مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
راههای کسب موفقیت
آشپزی
شیرینی پزی
پیوندهای ویژه  
شرح ازدواج پیامبر (صلی الله...
صفات الهی در قرآن کریم
آرامش و همدلی بعداز تشویش...
راه رسیدن به بهشت از نگاه قرآن...
جواز یا منع تشکیل حکومت !
ختم نبوت و گستردگی طرح سیاسی...
فلسفه احکام در بیان فاطمه(سلام...
چرا باید روزه بگیریم!؟
نگهداری و نکات ایمنی چرخ گوشت
هات به معنای رفتن
گردش زندگی بر مدار شما
صداقت های خطرناک
اهمیت تعادل در کار وزندگی
مشکل بینایی فرزندتان را تشخیص...
در سختی ها، یار و همدم باشید...
چرا دختران باید پسته بخورند
نقش صبر در تربیت فرزند صالح
تفاوت شناخت پیش از ازدواج با...
قصه وقصه پردازي درمثنوي مولوي
کدام بدتر است: سیگار، پیپ یا...
تسکین سردرد با روش های طبیعی...
وقتی دیابت بی سر و صدا می آید...
اقتصاد فرهنگ و وظایف فرهنگی...
تابستان دلپذیر با این عرقیات...
ادبيات ايران در قرن سوم و چهارم
مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان...
حکومت حضرت سید الشهداء پس از...
دیدگاه سایر فرقه ها در دو اصل...
چگونگی عدالت مهدوی
سن امام زمان(عج) به هنگام امامت...
امام زمان در بیان آیه الله کشمیری...
نقش امدادهای غیبی در قیام حضرت...
حکومت حضرت سید الشهداء عله...
سن امام زمان(علیه السلام) به...
از وحدت ایمان تا تفرقه خرافه...
شهید بهشتی از دیدگاه امام(ره)...
۱۵ خرداد؛ ظهور دین سیاسی با...
ترور مظفرالدین شاه در پاریس...
شاه در برابر طوفان‌ها خود...
شاه با ملی کردن نفت مخالف بود...
نقش ایل قشقایی درتحولات سیاسی...
اسلام ستیزی، جریانی سازمان یافته...
وضعیت زنان در خانه و جامعه در...
شهید مدرس در آیینه علم، سیاست...
نخستین نظام سازماندهی پزشکان
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
مذاکره با آمریکایی‌ها در وین امروز ادامه می یابد
مذاکرات هسته‌ای در وین امروز نیز با رایزنی‌های معاونان وزیر امور خارجه کشورمان با وندی شرمن و هلگا اشمید...
ویلیام هیگ از سمت وزارت خارجه انگلیس کناره گیری کرد
رسانه های خارجی از کناره گیری "ویلیام هیگ" از سمت وزارت خارجه انگلیس خبر می دهند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری نقشه راه دستگاه قضایی / از نقدهای سازنده و مفید استقبال می‌کنیم
رئیس قوه قضاییه توصیه‌های مقام معظم رهبری به این قوه را «نقشه راه» دستگاه قضایی در سالهای آینده دانست...
گفتگو با بازیکنی که حسرت به دل از برزیل برگشت
بازیکنی که پس از قرعه کشی مسابقات فوتبال جام جهانی به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی تبدیل شده بود، در نهایت...
فرانسه با شکست نیجریه راهی مرحله یک چهارم نهایی شد/ پرواز خروس‌ها
تیم فوتبال فرانسه با برتری مقابل نیجریه به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام جهانی 2014 برزیل راه پیدا...
حمید استیلی مالک باشگاه راه‌آهن شد/ برگزاری مسابقات در اکباتان
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس با پرداخت مبلغ 8 میلیارد تومان به عنوان مالک جدید باشگاه راه‌آهن انتخاب...
تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت های روزه را از بین می برد
رئیس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به تحمل سختی در برابر امر خداوند، گفت: تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت...
توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده
مرحوم حاج‌اسماعیل دولابی می‌گفت: مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی...
دایی: به هیچ چیز جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم/ جای کی‌روش بودم همین روش را انتخاب می‌کردم
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: شاید من هم جای کی‌روش بودم در جام جهانی همین روش را انتخاب می‌کردم.
شیلی شگفتی بزرگ جام بیستم را تکمیل کرد/ اسپانیا از جام جهانی حذف شد
تیم فوتبال شیلی با کسب پیروزی مقابل اسپانیا مدافع عنوان قهرمانی رقابتهای جام جهانی را از دور رقابتها...
هافبک سپاهان با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره شد
هافبک تیم فوتبال سپاهان پس از به توافق نرسیدن با مسئولان این باشگاه با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره...
هاشم بیک‌زاده در فهرست 23 نفره تیم ملی قرار گرفت/ خانزاده مسافر برزیل شد!
هافبک تیم فوتبال استقلال به عنوان آخرین نماینده تیم ملی فوتبال ایران در فهرست 23 نفره این تیم برای حضور...
عکاسان و خبرنگاران مثل پیشکسوتان مظلوم هستند/ مدیون "سعادت" هستم
مدیرعامل پیشین باشگاه پرسپولیس با بیان اینکه خبرنگاران و عکاسان ورزشی هم مثل پیشکسوتان مظلوم هستند گفت:...
نمایی جدید از استانداردهای دوگانه غرب/واکنش متفاوت کاخ سفید به اعدام در آمریکا و ایران
خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: مردم آمریکا هنوز جنجال به وجود آمده در جریان اعدام "کلیتون لاکت" و سکوت...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 3595    دوشنبه 2 دی 1387 

گستردگي عدالت در اسلام

(جامعيت مفهوم عدالت با مطالعه موردي آموزش و پرورش)

گستردگي عدالت در اسلام
در ديد عدالت گونه بررسي همه جوانب بشري از قبيل فرهنگ، تاريخ، اعتقادات و... بسيار سخت است و مستلزم كار فراوان است كه متخصصان علوم ديني ما بايد سال ها بر روي اين مبحث كار كنند و علم توليد كنند تا بتوانند نظامي هدفمند و كارا را براي عدالت اسلامي پي ريزي كنند.
مقاله پيش رو كه دربرگيرنده موضوعات مختلف درباره عدالت است و در پنج بخش تقسيم شده است سعي شده است در اين چند بخش دو دغدغه عدالت در فرهنگ و مذهب و عدالت در آموزش و پرورش را مورد بررسي قرار دهد. به دليل اينكه هر كدام از سوالات مطروح تحقيق و بررسي زيادي را مي طلبد و از مجال اين مقال خارج است فقط در دو مورد از سوالات بررسي اجمالي صورت گرفته است. موانع برقراري و گسترش عدالت كدام است؟ و چه كساني از برقراري عدالت نگرانند؟ مصاديق و زمينه عدالت در حوزه آموزش و پرورش كدام است؟ برقراري عدالت در آموزش و پرورش چه راهكاري را پيشنهاد مي كنيد؟
شايد تقسيم سوالات به گونه اي بوده است كه موضوعات تا حدي در هم متداخل بوده اند و شايد نتوان در اين مجموعه سوالات، سوالي را به طور مطلق و كامل جواب داد و وارد حوزه هاي ديگر نشد و طبعا هر كدام از سوال ها از قبيل فرهنگ، دين، مهرورزي و مواضع عدالت در آموزش و پرورش درهم اثرگذار هستند.
اين نوشته با نام گستردگي عدالت در اسلام به اين هدف تدوين شده است كه نشان دهد نمي توان به يك بخش از عدالت توجه كرد و از جنبه هاي ديگر غافل شد و توقع برقراري عدالت در جامعه را داشت. عدالت در جاي جاي دين و فرهنگ ما ريشه دارد و از اين رو بايد موشكافانه عوامل گسترش عدالت و موانع آن را در تك تك زيرشاخه ها و رشته هاي عرصه هاي مختلف كشف كرد و بر روي آنها كار علمي كرد و با روانشناسي دقيق در جامعه آن را به طور پايه اي و ريشه اي بنا كرد.
اميد است رئيس جمهور عزيز ما كه در اين برهه از زمان شعارهايي متفاوت مطرح كرده اند و حرف و عمل ايشان بوي اعتقادات و افكار حضرت امام(ره) را مي دهد (در حالي كه كمتر كسي بود كه مي خواست آن تفكرات را پياده كند) با لطف خدا و عنايت امام زمان(عج) و همياري نايب امام زمان، رهبر معظم انقلاب (حفظه الله)، مسير عدالتي را كه انتخاب كرده اند دقيق تر و مصمم تر و با عمق علمي بيشتري پيگيري كنند و پيش بروند و با ايستادن در مقابل كساني كه منافعشان در مسير عدالت به خطر مي افتد (كه كم هم نيستند از قبيل دولت هاي استعماري دنيا و جيره خوارانشان در ايران) پرچم عدالت را هر اندازه كه در توان دارند برفراز اين مملكت امام زماني بيفرازند. انشاءالله

الف: عدالت، تعريف ها و تفاوت ها

در يك ديدگاه عدل معناي استعداد خاص و توازن مي دهد. در عرصه اجتماعي بين عدل و اعتدال تفاوت است. براي توضيح بيشتر مي توان اين مثال را زد كه در بدن انسان اعتدال وجود دارد به اين معنا كه اگر كسري در جايي از مزاج پيدا شود، اعتدال بدن كاملابه هم مي خورد اما در اجتماع چنين نيست. حتي در تقسيم القاب نيز در اجتماع و در بين مردم عدالت برقرار نيست. اعتدال در جامعه بدين معني است كه جامعه هرطور شد در واقع نيز بايد اين چنين باشد. هرچند معتدلانه باشد يعني مثلااگر القاب بدي در جامعه سرايت كرد بايد اين بدي را بين همه مردم تقسيم كرد و نبايد عده خاصي مورد خطاب القاب زشت واقع شوند، ولي اگر همه با هم يكسان بودند مشكلي نخواهد بود. مثال ديگر كه كاربردي تر است در مورد بدحجابي است. اما عدالت نه تنها اين چنين نيست بلكه مي خواهد بگويد كه جامعه بايد اين چنبن باشد. در واقع اين نظريه خلاف نظريه اصلاح است كه به طور واضح با مباني عقلي و ديني ما كاملاناسازگار است. رعايت قانوني در جامعه ارزشمند است كه در عين اينكه «اعطاء كل ذي حق حقه» مي باشد، اگر بدي و فساد در جامعه رواج دارد نياييم آن را تقسيم كنيم بلكه بايد خوبي ها را به جامعه آورده و بعد دست به اصلاح زد و خواست توازن در جامعه برقرار كرد. همين طور است در مورد فقر در جامعه ما. تقسيم فقر در جامعه كارناشايستي است بلكه بايد بي نيازي به مال دنيا را و تفكر آن را در جامعه گسترش داد تا اينكه بياييم پول را از ثروتمندان بگيريم و بين فقرا تقسيم كنيم. هرچند اين كار لازم است (در مورد كساني كه اموالي را به ناحق به دست آورده اند) تفكر «حب دنيا را داشتن» از جامعه ريشه كن كنيم و اين در حالي عملي مي شود كه جلوي فساد اقتصادي گرفته شود.
در ديد ديگر عدالت مرحله اجرايي حق است و از اين جهت نقشي بس مهم و اثرگذاري دارد. حق هميشه ثابت است و عدالت يعني رساندن آن حق به ذيحق «الحق قديم لايبطله شي» و همچنين اين نكته را بسياري واقف اند كه عدل توازن است نه تساوي. مصداق عدل موقعي تساوي خواهد شد كه همه شرايط يكسان باشند و در شرايط مختلف براي جامعه شهر و حتي افراد مختلف نبايد تساوي برقرار شود و در زمان حضرت امير(ع) نيز چون كه پول هايي وجود داشت كه جدا از بودجه هاي تخصيص داده شده اضاف مي آمده است و چون صندوق هايي مثل الان وجود نداشته است، حضرت در آن شرايط مساوي دست به تقسيم عادلانه زده اند و همان طور كه گفته شد مصاديق عدالت كمتر موقعي به تساوي مي انجامد و در واقع عدالت اجتماعي به معناي مساوات در جعل قانون و اجراي آن هميشگي مي باشد. نه به اين معني كه در عمل بايد كاري بكنيم كه همه افراد در يك سطح بمانند بلكه بايد شرايط براي تحصيل علوم و تجربيات و... يكسان باشد. همچنين در مجازات ها نيز بايد مساوات برقرار شود. اما توضيح بيشتر در مورد عدالت اقتصادي حضرت علي(ع) اينكه پرواضح است كه زواياي عدالت اقتصادي حضرت خوب شكافته نشده است و اين باعث برداشت هاي احيانا نادرستي شده است. به همين دليل نكته هايي را از يك مقاله(1) متذكر مي شويم كه قطعا در سياستگذاري دولت موثر خواهد بود. -1 آن مقدار از موجودي هاي بيت المال بالسويه تقسيم مي شد كه مازاد و علاوه بر آن دارايي هايي بود كه صرف مصارف ضروري نظير اقدامات عمراني، حقوق كارمندان و نظاميان جنگ مي شد. در اين زمينه شواهدي بر اين مدعا وجود دارد كه صرف ذكر نتيجه به آنها نمي پردازيم. -2 توجه به استحقاق افراد و نه به سروري، عرب بودن، شرافت، امارت، داشتن سابقه در اسلام و نه در دانش و زهد -3 تقسيم عادلانه بيت المال كه بخشي از سياست كلي علي(ع) بود كه مي خواست بافت و ساختار اقتصادي- اجتماعي و همچنين فرهنگي مبتني بر تبعيض و نژادپرستي و آميخته با فساد را درهم كوبد و ارزش هاي جديدي را پايه گذاري كرد كه از جمله آنها استحقاق تقوا و فضيلت ها باشد. -4 امام براي اينكه در اقدامي انقلابي و در اسرع وقت كوه هاي ثروت را از بين برده و شكاف هاي ايجادشده در طول ده ها سال حكومت خلفاي پيشين را پر كند به تقسيم متساوي بيت المال مبادرت ورزيد و اين حركت در اوان حكومت ايشان بود. اين قسم اموال بسان اموال دزديده و غارت زده شده اي بود كه متعلق به عموم جامعه بود و علي(ع) اين ثروت ها را بالسويه تقسيم مي كرد. در واقع از اعمال و رفتار حضرت بر مي آيد كه در توزيع امكانات همه و همه جا را بايد يكسان در نظر گرفت. آن وقت است كه هركس مي تواند استعداد خود را پرورش داده و خود را در مسير هدايت قرار دهد و در مرحله دوم اگر پولي از بيت المال باقي ماند و با سياست هاي دولت همخواني داشت بازدهي آن بالسويه به مردم بود. حال اگر معيارهاي حضرت علي(ع) را با انقلاب اسلامي محك بزنيم انصافا و حقا سياست هاي كلي و طراحي شده و استراتژي معمار انقلاب ملهم و شبيه سياست هاي حضرت امير(ع) بوده است و آن مقدار مصونيتي كه انقلاب عزيزمان يافته به يمن و بركت آن است.

ب: عدالت در اقتصاد

در اين بخش چون عدالت اسلامي در حال بررسي است ارتباط آن را با «احسان» و «جود» مورد بررسي قرار مي دهيم. اما عدالت يا جود؟ كدام برتر است؟ در نهج البلاغه حكمت 437 از امام علي(ع) پرسيده شد از ديد شما عدل برتر است يا جود؟ حضرت پاسخ دادند «عدالت هر چيزي را در جاي خويش قرار مي دهد در حالي كه جود و بخشش آن را از جاي خويش خارج مي كند. عدالت تدبيري است براي عموم مردم و قاعده عامي مي باشد. در حالي كه بخشش گروه خاصي را شامل است. پس عدالت شريف تر و برتر است.» طبق فرمايش مولي(ع) بايد در جامعه عدالت را برقرار ساخت. برقراري عدالت با وجود ارزش هاي بسياري كه در احاديث و در قرآن عزيز براي جود و بخشش وارد شده است، ارزشمندتر است. همچنين ذكر اين نكته نيز لازم است كه برقراري عدالت در زمينه خاصي كاري كم فايده و شايد بي فايده باشد زيرا از نواحي ديگر به جامعه صدماتي وارد خواهد آمد كه جبران آن از طريق خاص مورد اجراي عدالت امكان ناپذير خواهد شد. همان كاري كه با فرهنگ مذهبي جامعه ما شده است و جبران آن بسيار سخت شده است. در اجراي عدالت بايد تمام زمينه ها و شئون با هم اجرا شوند. در حالي كه چنين نقص هايي گه گاه ديده مي شود و اين خود آفتي براي دولت خدمتگزار است كه بايد از آن برحذر باشد. به هر ارگان يا سازمان يا استان و هركس حق او را بايد داد نه بيشتر و نه كمتر و براي تشخيص آن متخصص بايد نظر بدهد. دولت براي عدالت گستري نبايد اسير التماس هاي بي مورد و پي درپي گروهي شود زيرا برطبق گفته حضرت به عدالت ضربه مي زند و جامعه را از جاي خودش خارج مي كند. در اين حديث منظور حضرت عدالت اجتماعي مي باشد.در واقع از لحاظ فردي احسان يعني ايثار در عين اينكه فرد استحقاق آن را ندارد و آنچه جامعه را حفظ مي كند و پايه اجتماع است و به صورت قاعده و قانون در مي آيد عدالت است و از لحاظ فردي نيز اهميت عدالت كم نمي شود و در واقع فرد با عدالت خويش فضل و بخشش مي كند. در بخشش او نيز بايد عدالت رعايت شود و در اينجا نيز عدالت اولي است و اينجاست كه عمق كلام مولافهميده مي شود. اما در مورد ارتباط عدل و احسان آيه قرآن بيان كننده بسيار زيبايي است. ان الله يامر بالعدل والاحسان. عدل و احسان با هم اثربخش است. اين دو بدون هم نخواهند توانست اثرگذار باشند و به اين دليل است كه خداوند لفظ «امر» را به كار برده است. اگر احسان در عدل دخيل نباشد عدل مي خشكد. عدل بدون احسان جامعه را به تعالي رهنمون نمي سازد. در رفتار فردي حضرت علي(ع) نيز احسان به خوبي پيداست. هنگام شهادت وقتي فرمود شير را به قاتلش تعارف كند عين احسان بود. اما در عرصه اجتماعي قبول نكرد يك ذره از بيت المال را به برادرش عقيل ببخشد هرچند او نيازمند بود و اين ارتباط بين مسائل فردي و اجتماعي و تفاوت آنها را بيان مي كند. اما در ديد ديگر اين نكته مطرح مي شود كه در عرصه گسترش عدالت اين را بايد مدنظر داشت كه ظلم را نبايد در كنار انسان هاي قوي از لحاظ مادي جستجو كرد بلكه بايد نسبت به خود ضعفا نيز بررسي هايي داشت. انسان قوي چون عرصه عمل وسيعي دارد و از صيد بزرگ بيشتر لذت مي برد لذا بيشتر به ضعفا ترحم مي كند و در مقابل اقويا ايستادگي مي كند واگر از حد تجاوز كند در ميدان شكارهاي بزرگ اين كار را مي كند ولي ضعيف چون عرصه و مطالبي براي هنرنمايي و رقابت با اقويا نمي بيند وقتي مي خواهد قدرت خود را اعمال كند بر ضعيف ظلم مي كند. اين مطلب به اين نكته اشاره دارد كه اگر حتي تمام مسئولان را از افراد لايق تعيين كنيم ولي كسي كه با ارباب رجوع برخورد دارد فرد مناسبي نباشد كار خوب از آب در نمي آيد. در واقع كسي كه با مردم سروكار دارد و مردم براي تشخيص كارايي دولت به رفتار او نگاه مي كنند همان مسئول آخر است.

ج: ظلم در مقابل عدل و بررسي آن

در مقابل ظلم، عدل و در مقابل عدل ظلم قرار دارد. حال نبود عدل يعني ظلم چه ضررهايي به جامعه و فرد مي زند و نقطه ضعف هايش كجاست و چگونه مي توان آن را كم كرد؟ در قسمتي از خطبه 176 نهج البلاغه آمده است: «آگاه باشيد ظلم بر سه قسم است... و يكي از آن اقسام ظلمي است كه بدون مجازات نيست. ستمگري بعضي از بندگان به بعضي ديگر است و قصاص در آنجا شديد است. مجروح كردن با كارد و تازيانه نيست بلكه اينها كم اين ظلم است. پس مبادا در دين دورويي كنيد كه همبستگي و وحدت در راه حق گرچه كراهت داشته باشيد بهتر از پراكندگي در راه باطل است زيرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به آيندگان چيزي را با تفرقه عطا نكرده است. در بيان روشن است كه حضرت علي(ع) نيز ظلمي كه بدون مجازات نمي ماند را در ارتباط مستقيم با دورويي بردين مي دانند. پس اگر كسي خواست عدالت را در جامعه اي برپا كند و داعيه دار آن است بايد جلوي اين تفرقه افكني كه در واقع مقابل عدل است را بگيرد و در واقع كساني كه از وحدت خلق خدا جلوگيري مي كنند كساني هستند كه در مقابل عدالت ايستاده اند و نبايد عدالت را صرفا در مسائل اقتصادي و سرمايه اي جامعه ببينيم. در واقع اتحاد جامعه در تحليلي وسيع تر به پيشرفت جامعه مي انجامد. جامعه رو به تكامل و تعالي گام برمي دارد ولي از آن طرف كه نگاه كنيم آنچه كه باعث تفرقه مي شود و از وحدت جلوگيري مي كند محروميت است كه باعث نگاه به دشمن شده و باعث آن خواهد شد. و اما تفكر ظالمانه در جامعه: بايد اين تفكر را در جامعه القا كرد كه هركس خواست از عدالت سرپيچي كند و ظلم كند اول خود او ضربه خواهد ديد زيرا احتمال اينكه ظالمي قوي تر از او نيز وجود داشته و او را از بين ببرد وجود دارد و اين جملات آن نكته را اشاره مي كند كه در جامعه اي كه فقط حرف اجراي عدالت باشد و با ظالم برخورد نشود و حتي در معرفي نام عاملان ظلم اقتصادي دعوا وجود داشته باشد و امثال شهرام جزايري پس از چندي در خيابان ديده مي شوند، نه تنها مظلوم و محروم احساس امنيت نمي كند بلكه ظالم نيز عرصه را مناسب ديده و از آب گل آلود ماهي مي گيرد. ظلم در جامعه اي كه حرف عدل در آن است راحت تر است از ظلم در جامعه اي كه لااقل اسم آن مسئول با عدالت همراه نيست. لااقل در آن جامعه مظلوم مي داند كه نبايد به همه اطمينان كند. نتيجه آنكه اگر نام دولتي با عدالت همراه شد و با آن عجين شد بايد مواظب بود كه بي عدالتي لااقل در اقتصاد مملكت در حد كلان و لااقل در بين كساني كه اختلاس هاي كلاني انجام مي دهند رخ ندهد تا در ديد مردم واقعا عدل ديده شود و در اين مسير فاش كردن اسامي مفسدان در اوايل راه است نه هدف. و نكته ديگر اينكه ظلم باري است بر دوش ظالم و اين هم از حرف حضرت علي(ع) و هم از آيه قرآن برداشت مي شود. «وعنت الوجوه للحي القيوم و قدخاب من حمل ظالم (طه-11.) اين جزء ذات ظلم است كه حتي براي ظاام نيز باري محسوب مي شود. حال اين سوال مطرح مي شود كه چرا اين قدر ظلم و بي عدالتي در دنيا رواج دارد؟ جواب آن اين است كه يا ظالم اسير هوس خود مي شود كه آن در مقابل عقل خود را گرفته و به صورت غباري نمي گذارد تفكر كند يا اينكه ظالم كينه اي بر دل دارد و براساس كينه نادرست خود دست به ظلم مي زند و كساني كه ظلم مي كنند از اين نكته غافل مي شوند كه ضرري كه از ظلم خواهند خورد بسيار بيشتر از تحمل عدالت است و همين است كه بسياري از ظالمان براساس چيزهاي بيهوده اي نابود مي شوند، از راه هايي كه حتي فكر آن را هم نمي كنند. مانند فرعون كه به دست فرزندي كه خود بزرگ كرده بود هلاك شد و يا نمرود كه به وسيله پشه اي مرگش فرا رسيد.
و اين است كه حضرت در حكمت 341 نهج البلاغه مي فرمايند روز انتقام گرفتن از ظالم سخت تر از ستمكاري بر مظلوم است.

د: عدالت در آموزش و پرورش

در آموزش و پرورش نيز بايد ديد را گسترده تر كرد. به گونه اي كه فقط به بخش اقتصادي و امكانات و تجهيز اين سازمان توجه نكنيم به اين صورت كه توجه به يكسان سازي امكانات به طور حصري و بدون توجه به مصداق هاي ديگر عدالت در اين سازمان كاري را از پيش نخواهد برد. در شرايط توزيع مساوي امكانات، اساتيد درسي، جزوات درسي، كانون هاي پرورشي و... باز عدالت اصلي رخ نداده است و در واقع كار اصلي صورت نگرفته است. عدالت را در صورتي مي توان پياده كرد كه همه مصاديق و مجراهاي آن با هم اجرا و عملي شود كه علاوه بر توزيع امكانات و... به طور عادلانه، علوم عادلانه آموزش داده شود. دانش آموز را بايد با تفكر عدالت محور تربيت كنيم. به او ياد بدهيم كه اگر بخواهد جامعه اي را در دنيا سربلند كند و بهترين جامعه باشد بايد به عدالت توجه كند و اين منحصر به زمان و مكان خاصي نيست و اين بهره هم دنيايي است هم اخروي. و براي ياد دادن اين تفكر بايد كسي در آموزش و پرورش باشد و اقدام كند كه از لحاظ عملي عدالت محور باشد كه خود لااقل شرايط عدالت را نقض نكند كه از اين نمونه فراوان موجود است. متن كتب درسي حتي در زمينه علوم تجربي بايد عدالت را مطرح كند و با آن تعامل عميق و در عين حال غيرمستقيم داشته باشد. براي همه ما مشخص است كه غرب و نظام آموزشي او براي تدوين كتب آموزشي نظام آموزش و پرورش خود به نكته هاي روانشناسي و روحي بسيار دقيق توجه مي كند و اين است كه باعث موفقيت (لااقل در عرصه امور مادي و تكنولوژي) آنها شده است. آنها روي اعتمادبه نفس دانش آموزان خود كار مي كنند. روي تفكراتي كه در متن كتب درسي آنها موجوداست بسيار كار مي كنند و آنچه را كه مي خواهند چه درست و چه غلط به خورد دانش آموز مي دهند اما در مقابل ملت هاي تحت استعمار خويش را در آن كتب، بي عرضه و بدون اعتمادبه نفس معرفي مي كنند. اين تفكر كم و بيش تا سال هاي اخير در كتاب هاي ما موجود بوده است. الان ديگر موقع آن رسيده است كه علمي و فني روي آموزش كار كنيم. در كتب ما براي مثال ياد داده مي شود كه هر چه كه مي گوييم اگر بخواهيم مستند و مطمئن باشد و بشود آن را ملاك قرارداد از يك دانشمند غربي بايد گرفته شود. گويا نام ايراني و فارسي اهميت و اعتباري ندارد. ما دانشمنداني داريم و داشته ايم كه حتي غرب خواب آنها را هم نديده است. سند بسياري از موفقيت هاي انديشمندان مسلمان موجود است كه در حال حاضر استاد رحيم پورازغدي به آن كم و بيش مي پردازند. در تغييرات جديدي كه در كتب ديني آموزش و پرورش رخ داده است از آن عدالتي كه امام خميني(ره) از آن حرف مي زدند كمتر پيدا مي شود. در واقع تفكرديني دانش آموزان طوري طراحي مي شود كه نه سيخ بسوزد و نه كباب. عدالت در آموزش و پرورش را طوري مي توان گسترش داد كه تفكر استدلالي و منطق عالي حاكم بر اصول اسلامي را در اين دوره تحصيلي به كار گرفت و اين كار را با برگيري از احاديث ائمه(ع) و قرآن كريم تكميل و زيباتر كرد. در آموزش و پرورش تفكري كه نشان دهد دين اسلام چه دين قوي و مستحكمي از لحاظ پايه هاي علمي و منطقي است، كمتر ديده مي شود. اين تفكر نه تنها در علوم نظري و انساني بلكه به طور غيرمستقيم در علوم تجربي و... نيز بايد وارد شود كه در اين زمينه انديشمنداني وجود دارند. در سال هاي گذشته و تاحدودي در عصر حاضر كساني مثل شهيد مطهري(ره) اين كار را كرده اند. ولي اين چنين مطالبي كم و بيش در حال حذف شدن از كتاب ها و جايگزين مطالب ساده به جاي آنهاست. اگر تفكر استدلالي در دين فرزندان اين جامعه از بين برود در واقع تفكر علمي از حوزه علوم نظري ما از بين رفته و اين اتفاق كم و بيش در حال رخ دادن است. با اين حال شرايط زمانه ما با شرايط زمانه شهيد مطهري(ره) فرق كرده است. اگر ايشان زنده بود الان شيوه نويني را پيش مي گرفت كما اينكه در اواخر عمر خود گويا فرموده بود كه اگر عمر دوباره اي پيدا مي كردم به جاي كار بر روي دانشگاه روي دانش آموز سرمايه گذاري مي كردم. تفكرات شهيد مطهري(ره) نيز براي دوران دانشجويي اي كه در طول دبيرستان مهيا شده است مناسب مي باشد. روش شهيد مطهري(ره) است كه الان مورداحتياج ماست. الان شهيد مطهري(ره) به روز نياز داريم. بايد از روانشناس هاي ديني كمك بگيريم. كساني كه عميقا روي تفكرات دانش آموز و روحيات او كار كرده اند. با دوره نوجواني آشنا هستند و مي دانند چگونه بايد دين را به او آموخت و نكته ديگر اينكه اين عصر، عصر تداخل علوم است. فيزيك در شيمي، شيمي در دين، رياضي در دين و... و همچنين روانشناسي در دين. اگر جامعه علمي كشور بتواند اين ارتباط ها را درست برقرار كند موفق خواهد شد. همان كاري كه در غرب شد البته كار ما بايد با اين تفاوت بزرگ باشد كه دين را در مقابل عقل قرار ندهيم بلكه مكمل يكديگر قرار دهيم و با اين كارها توليد علم در كشور بسيار زياد خواهد شد.

هـ : عدالت، فرهنگ و تعامل ها

در ابتداي اين بحث مي توان اين نكته را يادآور شد كه اجراي عدالت در اجتماع ملازم وجود تربيت صحيح مردم است. هم بايد قانون عادلانه وضع شده باشد و هم عادلانه توسط دولت اجرا شود و مردم هم در اثر تربيت درست خوب عمل كنند. در واقع بدون فرهنگسازي عدل آن زيبايي خاصي كه بايد داشته باشد را نخواهد داشت. حضرت علي(ع) نيز با تقواي الهي خود و ايثارهاي خويش كه زبانزد عام و خاص است مردم را در تربيت همراهي كرد و با خطبه هاي بليغ اش مردم را آماده پذيرش آن كرد. نكته ديگر اينكه بعضي علت قتل علي(ع) را جديت در اجراي احكام اسلامي مي دانند كما اينكه در كشتار خوارج پس از اتمام حجت همه را به جز حدود 10 نفر از دم تيغ گذرانيد. ولي آنكه «قتل في محراب لشده عداله» يعني چه؟ در واقع اين دو موضوع در طول تاريخ به هم گره خورده است. يعني جديت و كوتاه نيامدن در حكم الهي (و نه در مورد فردي) ارتباط تنگاتنگي با عدالت دارد. ولي آيا ديگر امامان ما و يالااقل اماماني مثل امام حسن(ع) و امام حسين(ع) وامام رضا(ع) و در راس آنها پيامبراكرم(ص) به اين خصوصيت معروف نيستند؟ مگر ديگر امامان ما در اجراي فرامين الهي (العياذ بالله) جديت نداشتند؟ بديهي است كه قضيه خلاف اين است. در واقع رفتار تمام امامان ما با عدالت و جديت در اجراي فرامين الهي توام بوده است. وقتي كه پيامبر(ص) در حديبيه صلح مي كند و يا امام حسن(ع) وقتي با معاويه (عليه اللعنه) صلح مي كند عين عدالت است و هدر رفتن خون خود و طرفداران و تلف شدن آنها خود كمال بي عدالتي است. در اين شرايط است كه امام حسن(ع) صبر مي كنند تا معاويه، مظهر رياكاري به درك واصل شود و بعد با ياراني دست به قيام بزنند و اين نوبت به امام حسين(ع) رسيد. پس در واقع عدالت را نمي توان محصور به پس گرفتن مال از ثروتمندان و دزدان بيت المال دانست. (اگرچه هرگزاهميت اين كار كم نمي باشد و از اولويت ها مي باشد، كما اينكه حضرت نيز به آن اهتمام داشتند) خود اينكه نگذاريم فرهنگ جامعه به سمتي برود كه خلاف حكم الهي است عدالت است و عدم توجه به آن عين بي عدالتي است. تفكر عدالت گونه حضرت علي(ع) در كتاب جهان بيني توحيدي شهيد مطهري(ره) تا حدودي بيان شده است. اين تفكر از نوع تفكر رئاليستي در حوزه جهان بيني و تعيين ايدئولوژي بود. اين تفكر كه جامع ترين تفكر است معتقد است كه انسان همچنان كه ماده محض نيست روح محض هم نيست. معاش و معاد توام با يكديگرند. جسم و روان در هم تاثير دارند. در همان حالي كه بايد با عوامل روحي و رواني تفرقه در پرتو توحيد در عبادت و حق پرستي مبارزه كرد بايد با عوامل تبعيض، بي عدالتي ها، محدوديت ها و... مبارزه كرد. اسلام در آن واحد كه نداي توحيد رواني و دروني در پرتو ايمان به خدا را دارد فرياد توحيد اجتماعي در پرتو جهاد و مبارزه با ناهمواري هاي اجتماعي را بلند كرده است.
در دولت هاي 16 سال گذشته به هيچ كدام از اين دو جنبه توحيد آن چنان كه بايد پرداخته نشد به طوري كه توحيد اجتماعي را در پرتو آزادي، توسعه بي رويه مراكز صنعتي و... ديدند و توحيد رواني كه كار كردن روي فرهنگ تك تك مردم بود را به فراموشي سپردند. در واقع هر مشكل فرهنگي كه الان با آن مواجه هستيم از قبيل بدحجابي ها و فسادهاي زياد تبعات آن است. 16 سال فريادهاي اهل فرهنگ مبارزه با ظلم و كفر و عبادت كافر و طاغوت در نطفه خفه شد واهل دفاع مقدس و متفكراني كه محور تفكر آنها حول نظرات حضرت امام(ره) بود استخوان در گلو و خار در چشم ماندند و دم در ندادند تا مواضع انقلاب محفوظ بماند. ولي الان كه رئيس جمهوري با تفكرات انقلابي كه به اهداف و نظرات حضرت امام(ره)نزديك است بر راس قرار دارد، چه بايد كرد؟ اگر او نيز به توحيد و عدالت اجتماعي به معناي توسعه اقتصادي و رفاه اقتصادي بخواهد توجه كند ديگر اميدي براي تحول فرهنگي در جامعه باقي نخواهد ماند. اگر وزارت خارجه او محافظه كارانه باشد ديگر چه توقعي ازديگران مي رود؟ اگر وزارت ارشاد او عملكردي بدتر از وزراي قبلي داشته باشد و حتي فيلم هايي كه در دوره هاي قبل مجوز پخش نگرفته اند الان مجوز بگيرند ديگر چه اميدي مي توان داشت؟ خيلي ها فكر مي كنند آن ديدگاه امام خميني(ره) به جهان مربوط به دوره خاص خود ايشان بوده است و الان وقت مسامحه و نرم گيري با كافر متجاوز است. تفكراتي كه تنها و تنها در صحيفه امام در بين چند ورق پيدا مي شود و در عمل كسي نه اعتقاد به آنها دارد و نه جرات و جسارت مطرح كردن آنها را. تفكري كه مي گفت «شما اگر بخواهيد در مقابل معنويت ما بايستيد ما در مقابل تمام دنياي شما خواهيم ايستاد» تفكر بسيجي جهان اسلام است كه مي تواند دنيا را متحول كند. مطمئن باشيم راه ديگري جواب نخواهد داد بلكه به نابودي ما مي انجامد و اين تفكر مي تواند زمينه قيام حضرت مهدي موعود(عج) را فراهم كند. اما اگر يكي ديگر از مهمترين اثرات عدالت را وحدت در جامعه بدانيم و قطعا مسير عدالت نيز روشن تر خواهد بود. اتحاد و همبستگي در مسير حق و حقيقت نه مسير باطل. عدالتي كه بتواند مسير حق را درست نشان دهد و مسير باطل را مشخص كرده تا كم تجربه ها وارد آن شوند چه عدالتي است؟ ما عدالت را نمي خواهيم در اقتصاد و پول و حقوق كارمندي و... به طور انحصاري اجرا كنيم. بلكه عدالت اعطاي حق بزرگتري به صاحب حق بزرگ تري است و آن خداست. بايد حق خداوند كه همان روشن كردن مسير او و وضوح در راه حق است روشن نماييم. آن وقت است كه اجراي عدالت اقتصادي نيز به راحتي امكان پذير است. سنت هاي جامعه در صورتي كه غلط و بي معنا باشد را از بين بردن و چهره بد آنها را نشان دادن عين عدالت است. اگر مسير جامعه در هر قشري و گروهي مسير الهي شود در واقع بزرگترين عدالت فراهم شده است و ديگر كسي از خوف خدا به مال مردم دست اندازي نمي كند و اصلاجرات آن را ندارد. كسي جرات فساد كردن را ندارد، ايثار در جامعه فراوان مي شود و با انفاق هاي مردم كم كم فقيري باقي نخواهد ماند. جامعه اي، جامعه آرماني است كه روحيه ايثارگري در آن زنده باشد نه اينكه همه براي به دست آوردن اندك پولي براي گذران زندگي با بدبختي و بداخلاقي و تندخويي كوشش كنند. بر فرض اگر همه در مسير عدالت اقتصادي قرار گرفتند در حالي كه عشق و همنوع دوستي در ما زنده نباشد چه فايده اي دارد؟ اين همان عدالت ليبراليستي است. هدف را بايد تغيير داد. هدف را بايد از كسب و روزي درآوردن به خدا و عشق به خدا تغيير داد و معطوف كرد. در آن صورت عدالت اقتصادي با لذت در زندگي اثرگذار خواهد شد واين تعريف غلط از هدف زندگي در اذهان مردم بزرگترين بي عدالتي است كه در طي 16 سال قبل در ذهن مردم ريشه دوانيده است. اين همان چيزي است كه جامعه بعد از رنسانس غرب براي شرق به ارمغان آورده است. اقتصاد ليبرالي مردم را براي پولي اندك كه فقط خرج مايحتاج زندگي مي شود به اندازه همه عمرشان بازي گرفته است. اين تفكر را از عمق ذهن مردم بايد خارج كرد و تفكر الهي در تهيه مايحتاج زندگي را بايد جايگزين آن كرد. همان تفكري كه علي(ع) آزادانه يك عمر با آن زندگي كرد. همان تفكري كه عالمي را به علت ندادن اجاره با خانواده اش بيرون مي اندازند ولي او دست از هدفش بر نمي دارد و در آخر به علامه قاضي (استاد امام(ره)) تبديل مي شود. همان تفكري كه اگر 10 روز هم حتي نان خشك شده اي نيز نبود نااميد نشود و در همان حال از هدف خويش دست برندارد. ما خود مي دانيم كه دنياي مادي ما در برابردنياي مادي غرب بسيار كوچك تر، حقيرتر و عقب تر است. اگر در عدالتمان فقط به دنياي مادي توجه كنيم نه تنها در مقابل زورگويي هاي آنها موفق نخواهيم شد بلكه يا برده آنها شده و يا نابود خواهيم شد. اما تفكر الهي ما كه خواهد توانست بر دنيا غلبه كرده و شرق و غرب را به شگفتي وادارد را بايد حق او را دارد. حقي كه به ناحق گرفته شده است.

نويسنده: فضل الله شفيع بغداد آباد

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما