شما از آینده جهانی شدن ترسیم كردید، تنها نوعی وحشت و دلهره برای خانواده‏ها و جوانان ما فراهم می‏كند؟

آینده نگری در مورد فرهنگ ایران در صورتی كه هم ما و هم غرب و امریكا با همین وضع حركت كنیم، به هیچ وجه به نتیجه مطلوب و مطابق میل ما نخواهد انجامید و از این بابت‏باید احساس نگرانی كرد . متاسفانه باید بگویم كه به رغم انذار به موقع و روشنگرانه مقام معظم رهبری در سال 1372 در خصوص تهاجم فرهنگی و همچنین طرح مساله شبیخون فرهنگی از ناحیه ایشان، تا امروز نتوانسته‏ایم كار شایسته‏ای در زمینه مقابله با این تهاجم انجام دهیم; چرا كه هنوز واقعیت مساله را به درستی نشناخته‏ایم و برنامه مدون و علمی هم در این زمینه تدوین نكرده‏ایم . به نظر من، راه مقابله با امواج این تهاجم، مخالفت‏با بهره‏گیری از رسانه‏های تصویری نیست . جریانی را كه در پیش است نمی‏توان صرفا با استفاده از سیم خاردار و سایر موانع فیزیكی مسدود كرد . بد نیست‏بدانید كه یك شركت آلمانی بنام NRW با همكاری یك شركت الكترونیك در سوئیس به تكنولوژی جدیدی دست‏یافته‏اند كه قادر است كلیه سیگنال‏های اطلاعاتی، اعم از مخابراتی، رادیویی، تصویری، دیجیتالی و . . . را از طریق سیم برق انتقال دهد . زمینه‏ای كه پایه این تكنولوژی را تشكیل می‏دهد این فكر بوده كه گسترده‏ترین شبكه ارتباطی در جهان شبكه برق رسانی است و اگر بتوان با روشی خاص كلیه سیگنال‏ها را وارد شبكه برق كرد، می‏توان بدون نیاز به وسائل دیگر، كلیه امواج و اطلاعات را نقل و انتقال داد . خوب شما فكر می‏كنید نتیجه عملی این تكنیك چیست؟ به نظر من، نتیجه عملی این تكنولوژی آن است كه شما در آینده قادر خواهید بود از پریز برق منزلتان یا دفتر كارتان به طور همزمان برای مكالمات تلفنی، دریافت كلیه امواج تلویزیونی (حداقل‏300 كانال) فاكس، اینترنت و . . . استفاده كنید . در این جا مجددا تكرار كنم با اتخاذ سیاست‏های سلبی صرف كاری از پیش نمی‏رود . باید صورت مساله را به درستی شناخت و سپس با یك فكر و تشكیلات جمعی به مطالعه در این زمینه نشست; راهكارهای مناسب را برای برخورد با این مساله پیدا كرد و به طور ایجابی وارد مرحله عمل شد . به نظر من، كاری را كه تاكنون انجام نداده‏ایم، باید از امروز شروع كنیم كه فردا دیگر خیلی دیر است .

به طور خلاصه، راهكارهای پیشنهادی شما برای برخورد ایجابی با مساله تهاجم فرهنگی چیست؟

پاسخ به این سؤال را به طور كامل و مبسوط در فصل «چه باید كرد» از كتاب «طلوع ماهواره و افول فرهنگ‏» آورده‏ام و دانشجویان عزیز را به آن كتاب ارجاع می‏دهم . اجمالا عرض كنم كه در آن كتاب من راهكارهای برخورد با مساله تهاجم فرهنگی را به سه دسته تقسیم كرده‏ام: یكی در این رابطه است كه مردم و خانواده‏ها - بدون توجه به این كه دولت و سازمان‏های متولی امور فرهنگی چه می‏كنند - در مقابل این تهاجم فرهنگی چه باید بكنند؟ در بخش دوم راه‏هایی را كه دست‏اندركاران و طراحان و مدیران و متولیان فرهنگ و اخلاق و ارشاد جامعه باید بدان روی آورند، ذكر كرده‏ام; مستقل از این كه مردم و خانوادها چه می‏كنند . بالاخره در فصل سوم زمینه‏هایی را كه مشتركا مردم و مسئولان باید انجام دهند، تشریح كرده‏ام .
خوشبختانه استقبالی كه از این كتاب به عمل آمد، هم مرا شگفت زده كرد و هم نشان داد كه مردم ما واقعا دغدغه فرهنگ و آینده جوانان و فرزندان خود را در سر دارند .

اگر بخواهیم یك علت را به عنوان علت اصلی مشكلات مسؤولان در برخورد با مساله تهاجم فرهنگی معرفی كنیم، شما از كدامین علت نام خواهید برد؟

به نظر من، مشكل اصلی این است كه ما در مسائل مهم مملكتی از افراد كاردان به درستی استفاده نمی‏كنیم . در مقولات فرهنگی و عقیدتی، كارها و برنامه‏ها باید خیلی حساب شده باشد . خصوصا كه ما داعیه تفكر جهان شمولی داریم و مدعی هستیم كه اسلام جوابگوی همه مسائل در همه عصرها و برای همه نسل‏ها است; ولی با وجود این ادعا كه به نظر من ادعای درستی هم هست، در مقام عمل به گونه‏ای برخورد می‏كنیم كه با هر اتفاق كوچكی به تعبیر برخی «اسلام را در خطر می‏بینیم‏» . شما این موضوع را بررسی كنید كه چطور شد در سال‏های آغاز انقلاب حتی تا چند سال پس از انقلاب، به تعبیر امام، دین اسلام و مكتب تشیع ماركسیسم را به عقب راند و حركت عظیم روشنفكران مذهبی را در ایران به وجود آورد و رژیم شاه و جهان استكبار را به وحشت انداخت .

خوب با تمهید این مقدمات می‏خواهیم وارد بحث جهانی شدن از منظر اقتصادی آن بشویم و در خصوص روند جهانی شدن در عرصه اقتصاد و تبعات آن مطالبی را از حضرت عالی بشنویم . خوب است‏بحث را از این جا آغاز كنیم كه چه روندی كشورهای در حال توسعه را به بحث جهانی شدن اقتصاد راهنمایی كرد؟ و سرمایه داران با طرح این ایده چه سیاستی را دنبال می‏كنند؟

در زمینه جهانی سازی ( Globalization) ابعاد مختلفی قابل بررسی است كه به نظر من مهم‏ترین آن جنبه فرهنگی جهانی شدن است كه اشاره شد . در خصوص جهانی شدن از بعد اقتصادی آن نیز به اختصار نكاتی را با هم بررسی می‏كنیم .
ببینید نظام سرمایه داری ذاتا افزون طلب است . این سود طلبی نیروی محركه‏ای است كه دامان هر انسان و هر صاحب سرمایه‏ای را می‏گیرد . در چرخه «سرمایه، كار، ابزار تولید» محصول تولیدی است كه باید به فروش برسد و ارزش افزوده را به صاحبان سرمایه بازگرداند . تولید انبوه برای رسیدن به سود انبوه نیازمند بازار مصرف است . بدیهی است كه بازار مصرف اشباع ناشدنی نیست; خصوصا اگر رقبایی در كار باشند . لذا باید برای تحصیل سود بیش‏تر به راهكارهایی جدیدی روی آورد . یكی از این راهكارها كاهش هزینه تولید است . عواملی كه در هزینه تولید دخالت دارند، عبارتند از:
    1 - حقوق و مزد كارگر و ماده اولیه یا به اصطلاح ماده خام
    2 - مقررات و ضوابط قانونی، ضوابط و مقررات دولتی
    3 - مالیات‏ها و دیگر كسورات قانونی
    4 - ضوابط و معیاهای زیست محیطی و تدابیر قانونی برای جلوگیری از آلوده شدن محیط زیست
    5 - طی كردن مسیر كار از خط تولید به بازار مصرف و هزینه نقل و حمل و بیمه و . . .
    6 - هزینه‏های بازاریابی و خلع سلاح رقیب یا از میدان برون كردن او
بر همین اساس، بررسی عوامل یاد شده در دستور كاری سرمایه‏گذار قرار می‏گیرد; مثلا اگر تشخیص داده شد با ادغام مدیریت‏ها در یك سازمان هزینه تولید كاهش و سود بیش‏تری عاید خواهد شد، چند كارخانه رقیب طی توافقنامه‏ای در هم ادغام می‏شوند .
گام بعدی یافتن نیروی كار ارزان است . وقتی نیروی كار در جنوب اندونزی یا هندوستان با حقوقی برابر با صد دلار در ماه وجود دارد - در مقابل ماهی 10 - 15 هزار دلار مزد كارگر فنی در اروپا - سرمایه داران به فكر انتقال كارخانجات خود به چنین مكان‏هایی می‏افتند . در این مناطق، علاوه بر نیروی كار ارزان، مقررات كارگری، ضوابط هزینه ساز زیست محیطی و نظارت دولتی هم وجود ندارد . فاصله كارگاه تولید تا بازار مصرف نیز كم‏تر است . نتیجه این امر كاهش شدید قیمت محصول تولیدی خواهد بود . واضح است در این شرایط دیگر دولت‏ها نقشی جدی در نظارت بر سرمایه‏گذاری‏ها نخواهند داشت و به قول معروف این سرمایه «جهانی شده‏» از هفت دولت آزاد است . در طی این روند ضرورتی احساس شد كه سازمان تجارت جهانی (W T O) به وجود آید و ضوابط خاصی برای این قبیل سرمایه گذاری‏ها اعلام كند . به نظر من، زمانی كه همه كشورهای جهان ناچار به عضویت آن سازمان درآمدند و صادرات و واردات كالا اعم از كالای كشاورزی و تولیدی و صنعتی از هر گونه عوارض بازرگانی و گمركی معاف شد و واردات و صادرات در یك نظام آزاد و بدون مرز و بدون نظارت دولت‏ها صورت گرفت، به طور كامل وارد دنیای جهانی شده گشته‏ایم .

به نظر شما، این سیاست چه تبعاتی برای كشورهای صنعتی در بر خواهد داشت؟

در مرحله اول موج فزاینده بیكاری از نتایج‏سیاست جهانی سازی است كه در حال حاضر كشورهای اروپایی را در برگرفته و روند آن نیز روزافزون است . این موج روز افزون بیكاری تبعات اجتماعی بحران‏زایی را هم به دنبال خواهد داشت . فرهیختگان و اندیشمندان كشورهای مختلف هم اكنون مشغول بررسی آثار سوء و پیامدهای عظیم اجتماعی جهانی شدن هستند و مرتب این آثار و پیامدها را به جوامع گوشزد می‏كنند; برای مثال خوب است‏به یك نمونه از پیش بینی این متفكران اشاره كنم . به عقیده این گروه، تا سال 2010 كشورهایی مانند آلمان با جامعه «20 - 80» مواجه خواهند شد . «جامعه 20 - 80» یعنی جامعه‏ای كه در آن فقط 20 درصد انسان‏ها و نیروهای لایق، كار دارند و 80 درصد بقیه بیكارند . حال این نیروی 80 درصد بیكار چه باید بكند؟ در جواب گفته می‏شود " " tohavelunchortobelunch یعنی «یا داری و می‏خوری و یا می‏خورندت‏» . بدیهی است انسان گرسنه چه می‏كند؟ اولین كاری كه برایش امكان‏پذیر است، دزدی و سرقت و تجاوز به حریم مردم است .
- از آثار و تبعات دیگر خروج سرمایه و تولید از كشورهای صنعتی، كاهش درآمد دولت‏ها است . وقتی كالایی مثلا در آلمان تولید نشد و گردش مالی در این كشور كاهش یافت، درآمد مالیاتی دولت هم كاهش می‏یابد و بالطبع میزان خدمات دولتی اعم از رفاهی و تعاونی هم كاهش خواهد یافت . این امر در نهایت ضربات مهلك اقتصادی را حتی به كشورهای صنعتی وارد خواهد كرد .

كشورهای جهان سومی چه وضعیتی پیدا خواهند كرد؟ آیا انتقال صنعت‏به آن كشورها وضعیت اقتصادی آن‏ها را بهبود نخواهد بخشید؟

نه، كشورهای جهان سوم در طی این فرایند تنها به دلیل نیروی كار ارزان، به كارگاه‏های تولیدی كشورهای توسعه یافته تبدیل می‏شوند و هرگز خود به كشوری صنعتی تبدیل نخواهند شد; زیرا پشتوانه علمی صنایع تولیدی به هیچ وجه به این كشورها منتقل نمی‏شود . این كشورها هر لحظه با خطر سقوط اقتصاد ملی یا خطر انتقال سرمایه به جای ارزان‏تر مواجه هستند .

آیا انتقال كارخانجات تولیدی به كشورهای جهان سوم به معنای تعطیل كار در كشورهای توسعه یافته نیست؟

نه، در آن زمان تحقیقات آزمایشگاهی همچنان در كشورهای توسعه یافته ادامه خواهد داشت; مثلا كارگاه‏های طراحی یا آزمایشگاه‏های تحقیقاتی كه توسط نخبگان و اندیشمندان اداره می‏شوند و از محیطی سالم و هوایی پاك برخوردارند، همچنان در كشورهای اصلی باقی خواهند ماند . در واقع مغز اصلی تولید و تهیه نقشه‏های نرم‏افزاری و سخت‏افزاری كه توسط مدیرانی دانشمند اداره می‏گردد، هرگز به جهان سوم انتقال نخواهد یافت . تنها ضایعات آلوده كننده زیست محیطی و . . . به مكان‏های یاد شده انتقال می‏یابد; برای مثال چند كارخانه لوازم صوتی بزرگ در آلمان و هلند كه تا چند سال پیش حدود نیم میلیون كارگر و نیروی متخصص در اختیار داشتند و نیازهای مصرفی بخش اعظمی از جهان را تامین می‏كردند، وقتی با تولید ارزان ژاپن و كره مواجه شدند و آن‏ها را رقیبان خود حس كردند، ناچار گردیدند در هم ادغام گشته، به جنوب شرقی آسیا روی آورند . در نتیجه دفتر مركزی این چند شركت «جهانی شده‏» با حدود 200 نیروی كار در آلمان متمركز شد، آن نیم میلیون كارگر رها شدند و كارگاه به جنوب اندونزی انتقال یافت . با بهره‏گیری از تكنولوژی كامپیوتر و فاكس و اینترنت، آن 200 نفر هم به 40 نفر تقلیل پیدا كرد . در مرحله بعد، 30 تن از این مدیران دفتر كار خود را به منازل خود انتقال دادند; یعنی در حقیقت‏شركت مادر، از آنان خواست اتاقی در منزل خود سامان داده، با استفاده از وسائل ارتباطی مدیریت‏خود را انجام دهند و با دفتر مركزی كه مركب از 8 مدیر ارشد است و نیز با مركز تولید در جنوب اندونزی مرتبط باشند . بر این اساس، آن ساختمان عظیم مركزی با 30 طبقه و تجهیزات جانبی، تبدیل به دفتری در حد یك آپارتمان در طبقه چهلم برجی بزرگ در منطقه‏ای خوش آب و هوا در فرانكفورت شد . در گام آخر، این مدیران به سه گروه تقسیم شدند و دو نفر در كالیفرنیا، دو نفر در هنگ كنگ و دو نفر در دبی مستقر گردیدند; به طوری كه با احتساب اختلاف زمان، هر كدام از این 2 نفر با یك شیفت كار در روز، 24 ساعته با مراكز تولید و تحقیق و فروش و كنترل در ارتباط هستند . تمام این سیاست‏گذاری‏ها طی چند مرحله و در عرض كم‏تر از 10 سال، از چند شركت اروپایی، یك غول عظیم جهانی ساخت كه دیگر تابع هیچ ضوابط و مقرراتی، جز اقتضائات سود و زیان و فروش جهانی، نیستند . بدین ترتیب است كه ملاحظه می‏كنید قیمت كالاهای صنعتی خصوصا صوتی و تصویری روز به روز كاهش می‏یابد; و با تنوعی كه روز به روز پیدا می‏كنند چه به لحاظ كیفیت كار و چه به لحاظ ظاهر و . . . هیچ گاه دچار اشباع بازار نخواهد شد . تبعات این جهانی سازی فقط متوجه كشورهایی نظیر ما و كشوهای جهان سومی نخواهد بود . همان طور كه گفتم كشورهای به اصطلاح مادر هم از این رهگذر با بحران‏های عظیم و روزافزون كاهش درآمدهای ملی و كاهش خدمات عمومی و . . . مواجه خواهند بود .

آیا كشورهای صنعتی برای رفع این مشكل هیچ راه حلی ارائه نكرده‏اند؟

چرا، اما به نظر من این راه حل‏ها مقطعی است و در نهایت مشكل را به طور كامل حل نمی‏كند . راه حلی كه كشورهای صنعتی برای برخورد با این مشكل یافته‏اند این است كه قانونی وضع كنند كه بر اساس آن دولت‏به كارگرانی كه بیكار می‏شوند، تا مدتی حقوق پرداخت كند . اما از آن جا كه دولت نمی‏تواند به هر كسی كه بیكار است‏حقوقی پرداخت كند، آمدند و تعریف جدیدی از بیكاری ارائه كردند و گفتند بیكار كسی است كه قبلا كاری داشته و بعد به هر علتی كه خارج از اراده آن كارگر بوده - از جمله همین بحث جهانی شدن اقتصاد و ادغام شركت‏ها در هم و . . . - بیكار شده است . تازه همین افراد هم در یك دوره محدودی حت‏حمایت دولت قرار می‏گیرند و پس از مدتی هر كاری كه دولت‏به او پیشنهاد كرد، باید انجام دهد وگرنه دیگر حقوقی به او پرداخت نمی‏شود . همان‏طور كه می‏بینیم این راه حل نمی‏تواند در دراز مدت موفق باشد .
راه حل دیگری كه برخی از كشورها در زمینه برخورد با مشكل بیكاری ارائه دادند، این بود كه گفتند برای حل معضل بیكاری در دانشگاه‏ها را باز می‏كنیم و دانشگاه را پاركینگ جوان‏های بیكار می‏سازیم . این جوانان تا دوران تحصیلشان در دانشگاه تمام شود، از دولت كاری نمی‏خواهند و بحران بیكاری قدری عقب می‏افتد; ولی به هر حال بحران بیكاری بحرانی است كه به نظر من از سال 2005 به بعد گریبان جوان‏های اروپایی را خواهد گرفت .

با وجود این فكر می‏كنید كشوری چون ایران در قبال فرایند جهانی شدن چه اقدامی باید انجام دهد؟ قانون تجارت جهانی را بپذیریم یا نه؟

خدا نكند كشور ما در شرایطی قرار گیرد كه مجبور به ورود در تجارت جهانی (W.T.O) شود . خواهید پرسید چرا؟ چون اگر قوانین تجارت جهانی را پذیرفتیم یعنی قبول كردیم كه در عرصه اقتصاد و تجارت مرزی بین كشورها وجود ندارد، دیگر نمی‏توان روی اجناس خارجی مالیات و سود بازرگانی و عوارض گمركی و . . . گذاشت . اگر خواستیم سود بازرگانی و گمركی برای تولیدات خارجی در نظر بگیریم، همین مقدار بازار كشمش و پسته و فرشی هم كه داریم از دست‏خواهیم داد . اگر مرز گمركی را برداشتیم اجناس خارجی با كیفیت‏بالا و قیمت پایین وارد بازار ایران می‏شود . حالا تصور كنید در نمایشگاه اتومبیل در تهران اتومبیل بنز 240 را به قیمت 5/1 میلیون تومان می‏فروشند و اتومبیل پیكان را با قیمت 5/7 میلیون تومان . شما هر چقدر هم بخواهید بگویید كه این جنس تولید داخل است و روی آن تبلیغ كنید، كسی از شما نخواهد پذیرفت كه بنز را با آن قیمت و كیفیت رها كند و به پیكان با این قیمت و كیفیت تن دهد . در این صورت، صنایع داخلی كشور به شدت و سرعت از بین خواهند رفت; موج بیكاری دامن كشور ما را هم خواهد گرفت و تبعات فرهنگی و اجتماعی خاص خود را به دنبال خواهد آورد .

خوب شما فكر نمی‏كنید شرایط جهانی به گونه‏ای دارد پیش می‏رود كه ما در آینده‏ای نه چندان دور مجبور به پذیرش قانون تجارت جهانی بشویم؟ اگر ایران در آینده مجبور به پذیرش این قانون شود، با توجه به تصویری كه شما از آینده جهانی شدن ترسیم نمودید، وحشت و دلهره شدیدی جوانان ما را فرا خواهد گرفت; این‏طور نیست؟

چرا، دقیقا همان حرفی كه قبلا در مورد تهاجم فرهنگی زدم در این بحث هم باید تكرار كنم . ببینید جریانی در پیش است كه نمی‏توان جلوی آن را با سیم خار دار و سایر موانع فیزیكی گرفت، بلكه باید سیستم را به طوری از درون قوی كنیم كه فعل و انفعالات بیرونی آن را دچار بحران نكند .
در مساله تجارت جهانی هم با یك چنین وضعیتی روبه‏رو هستیم . شرایط به هر حال ما را به پذیرش این قانون خواهد كشاند و چنان تبعاتی هم دیر یا زود در جامعه ما فراگیر خواهد شد . اما خوب چه باید كرد؟ آیا باید ساكت نشست و از آینده‏ای كه در مقابلمان قرار دارد حرفی نزد؟
به هر حال، به نظر من، اگر ما بدون یك فكر دقیق وارد جریان تجارت جهانی شویم، در آینده نزدیك دچار مشكلات حادی در عرصه‏های مختلف سیاسی و اقتصادی و از همه مهم‏تر در بعد فرهنگی و دینی خواهیم شد .

پیشنهاد شما برای برخورد مناسب با مساله تجارت جهانی چیست؟

من فكر می‏كنم تصمیم‏گیری در مورد موضوع تجارت جهانی در حال حاضر هم دیر شده است; اما به هر حال در گام اول باید آینده تجارت جهانی را به درستی برای جامعه ترسیم كنیم . به نظر من، در چنین شرایطی مطرح نكردن این مسائل چندان به صلاح جامعه و به خصوص نسل جوان ما نخواهد بود .
گام بعدی این است كه با طرح‏هایی پخته و حساب شده شتاب این جریان را كند كنیم; چرا كه به نظر من به هیچ وجه نمی‏توان سرعت این جریان را به صفر رساند . تنها كاری كه امكان انجام آن هست این است كه ما شتاب این جریان را كاهش دهیم تا برای تحلیل بهتر و ارائه راه حل مناسب‏تر زمان پیدا كنیم .

به نظر شما، آیا متفكران و فرزانگان ایران، به مساله تجارت جهانی همان طوری نگاه می‏كنند كه شما نگاه می‏كنید؟ و آیا تا كنون اقدامی مناسب در این زمینه انجام گرفته است؟

نه، بسیاری از متفكران و حتی مسؤولان رده‏های بالای كشور این مساله را خیلی جدی نگرفته‏اند و اقداماتی كه تا كنون در این زمینه انجام شده به هیچ وجه در مسیر درست قرار نگرفته است . كاش فقط در مسیر درست نبودیم; چرا كه در بسیاری از موارد سیاست‏های ما كارها را بیش از پیش خراب می‏كند . دقیقا همان اتفاقی كه در مساله تهاجم فرهنگی رخ داد و ما را با مسائلی روبه‏رو كرد كه امروزه در حل آن مانده‏ایم، در مساله تجارت جهانی هم در حال وقوع است و در آینده‏ای نزدیك ما را با مشكلاتی آن چنانی درگیر خواهد كرد; به عبارت دیگر، مساله تجارت جهانی روندی است كه دارد دنبال می‏شود، این ما هستیم كه باید سبت‏خودمان را با آن تشخیص دهیم و دریابیم در كجای این جریان قرار داریم یا می‏خواهیم باشیم؟ حرف من در این زمینه همان حرفی است كه در مورد مساله تهاجم فرهنگی مطرح كردم: اگر ما زمانی كه هشدار مقام معظم رهبری در مورد شبیخون فرهنگی داده شد، عمق این هشدار را فهمیده بودیم و درست عمل كرده بودیم، به جایی نمی‏رسیدیم كه ایشان پس از گذشت چند سال از آن هشدار، از عمق وجود فرمان مبارزه با فساد، فقر و تبعیض را صادر كنند; فرمانی كه نشان می‏داد كه حداقل در این چند سال همه ما مساله را اشتباه فهمیده‏ایم و به شیوه نادرستی رفتار كرده‏ایم .

به كوشش: سیدمحمدتقی موحدابطحی /پرسمان شماره 11

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما