گفتم كه روی ماهت از ما چرا نهان است؟ گفتا: تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت؟ گفتا: نشان چه پرسی، آن كوی بی نشان است |
زمانی میتوانیم معنای انتظار و حقیقت آن را درك كنیم كه بدانیم و لمس كنیم امام زمان (عج) را برای چه میخواهیم قبل از اینكه معرفتبه مهدی موعود پیدا كنیم، یك پیش فرض لازم و ضروری است و آن این است كه او را برای چه میخواهیم و اصلا چه ضرورتی به وجود او میباشد . در واقع تا نسبتبه این مساله تشنه نشویم، به حقایق آن دسترسی نخواهیم داشت . مادامی كه این عطش انتظار و این احساس نیاز و به تعبیر زیبای معصومین، علیهم السلام اضطرار و افتقار به حجت و امام عصر (عج) شكل نگیرد، به دنبال حضرتش نخواهیم رفت و د رانتظار ظهورش حركتی نخواهیم داشت كه: آب كم جو، تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست از این رو مناسب است نگاهی دوباره به مقوله انتظار داشته باشیم . ما در این بازخوانی مروری خواهیم داشتبر عناوین زیر:
- 1- حقیقت انتظار
- 2- ضرورت انتظار
- 3- ابعاد انتظار
- 4- ریشههای انتظار
- 5- آداب انتظار
- 6- آثار انتظار
- 7- پایان انتظار
1- حقیقت انتظار اگر مفاهیم صحیح واقعی واژهها درك شود، اشتباهات و سوء تفاهماتی كه در شناخت مذهب و اهداف آن برای عدهای پیش آمده یا میآید، مرتفع و اهداف واقعی مكتب، روشن میشود . از جمله مفاهیمی كه برداشتهای مختلفی از آن شده، انتظار ظهور و فرج مهدی موعود (عج) است . به همین خاطر شایسته استبا كمی تامل و درنگ، در این زمینه، كنكاشی داشته باشیم . انتظار از نظر ریشهی لغوی، (2) به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن و نوعی امید داشتن به آینده، تعبیر شده است . آن چه با مراجعه به كتب لغوی معلوم میشود، این است كه انتظار یك حالت روانی به همراه درنگ و تامل است . اما از این معنا میتوان دو نوع برداشت كرد . یكی اینكه، این حالت روانی و چشم به راهی، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا بكشاند و منتظر، دست روی دستبگذارد، وضعیت فعلی را تحمل كند و به امید آیندهی مطلوب، فقط انتظار بكشد . برداشت دیگر، این است كه این چشم به راهی و انتظار باعثحركت، پویایی و اقدام و عامل عمل و آمادگی وسیعتر گردد . اینك سؤال این است كه كدام یك از این دو معنا، مراد و مقصود بزرگان و رهبران دینی است؟ با مراجعه به متون روایی، مشاهده میشود كه معصومین علیهم السلام خیلی روشن و صریح با ارایهی تصویری مناسب از انتظار، روی برداشت اول، خط بطلان كشیده و برای اینكه هرگز آن معنا به ذهن مخاطب خطور نكند، به قسمت مهم و اساسی مفهوم انتظار اشاره كردهاند كه انتظار، عمل است، آن هم افضل و بزرگترین اعمال (3) یا عبادت است، آن هم محبوبترین عبادت و عمل . (4) اساسا این یك قاعدهی عقلی و منطقی است; آن كس كه وضعیت موجود را نمیپذیرد و تحمل نمیكند، در انتظار گشایش است: من انتظر امرا تهیا له . بنابراین، بعضی كه انتظار را خاموشی و گوشهگیری و اعتزال و مذهب احتراز (5) معرفی كردهاند و بدین وسیله، آن را مورد هجوم قرار دادهاند، به خطا رفتهاند; چون حقیقت انتظار را درك نكردهاند و تیری در تاریكی انداختهاند . كما اینكه آنها كه انتظار را مذهب اعتراض (6) معرفی كردهاند، آن هم اعتراضی كه از سقیفه و از زبان علی علیه السلام آغاز شد، به بیراهه رفتهاند . در برابر این نگاه، دو پرسش مطرح است . اول اینكه، دامنهی این اعتراض تا كجاست؟ تا رفاه، تا عدالت، تا عرفان، تا آزادی، تا شكوفایی و تكامل و یا . . . . دوم اینكه، پیآمد این اعتراض، چیست؟ چه باری بر دوش منتظر میگذارد و این نفی با چه اثباتی همراه میشود؟ در مورد پرسش اول باید بگوییم كه آرمانهای دینی از تكامل و شكوفایی استعداد آدمی، بالاتراست; چون زمانی كه انسان به تكامل هم برسد، باز مساله این است كه میخواهد در چه جهتی مصرف شود؟ رشد یا خسر؟ این دو مسالهی اساسی بعد از تكامل و شكوفایی است . پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودهاند: الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه . (7) مردم معدن هستند مثل معدن طلا و نقره . استفاده از معادن، سه مرحله دارد: اول، كشف; دوم، استخراج; سوم، شكل دادن . تا اینجا مرحلهی كمال و شكوفایی است، اما این آهن شكل گرفته كه مثلا به شكل اتومبیل درمیآید، جهت میخواهد . پس مرحلهی چهارم، جهتیابی این معدن، این انسان است . جهتبه سوی كیست؟ به سوی پایینتر از خود و رضایتبه زندگی حیوانی و همین حیات دنیوی؟ (8) این تنزل است . انسان با كمترین مقایسه درمییابد كه از حیوانات بالاتر است . در نتیجه، هدفی برتر مییابد; حركتبه سوی بالاتر از خودمان . این تحرك است، رشد است . بالاتر از من كیست؟ لابد آفرینندهی انسان كه حاكم و خالق هستی است . (9) و امامت، هدایتگر این حركت و سیر صعودی است كه بعد از مقام رسالت، به این مهم میپردازد و اكنون علم این حركت را باید در دستان پرمهر مهدی موعود علیه السلام جستوجو كرد . در مورد پرسش دوم هم باید گفت منتظر مهدی، آماده است و برای سلطان و تسلط مهدی علیه السلام زمینهسازی میكند، چنانچه در حدیث آمده است: و یوطئون للمهدی سلطانه . (10) اهمیت این آمادگی و زمینه سازی را در پیام صادقانهی امام صادق علیه السلام میتوان جستوجو كرد كه در آن، به حداقل آمادگی، اشاره شده است: لیعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما فان الله اذا علم ذلك من نیته رجوت لان ینسی فی عمره حتی یدركه و یكون من اعوانه و انصاره . (11) باید هركدام از شما برای خروج قائم، آمادگی پیدا كند، اگر چه با تهیه كردن یك تیر باشد; چون وقتی خداوند ببیند كسی به نیتیاری مهدی علیه السلام اسلحه تهیه كرده است، امید است كه عمر او را دراز كند، تا ظهور او را درك كند و از یاوران مهدی علیه السلام باشد . از طرفی مهمترین لقب پیشوای منتظر، «قائم» است كه برای احترام هنگام شنیدن آن، قیام لازم است، لیكن حكمت اجتماعی این احترام نیز ما را به معنای حقیقی انتظار رهنمون میسازد و در واقع، انسان منتظر با این حركتخود میخواهد نشان دهد كه در حال آمادگی برای قیام و مبارزه و جهاد است . (12) بعضی به اشتباه فكر میكنند كه همهی كارها خود به خود و بدون زمینه سازی و آمادگی درست میشود . در حالیكه هیچگاه بنای عالم بر این استوار نبوده كه كارها خود به خود درستشود و بدون هیچ رنجی و جهادی، مشكلات بشریتحل شود . جملات حكیمانهی امام باقر علیه السلام در این مورد، جالب توجه است: . . . قلت لابی جعفر علیه السلام: انهم یقولون: ان المهدی لو قام، لاستقامت له الامور عفوا و لا یهریق محجة دم، فقال: كلا، و الذی نفسی بیده، لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله صلی الله علیه و آله حین ادمیت رباعیته و شبح فی وجهه كلا و الذی نفسی بیده حتی نمسح نحن و انتم العرق و العلق . ثم مسح بجبهته . (13) . . . به خدمت امام محمد باقر علیه السلام عرض كردم: مردم میگویند چون مهدی قیام كند، كارها خود به خود درست میشود و به اندازهی یك حجامت، خون نمیریزد . فرمود: هرگز چنین نیست . به خدای جان آفرین سوگند! اگر قرار بود كار برای كسی، خود به خود درستشود، برای پیامبر صلی الله علیه و آله درست میشد، هنگامی كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنین نیست كه كار خود به خود درستشود . به خدای جان آفرین سوگند! كار درست نخواهد شد تا اینكه ما و شما در عرق و خون غرق شویم» . آنگاه به پیشانی خود دست كشید . اینك با توجه به معنای لغوی و روایات پیرامون انتظار و اقوال و انظار در این زمینه، میتوان گفت كه انتظار نه احتراز است و گوشه نشینی و نه اعتراض و نفی طاغوتها . در واقع، اینها حالت روحی و روانی محض هستند، بلكه انتظار، عمل و اقدام است . پویایی و حركت است . به همین خاطر در لسان روایات، انتظار بهترین و محبوبترین عمل معرفی شده است . (14) حقیقت انتظار بسیار بالاتر از این محدودههاست . انتظار جنبهی اثباتی دارد; یعنی آمادگی و اقدام . منتظر فرزند محبوب و دلدار عزیز، اقدام مینماید و در خود و در محیط اطراف، نشان و اثر میگذارد . منتظر مهدی و قائم آل محمد علیه السلام چگونه میتواند آماده نشود و زمینه سازی نكند . در حالیكه به شمشیر زدن در ركاب پیامبر صلی الله علیه و آله بر فرق دشمن (15) تشبیه شده، اساسا انتظار خشك و خالی، به عبارت دیگر امید ذهنی به آنكه در جامعه تحقق یابد و آثارش آشكار شود، هیچگاه بهترین عمل نخواهد بود و این معانی، حاكی از حضور در صحنه و فعالیتهای علمی و كار و كوشش و زمینه سازی عینی است نه نیتبدون عمل و امید ذهنی بدون آثار عملی . پس انتظار به معنی آینده نگری، دگرگونی است و این دگرگونی به زمینه سازی، احتیاج دارد .
2- ضرورت انتظار عقیده به ظهور مصلح و آمادگی برای یك انقلاب جهانی، آنقدر حیاتی و لازم بوده است كه پیشوایان دینی انتظار را استراتژی مهم این برههی تاریخی دانسته و حكم و دستور به آن در دوران غیبت دادهاند . (16) اهمیت و ضرورت دورهی انتظار را میتوان از زوایای مختلف بررسی كرد: الف - توجه به معنا و حقیقت انتظار، دریچهای استبرای رسیدن به این مهم . همانطوری كه قبلا به طور كامل بحثشد، انتظار یك دورهی آمادهسازی و زمینه سازی است و هر انقلاب و حركتی كه این دوره را پشتسر نگذاشته باشد ابتر و ناقص و بیثمر خواهد بود . ما كسانی را میبینیم كه به پا ایستادهاند و راه افتادهاند، ولی دوره انتظاری نداشتهاند . گویا چیزی نمیخواستهاند و تنها بر اساس جو محیط و جریان حاكم به رفتن وادار شده بودند . اینها بدون انتظار و بدون آماده باش در گامهای اول گرفتار شدهاند و به خودخوری و فرار از خویشتن رسیدهاند و آخر سر در زیر فشار ابهامها و اشكالها، در مرحله فكر و اعتقاد، در مرحلهی ظرفیت و تحمل، در مرحلهی طرح ریزی و در مرحلهی عمل، از كمبود امكانات گرفته تا نیازهای اقتصادی و نیازهای تخصصی و علمی و حتی آمادگی بدنی و توانایی جسمی، در زیربار این فشارها و ابهامها، به انزوا و فرار از كار و جدایی از عمل روی آوردهاند . طبیعی است آنها كه عمل زده بودند، بعدها با نفرت، عرفان زده، فلسفه زده و علم زده و كلاس زده هم بشوند و به دنبال پناهگاهی بگردند . كه باز هم طبیعی است كه به پناهی نرسند و سرگردان بمانند . این خاصیت انتظار است كه تو را وادار میكند تا كمبودها را حدس بزنی و برای تامینش بكوشی و این خاصیت انتظار است كه تو را به آمادگی و حضوری میرساند كه ما نعمها را بشناسی و برای رفعشان، برنامه بریزی . آنجا كه آدم میبیند آدمهایی استخواندار پس از سالها تحصیل چگونه سر در گم هستند و نمیدانند چه كنند و خسته و رنجور و آزرده و سر در لاك شدهاند با پرسش رو به رو میشود علت انزوا و خستگی اینها همان نداشتن دورهی انتظار است . اینها ندیده آمدهاند و طبیعی است كه با دیدن مشكلات، متحیر و سرگردان شوند یا اینكه تجدید نظر دوباره داشته باشند و از اساس، كارشان را درست كنند و بنیادی پیش بیایند . ب - از طرفی، ضرورت و اهمیت دوره انتظار را میتوان از لابهلای صفحات تاریخ نیز به دست آورد . پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام و سیدالشهدا علیه السلام تابه امروز، ریشه تمام حركتها و نهضتهای شیعی علیه باطل و استثمارگران، همین فلسفهی اجتماعی انتظار و عقیده به ادامهی مبارزه تا پیروزی حق بوده است . این امر چنان مورد توجه بزرگان دین قرار گرفته تا آنجا كه یكی از معیارهای پذیرش اعمال معرفی شده است . (17) از مهمترین رازهای نهفتهی بقای تشیع همین روح انتظاری است كه كالبد هر شیعه را آكنده ساخته و پیوسته او را به تلاش و كوشش و جنبش وامیدارد و مانع از نومیدی و بی تابی و افسردگی و درماندگی او میگردد . این تاثیر آنقدر ملموس و كارساز بوده كه اسلام پژوهان غربی (18) نیز از آن گفتوگو كردهاند . «هانری كربن» ; اسلام شناس شهیر فرانسوی میگوید: . . . مفهوم غیبت، اصل و حقیقت غیبت هرگز در چارچوب درخواستهای دنیای امروز در معرض تفكر عمیق قرار نگرفته است . . . معنای این امر به عقیدهی این جانب، چشمهای بی نهایت و ابدی از معانی و حقایق است . . . معنویت اسلام تنها با تشیع، امكان حیات و دوام و تقویت دارد و این معنا در برابر هرگونه تحول و تغییری كه جوامع اسلامی دستخوش آن باشند، استقامتخواهد كرد . امام زمان، مفهوم اعلائی است كه مكمل مفهوم غیبت است، ولی كاملا به شخصیت امام غایب، مرتبط است . اینجانب، مفهوم امام غایب را با روح غربی خودم به گونهای نو و بكر، احساس و درك میكنم و چنین به تفكر و دلم الهام میشود كه رابطهی حقیقی آن را با حیات معنوی بشر، وابسته میدانم . (19) «جیمز دار مستر» ; شرق شناس معروف فرانسوی در این باره میگوید: در حله كه نزدیك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشیر برهنه میرفتند و از حاكم شهر، اسبی با زین و برگ میستاندند و . . . فریاد میزدند كه: تو را به خدا، ای صاحب الزمان! تو را به خدا بیرون بیا . وی در جایی میگوید: قومی را كه با چنین احساسات پرورش یافته است، میتوان كشتار كرد، اما مطیع نمیتوان ساخت . (20) ج - در اهمیت دوران انتظار همین بس كه دشمنان، آنرا مانع تسلط خود بر مسلمانان برشمردهاند: «میشل فوكو، كلر بریر، در بحث مبارزه با تفكر مهدی باوری: ابتدا امام حسین علیه السلام و بعد امام زمان (عج) را مطرح میكنند و دو نكته را عامل پایداری شیعه معرفی میكنند . نگاه سرخ و نگاه سبز در كنفرانس «تل آویو» هم افرادی مثل برنارد لوییس، مایكل ام جی . جنشر، برونبرگ و مارتین كرامر بر این بحثخیلی تكیه میكنند . آنها در تحلیل انقلاب اسلامی، به «نگاه سرخ» شیعیان، یعنی عاشورا و «نگاه سبز» شان یعنی انتظار میرسند . جملهی مشهوری دارند كه «اینها به اسم امام حسین قیام میكنند و به اسم امام زمان (عج)، قیامشان را حفظ میكنند .» (21) دشمن به اهمیت مدیریتشیعه آنهم زمانی كه رهبر آن غایب و از نظرها پنهان است، پی بردهاند و به همین منظور اقداماتی در این رابطه انجام دادهاند و سناریوهای متعددی را جهت تضعیف و نابودی این اندیشهی مقدس طراحی كرده و متناوبا به اجرا گذاردهاند . از آن جمله، دخالت مستقیم و حمایت از پروسهی «شخصیت پردازی و مهدی تراشی» ، تخریب پایهی فكری «مهدی باوری» از طریق ژستهای علمی و به ظاهر شرقشناسی، پرورش و حمایت از سرسپردههای داخلی مانند احمد كسروی، شریعتسنگلجی، سلمان رشدی و اخیرا احمد الكاتب، انتشار تبلیغات مسموم رسانهای، امپراتوری اهریمنی رسانههای استكباری و بمباران تبلیغاتی توپخانههای صوتی و تصویری ژورنالیستی نظام سلطه، یكی از قویترین ابزارهای كودتای فكری و شستوشوی مغزی تودههاست . در واپسین دهههای قرن بیستم، هجومی از این نوع را علیه ایدهی «ظهور مهدی موعود» شاهد بودیم . در سال 1982 میلادی، سریالی با نام «نوستر آداموس» به مدت سه ماه متوالی از شبكهی تلویزیونی آمریكا پخش شد . این فیلم سرگذشتستاره شناس و پزشك فرانسوی به نام «میشل نوستر آداموس» بود كه نزدیك به 500 سال قبل میزیسته است . این سریال، پیشگوییهای وی را دربارهی آیندهی جهان به تصویر كشیده بود كه مهمترین آنها پیشگویی وی دربارهی ظهور نوادهی پیامبر اسلام در مكه مكرمه و متحد ساختن مسلمانان و پیروزی بر اروپاییان و ویران كردن شهرهای بزرگ سرزمین جدید (آمریكا) بود . (22) هدف از این مانور تبلیغاتی، به تصویر كشیدن چهرهای خشن، بی رحم، ویرانگر و گرفتار جنون قدرت از مهدی موعود و تحریك و بسیج عواطف ملل غربی علیه اسلام و منجی موعود آن و در كوتاه مدت، بستر سازی روانی بود .
3- ابعاد انتظار آن كس كه در انتظار است، آماده میشود تا نقطه ضعفهای خودش را پر كند و مانعها را بشناسد و نقطهی ضعفهایش را بیابد و در نقطه ضعفهای دشمن خانه بگیرد و از آن سنگر بسازد . حال این پرسش مطرح است كه آمادگی و زمینه سازی در كجا؟ و به چه صورتی؟ برای توضیح این مطلب باید گفت آمادگی و تهیا، قلمرو و ابعادی دارد كه انسان منتظر باید در همهی آن ابعاد، آماده و سرپا باشد:
الف - آمادگی فكری ب - آمادگی روحی ج - طرح و برنامه ریزی د - آمادگی در عمل
الف - آمادگی فكری سقفهای سنگین و رسالتهای بزرگ، پایههای محكم میخواهند، پایههایی كه در شعور و احساس قرار گرفته باشند . به همین خاطر رسول مكرم صلی الله علیه و آله میفرماید: لكل شی دعامة و دعامة هذا الدین الفقه و الفقیه الواحد اشد علی الشیطان من الف عابد . (23) برای هر چیز، اساس و پایهای وجود دارد . اساس و پایهی این دین [اسلام]، فهم عمیق است و یك فقیه در برابر شیطان، از هزار مسلمان عبادتگزار [بدون شناخت] محكمتر و مؤثرتر است . بنابراین، در دوره انتظار، باید بنیانهای فكری عمیقی پیدا كنیم تا در مقابل افكار و مكاتب مختلف از پا نیافتیم . اما چگونه؟ بعضیها خیال میكنند كه برای انتخاب صحیح باید تمام مكاتب را شناخت و آنگاه انتخاب كرد، ولی این بررسی برای انتخاب كافی نیست; زیرا این درست است كه گفتهاند باید گفتهها را گوش داد و بهترین را انتخاب كرد (24) ولی ما میدانیم بهترین كدام است . بهتر را باید با اصلی سنجید، این اصل كدام است . علی علیه السلام میگوید: كفی بالمرء جهلا ان لایعرف قدره . (25) برای جهالت تو همین بس كه با تمامی اطلاعات و مطالعات عظیم، اصل و معیار را نداشته باشی و اندازهی خودت را نشناسی . آنچه یك منتظر باید در زمینهی فكری به آن مسلح شده باشد، همین درك از خویش و شناخت قدر خویش است كه معیار انتخاب مكتبها خواهد بود و انسان را در برابر مكتبهای گوناگون راهنمایی میكند . و انتخاب بهترین را ممكن میسازد . چون بهترینها در رابطه با شعاری كه ارایه میدهند، همراه مقایسهای كه در میان این شعار و قدر وجود من برقرار میشود، انتخاب میگردد . با توجه به همین معیار است كه میتوانی كار گروهها و مكتبهای گوناگون را نقد بزنی . لازم نیست همهی مكاتب را مطالعه كرد، بلكه همین قدر از مكاتب را باید دانست كه اینها انسان را در نهایتبه كجا خواهند برد . مثلا وقتی شما میخواهید یك جفت كفش بخرید، تمام كفشهای یك فروشگاه را آزمایش نمیكنید . اندازه و شمارهی پا، شما را در انتخاب بهترین كمك میكند . در رابطه با مكتبها و گزینش آنها نیز این چنین است . وقتی من اندازهی واقعی انسانی خودم را كشف كردم و شناختم، حالا در پی این هستم كه مكاتب مختلف، چه لباسی را برای این انسان میسازند . آنوقت میبینیم كه همهی مكاتب، لباسهایی را برای این انسان میسازند، حتی انگشت پای این انسان بزرگ را نمیتواند بپوشاند، جز مكتب تشیع كه آرمانها و اهدافش با اندازهی وجودی و ارزش واقعی انسان، هماهنگ است . این راه راهگشای بن بستهای حیرتزا است . این شروع در ما جریانی ایجاد میكند كه میتوانیم از مطالعات و تفكرات دیگران هم بهره برداریم و این جریان فكری است كه میتواند در برابر فكرهای گوناگون مقاوم باشد . ب - آمادگی روحی منتظر باید در زمینهی روحی نیز آمادگی بالایی داشته باشد تا در برابر حوادث و مصیبتها از كوره در نرود و بتواند بار سنگین رسالت و آگاهیهای عظیم را به دوش بگیرد . در واقع، ظرفیت وجودی مرا در كنار گرفتاریها مقاوم میسازد و همین است كه میبینیم وقتی منتظر دعا میكند، معرفت و شناخت را میخواهد: اللهم عرفنی نفسك . . . . . خدایا! خودت را به من بشناسان . و ثبات قدم را میخواهد: ثبتنی علی دینك . كم توقعی و صبر را میخواهد: صبر نی علی ذلك . (26) منتظر باید از آنچنان روحیهای برخودار شود كه همراه رنجها و سختیها، راحتیها را داشته باشد; زیرا كه در زمان غیبت، مردم مورد سختترین امتحانات قرار میگیرند و زیر و رو میشوند . چنانچه امام باقر علیه السلام در پاسخ یكی از یاران كه پرسید: فرج شما چه وقت است؟ فرمودند: هیهات، هیهات لا تكون فرجنا حتی تغربلوا ثم تغربلوا - یقولها ثلاثا - حتی یذهب الكدر و یبقی الصفور . (27) هیهات فرج ما نرسد تا غربال شوید، باز هم غربال شوید و باز هم غربال شوید تا اینكه كدورتها برود و صافی و صفا بماند . ایجاد روحیه، امر مهمی است كه در دورهی انتظار باید حاصل شود، ولی مهمتر از آن، راههای ایجاد این روحیه است كه چگونه؟ و با چه روشی؟ این روحیه در منتظر ایجاد شود . اینك به مواردی اشاره میكنیم .
1 . درك قدر آدمی كه اندازهی خودش را شناخته، دیگر به خاطر كمترها توفان نمیگیرد و از جا نمیكند . ظرفیت و وسعت روحی ما در رابطه با آنچه كه بر ما اثر میگذارد، مشخص میشود، زیرا علی علیه السلام میگوید: قدر الرجل علی قدر همته . (28) اندازهی آدم به اندازهی همان چیزی است كه برای او اهمیت دارد . پس باید به این مرحله برسیم كه ارزش وجودی خودمان از چیزهایی كه برای ما اهمیت دارند، بالاتر است . پس همتهایمان بالاتر میرود تا آنجا كه حركت میكنیم و در این حركتبا مسایلی رو به رو كه برایش از قبل، آماده شده بودیم .
این نكتهی رمز گر بدانی، دانی هرچیز كه در جستن آنی، آنی تا در طلب گوهر كانی، كانی تا در هوس لقمهی نانی، نانی |
2 . رفعت ذكر رفعت ذكر هم میتواند عامل وسعت صدر باشد و قرآن چه زیبا به این موضوع اشاره دارد: الم نشرح لك صدرك و وضعنا عنك وزرك و رفعنا لك ذكرك . (29) آنجا كه ذكر و یاد تو را، نه اسم و نام تو را (توجه شود، نفرموده: و رفعنا لك اسمك) بالا بردیم، در تو وسعتی آوردیم و بارهای سنگین و كمرشكن را از تو برداشتیم، تا آنجا كه تو همراه هر رنج، دو راحتی میدیدی: فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا . (30) تكرار نكره باعث تعدد است و یسر بدون الف و لام و نكره آمده است . پس همراه هر رنج، این دو راحتی هست كه تو ورزیده شدهای و با رفعتیا دو ذكر به وسعتسینه، راه یافتهای .
3 . شهادت و دیدن تمام راه كسی كه تمامی راه را دیده و مانعها را شناخته است، این وجود شهید واقف منتظر است و از دیدن حوادث و گرفتاریها نمیلرزد; زیرا از پیش آماده شده و به انتظار نشسته است . آنهایی میلرزند كه با رؤیاها و توقعهای بی حساب، راه افتادهاند و خیال میكنند تا به راه افتادی، تمام دشمنها برایت نقل و نبات میآورند .
4 . اطاعت و تقوا كسی كه حدود را میشناسد و تكلیفش را میداند و میخواهد به این تكلیف عمل كند، این وجود دیگر فشاری ندارد، بلكه در جایگاه امن نشسته است: ان المتقین فی مقام امین . (31) وجودی كه تكلیفش را شناخته و وحی را میفهمد، دیگر از آنچه پیش میآید، وحشت ندارد و حتی با آنچه میشود، كاری ندارد . آن رسول عزیز صلی الله علیه و آله میفرمود: ما كنتبدعا من الرسل; من از میان رسولان بدعتی نیستم و تازهای نیاوردهام . و ما ادری مایفعل بی و لا بكم; و حتی نمیدانم كه برای من و شما، چه پیش میآید: ان اتبع الا ما یوحی الی . (32) من فقط بر روی مرز و به دنبال وحی حركت میكنم; زیرا همین اطاعت و تقوا و عمل به وظیفه است كه امن میآورد و از بن ستبیرون میكشد: و من یتق الله یجعل له مخرجا . (33)
5 . ارتباط و پیوند با خدا: رزق انسان در خواندن كتابها و مطالعات، منحصر نیست . دقت و مطالعه در آفاق و طبیعت و در انفس و وجود انسان هم میتواند آیهها و نشانههایی را به دنبال بیاورد و مایههای فكری و روحی انسان را تقویت كند . از این گذشته، آنها كه روز را با خلق خدا به سر میبرند، باید در شب به یاد خدا باشند و از قرب او رزق بگیرند، تا بتوانند بار برخوردهای سنگین و درگیریهای مستمر روزشان را به دوش بگیرند . به همین دلیل، رسول باید پیش از قیامش در شب، قیام كند و قرآن را آرام آرام بخواند و با ترتیل در وجودش بنشاند; چون میخواهد قول ثقیل و رسالتسنگینی را بر دوش بگیرد . (34) این پیوند شب و ارتباط با خدا، با دعا، رائتیا قیام، تامین كنندهی رزق روزانهی مؤمن منتظر است كه سوخت و ساز و درگیری و برخوردهای شكننده دارد . ج - طرح و برنامه ریزی منتظر باید طرح و نقشه داشته باشد و با توجه به طرح و نقشهی سازندگی، خود دنبال مصالح و لوازمی باشد كه قبلا طرح و برنامهی آنرا كشیده است . نكاتی كه در طرح و برنامه ریزی باید مدنظر داشت، عبارتند از:
1 . هدفمندی طرح بر اساس هدف و هدف بر اساس درك از قدر و ارزش، شكل میگیرد . با در دست داشتن هدف، كلید طرح به دست میآید .
2 . ارزشمندی هدف انسانی كه خودش را میوهی هستی میبیند و آدمی كه در او همتهای بلند شكل میگیرد و مسؤولیتهای بزرگ پذیرفته میشود، نمیتواند فقر و جهل و فسق و شرك و كفر را تحمل كند . او در خود و در اجتماع، در پی این ارزشهای بالاتر میگردد و برای این ارزشهای مقدس مجبور است كه طرحی بریزد .
3 . تجزیهی هدف بهترین كار برای رسیدن به هدف و برداشتن موانع، تجزیه و تقسیم كردن آنهاست; یعنی باید نیازها، مسایل، مراحل و موانع را شناسایی كرد . همچنین باید به جای نشستن و حسرت خوردن، حركت كرد تا راه رسیدن به هریك از مقدمات و مراحل را بشناسیم و برای درگیری با مانعها آماده شویم . هنگامی كه هدفهای بزرگ تجزیه میشوند، راحت و آسان خواهند شد و هدفهای كوچك هنگامی كه خرد نشوند، ناممكن و محال جلوه میكنند .
4 . ابتناء بر فقه و آگاهی اكنون این طرح و تقدیر، انسان منتظر را از پراكنده كاری و دوباره كاری و خرابكاری، نگهداری خواهد كرد; چون كارهای پراكنده در طرح، جان گرفته و به سوی هدف هماهنگ گردیده و از فقه و آگاهی، بركت گرفته است . این قرآن است كه به خوبی به عواملی اشاره میكند كه با همراهی آنها، انسان منتظر در برابر دشمن - هرچند ده برابر باشد - نه تنها مقاوم، كه غالب و مسلط میگردد . قرآن به ما میآموزد كه همراه عناصری بر دشمن غلبه خواهید یافت . آنگاه توضیح میدهم چرا؟ بانهم قوم لایفقهون; (35) چون آنها از فقه و بینشی برخوردار نیستند . پس عنصر فقه به همراه عناصر صبر، تجمع و ایمان میتواند مؤمن منتظر را در برابر دشمن كه ده برابر اوست، به پیروزی رساند . د - آمادگی در عمل در مرحلهی عمل، به دو عامل دیگر نیاز است . دو عملی كه در روش تربیتی انبیا در قرآن از آن سخن به میان رفته است: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان . (36) همهی انبیا علاوه بر بینات، همراه با كتاب و میزان بودهاند . در بینش دینی، افراد نه با عمل كه با بینششان از یك عمل، به ارزش میرسند . در بینش اسلامی، همه عهدهدار و همه مسؤول هستند: كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعتیه . (37) برای انجام چنین مهمی است كه به دو عامل دیگر نیاز هست; كتاب و میزان . یعنی با كتاب، به ضابطهها برسد و دستورها را بشناسد و هنگام تزاحم دو دستور، با میزانها و معیارها، از بن بستبیرون بیاید .
1 . كتاب منظور از كتاب، همین قرآن، تورات و انجیل نیست و این پیداست كه همهی انبیا، صاحب كتابهایی مثل تورات و انجیل و زبور و قرآن نبودهاند . این كتاب همان ضابطهها و دستورهایی است كه مكتوب است و فرض است مثل: كتب علیكم الصیام . (38) و كتب علیكم القتال . (39) منتظر مؤمن كه خودش را در دنیای رابطهها میبیند و در میان نظام، علیتی و علمی میشناسد، دیگر نمیتواند اینگونه اقدام كند، بلكه برای هر رابطه، به ضابطه و دستور نیاز دارد; چون شما نه تنها از عبادالله و بلادالله، كه حتی از بیابانها و چهارپایان هم بازخواست میشوید و مسؤول هستید . (40)
2 . میزان به اندازهی تمامی پدیدهها، تكلیف و حكم هست . این تكالیف خود با هم تعارضی ندارند، ولی مساله آنجا سبز میشود كه اینها در یك زمان به سراغ تو بیایند . اگر در یك زمان محدود با تمامی این دستورها، روبهرو شوی، چهكار میكنی؟ آیا همینگونه به یك كار مشغول میشوی و بقیه را میگذاری یا اینكه غصه و جوش كارهای مانده را بر دلتبار میكنی یا اینكه در هنگام تزاحم، دنبال معیار میگردی و میزان میخواهی؟ این میزانها عبارتند از:
1- 2- توجه به عامل، جهت و اثر عمل برای فهم حكم و روح حكم، این توجه لازم است . به همین خاطر، مؤمن منتظر در حكمی كه میشنود و عملی كه میخواهد بیاورد، باید به این میزانها توجه كند كه چه عاملی او را وادار میكند و چه جهتی او را میخواند و این عمل سازندهتر استیا عمل دیگر .
2- 2- اهمیت، صعوبت و مخالفت هوس هنگامی كه به دو كار برخورد میكنی، نگاه كن كه خدا كدام یك را بهتر میپسندد و كدامیك اهمیتبیشتری دارد . اگر در نظر خدا برابر بودند، ببین كدام بر تو سختتر است . آنچه سختتر است، سازندهتر خواهد بود; زیرا: افضل الاعمال احمزها . (41) و آنجا كه در صعوبت و سختی با هم مساوی هستند، معیار مخالفتبا هوس در میان است . امام علی علیه السلام در نهجالبلاغه آنجا كه خصلتهای برادرش را میشمارد، میگوید: و كان اذا بدهه امران ینظر ایهما اقرب الی الهوی فیخالفه . (42) آنجا كه دو كار ناگهانی و بالبداهة با او روبهرو میشدند و او را مبهوت میكردند، او مسلط بود . نگاه میكرد كه كدام به هوا نزدیكتر است، پس با آن مخالفت میكرد و آنرا كنار میزد و این میزان هم حساب شده است; چون كاری كه بر تو فشار بیشتری میآورد، به تو قدرت بیشتری خواهد داد و تو را به معراج بالاتری خواهد رساند .
3- 2- اصول عملیه (برائت، استصحاب، احتیاط، تخییر) مؤمن هیچگاه بنبستی ندارد; چون اگر در مقام عمل دچار شك شود، مسالهای نیست كه اصول عملیه در اینگونه موارد راهگشاست و این از بزرگترین نعمتهایی است كه در نظام اصول اسلامی به ما ارزانی شده و از آن غافلیم چون جایگاه آن را نمیدانیم و فقط در احكام از آن استفاده میكنیم . از كتاب و میزان كه بگذریم در مرحلهی عمل باید به آفات عمل نیز توجه شود; چون مؤمن منتظر، ممكن است در مرحلهی عمل با آفتهایی مواجه شود و تمام آنچه را كه بهدست آورده همچون شیطان یكجا از دستبدهد . منتظر در مرحلهی آمادگی عملی برای اینكه از آفات عمل مصون بماند، باید به نكات زیر نیز توجه داشته باشد: 1 . مبنای عملش جو و روح جمعی و چشم و هم چشمی نباشد، بلكه شهادت و دیدار آتش و بهشت كه باشد . مؤمن شغل من الجنة و النار امامه . (43) میبیند هر كلمهی او و هر حركت او یا به آتش و یا به بهشت راه دارد; با این شناخت مشغول میشود و از آفت توقع مزد و سپاس از دیگران رها میشود و تا حد ایثار حركت میكند و تازه خود را بدهكار هم میداند . 2 . منتظر باید عمل را جدا از حجم و مقدارش با توانایی خود بسنجد، نه با داراییها; زیرا: لیس للانسان الا ما سعی . (44) با شناختخصلتهای عمل یعنی سعی از زیاد شمردن كارهای خوب و كم دیدن كارهای شر رهایی مییابیم; زیرا خیری كه زیادش میبینی، عقیم میماند و شری كه اندكش میشماری، میزاید . باید به عكس رفتار كرد تا خیرها زیاد شوند و شرها عقیم بمانند . (45) 3 . منتظر باید عملش در زمان و مكان مناسب انجام گیرد، چون درست است كه توابین خونهای خود را در راه امام حسین علیه السلام دادند اما اگر این خونها در روز تاسوعا به حسین میرسید شاید عاشورایی پیش نمیآمد; زیرا: سارعوا الی مغفرة من ربكم . (46) 4 . منتظر باید از افراط و تفریط برحذر ماند و از سنت جدا نشود; زیرا: لا نیة الا باصابة السنة . (47) 5 . منتظر باید جهت و هدف عملش را مشخص كند; زیرا: من ابدی صفحته للحق هلك . (48) كسی كه رودرروی حق حركت كند، هلاك میشود . 6 . و در نهایت منتظر باید به ظاهر عمل مغرور نشود كه ارزش عمل متناسب با نیتهاست; زیرا: حاسبوها قبل ان تحاسبوا (49) گفتهاند، نه حاسبوا اعمالكم; یعنی نیتهای خود را محاسبه كنید .
پینوشتها:
1. قال رسولالله: علیه السلام «انا و علی ابوا هذه الامة» . عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 85; تفسیر برهان، ج 1، ص 369 . 2. التحقیق فی كلمات القرآن، حسن مصطفوی، ج 12، ص 166 . 3. افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عزوجل» ، «انتظارالفرج من اعظم العمل» . كمال الدین، ج 2، باب 55، ح 1; بحار الانوار، ج 52، ص 122 . 4. انتظار الفرج عبادة» ، «سئل عن علی علیه السلام رجل ای الاعمال احب الی الله عزوجل، قال علی علیه السلام: انتظار الفرج» . همان . 5. حلاج، علی میرفطروس . 6. انتظار مذهب اعتراض، دكتر علی شریعتی . 7. نهج الفصاحة . 8. ارضیتم بالحیوة الدنیا» . توبه، 38 . 9. چنانچه در نماز هم به همین جهت آموزش داده میشود و در سجده میخوانیم: «سبحان ربی الاعلی و بحمده» ; (پاك استخدای من كه برتر است .) 10. میزان الحكمه، ج 2، ص 568; كنز العمال، ح 38657 . 11. الغیبه، نعمانی; بحارالانوار، ج 52، ص 366 . 12. مرحوم طالقانی در مجلهی «مجموعهی حكمت» ، شمارهی 1 و 2، سال سوم، در این باره میگوید: «این دستور قیام، شاید برای احترام نباشد و الا برای خدا و رسول و اولیای مكرم دیگر هم باید به احترام، قیام كرد، بلكه دستور آمادگی و فراهم كردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن، برای پشتیبانی این حقیقت است . . . .» . 13. الغیبة، نعمانی; بحارالانوار، ج 52، ص 358 . 14. اینكه در روایات، انتظار به عنوان عمل مطرح شده و در روایتی داریم: «نیة المؤمن خیر من عمله» ; نیت در مقابل عمل قرار گرفت روشن میشود . در اینجا انتظار نیتبدون عمل و امید ذهنی بدون آثار عملی، هرگز مراد نیست 15. كمن قارع مع رسول الله بسیفه» . بحارالانوار، ج 52، ص 126 . 16. ان القائم منا هو المهدی الذی یحب ان ینظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره» . منتخب الاثر، ص 223 . (چون در لابهلای مباحث گذشته و آینده، از روایاتی در مورد ارزش و فضیلت و اهمیت انتظار بحثشده است، در این جا از پرداختن به این مساله خودداری شده است . ر . ك: بحارالانوار، ج 52، صص 122- 125، 140 و 223; غیبت نعمانی، ص 200; منتخبالاثر، صص 496- 498 و 234; اصول كافی، ج 2، ص 176 . 17. عن الی عبدالله علیه السلام انه قال: الا اخبركم بمالا یقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلی، فقال . . . و انتظار القائم علیه السلام. (امام صادق علیه السلام به راوی فرمود: آیا ملاك قبولی اعمال بندگان را به شما خبر دهم؟ راوی گفت: بله، امام فرمود: عبارتند از . . . و انتظار مهدی قائم آل محمد (عج)» الغیبة، نعمانی، ص 200 . 18. به دلیل مفصل شدن مقاله از نقل نظریات دانشمندان مسلمان در اهمیت و ضرورت این دوران میگذریم; زیرا ما را از هدف اصلی دور میكند . به علاوه شنیدن حقایق از زبان دیگران، اثر گذارتر و در مجموعه روشنگر بسیاری از واقعیتهای پنهان میشود كه ما بهخاطر تكرار و زیاد شنیدن از كنار شان به سادگی گذشتهایم . 19. رسالت تشیع در دنیای امروز، سید محمد حسین طباطبائی، مقدمه: هانری كربن، صص 25- 35 . 20. مهدی از صدر اسلام تا قرن 13 هجری، دارمستر، ترجمه محسن جهانسوز، صص 38، 39، 79 . «ماربین» ; محقق آلمانی میگوید از جمله مسایل اجتماعی بسیار مهمی كه موجب امیدواری و رستگاری شیعه باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است.. .(. . سیاست اسلام، ماربین، فصل هفتم، فلسفه مذهب شیعه صص 49- 50 . «ای . ب . پتروشفسكی» ; تاریخدان و ایران شناس علوم شوروی سابق، در این زمینه مینویسد: «چشم به راه مهدی بودن در عقاید مردمی كه نهضتهای قرن سیزدهم را در ایران به پا داشتند، مقام بلندی داشته است، ولی در قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی; این عقیده راسختر و مشهودتر گشت» . (نهضتسربداران خراسان، ای . ب . پتروشفسكی، ترجمه: كریم كشاورز . علاقهمندان به كتابهای «در انتظار ققنوس» ، ص 304 و «ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام» ، ص 239 مراجعه كنند . 21. به نقل از: مجلهی بازتاب اندیشه، خرداد 80، ص 193 (مجلهی موعود، ش 25 و 26 .) 22. ر . ك: در انتظار ققنوس، ص 311 . 23. نهج الفصاحة، ح 90 . 24. فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» . (زمر، 18 .) 25. نهج البلاغه، خطبه 16 . 26. مفاتیح الجنان، دعای غیبت امام زمان (عج .) 27. اثباة الهداة، ج 7، ص 24 . 28. نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 47 . 29. انشراح، 1 . 30. انشراح، 5 و 6 . 31. دخان، 55 . 32. احقاف، 9 و 10 . 33. طلاق، 2 . 34. یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا نصفه او انقص منی قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا» . مزمل، 1- 5 . 35. انفال، 65 . 36. ارشادالقلوب، ص 184; تنبیه الخاطر، ج 1، ص 6 . 37. حدید، 25 . 38. بقره، 183 . 39. نساء، 77 . 40. اتقوا الله فی عباده و بلاده فانكم مسؤولون حتی عن البقاع و البهایم» . نهج البلاغه، خطبه 167 . 41. بحارالانوار، ج70، ص 191; مجمع البحرین، ج 4، ص 6 . 1 . 42. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 289 . 43. نهج البلاغه، خطبه 16، سطر7 . 44. نجم، 32 . 45. و استقلال الخیر و ان كثر من قولی و فعلی و استكثار الشر و ان قل من قولی و فعلی» . مفاتیح الجنان، دعای مكارم الاخلاق . 46. آل عمران، 133 . 47. تحف العقول، ص 43 . 48. نهج البلاغه، خطبه 16، سطر 6 . 49. نهج البلاغه، خطبه 90، سطر 8 . |