اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  عرفان حقيقى، عرفان دروغين     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه




عرفان حقيقى، عرفان دروغين

چندى است توجه برخى از جوانان به عرفان‏هاى هندى و فرقه‏هاى صوفيانه جلب شده است؛ نظر اسلام درباره اين فرقه‏ها اعم از تصوف، درويشى، هندى و سرخ‏پوستى چيست؟
پيش از پاسخ به پرسش شما مناسب است در ابتدا تعريف تصوف و عرفان و شرايط ورود به آن را بيان كنيم و آن گاه درباره فرقه‏هاى جديد و قديم تصوف سخن بگوييم.
تصوف به معناى پوشيدن لباس پشمين است و در اصطلاح، پاك كردن دل از آلودگى‏هاى نفسانى و آراستگى به پاكى‏هاى باطنى است. براى تصوف، تعاريف متعددى بيان شده كه جامع آن تعاريف، از ابن عربى، قهرمان بزرگ عرفان و تصوف است كه آن را به «وقوف به آداب شريعت، ظاهراً و باطناً» معنى كرده است كه «آن عبارت از تخلق به اخلاق الهى است».1 همچنين عرفان به معناى شناسايى است و در اصطلاح، نام علم الهى است كه هدف و مقصود آن، شناخت حق و اسما و صفات آن از طريق كشف و شهود است.
جامع‏ترين تعريف از عرفان را قيصرى، عارف نامى دوره اسلامى ارائه داده است. وى مى‏نويسد: «علم به خداوند سبحان از حيث اسماء، صفات، مظاهر او و شناخت حالات مبدأ، معاد، حقايق عالم و چگونگى رجوع اين حقايق به حقيقتى يگانه - ذات احديت - و همچنين شناخت راه سلوك و مجاهده براى خلاصى نفس از تنگناهاى قيود جزئى - دنيا و شهوات - و اتصاف آن به صفت اطلاق و كليت - پاكى كامل و شهود در مرحله فنا و بقا».2
در تعريف قيصرى به خوبى مشخص است كه عرفان داراى دو بال است كه از آن به عرفان نظرى و عرفان عملى تعبير مى‏شود. عرفان نظرى، علم به حقايق و معارف ناب است كه همه آنها به شناخت حق سبحانه، اسما و صفات باز مى‏گردد و عرفان عملى، سير و سلوك در راه رسيدن به كمالات معنوى، اتصال به خداوند و رهايى از ماديات، با هدف دور كردن دل از انحطاط و رسيدن به تكامل شايسته آن است. با توجه به اين تعريف، عرفان عملى، مقدمه عرفان نظرى است؛ زيرا ابتدا بايد با قدم صدق و با اخلاص تمام، قلب را از اغيار پاك كرد تا به مرحله شهود رسيد تا حقيقت آن گونه كه شايسته است، بر سالك جلوه‏گر شود. از اين ديدگاه، راه عرفان، راه عمل بى‏چون و چرا به همه دستورات شريعت و بالا رفتن از نردبان سلوك - از ظاهر به باطن - و دل را كه حرم الهى است، از بت‏هاى خودساخته پاك كردن است.
به تعبير ديگر، عرفان هم عمل به ظاهر دستورات الهى است و هم پاك كردن قلب است و هر دو براى عارف لازم و ضرورى است. آرى، اصل، پاك كردن و نورانى كردن قلب است، تا سالك داراى قلبى صيقل خورده و صاف شود و حقايق در آن جلوه‏گر شود. در اين صورت است كه همه اعمال و رفتار ظاهرى و دستورات ريز و درشت شريعت، مفهوم پيدا مى‏كند و به همراه، آن اعضا و جوارح عارف نيز نورانى مى‏گردد. اين معنايى است كه همه عارفان و متصوفه بر آن اتفاق نظر دارند. نمونه آنها خواجه عبدالله انصارى است كه در مقدمه كتاب منازل السائرين - كه مهم‏ترين و اصلى‏ترين كتاب و دستورالعمل در عرفان عملى است - مى‏گويد:
«انسان به نهايات - فنا و بقا و در نهايت توحيد ناب - نمى‏رسد؛ مگر اين كه بدايات را به طور صحيح پشت سر گذارده باشد و طى كردن صحيح بدايات، تنها در صورتى است كه (اولاً) اخلاص كامل باشد و هر كارى تنها براى خدا انجام شود؛ (ثانياً) از سنت و شريعت متابعت كامل شود و هيچ كارى انجام نشود؛ مگر اين كه در سنت وارد شده باشد؛ (ثالثاً) نهى الهى جدى گرفته شود؛ (رابعاً) در مواجهه با مردم، حرمت آنها رعايت شود و با شفت و مهربانى، با آنها سخن گويد و نه تنها كَل آنها نباشد كه بارى از دوششان بردارد و (خامساً) از هركس و هر چيز كه وقت را از بين مى‏برد، فاصله گيرد و از هر كس كه قلب را به فتنه مى‏اندازد، دورى كند».3
با اين مقدمه روشن مى‏شود كه اصل اولى در تصوف و عرفان، عمل خالصانه و كوشش مجدانه و مستمر در انجام دستورات الهى و شريعت محمدى است كه در اين صورت، قلب نورانى مى‏شود و به حقيقت توحيد مى‏رسد. هر فرقه و نحله‏اى كه ادعاى عرفان و تصوف دارد، بايد با اين عيار محك زده شود. افسوس و صد افسوس كه در برابر عرفان اصيل و تصوف ناب، عرفان دروغين و صوفى‏گرى حيله‏گرانه از بازار و رونق خوبى برخوردار است؛ به طورى كه صداى همه عارفان حقيقى را درآورده است. خواجه عبدالله در همين كتاب مى‏نويسد:
«مردم در اين وادى سه گروهند؛ مردمى كه بين بيم و اميد حركت مى‏كنند - اعمال و اشتباهات خود را مى‏بيند؛ بيم بر ايشان مستولى مى‏شود و لطف و رحمت بيكران الهى را مشاهده مى‏كنند؛ اميدوار مى‏شوند - بر اين گروه، نسيم محبت وزيدن مى‏گيرد و در عين حال كه در مصاحبت حياء هستند - حياء مانع از آن است كه دعوى محبت كنند - اين گروه را مريد مى‏نامند.
گروه دوم، اهل جذبه‏اند كه با جذبه عنايات الهى از وادى تفرقه به خانه امن جمع و قرب الهى رسيده‏اند و آنها مراد نام دارند.
اما گروه سوم اهل دعوى باطلند و هم خود در فتنه افتاده‏اند و هم ديگران را به فتنه مى‏اندازند».4
آرى، سير و سلوك و رسيدن به حقيقت عرفان، سخت و نياز به تمرين، رياضت مستمر و دائمى دارد؛ اما اداى تصوف درآوردن، بسيار آسان است و متاسفانه همه فرقه‏هاى صوفيانه و درويشى امروزى، حيله‏گرى و تزوير و تقليد مضحك است كه نه عارفان حقيقى آن را بر مى‏تابند و نه عقل بر آن صحه مى‏گذارد و نه نقل آن را تأييد مى‏كند و به‏طور كلى، از نظر اسلام مردود هستند. عرفان، تحت «تأثير مواد مخدر»5، رقص‏هاى صوفيانه و آن گاه آب و چاى و نسكافه و ميوه و تجديد آرايش زنان جوان و صحبت از ريمل جديدى كه به تازگى به بازار آمده است كه هر چه گريه كنى، سر سوزنى اثر در زير چشمهايت باقى نمى‏ماند و خلاصه تا صبح خواندن شعر و گوش دادن به موسيقى و سماع (رقص) و از حال رفتن و آن گاه تا ظهر خوابيدن و فرار از بحث‏هاى عقلانى و گريز از سياست‏6 و انواع تردستى‏هاى ساحرانه و ماهرانه و گرايش به عرفان سرخپوستى و هندى كه وجه مشترك همه، اباحه‏گرى، لاابالى‏گرى و بى‏قيدى نسبت به ملزومات شريعت و عرفان حقيقى است، از سويى حكايت از عطش فطرى بشر به معنويت دارد و از سوى ديگر، انحراف و وارونگى معنويت در دوره جديد است كه شيادانى از اين عطش سوء استفاده مى‏كنند و جوانان را به سمت محفل‏هايى اين چنينى مى‏كشانند كه نتيجه آن جز خواب گران و دورى از هدف متعالى عرفان، چيزى نيست. آرى، انسان امروزى، تشنه هر چيزى است كه بتواند او را از فضاى تنگ و خفقان آور ماده‏گرايى نجات دهد؛ اما صد افسوس كه دغل بازان با استفاده از اين عطش، عرفان دروغين و حيله‏گرانه و وارونه را به خورد آنها مى‏دهند.
ايجاد دكان تصوف و درويشى از دير زمان در جامعه ما رواج داشته و به موازات عرفان ناب جلو آمده است و فرقه‏هاى متعدد دراويش و صوفى در جاى جاى جامعه ما رونق داشته است و چون رسيدن به عرفان ناب سخت است و نياز به تمرين، تلاش شبانه‏روزى و التزام كامل به شريعت داشته است، تصوف حيله‏گرانه از رونق بيشترى برخوردار شده است؛ زيرا با تنبلى و بيكارگى نسبتى تام داشته و ساده‏انگاران را به خود جلب كرده است و به تعبير صاحب كتاب تبصرة العوام فى معرفة مقالات الانام كه در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم نگارش يافته است، «همت ايشان جز شكم نبود...از حرام احتراز نكنند و ايشان را نه علم باشد و نه ديانت...هيچ كس دون همت‏تر از ايشان نباشد».7
خواجه شيراز، آن عارف دل سوخته، در برابر چنين دكان‏هايى مى‏نالد و مى‏گويد:
نقد صوفى نه همين صافى بى‏غش باشد
اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
در دوره ما كه معنويت‏گرايى افراطى در تقابل با ماده‏گرايى افراطى در سراسر جهان رواج يافته است و با صفت غرب‏زدگى و مد روز غربى و با الفاظى چون يوگا، ذن، عرفان سرخ پوستى، زرد پوستى و هندى و با مايه‏هايى از اشعار مولوى، حافظ و عطار به جامعه ما سرايت كرده است، پاسخى به بحران معنويت و هويت مى‏باشد و در حقيقت نوعى نيهيليسم منفعلانه است و بلكه نوعى قد علم كردن در برابر دين ناب و عرفان ناب است و اين، صفتى شيطانى است كه سكه تقلبى را به جاى اصل به جوامع بشرى عرضه مى‏كند تا عرفان دروغين را كه در حقيقت ضد عرفان و معنويت حقيقى است، به جاى اسلام و شريعت محمدى و عرفان برخاسته از آن بنشاند و چه خوش گفت:
اين مدعيان در طلبش بى‏خبرانند
آنان را كه خبر شد، خبرى باز نيامد
آرى، تنها راه چاره، بازگشت به عرفان ناب اسلامى است كه آن از بطن شريعت مى‏گذرد؛ يعنى تا زنده هستيم، دورى از همه محرمات، عمل به همه واجبات، دستورات الهى و تلاش در تحصيل اخلاص، با توجه تام به اصل ولايت و متابعت تام از امام معصوم؛ آن گاه است كه توفيق الهى رفيق راه مى‏شود و راه را به همراه راهبر به ما مى‏نماياند؛ «من جاهد فينا لنهدينّهم سبلنا»8 و در هر صورت مقدمه سير و سلوك، شناخت دستورات الهى و متابعت هميشگى تا پايان عمر از آن است كه در زبان عرفا به شريعت تعبير مى‏شود. عارف نامى، سيد حيدر آملى مى‏نويسد: «شريعت، اسم موضوع، براى راه‏هاى الهى است كه مشتمل بر اصول و فروع آن، رخصت‏ها و واجبات آن، و نيكويى‏ها و نيك‏ترهاى آن است...پس بدان شريعت، تصديق افعال پيامبران قلباً و عمل به موجب آن است...».9

پى‏نوشت‏

1- سيد جعفر سجادى، فرهنگ معارف اسلامى، ج: 2 ص: 77، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، چاپ نخست، تهران 1362.
2- سيد يحيى پثربى، عرفان نظرى، مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، چاپ نخست، قم 1372، ص 232.
3- خواجه عبدالله انصارى، منازل السائرين، با شرح كمال الدين عبدالرزاق قاسانى، تصحيح: محسن بيدارفر، انتشارات بيدار، چاپ دوم، قم 1381، ص 18 - 19؛ شارح در تعريف اخلاص مى‏گويد: «امتثال امر الهى به آن چه در شريعت آمده، بدون توجه به عمل و بدون چشم‏داشت عوض و غرض، و تنها براى خدا و لوجه الله»
4-همان، ص 19؛ شارح دانشمند كتاب در تفاوت مراد و مريد مى‏گويد: «مراد اهل جذبه است و مريد اهل سير و سلوك. مراد محبوب المراد است كه بدون نياز به سير و سلوك، جذبه او را در مى‏ربايد؛ همانند انبيا و ائمه سلام الله عليهم؛ اما مريد، اول سلوك مى‏كند و آن گاه جذبه او را مى‏ربايد» (همان، ص 17).
5- سيد حسين نصر، معرفت و معنويت، ترجمه انشاءالله رحمتى، دفتر پژوهش و نشر سهروردى، چاپ نخست، تهران 1380، ص 213.
6- صوفيان آپارتمانى، روزنامه شرق، جمعه 26 فروردين 1384.
7- سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى، تبصرة العوام فى معرفة امقالات الانام، تصحيح عباس اقبال: انتشارات اساطير، چاپ دوم، تهران 1364، ص 132 - 133.
8- عنكبوت(29)، آيه 69.
9- جامع الاسرار و منبع الانوار، تصحيح هانرى كربن و عثمان يحى، انتشارات انستيتو ايران و فرانسه، ص343-345

سيدسعيد لواساني / پرسمان شماره 34

  دفعات نمایش : 77      تاریخ:  1386.7.22

  عنوان مقالات و شاخه ها 
پاسخ به نيازها پايه امنيت اجتماعى
معيارهاى نقد اجتماعى در اسلام ...
شاخصه هاى اصولگرايى از نگاه ...
منافع فرهنگ غربى در حذف خانواده
دمی با حافظ شیرازی
رویكردی‏نوبه برنامه ریزی بالنده‏ ...
آیا می‏توان برنامه‏های زندگی ...
مُدگرايى و مُدسازى‏
ابر فرصت؛ طوفان زمان . . .
صعود به سوى سقوط
!آيا اعلاميه جهانى حقوق بشر، ...
خانواده؛ سازنده اصلی فرهنگ
مبانی فكری اعلامیه جهانی حقوق ...
100% آمریكایی
عرفان حقيقى، عرفان دروغين
الگوپذیری؛ زیرساز شخصیت اجتماعی(1)
جرائم و آفات زبان (2)
اسراف، تجمل‌گرایی؛ بیماری اجتماعی
مبانى حقوق بشر استاندارد
اختلاف در مفهوم و مصاديق حقوق ...
روشنفكري و بحران تفكر و عقلانيت ...
مطالعات فرهنگي؛ از فرهنگ والا ...
...   5   6   7    8    9   ...  
 
    کوتاه و خواندنی    
علمی فرهنگی
هنرمند علاوه برتکلیف ذاتی انسان به علت ویژگی های بسیار ممتاز هنر باید درخصوص قالب ومضمون آثارخود نیز احساس تعهد کند.





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما