اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  جرائم و آفات زبان (2)     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه

 جرائم و آفات زبان (2)

قسمت دوّم

پیش از این دربارة نعمت بیان، زبان و اعمال وابسته بدان مطالبی را بیان كردیم. در این شماره نیز به یكی دیگر از آفات زیان‌بار زبان كه از گناهان بزرگ به شمار می‌رود می‌پردازیم.

«غیبت» یعنی:

«پشت سر دیگران بدگویی كردن و سخن ناخوشایند گفتن». این تعریف با شمول و عمومیتی كه داراست؛ شامل انواع غیبت، بهتان، تهمت، إفك، فحش و حتی ذكر عیوب آشكار می‌شود و حال آنكه هریك از این‌ها در اصطلاح، تعریف خاصی داشته و از نظر شرعی دارای احكام ویژه‌ای است.

غیبت از نظر فقها و علمای اخلاق:

یك ـ غیبت باید جنبة كشف سرّ و افشاگری داشته باشد،‌ یعنی؛ بازگو كردن عیب‌ها و گناهان آشكار غیبت نیست و گناه غیبت برآن مترتب نمی‌شود، هرچند ممكن است از لحاظ توهین و تحقیر یا اشاعة فحشاء ممنوع و حرام بوده و كیفر و عقوبتش با درجة این گناه تناسب نداشته باشد.
دو ـ عیب مذكور دروغ نباشد؛ یعنی صفت مورد غیبت در شخص مورد نظر وجود داشته باشد. پس، اگر واقعیت نداشته باشد تهمت است و گویندة ‌آن به عنوان افترازننده تحت كیفر قرار می‌گیرد و گناهش از غیبت اصطلاحی بیشتر است.
سه ـ انگیزة عیب‌جویی در میان باشد، بنابراین: اگر ذكر عیوب دیگران برای حفظ مصلحت آنان باشد، شرعاً اشكالی ندارد، هرچند طرف مقابل، راضی نباشد. مثلاً: بازگوكردن خصوصیات بیمار نزد پزشك از این قبیل است كه مصلحت بیمار در افشای آن است، هرچند ممكن است بیمار در بدو امر از اظهار آن نارحت شود. هم‌چنین ذكر محاسن و نیكی‌های اشخاص به عنوان تعریف و تمجید آن‌ها غیبت نیست، هرچند آن‌ها از افشای محاسن خود ناراحت شوند.
البته در صورتی كه افشای محاسن، موجب اذیت و آزار شخص گردد، كار خوبی نیست، لكن نه به عنوان غیبت بلكه به عنوان ایذاء برادر مؤمن، كه برای خود حكم جداگانه‌ای دارد.
چهار ـ شخص مورد غیبت مشخص باشد. چه با ذكر نام و سایر مشخصات یا با اشاره و كنایه، به طوری كه شنونده طرف را بشناسد، پس، اگر كلی و نامعلوم باشد و یا آنكه شنونده او را نشناسد، غیبت محسوب نمی‌شود.
پنج ـ شخص مورد غیبت، مسلمان و برادر دینی انسان باشد. بنابراین، غیبت كافران، مشركان و ملحدان اشكالی ندارد.
شش ـ شخص مورد غیبت، متجاهر به فسق نباشد. پس، اگر كسی آشكارا مرتكب گناه می‌شود، غیبت او جایز است، زیرا چنین شخصی از گناه كردن و گناهكار بودن باكی ندارد و از اینكه مردم رفتار ناشایستة او را بفهمند و ببینند، هراسی به دل راه نمی‌دهد.
آنچه بیان شد مجموع قیود و شروط فقها و علمای اخلاق پیرامون چگونگی شكل‌گیری عمل غیبت می‌باشد.

غیبت از نظر قرآن كریم:

شكی نیست كه غیبت از گناهان كبیره است و مرتكب كبیره، مستحق دوزخ است؛ چنان‌كه در ذیل آیة شریفة: «إن تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سیئاتكم و ندخلكم مدخلاً‌ كریماً 2 » امام صادق(ع) فرمود: الكبائر التی اوجب الله عزّوجلّ علیها النّار. «گناهان كبیره، گناهانی است كه خداوند مجازات آتش برای آن‌ها مقرّر داشته است...»3 قرآن كریم در چند مورد به شدّت از غیبت نكوهش نموده و از آن نهی كرده است، از جمله: و یل لكل همزه لمزه «وای بر عیب جویان هرزه‌گو»
... و لا یغتب بعضكم بعضاًَ ایحب احدكم أن یأكل لحم أخیه میتا فكرهتموه ... «هیچ‌یك از شما از دیگری غیبت نكند. آیا كسی از شما دوست دارد كه گوشت مردار برادر خود را بخورد؟ ]به یقین[ همة شما از این‌كار كراهت دارید.»]پس بدانید كه غیبت كردن مانند خوردن گوشت مردة برادر دینی است، از آن سخت بپرهیزید.
از این دو آیه استفاده می‌شود كه در غیبت، انگیزة عیب‌جویی شرط است( غیبت مساوی عیب‌جویی و هرزه‌گویی است) در آیة دوم غیبت مساوی خوردن گوشت مردار برادر دینی است. (اوج نفرت و كراهت عمل غیبت).
غیبت مساوی ترور شخصیت دیگران است. گویی غیبت‌كننده به وسیلة غیبت، شخصیت آن‌ها را له كرده و از صحنه بیرونشان می‌كند. در اینجا، غیبت كننده با غیبت دو كار انجام می‌دهد: یكی آنكه دیگری را بی‌آبرو می‌كند؛ دوم آنكه بدین وسیله برای خود وجاهت و آبرو دست و پا می‌كند و در حقیقت ترور شخصیت دیگران را مایة ‌حفظ آبروی خود می‌پندارد و به اصطلاح، شخصیت خود را در گرو مردن دیگران و پایمال كردن آن‌ها می‌بیند.
نكتة دیگری كه از این آیه استفاده می‌شود، این است كه غیبت تنها در مورد مسلمین حرام است؛ زیرا دو عبارت «بعضكم بعضاً» و «لحم اخیه» اشاره به مؤمنان است و غیرمؤمنان را شامل نمی‌شود. سومین نكته‌ای كه ممكن است از آیة شریفه برداشت شود، آن است كه غیبت در صورتی، موضوعیت پیدا می‌كند كه طرف مقابل حضور نداشته باشد، زیرا علاوه بر آنكه لغت غیبت، نشانة عدم حضور است، كلمة «میتاً» نیز به این معنی اشاره دارد. چون در این آیه، شخص غیبت شونده (مغتاب) مانند مرده فرض شده است؛ پس همان‌گونه كه شخص مرده، غایب است و نمی‌تواند از خود دفاع كند او نیز در اثر عدم حضور، قادر به دفاع از آبرو و حیثیت خویش نیست.
نكتة‌ چهارم، آن است كه همان‌طور كه مرده دیگر زنده نمی‌شود، آبروی از دست رفته نیز قابل برگشت نیست. چه بسیار از افرادی كه آزرده خاطر از دنیا رفتند و دیدارها به قیامت افتاد و آن‌گاه در پیشگاه خداوند متعال به محاكمه و دادخواهی برخواهند خاست.
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الّا من ظلم و كان الله سمیعاً بصیراً
«خداوند دوست ندارد كسی با سخنان خود بدی‌ها را اظهار كند، مگر آن كسی كه مورد ستم واقع شده باشد و خداوند شنوا و داناست.» 6 از این آیات استفاده می‌شود كه خداوند دوست ندارد بدی‌های دیگران آشكار شود و عیوب آنان فاش گردد و آبروی مردم از بین برود.

پی‌نوشت‌ها:
1. «بهتان» و «تهمت» آن است كه برخلاف واقع، چیزی به كسی نسبت داده شود و «افك» به دروغ‌های فاحش و به قول معروف دروغ‌های شاخ‌دار و بزرگ می‌گویند، و در اصطلاح شرع، دروغ بستن به خدا و پیامبر را «افك» گویند. (مانند دروغ ـ افك ـ بستن به عایشه همسر پیامبر در سورة مباركة نور)
2. نسآء ـ 31 «اگر از گناهان كبیره‌ای كه از آن نهی شده‌اید، اجتناب كنید؛ گناهان كوچك شما را می‌پوشانیم و در جایگاهی نیكو واردتان می‌سازیم.»
3. اصول كافی، ج 2، ص 276، باب الكبائر، حدیث 1
4. همزه: 1.
5. حجرات: 12.
6. نسآء: 148.

دیدار آشنا>شماره 50

مسعود عباسی‌جامد

  دفعات نمایش : 280      تاریخ:  1386.8.6






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما