گستره جغرافیایی عدالت مهدوى
از روایاتی که درباره سیره امام مهدی(عج) در امر حکومت بیان شده، چنین برمیآید که در آن عصر، جهان با همه گستردگیاش در دایره حاکمیت عدل مهدوی قرار خواهد گرفت و حکومت اسلامی به منطقه خاصی محدود نخواهد شد. از مهمترین این روایات میتوان به روایت زیر اشاره کرد: «زمین را از قسط و عدل لبریز میکند، چنانکه از ظلم و جور آکنده شده باشد».[9]
در پارهای دیگر از روایات، تصریح شده که با ظهور امام مهدی(عج)، همه زمین زنده میشود و حیات دوباره مییابد. در حقیقت، جهان خسته از ستم که به پیکری بیجان تبدیل شده بود، با عدالت مهدوی حیات دوباره پیدا میکند و نشاط و سرزندگی مییابد.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه 17 سوره حدید که فرمود: «بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده میگرداند...»، میفرماید: «خداوند صاحب عزت و جلال، به دست قائم، زمین را پس از مردنش زنده میسازد».[10]
دامنه عدالت مهدوى
در آموزههای اسلامى، ظلم و ستم، مصداقهای فراوانی دارد و در آیات و روایات، این واژه به سه معنا بهکار رفته است:[11]
1. ظلم در معنای کفر و شرک به خدا؛[12]
2. ظلم به خدا (گناه و عصیان)؛[13]
3. ظلم به دیگران (ستم و تجاوز)؛[14]
چنانکه ظلم، مفاهیم و مصداقهای متعددی دارد، واژه مقابل آن، یعنی عدل نیز از نظر معنا گسترده است و حوزه وسیعی را دربرمیگیرد. به عبارت دیگر، براساس آموزههای اسلامى، عدالت تنها به زندگی اجتماعی انسانها و روابط آنها با یکدیگر محدود نمیشود، بلکه حوزه وسیع رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خود و رابطه انسان با دیگران را شامل میگردد.
از همین روست که میبینیم هرگاه از ظلمستیزی امام مهدی(ع) سخن به میان میآید، همه مظاهر ظلم مورد توجه قرار میگیرد و بر این امر تأکید میشود که حضرت با هرگونه انحراف اعتقادی و اخلاقی مبارزه میکند و رابطه انسان را با خود و خدای خود به عدالت بازمیگرداند.
عدالت درباره رابطه انسان با خدا
گرچه انسانها فطرتی خداجو دارند، گاه بر اثر تربیتهای نادرست و بسترهای نامناسب اجتماعى، انحراف در پرستش انسان راه پیدا میکند. در حکومت مهدی موعود(عج)، دین حق بهعنوان تنها راه سعادت بر همگان عرضه میشود.
برخی از روایات، قیام حضرت مهدی(ع) را بهعنوان قیامی تفسیر کردهاند که ظلم در مورد خداوند را از بین میبرد. ابوبصیر میگوید از امام صادق(ع) در مورد این سخن خدای تعالی در کتابش پرسیدم: «او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هرچه دین است، پیروز گرداند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.»[15] آن حضرت در پاسخ فرمود: «به خدا سوگند، هنوز تأویل این آیه نازل نشده است.» گفتم: فدایت شوم! چه زمانی نازل میشود؟ فرمود:
زمانی که به خواست خدا، قائم به پا خیزد. پس هنگامی که قائم قیام کند، هیچ کافر و مشرکی نمیماند، مگر اینکه از قیام او ناخشنود است. حتی اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی باشد، آن سنگ ندا میدهد که: ای مؤمن! کافر یا مشرکی در دل من است، او را بکش. سپس خدا او را آشکار میکند [و آن مؤمن] او را میکشد.[16]
از دیگر روایاتی که در آنها مصداق نخست ظلم بیان شده، روایتی است که از امام باقر(ع) در تفسیر این آیه بیان شده است: «همان کسی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و بهکارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند، فرجام همه کارها از آن خداست.»[17] آن حضرت در تفسیر این آیه فرمود:
این آیه درباره خاندان محمد(ص) تا آخرین امام نازل شده است. خداوند مشرقها و مغربهای زمین را در اختیار مهدی(ع) و یاران او قرار میدهد و دین را به دست او آشکار میسازد. خداوند به وسیله مهدی(ع) و یارانش همه مظاهر بدعت و باطل را میمیراند، چنانکه پیش از آن، نابخردان حق را میرانده بودند، به گونهای که ظلم در هیچ جا دیده نمیشود و امر به معروف و نهی از منکر میکنند.[18]
عدالت پدرباره رابطه انسان با خود
در جوامع مختلف بشرى، انسانها به علت ناآگاهیو عمل نادرست، استعدادهای الهی خود را از بین برده یا در مسیر نادرست بهکار گرفتهاند. در برخی از روایات بر این موضوع تأکید شده است که آن حضرت با هدف گسترش عدالت در جهان، با هرگونه فساد و تباهی و گناه و نافرمانی خداوند مبارزه میکند:
خداوند به وسیله مهدی(ع)، برای امت گشایش میآورد. او دلهای بندگان را با عبادت پر میکند و عدالتش را بر آنها دامنگستر میسازد. خداوند به وسیله او دروغ و دروغگویی را ریشهکن میکند و خوی درندگی و ستیزهجویی را از بین میبرد و طوق بردگی را از گردن شما برمیدارد.[19]
امیر مؤمنان علی(ع) نیز میفرماید:
او زمین را از عدل و قسط و نور و برهان پر میکند و طول و عرض جهان در برابر او تسلیم میشود. هیچ کافری نمیماند، مگر اینکه ایمان میآورد و هیچ نابکاری نمیماند، مگر اینکه به صلاح و پرهیزکاری میگراید. در دولت او درندگان نیز از درِ سازش با یکدیگر درمیآیند.[20]
در این روایت تصریح شده است که در زمان ظهور امام مهدی(ع)، عدالت بر جهان درون انسانها حاکم میگردد و همه به صلاح و رستگاری روی میآورند. بنابراین، در سایه عدالت مهدوى، فطرتها بیدار میشود و به دنبال پاسخگویی به ندای فطرت الهی خواهند بود. امام باقر(ع) میفرماید:
وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست خود را بر سر بندگان نهد و به سبب آن عقلهای ایشان را کامل کند و اخلاق ایشان را به تکامل رساند.[21]
عدالت درباره انسان با دیگران
در برخی دیگر از روایات آمده است که با اجرای عدالت مهدوى، همه روابط ظالمانه موجود در جوامع انسانی از میان برداشته میشود. امام رضا(ع) میفرماید:
خداوند به وسیله قائم، جهان را از هرگونه ناروایى، پاکیزه و از هرگونه ستم پیراسته میسازد. آنگاه که او قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن میشود، میزان عدل را در جهان برپا میسازد و هیچکس بر دیگری ستم روا نخواهد داشت. [22]
در سایه عدالت مهدوى، امر به معرف و نهی از منکر زنده میشود و مهدی(ع) و یاوران او پیش روی مردم در این فریضه الهی خواهند بود و با زنده شدن این ارزش، همه ارزشها جان میگیرد.[23] در حکومت حضرت مهدی(ع) جایی برای کینه و دشمنی باقی نمیماند[24] و با رشد تربیت و تکامل عقل، کینهها به محبت و دوستی تبدیل میشود.[25]
شاخصههای عدالت مهدوى
با ظهور امام مهدی(ع)، عدالت بر همه جنبههای زندگی انسانها حاکم میگردد و ساحتهای گوناگون اقتصادى، اجتماعى، فرهنگی و سیاسی را دربرمیگیرد.
در جهان امروز، ظلم و جور در همه ساحتها وجود دارد؛ ظلم سیاسى، قضایى، اجتماعى و... . گستردگی و تنوع ظلم در جهان، میطلبد عدالتی که میخواهد جای آن را بگیرد، عدالت در همه عرصهها باشد و حتی روابط فردی را در کوچکترین نهادهای اجتماع تحت تأثیر قرار دهد.
عدالت قضایى
اگر چه دادگستری برای گسترش عدل و داد تأسیس شده است، در همین مراکز، ستمهای فراوانی به انسانها میشود و حق افراد زیادی پایمال میگردد.
در زمان حکومت امام مهدی(ع)، عدالت به مراکز قضایى نفوذ پیدا میکند و قضاوت در میان مردم از هر خطایی پیراسته میشود. از جمله روایاتی که در این باره آمده، روایتی است که امام صادق(ع) شیوه قضاوت امام مهدی(ع) را به شیوه پیامبرانی مانند حضرت داوود(ع) که در تاریخ به قضاوت عادلانه مشهور هستند تشبیه میکند و میفرماید:
زمانی که قائم آل محمد(ص) به پا خیزد، در میان مردم به حکم داوود قضاوت خواهد کرد. او به شاهد نیازی نخواهد داشت؛ زیرا خدای تعالی امور را به او الهام میکند و او بر پایه دانش خود داوری میکند و هر قومی را به آنچه پنهان کردهاند، آگاه میسازد.[26]
در برخی دیگر از روایات آمده است که امام مهدی(ع) در قضاوت مانند امیرمؤمنان علی(ع) عمل میکند و بر گرفتنِ بیکم و کاست حقوق مردم اصرار دارد. حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، آن را از زیر دندان غاصب بیرون میکشد و به صاحب حق بازمیگرداند.[27] در زمان حکومت آن حضرت، آنچنان عدالت او همگانی میشود که مردگان آرزو میکنند به زندگی بازگردند و از برکات او بهرهمند شوند.[28]
براساس روایاتی که درباره عدالت امام مهدی(ع) آمده است، آن حضرت تعدادی از یاران خود را برمیگزیند و برای قضاوت به سراسر جهان میفرستد. ویژگی این گروه آن است که در بالاترین مراتب تقوا و پرهیزکاری قرار دارند و در ارتباط مستقیم با امام خود، حکم قضایایی را که در آنها شک دارند، دریافت میکنند. امام صادق(ع) میفرماید:
هنگامی که قائم قیام کند، در کشورهای روی زمین کسانی را برمیانگیزند؛ در هر سرزمین یک نفر و به او میگوید: فرمان تو در کف دست توست. هرگاه کاری برای تو پیش آمد که آن را نفهمیدی و ندانستی چگونه در آن حکم کنى، به کف دست خود بنگر و به آنچه در آن نوشته شده است، عمل کن.[29]
عدالت اقتصادى
یکی از معانی ظلم در جامعه امروز، نابرابری و شکاف طبقاتی در میان مردم است. آنچه میتواند به این امر خاتمه دهد و سایه فقر و محرومیت را از زندگی بشر بزداید، عدالت اقتصادى است.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «خداوند همه ثروتها را میان مردم تقسیم کرده و به هرکس حقش را داده است؛ کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهیدستان». سپس فرمود: «اگر عدالت برقرار شده بود، همه مردم بینیاز شده بودند».[30]
در روایات مربوط به عصر ظهور، به عدالت اقتصادى توجه فراوانی شده است. باید به این نکته اشاره کرد که در آن زمان، مردم افزون بر بینیازی ظاهری که بر اثر تقسیم عادلانه ثروت به دست میآید، از نظر روحی و باطنی نیز به بینیازی میرسند. به عبارت دیگر، ارزشهای بشر و برخورداری او از دنیا رنگ الهی به خود میگیرد. پیامبر اعظم(ص) در این باره میفرماید:
زمانی که مهدی(ع) قیام کند، خداوند بینیازی را در قلوب بندگان میافکند، تا آن حد که مهدی(ع) میگوید: چه کسی مال میخواهد؟ به جز یک تن کسی برای گرفتن مال نمیآید. او میگوید: من میخواهم. آنگاه حضرت به او میگوید: بردار. او هم مقداری مال برمیدارد و بر پشت خود حمل میکند و راه میافتد تا آنکه به آخر جمعیت میرسد. آنجا با خود میگوید من از همه اینها حریصتر بودم. سپس بازمیگردد و مال را به حضرت بازمیگرداند و میگوید من نیازی به این مال ندارم.[31]
شاخصههای عدالت اقتصادى
اصل مساوات
اجرای اصل مساوات در زمان امام مهدی(ع) در روایات فراوانی مطرح شده است.[32] رسول خدا(ص) میفرماید:
قائم، زمین را از قسط و عدل پر میکند، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. ساکنان آسمان و زمین از او راضی میشوند. او مال را بهطور صحاح تقسیم میکند». مردی پرسید: صحاح چیست؟ حضرت فرمود: «مساوات بین مردم».[33]
از امام باقر(ع) روایت شده است:
هنگامی که قائم اهلبیت قیام کند، بیت المال را به گونهای یکسان در میان مردم، قسمت و به عدالت رفتار میکند. ثروتهای روی زمین (مانند خمس و زکات) و ثروتهای زیر زمین (مانند گنجها و معادن) نزد آن حضرت گرد میآید. آنگاه حضرت به مردم خطاب میکند: بیایید و بگیرید آنچه را برایش خویشاوندی را قطع میکردید و به خونریزی و گناهان دست میزدید. او چنان اموال را میبخشد که کسی پیش از او چنان نکرده است.[34]
عُمران و آبادانی زمین
ایجاد مساوات در جامعه، به رشد و توسعه ثروت و امکانات نیاز دارد که این امر در زمان حکومت مهدی موعود (ع) در پناه عمران و آبادانی زمین پدیدار خواهد شد. پیامبر اعظم(ص) فرمود:
امت من در زمان مهدی(ع) از نعمتهای بسیاری برخوردار خواهند شد، بهطوری که از مثل آن برخوردار نشده بودند. خداوند باران فراوان بر آنها میفرستد و زمین گیاهش را دریغ نمیکند.[35]
در برخی دیگر از روایات نیز تصریح شده است که زمین گنجهای خود را آشکار میسازد و برکات خود را بیرون میریزد.[36] عمران و آبادانی زمین و مساوات در جامعه مهدوی به گونهای برقرار میشود که صاحبان زکات و حقوق واجب و مستحب، کسی را نمییابند تا به او زکات یا صدقه بدهند.[37]
زمانی میتوان به اهمیت عمران و آبادانی در حکومت مهدوی پی برد که از میزان ویرانیها پیش از ظهور ایشان آگاه شویم؛ زیرا زمینی که گرفتار جنگ و ویرانی و طمع برخی زیادهخواهان شده است، نیازمند عمران حکومت مهدوی است.
عدالت فرهنگى
یکی از شاخصههای مهم عدالت مهدوى، فراهم شدن امکان رشد و اعتلای فرهنگی و آموزشی برای همه مردم، بدون در نظر گرفتن جنس، طبقه یا نژاد است. در نظام عادلانه مهدوى، نادانی و بیسوادی بهطور کلی از بین میرود و همه انسانها به مقتضای توانایی خود، از بالاترین حد دانش برخوردار میشوند. از امام باقر(ع) روایت شده است:
هنگامی که قائم ما به پا خیزد، دستش را بر سر بندگان میگذارد و بدین وسیله عقول افزایش مییابد و خردهای آنها به کمال میرسد.[38]
در این نظام عدلگستر، با توجه به اینکه دانش رشد فزایندهای دارد، افرادی که در جوامع گوناگون از این موهبت محروم بودهاند، میتوانند مانند همگان بهرهفراوانی از علم ببرند. برای نمونه، زنان که در برخی جوامع در عرصه فرهنگ مورد بیمهری قرار گرفتهاند، به جایگاه والایی از دانش میرسند:
در دوران او، شما از حکمت برخوردار میشوید، تا آنجا که زن در خانه خود، برابر کتاب خدا و روش پیامبر اعظم(ص) قضاوت میکند.[39]
برخی با توجه به این روایت، استدلال کردهاند که زنان به حدی از رشد فرهنگی و علمی میرسند که در خانه خود و براساس استنباط شخصی خود به ادای تکالیف شرعی میپردازند، همانگونه که مجتهدان چنین میکنند.[40]
در جامعه مهدوى، عدالت اقتصادى میتواند زمینهساز عدالت فرهنگى باشد، ولی عدالت فرهنگى در جایگاه بالاتری قرار دارد و اقتصاد و ثروت، رنگ حکمت و فرهنگ به خود میگیرد.
گلبرگ :: تیر و مرداد 1388 - شماره 111
طیبه چراغى |