اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  قسمت سوم آسیب‌شناسی فرهنگی جامعه‌ی ما     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه

آسیب‌شناسی فرهنگی جامعه‌ی ما


آسیب‌شناسی فرهنگی جامعه‌ی ما

قسمت سوم

۳) گسست و اختلال در حافظه‌ی تاریخی كوتاه و درازمدت و پیدا شدن حوزه‌های ابهام و انحراف‌های شناختی

‌این موقعیت را شاید بتوان نوعی سازوكار واكنشی و نوعی نظام مصونیت‌دهنده در برابر خطرات و تهدیداتی دانست كه شكنندگی ناشی از بی‌ثباتی و عدم اطمینان نسبت به آینده در افراد و گروه‌ها به‌وجود می‌آورد. این یك واقعیت است كه زمانی‌كه خطرات متفاوت اعم از خطرات و تهدیدات طبیعی یا اجتماعی و فرهنگی در یك جامعه رو به افزایش می‌گذارند و هیچ چشم‌انداز مشخص و روشنی نیز برای اطمینان یافتن به داشتن راه حلی برای جلوگیری از گزند آن‌ها در این افراد یا گروه‌ها وجود ندارد، "فراموشی" شاید تنها راه‌حل برای "تسكین" یافتن باشد: اگر دارویی برای دردی وجود نداشته باشد یا ما آن دارو را نشناسیم، به هرحال مسكن می‌تواند در كوتاه مدت به ما تسلی خاطر بدهد. بنابراین نباید تصور كرد كه ناآگاهی نسبت به‌تاریخ گذشته و "نسیان"هایی كه ما عموماً دچار آن هستیم لزوماً امری است كه بتوان آن را از خلال فرآیندهای "آموزشی" جبران كرد. اگر این سازوكارها را سازوكارهای مصونیت‌دهنده به‌شمار بیاوریم، بی‌شك با مقاومت كالبدهای اجتماعی در برابر از میان بردن این فراموشی‌ها دچار خواهیم شد. به این ترتیب حافظه‌ی تاریخی شكل‌نگرفته یا درونی نمی‌شود و نمی‌تواند اثر اجتماعی بر رفتارها باقی گذارد. شاید در این‌جا هم مثال زمین‌شناختی تمثیل خوبی باشد: هر بار كه زلزله‌ای شدید كشور ما را به لرزه در می‌آورد و هزاران نفر را قربانی می‌كند، تا مدتی همه‌ی رسانه‌ها درباره‌ی آن سخن می‌گویند؛ اما در برابر موج سنگینی از ناامیدی در نداشتن بدیل و راه‌حلی اساسی برای مبارزه با این خطر، به‌زودی لایه‌ی سنگینی از "فراموشی" بر همه چیز سایه افكنده و افراد به لذت ناشی از این "داروی آرام‌بخش" فرو می‌روند تا فاجعه‌ی بعدی اتفاق بیفتد. ظاهراً در حوزه‌ی اجتماعی نیز با همین موقعیت سروكار داریم.

۴) دیدگاه‌های محدود ملی‌گرایانه در رابطه با تعامل جهانی و دیدگاه‌های محدود محلی‌گرایانه در رابطه با تعامل ملی:

‌محدود بودن اندیشه چه در سطح محلی و چه در سطح ملی و تقلیل‌گرایی‌های خطرناك ناشی از آن‌ها كه در مجموع همگی ناشی از عدم درك پیچیدگی‌های موقعیت موجود هستند، سبب می‌شود كه در هر دو حالت با مشكلی اساسی در تعامل با سطوح كلان‌تر روبه‌رو باشیم و رفتارهای ما عموماً به نتایجی برسند كه تقریباً برعكس انتظارات و اهدافمان هستند كه از این لحاظ نباید اظهار شگفتی كرد. نتایج این امر از یك‌سو، حركت به‌سوی بحران‌های شكل‌گیری فرآیندهای ملت و دولت‌سازی در حوزه‌ی درونی است و در سطح دیگر، بحران‌های ناشی از تنش‌های بین‌المللی و بالا رفتن خطر تحریم‌ها و فشارهای جهانی.

راه‌های احتمالی خروج

نمی‌توان انتظار داشت كه راه خروج مشخص و واحدی برای این وضعیت وجود داشته باشد، بنابراین بر چند اصل تأكید كنیم:

۱) چندگانگی راه‌حل‌ها:

‌نخستین امری كه باید نسبت به آن آگاهی داشت آن است كه موقعیت كنونی حاصل یك یا دو اشتباه یا وضعیت تاریخی نیست، بلكه حاصل تجربه‌ای طولانی مدت است كه در بسیاری از موارد حتی ما خود نیز در آن دخالتی نداشته‌ایم. البته این امر ابداً به‌معنای تأیید‌كردن تئوری‌های توطئه نیست،‌اما نمی‌توان انكار كرد كه مجموعه‌ای از عوامل و دلایل درونی در این زمینه همواره با گروهی از دلایل بیرونی همراه بوده‌اند كه این موقعیت‌های حساس و خطرناك را پدید آورده‌اند. به‌همین دلیل نیز برای خروج از این موقعیت‌ها، باید پیش از هر چیز درازمدت و متكثر اندیشید. هر راه‌حلی كه ظاهراً ادعای رفع مشكلات را در كوتاه‌مدت و از طریق گروهی از اقدامات محدود و مشخص داشته باشد، بی‌شك راه‌حل غلط و سرابی بیش نیست. واقع‌بینی مهم‌ترین چیزی است كه ما به آن نیاز داریم و این واقع‌بینی باید ما را وادارد كه به‌رغم همه‌ی شكنندگی‌ها، خود را وادار كنیم كه درازمدت فكر كنیم و از فراموشی و نسیان تاریخی فاصله بگیریم.

۲) عدم قابلیت و كارایی فرایندهای خشونت‌آمیز:

‌هرگونه فرآیند خشونت‌آمیز درونی و برونی در این زمینه به احتمال بسیار زیاد وضعیت را بحرانی‌تر خواهد كرد. اراده‌گرایی سیاسی آمرانه به هر شكل و هر صورت و با منشأ گرفتن از هرگونه ایدئولوژی، جز آن‌كه موقعیت كنونی را بحرانی‌تر كند،‌نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. بنابراین باید به هر قیمتی افراد و گروه‌ها را از رفتن به‌سوی تنش‌ها و راه‌حل‌های رادیكال و به‌ظاهر مؤثر بازداشت. خشونت جز آن‌كه مدارها و چرخه‌های باطلی از خشونت‌های جدید را به‌وجود بیاورد - كه در نهایت غیرقابل كنترل بوده و سیرهای قهقرایی ایجاد می‌كنند - نتیجه‌ای در بر ندارد.

۳) نیاز به‌شناخت جدی و همه‌جانبه‌ی فرآیند جهانی‌شدن و سازوكارهای درونی آن:

بدون این شناخت امكان هیچ‌گونه تعامل و برخورداری از امتیازات آن وجود ندارد و برعكس دایماً ما را در موضع ضعف و قربانی شدن قرار خواهد داد. جهانی شدن، پدیده‌ای چنان پیچیده و با سازوكارهایی چنان تودرتو است كه نمی‌توان حتی تصور آن‌را داشت. این فرآیند به‌سرعت و در همه‌ی ابعاد و سازوكارهایش با سرعت باور نكردنی تغییر شكل داده و دایماً خود را برای تأثیرگذاری و ایجاد دستكاری‌های مورد نیاز خود،‌با پویایی‌های محلی، ملی و جهانی انطباق می‌دهد. بنابراین، مهم‌ترین و شاید كارآترین و حتی تنها راه مبارزه با ابعاد منفی آن، مشاركت فعال و تأثیرگذار در آن است كه امروز به‌وسیله‌ی كشورهایی چون هندوستان شاهد آن هستیم. بدترین روش مقابله و مبارزه با آن نیز روش‌های مكانیكی از جمله تلاش برای جلوگیری فیزیكی از نفوذ آن در سطوح مختلف ملی است كه تقریباً در هر كجا كه به‌عمل درآمده است به نتایجی كاملاً معكوس منجر شده و این سطوح را در نهایت به‌صورتی ریشه‌ای تخریب كرده است.

۴) كاهش انتظار از حوزه‌ی سیاسی برای تغییر:

‌توجه به این امر لازم است كه حوزه‌ی سیاسی، در اغلب موارد خود نتیجه‌ی ساختارهای اجتماعی و حاصل جمع آن‌هاست و نه عاملی كه بتواند از بیرون اوضاع را تغییر دهد. باور به این‌كه حوزه‌ی سیاسی نوعی انتزاع خارج از جامعه است و با تغییر آن می‌توان به تغییراتی اساسی در جامعه دست یافت، نوعی باور اسطوره‌ای است كه هیچ واقعیت تاریخی در طول چند قرن اخیر آن‌را تأیید نمی‌كند. آن‌چه سبب تغییر جوامع (و از جمله حوزه‌ی سیاسی) شده است، دگرگونی‌های درونی و در لایه‌های عمیق و پایه‌ای این جوامع بوده است كه سپس به‌صورت قوانین و سازوكارهای حقوقی به تثبیت رسیده و اثری مضاعف داشته است و نه برعكس. از این رو، رویكرد اساسی باید به سمت‌وسوی جوامع مدنی و سازوكارهای آن‌ها باشد.

