دقیقاً همین اساس و مبنای تقسیم بندی جهان زمینه پیدایش تفكرات فمینیستی را فراهم آورد; زیرا از نظر اندیشمندان و متفكران دوره عصر روشنگری، مردان به دنیا و جهان تعقلی اوّلی و زنان به دنیای غیر تعقلی و ثانوی تعلّق دارند به گونه ای كه با مراجعه به آثار متفكران و اندیشمندان آن دوران، به خوبی درمی یابیم كه وقتی حتی از اطلاق «حقوق طبیعی» جامعه بشری صحبت می شود، منظور، حقوق مردان است و هرگز این حقوق به زنان و بردگان تعلق ندارد.۵ حتی در اعلامیه حقوق بشر فرانسه هم هیچ حقی برای زنان مطرح نشده بود. اعلامیه معروف حقوق بشر كه به سال ۱۷۹۱ در اوایل انقلاب كبیر فرانسه منتشر شد نیز ابتدا به نام «حقوق مردان» معروف بود.۶ جالب توجه آن كه علاوه بر موارد مزبور، آثار متفكران بزرگی همچون جان لاك در كتاب دومین رساله و ژان ژاك روسو در كتاب استدلالی بر اقتصاد سیاسی و نیز امانوئل كانت در كتاب مناسبات بین دو جنس نیز متأثر از افكار حاكم بر این دوره بوده است. در این آثار، هیچ گونه حقوقی برای زنان مطرح نشده و منكر هرگونه حق طبیعی برای آنان شده اند. در بورژوازی متوسط انگلیس زنان امنیت انسان دوستانه بورژوازی كلان را نداشتند. آنها وقتی كه می خواستند نیازهای خود و فرزندانشان را برآورده سازند، بامشكلات عدیده ای مواجه می شدند. ماری ولی استون كرافت در سال ۱۷۹۱ با الهام از انقلاب فرانسه یك مقاله فمینیستی تحت عنوان «دادخواستی برای حقوق زنان» منتشر كرد كه در آن بر آیین روسو و ایستار انقلابیون فرانسه و بورژوازی همه كشورها كه دختران را از برابری آموزشی با پسران محروم می كند شورید.۷ در سال ۱۷۹۳، زنان پس از شركت فعالانه در جنگ ۱۷۹۲ سه سؤال زیر را به نمایندگی مجلس فرانسه تقدیم داشتند: الف ـ آیا گردهمایی زنان در پاریس مجاز است؟ ب ـ آیا زنان می توانند از حقوق سیاسی برخوردار بوده و نقشی فعال در امور دولتی داشته باشند؟ ج ـ آیا زنان می توانند در انجمن های سیاسی و یا انجمن های مردمی گردهم آیند و مشاوره كنند؟ اعضای مجلس با اعلام رأی منفی به این سه سؤال، موجبات «مرگ سیاسی» زنان را فراهم آوردند.۸ در خصوص جنبش های فمینیستی، شاید بتوان عملی ترین و اولین جنبش را حركت های ضد برده داری در امریكا و نیز بهبود وضع كارگران در امریكای شمالی به رهبری فرانسیس رایت به سال ۱۸۳۰ دانست كه اولین اجتماع آزاد و مختلط را برای بردگان و دیگر شهروندان امریكایی به وجود آورد. این نوع حركت ها ارتباط نزدیكی با نهضت های زنان در امریكا داشت. در اولین گردهمایی جهانی، كه برای دفاع از حقوق زنان به سال ۱۸۴۸ در راستای جنبش های ضد برده داری در لندن تشكیل شد، به زنان حق شركت در یك تالار با مردان داده نشد.۹ البته، فمینیسم به عنوان یك جنبش سیاسی به سال ۱۸۴۸ با نام «نهضت سیكافالز» در امریكا مطرح شد. در همین سال بود كه اولین منشور دفاع از حقوق زنان در كشور امریكا اعلام شد. از آن پس، دانشمندانی همچون آگوست كنت (۱۸۵۷) و جان استوارت میل (۱۸۶۹) نظریه برابری زن و مرد را در چارچوب حقوق فردی و اومانیستی مطرح كردند.۱۰ در مجموع، نهضت فمینیسم در جوامع غربی تا اواخر قرن نوزدهم توفیق چندانی نداشت، اما در اوایل قرن بیستم، اولین بار نهضت طرف داری از حقوق زنان در انگلیس به رهبری پاتك هورست آغاز و در بدو جنگ جهانی اول تا سال ۱۹۱۹ توانست تأثیرات عمیقی در جامعه انگلیس از خود بر جای گذارد. شعارهای این جنبش «رسیدن زنان به حق رأی، كار و آموزش» بود كه در سال ۱۹۱۸، برای اولین بار زنان انگلیسی به حق رأی دست یافتند. در فرانسه نیز فمینسیم مردمی كه در نیمه اول قرن ۱۹ در این كشور پدید آمد، اساساً توسط زنان طبقه متوسط و كارگر حمایت می شد. این جنبش خواهان حقوق سیاسی واقتصادی برای زنان بود و بر این اصل تكیه داشت كه این حقوق نخست بوسیله مبارزه كارگران برای یك جامعه سوسیالیستی به دست می آید. بدین سان، در این تئوری، زنان عاملان اصلی آزادی شخصی خودنبوده اند. زیرا، علی رغم آن كه مبارزات سرسختانه آنان برای به دست آوردن حقوق خود، كاملاً با مخالفت شدید سوسیالیست هامواجه می شد، اما به این نتیجه منطقی نرسیدند كه رهایی زنان فقط به دست خود آنان میسر می شود.۱۱ دسترسی به آموزش در تمامی سطوح برای فمینیست های قرن ۱۹ پیروزی بزرگی به شمار می رفت. در فرانسه، طرفداران حقوق اجتماعی زن برای دسترسی دختران به آموزش متوسط مبارزه بسیار سختی را آغاز كردند. دسترسی به دانشگاه در پایان قرن ۱۹ برای زنان ممكن شد كه آن هم مقاومت شدید مردان را به همراه داشت.۱۲ پس از جنگ جهانی دوم نیز اولین موفقیت نهضت فمینیستی تصریح به برابری حقوق زن و مرد در اعلامیه حقوق بشر بود كه از سوی سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ منتشر گردید. از این پس، و به ویژه پس از دهه ۶۰، جنبش های فمینیستی از یك جنبش برای كسب برابری حقوق زنان و مردان به یك نهضت جدید فكری تبدیل گردید كه كاملاً با نهضت اولیه فمینیستی تفاوت ماهوی داشت: فمینیست های جدید، به ویژه پس از دهه ۸۰، خواهان برابری كامل زن و مرد در تمامی عرصه از جمله، آموزش، حقوق و سیاست شدند و شعار جنبش های فمینیستی به شعار «زنان بدون مردان و با رفتارهای مردانه» تبدیل گردید. علاوه بر جنبش های فمینیستی در مغرب زمین، در جوامع سوسیالیستی و كمونیستی و در میان متفكران ماركسیسم نیز از حقوق زنان و نیز بیان مرارت ها و سختی هایی كه زنان در جوامع سرمایه داری و غربی تحمل كرده اند، سخن به میان آمده است. مباحث مشهور كارل ماركس در خصوص «حقوق كارگران»، «از خود بیگانگی»، «جبر مادی گرایی» و مانند آن در این خصوص قابل ذكر است.۱۳ در آغازین روزهای قرن بیستم مسائل متعددی كه از قرون وسطی به ارث رسیده بود، ذهنیت فمنیست های غربی را به خود معطوف كرد. و لذا جنبش فمینیستی را در این قرن سبك و سیاقی دیگر بخشید. برخی از این مسائل عبارتند از: ـ اعتراف به «مرگ مدنی» زن در خانواده و خلع ید از او در امور اقتصادی و سیاسی در قرن شانزدهم در فرانسه. ـ طرد اخلاق جنسی دوگانه در قرن هفدهم توسط زنان انگلیس. ـ این بینش زنان فرانسوی در آغاز قرن نوزدهم كه براساس آن آزادی زنان از آزادی تمام كارگران جدایی ناپذیر است. این آراء با اعمال بدیعی پیوند داشت: مقاومت ها و قیام های ملكه ها، شاهزادگان، بورژواها، عوام، زنان روستایی، كارگران و... كه به آنان امكان داد تا در برابر موانعی كه بر سرراه جنبش آنها ایجاد شده بود چیرگی یابند و سدهایی كه موجب ایجاد موانع شده بود، از پیش پا بردارند.۱۴
مبنای شكل گیری نهضت های فمینیستی از جمله عوامل اصلی شكل گیری جنبش های فمینیستی، تبعیض و بی عدالتی جنسی است. هم تحلیل های ماركسیستی و هم تحلیل های غیر ماركسیستی مؤید این سخن است. در نظریات ماركسیستی، زنان به عنوان مستعمره و زیر دست مردان و تحت نظارت نظام جنسی ناعادلانه قرار گرفته اند، ایدئولوژی حاكم بر جامعه مردسالار سرمایه داری نیز آنان را همچون كارگران به اسارت و بردگی می كشد و بسان كالا خرید و فروش می كند. علت اصلی ظهور جنبش فمینیستی در جوامع غربی در واقع ظلم و ستم هایی است كه در این جوامع نسبت به زنان شده و آنان از حقوق طبیعی خود محروم مانده اند. این گروه ریشه و بنیان ستم ها و استبداد حاكم بر زنان را در وابستگی اقتصادی آنان به مردان و نیز وجود نظام خانواده مردسالار می دانند. از این رو، باید دست به اقدامی زد تا زنان از نظر اقتصادی به مردان وابسته نباشند. البته فرایند تصاعدی جنبش های فمینیستی در عصر حاضر، به نحوی دیگر امكان ظهور یافته و در قالبی نو و نظام های جدید اینك نیز زنان از حقوق طبیعی به گونه ای دیگر محروم مانده و مورد تبعیض جنسی قرار دارند. فرایند صنعتی شدن جوامع در كنار ظهور دولت های مردم سالار، اساساً روابط سنّتی حاكم بر این جوامع، به ویژه جوامع ماقبل صنعتی را دچار بحران و دگرگونی نموده است. بدین سان، با تغییر جوامع پسانوگرا، روابط نوین حاكم بر این جوامع مجدداً دچار تحول و دگرگونی گردید. در این چرخه تغییر، نهادی كه بیش از همه دچار بحران هویت گردید، نهاد خانواده بود; نقش زنان در خانواده و منزلت سنّتی آنان متحول شد. از یك سو، به دنبال ظهور حكومت ها و دولت های مردم سالار، نفوذ زنان طبقات بالا به میزان قابل توجهی كاهش یافت و از سوی دیگر، در طبقات پایین نیز زنان به دلیل صنعتی شدن دست از كارهای سنّتی خود شستند و ـ به میزان قابل توجهی قدرت اقتصادی خود را به دلیل ناتوانی از رقابت با واحدهای تولیدی جدید ـ از دست دادند.
پی نوشت ها ۱ـ ر. ك. به: آلیسیون جَگر، چهار تلقی از فمینیسم; سیاست های فمینیستی و سرشت انسان، ترجمه س. امیری، به نقل از: مجله زنان، ش ۲۸ ۲- Rosalind Delmal, What is Feminism? in Juliet mitchell and Ann Oakley, eds / what is Feminism? (Oxford, blackwell, ۱۹۸۹), P. ۸ / Feminism, Ann firor scott (the world Boox, Encyclopedia, ۱۹۸۵), vol. ۷, P. ۷۱. ۳ـ فمینیسم، جنبش اجتماعی زنان، اندوره میشل، هما زنجان زاده، ج مهشد، (مشهد، چ دوم، ۱۳۷۷، ص ۱) ۴ـ ر. ك. به: ریك ویلفورد، مقدمه ای بر ایدئولوژی های سیاسی، ترجمه م قائد، ص ۳۵۰. ۵ـ ر. ك. به: معصومه موسوی، «تاریخچه مختصر تكوین نظریه های فمینیستی»، كتاب توسعه، ش ۹ ۶ـ ر. ك: جامعه شناسی، آنتی گیدنز، ترجمه منوچهر صبوری، چ اول، (تهران، نشر نو، ۱۳۷۳) ص ۱۹۷ ۷ـ فمینیسم، جنبش اجتماعی... همان، ص ۶۸ / جامعه شناسی، همان، ص ۱۹۷ ۸ـ فمنیسم، همان، ص ۷۲. ۹ـ ر. ك. به: معصومه موسوی، «تاریخچه مختصر تكوین نظریه های فمینیستی»، كتاب توسعه، ش ۹، ص ۱۲ ۱۰ـ ر. ك. به: جان استوارت میل، كنیزك كردن زنان، خسرو ریكی، نشر بانو، ۱۳۷۸ ۱۱ـ۱۲ـ ۱۳ـ فمینیسم، جنبش اجتماعی... همان، ص ۹۰ / ص ۹۳ / ص ۸۳ ۱۴۱۵ـ همان، ص ۱۰۰ / ص ۱۴۰ ۱۶ـ جامعه شناسی، همان، ص ۲۰۱ ۱۷- Hall, Ruth ۱۹۸۵: Ask any woman: A London Enquirty into Rape and sexual Assaalt (Bristol: falling wallpress) به نقل از جامعه شناسی، همان،ص ۲۰۲ ۱۸ـ در این زمینه، به: ریك ویلفورد، مقدمه ای بر ایدئولوژی های سیاسی، فمینیسم، ترجمه م. قائد، ص ۳۵۷ / پاملا ابوت و كلر والاس، مقدمه ای بر جامعه شناسی نگرش های فمینیستی، تولد دانش فمینیستی، ترجمه مریم خراسانی و حمید اهری، ص ۲۴۵ ۱۹ـ تازه های اندیشه، نگاهی به فمینیسم، مؤسسه فرهنگی طه ۱۳۷۷، ص ۱۶ ۲۰ـ پاملا ابوت و كلر دالاس، پیشین، ص ۲۵۶ ۲۱ـ همان، ص ۲۵۸ ۲۲ـ ر. ك. به: مهوش قهرمانی، «جامعه مدنی و خانواده» مجله فرهنگ توسعه، اسفند ۷۶ ۲۳ـ پاملا ابوت و كلر دالاس، پیشین، ص ۲۵ ۲۴ـ تازه های اندیشه، همان، ص ۲۰ ـ ۲۱ ۲۵ـ تازه های اندیشه، ص ۲۳، به نقل از: مجله جمعیت نسوان وطن خواه ایران، زن در دوره قاجار، ص ۱۱ ۲۶ـ برای نمونه، ر. ك. به: مهوش قهرمانی، «جامعه مدنی و خانواده»، مجله فرهنگ توسعه، اسفند ۷۶ ۲۷ـ تازه های اندیشه، همان، ص ۸۱ ۲۸ـ ر. ك. به: ب. شباهنگ، ملاحظاتی پیرامون جنبش فمینیسم، ماهنامه راه آزادی، ش ۱۹ ۲۹ـ فیمینسم، همان، ص ۷۹. منبع:فصلنامه معرفت ، شماره ۳۲ نویسنده:محمد فولادی خبرگزاری فارس |