مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
تمهید انصاری برای حضورخاتمی درحرم امام ؟!
اظهار نظر محمد علی انصاری در مقام دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (ره) در جلسه طرح و برنامه ستاد...
ترکیه از تحریم اقتصادی علیه ایران حمایت نمی‌کند
وزیر توسعه ترکیه در اتاق بازرگانی ایران گفت: ترکیه به تحریم‌های اعمال شده در سازمان ملل رای منفی داده...
بازندگان بهارستان نهم، چه می کنند؟
تدريس،‌ انجام كارهاي پژوهشي، اشتغال در برخي پست‌هاي اجرايي و حتي خانه‌نشيني از جمله كارهايي است كه 25...
رد اتهام دخالت ایران در امور افغانستان
دامن زدن به این گونه اتهامات از سوی برخی شخصیت‌ها و مقامات افغان نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه...
مسابقه زیباترین بز در عربستان ! + عکس
بدون شرح!
نگرانی برای همجنسگرایان ایرانی!
تزلزل خانواده ها و بی بندوباری را در غرب می تواند اولین نشانه های ترویج همجنسگرایی در آن کشورها دانست...
بابانوئل ضد صهیونیست + عکس
بدون شرح!
حال ولیعهد عربستان وخیم شد
اخباری مبنی بر وخامت حال امیر نایف بن عبدالعزیز ولیعهد و وزیر کشور عربستان سعودی منتشر شده است.
طالب‌لو: به خاطر هواداران به پرسپولیس نمی‌روم
دروازه‌بان فصل گذشته شاهین‌بوشهر گفت که به خاطر هواداران استقلال به پرسپولیس نخواهد رفت.
معطلی ۷۰ دقیقه‌ای پرسپولیسی‌ها در فرودگاه جده
کاروان تیم فوتبال پرسپولیس حدود ۷۰ دقیقه در فرودگاه جده معطل شد.
عادل فردوسی​پور درخیابان کریم​خان وامضای کتابش برای مردم+تصاویر
کتاب «فوتبال علیه دشمن» مجری محبوب برنامه نود که امسال با یک اثر جدید با عنوان «کتاب جامع فوتبال» به...
عکس منتشر نشده از خاتمی، نبوی، رضایی و هاشمی‌طبا
این عکس برای اولین بار منتشر می‌شود. مربوط به سال‌های میانی دهه ۶۰ است. افراد حاضر در تصویر از راست به...
کلاهبرداری میلیونی با دسته چک سرقتی + عکس
مرد تبهکار پس از سرقت دسته چک از داخل خودرویی، با آن از بازاریان تهران کلاهبرداری میلیونی کرد.
استاد انتظامی از واکنش مراجع درباره خواننده هتاک حمایت کرد
عزت الله انتظامی در واکنش به هتک حرمت امام هادی(ع) از سوی شاهین نجفی، خواننده مرتد خارج نشین گفت: واکنش...
فروشگاه
تالار گفتمان
 
  دفعات نمایش: 361    چهارشنبه 13 خرداد 1388 

 پیدایش طب اسلامی

پیدایش طب اسلامی

بديهي است كه ملل مختلف جهان هر كدام از قديم الايام روش‌هاي طبي مربوط به خود را داشته‌اند و از اين ميان مي‌توان به طب سوزني چين و طب آيورودا در هند كه ريشه‌اي چند هزار ساله دارند اشاره كرد ولي براساس مدارك تاريخي مي‌توان ادعا كرد كه اولين كسي كه طب را به صورت مدون و منظم در آورده است بقراط است. وي كه بين سال‌هاي 355 -460 قبل از ميلاد مي‌زيست، نخستين كسي بود كه طب را تدوين و از سحر و جادو جدا كرد. او توانست رساله‌هايي در دانش پزشكي به رشته تحرير در آ‌ورده و عنوان پدر طب را براي خود كسب كند. دومين فرد كه در تاريخ طب پيش از اسلام معروف است جالينوس است. او كسي است كه بحق توانست جانشين بقراط بشود و بعد از او شخص سرشناس و تاثيرگذار مهمي در عرصه طب پديدار نگشت.
اما اينكه آيا مبدا پيدايش طب يونان است، مطلبي است كه همه مورخين بر آن اتفاق نظر ندارند. «سيويل الگود» در كتاب تاريخ پزشكي ايران مي‌گويد:
«تا آنجا كه به دست آمده معلوم مي‌شود كه در ايران قديم وضعيت طب پيشرفته‌تر از آشور بود. حتي به جرات مي‌توان ‌پا را فراتر نهاده و گفت كه ايرانيان اصول آن چيزي را كه طب يوناني ناميده شده به يونانيان تحويل داده‌اند. 700 سال پيش از ميلاد، هيچ گونه اثري از علم و فرهنگ بر يونانيان مشهود نبود. با اين حال 200 سال پس از آن يونانيان چنان در علوم و فنون پيشرفت كرده بودند كه بقراط توانست پدر علم طب بشود. خيلي بعيد به نظر مي‌رسد كه يونانيان در طي اين دو قرن روشي را كه اكنون به نام روش بقراط معروف است، خود به خود پديد آورده باشند. به‌علاوه در آثار و كلمات بقراط نشانه‌هاي تازگي كاملا آشكار است و هيچ‌گونه اثر تحول تدريجي در آنها ديده نمي‌شود ... حتي خود يوناني‌ها هم فرضيه طبايع چهارگانه خود را يك فرضيه بيگانه مي‌شناختند و به رسم آن زمان، آن را ايراني مي‌ناميدند . (جلد 6 ص 36)
حال مطلب اصلي كه آن بروز طب اسلامي پس از ظهور اسلام است را با تعريف آن طب شروع مي‌كنيم. از ديدگاه استاد خيرانديش (يكي از اساتيد بزرگ طب اسلامي در ايران) طب اسلامي عبارت است از: تبلور تعاليم انبياء و ائمه (ع) پيرامون بهداشت و درمان كه در كتاب آسماني (قرآن) و احاديث و سيره معصومين (ع) مطرح گرديده است، الهام گرفتن از قوانين حاكم بر نظام طبيعت كه تمامي موجودات به وسيله علم غريزي و خدادادي از آن برخوردارند و زندگي خود را با آن اداره مي‌كنند و نيز انديشه‌ها و تفكرات حكماي پس از اسلام در طب و درمان استدلال اصولي و منطقي در وجود و قوت طب اسلامي را علماي اين علم چنين بيان كرده‌اند كه: - آيا خداوند رحمن و رحيم كه رحمت واسعه او بر رحمت ويژه‌اش نسبت به مومنين پيشي گرفته است، راهي براي تامين بهداشت و سلامت مردم معرفي نكرده است آيا مردم را به حال خود وا گذاشته و هيچ راهنمايي براي اين منظور در نظر نگرفته است؟
- آيا دستورات درماني موجود در آيات قرآن كريم كه چراغ هدايت بشر است و تعاليم طبي موجود در احاديث و سيره معصومين (ع) كه در يك سير تاريخي به دست ما رسيده‌اند، به اندازه تراوشات فكري و پيش فرض‌هاي علمي موجود كه هر روز تغيير مي‌كنند و نقض پذيرند، قابل اعتماد نيستند؟
- آيا مي‌توان با توجه در آيات و روايات و سيره معصومين‌(ع) وتعريف كاملي از شخصيت انسان ارائه داد و رابطه او با طبيعت را باز شناخت و مكتب درماني جامعي به مردم معرفي كرد؟ مكتبي كه به رابطه انسان با جهان واقف باشد و نحوه بهره‌برداري درست از آن را به مردم بشناساند و جهت‌گيري او در بهره‌وري از طبيعت، هدايتگرانه و همسو با سرشت الهي باشد و دارويي را به انسان معرفي كند كه همزمان با التيام بيماري جسم، روحش را فرسوده نسازد و اگر كليه او رادرمان مي‌كند قلبش را از هم نگسلد؟
ما معتقديم كه اسلام اهميت زيادي براي سلامت جسم قائل بوده است، حديث معروف «العلم علمان، علم الابدان و علم الاديان» و آوردن علم مربوط به بدن در كنار علم مربوط به دين گواه خوبي بر اين مدعاست. چگونه ممكن است ديني كه انجام تكاليفش بستگي كامل به سلامت جسم و عقل دارد تعاليمي براي حفظ و سلامتي و درمان پيروان خويش نداشته باشد؟ يعني غير ممكن است اسلام كه تا اين حد براي سلامت بدن اهميت قائل است و بالاترين نعمت‌ها را سلامتي مي‌داند در اين مورد سكوت كند. وجود آيات متعدد در قرآن كريم و دستورات فراواني كه در قالب حرام، مكروه، مستحب و واجب تبيين گرديده است و وجود هزاران حديث در كلام ائمه اطهار (ع) كه جنبه طبي و بهداشتي دارند همگي بيانگر اين حقيقت است كه طب اسلامي نه تنها موجوديت داشته بلكه هويتي كاملا مستقل از ساير مكاتب طبي دارد. و اين حقيقتي است كه از ديد بسياري از مورخين غربي و ايراني مكتوم مانده است.
لكن از صدر اسلام تلاش‌ها و برنامه‌هايي وجود داشته تا علما و مردم ما را به اين اعتقاد برسانند كه دين و تعاليم آن صرفا براي آخرت و مسائل ماوراي طبيعي بوده و نبايد در امور روزمره زندگي مثل طب و نجوم و ... دخالت داده شود چرا كه جايگاه و شان دين بالاتر از آن است كه بخواهد در امور دنيوي دخالت كند. اين نظريه كه از برخي متقدمين اسلامي ايراد شده است، به وسيله استعمار تقويت گشته و با تبديل شدن به باور به ظاهر افتخار آميزي، باعث سلطه علمي و فرهنگي غرب شده ‌است كه در ادامه به آن بيشتر خواهيم پرداخت.
حال خوب است كه با نگاهي به تمايل كشورهاي پيشرفته به طب سنتي و آموزه‌هاي قديمي طب، ما نيز به فكر فرو برويم كه آيا طب امروزي جوابگوي ما هست يا خير؟ در بسياري از كشورهاي پيشرفته تمايل به استفاده از روش‌هاي طب سنتي به صورت چشمگيري در حال افزايش است. به طور مثال %70 از جمعيت كانادا، %49 از مردم فرانسه و %46 از جامعه استراليايي‌ها از طب سنتي استفاده مي‌كنند. %60 -70 از پزشكان آلوپاتيك ژاپني داروهاي سنتي را براي بيمارانشان تجويز مي‌كنند. در چين طب سنتي %40 از خدمات بهداشتي را در برمي‌گيرد. در آمريكاي لاتين %71 از جمعيت شيلي و %40 از جمعيت كلمبيا از طب سنتي بهره مي‌گيرند.
اما در ايران؛ در ايران خدمات طب سنتي و اسلامي در گذشته تنها توسط حكيم‌هاي آن زمان ارائه مي‌شد. در اوايل قرن گذشته هنگامي كه با تمدن غربي پس از رنسانس علمي اروپا مواجه شديم، با احساس حقارت در برابر تكنولوژي آنها يكباره از گذشته درخشان علمي خويش بخصوص در رشته طب بريديم و با توسعه طب آلوپاتيك و بي‌مهري نسبت به حكيم‌ها و روش‌هاي درمانيشان به تدريج تعداد آنها رو به كاهش نهاد و كتب علمي‌شان در كتابخانه‌ها مهجور ماند يا به وسيله عمال غرب به تاراج رفت. ما هم براي اينكه متهم به واپسگرايي نشويم آنچه از پدران عامي خود به ارث برده بوديم، بيرون ريختيم در حالي كه غربي‌ها علي‌رغم تظاهر به آتش زدن كتب طب سنتي، با شيوه‌هاي مختلف، اين گنجينه‌هاي ارزشمند را ربوده و با استخدام مترجمين عرب، اقدام به ترجمه متون و تحقيق و تفحص در مفاهيم علمي آن نمودند. اكنون كه بيش از صد سال از هنگامه تاراج آن سنت‌ها و ميراث‌ها گذشته است و ديديم كه ما نيز در همكاري با آنها در طي چند دهه، ميراث هزار ساله خود را آتش زده‌ايم، به تدريج دستي بر چشم‌هايمان كشيده و مي‌خواهيم از خواب گران برخيزيم، اما چقدر دير؟...!
از علل استقبال شايان مردم دنيا از طب سنتي، در دسترس بودن آن و نيز صرفه اقتصادي، كارآمد بودن (تاثير بيشتر و عوارض كمتر) در مقايسه با طب آلوپاتيك و شيميايي، اعتقاد به رويكرد جامع‌نگر به بهداشت و سلامتي، توجه به اهميت و ارزش محيط زيست و همچنين منطبق بودن با اعتقادات مردم و نيز انعطاف پذيري آن بسته به شرايط هر فرد مي‌باشد.
انحرافات پزشكي و تطور آن از حدود 150 سال پيش توسط خود غربيان بعضا اشاره شده است. «تروسو» كه از نوابغ قرن 19 فرانسه است در آخرين درس خود درباره آينده پزشكي جهان چنين اعلام خطر كرده است.
«دانش پزشكي با غرق شدن در جهان بي‌نهايت كوچك سلول‌ها، انسان را در كليت خود فراموش كرده است.»
اما در مورد نفوذ طب سنتي ايران، استاد حسن‌زاده آملي (مدظله) به نقل از طبيب گرانقدر ميرزا علي‌اكبر كرماني، در كتاب ارزشمند پزشكي نامه مي‌گويد: از قرن 11 -8 اهالي اروپا در درياي جهل و ناداني غرق شده و در بدترين حالتي گرفتار بودند و از علوم فلسفيه و طبيعيه و ... بي‌خبر و اثري از اين علوم در ميان آنان نبود تا اواخر قرن 11 ميلادي كه جهت استخلاص اراضي مقدسه از يد مسلمانان، اهالي فرهنگ اجماع كرده شروع در جنگ صليب كردند و در اين وقت كه عساكر صليب به بيت‌المقدس وارد شدند، اراضي حاصلخيزي بهتر از اراضي خودشان مشاهده كردند هم از حيث زراعت و هم از حيث آباداني و در ممالك اسلاميه تمدني ديدند كه بر تمدن اروپا از همه جهت تفوق داشت و متوجه شدند كه سبب اين برتري، علوم و فنوني است كه مسلمانان دارند. و فهميدند كه بدون اكتساب اين علوم و معارف نمي‌توان با عساكر اسلام برابري كرد. و اول بايد كسب معرفت نمود تا بتوان با دشمن دانا مقابله كرد. و اين مسئله سبب هيجان امرا و ملوك اروپا گرديد و علوم و معارف كم‌كم رو به ترقي گذاشتند و كار آنها به جايي رسيد كه اكنون مشاهده مي‌كنيد و ما مردم مشرق زمين و اهالي ايران در سبب استخلاص خود نمي‌كوشيم ... (ج 25 ص 57)
يكي از تبعات حاكميت جهان بيني مادي بر طب رايج، نگرش اين طب به انسان به عنوان يك ماشين است كه از اجزاي تشكيل شده و بيماري نيز نتيجه خوب كار نكردن اين اجزا مي‌باشد. اين در حالي است كه در طب اسلامي و سنتي كليت يك انسان كه همان مزاج اوست، در نظر گرفته مي‌شود. به اين معنا كه افراد صرف نظر از اينكه چه بيماري‌اي داشته و كدام يك از اعضاي بدنشان گرفتار باشد، يك مزاج كلي دارند كه بايد در امر درمان مورد توجه قرار گيرد.
هيچ كس انكار نمي‌كند كه موجودات زنده همگي از سلول تشكيل شده‌اند ولي اشتباه خواهد بود اگر تصور كنيم كه موجود زنده فقط سلول است و ديگر هيچ.
اينكه بگوييم يك كليه چيزي نيست جز سلول‌هاي آن، بسيار ساده‌انديشي خواهد بود. اينكه فكر كنيم انسان‌ها تنها مجموعه‌اي از اعضاء هستند كه خود مجموعه‌اي از سلول‌ها هستند و اين به نوبه خود مجموعه‌اي از ملكول‌هاي DNA هستند و مولكول‌ها هم مجموعه‌اي از اتم‌ها مي‌باشند، جز كوته‌بيني چيزي نخواهد بود.
در بيولوژي امروزي ديدگاه اجزانگري نيوتني حاكم است و لذا موجودات به عنوان ماشين‌هايي در نظر گرفته مي‌شوند كه از اجزاي گوناگوني تشكيل شده‌اند. اعتقاد بر اين است كه با مطالعه تك‌تك اين اجزا و به دست آوردن اطلاعات كافي در مورد رفتار و عملكرد هر جزء خواهيم توانست رفتار و عملكرد موجودات زنده را درك كنيم. به همين منظور، روز به روز شاهد مطالعه اجزاي كوچكتر و كوچكتر موجودات هستيم تا جايي كه امروز قادريم به دستكاري ژن‌ها بپردازيم ولي مشكل از آنجا شروع مي‌شود كه بخواهيم اطلاعات حاصل از مطالعه اجزاء را به عملكرد كل تعميم دهيم. به عنوان مثال علي‌رغم اطلاعات خوبي كه در مورد عملكرد اجزاي سيستم اعصاب داريم، هنوز عملكرد كلي سيستم اعصاب در زمره اسرار است. هنوز متخصصين اعصاب نمي‌دانند كه چگونه رشته‌هاي عصبي با هم كار مي‌كنند وخود را با كل سيستم تطبيق مي‌دهند. هنوز فرايند تكامل جنين ناشناخته است و از اين نظر ما در تاريكي محض هستيم كه چگونه تحت نظم و انضباطي خاص سلول‌ها تقسيم مي‌شوند و تبديل به سلول‌هاي مخصوص قلب، كليه و ... مي‌گردند؟ چه چيزي كنترل مي‌كند سلولي كه تقسيم مي‌شود، تبديل به يك سلول قلب يا ريه شود؟ اين سوالي است كه هنوز پاسخ مناسب ندارد.
لذا طب رايج در برخورد با بيماري‌ها از ابتدا به سراغ عضو يا اعضاي گرفتار شده مي‌رود. يعني توجه دقيق خود را نه به تمام بدن به عنوان يك كل بلكه به يك عضو خاص معطوف مي‌داند و سعي مي‌كند آثار آن بيماري را در اجزاي هر چه كوچكتر مشخص سازد. و اگر بتواند اين پيگيري را تا حد سلول و مولكول نيز ادامه مي‌دهد. در ديدگاه جزء نگر كه طب جديد از آن تبعيت مي‌كند، سعي مي‌شود تا يك كل را تا حد امكان به اجزا تقسيم كرده، خاصيت كل را از جمع‌بندي خاصيت اجزاء به دست آورند. يعني در ديدگاه اجزاء نگر، كل، هيچ‌گونه حيثيتي مستقل از اجزاي خود ندارد و خاصيت آن همان جمع جبري خواص اجزاء است. اين در حالي است كه در طب اسلامي و سنتي، بيمار يك انسان كامل در نظر گرفته مي‌شود و پزشكان قديم كه حكيم ناميده مي‌شدند هستي را منحصر به محسوسات متكثر و مستقل از همديگر ندانسته و براي كل حيثيتي قائل بودند كه آن را نمي‌توان صرفا همان جمع جبري خصوصيات اجزاء دانست. تفاوت ديگر بين طب امروزي و اسلامي، كم توجهي طب جديد به ذهن و روان در درمان است. ما معتقديم كه طب رايج روان آدمي را به آن مفهوم وسيعي كه در طب اسلامي مدنظر است، در نظر نمي‌گيرد. درست است كه طب رايج در بيان علل بسياري از بيماري‌ها، عواملي چون استرس و اضطراب را مطرح مي‌كند ولي شعاع اين دايره بسيار محدود و كوچكتر از آن چيزي است كه بايد باشد.
طب جديد اين مطلب را اصلا در نظر نمي‌گيرد كه ريشه بيماري رواني در روان فرد و نه در مغز او قرار داشته و انسان‌ها اختيار و قدرت دارند تا با تهذيب نفس بر روح و روان خود تاثير گذاشته و گرفتار اين بيماري‌ها نشوند و اتفاقا اين انتقادها همگي ادعاي ما را مبني بر اينكه انسان قادر است با تغييرات روحي كه در خود ايجاد مي‌كند و با كسب فضايل و ترك رذايل اخلاقي جلوي اين تغييرات را بگيرد، اثبات مي‌كند. البته ما نيز معتقديم فردي كه خودكشي مي‌كند بيمار است ولي بيماري او در سطح روان متمركز بوده و كشف كمبود «سروتونين» او را از گناه خودكشي تبرئه نمي‌كند.
از آنجايي كه روانپزشكي علت ريشه‌اي و اصلي بيماري رواني را تغييرات هورموني مي‌داند، در درمان محدود به مصرف دارو مي‌شود در صورتي كه به عقيده ما چون ريشه اصلي بيماري در سطح روان مي‌باشد هيچ‌گاه درمان اساسي صورت نمي‌گيرد و در عمل نيز ديده‌ايم كه انواع داروهاي آرام‌بخش و ضد افسردگي كه وارد حيطه روانپزشكي شده و در ابتدا شوق و ذوق همگان را برانگيختند، خيلي زود ذات اصلي خود را نشان داده و معلوم شده است كه تنها نقش كنترل كننده دارند و بس.
يكي ديگر از مشكلات بزرگ طب رايج كه، واقع ناشي از همان ديدگاه جزء نگر مي‌باشد، مبارزه با نشانه‌هاي بيماري و تلاش در جهت خاموش كردن علائم آن است. طب رايج با آن ديدگاه اجزاء نگر خود، بيماري را صرفا مجموعه‌اي از علائم و نشانه‌ها دانسته و چون به ذهن و روان كه احاطه كامل بر جسم دارد توجه لازم را ندارد، ريشه بيماري را جسم فرد دانسته و تلاش خود را صرف كنترل علائم درگير كننده آن مي‌كند. به چنين درمان‌هايي اصطلاحا درمان‌هاي علامتي يا سركوبگر مي‌گويند.
به عقيده ما هرگونه درمان كه طي آن علت بروز بيماري شناخته و رفع نشود، درماني علامتي مي‌باشد كه تنها نقابي از سلامت بر چهره رنجور بيمار مي‌كشد. بنابراين كنترل فشار خون يا كنترل ديابت با دارو و حتي بيرون آوردن يك تومور از بدن بيمار، بدون شناخت و رفع علت ايجاد كننده چنين بيماري‌هايي همه از مصاديق درمان‌هاي سركوبگر مي‌باشند.
اشكال ديگر بر طب رايج اين است كه اين طب بيماري را هميشه امري نامطلوب وشر و سلامتي را همواره مطلوب و خير محسوب مي‌‌كند. و به همين جهت بايد علائم بيماري در اسرع وقت خاموش شود و از همين جاست كه شاهد انواع درمان‌هاي علامتي و سركوبگر مي‌‌شويم. در طب اسلامي بيماري هميشه امري ناگوار نبوده بلكه در مواردي بسيار مطلوب است. براساس موازين طب اسلامي بيمار نبايد به محض بروز علائم بيماري اقدام به مصرف دارو كند و از آنجايي كه هر دارويي حتي در صورت مصرف صحيح مضراتي را به همراه دارد، تنها در صورت غلبه بيماري، مجاز به مصرف آن مي‌باشيم.
در نهايت اقدامات شركت‌هاي بزرگ دارويي كه بازوهاي قدرتمند طب استعماري هستند را ذكر مي‌كنيم كه در واقع جرايم آنها در مخفي كردن طب صحيح و اشاعه و گسترش نادرست طب مي‌باشد.
-1 تبليغات نادرست و خلاف واقع در مورد آثار داروها كه از اين قسم مي‌توان به فعاليت‌هاي موسسه آرتريت و روماتيسم آمريكا و لابراتوار سازنده كورتيزون اشاره كرد.
-2 تشويق مردم به استفاده از داروهاي پيشخاني (داروهايي كه نياز به نسخه پزشك ندارد) كه خود جاي بحث و كنكاش بزرگي داد.
-3 تبليغات فريبنده براي گمراه پزشكان
-4 ساخت داروهاي رنگارنگ با تركيب يكسان ولي اسامي تجارتي مختلف
-5 توليد و عرضه داروهاي كاذب
-6 نسبت دادن عوارض داروها به پزشكان
-7 صدور داروهاي از رده خارج به كشورهاي جهان سوم.
در واقع هر كدام از اين اقدامات سخيف و زشت كه از سوي شركت‌هاي دارويي رخ مي‌دهد نشان مي‌دهد كه آنها به تنها چيزي كه فكر مي‌كنند سود اقتصادي خود است و بس.
اميدواريم كه طب اسلامي و سنتي كه پيشينه بسيار روشن‌تر و زيباتري از طب شيميايي و مدرن دارد روز به روز به صورت علمي و متقن در جامعه ما رشد كرده و فراگير شود و نشان دهد كه اسلام خيلي بهتر از آزمون و خطاهاي بشري مي‌تواند بشر امروزي را كه پر از اسرار است را مداوا و از لحاظ بهداشتي او را مديريت كند.

شفيع دانشجوي كارشناسي ارشد رشته علوم قرآن و حديث

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما