مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
دیدار جلیلی با عمار حکیم
دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان عصر امروز با رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق دیدار و گفت‌وگو کرد.
خانه میلیون دلاری امير قطر+عكس
امير قطر شيخ حمد بن خليفه ال ثاني ساختمان محل سكونت خود در لندن را بازسازي كرده كه اين ساختمان هم اكنون...
زن مصدوم، راننده فراري را دستگير كرد
راننده اتوبوس پس از تصادف با يك زوج رهگذر وقتي از صحنه حادثه گريخت، گمان نمي‌كرد زن مصدوم او را تعقيب...
شيخ الازهر از فتواي مقام معظم رهبري استقبال کرد
احمد الطيب شيخ الازهر ديروز دوشنبه با مجتبي اماني كاردار ايران در قاهره ديدار و با استقبال از فتواي مقام...
جلسه خصوصی دنیزلی و کریمی از زبان رویانیان
مدیر عامل باشگاه پرسپولیس در سفری که برای رسیدگی به شرایط تیم به امارات داشت، در جلسه ای اختصاصی با علی...
دانشگاه پیام نور مشهد از خواننده هتاک حمایت کرد
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه پیام‌نور مشهد در پی هتک حرمت به امام هادی(ع) و برگزاری کرسی آزاداندیشی در...
سرمربی پرسپولیس: خلعتبری و انصاری‌فرد را می‌خواهم
دنیزلی از مسوولان باشگاه پرسپوليس خواسته كه تحت هر شرايطی كريم انصاری‌فرد و محمدرضا خلعتبری را جذب كنند.
بنگر خطاب به رويانيان: سيدجلال را به پرسپولیس می‌آورم
بنگر رابطه نزديكي با رويانيان دارد و همين موضوع باعث شده كه مديرعامل پرسپوليس از مدافع سپاهان بخواهد...
حدادازشب آغازسهمیه‌بندی‌بنزین می گوید
بنده یادم هست روزی که قرار بود از ساعت 12 شب سهمیه‌بندی بنزین آغاز شود، آقای احمدی‌نژاد به سفری به یکی...
قیمت روز طلا، سکه و ارز + جدول
بنزين به زودی سه نرخي مي‌شود
بنزين اگرچه چند روزي است دو نرخي شده است، اما احتمالا به زودي دوباره شاهد سه نرخي‌شدن آن خواهيم بود.
لاریجانی: رئیس مجلس نشوم ثلمه‌ای به عالم اسلام وارد نمی‌شود
رئیس مجلس با بیان اینکه ولعی برای ریاست مجلس ندارم، گفت‌: اگر به عنوان رئیس مجلس انتخاب نشوم، ثلمه‌ای...
اسرائیل نباید به تلاش‌های جهانی در نشست بغداد آسیب بزند
یک روزنامه صهیونیستی با بیان اینکه اسرائیل حق ندارد به تلاش‌های جهانی در نشست بغداد آسیب بزند تاکید کرد...
مطهری از نطق جنجالی اش دفاع کرد
وی با اشاره به برخی موضوعات مطرح شده درباره نطقش که بسیاری آن را اهانت و بی ادبی می‌دانستند، گفت: متن...
فروشگاه
تالار گفتمان
 
  دفعات نمایش: 239    سه شنبه 11 اسفند 1388 
 

گستره شیطان ‏پرستى


گستره شیطان ‏پرستى

ایدئولوژى شیطان‏پرستى دو روند حركت تكاملى و تحرك انكشافى را پشت سر گذاشته و امروز در اوج آشكارى و بى‏پروایى به دنیا عرضه مى‏شود. حركت تكاملى شیطان‏گرایى تا اواسط قرون وسطا و سپس تحرك انكشافى آن را از نیمه دوم قرون وسطا تا شیطان‏گرایى مدرن نشان مى‏دهد.
در این روند قوم بنى‏اسرائیل میراث بان شیطان‏گرایى است. از دوره‏هاى بدوى و باستان كه در مصر و بابل و مناطق شمال آفریقا، جنوب غرب آسیا و جنوب شرق اروپا آواره بودند و از تمدن‏هاى مختلف توجه و تجلیل از نیروهاى شرّ، ستایش الاهه بارورى و مادر- خدا را آموختند و فنون سحر و علوم جادویى و سایر علوم و فلسفه‏ها را به تدریج فراگرفتند و حدود قرن یازدهم تا سیزدهم كه نظریه تجلى و سایر نگرش‏هاى عرفانى از جهان اسلام توسط اعراب یهودى به گنجینه حكمت پنهان یهود منتقل شد. در این دوره یعنى مجموعه هزاره‏هاى باستان تا حدود هزاره اول مسیحیت كه به اواسط قرون وسطا مى‏رسد، حركت تكاملى سنت شیطانى با محوریت خانواده‏هاى بزرگ و پر نفوذ یهودى سپرى شد.
از حدود قرون دوازده و سیزده به تدریج تحرك انكشافى شیطان‏گرایى آغاز مى‏شود كه تا آغاز قرن بیست و یكم ادامه مى‏یابد. در این دوره كه شامل سده‏هاى پایانى قرون وسطا، دوران نوزایى و عصر روشنگرى و دوره مدرن مى‏شود، شاهد پرده‏بردارى و انكشاف نگرش‏ها و آیین‏هاى شیطانى هستیم. نخستین پرده بردارى، ترویج و شیوع سحر و جادو در قرون یازده به بعد است كه تا امروز به اوج خود مى‏رسد. پرده دوم از قرن سیزدهم به بعد با علنى‏كردن عرفان یهود (كابالا/قبالا) آغاز مى‏شود و امروز به اوج جلوه‏گرى خود رسیده است. پرده سوم علم‏گرایى و روى آورى‏به دانش در عصر رنسانس است، كه با تكیه بر علوم سرّ و مبانى كابالا و در چهارچوب سنت یهودى - مسیحى رویكرد به دانش رقم مى خورد. پرده چهارم، موسیقى شیطانى است كه نمادها و آیین‏هاى شیطانى را آشكارا به نام شیطان معرفى مى‏كند. و پرده پنجم سینماى شیطانى است كه ایدئولوژى شیطان‏گرایى را در سراسر جهان تبلیغ مى‏كند. و پرده جادویى به ذهن جهانیان انداخته و همانند ساحران فرعون كه ریسمان‏ها را مارهاى زنده و جنبنده نمایاندند، شیطان را مدبرى قدرتمند مى‏نماید. هر مرحله از این تحرك انكشافى و پرده بردارى از سنت شیطانى را بررسى مى‏كنیم.

علوم سرّى و جادوگرى

سحر و جادو هیچگاه از میان جوامع بشرى از بین نرفته است اما پس از دوره زندگى بدوى به ویژه در اروپا كه فیلسوفان بزرگى در یونان پدید آمدند، كوشیدند رازهاى جادو را با پرتو اندیشه و تفكر باز كنند و از آنجا بود كه فلسفه غرب زاده شد. در حدود هزار سال بعد از پیدایش فلسفه در قرن چهارم میلادى با رسمیت یافتن مسحیت در اروپا سحر و جادو خیلى كمرنگ شد و نگرش‏ها و باورهاى دینى جاى آن را گرفت. اما از سده یازدهم و دوازدهم موجى از گرایش به سحروجادو به خصوص در بین زنان گسترده شد. تا جایى كه از سال 1298 سازمان تفتیش عقاید با سوزاندن زنان ساحره مبارزه خود را آغاز كرد.(1)
این روند همچنان ادامه داشت تا اینكه از 1330 تا 1375 یعنى حدود چهل و پنج سال در قرن چهاردهم، چهل و هشت محاكمه بزرگ جادوگران و كشتار آنها صورت گرفت.(2) و در سال 1563 قانون مجازات مرگ با دار در انگلستان تصویب شد.(3) و این كشتارها در قرن شانزدهم به اوج خود رسید و سپس روبه افول نهاد.
دقیقاً در قرن شانزدهم شاهد هستیم كه آشكارا سحر و جادو به دربار كشورهاى اروپایى راه مى‏یابد. در آن دوره پادشاهان جادوگران را براى پیشگویى و مشاوره در امور استخدام كردند كه معمولاً یهودى بودند. از جمله لورنز دومدیچى در خدمت هنرى دوم پادشاه فرانسه بود و دختر او كاترین به همسرى پادشاه در آمد. كاترین و پسرش شارل نهم «نسترا داموس» را به سمت پزشك، منجم، مشاور و پیشگوى خود گماشتند. غیر از او در دربار آنها غیبگویان و جادوگران فراوانى حضور داشتند.(4)
با افزایش نفوذ جادوگران در مقامات بالا و نیز جنایات و افراط كارى‏هاى كلیسا در برخورد با متهمین به جادوگرى، دوره سهل‏گیرى آغاز شد و به تدریج از شور اجراى قانون علیه جادوگرى كاسته شد و این قوانین معطل ماند، تا اینكه در سال 1951 به دنبال لغو قانون جادوگرى، جادوگران رسماً در مجامع عمومى، نشریات، كتاب‏ها و بعد رسانه‏هاى جمعى به ترویج عقاید خود پرداختند.
ابتدا كشیش‏ها یا رهبران فرقه‏هاى جادوى سفید روى صحنه آمدند و نیّات و اهداف خیرخواهانه خود را اعلام كردند. ولى در كنار آن، فرقه‏هاى جادوى سیاه نیز فعالیت خود را توسعه دادند. در این شرایط مخالفت‏هایى با آنها صورت گرفت اما به جایى نرسید و جادوگران و ساحران همچنان به كارهاى خود ادامه دادند و تنها كوشیدند كه آشكارا عملى بر خلاف قانون انجام ندهند تا بتوانند به زندگى اجتماعى خود ادامه دهند.
در سال‏هاى 1963 به بعد اخبارى از اعمال جادویى نشر پیدا كرد كه هیچ منعى براى جادوگران در پى نداشت. در كلیساى مخروبه سنت مرى، گور برهم ریخته‏اى كشف شد. استخوان‏هاى مرده را از قبر درآورده و در مراسم مخفیانه‏اى از آن استفاده كرده بودند. چنین گزارشاتى بى‏وقفه ادامه داشته و هر سال تعدادشان افزایش مى‏یابد.(5) در اروپا و آمریكا قلب حیوانات را با خار سوراخ مى‏كنند. تندیس‏هاى مستهجن مومى مى‏سازند، در كلیساها به طرز شرم‏آورى به مقدسات توهین مى‏شود. البته این كارهایى كه سرو صداى آن بلند مى‏شد معمولاً از سوى تازه كارها انجام مى‏گرفت، و افراد حرفه‏اى ترجیح مى‏دادند به عنوان مذهبى بى‏ضرر، بلكه مفید در جامعه شناخته شوند.(6)
امروزه جادوى سیاه در پى لذت جسمانى، تضعیف جامعه و اخلاقیات و به انحراف كشاندن جوانان است. پیتر هاینینگ پس از این اظهار نظر توضیح مى‏دهد: «كسانى كه وابسته به چنین فرقى هستند به طور مرتب گرد هم جمع مى‏شوند، و غالباً براى تمسخر آیین عشاى ربانى مسیحى، مراسمى شیطانى برگزار مى‏كنند و سپس به شرم‏آورترین شكل، مشغول شهوت‏رانى و هرزگى مى‏شوند. با توهین به اماكن مقدس، گورستان‏ها، به جامعه اهانت مى‏كنند. كسانى‏را كه به گروه‏شان نمى‏پیوندند با ارعاب و اخاذى به فساد مى‏كشانند و بدون تردید در بسیارى از طبقات اجتماعى رخنه مى‏كنند. از فعالیت‏هایشان گزارشات معدودى وجود دارد. كسانى كه مایل به ترك گروه یا افشاى رازهاى فرقه باشند با خطرى جدى مواجه مى‏شوند».(7)
آنچه در این بین قابل توجه است اینكه این اعمال آغاز راه شیطان‏پرستى نیست، بلكه شیطان‏پرستان در ابتدا، نامى‏از شیطان نمى‏آورند و به صورت میهمانى، آیین‏هاى سرّى براى علوم باطنى و حتى عرفان و معنویت و عناوینى‏از این دست، كار خود را آغاز مى كنند و پس از جذب كامل فرد و آمادگى كافى و ایجاد شرایط مناسب، او را به دنیاى اسرار خود مى‏برند، به طورى كه دیگر راهى براى خروج نداشته باشد. زیرا براى شیطان نام و آوازه‏اش مهم نیست، بلكه داشتن پیروانى جاهل و بندگانى تسلیم، رضایت بخش‏تر و خواستنى‏تر است.

عرفان یهود(كابالا / قبالا)

گروهى از بنى‏اسرائیل همواره دنبال دانش و معرفت بوده‏اند. اما این حقیقت را از راه درست نمى‏جستند. زمانى سحر و جادو را علم مى دانستند و با اهداف و نیّات شوم از آن استفاده مى‏كردند و بعد در قرون اولیه مسحیت با رویكرد به گنوسیزم براى ربوبیّت شیطان و اصالت شرارت نظریه پردازى كردند. به قول تقى‏زاده اینها افرادى بودند كه به طور كلى نسبت به دین یهود بى‏قید بودند.(8) و به راحتى تغییر دین مى‏دادند و در دین جدیدشان هم بدعت گذارى و تغییر ایجاد مى‏كردند. در تفكر گنوسى این جهان از آمیزش نور و ظلمت ایجاد شده است. این اندیشه در تعالیم مانى به اوج و تكامل رسید(9) و مانى در قرن سوم میلادى از بابل یعنى مهد یهودیان در آن زمان برخواست.(10)
عرفان یهود نخست از سنت‏هاى ساحرى و بخشى از تعالیم انبیاى گذشته تشكیل شد، و همواره مى‏كوشید تضاد میان آنها را كه در واقع تضاد كفر و توحید بود، حل كند. این مشكل در تفكر توحیدى فیلون و ثنویت گنوسى ادامه پیدا كرد و یهودیان سعى كردند كه از آنها سنتزى درست كنند كه توحیدگرایى فیلونى و ثنویت گنوسى را با هم داشته باشند.
راه حل نهایى این بود كه معتقد شوند: بقاى عالم وجود تنها به خاطر همین تضاد دائمى میان خیر و شرّ است. و چون عالم وجود یكى است پس خیر و شرّ در ملكوت به یكدیگر پیوسته‏اند. این تفكر كه در دوره‏هاى بدوى و باستانى ریشه داشت به تدریج تئوریزه شد و در قرون وسطا ادامه یافت. «پل كاروس» در كتابش با نام «تاریخچه شیطان» مى‏نویسد: «خداوند وجود مطلق است و با توجه به قدرت غایى او در فرمانروایى، خود، نه شرّ است و نه خیر، اما او خیر است و در شرّ است».(11) بدین سان پاى شرّ به عالم الوهیت و توحید كشیده شد.
نگرش توحیدى و تعالى‏گراى فیلون باعث شده بود كه واسطه‏هایى را میان خدا و انسان تشخیص دهد كه به نظر او «لوگوس» یا همان عقل یا كلمه بود.(12) این واسطه بعداً در اندیشه عارفان یهودى متعدد شد و نظریه سفیراها را به وجود آورد. و سفیراها به تجلیات خیر و شرّ خداوند تبدیل شد.
حیگائون در قرن 13 معتقد بود كه سه نور پنهان ازلى وجود دارند و فراتر از تیررس درك انسان هستند. این نورها تابش و تجلى خداوند بر خود او و تشعشعى درونى است. بعدها كسانى همچون «داوید بن یهود احاسید» این نورها را به ده رساندند پس از این نورها سفیراها قرار دارند. سفیراها یا حجاب‏هاى نورانى پروردگار را تنها ظرف و مجراى نیت خداوند دانسته‏اند؛ هرچند كه از او جدا نیستند.(13)
این ایده‏ها به خصوص در جریان آشنایى یهودیان با عرفان اسلامى و نظریه تجلیات اسماء الاهى در اندیشه عارفان مسلمان به شكل نهایى خود نزدیك شد. اولین كسى كه عرفان اسلامى را به اطلاع یهودیان رساند «ابویوسف یعقوب بن اسحاق قرقسانى» در قرن دهم بود. او در عراق، كانون برخاستن شخصیت‏هاى عرفانى مسلمان سكونت داشت. بعد از او در قرن‏هاى دوازدهم و سیزدهم اسپانیا شاهد ترجمه آثار عرفانى عربى و شكل گیرى عرفان اشراقى در یهود هستیم كه به رهبرى خاخام «اوراهام بن داوید» مشهور به «رَبَد» در پرووانس شكل گرفت. او به شریعت: هلاخا مى‏پرداخت ولى تعالیم رمزآمیز او به پسرش «اسحاق نابینا» (حدود1235-1160) كه پدر قبالا نامیده مى‏شود، رسید.
اسحاق نابینا نظریه سفیراها را پرورش داد. (14) بر اساس اندیشه‏هاى اسحاق كور شخصى به نام موسى بن نحمان (1270-1194) كه در دربار جیمز اول (از سركردگان جنگ‏هاى صلیبى) نفوذ داشت، مبحث صدور سفیراها را دنبال كرد و كتاب‏هاى او تا قرن چهاردهم بسیار مورد توجه بود. (15)
در اواخر قرن سیزدهم كتاب زوهر كه بازنگارى و توسعه یك كتاب قدیمى بود، توسط موسى لئونى عرضه شد. زوهر تفسیر عرفانى عهد عتیق است. توصیفات خداوند در كتاب مقدس و داستان پادشاهانى همچون داوود و سلیمان كه دست و دامن خویش را به گناه آلودند،(16) خدا شناسى كابالایى را به مراحل جالب‏ترى رساند. چنانكه در این دین «عارف حتى از پذیرفتن این كه احساس متعالى شرّ هم در خداست، روى برنمى‏تابد».(17) تورات همواره داستان سركشى قوم بنى اسرائیل و مجازات و عذاب خداوند و بعد توبه و هدایت و دوباره سركشى بندگان و خشم خداست. و این سركشى و عصیان دامن پیامبران را نیز مى‏آلاید. گاهى خشم خدا چنان بالا مى‏گیرد كه پیامبرانش او را اندرز مى‏دهند و آرام مى‏سازند.
در جایى از كتاب مقدس مى‏خوانیم كه وقتى موسى به خلوت عبادت رفته بود و مردم گوساله پرست شدند، خداوند به موسى مى‏گوید: «مى‏دانم این قوم چقدر سركش‏اند بگذار آتش خشم خود را بر ایشان شعله‏ور ساخته، همه را هلاك كنم. به جاى آنها از تو قوم عظیمى به وجود خواهم آورد. ولى موسى از خداوند، خداى خود خواهش كرد كه آنها را هلاك نكند و گفت خداوندا چرا بر قوم خود این گونه خشمگین شده‏اى؟ مگر با قدرت و معجزات عظیم خود آنها را از مصر بیرون نیاوردى؟ آیا مى‏خواهى مصرى‏ها بگویند:خدا ایشان را فریب داد و از اینجا بیرون برد تا آنها را در كوه‏ها بكشد و از روى زمین محو كند؟...(18)
صفات خشم و سخط كه از صفات برجسته یهوه در تورات است، در قبالا تأثیر بسزایى گذاشت، به طورى كه در مراتب تجلى ذات یكتا سفیرایى كه بازوى چپ تجلیات خداوند است و گورا (جبروت) نام دارد، منشأ خشم و شرور شناخته مى‏شود و «این جهانِ عاصیِ پلیدِ شرّ كه جنبه تاریك هر چیز زنده را تشكیل میدهد و او را از درون تهدید مى‏كند براى نویسنده كتاب زوهر جنبه بسیار سحرانگیز و جذابى دارد».(19) زيرا اين‏ها نيز جلوه خداست و براى رسیدن به او بايد خطا و گناه را نيز تجربه كرد.
در زوهر سفیراهاى دهگانه به صورت مذكر و موءنث معرفى مى‏شوند. تجلیات مذكر حامل رحمت و خیر اند و تجلیات موءنث حامل قهر و سطوت و بنابراین شرّ هستند. خداوند یگانگى مطلق است كه خیر و شرّ و مذكر و موءنت در آن متحد مى‏شود. این قدرت نمادین توجیه‏گر آیین‏هاى جنسى در عرفان یهود شد. كه در بزرگان كابالا نظیر شبتاى و یعقوب فرانك آشكار گردید.(20) بنابر نظریه نحمان كه واژه آزیلوت را به كار مى‏برد،(21) هر بخش از سفیراهاى خیر و شرّ و بلكه هر سفیرا جلوه‏اى از وحدانیت است و خیر و شرّ و مذكر و موءنث دارد. با این توضیح «هر صفتى مرتبه‏اى خیالى را نشان مى‏دهد كه شامل صفت اقتدار و عدالت و سخط الاهى است و در آن تأمل و درك عرفانى با سرچشمه شرّ در خداوند مرتبط مى‏گردد».(22)
سفیراهاى شرّ در عالم الاهى سیترا احرا نام دارند «یهودیان مى‏توانند با مراعات قوانین و توصیه‏هاى تورات به مهار كردن سیترا احرا كمك رسانند و توازن را در عالم حفظ كنند. این توازن یا هماهنگى همچنین لازم مى‏آورد كه برخى‏كارها به سود نیروهاى ناپاكى انجام گیرند: گویا شرّ نوعى رشوه دینى مى‏گیرد. به طور كلى گناهان اسرائیل نه تنها زندگى و نشاط به سیترا احرا مى‏بخشند بلكه براى سمائیل نیز، كه جنبه مذكر امور خبیثه است، امكان تسلط یافتن بر شخینا را، كه جنبه موءنث سفیراهاى پاكى و قداست است، فراهم مى‏آورند. آنگاه كه چنین شد شخینا از شوهر حقیقى خود، تیفِرِت كه جنبه مذكر سفیراهاى نیك است، جدا مى‏افتد».(23)
بر اساس آموزه سفیراها، آموزه دیگرى به نام شِمیطاها در عرفان یهود تعریف مى‏شود. شمیطاها یا ادوار تاریخ مى‏گوید كه سفیراهاى گوناگون متناوباً بر جهان حكومت مى‏كنند.(24) در دوره‏هایى‏سفیراهاى خیر و در دوره‏هایى سفیراهاى شرّ. از زمان ظهور حضرت مسيح تجليات خير در زمين به اوج خود خواهد رسید و تا پيش از آن اوج تجليات شرّ است. دوره تجلیات شرّ را عصر آكواریوس مى‏نامند كه انعكاس سیترا احرا در زمین است. این دوره‏هاى گوناگون قوانین و تورات خاص خود را دارد. زوهر از این مضامین اباحه‏گرایانه سربسته سخن گفته است.(25) این تعالیم به طور سینه به سینه منتقل مى‏شده و در محافل سرّى كابالایى‏مورد عمل قرار مى گرفته است. مراسم بلك مس كاترین مدیچى در قرن شانزده، آیین سرى جنسى شبتاى و پیروانش كه او را مسیح مى‏دانستند در قرن هفده و آیین جنسى یعقوب فرانك در قرن هجده كه از آن پس با شكل گیرى‏فراماسونرى سازماندهى شد؛ و سایر اعمال شبكه‏هاى سرى مافیایى نمونه‏هایى از قوانین توراتى عصر آكواریوس است.
در كنار این انحرافات اخلاقى كه در آیین‏هاى شیطانى دیده مى‏شود، انحرافات بینشى و اعتقادى بسیار خطرناك‏تر است. اسحاق لوریا در قرن شانزدهم كه دوره فشار شدید بر یهودیان و اخراج آنها از اسپانیا بود، اندیشه مسیح‏گرایى را در قبالا تئوریزه كرد. آموزه «تيقون» به معناى تكميل پروژه آخرالزمان و رسیدن هرچه زودتر مسيح و بازگشت يهوديان به اورشليم(فلسطين) كه از قبالاى لوريايى بر آمد، شور ادعاى مسیحایى را در یهودیان تیزتر كرد. از دل عرفان یهود تا كنون صدها مسیح و موعودِ مدعى به وجود آمده است.(26) این مسئله به قدرى شایع شده و به خصوص دامن‏گیر زائران اورشلیم مى‏شود، كه دكتر یاییر بارال (Yair Bar-El) رئیس بیمارستان روان پزشكى اورشلیم نام آن را «سندروم اورشلیم» گذاشته است.(27)
در طول تاریخ مدعیانى كه دیگران را متقاعد كنند، در اثر تغییر دین از یهودیت به ادیان دیگر، همواره تحریفاتى را در ادیان دیگر رقم زده‏اند. از تحریف دین توحیدى زرتشت به ثنویت(28) كه شاید در اثر نفوذ یهودیان در زمان كورش و بعد از آن روى داد(29) و نیز فرقه‏هاى گنوسى‏در قرون اولیه مسیحیت نظیر والنتاینیسم و مرقیون(30) تا مسلمان شدن شابتاى و پاشیدن بذر مدعیان مهدویت و انحرافات اخلاقى در بین مسلمین كه بعدها بابیت و بهائیت از آن برآمد(31) و مسیحى شدن یعقوب فرانك و ایجاد فرقه‏اى سرّى بین كاتولیك‏ها كه بعدها در خدمت آرمان‏هاى صهیونیسم قرار گرفت(32) همه و همه حاصل نگرشى است كه شیطان را برادر خداى پسر و فرزند دوم خداى پدر مى‏داند. یا به بیان دیگر شیطان را تجلى یهوه دانسته و ریشه شرّ را در عالم الاهى مى‏بیند.
از این روى شباتاى صوى در سال 1666 ادعاى مسیحایى و بعد خدایى مى‏كند، سپس به اسلام رو مى‏آورد و بعد از مدتى مسیحى مى‏شود. و امروز در دایره المعارف یهود مى‏خوانیم كه او به قول «ناتان غزه‏اى» یك «خاطى قدیس» بود. زیرا هر جا كه رفت شور و وجد عرفانى‏اش را كه همراه با لاابالى‏گرى و هوس‏رانى‏هاى عجیب و غریب بود، گسترش مى‏داد. كه امروز این اعمال را در پارتى‏هاى شیطان پرستى مى‏بینیم. پس از او نیز در قرن هجدهم یعقوب فرانك با همان ادعاها در ابعاد گسترده و پلیدترى آیین‏هاى شباتاى را توسعه داد.(33) و امروز «مادونا» هرزه‏اى كه شهرت جهانى دارد، كابالیست بودن خود را علنى كرده و به عنوان سفیر عرفان یهود معرفى مى‏شود.

رنسانس و نهضت علم‏گرایى

معمولاً گفته مى‏شود كه رنسانس اروپا در اثر ارتباط اروپایى‏ها با مسلمانان اتفاق افتاد. صد البته این مطلب صحیحى است اما تمام حقیقت نیست. واقعیت این است كه انتقال دانش از جهان اسلام به غرب همراه با نوعى غربى‏شدن بود. یعنى این دانش در سنت یهودى - مسیحى دریافت شد و مبانى سكولاریستى و سیتنیستى در جنبش ساینتیسم تأثیر بسیار گذاشت. گذشته از این كه تنها منبع رنسانس آثار و اندیشه‏هاى مسلمین نبود، بلكه بخش عمده‏اى‏از علوم و اندیشه‏ها از سوى یهودیان و به ویژه كابالیست‏ها به سركردگان رنسانس منتقل شد. قرن شانزدهم، قرن فراگیرى زبان عبرى بود.(34) به طورى كه آن را كلید فهم كابالا و دست یابى به مخزن علوم مى‏دانستند.
در قرن پانزدهم افرادى نظیر «پیكومیراندولا» به فراگیرى زبان عبرى پرداختند و استادان یهودى براى خود اختیار كردند.(35) او در صدها رساله كوشید تا زاویه دیگرى را به روى افرادى بگشاید كه فلسفه یونان و اندیشه‏هاى ارسطو را از دیدگاه قرون وسطا مى‏دیدند. افراد دیگرى نظیر «روشلن» و «پیستوریوس» این روند را ادامه دادند، در آن سال‏ها كتاب «سفریصیرا» از كتب برجسته كابالا بارها تجدید چاپ شد و نهضتى از كابالیست‏هاى مسیحى‏تأثیر خود را بر شكستن شالوده‏هاى فكرى قرون وسطا گذاشت و روح عصیان، جستجو و راز پردازى و انسان مدارى یهودى را كه گاه انسان را برتر از خدا مى‏نشاند، گسترش داد. در متون قبالایى مى‏خوانیم: «ساحرى بسیار خطرناك است. مى‏تواند بر خدا سایه افكند. علیرغم آن، حاخام كانینا از انجام آن ابا نكرد. این براى آن بود كه او از خدا خیلى برتر و بالاتر بود».(36)
این اندیشه‏ها به ویژه از طرف یهودیانى كه تحت فشار آن روزگار به مسیحیت رو مى‏آوردند و در سدد یافتن موقعیت اجتماعى بودند، ترویج مى‏شد. نه تنها اندیشه‏هاى عصر نوزایى و عصر خرد از سرچشمه‏هاى شیطان سیرآب مى‏گشت، بلكه حمایت‏هاى عینى و مادى براى ترویج این افكار نیز از سوى كانون‏هاى مشكوك ثروت و قدرت تأمین مى‏شد. خانواده مدیچى كه از ثروتمندان ایتالیا بودند از هنر رنسانس حمایت كردند و آن را در ساختن كلیساها نیز وارد مى‏كردند.(37) همچنین افول اخلاق در آن دوران به ویژه در ایتالیا به خوبى نشان مى‏دهد كه چه ارزش‏هایى بر جامعه حاكم مى‏شد و ارزش‏هاى دینى و كلیسا رو به تباهى مى‏رفت.
انسان عصر جدید به علم و خرد بازگشت اما آن را رویارویى با خداوند و در گرو روگردانى از دین و براساس همراهى با شیطان و فرمانبرى از او مى‏دید. اگر چه این حركت به نام شیطان انجام نمى‏شد. زیرا براى شیطان نام و آوازه‏اش مهم نیست، بلكه داشتن پیروانى جاهل و بندگانى تسلیم، رضایت بخش‏تر و خواستنى‏تر است. دانش جدید كه بر این مبانى ناپاك و شیطانى استوار شد در طول قرن‏هاى بعد دستاوردهاى خود را به صورت مرگ‏بار و توطئه سازى نشان داد. دانشى كه نه تنها رفاه و آسایش و شكوفایى را براى بشر به ارمغان نیاورد، بلكه باعث تخریب محیط زیست، آشفتگى روانى، جنگ، سستى روابط انسانى و خودباختگى انسان در برابر غلبه هوسناك تكنولوژى بر زندگى‏است. به همین دلیل تبار دانش جدید در عصر رنسانس بیش از اینكه به اندیشه‏هاى زندگى ساز و پاك اسلامى پیوند بخورد، به تفكرات شیطانى قبالایى مربوط مى‏شود.

فراماسونرى

تا پیش از رنسانس علم در انجمن‏هاى سرى گوناگون بود كه ماهیت كابالایى داشتند و باهم هم‏پیمان بودند. با علنى كردن دانش در رنسانس لازم بود انجمن‏هاى مخفى به طور مناسبى بازسازى شود تا نیروى دانش همچنان در قلمرو اهداف شیطانى باقى بماند. سازماندهى فراماسونرى بعد از رنسانس در واقع حركتى بود تا دانشمندان و نخبگان سیاسى و فرهنگى جهان را در لواى آرمان‏هاى كهن شیطانى جمع كنند.(38)
تاریخ نگاران فراماسون سابقه سازمان خود را به آدم علیه السلام مى‏رسانند و حضرت موسى را استاد اعظم لژ مهاجران مصرى در زمان فرعون معرفى مى‏كنند. (39) اما واقعیت این است كه در سال 1459 در شهر كاسل واقع در ایالت هِس آلمان سه كتاب از جمله یكى تحت عنوان «زفاف شیمیایى» انتشار یافت كه روى جلد هر سه نام اسرار انگیز، افشاگر و مستعار «كریستین روزنكروتس» دیده مى‏شد. این سه مجلد كه مى‏توان آنها را بیان معتقدات شمرد در آغاز قرن هفدهم میلادى در شهر استراسبورگ فرانسه تجدید چاپ شد و در آنها اخوت مسیحى كه از هرمیتیسم و كابالا غنا مى‏گرفت، سخن گفته شده است. این مانیفست‏ها دل شوره اصلاحات اجتماعى، فكرى و مذهبى را كتمان نمى‏كردند و تعدادى از اندیشمندان آن روزگار را به ویژه در محافل علمى و فلسفى انگلیسى‏الهام بخشید كه همین اندیشمندان در واقع بخشى از پایه گذاران فراماسونرى به شمار مى‏رفتند.(40)
«در اسكاتلند و پس از آن انگلستان خاندان استوارت (كه از 1603تا1714 بر اسكاتلند و انگلستان حكومت راند) به پیروى از فرصت‏طلبى‏هاى سیاسى خود توسعه این گروه‏ها را مورد حمایت قرار داد»(41) و در ژوئن 1717 از جمع گروه‏ها و لژهاى پراكنده، گراند لژ انگلستان تشكیل شد و «آنتونى سایر» را به عنوان اولین استاد اعظم این سازمان مخفى برگزیدند.(42) و اولین اساسنامه آن به درخواست دوك «فیلیپ دو وارتون» استاد اعظم لژ بزرگ لندن در آن زمان، تدوین و در سال 1723 منتشر شد. این كد ماسونى با عنوان اساسنامه آندرسون شناخته شد زیرا توسط «جیمز آندرسون» تدوین گردید.(43) در این اساسنامه این اصول مطرح شده است:
اعتقاد به خدا كه معمار بزرگ جهان است. جایگزین كردن ابزارساختمان سازان با واژه‏هاى فلسفى. سوگند حفظ اسرار. مراعات علائم شناسایى (واژه‏ها، حركات، لمس و مصافحه). مدارا با كلیه مذاهب اما ممانعت از ورود ملحدان، زنان و بردگان و نوكران به لژها. ابراز وفادارى به مقام سلطنت. برگزارى مراسم آموزش كارآموزان و آشنا كردن آنان با اطلاعات نمادین: امرى كه با ایجاد درجات كارآموزان و یاران هم‏سنگر ارتباط دارد».(44)
در این جا خدا به عنوان معمار بزرگ جهان كاملاً تعریفى كابالایى دارد و به صورت منشأ خلاق خیر و شرّ و با دو چهره شیطانى و مقدس شناخته مى‏شود. در دهه‏هاى گذشته با استفاده نظریات جدید فیزیك كوآنتوم و نسبیت حوزه یكپارچه انرژى جهانى به عنوان شعور و قدرت مطلق جهان و معمار كائنات معرفى مى‏شود.(45) این دیدگاه هم نیرویى را كه در سحر و جادو از آن استفاده مى‏شود، توجیه و تقدیس مى‏كند و هم بر شالوده‏اى كاملاً مادى تعریفى نو از باورهاى معنوى ارائه مى‏دهد.
فراماسون‏ها شخصى به نام «حیرام» كه سازنده معبد سلیمان است(46)، پدر ماسونى مى‏دانند. حیرام دو ستون اصلى براى معبد سلیمان بنا كرد كه نام آنها را یاكین/جاكین و بوغز/بوعز گذشته‏اند. «ستون‏ها را در رواق هیكل بر پا نمود و ستون سمت راست را برپا نموده نام آنرا یاكین نهاد و پس ستون سمت چپ را برپا نموده آنرا بوعز نامید».(47) این دو ستون معبد سلیمان كه صهیونیست‏ها در آرزوى باز سازى‏آن هستند، نماد اصلى فراماسونرى است كه در معابد ماسونى طراحى مى‏شود. لازم به ذكر است كه از نظر آنها جناب سلیمان نماد ارتباط با شیاطن و استفاده موءثر از جن و جادوست.
نام این ستون‏ها نیز داراى معنایى رمز آلود است. «یاكین» و «بوعز» به معنى تأسیس با قدرت آمده است. استاد اعظم «اوسوالدویرث» چنین مى‏گوید: «اگر كلمات یاكین و بوعز برعكس خوانده شوند بشكل nikaj و zaob در مى‏آیند. این مسأله براى مخفى نگهداشتن اسرار به صورت قاعده‏اى در تمام مرام‏هاى سرّى مرسوم است. در صورتى كه حروف بى‏صداى كلمات مذكور مد نظر قرار گیرد به دو علامت NK و ZB برخورد مى‏شود كه اولى به معنى رحم و عضو باردار شونده و زاینده موجودات عالم است و دومى به معنى ذكر یعنى عضو نر و باردار كننده».(48) بدین صورت دو ستون J و B سمبل رابطه جنسى، زاد و ولد و بركت و وسعت دارایى هستند. و این همان معانى نمادین و ارزش‏هاى شیطان پرستى بدوى است.
سازمان فراماسونرى مى‏كوشد تا با این نمادها، رمزها و اسرار ارزش‏هاى شیطانى خود را به صورتى جذاب و حساب شده به افرادى منتقل كنند، كه مى‏توانند نقش موءثر فرهنگى یا سیاسى در دنیا داشته باشند. این سازمان امروزه مجموعه‏هاى بزرگ علمى و فرهنگى را تحت نفوذ دارد و به كمك آنها، ساختارها و نهادهاى سیاسى بین المللى و ملى‏را در سلطه خود آورده است.(49)
این سازمان از قرن هجدهم به بعد در پرورش و جذب نخبگان سیاسى ، فرهنگى و علمى جهان كوشیده و با حفظ آیین‏هاى سرّى كابالا سنت‏هاى شیطان‏گرایى را تداوم بخشیده است. و با افرادى كه به طور درجه بندى شده در سى و چند مقام فعالیت مى‏كنند، نفوذ سیاسى، اقتصادى و فرهنگى فراگیرى پیدا كرده است. و با موءسسات علمى، پژوهشى، فرهنگى و بنگاه‏هاى اقتصادى و نهادهاى سیاسى آشكار و پنهانى كه در آنها نفوذ دارد، مى‏خواهد دنیا را به سوى اهداف شیطانى خود پیش ببرد. سازمان فراماسونرى در شكل انجمن‏ها و محافل سرّى در بسیارى از مراكز علمى دنیا مشغول جذب نیرو است. یكى از این انجمن‏ها كه بسیار فعال عمل كرده و دامنه خود را در دانشگاه‏هاى‏كانادا و آمریكا گسترده، انجمن جمجمه و استخوان است. جرج بوش پدر در سال 1947 در دانشگاه ییل به این انجمن پیوست.(50)
با ایجاد سازمان فراماسونرى اگر چه به ظاهر یك سازمان مخفى و پوشیده ایجاد شد اما در حقیقت سازمانى براى توسعه و تحقق ایدئولوژى و ارزش‏هاى شیطانى شكل گرفت و اهداف و آرمان‏هاى آنها هم از كسى پنهان نماند. از این رو یك مرحله از پرده‏بردارى و انكشاف شیطان‏گرایى در دوران معاصر به شمار مى‏آید. در این بین نقش اصلى و محورى را موءسسات علمى و پژوهشى گسترده و پیوسته‏اى به عهده دارند كه هدایت و رهبرى نظام سلطه جهانى و تحقق آرمان‏هاى شیطانى را دنبال مى‏كنند. مراكزى كه سرمایه‏هاى عظیمى را براى تحقیقات و مطالعات در اختیار دارند و به این وسیله برجسته‏ترین دانشمندان را استخدام مى‏كنند و با وارد كردن آنها به سازمان فراماسونرى، پژوهش‏هاى مورد نیاز خود را به آنها مى‏سپارند. پژوهش‏هایى كه گاهى حاصل آنها تا پیش از عملى شدن محرمانه مى‏ماند.

پى نوشت‏ها:

1. تاریخ تمدن جلد چهارم، ص1328.
2. تفتیش عقاید، ص113.
3. تاریخچه جادوگرى، ص34.
4. زرسالاران یهود، جلد4، ص104، 103
5. سیرى در تاریخ جادوگرى، ص116.
6. همان، ص117.
7. همان، ص118، 117.
8. مانى‏شناسى، ص17.
9. اگر مانى را پیامبر بدانیم باید بگوییم آموزه‏هاى مشركانه ثنوى از سوى دیگران در دین او وارد شده است. همانطور كه تعالیم زرتشت و مسیح به تحریف آلوده شد. البته براى این ادعا ادله‏اى وجود ندارد و ظاهرا آثار بجامانده از خود مانى ذاتا ثنوى‏گراست.
10. مانى شناسى، ص339.
11. تاریخ جادوگرى، ص336.
12. تاریخ فلسفه جلد یكم، ص528.
13. نردبانى به آسمان، ص368.
14. باورها و آیین‏هاى یهود، ص156
15. زرسالاران یهود جلد دوم، ص247.
16. تورات، كتاب دوم سموئیل (به حضرت داوود نسبت گناه داده است) و تورات كتاب اول پادشاهان و كتاب دوم تواریخ ایام (به حضرت سلیمان نسبت گناه داده است).
17. جریانات بزرگ در عرفان یهودى ص60
18. سفر خروج باب 32.
19. جریانات بزرگ در عرفان یهودى، ص 308.
20. باورها و آیین‏هاى یهودى، ص159 و160.
21. نردبانى به آسمان، ص368.
22. جریانات بزرگ در عرفان یهودى، ص60.
23. باورها و آیین‏هاى یهود، ص161.
24. همان، ص159.
25. همان، ص159.
26. انتظار مسیحا در یهود، بخش6.
27. نشانه‏هاى پایان، ص359.
28. تاریخ فلسفه شرق و غرب، ج2، ص8.
29. تاریخ ایران دوره هخامنشیان، ص269.
30. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج2، ص819.
31. زرسالاران یهود، جلد دوم، ص332.
32. همان، ص354.
33. رك: زرسالاران یهود، جلد2، ص355-331.
34. انتظار مسیحا در آیین یهود، ص130.
35. تاریخ جادوگرى، ص522.
36. فراماسونرى و یهود، ص19.
37. تاریخ تمدن، جلد پنجم، ص77.
38. كنترل فرهنگ، ص146-138.
39. زرسالاران یهود، جلد چهارم، ص16.
40. فراماسونرى، تاریخ، اسطوره، واقعیت، ص22 و 21.
41. همان، ص32.
42. زرسالاران یهود، جلد چهارم، ص21.
43. همان، ص12.
44. فراماسونرى، تاریخ، اسطوره، واقعیت، ص37.
45. فراماسونرى و یهود، ص182 و 181، به نقل از نشریه ماسون و آ.گ.ا.
46. اول پادشاهان، باب 7، آیه 13تا 15.
47. پادشاهان، باب 7، آیه 21.
48. فراماسونرى و یهود، ص136.
49. رك. كنترل فرهنگ، فصل چهارم.
50. نشانه‏هاى پایان، ص241.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما