اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  برخورد تمدن‌ها     
   علمی و فرهنگی فرهنگ واندیشه
برخورد تمدن‌ها

 
برخورد تمدن‌ها
مقاله “برخورد تمدن‌ها” به قلم ساموئل هانتينگتون، در سال 1993 در مجله امور خارجه به چاپ رسيد و بلافاصله توجه و واکنش‌هاى زياد و شگفت‌انگيزى را برانگيخت. چون اين مقاله قصد داشته تا براى آمريکايى‌ها نظريه‌اى بديع، درخصوص “فضاى جديد” در سياست جهانى پس از پايان جنگ سرد فراهم آورد نوع بحث و استدلال آن به طرز الزام‌آورى کلان، متهورانه و حتى خيالى به نظر مى‌رسد. وى به صورت بسيار آشکار به رقبا در سطوح تصميم‌سازى و نظريه‌پردازانى چون فرانسيس فوکوياما و ايده “پايان تاريخ” او همچنين به گروه‌هاى بزرگى که آغاز جهانى شدن، قبيله‌گرايى و زايل شدن دولت‌ها را خوشايند مى‌دانند، توجه داشته است اما اذعان مى‌کند که آنها فقط برخى از جنبه‌هاى اين دوران جديد را مى‌فهمند. او سعى کرده است تا جنبه بسيار مهم و در واقع مرکزى سياست جهانى در سال‌هاى آتى را نشان دهد. هانتينگتون بدون هيچ‌گونه ترديد، تاکيد مى‌کند که “فرضيه من اين است که منبع بنيادى منازعه در دنياى جديد، در درجه اول ايدئولوژيکى يا اقتصادى نخواهد بود؛ منشا اختلافات عظيم نوع بشر و منبع اصلي، منازعه فرهنگى خواهد بود دولت ملت‌ها در امور جهانى قدرتمند‌ترين بازيگران باقى خواهند ماند، اما منازعات اصلى سياست جهانى ميان ملت‌ها و گروه‌هاى برخاسته از تمدن‌هاى مختلف رخ خواهد داد. برخورد تمدن‌ها بر سياست جهانى سايه خواهد افکند.
خطوط نقصان ميان تمدن‌ها، مرزهاى مبارزه با درگيرى درآينده خواهند بود.” بيشتر استدلال‌ها در صفحات بعدى مقاله، بر انگاره‌اى مبهم، يعنى چيزى که هانتينگتون “هويت تمدني” مى‌خواند، استوار است؛ همچنين “فعل و انفعالات ميان هفت يا هشت تمدن بزرگ” که از ميان آنها منازعه ميان تمدن‌هاى اسلام و غرب بخش عمده توجه را به خود جلب کرده است. او در اين انديشه ستيز‌آميز خود کاملا به مقاله 1990 “برناردلويس” شرق‌شناس کهنه کار متکى است. رنگ و بوى ايدئولوژيکى اين مقاله از عنوان آن که عبارت است از “ريشه‌هاى خشم مسلمانان”، نمايان است. در هر دو مقاله، تجسم هستى‌هاى بسيار زيادى که “غرب” و “اسلام” خوانده شده‌اند، با بى‌ملاحظگى صورت گرفته است، گويى که موضوعات بغرنج و پيچيده‌اى چون هويت و فرهنگ، در جهانى شبه‌کارتونى وجود يافته‌اند؛ جايى که “پاپ آي” و “بلوتو” (دو شخصيت کارتوني) به طرزى بى‌رحمانه،‌ يکديگر را مورد ضرب و شتم قرار داده و يکى از آن دو که مشت‌زن شريف و وارسته‌اى است برخصم خود پيروز مى‌شود. مطمئنا نه هانتينگتون و نه لويس، به دليل وجود پويايى‌هاى داخلى و تکثر موجود در تمدن‌ها و نيز اين واقعيت که ستيزهاى عمده در مدرن‌ترين فرهنگ‌ها به تعريف يا تفسير از هريک از فرهنگ‌ها، مربوط مى‌شوند، همچنين به دليل اين امکان غير جذاب که جسارت صحبت‌کردن در مورد مذهب يا تمدن خالص حکايت از ميزان زياد عوام‌فريبى و بى‌خبرى محض دارد، وقتى براى مضايقه ندارد. به هيچ‌وجه، غرب تماما غرب و اسلام تماما اسلام نيست. هانتينگتون مى‌گويد: چالش عمده روبروى تصميم‌سازان سياسى غرب اين است که مطمئن باشند، غرب قوى‌تر از ديگران، بخصوص اسلام است و توان دفع همه آنها را دارد. مشکل مضاعفى نيز در باب فرض‌ هانتينگتون وجود دارد. او معتقد است که فرض او، مبنى بر اينکه چشم‌اندازش، بررسى موشکافانه‌ سراسر جهان، رها از هرگونه تعلق و دلبستگى معمول و وفادارى‌هاى پنهان، صحيح و بى‌لغزش است، گويى که هرکس ديگر نيز در پيرامون چرخى مى‌زد و نگاهى مى‌انداخت، به همان پاسخ‌هايى مى‌رسيده که او تقريبا به آنها دست يافته است. در واقع هانتينگتون يک ايدئولوژيست است، او مى‌خواهد “تمدن‌ها” و “هويت‌ها” را به چيزى تبديل کند که تاريخ بشر را به حرکت درآورده و براى قرن‌هاى متمادى موجب شده‌اند که اين تاريخ نه تنها داراى جنگ‌هاى مذهبى و فتح‌هاى بزرگ که شاهد گونه‌اى مبادله و سهيم شدن نيز باشد، پالايش شده‌اند. اين تاريخ کم و بيش پيدا، در شلوغى برجسته‌سازى جنگ متراکم و محدود شده‌اى که “برخورد تمدن‌ها” آن را واقعيت مى‌داند، ناديده گرفته مى‌شود. زمانى که هانتينگتون کتاب خود را کمى ظريف‌تر و داراى پانوشته‌هاى بسيار بسيار زياد کند، اما اين کار او را سرگرم نشان مى‌دهد که چه نويسنده‌ ناشى و متفکر بى‌ذوقى است.
پارادايم اساسى غرب در مقابل بقيه جهان (صورت‌بندى مجدد تعارض جنگ سرد)، دست نخورده باقى ‌مانده و اين آن چيزى است که او اغلب مزورانه و به طور ضمني، در بحث و گفتگوهاى پس از حوادث يازده سپتامبر بر آن پافشارى کرده است. حمله‌اى متهورانه، دهشتناک با انگيزه‌اى بيمار گونه که توسط يک گروه کوچک از ستيزه‌جويان ديوانه،‌ با دقت و حساب شده طراحى شده بود و موجب قتل عام مردم شد، در جهت اثبات نظريه هانتينگتون منحرف شده است. به جاى درک درست مسئله و اينکه چرا و چگونه يک باند بسيار کوچک، متشکل از متعصبان و افراطيون ديوانه، ايده‌هاى بزرگ (عبارت را با تسامح به کار مى‌برم) را اختيار کرده و براى اهداف جنايتکارانه به کار مى‌برند؟

سجاد سرلک/روزنامه رسالت/شماره 6224

  دفعات نمایش : 116      تاریخ:  1387.1.18






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما