مژده به ظهور امام مهدى(ع) از همان سالهاى آغازين ظهور اسلام آغاز شد و پيامبر گرامى اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتى كه پيش مىآمد مردم را به ظهور عدالتگستر موعود در آخرالزمان بشارت مىدادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغيبت، ويژگيهاى ظاهرى، نشانههاى ظهور، شاخصههاى قيام رهايىبخش و مؤلفههاى حكومت جهانى آن حضرت آگاه مىساختند. تا آنجا كه امروز ما با صدها روايت كه از طريق شيعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجههايم.1 اين سير پس از رحلت نبى مكرم اسلام(ص) در ميان اهل بيت طاهرين او(ع) استمرار يافت و هر يك از ايشان نيز در عصر خود تلاش كردند كه باور مهدوى و فرهنگ انتظار را در ميان امت اسلامى زنده و پويا نگهدارند و بدين طريق پيروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهاى گوناگونى كه از سوى حاكمان جور بر آنها روا داشته مىشد، صبر و پايدارى بخشند. حركت رو به گسترش معارف مهدوى در زمان امام باقر و امام صادق(ع) به اوج خود رسيد و آن دو امام بزرگوار ضمن تبيين، تشريح، پالايش و پيرايش آموزههاى اسلامى در زمينههاى مختلف اعتقادى، اخلاقى و فقهى و تحكيم پايههاى ايمانى پيروان خود، تلاش فراوانى براى توسعه و تعميق انديشه مهدوى و فرهنگ انتظار در ميان شيعيان نمودند و با به جا گذاردن صدها روايت در اين زمينه، اين انديشه و فرهنگ را تازگى و طراوت بيشترى بخشيدند.2 پس از اين دو امام و پيش از امام حسن عسكرى(ع) امامى كه بيش از همه بر مواريث شيعى در زمينه باور مهدوى و فرهنگ انتظار افزود و گنجينههاى گرانبهايى براى امت اسلام به يادگار گذاشت امام رضا(ع) است. براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(ع)3 و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحاديث الإمام المهدى(ع)4 افزون بر 30 روايت از امام رضا(ع) در زمينه باور مهدوى و فرهنگ انتظار نقل شده كه هر يك از آنها ما را با بعدى از ابعاد بيكران شخصيت امام مهدى(ع) و قيام رهايىبخش و عدالتگستر آن حضرت آگاه مىسازد.
1. خالى نبودن زمين از حجتهاى الهى امام رضا(ع) در مواضع متعددى با تأكيد بر اينكه زمين هيچگاه از حجت الهى و امام به حق خالى نمىماند به طور غير مستقيم موضوع امامت را تثبيت مىكردند. از جمله آن حضرت در پاسخ »سليمان الجعفرى« يا »سليمان بن جعفر الحميرى« كه مىپرسد: تخلو الأرض من حجةاللَّه؟ آيا زمين از حجت خدا خالى مىماند؟ مىفرمايد: لوخلت الأرض طرفة عين من حجة لساخت بأهلها.5 اگر زمين [به اندازه] يك چشم برهم زدن از حجت خالى بماند، ساكنانش را در خود مىبرد. مضمون اين روايت از سوى تعدادى ديگر از راويان با تغييرات جزيى در عبارت، نقل شده است.6 براساس اين روايت تا آستانه قيامت زمين از امامى كه حجت خداست خالى نخواهد ماند، هر چند كه در مقاطعى از تاريخ اين حجت الهى بنابر ضرورتهايى در غيبت به سر برد.
2. نام و نسب امام مهدى(ع) با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگيرى از حيرت و سرگردانى شيعه در شناسايى منجى موعود، امام رضا(ع) در احاديث متعددى، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرينش تا رسول گرامى اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ايشان به معرفى سلسله نسب آن امام مىپرداختند. از جمله در يكى از روايتهايى كه امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(ص) نقل مىكنند، چنين آمده است: أنا سيّد من خلق اللَّه، عزّوجلّ، وأنا خير من جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و حملة العرش و جميع ملائكة اللَّه المقربين و أنبياءاللَّه المرسلين، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشريف و أنا و علىّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللَّه عزّوجلّ و من أنكرنا فقد أنكر اللَّه، عزّوجلّ، و من علىّ سبطا أمّتى و سيداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسين و من ولد الحسين تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتى و معصيتهم معصيتى، تاسعهم قائمهم و مهديّهم.7 من سرور آفريدههاى خداى عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پيامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شريف [ كوثر ] هستم. من و على دو پدر اين امتيم؛ هر كس كه ما را شناخت خداى عزّوجلّ را شناخته است و هر كه ما را انكار كند، خداى عزّوجلّ را منكر شده است. دو سبط اين امت و دو سيد جوانان اهل بهشت، حسن و حسين، از [ فرزندان ] علىاند و از نسل حسين نه امامند كه پيروى از آنان پيروى از من و نافرمانى از آنها نافرمانى از من است. نهمين نفر از اين امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدى آنان است. آن حضرت در روايت ديگرى مىفرمايد: الخلف الصالح من ولد أبى محمد الحسن بن على و هو صاحب الزمان و هوالمهدى.8 آن جانشين صالح از فرزان ابومحمد حسن بن على است و او صاحب الزمان و مهدى است. در روايت ديگرى امام رضا(ع) پس از آنكه »دعبل« در پيشگاه آن حضرت قصيده معروف خود را در وصف اهل بيت مىخواند و در آن از قيام آخرين امام ياد مىكند، مىفرمايد: يا دعبل الإمام بعدى محمد ابنى و بعد محمد ابنه علىّ و بعد على ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فى غيبته، المطاع فى ظهوره لولم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللَّه عزّوجلّ ذلك اليوم حتّى يخرج فيملاء الأرض عدلاً كما ملئت جوراً.9 اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش على و پس از على فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو كه در غيبتش انتظار كشيده مىشود و در ظهورش اطاعت مىگردد. اگر از [ عمر ] دنيا يك روز بيشتر باقى نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانى مىكند تا او قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند همچنانكه از جور و ستم پر شده بود. در اين زمينه احاديث ديگرى نيز از آن حضرت نقل شده كه در اين مجال فرصت پرداختن به همه آنها نيست.10
3. صفات و ويژگيهاى امام مهدى(ع) امام هشتم شيعيان(ع) در موارد متعددى به توصيف ويژگيهاى ظاهرى و جسمى امام مهدى(ع) پرداختهاند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند. از جمله آن حضرت در پاسخ »ريان بن صلت« كه مىپرسد: أنت صاحب هذا الأمر؟ آيا صاحب اين امر [ حكومت اهل بيت(ع) ] شماييد؟ مىفرمايد: أنا صاحب هذا الأمر ولكنّى لست بالذى أملؤها عدلاً كما ملئت جوراً، و كيف أكون ذلك على ماترى من ضعف بدنى و إنّ القائم هوالذى إذا خرج كان من سنّ الشيوخ و منظر الشبّان، قويّاً فى بدنه حتّى لومدّ يده إلى أعظم شجرة على وجه الأرض لقلعها ولو صاح بين الجبال لتدكدكت صخورها يكون معه عصا موسى و خاتم سليمان عليهماالسلام، ذاك الرابع من ولدى يغيّبه اللَّه فى ستره ما شاء، ثم يظهره فيملوء [به] الأرض قسطاً و عدلاً. كما ملئت جوراً و ظلماً.11 من صاحب اين امر هستم، اما آنكه زمين را پر از عدل مىكند همچنانكه پر از جور شده بود، من نيستم. و چگونه من با اين ناتوانى جسمى كه مىبينى مىتوانم او باشم. به درستى كه قائم كسى است كه به هنگام قيامش در سن پيرمردان و با چهره جوانان ظاهر مىشود. او از چنان قوت بدنى برخوردار است كه اگر دستش را به سمت بزرگترين درختى كه بر روى وجود دارد دراز كند آن را از ريشه برمىكند و اگر در بين كوهها فرياد كشد، صخرهها متلاشى مىشوند. عصاى موسى و خاتم سليمان، كه بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمين فرزند من است. خداوند او را تا زمانى كه بخواهد در پوشش خود غايب مىسازد، سپس او را آشكار مىسازد تا زمين را به وسيله او از قسط و عدل آكنده سازد آنچنانكه [ پيش از آن ] از جور و ستم پر شده بود. همچنين آن حضرت در پاسخ »ابى صلت هروى« كه مىپرسد: ما علامات القائم منكم إذا خرج؟ نشانههاى قائم شما به هنگام ظهور چيست؟ مىفرمايد: علامته أن يكون شيخ السنّ، شاب المنظر، حتّى أنّ الناظر إليه ليحسبه ابن أربعين سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لايهرم بمرور الأيّام والليالى، حتّى يأيته أجله.12 نشانه او اين است كه سن پيران و چهره جوانان دارد، تا آنجا كه وقتى كسى او را مشاهده مىكند گمان مىبرد كه چهل سال يا كمتر سن دارد. به درستى كه از نشانههاى او اين است كه گذر شب و روز او را پير و سالخورده نمىسازد تا زمانى كه اجل او فرا رسد. آن حضرت در روايت ديگرى به توصيف جمال نورانى امام دوازدهم پرداخته، مىفرمايد: بأبى و أمّى سمىّ جدّى، صلىاللَّه عليه و آله، و شبيهى و شبيه موسى بن عمران، عليهالسلام، عليه جيوب النور يتوقّد من شعاع ضياء القدس.13 پدر و مادرم به فداى او كه همنام جدّم، شبيه من و شبيه موسى بن عمران است. بر او نوارهاى نورانى است كه از پرتو نور قدس روشنايى مىگيرد.
4. غيبت و نهان زيستى امام مهدى(ع) امام رضا(ع) نيز چون ديگر اجداد طاهرينش موضوع غيبت آخرين حجت حق را پيشبينى و شيعيان را براى برخورد با اين پديده آماده نموده است. در يكى از رواياتى كه »حسن بن على بن فضال« از آن حضرت نقل كرده، در اين زمينه چنين مىخوانيم: كأنّى بالشيعة عند فقدهم الثالث من ولدى كالنعم يطلبون المرعى فلا يجدونه. قلت له: ولم ذاك يا ابن رسولاللَّه؟ قال: لأنّ إمامهم يغيب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ يكون لأحد فى عنقه بيعة إذا قام بالسيف.14 گويا شيعيان را مىبينم كه به هنگام فقدان سومين فرزند من،15 مانند گوسفندانى كه به دنبال چوپان خود مىگردند سرگردانند و او را نمىيابند. گفتم: چرا اينگونه است، اى پسر رسول خدا؟ فرمود: زيرا امامشان از آنها غايب شده است. پرسيدم: چرا؟ فرمود: براى اينكه به هنگام قيامش با شمشير، بيعت هيچكس بر گردنش نباشد. آن حضرت در روايت ديگرى به نقل از رسول گرامى اسلام(ص) مىفرمايند: بأبى ابن خيرة الإماء ابن النوبيّة الطيّبة الفم، المنتجبة الرحم... و هوالطريد الشريد الموتور بأبيه و جدّه، صاحب الغيبة يقال مات أوهلك، أىّ واد سلك؟16 پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان، فرزند آن [ كنيز ] اهل نوبه17 كه دهانى خوشبو و رحمى نيكنژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بىخانمان و كسى است كه انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غيبت است. گفته مىشود: او مرده يا هلاك شده است، در چه سرزمينى سير مىكند؟ همچنين امام هشتم شيعيان(ع) در زمينه غيبت آخرين امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اكرم(ص) چنين روايت مىكند: والذى بعثنى بالحقّ بشيراً ليغيبنّ القائم من ولدى بعهد معهود إليه منّى حتّى يقول أكثر الناس: ما للَّه فى آل محمد حاجة، و يشكّ آخرون فى ولادته. فمن أدرك زمانه فليتمسّك بدينه ولا يجعل للشيطان إليه سبيلاً بشكّه فيزيله عن ملّتى و يخرجه عن دينى، فقد أخرج أبويكم من الجنّة من قبل، و إنّ اللَّه عزّوجلّ جعل الشياطين أولياء الذين لايؤمنون.18 سوگند به آنكه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزيد، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پيمانى كه ازجانب من برعهده اوست، از ديدهها پنهان مىشود تا آنجا كه بيشتر مردم مىگويند: خدا نيازى به خاندان محمد ندارد. و گروهى ديگر در ولادت او شك مىكنند. پس هر كس زمان او را دريابد بايستى به دين او درآويزد و به واسطه شك خود براى شيطان راهى به سوى خود باز نسازد، تا شيطان او را از آئين من زائل و از دين من بيرون نكند. همچنانكه پيش از اين پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد. به درستى كه خداوند عزّوجلّ شيطان را سرپرست (ولىّ) كسانى كه ايمان ندارند، قرار داده است.
5. فضيلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدى(ع) موضوع ديگرى كه در زمينه باور مهدوى در كلام امام رضا(ع) يافت مىشود، موضوع »انتظار فرج« يا چشم به راه گشايش بودن است. آن حضرت در روايات متعددى به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره كردهاند. از جمله در روايتى خطاب به »حسن بن جهم« كه از ايشان در مورد »فرج« مىپرسد، مىفرمايد: أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدرى إلاّ أن تعلّمنى. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.19 آيا مىدانى كه انتظار فرج [ جزيى ] از فرج است؟ گفتم: نمىدانم مگر اينكه شما به من بياموزيد. فرمود: آرى انتظار فرج، جزيى از فرج است. در روايت ديگرى نيز مىفرمايد: ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: »و ارتقبوا إنّى معكم رقيب«20 »وانتظروا إنّى معكم من المنتظرين«21 فعليكم بالصبر إنّما يجىء الفرج على اليأس و قدكان الذين من قبلكم أصبر منكم...22. چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا [ شعيب ] را نشنيدى كه فرمود: »و انتظار بريد كه من [ هم ] با شما منتظرم« و »پس منتظر باشيد كه من [هم] با شما از منتظرانم«، بر شما باد به صبر و بردبارى؛ چرا گشايش بعد از نااميدى فرا مىرسد و به تحقيق كسانى كه پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند. و بالاخره در روايت بسيار زيبايى فضيلت انتظار را اينگونه بيان مىكنند: ... أما يرضى أحدكم أن يكون فى بيته ينفق على عياله ينتظر أمرنا فإن أدركه كان كمن شهد مع رسول اللَّه، صلىاللَّه عليه و آله، بدراً، و إن لم يدركه كان كمن كان مع قائمنا فى فسطاطه...23. ... آيا هيچيك از شما خوش ندارد كه در خانه خود بماند، نفقه خانوادهاش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالى از دنيا برود مانند كسى است كه به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند كسى است كه به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.
6. ظهور امام مهدى(ع) موضوع ديگرى كه در روايات رضوى به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدى و آثار و پيامدهاى آن است. از جمله در روايتى كه »حسين بن خالد« آن را نقل مىكند آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه: يا ابن رسول اللَّه و من القائم منكم أهل البيت؟ اى فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بيت كيست؟ مىفرمايد: قال الرابع من ولدى ابن سيّدة الإماء، يطهّر اللَّه به الأرض من كلّ جور و يقدّسها من كلّ ظلم، [و هو] الذى يشكّ الناس فى ولادته و هو صاحب الغيبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع ميزان العدل بين الناس فلايظلم أحد أحداً، و هوالذى تطوى له الأرض ولايكون له ظلّ و هوالذى ينادى مناد من السماء يسمعه جميع أهل الأرض بالدّعاء إليه يقول: ألا إنّ حجةاللَّه قد ظهر عند بيتاللَّه فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فيه و هو قول اللَّه عزّوجلّ: »إن نشأ ننزّل عليهم من السماء آية فظلّت أعناقهم لها خاضعين«25.24 چهارمين از فرزندان من، فرزند سرور كنيزان، كسى است كه خداوند به واسطه وى زمين را از هر ستمى پاك و از هر ظلمى پيراسته مىسازد و او كسى است كه مردم در ولادتش شك مىكنند و او كسى است كه پيش از خروجش غيبت مىكند و آنگاه كه خروج كند زمين به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در ميان مردم ميزان عدالت را برقرار كند و هيچكس به ديگرى ستم نكند واو كسى است كه زمين براى او درهم پيچيده مىشود و سايهاى براى او نباشد و او كسى است كه از آسمان ندا كنندهاى او را به نام ندا كند و به وى دعوت نمايد به گونهاى كه همه اهل زمين آن ندا را بشنوند، مىگويد: »آگاه باشيد كه حجت خدا در كنار خانه خدا ظهور كرده است پس او را پيروى كنيد كه حق با او و در اوست« و اين همان سخن خداى تعالى است كه فرمود: »اگر بخواهيم از آسمان برايشان آيتى نازل مىكنيم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند«.
7. دعا به امام مهدى(ع) ميان امام رضا(ع) و امام مهدى(ع) آنچنان پيوند قلبى وجود داشته كه آن حضرت از سالها پيش از تولد نسل چهارم خود با بيانهاى متعدد و متفاوت او را دعا كرده و نصرت و ياريش را از خداوند طلب كرده است. در يكى از اين دعاها چنين مىخوانيم: أللّهمّ أصلح عبدك و خليفتك بما أصلحت به أنبيائك و رسلك و حفّه بملائكتك و أيّده بروح القدس من عندك و اسلكه من بين يديه و من خلفه رصداً يحفظونه من كلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمناً يعبدك لايشرك بك شيئاً ولاتجعل لأحد من خلقك على وليّك سلطاناً وائذن له فى جهاد عدوّك و عدوّه واجعلنى من أنصاره إنّك على كلّ شىء قدير.26 خداوندا! [امور] بنده و جانشينات را اصلاح كن، آنچنانكه [امور] پيامبران و رسولات را اصلاح كردى؛ او را با فرشتگانت دربر گير و با روحالقدس از جانب خودت يارى كن؛ در پشت سر و پيش روى نگهبانانى قرار ده كه او را از بدى درامان دارند؛ بيم و نگرانى او را تبديل به امنيت و آرامش كن تا تنها تو را بپرستد و كسى را براى تو شريك نگيرد؛ هيچيك از آفريدگانت را بر ولىّات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا كن و مرا از ياران او قرار ده؛ چرا كه تو بر همه چيز توانايى.
پىنوشتها: 1 . ر.ك: مؤسسة المعارف الإسلامية، معجم أحاديث الإمام المهدى عليهالسلام، ج1 و 2. در اين كتاب 560 حديث كه از طريق شيعه و اهل سنت از پيامبر گرامى اسلام(ص) نقل شده جمعآورى شده است كه البته اين رقم بدون احتساب احاديث مشابه است. 2 . ر.ك: همان، ج 3و4. مجموعه رواياتى كه در اين كتاب از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احاديث مشابه، افزون بر 450 روايت است. 3 . ر.ك: عزيزاللَّه العطاردى الخبوشانى، مسند الإمام الرضا(ع)، ج1، ص216-228. 4 . ر.ك: معجم أحاديث الإمام المهدى، عليهالسلام، ج4، ص153-179. 5 . ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمى، بصائر الدرجات، ص489، ح8. 6 . ر.ك: همان، ص 488-489، ح4، 6 و 7؛ محمدبن يعقوب الكلينى، الكافى، ج1، ص179، ح11؛ محمدبن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج1، ص272، ح1. 7 . محمد بن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، كمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص261؛ عزيز اللَّه العطاردى، همان، ص221، ح385. 8 . محمدباقر المجلسى، بحارالانوار، ج51 ص43، ح31. 9 . ر.ك: عزيزاللَّه العطاردى، همان، ص220، ح384، ص221، ح386. 10. محمد بن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، همان، ج2، ص372. 11. همان، ص376، ح7. 12. همان، ص652، ح12. 13. همان، ص370. 14. همان، ص480، ح4. 15. ظاهراً در اينجا از سوى راوى يا كسانى كه از او نقل كردهاند اشتباهى رخ داده است؛ چرا كه امام مهدى(ع) چهارمين فرزند امام رضا(ع) محسوب مىشود نه سومين فرزند. 16. محمد بن يعقوب الكلينى، همان، ج1، ص322-323، ح14؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج50، 21، ح7. 17. »نوبه« ولايتى از بلاد سودان از اقليم اول، به جنوبى مصر بر كنار رود نيل... هم اكنون نيمى از سرزمين نوبه جزو مملكت مصر و نيم ديگر جزو سودان است (على اكبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20157-20158). مراد از كنيز اهل نوبه (نوبيّه) مادر امام جواد(ع) است. 18. محمدبن على بن الحسين (شيخ صدوق)، همان، ج1، ص51. 19. ابو جعفر محمدبن الحسن (شيخ طوسى)، كتاب الغيبة، ص276؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج52، ص130، ح29 20. سوره هود(11)، آيه 93. 21. سوره اعراف(7)، آيه 71. 22. عبداللَّه بن جعفر الحميرى، قربالاسناد، ص224، به نقل از: عزيزاللَّه العطاردى، همان، ص217، ح373. 23. محمدبن يعقوب الكلينى، همان، ج4، ص260، ح34. 24. سوره شعرا(26)، آيه 4. 25. محمدبن على بن الحسين (شيخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5. 26. ابوجعفر محمدبن الحسن (شيخ طوسى)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحاديث الإمام المهدى(ع)، ح4، ص171. ابراهيم شفيعىسروستانى موعود شماره چهل و هفتم |