در دهه های اخیر جان هیك، بار دیگر پلورالیسم دینی را با تقسیمات جدیدی مطرح نمود. پیش از بررسی رویكرد نسبیتگرایی در نگاه جامعه دینی، تقسیمات جان هیك را مورد مداقه قرار میدهیم. وی نگرشهای موجود در باره تعدد ادیان را به سه دسته تقسیم كرده است:
۱- انحصارگرایی exclusivism انحصارگرایان معتقدند كه از میان ادیان، تنها یك دین حق وجود دارد. در این منظر تمام سعادت و حقیقت، نزد یك دین خاص وجود دارد و بقیه ادیان بر باطل هستند; و از سعادت بهرهای نبردهاند. (۱۵)
۲- شمولگرایی Inclusivism این دیدگاه همانند انحصارگرایان معتقد است تنها یك راه برای رستگاری و كمال وجود دارد و این راه نیز صرفا در یك دین خاص، كه حق مطلق است، قابل شناسایی است ولی پذیرفته است كه سایر ادیان نیز میتوانند به آن حقیقت و سعادت دستیابند. البته به شرط آن كه به ضوابط آن دین حق گردن بنهند یا در طریق رستگاری آنچه كه آن دین حق پیش مینهد، سالكان صادقی باشند. به سخن دیگر شمولگرایی معتقد است، اگر دیگران هم از سعادت و حقیقتبهرهای بردهاند، از قبال یك دین خاص بوده است. از این رو آن دین حق، دیگران را نیز در كنار خود میداند و جزء حوزه خود تلقی میكند. (۱۶) كارل كاونر متاله و از متكلمان نامدار كاتولیك از نظریهپردازان این قرائت میباشد. وی معتقد است: «انسانها صرفا به دلیل وقوع یك واقعه رستگاریبخش خاص است كه میتوانند رستگار شوند. مسیحیتیك دین مطلق است و از راه هیچ دین دیگری نمیتوان رستگار شد. البته این نكته نیز درست است كه خداوند مایل است همه انسانها نجات یابند. برای تحقق همین رستگاری فراگیر بود كه عیسی كفارهای پرداخت و خداوند بركات فعل رستگاریبخش او را شامل همه انسانها (حتی كسانی كه از عیسی، از مرگ او و از سلطنت او هیچ نشنیده باشند) نمود. به این ترتیب خداوند این امكان را فراهم آورد كه همه، حتی آنها كه در متن مسیحیت تاریخی نزیستهاند، متحول شوند و با خداوند آشتی نمایند» . (۱۷)
۳- كثرتگرایی Pluralism در این منظر حقیقت و سعادت نزد همه ادیان ممكن است وجود داشته باشد. به سخن دیگر اگر یك دین معتقد باشد كه همه حقیقت و سعادت نزد او نیست و بقیه ادیان نیز ممكن است از سعادت و حقیقتبهرهای برده باشند، آن دین كثرتگراست. (۱۸) جان هیك همین دیدگاه را اختیار میكند; و برای توضیح بیشتر از داستان معروف مردان كور و فیل استفاده میكند: «برای گروهی از مردان كور كه هرگز با فیل مواجه نشده بودند، فیلی آوردند. یكی از ایشان پای فیل را لمس كرد و گفت كه فیل یك ستون بزرگ و زنده است. دیگری خرطوم حیوان را لمس كرد و اظهار داشت كه فیل، ماری عظیم الجثه است. سومی عاج فیل را لمس كرد و گفت كه فیل شبیه به تیغه گاوآهن است و الی آخر» . هیك ادامه میدهد كه همه آنها درست میگفتند. اما هر كدام صرفا به یك جنبه از كل واقعیت اشاره میكردند و مقصود خود را در قالب تمثیلهای بسیار ناقص بیان میداشتند. ما نمیتوانیم بگوییم كه كدام منظر صحیح است; چرا كه هیچ منظر نهایی وجود ندارد كه ما بتوانیم از آن منظر مردان كور و فیل را در نظر آوریم. (۱۹) اما در نگاه جامعه دینی به رویكرد نسبیتگرایی، چنین دیدگاهی با منابع و مبانی دینی ناسازگار است كه ما آن را به تفصیل مورد بررسی قرار میدهیم:
۱- صراط مستقیم، نه صراطهای مستقیم از دیدگاه قرآن نسبیتگرایی و این كه صراطهای مستقیمی وجود دارد و هر یك از ادیان سهمی از حقیقت و بهرهای از سعادت بردهاند نادرست است و در آیات بسیاری بر این كه حقیقت تنها در یك دین آن هم دین اسلام وجود دارد، تاكید شده است: ۱- قرآن صریحا بیان میدارد كسی كه در جستجوی دینی غیر از اسلام باشد، مورد پذیرش خداوند نیست: «من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه» (۲۰) یعنی: كسی كه در جستجوی دینی غیر از اسلام باشد و آن را طلب نماید، از او پذیرفته نخواهد شد. ۲- تعبری كه قرآن از دین میكند، با لفظ «دین» است نه با لفظ «ادیان» ; و آن دین را تنها دین اسلام به عنوان دین رسمی نزد خدا معرفی میكند: «ان الدین عند الله الاسلام» (۲۱) اسلام تنها دینی است كه نزد خدا به رسمیتشناخته شده است. ۳- قرآن به صراحتبیان میدارد كه هدایت و حقیقت تنها در اسلام وجود دارد: «فمن یرد الله یهدیه یشرح صدره للاسلام» . (۲۲) یعنی: هر كسی كه خدا هدایت او را بخواهد، قلبش را به نور اسلام روشن میگرداند. در روایات نیز تاكید شده كه دین اسلام تنها دین خداوند است و سایر ادیان الهی منسوخ شدهاند. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید: «ثم ان هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه... اذل الادیان بعزته» . (۲۳) یعنی: دین اسلام دین خداست; دینی كه آن را برای خود برگزید... ادیان را برای عزت آن خوار «منسوخ» گردانید. بنابراین ر نگاه دینی، اسلام تنها دین حق است; به قول برتران بدیع: «شان فرهنگ اسلامی قبل از هر چیز بر مونیسم استوار است; و عمیقا تامل به وحدانیت و متكی بر اندیشه خدای واحدی است كه امور عالم را رقم زده و سرنوشت همه را در دست دارد. این وحدت نه با تثلیث در مسیحیت همخوانی دارد و نه با سلسله مراتب قدیسین و مقربان و نه با هیچ پندار كیهانی از تكثرگرایی. خدای اسلام نه اقتدار خود را به كسی تفویض كرده و نه پسر خود را فرستاده است در ساختخویش نگرش مونیسم عنصر اساسی فرهنگ اسلامی بوده و مقولههای اساسی آن را سازمان میدهد» . (۲۴)
۲- خاتمیت و كمال خاتمیت و كمال دو امر متلازمند; بدین معنا كه ممكن نیست دین و آیینی خود را خاتم ادیان بداند و داعیه كمال نداشته باشد; و یا آن كه داعیه كمال نهایی داشته باشد و خود را به عنوان دین خاتم معرفی ننماید. قرآن در تفهیم تلازم بین این دو، گاه از كاملبودن دین اسلام خبر میدهد و گاه نیز خاتمیت آن را اعلان میدارد و در باره كاملبودن آن میفرماید: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا» . (۲۵) امروز برای شما دین را كامل و نعمت را بر شما تمام نمودم و تنها اسلام را به عنوان دین الهی برای شما پسندیدم و در مورد خاتمیت اسلام میفرماید: «ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبیین» . (۲۶) یعنی: محمد پدر هیچیك از مردان شما نیست لكن او رسول خدا و خاتم پیامبران است. خاتمیت و كمال دین، مورد اتفاق تمام فرق مسلمین است; (۲۷) و در روایات بسیاری نیز خاتمیت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده است. (۲۸)
۳- نسخ ناسخبودن اسلام بدین معناست كه جای ادیان پیشین را میگیرد و پیروان ادیان پیشین نمیتوانند بر دین خود باقی بمانند و عمل آنها پس از ظهور اسلام پذیرفته نیست. از این رو حقیقت و سعادت در همه ادیان وجود ندارد; و همه ادیان سهمی از حقیقت و سعادت را به همراه ندارند; بلكه حقیقت و سعادت تنها در یك دین وجود دارد. باید توجه داشت نسخی كه نسبتبه شرایع گذشته جریان یافته، شامل همه احكام آنها نمیشود بلكه بخشی از احكام آنها نسخ شدهاند; بدین بیان كه احكام دو گونهاند: ۱- احكام اصولی دین (احكام اعتقادی) از قبیل توحید، وحی، عصمت، رسالت، برزخ، امامت، قیامت و...; در این امور نسخ صورت نمیگیرد. ۲- احكام فروعی دین (احكام عملی) كه آنها نیز بر دو گونهاند: الف) احكام ثابت: این گونه احكام ریشه فروع دیگرند كه در همه شرایع و مذاهب ثابتند و مورد نسخ قرار نمیگیرند; از قبیل وجوب عبادت، (۲۹) لزوم انفاق در راه خدا، حرمت ربا و... قرآن كریم از سفارش انبیای سلف به نماز (۳۰) و زكات، (۳۱) احترام به پدر و مادر، (۳۲) وجوب روزه، (۳۳) حرمت ربا (۳۴) و...خبر میدهد. ب) احكام متغیر: این گونه احكام متناسب با مقتضای زمانها و مكانهای گوناگون، تغییر مییابند. احكام فرعی كه دلیل پیدایش دیدگاههای گوناگونند، نه تنها موجب كثرت در اصل دین نمیباشند بلكه نتیجه همان فطرت ثابت و واحد هستند; به سخن دیگر تفاوت ادیان هرگز در اصل دیانت كه همان اسلام است، نمیباشد; (۳۵) به تعبیر شهید مطهری: «در سراسر قرآن اصرار عجیبی هست كه دین، از اول تا آخر جهان، یكی بیش نیست; و همه پیامبران بشر را به یك دین دعوت كردهاند; و در سوره شورا آیه ۱۳ آمده است: شرع لكم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیك و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی; خداوند برای شما دینی قرار داد كه قبلا به نوح، توصیه شده بود; و اكنون بر تو وحی كردیم; و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه كردیم» . (۳۶)
فلسفه اساسی تجدید دین و نسخ ادیان، دلائل بسیاری دارد از جمله: ۱- برخی از احكام عملی به مقتضای زمانها و مكانهای گوناگون و میزان كمالات انسانی، تغییر میكرد. ۲- تحریفهایی در ادیان گذشته صورت گرفته، و به وسیله دین جدید از رواج عقاید تحریف شده جلوگیری میشد. بنابراین به خاطر تحریفاتی كه در ادیان پیشین صورت گرفته و خود قرآن هم به آن خبر داده، و نیز به خاطر نسخ ادیان پیشین، پیروان ادیان قبل از اسلام، نمیتوانند بر دین خود باقی بمانند و در صورت بقا بر دین، عمل آنها پذیرفته نمیشود. از این رو حقیقت و سعادت در همه ادیان نیست; و همه آنها از حقیقتبهره نبردهاند بلكه حقیقت و سعادت تنها در یك دین و آن اسلام میباشد. ب) رویكرد همزیستی مسالمتآمیز آنچه از پلورالیسم دینی در جامعه مدنی معاصر مطرح میشود، پلورالیسم بروندینی (در هر دو رویكرد نسبیتگرایی و همزیستی مسالمتآمیز) است نه پلورالیسم دروندینی. جامعه مدنی از ایدئولوژی خاصی جانبداری نمیكند و این مجال را فراهم میآورد كه افراد و گروهها در میدان رقابت آزاد در عرصههای مختلف فرهنگ و مذهب به فعالیتبپردازند. آراء، عقاید و ایدئولوژیها، همگی یكسان و برابرند و یكی بر دیگری رجحان ندارد مگر آن كه در میدان عمل توسط افراد و گروههای بیشتری مورد پذیرش و حمایت قرار گرفته، در آزمون عملی و در عرصههای اجتماعی كارایی و موفقیت آن به ظهور برسد. (۳۷) جامعه مدنی دینمدار نیست; بدین معنا كه دین در تصمیمها، الزامها و تدبیرهای حكومتی و سیاسی اقتصادی جامعه دخالت ندارد. البته این به معنای دینزدایی و دینگریزی نیست. نگرش پلورالیستی جامعه مدنی اقتضا میكند كه دین نیز در كنار سایر افكار، عقاید و مكاتب در جامعه، مجال حضور و فرصت ظهور داشته باشد. جامعه مدنی جامعه تشكلها و گروههاست و از آنجا كه هر گروه، انجمن و صنفی، امكان شكلگیری و فعالیت را داراست، متدینان به دین خاص نیز میتوانند جمعیتها و گروههای مذهبی خویش را فراهم آورند و این با عضویت آنها در گروههای اقتصادی و سیاسی منافاتی ندارد. مذهب در جامعه مدنی نباید انتظار حضور و حاكمیت در عرصههای مختلف داشته باشد بلكه میزان حضور و اقتدار مذهب در جامعه مدنی بسته به میزان فعالیت گروههای مذهبی و تاثیر آنها بر افكار عمومی است. (۳۸)
خبرگزاری فارس |