اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
آسیب شناسی تربیت دینی
خواندنی ها
مداحی محرم87
مردم سالاری دینی
کار و اشتغال
جوان،نشاط،تفریح
واژه شناسی‏ سیاسی

 مقالات برگزیده  
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است:...
چهل سال پیش، محققان از كشف سلول هایی صحبت كردند كه آغازی برای تحولی بزرگ در حوزه علوم زیستی بود. در دهه 1960، محققان متوجه شدند كه مغز استخوان انسان شامل دو نوع سلول غیرتخصصی و غیرمتمایز است كه از آنها سلول‏های خونی به وجود می‏آیند...
 
  -قسمت چهارم فمینیسم     
   علمی و فرهنگی نقد و بررسی مکاتب فکری-سیاسی فیمینیسم

فمینیسم


فمینیسم

قسمت چهارم

در ابتدا، نویسندگان ضرورت بهداشت زنان را به عنوان اولویت و حقوق زنان را در رتبه بعدی مطرح كردند. پدیده فمینیسم اسلامی كه خود را دارای مبانی تئوریك خاصی میداند و بر اساس یك جهان بینی تعریف شده به تحلیل دین و آموزه های می پردازد، در ایران عمری كمتر از دو دهه دارد و به دو دلیل قوت گرفت: ۱. بافت دینی و مذهبی جامعه كه نگرشی خاص درباره زن دارد؛ ۲. نظام حكومت دینی كه به مقتضای آن حقوق اسلامی مانند حقوق جزایی، مدنی و سیاسی اعمال میگردد؛ كه اجرای این قوانین در نظام اجتماعی ما چالش هایی را بین نگرش سنتی و نوین درباره مسائل زنان به وجود آورده است.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهی از ایرانیانِ مخالف نظام به غرب مهاجرت كردند. از میان آنان، عده ای سلطنت و عده ای مخالف حكومت دینی بودند. در دهه ۶۰، تعدادی از گروه های چپ و ماركسیست به آنان ملحق شدند. در ابتدا، بیشتر فعالیت آنها مقابله سیاسی با انقلاب اسلامی بود؛ اما به مرور و به تبع تحلیلگران غرب، به این نتیجه رسیدند كه باید راهكارهای فرهنگیِ بلند مدت را برای مقابله برگزینند. در این زمان، مسئله حقوق زن در دنیا، به ویژه ایران، اهمیت زیادی پیدا كرده بود. آنان حوزه مطالعات زنان را جذابتر دیدند و با این حربه، در صدد یافتن جای پایی در جامعه اسلامی برآمدند. از آن سو، جهان غرب نیز برای مقابله با بنیاد گرایی اسلامی به این نتیجه رسیده بود كه میبایست به متزلزل كردن نظام خانواده و طرح الگویی جدید از روابط زن و مرد پرداخت.این گروه در ادامه فعالیت، آرام آرام به این نتیجه رسید كه به علت گرایش های شدید مذهبی در ایران، هیچ تحولی بدون در نظر گرفتن مذهب نمیتواند به وقوع بپیوندد. لذا در جست وجوی نظریه ای كه ویژگی های فمینیستی را در پوشش دینی توضیح دهد، به طرح فمینسیم اسلامی پرداختند. آنان فمینیسم اسلامی را حد واسطی میان دیدگاه اصول گرا و فمینیسم غربی میدانستند كه میتوان توسط آن، به طرح شعارهای تند لائیك در جامعه اسلامی پرداخت.در داخل ایران هم فمینیست هایی بودند كه علاوه بر آشنایی با فرهنگ اسلامی، با فرهنگ غرب آشنا بودند. آنان به علت ضعف در باورهای دینی و اعتقادات مذهبی و گرایش به آموزهای فرهنگ غرب، به مرور دچار تضاد شدند و با بحران هویت مواجه گشتند. عده ای از آنان به انكار باورهای دینی پرداختند و با خرافی دانستن دین، مروج دیدگاههای ماتریالیستی شدند. عده ای دیگر كه از باورهای محكم تری برخوردار بودند، قوانین مدنی و جزایی نظام اسلامی را مورد انتقاد قرار میدادند و برای خروج از بحران، تفسیر متون دینی را به گونه ای هماهنگ با فرهنگ جدید پیشنهاد كردند.حاصل عملكرد فمینیست های داخل، مشابه فعالیتهای فمینیستهای خارج كشور بود؛ به طوری كه میتوان گفت فمینیسم اسلامی محصول مشترك روشنفكران داخل كشور و مخالفان نظام اسلامی در خارج كشور است.برخی از تحلیل گران، از گروه سومی نیز به عنوان عناصر تشكیل دهنده فمینیسم اسلامی یاد میكنند كه شامل زنان متدین و انقلابی، روشنفكران و دانشگاهیان و حوزویان میباشند. بیشتر آنان در حوزه عمل و اجرا با مسائل زنان آشنا شدند. از این رو، آنان كمتر از پایگاه تئوریك به تحلیل میپردازند.بسیاری از آنان خود را فمینیست نمینامند، بلكه معتقدند باید برای تضمین و ادامه نقش رهبریِ اسلام، آن را با پیشرفت های زمانه هماهنگ ساخت. آنان از لحاظ گرایشات فكری، بیشتر متمایل به نظریه تشابه حقوق زن و مرد هستند. این افراد خود را تكلیف گرا و شریعت مدار میدانند و در بسیاری از مسائل به دنبال حكم فقیهی میروند كه با دیدگاه آنان سازگارتر است. آنان كنوانسیون محو كلیه اشكال تبعیض علیه زنان را ـ كه از مهمترین دستاوردهای فمینیسم قرن بیستم به شمار میرود ـ در كلیت خود، سندی مترقیانه میدانند كه تنها در موارد جزئی، نیازمند اصلاح است. آنان اعتقاد محكمی به اسلام دارند، اما اعتقادشان از مرحله ذهنیت به یك برنامه راهبردی تبدیل نشده است. به همین دلیل، آنان در حوزه اندیشه و عمل، به یك تعارض دچار شده اند.
فمینیست اسلامی معتقد است برای مقابله با سكولار كردن جامعه و اسلام، میبایست به اسلامی كردن مجددِ جامعه دست زد؛ چون خطرِ اصلی غرب برای جامعه اسلامی، فرهنگی است؛ نه سیاسی و اقتصادی. در این میان، زنان نقشی اساسی دارند؛ چون حاملان اصلی فرهنگ تلقی میشوند. از این رو، حجاب فقط نشانه حجب و حیا نیست؛ بلكه نماد دفاع از اسلام، حفاظت از كیان خانواده و هویت اسلامی جوامع مسلمان است.فمینیست اسلامی در صدد حاضر نمودن زن در صحنه مسئولیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و ارائه الگویی از زن است كه ضمن حفظ حریم عفاف، مانند مردان حضوری فعال در عرصه مسئولیت های اجتماعی و سیاسی پیدا كند. این، آرمان و ایده آل طیف زنان مذهبی است؛ اما این كه آیا واقعاً در عمل نیز بر این خط مشی رفتار كرده اند یا نه، را باید به دیده شك و تردید نگریست.بیشتر فمینیست های اسلامی مباحث و نظریات خود را بر نسبیت فرهنگی استوار میكنند؛ بدین معنا كه هر جامعه ای برای حل مسائل و مشكلات خود، پاسخی بومی دارد كه باید در قالب فضای فرهنگی خود مورد قضاوت قرار گیرد. از این لحاظ می توان گفت كه فمینیست سهای اسلامی، تا حدودی متأثر از نظریات پست مدرنیسم است.فمینیست های اسلامی داخل نیز در طرح دیدگاه های خود، به نوعی متأثر از جریات خارج هستند؛ به طوری كه مانند پل ارتباطی میان گروه های فمینیستی خارج كشور با جامعه زنان داخل عمل می كنند.
فمینیست اسلامی، مرد سالاری را مسئله اساسی زنان در خانواده و اجتماع میدانند؛ به سمت آرمان های تساوی طلبانه گام بر میدارند؛ به تفات های زن و مرد مسلمان در احكام اسلامی معترفند؛ مفاهیمی چون اومانیسم، سكولاریسم، حقوق بشر و تشابه زن و مرد را با تعابیر متداول جهان غرب تشریح میكنند و سعی دارند با ارائه برداشت های جدید از آیات قرآن، قرائتی از دین ارائه دهند كه به الگوهای شناخته شده غرب نزدیك تر باشد.

عباس تیموری آسفیچی

  دفعات نمایش : 21      تاریخ:  1387.8.28






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما