اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  پلورالیسم برون‏دینی از منظر جامعه مدنی     
   علمی و فرهنگی نقد و بررسی مکاتب فکری-سیاسی پلورالیسم

پلورالیسم برون‏دینی از منظر جامعه مدنی


پلورالیسم برون‏دینی از منظر جامعه مدنی

قسمت دوم

در دهه‏ های اخیر جان هیك، بار دیگر پلورالیسم دینی را با تقسیمات جدیدی مطرح نمود. پیش از بررسی رویكرد نسبیت‏گرایی در نگاه جامعه دینی، تقسیمات جان هیك را مورد مداقه قرار می‏دهیم. وی نگرشهای موجود در باره تعدد ادیان را به سه دسته تقسیم كرده است:

۱- انحصارگرایی exclusivism

انحصارگرایان معتقدند كه از میان ادیان، تنها یك دین حق وجود دارد. در این منظر تمام سعادت و حقیقت، نزد یك دین خاص وجود دارد و بقیه ادیان بر باطل هستند; و از سعادت بهره‏ای نبرده‏اند. (۱۵)

۲- شمول‏گرایی Inclusivism

این دیدگاه همانند انحصارگرایان معتقد است تنها یك راه برای رستگاری و كمال وجود دارد و این راه نیز صرفا در یك دین خاص، كه حق مطلق است، قابل شناسایی است ولی پذیرفته است كه سایر ادیان نیز می‏توانند به آن حقیقت و سعادت دست‏یابند. البته به شرط آن كه به ضوابط آن دین حق گردن بنهند یا در طریق رستگاری آنچه كه آن دین حق پیش می‏نهد، سالكان صادقی باشند. به سخن دیگر شمول‏گرایی معتقد است، اگر دیگران هم از سعادت و حقیقت‏بهره‏ای برده‏اند، از قبال یك دین خاص بوده است. از این رو آن دین حق، دیگران را نیز در كنار خود می‏داند و جزء حوزه خود تلقی می‏كند. (۱۶)
كارل كاونر متاله و از متكلمان نامدار كاتولیك از نظریه‏پردازان این قرائت می‏باشد. وی معتقد است:
«انسانها صرفا به دلیل وقوع یك واقعه رستگاری‏بخش خاص است كه می‏توانند رستگار شوند. مسیحیت‏یك دین مطلق است و از راه هیچ دین دیگری نمی‏توان رستگار شد. البته این نكته نیز درست است كه خداوند مایل است همه انسانها نجات یابند. برای تحقق همین رستگاری فراگیر بود كه عیسی كفاره‏ای پرداخت و خداوند بركات فعل رستگاری‏بخش او را شامل همه انسانها (حتی كسانی كه از عیسی، از مرگ او و از سلطنت او هیچ نشنیده باشند) نمود. به این ترتیب خداوند این امكان را فراهم آورد كه همه، حتی آنها كه در متن مسیحیت تاریخی نزیسته‏اند، متحول شوند و با خداوند آشتی نمایند» . (۱۷)

۳- كثرت‏گرایی Pluralism

در این منظر حقیقت و سعادت نزد همه ادیان ممكن است وجود داشته باشد. به سخن دیگر اگر یك دین معتقد باشد كه همه حقیقت و سعادت نزد او نیست و بقیه ادیان نیز ممكن است از سعادت و حقیقت‏بهره‏ای برده باشند، آن دین كثرت‏گراست. (۱۸)
جان هیك همین دیدگاه را اختیار می‏كند; و برای توضیح بیشتر از داستان معروف مردان كور و فیل استفاده می‏كند:
«برای گروهی از مردان كور كه هرگز با فیل مواجه نشده بودند، فیلی آوردند. یكی از ایشان پای فیل را لمس كرد و گفت كه فیل یك ستون بزرگ و زنده است. دیگری خرطوم حیوان را لمس كرد و اظهار داشت كه فیل، ماری عظیم الجثه است. سومی عاج فیل را لمس كرد و گفت كه فیل شبیه به تیغه گاوآهن است و الی آخر» .
هیك ادامه می‏دهد كه همه آنها درست می‏گفتند. اما هر كدام صرفا به یك جنبه از كل واقعیت اشاره می‏كردند و مقصود خود را در قالب تمثیلهای بسیار ناقص بیان می‏داشتند. ما نمی‏توانیم بگوییم كه كدام منظر صحیح است; چرا كه هیچ منظر نهایی وجود ندارد كه ما بتوانیم از آن منظر مردان كور و فیل را در نظر آوریم. (۱۹)
اما در نگاه جامعه دینی به رویكرد نسبیت‏گرایی، چنین دیدگاهی با منابع و مبانی دینی ناسازگار است كه ما آن را به تفصیل مورد بررسی قرار می‏دهیم:

۱- صراط مستقیم، نه صراطهای مستقیم

از دیدگاه قرآن نسبیت‏گرایی و این كه صراطهای مستقیمی وجود دارد و هر یك از ادیان سهمی از حقیقت و بهره‏ای از سعادت برده‏اند نادرست است و در آیات بسیاری بر این كه حقیقت تنها در یك دین آن هم دین اسلام وجود دارد، تاكید شده است:
۱- قرآن صریحا بیان می‏دارد كسی كه در جستجوی دینی غیر از اسلام باشد، مورد پذیرش خداوند نیست:
«من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه‏» (۲۰)
یعنی: كسی كه در جستجوی دینی غیر از اسلام باشد و آن را طلب نماید، از او پذیرفته نخواهد شد.
۲- تعبری كه قرآن از دین می‏كند، با لفظ «دین‏» است نه با لفظ «ادیان‏» ; و آن دین را تنها دین اسلام به عنوان دین رسمی نزد خدا معرفی می‏كند: «ان الدین عند الله الاسلام‏» (۲۱) اسلام تنها دینی است كه نزد خدا به رسمیت‏شناخته شده است.
۳- قرآن به صراحت‏بیان می‏دارد كه هدایت و حقیقت تنها در اسلام وجود دارد:
«فمن یرد الله یهدیه یشرح صدره للاسلام‏» . (۲۲)
یعنی: هر كسی كه خدا هدایت او را بخواهد، قلبش را به نور اسلام روشن می‏گرداند. در روایات نیز تاكید شده كه دین اسلام تنها دین خداوند است و سایر ادیان الهی منسوخ شده‏اند.
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می‏فرماید:
«ثم ان هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه... اذل الادیان بعزته‏» . (۲۳)
یعنی: دین اسلام دین خداست; دینی كه آن را برای خود برگزید... ادیان را برای عزت آن خوار «منسوخ‏» گردانید.
بنابراین ر نگاه دینی، اسلام تنها دین حق است; به قول برتران بدیع:
«شان فرهنگ اسلامی قبل از هر چیز بر مونیسم استوار است; و عمیقا تامل به وحدانیت و متكی بر اندیشه خدای واحدی است كه امور عالم را رقم زده و سرنوشت همه را در دست دارد. این وحدت نه با تثلیث در مسیحیت همخوانی دارد و نه با سلسله مراتب قدیسین و مقربان و نه با هیچ پندار كیهانی از تكثرگرایی. خدای اسلام نه اقتدار خود را به كسی تفویض كرده و نه پسر خود را فرستاده است در ساخت‏خویش نگرش مونیسم عنصر اساسی فرهنگ اسلامی بوده و مقوله‏های اساسی آن را سازمان می‏دهد» . (۲۴)

۲- خاتمیت و كمال

خاتمیت و كمال دو امر متلازمند; بدین معنا كه ممكن نیست دین و آیینی خود را خاتم ادیان بداند و داعیه كمال نداشته باشد; و یا آن كه داعیه كمال نهایی داشته باشد و خود را به عنوان دین خاتم معرفی ننماید. قرآن در تفهیم تلازم بین این دو، گاه از كامل‏بودن دین اسلام خبر می‏دهد و گاه نیز خاتمیت آن را اعلان می‏دارد و در باره كامل‏بودن آن می‏فرماید:
«الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا» . (۲۵)
امروز برای شما دین را كامل و نعمت را بر شما تمام نمودم و تنها اسلام را به عنوان دین الهی برای شما پسندیدم و در مورد خاتمیت اسلام می‏فرماید:
«ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبیین‏» . (۲۶)
یعنی: محمد پدر هیچیك از مردان شما نیست لكن او رسول خدا و خاتم پیامبران است.
خاتمیت و كمال دین، مورد اتفاق تمام فرق مسلمین است; (۲۷) و در روایات بسیاری نیز خاتمیت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده است. (۲۸)

۳- نسخ

ناسخ‏بودن اسلام بدین معناست كه جای ادیان پیشین را می‏گیرد و پیروان ادیان پیشین نمی‏توانند بر دین خود باقی بمانند و عمل آنها پس از ظهور اسلام پذیرفته نیست. از این رو حقیقت و سعادت در همه ادیان وجود ندارد; و همه ادیان سهمی از حقیقت و سعادت را به همراه ندارند; بلكه حقیقت و سعادت تنها در یك دین وجود دارد.
باید توجه داشت نسخی كه نسبت‏به شرایع گذشته جریان یافته، شامل همه احكام آنها نمی‏شود بلكه بخشی از احكام آنها نسخ شده‏اند; بدین بیان كه احكام دو گونه‏اند:
۱- احكام اصولی دین (احكام اعتقادی) از قبیل توحید، وحی، عصمت، رسالت، برزخ، امامت، قیامت و...; در این امور نسخ صورت نمی‏گیرد.
۲- احكام فروعی دین (احكام عملی) كه آنها نیز بر دو گونه‏اند:
الف) احكام ثابت: این گونه احكام ریشه فروع دیگرند كه در همه شرایع و مذاهب ثابتند و مورد نسخ قرار نمی‏گیرند; از قبیل وجوب عبادت، (۲۹) لزوم انفاق در راه خدا، حرمت ربا و... قرآن كریم از سفارش انبیای سلف به نماز (۳۰) و زكات، (۳۱) احترام به پدر و مادر، (۳۲) وجوب روزه، (۳۳) حرمت ربا (۳۴) و...خبر می‏دهد.
ب) احكام متغیر: این گونه احكام متناسب با مقتضای زمانها و مكانهای گوناگون، تغییر می‏یابند.
احكام فرعی كه دلیل پیدایش دیدگاههای گوناگونند، نه تنها موجب كثرت در اصل دین نمی‏باشند بلكه نتیجه همان فطرت ثابت و واحد هستند; به سخن دیگر تفاوت ادیان هرگز در اصل دیانت كه همان اسلام است، نمی‏باشد; (۳۵) به تعبیر شهید مطهری:
«در سراسر قرآن اصرار عجیبی هست كه دین، از اول تا آخر جهان، یكی بیش نیست; و همه پیامبران بشر را به یك دین دعوت كرده‏اند; و در سوره شورا آیه ۱۳ آمده است: شرع لكم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیك و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی; خداوند برای شما دینی قرار داد كه قبلا به نوح، توصیه شده بود; و اكنون بر تو وحی كردیم; و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه كردیم‏» . (۳۶)

فلسفه اساسی تجدید دین و نسخ ادیان، دلائل بسیاری دارد از جمله:

۱- برخی از احكام عملی به مقتضای زمانها و مكانهای گوناگون و میزان كمالات انسانی، تغییر می‏كرد.
۲- تحریفهایی در ادیان گذشته صورت گرفته، و به وسیله دین جدید از رواج عقاید تحریف شده جلوگیری می‏شد.
بنابراین به خاطر تحریفاتی كه در ادیان پیشین صورت گرفته و خود قرآن هم به آن خبر داده، و نیز به خاطر نسخ ادیان پیشین، پیروان ادیان قبل از اسلام، نمی‏توانند بر دین خود باقی بمانند و در صورت بقا بر دین، عمل آنها پذیرفته نمی‏شود. از این رو حقیقت و سعادت در همه ادیان نیست; و همه آنها از حقیقت‏بهره نبرده‏اند بلكه حقیقت و سعادت تنها در یك دین و آن اسلام می‏باشد.
ب) رویكرد همزیستی مسالمت‏آمیز
آنچه از پلورالیسم دینی در جامعه مدنی معاصر مطرح می‏شود، پلورالیسم برون‏دینی (در هر دو رویكرد نسبیت‏گرایی و همزیستی مسالمت‏آمیز) است نه پلورالیسم درون‏دینی. جامعه مدنی از ایدئولوژی خاصی جانبداری نمی‏كند و این مجال را فراهم می‏آورد كه افراد و گروهها در میدان رقابت آزاد در عرصه‏های مختلف فرهنگ و مذهب به فعالیت‏بپردازند. آراء، عقاید و ایدئولوژیها، همگی یكسان و برابرند و یكی بر دیگری رجحان ندارد مگر آن كه در میدان عمل توسط افراد و گروههای بیشتری مورد پذیرش و حمایت قرار گرفته، در آزمون عملی و در عرصه‏های اجتماعی كارایی و موفقیت آن به ظهور برسد. (۳۷) جامعه مدنی دین‏مدار نیست; بدین معنا كه دین در تصمیمها، الزامها و تدبیرهای حكومتی و سیاسی اقتصادی جامعه دخالت ندارد. البته این به معنای دین‏زدایی و دین‏گریزی نیست.
نگرش پلورالیستی جامعه مدنی اقتضا می‏كند كه دین نیز در كنار سایر افكار، عقاید و مكاتب در جامعه، مجال حضور و فرصت ظهور داشته باشد. جامعه مدنی جامعه تشكلها و گروههاست و از آنجا كه هر گروه، انجمن و صنفی، امكان شكل‏گیری و فعالیت را داراست، متدینان به دین خاص نیز می‏توانند جمعیتها و گروههای مذهبی خویش را فراهم آورند و این با عضویت آنها در گروههای اقتصادی و سیاسی منافاتی ندارد. مذهب در جامعه مدنی نباید انتظار حضور و حاكمیت در عرصه‏های مختلف داشته باشد بلكه میزان حضور و اقتدار مذهب در جامعه مدنی بسته به میزان فعالیت گروههای مذهبی و تاثیر آنها بر افكار عمومی است. (۳۸)

خبرگزاری فارس

  دفعات نمایش : 25      تاریخ:  1387.9.2






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما