|
جناب آقاي اشعري! ضمن معرفي خودتان ، بفرماييد چطور شد كه به ساحل عاج رفتيد. بنده محمد اشعري، در سال 1344 در يك خانواده مذهبي در شهر قم متولد شدم . تحصيلات خود را تا پايان دوران متوسطه در جوار كريمه اهل بيت (ع) گذراندم و همزمان با اخذ ديپلم وارد حوزه علميه قم شدم و اكنون چندسالي است كه در درس خارج حوزه شركت مي كنم. در راستاي اجراي كلام راهبردي مقام معظم رهبري كه فرموده اند:« اگر طلاب غير ايراني در همان مناطق خودشان تعليم داده شوند ، بهتر است از اين كه به ايران بيايند و با مشكلاتي چون غربت و هزينه هاي سفر و ... روبرو شوند»، از سوي سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از كشور براي مديريت معهد اهل البيت(ع) در پايتخت كشور آفريقايي ساح عاج، به آن جا اعزام شدم.
درباره « ساحل عاج» و موقعيت جغرافيايي، اجتماعي، فرهنگي و تركيب جمعيت آن توضيحاتي بفرماييد. ساحل عاج در غرب قاره آفريقا واقع شده و از نظر اقتصادي و فرهنگي بالاتر از ساير كشورهاي اين منطقه است. بيشتر مردم ساحل عاج مسلمان هستند ولي از آن جا كه تا سال 1962 ميلادي مستعمره فرانسه بوده است، حكومت در دست مسيحيان است. انسان در آنجا جنگ اسلام و مسيحيت را در دو قطب مردم و حكومت آشكارا ملاحظه مي كند. مركز اين كشور، شهر «اَبيجان» است كه موقعيت مهمي در منطقه دارد.
اسلام چگونه به ساحل عاج راه پيدا كرد؟ تعداد شيعيان اين كشور چقدر است؟ حدود 800 سال پيش يك تاجر آفريقايي براي تجارت به منطقه « بندكوه» واقع در 400 كيلومتري پايتخت، مسافرت مي كند. اسلام به همت اين تاجر مسلمان در اين منطقه مطرح شده و به مرور به همه مناطق راه مي يابد. در مورد تشيع ، آن چه معروف است اينكه حدود 35 سال پيش، گروهي از شيعيان لبنان كه از موقعيت اقتصادي و فرهنگي بالايي برخوردار بوده اند. به اين كشور مهاجرت كرده اند و ضمن حفظ عقايد خود به ترويج مذهب اهل بيت(ع) پرداختند. جالب است بدانيد امام خميني(ره) به ساحل عاج عنايت ويژه اي داشته اند و درحدود 30 سال قبل موقعي كه در نجف اشرف به سر مي برند يك روحاني شيعه به نام سيد رشيد موسوي را براي اداره امور شيعيان آن سامان، اعزام مي نمايند. ايشان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان اولين كاردار جمهوري اسلامي در ساحل عاج انتخاب شد. به هر حال شيعيان از جمعيتهاي شناخته شده در ساحل عاج هستند. و همين موضوع مسؤوليت ما را دو چندان مي كند. خوشبختانه در سالهاي اخير در اثر فعاليتهاي فرهنگي چندين هزار نفر ديگر هم به مذهب اهل بيت(ع) گرويده اند.
تعامل مذاهب اسلامي با يكديگر و با حاكميت مسيحي ، چگونه است؟ اكثر مردم به دليل ظلمهاي تاريخي كه از ناحيه كشورهاي استعمارگر از جمله فرانسه به آنها روا شده است، از مسيحيت گريزان هستند و يك جنگ محسوس بين دو تمدن اسلامي و مسيحي در جريان است. در مورد مذاهب اسلامي، اصلا مسائلي كه در بعضي كشورها مطرح است، وجود ندارد. مسلمانان واقعا مثل برادران ديني، يكديگر را دوست دارند . من در ساحل عاج نتوانستم مصداقي براي واژه هايي چون «تعصب» و «دشمني» پيدا كنم. عقايد مسلمانان خيلي بسيط و پاك است. اهل بيت(ع) در بين مسلمانان جايگاه ويژه اي دارند . همه به شيعيان احترام مي گذارند و رابطه، رابطة برادري است نه رقابت و كينه توزي، بعيد است كه در خانواده مسلماني نام فرزندان دوقلو را «حسن» و «حسين» نگذارند. به خاطر دارم، زماني آقاي «مهديار حسين پور» حافظ نوجوان ايراني و اعجوبه قرآني در ماه مبارك رمضان دعوت شده و در مسجد گران مُسكه، مسجد بزرگ ابيجان برنامه هايش را اجرا كرد، به قدري برنامه هاي او جالب و تأثيرگذار بود كه امام جماعت سني مذهب آن مسجد كه حدود 55 سال داشت، از شدت اشتياق غش كرد و سه روز در حالت كُما بود. در جشن عيد غدير جمعيت زيادي از مسلمانان شركت مي كنند و اين شعائر اختصاص به گروه خاصي ندارد. در عاشوراي گذشته يكي از شعراي محلي در مراسم شيعيان شعري قرائت كرد كه بسيار پرمعنا بود و حاكي از عمق ارادت او به اهل بيت (ع) و امام حسين (ع). جالب است بدانيد اين شاعر سني مذهب پس از ابراز احساسات فراوان در مقابل ديدگان همه، روي زمين افتاد و جان به جان آفرين تسليم كرد. او شهيد روز عاشورا در ساحل عاج شد، در حاليكه رسما شيعه نبود.
آقاي اشعري! از فعاليتهاي خودتان بگوييد. شما چه مدت در ساحل عاج بوديد و چه فعاليتهاي علمي، آموزشي و فرهنگي داشتيد؟! بنده حدود 26 ماه و نيم در آن كشور متولي تعليم و تربيت طلاب مستعد و علاقمند به مذهب اهل بيت (ع) بودم . كيفيت تعليم طلاب هم به اين صورت است كه پس از يك آزمون كتبي و مصاحبه، افراد پذيرش شده در يك دوره سه ساله، دوره عمومي معارف اسلامي را طي كرده و با علوم اسلامي آشنا مي شوند. چند سال پيش با اعزام اولين مسؤول « معهد اهل البيت(ع)»، ساختماني در منطقه مسلمان نشين ابيجان كه «كُماسي» نام دارد، اجاره گرديد كه بعدها در منطقه ري ويرا زميني به همت جمهوري اسلامي خريداري شد و بناي جديد ساخته شد و معهد به آنجا منتقل گرديد. در حال حاضر15 مدرسه چون عتره الطاهره، الغدير، سبيل النجاه، النجاه و الفلاح و.... تحت نظر اين معهد اداره مي شوند. استادان اين مدارس عموما بومي بوده و بعضي از آنان از فارغ التحصيلان مدرسه عالي امام خميني(ره) در قم مي باشند. در كنار اين فعاليتهاي علمي، در تمام شعائر اسلامي و مذهبي همچون ولادتها و شهادتهاي معصومان(ع) برنامه هاي منظمي داشتيم كه استقبال از آن ها بسيار چشمگير بود و اوج آن در جشنهاي غدير و نيمه شعبان و نيز عزاداريهاي محرّم مشهود بود.
سطح آگاهي مردم ساحل عاج و آشنايي آنها با وجود مقدس امام مهدي(عج) در چه حدّي است؟ در بعد عاطفي مردم علاقه خاصي به امام مهدي(عج) نشان مي دهند؛ در كمتر اجتماعي است كه دعاي سلامتي حضرت قرائت نشود. هر وقت مباحث مهدويت مطرح مي شود، همه استقبال مي كنند. در بُعد معرفتي البته عليرغم اقداماتي كه صورت گرفته ولي شبهات و سؤالاتي مطرح است و جاي كار بيشتري وجود دارد. بعضي سؤالات در مورد «ضرورت وجود امام غايب»، «طول عمر»، «ظهور حضرت»، «رابطه با او» و... مطرح مي شود كه بايد پاسخ داده شود. يكي از مشكلات اين است كه كتابهاي ساده به زبان عربي در بازار وجود ندارد البته كتابهايي مثل آثار شهيد صدر و ترجمة «دادگستر جهان» كه عبارات آنها خيلي فني و پيچيده است، كافي نيست و پاسخگوي عموم نمي باشد. به زبان فرانسه كه زبان رسمي ساحل عاج است، اصلا كتابي وجود ندارد. جا دارد مراكزي مثل مركز تخصصي امامت و مهدويت و بنياد فرهنگي مهدي موعود(عج) و ديگران به اين امور مهم پرداخته و خلأ موجود را هر چه سريعتر پر كنند. مطمئن باشيم دشمن بيكار نيست و شبهه پراكني مي كند. اگر اشتياقي كه الآن در كشورهاي ديگر نسبت به اهل بيت(ع) به وجود آمده است، درك نشود و خوراك فكري فرهنگي فراهم نگردد، در اثر شبهه افكني و دشمني شب پرستان، به خاموشي مي گرايد.
دشمنان مهدويت در ساحل عاج چه اقداماتي مي كنند؟ آيا صهيونيزم فعاليتي دارد؟ عليرغم اينكه اسرائيل يكي از قوي ترين كشورهاي حاضر در اين منطقه است ولي به مدد حضور شيعيان لبنان موازنه قدرتي هر چند به صورت نامرئي به وجود آمده است. اقدام آشكاري در جهت مقابله با تفكر مهدويت وجود ندارد ولي همانطور كه عرض كردم، كمبودهايي از ناحيه ما وجود دارد. ما نبايد از تأثير مسائل معنوي و فرهنگي غافل شويم، همه چيز با پول و قدرت حل نمي شود. ما يك مسيحي داشتيم كه شيعه شد، بنده يكي از فارغ التحصيلان مركز خودمان را براي آموزش معارف اسلامي نزد او فرستادم و متذكر شدم حتما قضيه امام مهدي (عج) را براي او تشريح كند؛ قبل از اينكه ديگران فكر او را خراب كنند.
در پايان به عنوان حسن ختام اگر خاطره يا مطلب خاصي داريد ، بفرماييد. سال گذشته، در پايتخت شورش شد و درعرض يك روز حدود 40 تا 50 ماشين را آتش زدند. هر لحظه امكان داشت به مركز ما هم هجوم بياورند. شب 20 ماه رمضان بود. طلاب خيلي مضطرب بودند. بنده در جمعشان حاضر شدم و ديدم چاره اي نيست جز اينكه وجود مقدس امام مهدي (عج) را به آنها متذكر شوم. به آنها گفتم: « ما آقا داريم ، مولا داريم، قطعا ايشان بر احوال ما نظارت دارند و به فكر شيعيان خود هستند و...» اين كلمات مثل آب سردي كه بر آتش ريخته مي شود، به آنها آرامش داد و بحمدالله آسيبي هم به مدرسه نرسيد. وقتي انسان به خارج از ايران سفر مي كند، با تمام وجودش احساس مي كند كه چقدر به وجود يك منجي نياز هست، هنگامي كه ظلمها و جنايات را مي بيند، وقتي بي پناهي مظلومان را مشاهده مي كند، تازه مي فهمد كه چقدر حضور و ظهور امام معصوم و حكومت جهاني امام مهدي(عج) ضرورت دارد. واقعا بايد براي ظهور حضرت دعا كرد. براي فرج مظلومان و مستعضعفان بايد دعا كرد . خدا صاحب ما را برساند. |