امان از اين بچه هاي بد اخلاق!
خشونت كودكان و راههاي درمان آن
بسياري از والدين از پرخاشگري و رفتار خشونت آميز فرزندان خود شكايت دارند و مي خواهند بدانند با كودكي كه سروصدا راه مي اندازد، اشيا را به اين طرف و آن طرف پرتاب مي كند، با ديگران درگير مي شود و به آنها صدمه مي زند، چه رفتاري بايد داشته باشند و دليل پرخاشگري و خشونت كودكان چيست؟روانشناسان خشونت كودكان را از جنبه هاي مختلف مورد بررسي قرار داده و معتقدند، خشونت در مواردي حاكي از جريحه دار شدن عاطفه است و نشان مي دهد كودك از امري شديداً ناراحت است و با عصبانيت و خشم شديد مي خواهد آن را نشان دهد تا قدري سبك شود. همچنين خشونت مي تواند نشانه ابراز شخصيت باشد. طفلي كه در فشار روحي شديد است و احساس مي كند شخصيتش خرد شده و زير سؤال رفته سعي دارد به هر ترتيبي شده خود را نشان دهد و اثبات كند آن چنان نيست كه ديگران گمان كرده اند بلكه مي تواند روي پاي خودش بايستد و از خود دفاع كند.زهره فتوحي، كارشناس ارشد مشاوره، خشونت و پرخاشگري كودكان را يك نوع مشكل رواني مي داند و مي گويد: تشخيص بيماريهاي جسماني كودكان توسط والدين دشوار نيست اما مشكلات رواني كودكان را به اين آساني نمي توان تشخيص داد زيرا مشكلات رواني فقط از طريق علايم قابل تشخيص هستند، آن هم علايمي كه اغلب پدر و مادرها از آنها بي اطلاعند.وي مي گويد: كودكان نيز مانند بزرگسالان دچار آشفتگي ها و اختلالات رواني- رفتاري مي شوند كه به صورت رفتارهاي نابهنجار بروز مي كند. به طور كلي رفتارهاي انسان كوششي است در جهت سازگاري و اكثر افراد به شيوه اي سازمان يافته عمل مي كنند كه به تحقق اهداف و ارضاي نيازها منتهي گردد، يعني پاسخهاي آنان به صورت الگوهاي رفتاري هدفمند متجلي مي شود كه موضوع اصلي آن شخصيت است اما تفاوتهايي در انواع سازماني رفتاري در افراد وجود دارد. عده اي سازنده و كارآمد عمل مي كنند و تلاشهاي سازگارانه آنان، واقع بينانه، از لحاظ اجتماعي، بارور و از جنبه شخصي ارضاكننده است در حالي كه افراد ديگر اغلب به جاي شيوه هاي مؤثر و فعالانه در مواجهه با مسايل و حل آنها از مكانيزمهاي دفاعي استفاده مي كنند.بنابراين در حالي كه همه رفتارها تلاشي است در جهت سازگاري، اما همه آنها به سازگاري مطلوب و موفقيت آميز منجر نمي شود. رفتارهاي ناسازگار و سامان نيافته تحت عنوان رفتارهاي نابهنجار بررسي مي شوند يا رفتارهايي كه با محركهاي ايجاد كننده آن تناسب و سنخيتي ندارند. پرخاشگري و خشونت الگوهاي رفتاري ناسازگارانه در كودك است كه انعكاسي از احساس ناامني در اوست.عده اي از روان شناسان معتقدند: پرخاشگري غريزي است و نوزاد انسان با آن متولد مي شود اما بسياري از نظريه پردازان آن را اكتسابي مي دانند و بر اين باورند كه كودك رفتارهاي خشونت آميز را در تعامل با محيط مي آموزد. پرخاشگري رفتاري است كه در اثر عدم ارضاي نياز و به دليل تخليه تنشهاي ناشي از آن بروز مي كند. روان شناسان دو نوع پرخاشگري را از يكديگر متمايز ساخته اند. پرخاشگري وسيله اي و پرخاشگري خصمانه. پرخاشگري وسيله اي، رفتاري است در جهت رسيدن به هدف مثل پرخاشگري بازيكنان فوتبال هنگام مسابقه. اما پرخاشگري خصمانه يا خشونت، رفتاري است در جهت آسيب رساندن به ديگران.فتوحي معتقد است: در ايران يكي از عمده ترين مرگهاي جوانان خشونت آنان نسبت به ديگري است. در سنين قبل از 5/2 سالگي كودكان مصمم هستند چيزي را كه مي خواهند با حركات تهديدآميز به دست آورند. در سنين 5/2 تا 5 سالگي عموماً براي به دست آوردن اسباب بازيها، و كنترل بازي تلاش مي كنند. پرخاشگري سطحي غالباً در زمان بازيهاي اجتماعي ديده مي شود. در سنين 6 الي 7 سالگي مقداري از پرخاشگري كودكان و خودمحوري آنان كاسته مي شود و بهتر مي توانند ديگران را درك كنند و خشم خود را تحت كنترل درآورند هر چند سطح پرخاشگري كودكان از موقعيتي به موقعيت ديگر فرق مي كند ولي كودكان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با يكديگر تفاوت دارند. كودكاني كه در سالهاي اوليه به شدت پرخاشگرند به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي پرخاشگر خواهند بود و رفتار خشونت آميز در پيش خواهند گرفت.
پرخاشگري رفتاري مردانه است
كنترل رفتار خشونت آميز كودكان
خجسته ناطق / قدس شماره 5401