۵) نیاز به‌وجود آمدن یك آگاهی عمومی و وجدان جمعی برای خروج از انفعال و حركت به‌سوی تغییر از خلال جامعه‌ی مدنی:

‌این نیاز همان‌گونه كه گفته شد بر اساس اصل پیشین كاملاً قابل توجیه است. امروزه چه دركشور ما و چه در سراسر جهان سازمان‌های غیردولتی به‌عنوان تنها بدیل‌های قابل تصور (آلترناتیوها) در آینده‌ی انسانیت برای جایگزین شدن دولت‌ها مطرح هستند و این سازمان‌ها هستند كه امروز در راس فرآیندهای تبدیل دموكراسی‌های نمایندگی به دموكراسی‌های مشاركتی قرار گرفته‌اند و تلاش می‌كنند با بازگرداندن دموكراسی به پایه‌های اجتماعی، آن‌را از خطر دستكاری شدن به‌وسیله‌ی منافع بین‌المللی و سیاسی در همه‌ی سطوح نجات دهند. به‌همین دلیل نیز نوعی اراده و وجدان اجتماعی مورد نیاز است تا این سازمان‌ها هر چه بیش‌تر شكل‌گیرند و به‌خصوص هر چه بیش‌تر فعال شوند و تا جایی كه امكان دارد دستگاه‌ها و نهادهای دولتی را وادار كنند كه اختیارات خود را به این سازمان‌ها و سازوكارهای مدنی واگذارند. استفاده از ابزار سازمان‌های غیردولتی به‌عنوان جدی‌ترین ابزار قابل بهره‌برداری در جهان امروز و ایجاد ارتباطات افقی و عمودی، محلی، ملی و جهانی در همه‌ی سطوح ممكن برای تقویت این ابزار، مهم‌ترین پاسخی است كه می‌توان امروز در برابر موج گسترده‌ی خطراتی كه جامعه‌ی ما را همچون بسیاری از جوامع در حال توسعه تهدید می‌كند، ارایه داد.

۶) استفاده از روش‌های ابتكاری همچون تبعیض مثبت به سود گروه‌هایی كه باید هر چه زودتر به ارتقای اجتماعی آن‌ها رسید (مثل زنان، جوانان، خرده فرهنگ‌ها...:)

‌این‌گونه روش‌ها می‌تواند باشدحاصل تفكر بر موقعیت‌های خاصی باشند كه امروز در كشورهای جهان سومی با آن‌ها سروكار داریم. باید دایماً این نكته را برای خود و دیگران تكرار كنیم كه موقعیت كنونی كشورهای در حال توسعه، نمونه‌ای جدید از موقعیت پیشین كشورهای توسعه یافته در قرن نوزده نیست و باید برای این موقعیت، راه‌حل‌های ابتكاری در نظر گرفت.

۷) تعامل منطقی با جهان:

‌تعامل بیش‌تر و منطقی‌تر با جهان و تقویت این فكر كه بدون تعامل، به‌هیچ روی نمی‌توان انتظار تغییر در موقعیت قربانی شدن در مناسبات بی‌رحم كنونی در جهان امروز را داشت. به این ترتیب شاید بتوان امید داشت كه موقعیت كنونی به‌نحوی قابل قبول، به‌سوی بهتر شدن در درازمدت پیش رود.

ماهنامه نامه

  دفعات نمایش : 24      تاریخ:  1387.9.7

  عنوان مقالات و شاخه ها 
ضرورت جايگاه مهدويت در مهندسي ...
دانشگاه راس هرم مهندسى فرهنگي
اخلاق زيست محيطى
بررسي عوامل انحطاط علمي
گوهری به نام عقل
غرب وامدار اسلام و ايران
توسعه فرهنگي؛ هست ها و بايدها
از خود بيگانگى
تفاوت‌های مهندسی فرهنگ و مهندسی ...
تبدیل «مهندسی فرهنگی» به گفتمان ...
نگاه استراتژیک به مهندسی فرهنگی
ناتوي فرهنگي به روايت مقام معظم ...
درآمدی بر مهندسی فرهنگ و مهندسی ...
درآمدي بر مفهوم فرهنگ
درآمدي بر مهندسي فرهنگي
قسمت دوم رصد فرهنگی مقدمه مهندسی ...
قسمت اول رصد فرهنگی مقدمه مهندسی ...
قسمت سوم آسیب‌شناسی فرهنگی ...
قسمت دوم آسیب‌شناسی فرهنگی ...
گفتمان نو در حوزه فرهنگ
ضرورت توجه به توسعه مضاف
مهندسی فرهنگ ، مهندسی فرهنگی ...
1    2    3   4   5   ...  
 
    کوتاه و خواندنی    
علمی فرهنگی
هنر حقیقی بسیار فاخر وعطیه ای از جانب پروردگار است که مانند هرموهبت دیگر الهی ، مسئولیت ها وتکالیفی رابرای صاحب آن به همراه می آورد .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما