اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  روش های آموزش شهروندی     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه



روش های آموزش شهروندی

امروزه مفهوم شهروندي از ايمان آوردن به مسووليت هاي خود در مسائل اجتماعي و داشتن باورهاي مثبت و ذاتا ارتباطي درباره همکاري با ديگران براي اداره زندگي به سوي اصلي حقوقي که دربردارنده وظايف و تعهدات اجتماعي نيز هست ، معطوف شده است.
از اين نظر مفهوم شهروندي هم براي سياستمداران و هم براي انديشمندان اجتماعي و مجريان طرحهاي فرهنگي ، داراي اهميت است ، زيرا همه آنها بر مسووليت هايي تاکيد مي کنند که زمينه بقاي جوامع سياسي و محيط طبيعي ما را استحکام مي بخشند. اگرچه از لحاظ تاريخي ، مفهوم شهروندي تا حدودي با انديشه هاي نوين تفاوت داشته ، اما تحليل هاي مدرن از اين مفهوم ، ما را به ماهيت مساوات گرايانه آن نزديک کرده است. به همين دليل شهروندي ذاتا با سلطه گري از هر نوع آن ناسازگار است.
 
در واقع موضوع شهروندي حاوي يک منطق و عنصر معقول دروني است که به تاکيد فالکس (1381 ترجمه دلفروز) منافع آن حتما بايد هر چه بيشتر همگاني و مساوات گرايانه شوند. بنابراين موقعيت هر شهروند بر حس عضويت داشتن در يک جامعه گسترده دلالت دارد. اين موقعيت ، کمکي را که يک فرد خاص به آن جامعه مي کند، مي پذيرد؛ در حالي که به او استقلال فردي اش را نيز ارزاني مي دارد. اين استقلال در مجموعه اي از حقوق انعکاس مي يابد که هر چند از نظر محتوا در زمان ها و مکان هاي مختلف متفاوتند؛ اما هميشه بر پذيرش و کارگزاري و نقش فاعليت سياسي دارندگان آن حقوق ، دلالت دارند. مفهوم کليدي مستتر در شهروندي ، ايده اجتماعي بودن آن است.
اين ايده نمي تواند صرفا مجموعه حقوقي باشد که فرد را از تعهد به ديگران رها کند. به همين دليل است که هارت (1380 ، ترجمه طاهري) تاکيد مي کند که شهروندي يعني مشارکت در سطوح مختلف امور اجتماعي.
مشارکت به عقيده وي ، فرآيند سهيم شدن در تصميم ها، چه در سطح فردي و چه در سطح جمعي است و وسيله اي است که دموکراسي به کمک آن ساخته مي شود و نيز معياري است که دموکراسي ها براساس آن ، بايد سنجيده شوند، مشارکت به تاکيد وي ، حق بنيادي شهروندي است.
به همين دليل شهروندي ، ايده اي قوي است. شهروندي شرافت خود را به رسميت مي شناسد؛ اما در عين حال بستر اجتماعي را که فرد در آن عمل مي کند نيز مورد تاکيد قرار مي دهد.
به نظر مي رسد در حال حاضر تمام نظريه ها و الگوهاي مرتبط با فردگرايي و جمع گرايي در يک ديدگاه التقاطي در نهايت بر بهبود توان اجرايي و مشارکتي افراد و سازمان ها براي کسب سازگاري ، خودتدبيري ، همکاري و افزايش دخالت هاي مسوولانه در مسائل شهري تاکيد مي کند. در حال حاضر بيشتر مديران فرهنگي و سياسي به اين نتيجه دست يافته اند که بهبود ساختارها (الگوهاي رابطه اي)، سيستم ها (سيستم هاي اطلاع رساني و اجرايي) و مهارت هاي مناسب (مهارت هاي ترغيب سازي ارتباطي) درون يک اجتماع به منظور افزايش کارآيي افراد و حس مسووليت پذيري ، اهميت حياتي دارد. لذا تاکيد فزاينده بر نياز به بيان هدف اين آموزش ها و مشارکت افراد در مسائل شهري (چرايي آن ، فلسفه چنين آموزش هايي) بينش نسبت به آن (براي نيل به اين هدف به چه چيزهايي نيازمند هستيم) و استراتژي آن (چگونگي انجام کار، ابزار و وسايل) شده است.
البته هدف ، بينش و استراتژي در سطح موسسه هايي که متولي چنين آموزش هايي خواهند بود نمي توانند به تنهايي و در انزوا تدوين گردند. بايد محيط يا منابع اقتصادي ، فني و سياسي يک جامعه نيز به عنوان متغيرهاي اثرگذار تدوين طرحها و مشارکت ها لحاظ شوند.
شهروندان به عنوان کارگزاران اخلاق همواره راههاي جديدي براي بيان شهروندي خود مي يابند. بر اين اساس فرد و جامعه در تعامل دوگانه به سر مي برند. به عبارت ديگر، کارگزاري فردي و کردارهاي اجتماعي به طور متقابل و مضاعفي به هم وابسته اند. فرد از طريق اعمال حقوق و تعهدات ، شرايط ضروري شهروندي را باز توليد مي کند. با ايجاد چنين شرايطي بايد اميدوار بود که بتوان دغدغه معاصر بودن خود را به صورت مشارکت در ساختار جامعه اي که خواهان آن هستيم ، نشان دهيم. از اين نظر ضرورت آماده سازي نوجوانان ، جوانان و بزرگسالان براي مشارکت در يک زندگي مدني با توجه به تغييرات سريعي که در همه ابعاد فکري ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فناوري ايجاد شده ، بيش از پيش احساس مي شود.

اصول و بنيان هاي آموزش شهروندي

آموزش شهروندي ، نحوه ايجاد انگيزش در ميان افراد براي پذيرش نقش شهروند و توجه به منافع جمعي است.
شهروندي در سطوح متنوعي عمل مي کند. ابعاد شهروندي را مي توان در بعد و جنبه کلي نشان داد.
شهروندي از يک سو واجد ابعاد سياسي و ساختاري است و از سوي ديگر، ابعاد عاطفي را در بر مي گيرد که با فرهنگ و هويت هاي فرد ارتباط دارد.
در کمترين سطح آن ، شهروندان بايد نسبت به مسووليت ها، حقوق و هويت هاي متفاوت خود آگاهي و شناخت داشته باشند. 
کسب اين شناخت آشکارا مستلزم آموزش حقوق انساني و فراهم شدن محيطي براي يادگيري است که در آن ، مجال جستجو و تقويت احساسات و انتخاب هاي افراد فراهم باشد. (ذکائي ، 1381).
براساس مدل آزلر و استارکي (1996) ابعاد و اجزاي آموزش شهروندي در برگيرنده يک سطح حداقل و يک سطح حداکثر است.
مطابق اين مدل ، تا زماني که ادغام واقعي در جامعه محقق نشود و حداقل درآمد، امنيت و مشارکت فعال شهروندان تامين نگردد، اعضاي جامعه نخواهند توانست حقوق خود را طلب کنند. آموزش شهروندي را در چنين جامعه اي مي توان در برگيرنده آموزش دانش ، مهارت ها و ارزشها دانست که با ماهيت و شيوه هاي اداره يک نظام مردم سالاري مشارکتي همخوان است.
آموزش شهروندي عملا به عنوان وسيله اي براي پرورش احساس تعلق به جامعه و داشتن هدفي در زندگي براي اعضا مورد استفاده قرار خواهد گرفت. هدف اصلي برنامه هاي آموزش شهروندي بايد درگير کردن افراد در فعاليت هاي مربوط به حوزه زندگي خود (اجتماع) باشد.
آموزش موثر شهروندي از همان آغاز به کودکان اعتماد به نفس و رفتارهاي مسوولانه را از نظر اجتماعي و اخلاقي مي آموزد. وجه ديگر اين آموزش ، درگير کردن افراد جامعه در مسائل مربوط به شرايط زندگي و دغدغه هاي اجتماع محل زيست آنهاست.
بالاخره وجه سوم آموزش شهروندي را مي توان انتقال دانش ، مهارت ها و ارزش ها به کودکان دانست که به واسطه آن خود را عضو مفيدي از حيات عمومي جامعه تشخيص دهند. به اين ترتيب هدفهاي آموزش شهروندي را بايد عموما حول سه محور آموزش مسووليت اجتماعي و اخلاقي ، آموزش فعاليت هاي اجتماعي و گرايش به چنين فعاليت ها و آموزش سواد سياسي دانست.
اعتقاد بر اين است که آموزش شهروندي نبايد دربرگيرنده نفع فردي باشد، بلکه جستجو براي عدالت اجتماعي آن را به وجود مي آورد. به همين دليل شهروند کسي است که به مسائل عمومي جامعه آگاهي دارد، واجد فضيلت هاي مدني است و از مهارت هاي لازم براي مشارکت در عرصه سياسي برخوردار است. علاوه بر اين تاکيد آموزش شهروندي بر اين است که کودکان را به عنوان شهروندان به گونه اي تربيت کند که در اجتماع و محيط پيرامون خود مشارکت کنند، با حقوق خود آشنا شوند و به وظايف خود در قبال جامعه عمل کنند. به اين ترتيب ، آموزش شهروندي دربرگيرنده احترام متقابل در ميان شهرونداني است که در هويتهاي قومي ، زباني ، نژادي ، فرهنگي ، ديني و جنسيتي تفاوت نشان مي دهند. از ديگر مهارت هايي که آموزش و يادگيري آنها در پرورش شهرونداني فعال موثر است ، مي توان به اين موارد اشاره کرد:
الف - تقويت شيوه هاي همکاري و کار گروهي
ب - تصميم گيري به شيوه شورايي
ج - توانايي بخشيدن به افراد براي استدلال و نقد کردن
د- تقويت مهارت هاي موثر ارتباطي
ه -مديريت مشترک فعاليت ها و کارهاي محلي
و- درگير شدن در کارها و فعاليت هاي محلي
ز- تقويت گفتگو و مهارت هاي مشارکتي در هر حال مفهوم شهروندي به عنوان نهاد و مبنايي براي ايجاد يک جامعه مدني ، مفهوم مهمي است که بايد آن را تابع شرايط سياسي اجتماعي و نيز بستر و سنت تاريخي دانست که در آن رشد مي يابد.
آموزش هايي از اين قبيل زماني نضج مي گيرد که گرايش به تعهدات مدني ، اخلاقي و سياسي شهروندان مورد تاکيد قرار گيرد و به عنوان يک اصل نهادينه شود.

احسان کاظمي

  دفعات نمایش : 157      تاریخ:  1386.8.9






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما