اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
تاریخ انقلاب اسلامی
سالادها
خانواده وتحصیل فرزندان
زن در جامعه
بیماریهای عمومی
دوست و دوست یابی
شیعه شناسی

 مقالات برگزیده  
امام حسن (ع)، امام دوم شيعيان و سبط اكبر و ريحانه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت و از اصحاب كساست. به اتفاق مفسران و...
امام حسن(علیه السلام)در اثر توطئه اى شوم كه از سوى معاويه تدارك ديده شد به شهادت رسيد و جلوه هاى شكوهمند امامت در ديگر يادگارفاطمه و...
  سنتهاي تاريخ در قرآن     
   تاریخ و سیاست تاریخ اسلام (عصر امامت) مقالات

 سنتهاي تاريخ در قرآن

مقدمه:

قسمت بسيار مهمي از قرآن به صورت سرگذشت اقوام پيشين و داستانهاي گذشته گان و چگونگي جريان سنّت هاي الهي بر آنان بيان شده است. علّت حقيقي اين موضوع شايد در اين مطلب باشد كه تاريخ با زبان بي زبانيش نتايج قطعي و غيرقابل انكار مكتبها،‌ روش ها و برنامه هاي هر قوم و گروهي را بازگو مي كند. انسان با چشم خود در صفحات تاريخ،‌ شكست مرگباري را كه دامن يك قوم و ملّت را بر اثر اختلاف و پراكندگي مي گيرد مي بيند و همين گونه پيروزي درخشان قوم ديگر را در سايه اتحّاد و همبستگي. تاريخ آئينه است كه تمام قامت جوامع انساني را در خود منعكس مي سازد. زشتي ها،‌ زيبائي ها،‌ كاميابي ها،‌ ناكامي ها،‌ پيروزي ها و شكست ها و عوامل هريك از اين امور را. از اين رو حضرت علي عليه السلام در لابه لاي وصايايش به فرزند برومندش چنين مي فرمايد: "فرزندم!‌ من هرچند عمر پيشينيان را يكجا نداشته ام ولي در اعمال آنها نظر افكندم،‌ در اخبارشان انديشه نمودم و در آثارشان به سير و سياحت پرداختم؛‌ آنچنان كه گوئي همچون يكي از آنها شدم بلكه گوئي من به خاطر آنچه از تجربيات تاريخ آنان دريافته ام با اولين و آخرين آنها عمر كرده ام." در اين صفحات كه به طور قطع از اداي حق مطلب عاجزند،‌ ابتدا تعريفي از سنّت هاي الهي در طول تاريخ ارائه كرده و سپس با ترجمه تبديل و تحويل،‌ فقدان آن در سنن الهي را بيان و در ادامه برخي از سنّت هاي الهي را با توجه به آيات قرآن كريم ذكر كرده و توضيح مختصري بيان كرده ايم. 

تعريف سنّت:

در اين جهان در عالم تكوين و تشريع قوانين ثابت و لايتغيّري است كه قرآن از آنها به سنت هاي الهي تعبير نموده كه هرگز دگرگوني در آنها راه ندارد. اين قوانين همانگونه كه برگذشته حاكم بوده بر امروز و فردا نيز حاكم است. مجازات مستكبران بي ايمان هنگامي كه اندرزهاي الهي سود نبخشد،‌ همچنين ياري رهروان راه حق به هنگامي كه دست از تلاش مخلصانه برندارند؛‌ از اين سنت هاست و هر دو درگذشته و امروز تغييرناپذير بوده و هست.1 راغب نيز در مفردات كلمه سنّه را اين گونه تعريف نموده است: "فالسُّنَنُ: جمعُ سُنَّه الوجه: طريقتُه و سنّهُ النبّي:‌ طريقته التّي كان يَنظَّرها و سُنَّهُ الله تعالي: قد تقالُ لِطريقهٍ حكمتهِ و طريقهٍ طاعَتِهِ."2 بنابراين سنّت الهي راه جريان حكمه و روش طاعت خداست كه به صورت قوانيني ثابت مي باشد. علامه در الميزان معنائي مشابه ذكر نموده اند: "كلمه سنّت به معناي طريقه معمول و رايج است كه به طبع خود غالباً‌ يا دائماً جاري باشد." 3

