اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  طرحواره بارورى تمدني     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه

طرحواره بارورى تمدني

 

طرحواره بارورى تمدني

ابتداى قرن بيستم در دنياى غرب انديشه‌هاى جديدى به وجود آمده که سخت به تمدن غرب به ديده ترديد مى‌نگرد. تا قبل از قرن بيستم و قبل از جنگ جهانى اول غرب با سرعت و خوشحالى در رشد بود. همه خيال مى‌کردند به بهشت موعود زمينى نزديک مى شود؛ ارزش افزوده اقتصادى رو به افزايش بود؛ هنوز بحران‌هاى بزرگ غرب را فرا نگرفته بود و غرب بى‌مهابا دست به غارت کشورهاى جهان سوم مى‌يازيد و ثروت‌ها را به کشورهاى خود منتقل مى‌کرد. ساختار جامعه خوبى نيز با اين ثروت‌ها شکل يافت و داراى پيشرفت‌هاى بى‌نظيرى در زمينه علمي، ادبى و فکرى گرديد و اين لحظه‌اى توقف نداشت پس احساس مى‌کردند در آينده‌اى نه چندان دور به بهشت موعود خواهند رسيد. ادبيات قرن نوزدهم و مکاتب فکرى نيز حاکى از اين وضع هستند؛ ولى رقابت کشورهاى غربى براى گرفتن مستعمره‌هاى زيادتر سبب دشمنى‌هاى زيادى بين اين کشورها گرديد تا آنجا که جنگ جهانى اول به راه افتاد. جنگ جهانى اول نه فقط يک جنگ ويرانگر جهانى بود بلکه ويرانگر آنان و اميدهاى آينده نيز بود. يکباره اميدها به ياس تبديل گشته و يکباره به جاى رسيدن به بهشت به جهنم بيکران اين جنگ رسيدند. خلاصه آنکه تمدن غرب دچار بحران شد و متفکران غربى از همان زمان به تمدن غربى به عنوان يک تمدن بحران زده نگاه مى‌کردند و نوشته‌ها در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم نشانگر اين مطلب است. جنگ جهانى دوم بر اين ديدگاه کاملا صحه گذاشت، خصوصا با ظهور کمونيسم جهانى در طى جنگ جهانى اول در روسيه، نظريه پردازى درباره تمدن غرب شروع شد و شايد حتى بتوان گفت که نظريه پردازان بزرگ جامعه شناسى همه با توجه به اين دوره‌هاى گذر و بحران است که نظريه پردازى را شروع کردند. اين اوضاع با جنگ سرد بين شرق و غرب ادامه پيدا مى کند؛ ولى کم کم غرب با حالت مسالمت‌آميز سعى در نفوذ در شرق کمونيست مى کند وقدم به قدم جلو مى رود که عملا با تفاهم با يکديگر جهان را تقسيم مى کنند و اغماض‌هاى زياد در برابر يکديگر مى کنند. جنگ ويتنام و جنگ‌هاى موجود در آفريقا دلايل اين مطلب است. ولى در اين هنگام است که انقلابى از جهان سوم با صبغه‌اى خاص بپا مى‌خيزد. ايدئولوژى اين انقلاب برخاسته از غرب نيست (برخلاف کمونيسم و يا فاشيسم) بلکه ايدئولوژى و تفکر اسلامى است که ريشه در تاريخ منطقه در 14 قرن پيش دارد و اين آن چيزى است که غرب قدرت شناخت آن را به سادگى نخواهد داشت؛ چون اولا ايدئولوژى اين انقلاب از غرب برنخاسته است و ثانيا آنقدر در ساختارهاى جوامع اسلامى نفوذ دارد و داراى اشکال بسيار مختلفى است که غرب به سادگى متوجه آنها نخواهد شد. تحليل‌ها شروع شد: يک تحليل بر آن بود که اين نيز انقلابى سطحى است که در انتهاى قرن مدرنيسم اتفاق افتاده است و چون مدرنيسم راهى است که برگشت ندارد و آينده مال مدرنيسم است و تمدن غرب تمدن آينده جهان است، پس اين انقلاب خود به خود مضمحل خواهد شد و مزاحمتى بيش نيست. اين هم تحليل شرقى‌هاى کمونيست بود و هم غربى‌ها. تحليل ديگر اين بود که اين انقلاب از ايدئولوژى و مرامى برخاسته که داراى تمدن قبلى است؛ يعنى تمدن اسلامى که ريشه تمدن غربى است و اين تفکر در قالب آن تمدن در دوره‌اى از تاريخشان داراى تجسد خارجى گشته و احتمالا اين انقلاب دنبال پى ريزى تمدنى براساس تمدن قبلى خواهد بود. سپس نظريه رويارويى تمدن‌ها را مطرح کردند وگفتند تمدن اسلامى که مقدمه‌اش اين انقلاب است، در حال شکل گيرى است ولى بايد گفت اين نظريه نيز درست نيست.
نظريه درست جايگزينى تمدنى است. تمدن غرب به انتها رسيده است. بحران‌هاى داخلى غرب چه اقتصادى و چه اجتماعى و چه روانى همه دليل بر آن است و مدرنيسم شکست خورده و نظريات پست مدرنيسم غرب دليل بر آن است و مدرنيسم که بدنه تمدن غرب را تشکيل مى‌داد ديگر وجود ندارد واگر تمدن غرب تمدن موفقى بود، نبايستى انقلابى اسلامى در يکى از کشورهاى حاشيه‌اى و زنجيره‌اى تمدن غرب اتفاق مى‌افتاد. اصلا انقلاب مذهبى در انتهاى قرن مدرنيسم نشان از بيرون افتادن تدريجى مدرنيسم از صحنه جهانى است؛ انقلابى که الهام‌بخش مذهب در تمامى کشورهاى جهان حتى خود غرب است و تحليل‌هاى سازمان کليساى مسيحيت دليل بر آن است. بنيادگرايى دينى در تمام دنياى مسيحيت و يهوديت و هندوئيسم و... شاهد بر اين نکته است. پس تمدن غرب در حال اضمحلال است و طليعه آن انقلاب مذهبى اسلامى مى باشد. آنچه بر عهده ماست اين است که ما بنيانگذارى تمدنى جديد را شروع کنيم و با استعانت از دين بزرگ اسلامى و با توجه به ساختارهاى اجتماعى خود و ساختارهاى اجتماعى دنياى امروز و حتى جهان غرب دست به ايجاد مدل‌هايى براى ايجاد اين تمدن بزنيم.
اين مدل والگو داراى پنج مدل است:
مرحله اول: اين تمدن در حال ايجاد بايستى سعى کند آثار تمدن نابود شده قبلى خود را زنده کند و به مطالعه مجدد آنها بپردازد. ضرورت اين امر اين است که تمدن قبلى خود داراى آثارى بوده که يقينا براى امروزه اين تمدن در حال ايجاد به کار مى‌آيد. شاهد بر اين امر تمدن فعلى غرب است که سعى کرد تا آنجا که مى تواند آثار يونان قديم را بازرسى و احيا کند و سپس از آنجا بنيان وجودى خود را بنا نهاد و تاملات فلسفى و فکرى آنها از آنجا شروع شد. بايستى آثار باقيمانده از تمدن اسلامى رامورد مطالعه قرار داد و چون اين آثار غالبا به زبان عربى است، بايستى به صورت مجموعه آثار و بسيار منظم به زبان فارسى ترجمه شوند واين امر اگرچه يکجا صورت بگيرد بهتر است. آثار تمدنى باقيمانده از دوره اسلامي: 1- منابع و متون تاريخي2 - منابع و متون جغرافيايي، مثل سفرنامه‌ها 3- متون دينى (فقهي، کلامي، فلسفي، تفسيرى و...( 4- منابع و متون عرفانى 5- منابع و متون ادبى 6- منابع و متون علمى (مثل قانون ابن‌سينا) 7- آثار معمارى و هنرى 8- صنايع و هدف آنها.
مرحله دوم:‌ در اين مرحله بايستى اين انقلاب سعى کند که تمامى آثار تمدنى تمدن در حال اضمحلال را به زبان انقلاب يعنى فارسى ترجمه کند؛ خصوصا آثار کلاسيک آنها که منشاء تفکر ايجاد آن تمدن بوده است. متاسفانه در کشور ما هميشه منابع تفسيرى اين منابع کلاسيک آن هم نه دسته اول بلکه دسته سوم و چهارم ترجمه مى‌شود و تا به حال تقريبا 90 درصد کتب کلاسيک تمدن غرب به فارسى ترجمه نشده است. خصوصا در باب علوم انسانى اين کتب نقش حياتى دارند. آنچه اينجا لازم است اين است که بايستى به تمام وزارتخانه‌ها پيشنهاد شود که در مورد کتب مورد‌نياز خود و مربوط به رشته کارى خود به طور عمومى و عام دست به ترجمه اين کتب بزنند و در اين مورد سرمايه گذارى لازم انجام دهند و در اسرع وقت اين کتب را ترجمه کنند. اين امر مى‌تواند توسط شوراى عالى انقلاب فرهنگى و رياست محترم جمهورى عملى شود.
مرحله سوم: بايستى در اين مرحله آثار تمدنى فعلى در حال اضمحلال را با تمدن قبلى نابوده شده خود مقايسه نمود و با عمل گزينش و ترکيب به يک سنتز فکرى براى تمدن جديد رسيد. بايستى آثار تمدنى غرب خصوصا نوع کلاسيک آن را گرفته و سپس با آثار باقيمانده از تمدن اسلامى مقايسه نمود و دست به يکسرى ترکيب‌هاى عناصرى زد تا عناصر جديدى براى تمدن جديد پيدا کنيم. اين امر مى‌تواند در قالب تحقيقات وزارتخانه‌اى و دانشگاه‌ها در قالب پايان نامه کارشناسى ارشد و دکترا صورت گيرد. اين مرحله اولين قدم بعد از ترجمه است که به صورت تاليف و تصنيف صورت مى‌گيرد. در اين مرحله است که آثار تمدنى جديد شروع به شکل گرفتن مى‌کند و آثار تمدنى تمدن‌هاى قبلى را در خود نهادينه مى‌کند و علم و معرفت علمى شکل مى‌پذيرد و رشد و شکوفايى علم عملا صورت و تشخص پيدا مى‌کند. در واقع اينجاست که تمدن جديد شروع به حيات و زندگى کرده است.
مرحله چهارم: در اين مرحله مى‌بايست انقلاب ارزشهاى خود را با ميراث تمدنى قبلى خود و ميراث تمدنى در حال اضمحلال يعنى غرب ترکيب کند. اين ترکيب با در نظر گرفتن وضعيت زمانى خود با تمدن اسلامى قبلى از يک طرف و فاصله زمانى و مکانى فکرى از ميراث تمدنى غرب صورت مى‌گيرد. در اين مرحله است که انقلاب ارزشهاى اصيل خود را تجسم مى‌بخشد و نظام‌هاى معرفتى و فکرى و تمدنى مطابق ازشهاى خود ايجاد مى‌کند. بنابراين انقلاب به ثمر اصلى خود مى‌رسد و تمدن ناشى از انقلاب به بارورى نزديک‌تر مى‌شود. در اين مرحله است که تمدن فعلى غرب نيز کاملا به اضمحلال خواهد رسيد و به مرگ قطعى خودش دچار خواهد شد .هرچه محلى‌تر کردن دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علميه اين مهم صورت بپذيرد بايستى کليه نهادهاى آموزشى و اجتماعى با هم اتحاد پيدا کنند.
مرحله پنجم:‌در اين مرحله بايد اين تمدن به صورت منطقه‌اى در بيايد؛ يعنى کليه کشورهاى منطقه با هم با زبان‌هاى مشترک اين آثار تمدنى را در بين خود ترويج و بارور کنند و منطقه کشورهاى اسلامى به اين بارورى تمدنى برسند. آنچه لازم است اينجا گفته شود اين است که اين پنج مرحله مى‌تواند همزمان شروع شود نه آنکه بعد از هم و به ترتيب باشند.

سکينه نعمتي/روزنامه رسالت/شماره 6213

  دفعات نمایش : 117      تاریخ:  1387.1.8






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما