شبيه سازي؛ موافقين و مخالفين
شايد به جرأت بتوان گفت هيچ خبري براي يك بيمار، آزار دهنده تر از آن نيست كه بداند عضوي از بدنش ديگر قابل استفاده نيست و نياز به تعويض با قطعات يدكي دارد!حالا تصور كنيد اگر اين عنصر حياتي قلب، ريه و يا كبد باشد، چگونه بايد با مصيبت يافتن اهدا كننده، تأمين هزينه هاي سرسام آور پيوند (كه براي قشر پايين جامعه كمرشكن است) و ترديدهاي ناشي از ادامه زندگي با عضو ديگري دست و پنجه نرم كرد؟ در چنين شرايطي قطعاً برايتان جالب خواهد بود كه اگر بدانيد هر يك از ما در آينده اي نه چندان دور، به دنبال تحولات شگرف صورت گرفته در علم پزشكي، صاحب يك بانك با ذخيره اي از سلولهاي بنيادي خودمان (Stem cell bank) خواهيم بود كه با تزريق به بدن و تبديل شان به بافتها و اعضاي جوان و سالم، تعويض و جايگزيني هر بافتي از بدن نه تنها مشكل نيست، بلكه مسلماً تمام دل نگرانيهاي امروز را نيز مرتفع مي كند.حال باور مي كنيد اگر بگوييم در آينده اي نه چندان دور مي توان بيماري و پيري را به بوته فراموشي سپرد؟ "دنياي آينده" دنياي بازسازي و نه مداواي اعضاي بدن انسان خواهد بود.اين نظريه شايد تا چند سال پيش رويايي به نظر مي رسيد و تنها مي توانست سوژه مناسبي براي فيلمهاي علمي، تخيلي باشد؛ اما امروزه با عملي شدن پروژه شبيه سازي موجودات زنده و حتي انسان، تصورات تخيل گونه گذشته، لباس واقعيت به تن كرده اند، به گونه اي كه در آينده اي نه چندان دور دانش علمي بشر تحولات بس شگرفي را در عرصه هاي پزشكي رقم خواهد زد.به علاوه با شناسايي و كاربرد سلولهاي بنيادي كه قابليت تبديل به هر يك از 210 نوع سلول در بدن را دارند، برخورداري از قلب، ريه، كبد، استخوان و يا هر عضو جديد ديگر به جاي اعضاي معيوب و بيمار نه تنها منجر به افزايش عمر انسان به چيزي حدود 200 سال خواهد شد، بلكه احتمالاً مي تواند اميدهاي تازه اي را براي درمان انواع سرطان يا حتي بيماريهايي چون ام.اس به وجود آورد.با اين حال مطالعات كاربردي ترميم بافت مرده قلب، به عنوان نخستين پروژه هاي تحقيقاتي در زمينه تزريق سلولهاي بنيادي در كشور، طي چند ماه گذشته آغاز شده است و نخستين بيمار داوطلب به زودي مورد عمل جراحي قرار خواهد گرفت.با اين تفاسير گذري بر روند مطالعات انجام شده در زمينه ترميم اعضا به وسيله سلولهاي بنيادي قطعاً جالب خواهد بود. در اين ميان دستيابي محققان به پيشرفتهاي تازه در زمينه فناوري "كلونينگ" سيل عظيمي از مخالفتها را برانگيخت.دلايل اصلي مخالفان اخلاقي با كلونينگ نيز به خدشه دار كردن عزت انساني، هويت فردي و قلمداد شدن انسان همانند يك شيء به واسطه بحث همانند سازي باز مي گردد. در كنار اين عوامل عده اي نيز به دليل غير طبيعي بودن اين روش، آن را عملي غير اخلاقي به حساب مي آورند. متأسفانه در مورد كلونينگ درماني نيز اعتراضات اخلاقي بسياري وجود دارد. كلونينگ درماني عبارت است از به وجود آوردن بلاستوسيست بيماري كه داراي عارضه تخريب سلولي است. اين بلاستوسيست كه اساساً يك توده سلولي است، مي تواند كشت داده شده و تبديل به سلولهاي بنيادي شود.يك سلول بنيادي (Cell Stem) مي تواند به طور دايم رشد كرده و به انواع متفاوتي از سلولها تبديل شود. در واقع هر سلول بنيادي دو توانايي دارد. اول آن كه مي تواند مشابه خودش را بسازد و ديگر اين كه مي تواند به هر يك از 210 نوع سلول مختلف در بدن انسان تبديل شود. بدين ترتيب برخي از اين سلولها و مواد حاصل از آنها مي توانند استخراج شده و به بيماراني كه دچار ضايعه تخريب سلولي هستند، تزريق شوند. فايده چنين تكنيكي آن است كه به لحاظ مشابهت سلولهاي تزريق شده، سيستم ايمني بيمار، هيچ گونه تعارضي نسبت به آنها ايجاد نمي كند. بيماريهايي كه مي تواند از اين طريق مورد معالجه قرار گيرند، عبارتند از: بيماريهاي قلبي، ديابت، پاركينسون و بسياري بيماريهاي ديگر كه موجب تخريب سلولي مي شوند. مخالفت اصلي كه با اين شيوه از مداوا صورت مي گيرد، از اين واقعيت ناشي مي شود كه اين شيوه متضمن به وجود آوردن يك جنين انسان و سپس از بين بردن آن براي به دست آوردن سلولهاي بنيادي است. به علاوه بحثهاي مربوط به دستكاريهاي ژنتيكي و نيز همانند سازي يك انسان كامل نيز ترديدهايي را در استفاده از سلولهاي بنيادي جنين به همراه دارد.
استفاده از مغز استخوان براي توليد سلولهاي بنيادي
تزريق سلولهاي بنيادي؛ روشي بي خطر