عدم تبديل و تحويل در سنن الهي:

در ابتداي اين بحث معناي لغوي تبديل و تحويل را بيان كرده و سپس به نظرات مفسرين در زمينه اين دو كلمه مي پردازيم. التبّديل:‌تغييرُ الشّيءِ عن حالِه. بَدَّلته تبديلاً بمعني غيّرت صورته تغييراً‌ و أتيت بِبَدَلٍ4 التّحويل: تغيير الشّيء علي خلاف ما كان فيه.5 علامه طباطبائي رحمه الله عليه در ذيل آيه شريفه 43 سوره فاطر كه مي فرمايد: «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللهِ تبديلاً و لَن تجدَ لِسُنَّهِ الله تحويلاً.» آورده اند:‌ «تبديل سنّت خدا به اين است كه عذاب خدا را بردارند و به جايش عافيت و نعمت بگذارند و تحويل سنّت عبارت از اين است كه عذاب فلان قوم را كه مستحق آن مي باشند به سوي قومي ديگر برگردانند و سنّت خدا نه تبديل مي پذيرد و نه تحويل براي اينكه خداي تعالي بر صراط مستقيم است حكم او نه تبعيض دارد و نه استثناء»6 گروهي ديگر و از جمله نويسندگان تفسير نمونه درمورد اين دو كلمه با توجه بيشتر بر دو كلمه تحويل و تحوّل و فرق آن دو نظر ديگري ارائه مي دهند: "با توجه به ريشه اين دو واژه ظاهر اين است كه به دو معني مختلف اشاره مي كنند. تبديل آن است كه چيزي را به كلي عوض كنند يعني آن را بردارند و چيز ديگري جانشين آن نمايند ولي تحويل آن است كه همان موجود را از نظر كيفي يا كمّي دگرگون سازند. به اين ترتيب سنت هاي الهي نه به كلّي عوض مي شود ونه حتّي كم و زياد و ضعيف و شديد مي شود. از جمله اين كه خداوند درمورد گناهان و جرائم مشابه،‌ مجازاتهاي مشابهي از هر جهت قائل مي شود نه اينكه مجازاتي را براي گروهي قائل شود و گروه ديگر را معاف سازد و نه اينكه مجازات گروهي را كمتر و يا ضعيف تر كند و چنين است قانوني كه از ريشه ثابتي مايه گرفته كه نه تبديل در آن است ونه دگرگوني و تغيير."7 بنابر هر دو نظريه در سنّتهاي پروردگار حكيم تخلّفي راه ندارد برخلاف سنّت ها و قوانين انساني كه بنابر منافع و مصالحشان،‌ روزي سنّتي را وضع و فردا آن را حذف و حتّي ضدش را جايش مي نشانند و اين شايد به اين دليل است كه اصولاً‌ تغيير سنّت ها در جوامع انساني يا به خاطر مسائل مجهولي است كه با گذشت زمان آشكار مي شود و به انسان نشان مي دهد كه در گذشته گرفتار اشتباهاتي شده يا به خاطر اقتضاي منافع خاص و شرايط زندگي و يا به خودکامگی هاست و مي دانيم كه در ذات پاك الهي هيچكدام از اين وجوه تصوّر نمي شود.سنّتي را كه خالق يكتا براساس حكمتي وضع نموده در شرايط مشابه هميشه جريان داشته و خواهد داشت. 

ابعاد دگرگون سازي در قرآن:

نكته اي كه قبل از ورود به بحث سنت هاي تاريخي در قرآن بايد توجه داشت اين است كه كار دگرگون سازي و ايجاد تغيير بنيادي در جامعه دو جنبه و دو بعد دارد:‌ يكي خدائي كه عبارتست از بخش مربوطه به دين و شريعت و مكتب و عاملي است فوق تاريخ كه از ناحيه خداوند متعال بر پيامبرش فرود آمده و با همين نزول همه سنت ها و قوانين مادي گراي تاريخ را به روياروئي و مبارزه فراخوانده است چرا كه اين دين و مكتب از جو و فضائي كه در آن نازل شد،‌ از محيط و اجتماعي كه در آن قرار گرفت و از شخصي كه موّظف به تحمل رنجها و دشواري هاي تبليغ آن گرديد، بزرگتر و برتر و فراتر بود. بعد ديگر عبارتست از بخش مربوط به كوشش و تلاش بشري يك گروه از جامعه در برابر تلاش ها و كوشش هاي گروههاي ديگر كه سنت هاي تاريخ و قوانين و ضوابطي كه خداوند متعال براي تنظيم پديده ها و نمادهاي هستي در صحنه موسوم به تاريخ وضع كرده است،‌ حاكم بر اين بخش است و از همين روست كه مي بينيم قرآن كريم هنگامي كه سخن از جنبه دوم مي گويد و بعد دوم تغيير و تحول اجتماعي را مطرح مي كند،‌ سخن از افراد و اشخاص مي گويد نه از رسالت آسماني. سخن از آدمياني به ميان مي آورد كه با خصوصيت انساني و بشري محكوم همان قوانين هستند كه بر جوامع ديگر حاكم بوده است. 

اقسام سنن الهي:

سنّت هاي الهي كه به جوامع بشري اختصاص دارند را مي توان به دو قسم منقسم كرد:‌مطلق و مقيّد 

سنت هاي مطلق:

از ديدگاه اسلامي هدف از آفرينش انسان اين است كه او با افعال اختياري خودش به استكمال برسد،‌ از اين نظر گاه هدف نهائي تقرّب به خداي متعال است و هدف متوسط كسب رضاي او و عبوديت و بزرگي وي. خداي متعال براي اينكه انسان ها را به اين اهداف نزديك تر كند و وسايل تحقق آنها را فراهم سازد سنّتهاي مطلقي دارد كه اصيل ترين آنها دو سنت است:‌ يكي سنت هدايت به توسط انبياء و ديگري سنّت آزمايش. 1. سنّت هدايت توسط انبياء:‌ مطلق،‌ بي قيد و شرط و ابتدائي دانستن سنّت مذكور بدين سبب است كه فرستادن پيامبران معلول افعال و رفتار انسان ها نيست تا آنجا كه حتّي نخستين انساني كه آفريده شد يعني حضرت آدم عليه السلام خود پيامبر بود. از قرآن كريم استفاده مي شود كه هر امّتي پيامبري داشته است: "و لِكُلِّ أمَّهٍ رَسولٌ". (ترجمه: هر امّتي را پيامبري بود:‌ آيه 47 سوره يونس) از اين مطلب مسلّم كه هر امّتي حتماً پيامبري داشته است نمي توان نتيجه گرفت كه هر گروه يا مجتمع يا جامعه اي از انسان ها بي شك داراي پيامبري بوده است،‌ چرا كه امّت در اصطلاح قرآني اش بر هيچ يك از اصطلاحات ده،‌ روستا،‌ دهكده‌، شهر،‌ شهرستان،‌ استان،‌ ولايت،‌ ايالت‌، كشور،‌ قارّه و … انطباق دقيق و كاملي ندارد. مقتضاي سنّت هدايت توسط انبيا جز اين نيست كه در هر "أمّ القري" اي يعني مثلاً‌ در مركز هرچند آبادي پيامبري را مبعوث كند: "و ما كان ربّك مهلك القُري حتّي يبعث في أمّها رسولاً يتلوا عليهم آياتِنا" (ترجمه: پروردگارت نابودكننده قريه ها نبود تا اينكه در مركز آنها پيامبري برانگيزد كه آيه هاي ما را بر آنان بخواند: آيه 59 سوره قصص) يعني قري و جوامعي كه مشمول غضب و عذاب الهي واقع شدند تنها در مراكزشان پيامبراني مبعوث شده بودند نه در هر يك از آن قريه ها و جامعه ها. 2. سنّت آزمايش: براي تحقق اين سنّت همواره بايد خوشي ها و لذات و ناخوشي ها و آلامي وجود داشته باشد تا وسيله آزمايش انسانها گردد. انسانها موظفند كه از برخي خوشي ها صرفنظر كنند و بر پاره اي از ناخوشي ها صبر و شكيبائي ورزند و بدين ترتيب آزموده مي شوند:‌ برخي از آياتي كه از اين سنّت سخن مي گويند بدين قرار است: "و لنبلوّنكم بشيءٍ من الخوف و الجوع و نَقصٍ مِن الأموالِ و الأنفسِ و الثَّمراتً. (به يقين شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كاهش دارائي ها و جان ها و ميوه ها مي آزمائيم:‌آيه 155 سوره بقره) "و اعلموا أنّما أموالكم و أولادكم فتنهً" (اي مؤمنان بدانيد كه دارائي ها و فرزندانتان فقط وسيله آزمايشند:‌آيه 28 انفال) از بررسي مجموع آياتي كه پيرامون سنت آزمايش در قرآن آمده نتيجه مي گيريم كه اولاً‌: سنت آزمايش هم در امور و شئون فردي جريان دارد و هم در امور اجتماعي. ثانياً: هيچ فرد يا جامعه اي از آزموده شدن گزير و گريزي ندارد. ثالثاً: مسائل آزمايش عبارتند از: "خَيرات" مانند مال،‌ جان و فرزند و "سُرور" همچون كاهش يافتن اموال،‌ نفوس و ميوه ها،‌ تنگدستي،‌ سختي،‌ گرسنگي و ترس و بنابراين اين گونه امور خوب و بد بايد هميشه كم و بيش وجود داشته باشند و رابعاً:‌بر اثر آزمايش مؤمنان،‌ مجاهدان‌، صابران و صادقان از مدعيان دروغين ايمان‌، جهاد،‌ صبر و صدق متمايز و ممتاز مي شوند.8 از سنت آزمايش مي توان استفاده كرد كه اراده الهي بر اين قرار گرفته است كه در ميان افراد انساني تفاوت هائي اعم از تفاوت هاي طبيعي و خارج از دايره اراده انسانها و تفاوتهاي ارادي و حاصل افعال خود انسان ها وجود داشته باشد تا آدميان توسط يكديگر آزموده شوند. 

سنت هاي مقيد و مشروط:

پس از آن كه انبياء الهي پيام و دعوت خداي متعال را به گوش انسان ها رساندند و تا آنجا كه مقدور و میسرشان بود در هدايت آنان سعي كردند و نيز زمينه و وسايل آزمايش آدميان فراهم و مهيّا گشت مردم به اختيار خود راه حق و خير يا باطل و شر را در پيش مي گيرند. اين موضع گيريهاي خوب و بد مردم در قبال تعاليم و احكام الهي سبب روي نمودن يك سلسله از سنت هاي الهي ديگر مي شود كه از اين رو كه معلول رفتار مردم اند يا به تعبيري ديگر مقيّد و مشروط به كارهاي آنان اند،‌ سنت هاي مقيّد و مشروط ناميده مي شوند كه برخي از آنها عبارتند از:‌

1. عدم تغيير نعمت مگر به اراده خود قوم. خداوند متعال در سوره مباركه انفال آيه 54 چنين مي فرمايند:

"ذلك بأنّ اللهَ لَم يكُ مُغَيِّراً نعمهً أنَعَمها علي قومٍ حتّي يُغَيِّروا ما بِأنفسهم …" ترجمه: اين به خاطر آن است كه خداوند هيچ نعمتي را كه به گروهي داده تغيير نمي دهد جز آنكه آنها خودشان را تغيير دهند. فيض رحمت الهي بي كران و عمومي و همگاني است ولي به تناسب شايستگي ها و لياقتها به مردم مي رسد. در ابتدا خدا نعمتهاي مادي و معنوي خويش را شامل حال اقوام مي كند،‌ سپس چنانچه نعمتهاي الهي را وسيله اي براي تكامل خويش ساختند و از آن در مسير حق ياري جستند و شكر آن را به جا آوردند؛‌ نعمتش را پايدار و بلكه افزون مي سازد امّا هنگامي كه اين مواهب وسيله اي براي طغيان و سركشي و ظلم و بيدادگري و تبعيض و ناسپاسي و غرور و آلودگي گردد،‌ در اين هنگام نعمتها را مي گيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مي كند. بنابراين دگرگوني ها همواره از ناحيه خود انسان هاست وگرنه مواهب الهي زوال ناپذير است. 9 در حقيقت اين آيه برترين قانون حيات انسان ها را بيان مي كند و روشن مي سازد كه قرآن در زمينه حيات جوامع اصيل ترين و روشن ترين مكاتب است. بنابراين عامل سازنده تاريخ در زندگي انسان دگرگوني هائي است كه در روش و اخلاق و فكر و روح او به اراده خودش پيدا مي شود. بنابراين آنها كه معتقد به قضا و قدر جبري هستند و مي گويند همه حوادث به خواست اجباري خداوند است با آيه فوق محكوم مي شوند و همچنين جبر مادي كه انسان را بازيچه دست غرائز تغييرناپذير و اصل وراثت مي داند و يا جبر محيط كه او را محكوم چگونگي اوضاع اقتصادي و شرائط توليد مي داند از نظر مكتب اسلام و قرآن بي ارزش و نادرست است. انسان فرم سرنوشت و تاريخ خود را در دست دارد و اوست كه خود را گرفتار شكست و ذلّت مي سازد و تا با خودسازي،‌ خويشتن را عوض نكند تغييري در سرنوشتش پيدا نخواهد شد. علاوه بر اين آيه،‌ در آيه 11 سوره مباركه رعد نيز به اين مطلب تأكيد شده است.

2. نابودي قوم به دليل اخراج پيامبر:‌ در آيات 76 و 77 سوره مباركه إسراء مي خوانيم:‌

"و إن كادوا ليستفزّونك مِنَ الأرضِ ليُخرجوك منها و إذًا لا يلبثونَ خلافَك إلّا قليلاً. سُنَّهَ مَن قد أرسَلنا قبلك مِن رُسُلِنا و لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تحويلاً." ترجمه: نزديك بود آنها تو را از اين سرزمين با نيرنگ و توطئه ريشه كن و بيرون سازند امّا هرگاه چنين مي كردند بعد از تو جز مدت كمي باقي نمي ماندند،‌ اين سنت ما در پيامبراني است كه پيش از تو فرستاديم و هرگز براي سنت ما تغيير و دگرگوني نخواهي يافت. هلاك كردن مردمي كه پيغمبر خود را از بلاد خود بيرون كردند سنّت خداي سبحان است و اين آيه به اين معناست كه: ‌در اين صورت ايشان را هلاك خواهيم كرد به خاطر سنتي كه ما براي پيغمبران قبل از تو باب نموده و اجرا كرديم و تو هيچ تغيير و تبديلي براي سنّت ما نخواهي يافت.10 اين سنّت از يك منطق روشن سرچشمه مي گيرد و آن اينكه چنين قوم ناسپاسي كه چراغ هدايت را مي شكنند سنگر نجات خويش را ويران مي كنند و طبيب درهاي جانكاهشان را مي آزارند،‌ چنين قومي ديگر لايق رحمت الهي نيستند و مجازات آنان را فراخواهد گرفت زيرا كه خداوند تبعيض در ميان بندگانش قائل نيست. يعني در مقابل اعمال يكسان مجازات يكسان قائل مي شود.

3. فرمان حمله عمومي عليه توطئه گران بي شرم: قرآن كريم در سوره مباركه احزاب آيات 61 و 62 مي فرمايد:‌

"ملعونينَ أينما ثُقِفوا اُخذوا و قُتِّلوا تقتيلاً. سُنَّهً اللهَ في الذّين خلوا مِن قبل ولن تَجِد لسنّهً اللهِ تبديلاً." ترجمه: و از همه جا طرد مي شوند و هرجا يافت شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسيد. اين سنّت خداوند در اقوام پيشين است و براي سنت الهي هيچگونه تغييري نخواهي يافت. در صورتي كه خرابكاران به اعمال زشت و ننگين خود ادامه دهند دستور حمله عمومي و يورش به آنها صادر خواهد شد تا با يك حركت مردمي مؤمنان‌، همه ريشه كن شده و نتوانند در شهر بمانند. آيه ي 61 اشاره به اين مطلب دارد كه بعد از اين حمله عمومي در هيچ جا در امان نخواهد بود و آنها را با دقت‌، جستجو و پيدا مي كنند و سپس در آيه 62 مي افزايد كه اين دستور تازه اي نيست،‌ اين سنّتي الهي و هميشگي است كه در اقوام پيشين بوده است كه هرگاه گروههاي خرابكار بيشرمي و توطئه را از حد بگذارنند فرمان حمله عمومي به آنها صادر مي شود و اين سنت الهي هرگز دگرگون نخواهد شد.

4. پيروزي حق و نابودي باطل: سوره مباركه إسراء آيه 81:

"و قل جاءالحق و زهق الباطلُ إنّ الباطلَ كان زهوقاً." ترجمه:‌ و بگو حق فرا رسيد و باطل مضمحل شد و باطل نابود شدني است. در اين آيه به يك اصل كلي و اساسي ديگر و يك سنت جاودان الهي برخورد مي كنيم كه مايه دلگرمي همه پيروان حق است و آن اينكه سرانجام حق پيروز است و باطل به طور قطع نابود شدني است. باطل صولت و دولتي دارد،‌ رعد و برقي مي-زند ولي عمرش كوتاه است و سرانجام به دره نيستي سقوط مي كند و يا به گفته قرآن همچون كفهاي روي آب چشمكي مي زند و خاموش مي گردد و آب كه مايه حيات است مي ماند. (فأمّا الزَّبدُ فيذهَبُ جُفاءاً و أمّا ما ينفع النّاس فيمكثُ في الأرض،‌ سوره رعد آيه 18) دليل اين موضوع در باطن كلمه باطل نهفته شده زيرا چيزي است كه با قوانين عالم آفرينش هماهنگ نيست و سهمی از واقعيت و حقيقت ندارد و مسلماً‌ چيزي كه داراي اين صفات است نمي تواند براي مدّتي طولاني باقي بماند امّا حق عين واقعيت است توأم با راستي و درستي و داراي عمق و ريشه و هماهنگ با قوانين خلقت و چنين چيزي بايد باقي بماند.11

5. ظلم سبب ویرانی خانه ها: سوره مبارکه نمل آیه 52:

"فتلک بیوتُهم خاویهٌ بما ظلموا إنّ فی ذلک لآیهً لقومٍ یعلمونَ." ترجمه: این خانه های آنهاست که به خاطر ظلم و ستم شان خالی مانده و در این نشانه روشنی است برای کسانی که آگاهند. تأثیر ظلم در ویران کردن شهرها و جامعه ها با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. ظلم صاعقه مرگبار است. ظلم زلزله ویرانگراست و تاریخ بارها و بارها این حقیقت را اثبات کرده است که دنیا ممکن است با کفر ادامه یابد امّا با ظلم قابل دوام نیست. مرحوم طبرسی ذیل این آیه می نویسد: "و در این آیه دلالتی است بر اینکه ظلم موجب خرابی خانه ها می شود. از ابن عباس روایت شده که می گوید: من از قرآن به خوبی استفاده کردم که ظلم و ستم خانه ها را ویران می کند، سپس به آیه فوق استدلال کرد."12

6. پیروزی مؤمنان: سوره مبارکه فتح آیات 22 و 23:

"و لو قاتَلکم الذّین کَفَروا لَوَلَّوُا الادبارَ ثُمَّ لا یجدون وَلیّاً و لانصیراً سُنَّه الله الّتی قد حَلت من قبل و لن تَجِد لِسُنَّهِ اللهِ تبدیلاً." ترجمه: اگر کافران با شما پیکار می کردند به زودی فرار می نمودند سپس ولی و یاوری نمی یافتند. این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدّلی نخواهد بود. این یک قانون همیشگی الهی است که اگر مؤمنان در امر جهاد ضعف و سستی نشان ندهند و با قلبی پاک و نیّتی خالص به مبارزه با دشمنان برخیزند خدا آنها را پیروز می کند. ممکن است گاهی در این امر به منظور امتحان یا اهداف دیگری، دیر و زودی باشد امّا قطعاً پیروزی نهائی با آنهاست. امّا در مواردی همچون میدان احد که جمعی از فرمان پیامبر خدا سرپیچی کردند و نیّات خود را آلوده به عشق دنیا ساختند سرانجام شکست تلخی دامانشان را گرفت و بعداً نیز چنین است. این واقعیّت و سنّت الهی مایه تقویت روحیه مؤمنان و تضعیف روحیه دشمنان آنهاست که حتّی در شرایط نابرابر از نظر ظاهر اگر پیکاری رخ دهد پیروزی از آنِ مؤمنان خالص است.13

7. دادن نتیجه اعمال طالبین دنیا در دنیا: سوره مبارکه هود آیه 15:

"مَن کان یریدُ الحیوه الدّنیا و زینتها نُوَفَّ الیهم اعمالهم فیها و هم فیها لا یُبخَسون." ترجمه: کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را طالب باشند اعمالشان را در این جهان بی کم و کاست به آنها می دهیم. این آیه بیانگر این سنّت است که اعمال مثبت و مؤثّر، نتایج آن از بین نمی رود، با این تفاوت که اگر هدف اصلی رسیدن به زندگی مادّی این جهان باشد ثمره آن چیزی جز آن نخواهد بود و امّا اگر هدف خدا و جلب رضای او باشد هم در این جهان تأثیر خواهد بخشید و هم نتایج پرباری برای جهان دیگر خواهد داشت. در واقع قسم اول از این اعمال به بنای بی دوام و کوتاه عمری می ماند که تنها برای یک مدت موقّت ساخته و از آن استفاده می شود ولی بعد از آن ویران می گردد، امّا قسم دوم به بناهای محکم و شالوده واری شبیه است که قرن های متوالی برقرار می ماند و قابل استفاده است. بنابراین گفتگو ندارد که دنیا طلبان نتایج اعمال و تلاش های خود را خواهند گرفت و به پیروزی هائی نائل خواهند شد امّا از آنجا که هدفشان تنها زندگی است، اثر طبیعی این اعمال چیزی جز فراهم شدن امکانات مادی آنان نخواهد بود. حتی کارهای انسانی و مردمی آنها مانند تأسیس بیمارستان ها، درمانگاه ها، مراکز فرهنگی، کمک به برخی از ملت های فقیر و امثال آن اگر دامی برای استعمار و استثمار آنان نباشد، چون بهرحال تنها هدف مادی دارد و فاقد نیت خالص است، تنها اثر مادی و دنیائی خواهد داشت مانند کسانی که اعمال ریاکارانه هرچند با عناوین انسانی و عبادی انجام می دهند.

پی نوشت:
1. تفسیر نمونه، ج 18، ص 296
2. مفردات راغب اصفهانی، ص 429
3. تفسیرالمیزان، ج 16، ص 511
4. مجمع البحرین، ج 1، ص 165
5. همان منبع، ص 600
6. تفسیرالمیزان، ج 17، ص 83
7. تفسیر نمونه، ج 18، ص 297
8. ر.ک: سنت های تاریخ و فلسفه اجتماعی در مکتب قرآن، ص 78
9. جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص 434-427
10. تفسیر نمونه، ج 7، ص 207
11. تفسیرالمیزان، ج 13، ص 240
12. تفسیر نمونه، ج 12، ص 234
13. مجمع البیان، ج 7، ص 355
14. تفسیر نمونه، ج 22، ص 88

زيرنظر: استاد نوروز اكبري زادگان
نويسنده: يزدان رضواني
گروه تخصصي تفسير مركز آموزشهاي تخصصي حوزه علميه اصفهان

  دفعات نمایش : 102      تاریخ:  1386.6.17






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما