مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
جهانی سازی
پیوندهای ویژه  
تصاویری زیبا و رویایی از بازتاب...
مرزهاي خشونت و رحمت در سيره...
پناهگاه زن در آخرالزمان
اين منم، انسان
مهريه، فلسفه و اهداف آن
امام حسين(علیه السلام) در سايه...
سایت تخصصی آندروید
دهخدا و مشروطيت
نويد ظهور حضرت مهدي علیه السلام...
خصوصیات افراد خیلی حساس
سرپرستي و حاكميت حق مرد است...
تصويرسازي قرآن از قيامت
خشکسالی بی سابقه زاینده رود...
آرامش زیر چتر ولایت
ولادت حضرت مهدي(عج) در کتب اهل...
ترس از درد درد مي آورد
آستانِ بلند و دستِ تهى
اقسام توبه
عــشق و محبت در قلمرو حیوانات...
جنايت هاي پنهان كاپيتاليسم
آیا سرداب مقدس است؟
آنچه معتقدين يوگا مي‌خواهند...
زندگي هايي كه از هم فرو مي پاشند...
بررسي يكي از نشانه هاي توحيد
تصاویری بسیار زیبا از اسب های...
بقیع؛ در گذر تاریخ
آيا آية الله خامنه اي سيد خراسانيست؟...
تحوّل دولت در عصر جهانی شدن...
زن خوب ، مرد خوب
بايسته‌هاي اخلاقي از منظر امام...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اعلام سهميه ارز سفر‌های عمره و عتبات‌عالي
روابط عمومی بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران برای پاسخگویی به سوالات آن دسته از هموطنانی كه عازم سفر خارج...
عکس هایی زیبا از کشور ژاپن
مجمع الجزایر ژاپن کشوری است در اقیانوس آرام واقع در آسیای شمال شرقی که یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادی جهان...
اولین خرید رسمی پرسپولیسی ها مشخص شد
بازیکن پاس همدان با باشگاه پرسپولیس به توافق رسید و در فصل دوازدهم لیگ برتر پیراهن این تیم را بر تن خواهد...
تصاویری رویایی و زیبا از طبیعت
بدون شرح
مریلا زارعی در کنار هاشمی رفسنجانی + عکس
بدون شرح ...
مرگ غم انگیز زن وشوهر جوان 24 و 26 ساله
تکاب ، امیر خالق نژاد - زن وشوهر جوانی در شهرستان تکاب در جنوب آذر بایجان غربی تنها بفاصله دو روز از...
پلیس ضدفساد انگلیس به‌فساد متهم‌شد
یافته های جدید از وجود فساد در بدنه پلیس مبارزه با فساد انگلیس حکایت دارد. ظاهرا افسران پلیس اسکاتلند...
سردار جزایری: مطهری باید عذر خواهی کند
معاون ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به سخنان علی مطهری در مورد دخالت سپاه در انتخابات ضمن تکذیب اتهام...
مشارکت 50 درصدی مردم مصر در انتخابات
رسانه‌های مصر میزان مشارکت مردم از بامداد امروز تا ساعت 15 به وقت محلی را بیش از 50 درصد اعلام کردند.
مذاکره استقلال با امیر قلعه نویی
باشگاه استقلال براي انتخاب سرمربي جديد اين تيم با امير قلعه‌نويي وارد مذاكره مقدماتي شد
حرکت خواننده هتاک تحت تأثیر اندیشه های صهیونیست درغرب است
دفترموسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنش به هتاکی به ساحت امام هادی (ع)، حرکت خواننده...
مطهری:اقدام احمدی نژاد وجاهت قانونی ندارد
ارجاع قانون بودجه به هیئت عالی حل اختلاف قوا وجاهت قانونی ندارد.
احتمال حذف کاروان ایران از المپیک 2012
"بدون هیچ دلیلی رئیس فدراسیون قایقرانی را که برای این رشته همانند پدر بود را برکنار می کنند. احمد دنیا...
اقدام هنرمندان‌ برای‌سوگواری‌امام‌هادی(ع)
تشکیل حلقه «هنرمندان ارادتمند حضرت امام هادی(ع)» با هدف ابراز ارادت هنرمندان به آن حضرت،‌ یکی از مهم‌ترین...
فروشگاه
تالار گفتمان
 
  دفعات نمایش: 1001    سه شنبه 20 اسفند 1387 

نقش استبداد و استعمار در پیدایش بابیت


نقش استبداد و استعمار در پیدایش بابیت

قسمت دوم

نقش و حمایت روس ها از جریان بابیت در ایران
دلایل حمایت های سفارت روسیه از بابیت :

1. آغامحمد خان قاجار در سال 1209 (ه. ق) منوچهر خان گرجی ارمنی مذهب را که جزء اسرا بود، از تفلیس به ایران آورد و در دربار فتحعلی شاه قاجار جزو خواجگان حرم سرا و بعداً غلام پیش خدمت خاصه و سپس به سبب هوش سیاسی و حمایتی که روس ها در ایران از او به عمل آوردند، مقرب دستگاه شاه شد و به مناصب بزرگی چون اچری آغاسی (خواجه باشی) و « اِشیگ آغاسی » ارتقا یافت، وی در زمان محمد شاه، به حکومت اصفهان منصوب شد، با این که علمای اصفهان با این انتصاب مخالفت کردند، به سبب نفوذ عمیق او و روس ها در دربار، در این مقام ابقا شد. در تاریخ قطعی است که او از علی محمد باب حمایت کرده ، و از دین جدیدش استقبال نموده، او را از شیراز به اصفهان آورده و همواره در اصفهان و تحت محافظت بوده است. در تاریخ نبیل زرندی، بهائیان تصریح کرده اند که معتمدالدوله در حصور باب گفت : خداوند ثروت زیادی به من عنایت نموده که نمی دانستم در کجا خرج کنم. اگر اجاره بفرمایید در نصرت شما و ترویج دین شما در شرق و غرب مصرف نمایم....
2. آواره می نویسد : وقتی باب در درجز از روستاهای مازندران بود، اتباع روس برای حفظ جانش به او پیشنهاد کردند که او را به روس منتقل کنند تا از حمایت دولت روس برخوردار باشد ولی باب قبول نکرد... بعد از مرگ محمد شاه دریا سالار روس خوشحال شد و خبر مرگ او را به مایة نجات بهاء الله دانست. در این سفر سید بصیر هندی نیز همراه باب بود.
3. پس از اعدام باب و همراهش در تبریز، کنسول روس از روی جسد آنها تصویر برداری کرد که این واکنش در کتاب بهائیان نیز منعکس شده که یکی از دلایل حمایت روس از بابیت و علی محمد باب است. در کتاب نبیل زندی نیزاین مطلب آمده است. در مقدمه کتاب اعترافات دالگورکی نیز مترجم به این مطلب استناد نموده که اگر روس در این امر دخیل نبود چرا این گونه قضایا را تعقیب می نمود و غرض دولت روس و سفرای آن در ایران از این اعمال مشکوک چه بوده است؟
4. فردی به نام احمد میلانی بابی که جسد علی محمد باب را مخفی نمود، از افراد تحت حمایت دولت روس در تبریز بوده و با کنسول روس ارتباط داشته است. محافظت از جسد باب و تشکیل مقبره ای برای او در خارج از ایران که امروزه دستاویزی برای بهائیان شده و با این نماد در گسترش اندیشه خود کمک می گیردند، نشان می دهد که همه این مسائل طبق طرح از پیش تعیین شده بود و روس ها دنبال همین هدف بودند.
5. در وقایع فتنه زنجان و شورش مردم این شهر که ملا محمد علی زنجانی معروف به حجت، رهبری آن را به عهده داشت و در دارالخلافه تحت نظر بود، برای شفاعت و استخلاص خود نامه ای به وزرای خارجه از جمله سفیر روس و انگلیس در تهران نوشت، یکی از اسباب عزل و قتل امیرکبیر در مورد بابیت است که با عمال بیگانه قاطعانه برخورد کرد و رهبر بابیان را اعدام نمود. لذا آنان در تمام آثار خود امیرکبیر را تحقیر نموده اند : من هنوز در هیچ تاریخی جز نوشته های بابیان و بهائیان ندیده ام که میرزا تقی خان را مردی بی کفایت معرفی کرده باشند.
6. فرستاده روس و انگلیس، هر دو، درباره سخت گیری امیرکبیر در مقابل بابیت شدیداً انتقاد و از امیر درخواست می کنند که از آزار و اذیت ضعفای ملت دست بردارد، و پادشاه روس نیز به نوشته خود بهائیان و برخی از منابع معتبر تحقیقی، دائماً از سفیرروس حال سید علی محمد باب را جویا می شد و از اوضاع ایران گزارش می خواست. اقداماتی که سفیر روس در ایران در جریان باب و آشوب های مربوط به آن انجام می داد، بهترین دلیل بر مداخله و نقش آشکار سیاست مداران روس تزاری در شکل گیری این گروه گراه است.
7. سفیر روس تمام وقایع و حوادث را به طور منظم و دقیق با ذکر تمام جزئیات به وزارت خارجه گزارش داده که این گزارش ها بر استاس اسناد معتبری که در وزارت خارجه روس بوده موجود است.
8. برای این که ردّی از پای روسیه بر جای نماند و در اسناد مخفی کاری کرده باشد، به طرف داری از امنیت عمومی تظاهر نموده، از بابیان با عناوین « اخلال گران نظم اجتماعی و آشوب گران » یاد می کند.
9. علاوه بر گزارش مرتب از روند گسترش آشوب گران باب، از این آشوب و اختلاف داخلی با تعبیر انقلاب اجتماعی یاد می کند که لازمه جامعه ایران و روندی تکاملی است که به هر صورت باید انجام پذیرد: «... باری به هر سو نظر می اندازی نهضت انقلابی مشاهده می شود....»
10. لرد پالمرستون وزیر امور خاره روسیه تزاری از سفیر خود خواسته است که به طور دقیق از وضعیت بابیان و پیشرفت کارشان به وزارت گزارش بدهد و دولت متبوع خود را از این قیام خبردار نماید.
11. در گزارش های سفیر روس، علی رغم این که بابیان مخالف امنیت معرفی می شوند، مطالب ضد و نقیض فراوان وجود دارد، چون گاهی نیز آنها را انقلاب گر معرفی می کند، لذا وجود این مطالب بهترین دلیل بر موافقت صریح آنهاست و حتی روسی ها در مسلح کردن بابیان زنجان به رهبری ملا محمد علی و رساندن تسلیحات به آنها نقش داشته اند و از بابیان در قبال نیروهای دلتی و مردمی که علیه آنها شوریده بودند، حمایت و آنها را به شدت بخشیدن به جنگ و کشتار تشویق می کردند تا نیروهای دولتی از سرکوب عاجز بمانند نظم اجتماعی به کلی از هم بپاشد و امنیت عمومی به مخاطره بیفتد. باید از اذها ن آگاه تاریخ پرسید که نتیجه بحران امنیت و سلب آسایش در سراسر ایران چه بود و برای بیگانگان و استعمارگران چه سودی می بخشید که آنها در این باره به فتنه دامن می زدند؟ چرا آنان با سرسختی تمام برای نجات بابیان از دولت ایران، خصوصاً امیرکبیر آزادی آنها را درخواست می نمودند؟ سیاست استعمارگران روس و انگلیس بر این اساس بود که هر یک در پی رسیدن به منافع خود بودند؛ انگلیس به دنبال تجزیه خاک ایران بود چنان که در افغانستان سال ها از شورشیان افغان ها حمایت کرد و جنگ هایی بین سپاه ایران و افغانستان و نیروها ی انگلیسی واقع شد. دست کم می توان نتیجه گرفت که آنها با این آشوب ها و اختلافات که روز به روز دامنه آن گسترش می یافت، مخالفت بسیار نداشتند و با دولت ایران به طور جدّی همراهی نمی کردند بلکه با حمایت های غیر علنی در فکر تضعیف قدرت مرکزی بودند تا در سایه این نا امنی ها به خواسته های خود برسند.
12. سفیر روس در گزارش های خود کوشید جریان بابیگری و آشوب بابیان را موفقیت آمیز بنماید تا بدین وسیله دولت متبوع خود را راضی کند تا از این گروه گمراه حمایت کند. از مجموع گزارش های این سفیر چین بر می آید که او می کوشید تا از این حرکت غیر انسانی حمایت کند.
13. از برخی گزارش های معتبر نیز بر می آید که دولت روس علاوه بر نقش داشتن در اصل ایجاد فرقه بابیت و حمایت از علی محمد باب، در آشوب های شهرستان های مختلف و تبدیل این بحران ها به درگیری های نظامی در شهرها و ایجاد سنگربندی در شهرها، نقش غیر مستقیم و غیر علنی داشته است.
14. وقتی می خواستند باب را اعدام کنند، دولت روسیه با اعدام او مخالفت کرد و خواست تا او را از ایران به روسیه گسیل دارند. سام خان ارمنی مامور اعدام وی نیز میل باطنی به اعدام باب نداشت، بنا بر اظهار و اعتراف سام خان، او تیر اول را به طناب می زند تا باب فرار کند و تیر سربازان به او نخورد. آن گاه باب در بین گرد و غبار میدان اعدام، از صحنه خارج شود و اعجازی را مقابل دیدگان و افکار مردم تبریز و سایر نقاط ایران به وجود آورد. او اعتراف کرده که می خواسته دوباره به این فتنه و آشوب دامن زند و سراسر ایران را پس از شایع کردن خبر عدم اصابت تیر به باب و غایب شدن او، به حمایت از بابیان فراخواند و دولت را در برابر این عمل، ناتوان سازد. آن گاه آشوب در سراسر ایران گسترده می شد و دولت که صدارت آن با امیرکبیر بود، نمی توانست روس ها و انگلیسی ها را از مداخله بازدارد. از این روی، جنگ داخلی شکل می گرفت و قدرت امیرکبیر رو به ضعف می نهاد و هدف آنان با برکناری امیرکبیر، بزرگ ترین مانع آنان، برآورده می شد.
15. بهترین دلیل و روشن ترین سند درباره دخالت و نقش دولت استعمارگر روس در پیدایش فرقه انحرافی بابیت، اعترافات کنیاز دالگورکی، سرگذست و فعالیت های جاسوسی او در ایران علیه وحدت اسلامی و وحدت داخلی ایران، در منابع معتبر وجود دارد. این سند در روزنامه های آن دوره، چاپ شده است. او در تهران به نظام طلبگی نفوذ کرد و پس از تحصیلات کامل حوزوی در ایران به لباس روحانیت ملبس شد. با این لباس مقدس برای دولت استعماری روس فعالیت جاسوسی می کرد و اکثر آشوب ها را پی می گرفت. او با اسم مستعاری به حوزه نجف منتقل شد و در دروس سید کاظم رشتی با سید علی محمد باب آشنا شد. آن گاه تحت نظر گرفتن و حمایت از باب، او را به ادعای مهدویت و بابیت تحریک نمود. به رغم اندرزها و کوشش های سید کاظم وی مدعی شد و از عراق به زیارت خانه خدا رفت. آن گاه در شیراز اقامت گزید و فتنه خویش را آغاز نمود.داستان برخورد او با دالگورکی روسی که خود را در حوزه نجف، شیخ عیسی لنکرانی معرفی کرده، در جزوه مستقلی چاپ شده است.
16.بنا بر اعتراف ها و گزارش های دالگورکی، انتشار آثار و اعلامیه های بهائیت نیز توسط سفارت روسی انجام می گرفت و با پشتیبانی مالی روس ها در ایران به نشر افکار خود و جذب مردم سود می جسته اند. ... یکی از کارهای روس در ایران تهیه همین نوشته ها و کارهای بابیت بود.... هرکس که آواره بود و درمیان اقوام و وطن، شخصیتی نداشت، از ما طرف داری می نمود. من مبلغ زیادی به عنوان زیارت کربلا برای حسین علی بهاء در بغداد می فرستادم تا به آنها بدهد تا این که جمعی بی بضاعت به دور او جمع شوند و من ماهیانه برای او و اطرافیانش بین دو تا سه هزار تومان می فرستادم.... دولت روسیه آنان را پیوسته تقویت می نمود و خانه و مسکن برای آنان می ساخت و قسمت عمده نوشته ها توسط وزارت خارجه تهیه می شد و ما آنها را در پارچه های پاکیزه ای قرار می دادیم و به شهرها می فرستادیم. هر جوان عامی که پدرش فوت کرده بود، به او می گفتیم پدر تو بابی بود ؛ تو چرا از پدرت پیروی نمی کنی و با همین نیرنگ و دسیسه ها افراد ساده لو را در ملک بابیت در می آوردیم و هرکس تصدیق به این مذهب نمی کرد، جمعیت بابی یعنی همان کسانی که دور حسین علی بهاء جمع شده بودند، او را به بی دینی... متهم می ساختند... تا مجبور به داخل شدن در حزب آنها می شد... تا این که بین میرزا حسین علی و برادرش میرزا یحیی بر سر ریاست اختلاف شد... من بعداً فهمیدم که این اختلاف در اثر تحریک رقیب ما (انگلیس) بوده... میرزا یحیی (صبح ازل) به قبرس رفت... و میرزا حسین علی و پیروانش به تحریک دولت ایران به عکّا تبعید شدند...
17. دالگورکی پس از اتمام ماموریت از عراق دوباره به ایران آمد و عهده دار سفارت روسه در ایران شد. آن گاه از نزدیک به این واقعه دامن زد و از بابیان حمایت فراوان نمود. همین سفیر، اوضاع ایران را پس از حادثه بابیت به وزارت خارجه روس گزارش داده که اسناد آن موجود است. از جمله گزارش های او به نسلرو پرونده شماره 133 تهران دهم ژوئن 1850 میلادی شماره 48 این چنین است : خیلی خوب است که فرقه بابیه با علمای اسلام مخالفت و مبارزه شدید شروع کرده و آنان را متهم به انحراف می کند. و گزارش او به سنیاوین از تهران، مریم آباد، سوم ژوئیه 1850 شماره 53 : از موقعی که همکاری قوای انتظامی با اولیای دولت صورت عمل به خود گرفته است... فعالیت آنان (بابیان) فوق العاده محدود شده است. از جمله گزارش های از وضع زنجان : اغتشاشات زنجان هنوز ادامه دارد و بابیان زنجان که با جان خود بازی می کنند در مقابل قوای شاهی مقاومت سختی نشان می دهند و از عهده دفع حملات محمد خان به خوبی بر می آیند. جای بسی تعجب است که این عده با چه شهامتی وضعیت خطرناک خود را تحمل می کنند. رهبر آنان محمد علی به سفیر ترکیه سمیع افندی و همچنین به کلنل شیل (سفیر انگلیس درایران) مراجعه و از او خواهش وساطت کرده، همکار انگلیسی من (سفیر انگلیس) معتقد است که بعید به نظر می رسد که دولت ایران حاضر شود که دول خارجی در این مورد به کمک این فرقه وارد مذاکره شوند. دالگورکی، خود معترف است که قضیه زنجان بسیار اهمیت دارد و خون های بی شماری برای آن ریخته شده است. سفیر در نامه خود به وزارت خارجه خبر می دهد که فردی را فرستاده تا از نزدیک این قضایا را مشاهده کند. در ادامه گزارش دالگورکی به سناوین از سفارت روس در ایران، جانب داری او از بابیان و ترغیب دولت متبوع خود به جلو گیری از کشتار بابیان به دست دولت قاجار، نمایان می شود. چنان که در ادامه کاریش آمد، دولت روس و سفیر این کشور از اعدام دستگیر شدگان، خصوصاً مهره های اصلی بابیت، مانند میرزا حسین علی و میرزا یحیی جلو گیری و از آنها شفاعت می کند : ... در ظاهر چون دولت بهیۀ روس حمایت آن قائم به امرالله که ملقب به بهاء الله است نمود، نتوانستند شهید نمایند و به دارالسلام بغداد نفی نمودند. ... کنسول روس از دور و نزدیک مراقب اموال بود و از گرفتاری حضرت بهاء الله خبر داشت. پیغامی شدید به صدر اعظم فرستاد و از او خواست که با حضور کنسول روس و حکومت ایران تحقیقات کامل درباره حضرت بهاءالله به عمل آید.... دکتر اسلمنت بهایی در کتاب بهاءالله و عصر جدید که بنا بر تصویب محفل روحانی بهائیان حیفا (اسرائیل) از زنان انگلیسی به فارسی ترجمه و طبع گردیده، می نوسید : « سفیر روس به برائت ایشان (بهاءالله) شهادت داد.» رهبر بهائیان از « عکا » به نیکلاویچ الکساندر دوم، پادشاه روسیه تزاری، نامه ای فرستاد و از دولت و پادشاه روس، به سبب حمایت بی دریغشان از شکل گیری بابیت تشکر کرد و او را به بهشت بشارت داد ؛ وی در این نامه خود را در مقام الوهیت قرار داده که در کتاب مبین موجوداست : (... به تحقیق یکی از سفیرانت، هنگامی که در زندان اسیر غل و زنجیر بودم، مرا یاری کرد. برای این کار خداوند برای تو مقامی نوشته است که علم هیچ کس بدان احاطه ندارد ؛ مبادا این مقام را از دست دهی...) کسروی می نویسد : (چون دولت انگلیس از مشروطه خواهی حمایت می کرد، دولت روس رقیب او بود و مخالفت می ورزید. لذا بابیان نیز با مشروطه مخالف بودند و خود را به کنار کشیدند. و از محمدعلی شاه حمایت می کردند. چون دولت روس نیز از استبداد محمد علی شاه حمایت می نمود و به دستور آنها مجلس را به توپ بست، بنابر آن چه نوشته شد، دقیقاً روشن می شود که تشکیل فرقه انحرافی بابیه از آغاز با حمایت و طرح های دولت روس شکل گرفته و اهداف بی شماری برای آنها در ایران تعقیب شده است.)

اهداف روس ها در دامن زدن و حمایت از بابیت

1. به هم خوردن وحدت تشیع و پیدایش اختلاف در اکثر شهرها و دودستگی مردم و خون ریزی و برادرکشی در این مناطق، امنیت داخلی را به مدت یک سال مخدوش کرد. این ضعف داخلی، هم دولت راگرفتار معضلات می کرد وهم مردم را با هم درگیر می نمود. اوضاع نابسامان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سبب می شد که این دو استعمارگر، ملت ایران را مستعمره خویش سازند. پس از این، دولت استبدادی که حمایت شده این استعمارگران، امتیازات بی حد و حصری به آنها داد. کتاب عصر بی خبری از این امتیازها گزارش مفصلی می دهد. این شورش ها مقدمه ای شد تا استعمارگران به اهداف بی شماری در ایران دست یابند.
2. امیر کبیر، آن قهرمان مبارزه با استعمار، از صحنه سیاست و حیات حذف گردید.
3. بدون وجود امیرکبیر، دربار ایران تبادل گاه امتیازات بیگانگان و بنگاه اقتصادی آنها بود. دولت های استعماری، در این مدت تا ظهور قدرت پهلوی، دست نشانده آنها، بسیاری از دخایر نفتی، امتیازات بزرگ شیلات، معادن، آثار فرهنگی، نسخه های خطی کتاب خانه ها، آثار باستانی در مناطقی نظیر تخت جمشید و تخت سلیمان و مانند آن را به غارت بردند. اکنون در موزه های آن کشورها، این مدارک و اسناد موجود است.
4. از جمله نتایج بسیار خطرناک و اهداف آنان در پی ایجاد بابیت و حمایت از آن، تخریب فرهنگ امید مردم به آینده و مهدویت بود. آنان با مطرح کردن و معرفی این فرد، می خواستند شیعیان را بفریبند که امام منتظر را اعدام کرده اند و ملک شیعه از بین می رود و امیدها قطع می شود. تا بدین وسیله، فرهنگ انتظار امید را از جامعه شیعه ریشه کن نمایند ؛ چنان که از عراق آغاز کردند و در ایران و سرزمین های شیعه نشین، این مسئله را پی گرفتند.
5. از طرفی، آنها در صدد تخریب قدرت مرجعیت نیز بودند. آنان شیخیه را برافراشتند و با طرح مسائلی مانند رکن رابع، آن قسمت از اندیشه مهدویت و انتظار راکه بنابر آن، فقهای شیعه، نایبان عام معرفی شده اند، هدف تیرهای استعماری خود قرار دادند. آنان مرجعیت راتضعیف نمودند تا شیعه هرگز مرکز قدرت و محور اقتدار نداشته باشد و مسئله ای هم چون قتوای تحریم تنباکو که در مقابل غارت گری های آنها صادر شد، به وجود نیاید.
6. آنان می خواستند ارزش های دینی مانند قرآن راپوچ بنمایند. باب و جانشینان او مدعی دریافت وحی شدند. آنان می خواستند کسانی را در برابر شهیدان واقعه عاشورا بسازند تا آن واقعه فراموش شود. مطرح کردن مکانی در مقابل کعبه نیز از همین روی بود تا مراسم حج مسلمانان آسیب ببیند و فرهنگ حج مخدوش شود. لبه تیز تهاجم استعمارگران، از مهدویت آغاز شد و به ادعای مقام الوهیت انجامید. آنان باب را « هیکل مقدس » یاد کردند. توحید را به تمسخر می گرفتند و می خواستند این گونه مطالب را رسم کنند... بهائیان تمام احکام فقهی حلال و حرام را به استهزا گرفتند و احکامی جدید را در افکندند که مخالف تمام ادیان و مذاهب بویژه احکام اسلام و تشیع بود. به عقیده آنان، با آمدن دین جدید تمام احکام دین اسلام نسخ می شود. باید از آنها که مدعی دین جدید هستند و ادعای خدایی نیز می کنند، پرسید که چگونه دین اسلام از خدایی بی شریک است، ولی شما دینی آورده اید که خدایش نیز خودتان هستید؟ بنابراین، بهتر است بپذیرید که دینی را از پیش خودتان و با هوا و هوس ساخته اید. لذا از این تناقض بزرگ و دروغ ساختگی جدا شوید !
7. با جدا کردن و تصرف در بخش هایی از خاک ایران، اتحاد جماهیر شوروی (سابق) را تشکیل دادند.

نقش دولت استعمارگر انگلیس در تاسیس بابیت

دولت بریتانیا در طرح های استعمارگرانه و پیگیری اهداف خود به قدری با استتار و حفاظت حرکت می کند که هرگز نقش خویش را علنی نمی کند، چون نقش ها و طرح های بعدی و دکترین آتیه را به مخاطره می اندازد. آنها هرگز پس از اتمام ماموریت اقدام به روکردن اهداف و نقشه های خود نمی کنند و راه های رفته خود را به دیگران نشان نمی دهند. این روش سیاست استعمارگر پیر است ؛ علاوه بر پنهان کاری های سیاست های بریتانیا، سیاست دیگری دارند و آن پایداری واستقامت در راه رسید ن به هدف است. آنان هرگزدر کاربردی کردن نقشه های خود و ثمردهی آن عجله ندارند، بلکه طرح هایی می ریزند و بذر هایی می کارند که تا فصل ثمردهی آن، سال ها با تأمل در انتظارند.در قضیه فرقه سازی ها دست مرموزی در کشور های اسلامی دارند و به این وسیله استقلال کشور های اسلامی را از بین برده اند و به آنها مسلط شده اند تا به غارت و استثمار منابع و ذخایر زیر زمینی و تخریب فرهنگشان بپردازند. وقتی به شبه قاره راه یافتند، در میان امت اسلام فرقۀ « قادیانیه » را به وجود آوردند. از همین روی، رهبر قادیانیه آشکارا از آنها تقدیر کرده و ملکه انگلستان را « ظل الله » دانسته است. دولت انگلیس و روس در استعمار کشور های اسلامی ظاهراً با هم رقیب بوده اند، اما چون اهداف مشترکی داشته اند واین اهداف را در جهان اسلام تعقیب کرده اند، در خفا از کارهای جاسوسی همدیگر با خبر بوده اند و کاملاً هم آهنگ عمل می کرده اند ؛ چنان که دالگورکی، سفیر و جاسوس روس در اعترافات خود چنین می نویسد :... هنگامی که کشتی های انگلیس جزیره خارک را اشغال کردند و باعث اختلافاتی در ایران شدند، روسیه هیچ مساعدتی از دولت ایران نکرد و دولت ایران با کمال یأس مجبور به ترک فتوحات شد و بدون گرفتن هیچ نتیجه ای ارتش خود را از سرزمین افغان عقب راند و در طی این مذاکرات بر من معلوم گشت که اکثر مسئولان ما رابطۀ سرّی با دولت انگلیس دارد... . و نیز معترف است که ما با بریتانیا در نابودی قائم مقام، یک دل بوده ایم، چون مصالح مشترک اقتضا می کرد که چنین سیاستی را در پیش گیریم. روس و انگلیس منافع مشترکی در ایران داشتند. از جمله آنها، مطامع ارضی و اقتصادی بود. همان طور که انگلیس در هند برای نیل به این مقصود پس از کمپانی تجارتی و حصول امتیازات اقتصادی، کم کم به بلعیدن و استثمار تمام آن کشور موفق گردید و از طریق افغانستان و مرزهای هند در ایران اهداف استعماری خود را دنبال نمود، این دو کشور استعمارگر می خواستند تمام جهان اسلام و کشورهای امپراتوری عثمانی را بین خود تقسیم کنند. آن دو به این هدف نیز دست یافتند. مدت ها کشور های خاور میانه، مستعمره این کشورها بودند و بعد ها نیز دولت بریتانیا در دولت های این کشورها مداخله می کردند؛اردن، عراق، مصر، سوریه، عربستان و...، تحت استعمار کشورهایی مثل انگلیس، فرانسه و روسیه بودند، چنان که اکنون نیز، ملک حسین، جانشین پادشاه فقید اردن کاملاً از سیاست های امریکا و انگلیس پیروی می کنند. و حتی مادرش نیز انگلیسی است. انگلیسی ها در سیاست خود اساسی کار کرده اند. دختر قدیم شاه اردن و حافظ اسد و... کرده اند تا برای آنها جانشینی انگلیسی به دنیا بیاورد. استعمار نو، از آن روی که دیگر زمان تهاجم نظامی و اشغال به سر آمده، چنین به استعمار می پردازد. در حادثه پیدایش باب ردّ پای دولت انگلیس آشکار نیست و کمتر می توان با استناد به مدارک این ادعا را ثابت کرد، اما با سابقه انگلیسی ها در تاریخ و خصوصاً تاریخ ایران، نمی توان به کلی نقش آنها را منتفی دانست. بر این اساس، قراین و شواهدی برای نویسنده پس از مطالعه و تامل به دست آمد که مداخله آنان را تایید می کند. چنان که پیش تر ذکر شد، آنها به سبب اهداف مشترک، همکاری نزدیک داشته اند و طرح های از پیش تهیه شده را با هم اجرا می کرده اند و در حفظ منافع هم دیگر کوشا بوده اند. برای روشن شدن این نکته، مطالبی درباره مداخله دولت استعماری انگلیس بیان می شود تا شاید بدین وسیله مطالب مستند به دست آید :
1. حمایت انگلیس از این فرقه پس از انشعاب، بهترین دلیل بر وجود دست های پنهان این استعمارگر در پیدایش بابیت است. انگلیس از بهاءالله و افرادی چون عباس افندی بعد از انشعاب حمایت سرسخت نمود تا جایی که آن شاخه از بابیت که یحیی رهبری آن را داشت، به طور کلی متروک شد و نهال اصلی مورد توجه قرار گرفت ؛ آن گاه که شاخه های آن در فلسطین، عراق و نقاط دیگر بارور گردید. از این روند روبه رشد چنین می توان نتیجه گرفت که اساساً انگلیسی ها این سناریوی از پیش تعیین شده را اداره می کرده اند. در این میان از دولت روس و عثمانی نیز به سود خود یا به سبب اهداف مشترک، استفاده ابزاری نموده اند، چون بر اساس اعتراف دالگورکی، سفیرروس در ایران، میرزا حسین علی بهاء و برادرش که بعد از باب این فرقه را به دو شعبه تقسیم کردند، با او مرتبط بوده اند و برای او جاسوسی می کردند. از همین روی بهاء توسط دولت استعماری انگلیس به طور کامل مورد حمایت واقع شد. لذا بعید نیست که در همان موقع برای انگلیسی ها جاسوسی کرده باشد. سفیر روس خود معترف است که سرجان ملکم، وزیر مختار انگلیس، تمام کارها و روابط و مسائل شخصی او را در زمانی که در ایران بوده، می دانسته است. در آن جا به یاد صحبت ها و نصیحت های « سرجان ملکم » وزیر مختار انگلیس افتادم که به من گفت : نتیجه کوشش و کارها ی خود را به زودی در کشور خود برعکس خواهی دید و در ایران باعث رقابت و دشمنی « کراف سیمونیچ » خواهد شد. روزی « سرجان ملکم » از من هنگام ملاقات با استادم سید محمد درخواست کرد تا فرزندم « علی کنیاز » را ببینم و با هم قلیان محبتی بکشیم. معلوم شد که جناب سفیر (سرجان ملکم) از تمام اوضاع سفارت روس باخبر است و حتی از کارهای شخصی و اوضاع داخلی من باخبر است.
2. علی محمد باب، چنان که پیش تر گفته شد، قبل از رفتن به عتبات بر بندر بوشهر به مدت پنج سال اقامت کرد و به تجارت مشغول بود. بعید نیست که او در این مدت با انگلیسی ها مرتبط بوده و دوره های لازم را آموزش دیده تا فرقه بابیت شکل بگیرد. باب پس از مراجعت از بندر برای زیارت به عتبات عازم شد و پس از حضور کوتاه مدت در مدرسه شیخیه و آشنایی با افکار آنها و مرگ فرد موسوم به رشتی که مورد توجه او بود، برای آغاز دعوت به طرف ایران آمد ؛ از بندر بوشهر وارد شیراز شد و در آن جا از ترس جان و سرزنش اهالی شیراز و علمای آن جا، در زیر چتر حمایتی روس ها و منوچهر خوان گرجی (تبعه روس) قرار گرفت. اگر به اتمام این قضایا را هم دیگر پیوند دهیم، دست مرموز انگلیس نیز آشکار خواهد شد ؛ آیا حضور علی محمد باب در بندر بوشهر تصادفی پیش آمده، یا بر اساس برنامه های از پیش تعیین شده و به نقشه انگلیسی ها بوده که با همکاری روس ها فرقه ای را در میان شیعه برای ایجاد تفرقه به وجود آورده اند تا بدین وسیله به آرزوهای اقتصادی و استعماری خود دست یابند. مطالبی که بعد از این می آید، قضیه را شفاف تر و چهره مرموز انگلیس را آشکار تر می کند.
3. عبدالحسین آواره در کتاب کواکب الدریة فی مآثر البهائیه می نویسد :
وقتی که سید باب در قریه « در جز » مازندران بود و مرزداران دولت روس برای عرض ارادت به حضور او شتافتند و برای نجات او از دست مأمورین ایرانی او را تحت حمایت قرار دادند و او از قبول رفتن به روسیه امتناع کرد و خبر در گذشت محمد شاه به آن جا رسید، دریا سالار روس از فوت او خوش حال شد. در این سفر سید بصیر هندی همراه باب بود.
4. بر اساس برخی از مدارک، اولین کسی که باب را دید و به او ایمان آورد، سید بصیر هندی از اتباع هندی وابسته به انگلیس بوده که از باب مراقبت می کرده است.
5. علی اصغر شمیم در کتاب ایران در دوره سلطنت قاجار چنین می نویسد :
پس از آن که باب به بوشهر برگشت، عمّال زیرک حکومت « هند انگلیس» باب را در ایران برای رسیدن به اهداف سیاسی خود علم کردند و در ایمان آوردن مردم ساده لوح به او کوشش نمودند و هواداران او را با پول هایی که از طرف عمال کمپانی هند بود، مورد حمایت قرار دادند. آنان با این پول ها عدۀ فراوانی را به دور باب گرد آوردند که با توجه به فقر اقتصادی این دوره، مردم با دیدن این پول ها مرید باب شدند. انگلیسی ها در پشت صحنه از او حمایت نمودند تا این که قضیه باب در تمام ایران منتشر شد و اکثر شهرهای ایران نا امن گشت ؛ شورش مردم زنجان به رهبری ملا محمد علی زنجانی از شمار درگیری هایی بود که دولت مرکزی را ناتوان ساخت.
6. بنابر اعتراف سفیر انگلیس درباره شورش بابیان زنجان به رهبری ملا محمد علی، مجتهد برجسته زنجان، نامه ای به وی فرستاد و از او خواست که با نفوذش در دولت ایران، حمایت دولت را از او در مقابل مخالفانش بطلبد.
آیا ارتباط زنجانی با سفارت انگلیس بدون سابقۀ قبلی تصور شدنی است؟ در صورتی که سفیر روس آگاه از این ارتباط، اظهار می کند که سفیر انگلیس از مداخله در این مورد امتناع می نماید :
... رهبر آنان محمد علی به سفیر ترکیه سمیع افندی و هم چنین به کلنل شیل (سفیر انگلیسی در ایران) راجعه و از او خواهش وساطت کرده است، لیک همکار انگلیسی من معتقد است که بعید به نظر می رسد که دولت ایران حاضربشود که دول خارجی در این مورد به کمک این فرقه وارد مذاکره شوند.
بنا بر این گزارش، شورش، کار انگلیس و روس بوده است. محمد علی زنجانی با دشوار شدن وضع و مداخله قوای دولتی به وحشت افتادو برای نجات خود دست به دامن آنها شد. از آن روی که این جنگ با مداخله انگلیس و روس به راه افتاد،آنان منافع خود را در خطر دیدند و از صلح و امنیت امتناع ورزیدند. هر چند با مداخله آنان دولت به صلح روی می آورد، تظاهر نمودند که دولت با دخالت ما حاضر به کنارگیری و صلح نخواهد شد. با این تحلیل به خوبی روشن است که آنها بیشتر به جنگ و اختلاف و خون ریزی و برادر کشی مایل بودند تا ایجاد صلح و آشتی. بنابراین، دست مرموز روس و انگلیس در پیدایش اساس بابیت و استمرار به شکل نو آن (بهائیت) کاملأ نمایان و قطعی است، چون وقایع بعدی این مداخله را بیش از پیش آشکار می کند.
7. بر اساس اسناد به دست آمده از سفیر انگلیس، وی وقایع و شورش بابیان و عقاید بابیت و سید علی محمد باب را با دقت به لندن گزارش داده، چنان که سفیر روس نیز گزارش هایی مربوط به باب و شورش های آن را به وزارت خارجه ارسال می کرده است. او چنین پیش بینی کرده بود که اگر باب اعدام شود، باب های دیگری در راه خواهند بود.
از گزارش های دقیق سفیر بریتانیا چنین بر می آید که او دقیق تر از سفیر روس بوده و قضایا را از نزدیک پی می گرفته و از جلسات محاکمات باب در تبریز نیز اخباری به مرکز اعلام می کرده است.
دولت انگلیس نیز هم چون دولت روس با اعدام باب مخالف بود. از گزارش سفیر انگلیس چنین بر می آید که دولت مطبوعش کاملاً با اعدام و نابودی بابیان زنجان و دیگر شهرها مخالف بوده و در این مورد به امیر کبیر نامه ای نوشته تا او را از اعدام چهارتن از بابیان زنجان منصرف کند. او کوشید تا در گزارش های خود اوضاع ایران را بسیار ناآرام و بابیت را در اوج گسترش بنماید. بزرگ نمایی این ماجرا و گزارش ترور شاه توسط بابیان نیز در بین گزارش های او به چشم می خورد.

اهداف انگلیس در دامن زدن و حمایت از بابیت

برخی از اهداف روسیه در واقع با انگلیس مشترک بود، اما در هر حال این دو قدرت استعماری به دلیل رقابت، برای دست یابی به منافع بیشتر و اهداف خاص خود، تلاش های جداگانه ای نیز انجام می دادند. لذا سیاست های استعماری خاص آنها برای رسیدن به هدف های ویژه شان در ایران اقتضا می کرد تا علاوه بر نکات اشتراک، به مسائل ویژه ی خود نیز توجه کنند. برای مثال، معروف است که انگلیسی ها در جریان مشروطه از مشروطه خواهی حمایت و پشتیبانی می کردند، اما دولت روس مخالف بود و از برگشت استبداد و برگشت محمدعلی شاه بسیار حمایت می کرد. وجه تفاوت اهداف و چهره ی استعماری و استکباری انگلیس با روس، وقتی روشن می شود که بابیت پس از پایه ریزی به صورت دیگر و به نام بهائیت استمرار می یابد که به طور علنی از حمایت های مالی انگلیس برخوردار می شود. انگلیس، مشروطه رامنحرف کرد و با ایجاد زمینه های کودتا و به دست گرفتن امور مجلس ایران، دولت قاجاری رامنقرض نمود و با انعقاد قرارداد 1919 ایران را به طور رسمی مستعمره ی خویش اعلام کرد و بخش هایی از کشور را به تصرف خود در آورد ؛ در جنوب کشور ایران و بنادر جنوبی و مناطق نفت خیز جنگ به راه انداخت و به استخراج و غارت نفت ایران پرداخت. از طرفی، انگلیس با اعمال نفوذ و منحرف کردن مشروطه، در به قدرت رسیدن خاندان پهلوی و به آشوب کشانیدن ایران نقش اول را ایفا کرد و با حمایت از چهره های بابی و بهائی منافع خویش را در ایران پی گرفت ؛ آنان رابه قدرت رساند و تا جایی از آنها حمایت کرد که قلب سرزمین اسلامی (فلسطین) پایگاه امنی برای آنها شود. عمال انگلیس درحمایت از چهره های این فرقه ی منحرف، آنها راتا رسیدن به مراکز حساس و تصمیم گیرنده قدرت برای حفظ منافع خویش در ایران حمایت کردند ؛ افرادی چون هویدا، منصور و دیگر چهره های سیاسی حامی بهائیان را در پست های کلیدی قرار دادند. تشکیل فراماسون نیز از فعالیت های انگلیسی ها برای جذب نخبگان و انحراف آنان بود تا در تمام کشورهای جهان اسلام افکار را استمثار کنند. بنابراین، انگلیس سابقه ای جز استعمار و استثمار و غارت ندارد محققان و پژوهندگان بزرگ ـ این حقیقت را اظهار نموده اند.

نتیجه

کشور بزرگ و اسلامی ایران از مناطق مهم استراتژیک جهان به شمار می رود. ذخایر ومنابع زیرزمینی، معادن بزرگ فلزات گران قیمت، آثار فرهنگی و تاریخی دیرین و تمدن درخشان واز سویی عقاید دینی و مذهبی ناب اسلامی در پرتو مکتب اهل بیت، این کار را برجسته نموده است. لذا دشمنان و استعمارگران از جهات بسیاری بدان توجه کرده اند و در طول تاریخ، اقوام و استعمارگران ضربه های سخت در ابعاد مختلف به آن زده اند. اختلافات قدرت، قومیت و عقاید در طول تاریخ، ایران را آسیب پذیر نموده و سیطره طولانی استبداد، سبب ناهنجاری های اجتماعی شده و اسباب حضور بیگانگان رافراهم آورده است. اندیشه امامت و مهدویت از مهم ترین عناصر پایداری و همبستگی ملت ایران به شمار می رود. دشمنان این عنصر امید بخش راشناخته اند و برای از میان برداشتن آن و رسیدن به اهداف اقتصادی و مادی خود، ترفندها وحیله های گوناگونی را پی گرفته اند. آنان از تما زمینه های اختلاف افکنی و فرقه سازی در جهان اسلام ؛ خصوصاً در ایران، حمایت پنهان و آشکار نموده اند تا بدین وسیله هم اصل امامت و ولایت را دچار خدشه سازند و هم مهدویت رااندیشه ای موهوم جلوه دهند. آناندر این راه از فرقه ها و افراد مدعی مهدویت، حمایت کردند،از جمله زمینه های پیدایش بابیت را به وجود آوردند و سید علی محمد باب را در دوره قاجار عَلَم نمودند. دولت استعماری روس از این فرد و فرقۀ نو تأ سیس، حمایت مادی، فکری، سیاسی کرد. دولت استبدادی نیز در این کار به وسیله عوامل خود راه آنان را هموار ساخت و دولت استعمارگر انگلیس نیز به صورت پنهانی و در استتار کامل از آن حمایت نمود وثمرۀ آن را (بهائیت) آشکار حمایت کرد. آنان در کشورهای اسلامی دیگر نیز همواره از این گونه فرقه ها حمایت نموده اند. از این رو، باید شیوه ای بر گرفت تا این گونه حوادث شوم تکرار نشوند. اکنون که در سایه نظام جمهوری اسلامی در استقلال کامل به سر می بریم، بایسته است:
آگاهی مردم را به دین اسلام و محتوای عالی آن با استفاده از ابزارهای مختلف، خصوصأ تبلیغ حضوری در تمام کشور حتی جهان اسلام بالا برد و مسلمانان را از تمام فتنه های گذشته و آینده آگاه ساخت و آنان را در مقابل افکار مشابه هشیار نمود؛
از آن جا که اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم در گرایش به انحرافات عقیدتی تأ ثیر می گذارد، باید با اشتغال و پدید آوردن زمینه های کسب در آمد مناسب برای همه مردم و توسعه عدالت اجتماعی، از پیدایش این گونه زمینه ها جلوگیری نمود؛
در شناساندن استعمارگران و ابعاد سلطه آنها باید کوشید؛
اندیشه ناب مهدویت را باید به درستی و به دور از خرافاتی نظیر دیدارهای رویایی با امام زمان (عج) به مردم بیان کرد و روحیۀ انتظار را در قالب های بسیار جذاب هنری، نظیر آن چه از شبکه دو در محرم 84 پخش شد، باید ارائه داد؛
مسئله امامت را آن گونه که شایسته مقام عصمت ائمه بوده، به دور از غلوَ و مسائل خرافی باید به مردم تبیین نمود؛
روحانیان حوزه های علمیه و مراکز علمی و پژوهشیِ متعهد، وظیفه دارند در تمام مساجد و مراکز علمی کشور، جهت اقامه نماز جماعت حضور یابند و به صورت یک پارچه هدایت و ارشاد نمایند؛
مراکزی مثل دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، باید بودجه های کلان را به جای این که در تهیه دائرة معارف های تکراری و پروزه های غیر ضروری صرف کنند، در راه تربیت مبلغ آگاه به زمان و زبان های بین المللی مصروف دارند و این وظیفه را که بودجه های کلان جهت اجرای آن از مراکز مالی مختلف دریافت می کند در راه حفظ عقاید مردم هزینه کند،به نیکی به جا آورد؛
نهادها و سازمان هایی نظیر دفتر و سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد اسلامی و صداو سیما باید به صورت یک پارچه و هم آهنگ در راه تعالی آگاهی مردم ایران و مسلمانان گام بر دارند و تمام نقاط ایران را تحت پوشش نهادینه و منسجم خود قرار دهند؛
جهت پایدار بودن هم بستگی و انسجام ملی در کشور از دامن زدن به اختلافات قومی و نژادی پرهیز نمایندو از پخش فیلم هایی که قومیت ها را علیه نظام تحریک می کند، جدأ ممانعت به عمل آورند؛
باید بر وحدت جهان اسلام تآ کید نمود و دانش مندان بزرگ را با هم مرتبط ساخت؛
پرهیز از افراط و تفریط در ارائه اندیشه امامت؛
باید با فرقه های انحرافی در کشور و سراسر جهان برخورد علمی کردو از تنشهای فیزیکی جز ناچاری و ضرورت پرهیز نمود؛
تمام علمای اسلامی باید در مقابل تهاجم فرهنگی غرب، نظیر اهانت به ساحت پیامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) و تخریب بارگاه ائمه در سامراء یک پارچه موضع بگیرند.

نویسنده: امير علي حسن لو
منبع: مشرق موعود ش 1

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما