یکی از مباحث اساسی در نظر فیلسوفان و متفکران ادیان و مکاتب، بحث درباره ی دولت جهان فردا است. نظرهای مختلفی در این رابطه وجود دارد. افرادی هم چون فوکویاما و برخی دیگر از اندیشمندان دنیای معاصر، لیبرال دموکراسی را دولت آخرالزمان معرفی می کنند و این فرضیه امروزه با توجه به فضای سیاسی حاکم بر جامعه ی جهانی طرفداران فراوانی دارد. صاحبان این دیدگاه به چالش با نظریه های دیگر روی آورده اند و به شیوه های مختلف سعی در اثبات دیدگاه خود دارند. در این میان طرف-داران تفکر سوسیالیستی، بر دولت سوسیال دموکراسی تأکید می کنند و برخی نیز به تبعیت از افکار مارکس و انگلس، پایان تاریخ را عصر بی دولتی می دانند. شیعه معتقد است دولت دینی مهدی (علیه السلام)، دولت پایان تاریخ و دولتی جهانی است، نه ملی و منطقه ای، بنابراین فرضیه فقدان دولت در پایان تاریخ را به شدّت نفی می کند.
دولت مهدی (علیه السلام)، آخرین دولت: طبق آموزه های مکتب شیعه، همان گونه که انقلاب جهانی مهدی (علیه السلام)، آخرین انقلاب در جهان به شمار می رود، دولت مهدی (علیه السلام) که همان ناب اسلام محمّدی (علیه السلام) است، آخرین دولت در جهان و تاریخ می باشد. دولتی که تا قیامت به دست جانشینان آن حضرت تداوم یافته، دولت دیگری بعد از آن و یا به موازات آن نخواهد بود. با پیروزی انقلاب جهانی مهدی (علیه السلام)، همه ی دولت های باطل در سراسر زمین از بین خواهند رفت. امام باقر (علیه السلام) (ابوجعفر) در رابطه با این سخن خداوند که می فرمایند: و قل جاء الحقّ و زهق الباطل (اسراء: 81)، فرمود: اذا قام القائم ذهب دولة الباطل. هنگامی که حضرت قائم (علیه السلام) قیام کند، دولت باطل نابود می شود.1 دولت آن حضرت آخرین، بهترین و عالی ترین نمونه ی دولت در تاریخ است؛ دولت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دولت متقین است. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرمایند: دَولَتُهُ آخِرُ الدُّوَل و خَیرُ الدُّوَل، تَعقُبُ جمیع المُلوکِ بحَیثُ لَم یَبقَ اَهلُ بَیتٍ لهم دولةٌ اِلّا مَلَکوا قَبلَهُ، لئَلاّ یقولوا اذا رَاَوا سیَرَتَهُ؛ اذا مَلَکنا سِرنا بِسیرةِ هؤلاء و هو قَولُ الله عزّوجَلَّ؛ والعاقِبَةُ لِلمُتَّقینِ.2 دولت او آخرین و بهترین دولت هاست که پس از پایان همه ی دولت ها می آید. هیچ خاندانی نیست که حکومتی برای او مُقّدر باشد، جز این که پیش از او به حکومت می رسد، تا هنگامی که ما به قدرت رسیدیم، کسی نگوید اگر ما نیز به قدرت می رسیدیم، این چنین رفتار می کردیم و این است معنای کلام خدا که فرمود: عاقبت از آنِ پرهیزگاران است. در روایت دیگری نیز از امام صادق (علیه السلام) مضمون حدیث مذکور بیان شده است: ما یَکونُ هذاالاَمر، یعنی دولة المهدی، حتی لا یبقی صنف من النّاس الاّ و قد ولوا من النّاس، یعنی باشروا الحکم فیهم حتی لا یقول قائلٌ؛ اِنّا لو ولینا لَعَدِلنا. ثم یقوم القائم بالحقّ و العدل.3 آری حکومت مهدی (علیه السلام)، آخرین حکومت در سطح جهانی است، پس از آن هیچ دولت و حکومتی نخواهد بود و پایان حکومتش قرین رستاخیز (قیامت) است. پیامبر گرامی اسلام فرمود: هذه الاُمّةُ مرحومةٌ فمنها نَبیُّها و منها مَهَدیُّها، بنا فتح و بنا یختم… و لنا مُلکٌ مُؤَجَّلٌ و لیس بَعدُ مُلکٌ… این امت مورد رحمت الهی است. پیامبرش از خود او و مهدی اش نیز از خود اوست. این امر به وسیله ی ما آغاز شده و به وسیله ی ما پایان می پذیرد… و برای ما دولتی است که در آینده مقدّر است و پس از دولت ما دیگر دولتی نخواهد بود؛ زیرا ما اهل عاقبت هستیم و عاقبت از آن پرهیزگاران است.4 امام باقر (علیه السلام) نیز هنگامی که هشام ابن عبدالملک و اطرافیانش، در مجلس خود، امام را سرزنش کردند بر دولت پایدار شیعه در پایان تاریخ تأکید فرمود: ایها النّاس، این تذهبون، فان یکن لکم مُلکٌ مُعَجَّلٌ فانَّ لنا مُلکاً مُؤّجّلاً و لیس بَعدُ مُلکِنا مُلکٌ.5 ای مردم، کجا می روید، اگر شما دولت زودگذر دارید، دولت پایدار از آن ماست و پس از دولت ما دولتی نخواهد بود. امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: لیس بَعدَ دولة القائم (علیه السلام) لِاَحَدٍ دولةٌ. بعد از دولت قائم (علیه السلام)، برای احدی دولتی مقدر نشده است.6 آن حضرت در حدیث دیگری، پایان دولت مهدی (علیه السلام) را نزدیک قیامت با فاصله ی چهل روز اعلام می کند.7 اِنتَهاءُ مُلکِهِ من اَشراطِ الساعَةِ.8 همه ی این احادیث، اثبات کننده ی این مطلب است که دولت پایان تاریخ، دولت عدل مهدوی است و خط بطلان بر همه ی نظریه هایی می کشد که دولتی غیرالهی را به عنوان بهترین و عالی ترین شکل حکومت بشری، در آخرالزمان معرفی می کنند. ویژگی مهم این دولت، جهانی (global) بودن آن است. تشکیل یک حکومت جهانی، اگر در گذشته دور از ذهن می نمود، امروزه به دلیل وجود زمینه های نظری و عملی آن در جهان، معقول و منطقی و خواست بسیاری از مردم جهان است. علاوه بر دیدگاه های نظری بشر در سطح عملی، گام های مهمی در این زمینه برداشته است. تأسیس سازمان ملل متحد، شورای امنیّت، پلیس بین الملل، دادگاه جهانی لاهه، بانک جهانی و سایر سازمان های بین المللی، نمونه ای از اقدامات است، که انسان ها در انتظار اجرای بنیادی ترین خواست فطری خود یعنی عدالت از سوی آن ها هستند. البته این سازمان ها به دلیل حاکمیت نفسانیات، تاکنون نتوانسته اند تشنگی مردم جهان جهت اجرای عدالت را فرو بنشانند و چه بسا مهدی (علیه السلام)، با اصلاح سازمان های مذکور و نصب انسان های صالح و متقی، عدالت را در جهان گسترش داده، حکومت واحد جهانی خود را استوار سازد. طبیعی است که حکومت جهانی واحد نیازمند رهبری معصوم، دانا و لایق است تا همه ی بشر رهبری او را بپذیرند، هم چنین وجود قانون اساسی جهانی براساس ®کتاب جدید¯ی که مورد قبول همه ی جهانیان باشد، ضروری است. از نظر شیعه، امام حجة ابن الحسن عسکری همان رهبر معصوم و مورد قبول همه ی جهانیان است که با تفسیر و تأویل حقیقی قرآن، نظام قانون گذاری و قضایی عدالت را به همه جهانیان ارایه خواهد کرد و با اجرای قوانین عدل، جهان عدل به ثمر خواهد نشست. واپسین انسان در تاریخ، مهمّ ترین ویژگی اش عدالت خواهی است. آخرین انسان، انسان عادل است، که اشکال ظلم و جور در همه ی ابعاد، در سطح فردی و اجتماعی را نفی خواهد کرد. انسان عادل، حقوقِ همه افرا را برابر به رسمیّت شناخته، برای او رنگ و قوم و نژاد و جنسیت عامل تبعیض نیست. انسان پایان تاریخ، انسان خداپرست و عبدصالح الهی است. او با توجّه به عقل شکوفا و علم و دانش بسیار بالا نسبت به انسان های ماقبل آخرالزمان یک انسان کامل است.
نوع دولت یا نظام سیاسی: دولت ها از نظر شکل و محتوا انواعی دارند: نظام سلطنتی (مطلقه یا مشروطه)، جمهوری دموکراتیک، سوسیالیستی، اسلامی و مانند آن. دولت مهدی (علیه السلام) از کدام نوع است؟ آیا مشابه رژیم های سیاسی مذکور است و یا اساساً متفاوت ازآن هاست؟ ویژگی های این نظام، آن چنان که از روایات بر می آید به قرار زیر است: 1- در رأس دولت، امام معصوم قرارداد که انتخاب مردم نیست، امّا مشارکت سیاسی در آن فراگیر از طریق بیعت عمومی با امام وجود دارد؛ 2- مأموریت یا وظیفه ی اصلی این دولت برقراری عدل در جهان است؛ 3- دولت مذکور، اسلام را با تمام جزییاتش به اجرا درخواهد آورد؛ 4- کارگزاران این دولت را افراد مؤمنِ صالح تشکیل می دهند، که منصوب از طرف امام زمان (علیه السلام) هستند و نه منتخب مردم؛ 5- دولت مذکور یک دولت جهانی است و نه ملی یا منطقه ای، نژادی یا قومی. بدین ترتیب، دولت پایان تاریخ از نظر شکل مشابه ی هیچ یک از نظام های سیاسی موجود نیست ولی از نظر محتوا، حکومتی دینی یعنی اسلامی است. نظام سیاسی آخرالزمان، ®دولت امامت¯ است که ما از آن به ®نظام یا دولت امامی¯ تعبیر می کنیم. عنوان دیگر آن، ®دولت عدل¯ و ®دولت حق¯ است. و چون سلطنتی، مطلقه یا مشروطه و جمهوری، یا دموکراسی نیست، این نظام را ®تئوکراسی مهدوی¯ نیز می توان نامید. تئوکراسی است چون: حاکمیّت اصلی و مرجع اقتدار در این نظام خداوند است. امامت است، چون عالی ترین تصمیم گیرنده در آن یعنی رهبری از سوی خداوند منصوب شده است. دولت عدل است، چون بنیادی ترین وظیفه ی آن پر کردن زمین از عدل و قسط، پس از حاکمیت فراگیر ظلم و جور است. دولت حق است چون، با ظهور آن همه ی دولت های باطل نابود می شوند و دولت عشق است چون، مردم به آن حضرت عشق می ورزند و اهل زمین و آسمان و پرندگان نیز او را دوست دارند. در حکومت مذکور، استبداد فردی یا حاکمیّت گروهی جایی ندارد و انتخاب مردمی، مؤسس نظام نیست، گرچه در فعلیت بخشی و پذیرش آن نقش دارد. اساس نظام امامت، این واقعیّت و حقیقت است که مالک، حاکم و صاحب اختیار همه، خداست؛ حکومت مختص اوست، قانون و شریعت و برنامه ی دولت، از جانب او باید تعیین شود. هیچ کس بدون اذن او حق حکومت ندارد و حتی در وجود خود نیز در حد اذن او اختیار و حق مداخله دارد. این نظام، نظام سلطه، توسعه طلبی، جاه طلبی و تأمین منافع یک فرد یک حزب با یک ملّت و تصرف بازارهای دیگران نیست. فایده و فلسفه ای که در این نظام از حکومت منظور است، اقامه ی دین، اجرای برنامه های اسلام، عدالت، امر به معروف و نهی از منکر، ترقی و رشد فکری، تهذیب نفوس، تکمیل افراد در معارف، علم، عمل و عمران زمین، تأمین رفاه و آسایش تمام بندگان خدا و متّحد کردن مردم است.9 در این نظام بالاترین مرجع سیاسی، همان عالی ترین مرجع دینی است، قانون دستور شرع است و ساختار دولت بر اساس امام –امت واحده ی جهانی استوار گردیده که در رأس آن امام زمان (علیه السلام) و در مراحل بعدی اصحاب خاص آن حضرت، مؤمنان، صالحان مستضعف و مردم قرار دارند. حکومت در این نظام جنبه ی قدسی دارد و مخالفت با آن علاوه بر مجازات های دنیوی، عقاب اخروی داشته، اطاعت نیز علاوه بر پاداش دنیوی، پاداش اخروی دارد. رییس دولت به دلیل ولایت شرعی از اختیارات مطلقه در چارچوب شرع برخوردار است. هر نوع جدایی بین دین و سیاست در آن مردود است. در این نظام مرجع اقتدار، دوگانه نیست، به دان معنا که عده ای سیاست مدار به امور دنیوی بپردازند و عده ای روحانی به امور اخروی توجه داشته باشند. بنابراین هر نوع تفکر سکولار و یالاییک مطرود است. همان گونه که قبلاً نیز یادآور شدیم، عدالت عالی ترین هدف این نظام سیاسی است که در حدیث مشهور و متواتر از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها تکرار شده است. دولت در این نظام علاوه بر امنیّت فیزیکی، امنیّت روانی و عاطفی جامعه و افراد را تأمین می کند. از نظر فرهنگی، دولت امامت، مروّج نظام تک فرهنگی (monocultural) در جهان است و تنها فرهنگ اسلام، یعنی اساس همه فرهنگ های اصیل دینی ترویج خواهد شد. با توجّه به این که خداوند اراده کرده است تا دین حق یعنی اسلام را بر همه ی ادیان پیروز گرداند (توبه: 33 فتح: 28، صف: 9)، نظام امامی در خدمت چنین فرهنگی است. از نظر اجتماعی نیز، نظام سیاسی مهدوی، در پی ایجاد وحدت اجتماعی در سراسر جهان است. روشن است به دلیل وحدت فرهنگی حاکم بر جهان، با توجه به توسعه ی محیرالعقول وسایل ارتباط جمعی و رشد و توسعه اقتصادی، هر نوع اختلاف و شکاف اجتماعی توسط این نظام از بین می رود و وحدت اجتماعی در کل گیتی استقرار خواهد یافت. در بعد علمی، به دلیل هماهنگی عقل و وحی (هادی درونی راهنمای بیرونی)، وحی الهی، عقل بشری را شکوفا و زیربنای علم در جهان را دگرگون خواهد کرد. علم به کمال خود می رسد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: علم 27 حرف است، تمام آن چه پیامبران تا امروزآورده اند فقط دو حرف از علم است. هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست وپنج حرف باقیمانده را خارج ساخته در میان مردم می پراکند.10 امام باقر (علیه السلام) نیز می فرمود: زن در خانه اش براساس کتاب خدای تعالی و سنّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سَلَم) قضاوت می کند.11 پیشرفت علم در این نظام تا به آن جاست که مؤمن از علم برادر مؤمنش بی نیاز می شود.12 بنابراین، نظام امامی پایان تاریخ، یک نظام عقلانی است و عقل در آن هم چون علم به کمال می رسد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رئوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم.13 هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگانش می گذارد و بدان وسیله عقل های آنها را جمع و افکار ایشان را کامل می کند. در بعد اقتصادی نظام امامی دولت رفاه و آسایش، دولت کرامت و برکت است. دولتی که در آن فقر و بینوایی وجود نداشته، مستحق صدقه یافت نمی شود و آن چنان شکوفایی اقتصادی و همه جانبه وجود دارد که مردگان آرزو می کنند دوباره به دنیا برگردند.14 به هر روی در دولت امام زمان (علیه السلام)، شکاف طبقاتی، دو قطبی شدن جامعه، تقسیم جهان به شمال و جنوب، فقیر و غنی و جهان اول و دوم و سوم و چهارم وجود ندارد. ضربات زیست محیطی که بشر در ادوار گذشته بر پیکر طبیعت وارد کرده است و فسادی که در برّ و بحر15 در پی اعمال دولت های ظالم در گذشته ایجاد شده است، همه و همه از بین رفته، زمین حیات مجدد یافته، از نو زنده می شود و همه ی گنج ها و نعمات خود را برای بشر عرضه می دارد. از آن جا که این دولت، دولت متقین است و امّت این دولت، اهل ایمان و تقوایند، برکات از آسمان و زمین بر آن ها گشوده می شود: و لو اَنَّ اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الارض. رهبر این نظام از لحاظ سیره ی شخصی، هم چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) عمل می کند. یعنی هم چون مردم عادی زندگی می کند، مثل آنان راه می رود و رفتار می کند. مانند آنان لباس می پوشد، بر مرکبی که آنان سوار می شوند، او نیز سوار می شود و به کم قانع است و در سختی ها با مردم شریک است.16 نظام امامت مهدوی، یک رژیم جدید است. چون آن حضرت با کتاب جدید، امر جدید، سلطان جدید و قضاء جدید می آید. دولت هایی که امروزه دولت مدرن نام گرفته اند و یا در آینده نام خواهند گرفت، در مقایسه با نظام مهدوی، قدیمی اند. دولت امامت، دولت شایستگان است، در رژیم امامی، اصل شایسته سالاری (miritocray) به نحو احسن به اجرا درمی آید و در آن خویشاوندگرایی، باندگرایی، حزب گرایی و مانند آن راهی ندارد. زمین به دستور خداوند ارث صالحان است.17 نظام پایان تاریخ، به هیچ روی، مشابه ی نظام های سرمایه-داری و سوسیالیستی نیست. البته در این نظام دست آوردهای تمدنی بشر که در راستای ایجاد اصلاح و رشد و توسعه ی صحیح جامعه لازم است، تأیید و گسترش می یابد، امّا آن چه که در خدمت ظلم و فساد قرار گیرد از بین خواهد رفت. دولت امامت، دولتی تک ساحتی مبتنی بر مادیت نیست، بلکه امور مادی و معنوی در کنار هم مورد توجه دولت مردان است. قانون اساسی این دولت، قانون اساسی عدالت است و همه ی اشکال نژاد پرستی، ملی گرایی و منطقه گرایی را نفی می کند. در این دولت، معیار برتری افراد در ایمان و تقوی18، علم و دانش19 و جهاد فی سبیل الله20 است. استبداد اکثریت وجود ندارد و منافع اقلیت به دلیل حاکمیت اکثریت پایمال نمی شود. در دولت عدالت هیچ گونه ظلمی نسبت به شخصی، گروه یا ملّتی راه ندارد. در نظام امامت مهدوی، هر نوع گرایش قومی است. نباید تصور کرد چون امام زمان (علیه السلام) از قوم عرب است، عرب ها بر سایر اقوام برتری داده می شوند. روایات شیعه به شدّت این را نفی می کند. برخورد او با اعراب که در مقابل حکومتش می ایستند، بسیار شدید و خونین است، در روایات می خوانیم: عن ابی بصیر، قال: قال ابوجعفر (علیه السلام): یقوم القائم بامر جدیدٍ و… علی العرب شدیدٌ، لیس شأنه الاّ السیف… و لا یأخذهُ فی الله لومة لائم. ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: قائم (علیه السلام) با امر جدیدی قیام می کند… نسبت به عرب با شدّت برخورد می کند و شأن او جز شمشیر نیست… و در راه خدا از سرزنشِ، سرزشن گری باک ندارد.21 در حدیث دیگری نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هنگامی که قائم (علیه-السلام) خروج کند، بین او و عرب و قریش جز شمشیر نخواهد بود… .22 خلاصه ی سخن این است که دولت امامت، دولت حق و عدل است، در این دولت رهبری و ارکان نظام یعنی قوای مقننه، مجریه و قضاییه، قانون عدل، اجرای عدل و قضاوت عدل را اساس کار خود قرار داده اند.
ویژگی وزرا و حاکمان: با مطالعه روایات، چهار ویژگی زیر برای حاکمان و وزرأ منصوب در دولت جهانی آخرالزمان آشکار می شود: 1. وزرای دولت، عجم هستند و نه عرب. 2. به زبان عربی سخن می گویند. 3. از لحاظ ایمانی، خالص ترین افراد هستند؛ 4. از لحاظ شایستگی، فاضل ترین و متخصص ترین افراد هستند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وزراء المهدی من الاَعاجِم، ما فیهم عَرَبیٌّ. یتکلمون العربیّه و هم اخلص الوزراء و افضل الوزراء.23 در کنار انتصاب وزیران کابینه ی دولت، حضرت مهدی (علیه السلام) اصحاب خود را به عنوان حکام به شهرهاو کشورهای مختلف می فرستد و به آنان سه مأموریت اساسی زیر را ابلاغ می کند: 1- اجرای عدالت در بین مردم؛ 2- احسان و نیکی به مردم؛ 3- عمران و آبادانی در شهرها و بلاد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: یُفَرِّقُ المَهدِِیُّ اَصحابَهُ فی جمیع البُلدانَ و یَأمُرُهُم بالعدلِ و الاحسانِ و یَجعَلُهُم حُکّامَاً فی الاقالیمِ وَ یأمُرُهُم بِعُمرانِ المُدُنِ. مهدی (علیه السلام)، یارانش را در همه ی سرزمین-ها پراکنده می کند و به آن ها دستور می دهد تا عدل و احسان را شیوه ی خود سازند و آن ها را فرمان روایان کشورهای جهان قرار داده، به آنان فرمان می دهد که شهرها را آباد سازند.24 آن حضرت باز می فرماید: یَبعَثُ اِلی اُمَرائِهِ بِسائِرِ الاَمصارِ بالعدل بین النّاس. والیان خود را به شهرها می فرستد و دستور می دهد که عدالت را در میان مردم اجرا کنند.25 در روایات دیگری به نحوه ی اخذ دستور العمل ها و فرامین حکومتی توسط حاکمان دولت پایان تاریخ، از رییس حکومت اشاره شده است. امام باقر (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: هنگامی که قائم (علیه السلام) قیام کند، برای هر کشوری از کشورهای جهان فرمان روایی برمی گزیند و به او می گوید: دستورالعمل تو در کف دست تو می باشد. هرگاه حادثه ای بر تو روی می دهد که حکم آن را بلد نباشی و طرز داوری در آن را ندانی، به کف دستت نگاه کن، هرچه در آن منعکس است بر آن عمل کن.26 بنابراین سیستم حکومتی در دولت پایان تاریخ، بسیط27 است و از مرکزیت واحد، دولت جهانی اداره می شود، حاکمان از آن جا به کشورها گسیل می شوند. در عین حال دارای واحدهای سیاسی مشخص و مجزا است. این واحدها هرکدام دارای حاکمی خاص است. شاید بتوان گفت دولت پایان تاریخ علاوه بر مرکزیت حکومت که منطقه ی عراق و خاورمیانه به پایتختی کوفه یا نجف است، دارای 313 واحد سیاسی مجزا یا کشور خواهد بود. توضیح این که در حدیث امام صادق (علیه السلام) که از پراکنده کردن اصحاب سخن می گوید، اشاره می-شود که آنان را به عنوان حاکمان در اقالیم قرار می دهد و در حدیث امام باقر (علیه السلام) آمده است که برای هر کشوری از کشورهای جهان فرامان روایی برمی گزیند. هم چنین نحوه اخذ دستورالعمل از حکومت مرکزی حکایت از پیشرفت فوق العاده ی وسایل ارتباط دارد. گرچه امروزه اختراع وسایل پیشرفته ارتباطی نظیر تلفن های همراه و مانند آن ها درک مسأله را آسان کرده است، امّا این که چگونه می توان با نگاه کردن به کف دست دستورالعمل را در کمترین مدّت زمانی دریافت داشت، باید منتظر آینده بود. شایان ذکر است که بنابر سخن امام صادق (علیه السلام)، سیاست امام زمان (علیه السلام) نسبت به وزرا، حاکمان و کارگزاران حکومتی، سخت گیری است: شدیدٌ علی العُمّالِ28
مرکز حکومت جهانی عدالت: مرکز حکومت جهانی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، طبق روایات، کوفه است. آن حضرت هم چون جدّش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام)، اداره ی امور جهانی را از مسجد اعظم شهر رهبری می کند و محل سکونت آن حضرت نیز در همین شهر خواهد بود. روزی از روزها، امام صادق (علیه السلام)، در نقطه ای پشت کوفه دو رکعت نماز گزارد و به یار با وفایش ابان بن تغلب فرمود: (هذا) مَوضِعُ مَنزِلِ القائم (علیه السلام)29؛ این جا مکان، خانه ی قائم (علیه السلام) است. و باز فرمود: دارُ مُلکِهِ الکوفَةُ و مَجلِسُ حُکمِهِ جامِعُها و بَیتُ سَکَنِهِ و بِیتُ مالِهِ و مَقسَمُ غنائِم المُسلمین، مسجدُ السهلةِ و مَوضِعُ خَلَواتِهِ؛ الذَّکواتُ البِیضُ مِنَ الغَریَّینِ30 مرکز حکومت او کوفه است و مرکز حکم و قضاوت او مسجد اعظم کوفه است. محل زندگی و مرکز بیت المال و محل تقسیم غنایم جنگی مسجد سهله است و محل خلوت او، تپّه های سفید و نورانی نجف اشرف. در حدیث دیگری باز امام صادق (علیه السلام) می فرماید: گویی قائم (علیه السلام) را با چشم خود می بینم که با اهل و عیالش در مسجد سهله فرود می آید. آن جا منزل حضرت ادریس (علیه السلام) است. آن جا منزل حضرت ابراهیم خلیل الرحمان است. خداوند هیچ پیامبری نفرستاده جز این که در مسجد سهله نماز گزارده است. آن جا منزل حضرت خضر (علیه السلام) است. کسی که در آن جا اقامت کند همانند کسی است که در خیمه ی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله سلم) اقامت کند. هیچ مرد و زن مؤمن یافت نمی شود جز این که دلش به سوی آن مسجد کشیده می شود. در هر شب و روز فرشتگان به سوی این مسجد می شتابند و در آن جا به پرستش حق تعالی می پردازند.31 در روایات هم چنین از عمران با شکوه کوفه در دولت حق و بالا رفتن ارزش زمین در آن سخن رفته است به گونه ای که یک وجب زمین آن معادل یک وجب شمش طلا می رسد و سفارش شده است هرکسی که در کوفه خانه یا ملکی دارد، شدیداً مواظب باشد که آن را از دست ندهد. هم چنین در آن دوره، کوفه و نجف به هم دیگر متصل خواهند بود و امام زمان (علیه السلام) مسجد بسیار بزرگی در آن بنا می نهد که به روایتی 500 درب و روایتی دیگر هزار باب خواهد داشت.32
قلمرو حکومت جهانی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): جهانی بودن حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) بدین مفهوم نیست که امام (علیه السلام)، تنها بخش مهمّی از جهان را در اختیار خواهد داشت، بلکه قلمرو حکومت ایشان تمامی عالم خواهد بود. براساس روایات، قلمرو حکومت آن حضرت از مکّه، مدینه، کوفه و نجف شروع می شود و تمام جهان را فرا می گیرد. اخباری که اعلام می دارد اسلام به دست آن حضرت جهان گیر خواهد شد و روایاتی که از پر کردن جهان از عدل و قسط حکایت دارد و یا این که قلمرو حکومت آن حضرت به حکومت ذو القرنین تشبیه شده است، همه حاکی از آن است که قلمرو حکومت آن حضرت شرق و غرب عالم است. طبق روایات نام برخی سرزمین ها که آن حضرت آن ها را فتح می کند، عبارتند از: روم، چین، ترک، دیلم، سند، هند، کابل شاه، خزر و … این اخبار متواتر و قطعی الصدورند. هم چنین قلمرو حکومت ایشان شامل جنیّان نیز می شود.33 در حکومت آن حضرت قریه ای نمی ماند مگر آن که در آن ندای لااله الاّ الله بلند می شود. دوگانگی ها از جهت اختلاف نظامات، حکومت ها و رژیم ها به اسم نژاد، وطن و مانند آن ملغی شده، مرزهای ایجاد شده بین ملّت ها و دولت ها برداشته می شود. ابن بُکیر از ابوالحسن (امام موسی بن جعفر (علیه-السلام)) درمورد آیه ®و له اسلم من فی السّموات و الارض طوعاً و کرهاً¯ (آل عمران: 83) پرسید. حضرت، آن را به دوره ی امام زمان (علیه السلام) نسبت داد؛ به این معنی که قلمرو حکومت او همه ی عالم را فرا می گیرد.34 امام صادق (علیه السلام) نیز درمورد آیه یاد شده، همین تعبیر را دارد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیز در تفسیر آیه ®هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الّذین کله (توبه: 33 وصف: 9)، همین معنا یعنی فراگیری قلمرو حکومت آن حضرت را بیان می کند.35 رسول اکرم (ص) نیز فرمود: لیدخلنَّ هذا الدین علی ما دخل علیه اللیلُ.36 این دین، حتماً بر هر آن چه (و هر آن جا) که شب آن را فرا می-گیرد، مسلط می شود. این حدیث نشان گر فراگیری اسلام، گسترش قلمرو حکومت امام زمان (علیه السلام) و فراگیری عدل مهدوی هم چون خورشید تابناک آسمان امامت بر سراسر جهان تاریک و ظلمانی است. ابوجعفر (امام باقر (علیه السلام))، نیر در رابطه با آیه ی ®الّذین اِن مَکَنّاهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة و امرو بالمعروف و نهوا عن المنکر ولله عاقبة الامور¯ (حج: 41) فرمود: هذه لآل محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم): المهدی و اصحابه یملکهم الله مشارق الارض و مغاربها.37 این آیه درباره ی آل محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ مهدی و اصحابش. خداوند مشرق های زمین و مغرب های آن را در قلمرو مهدی (علیه -السلام) و اصحابش قرار می دهد. در حدیث دیگری امام صادق (علیه السلام) درباره ی آیه ی ®قل یوم الفتح لا ینفع الّذین کفروا ایمانهم و لا هم ینظرون (سجده: 29) فرمود: یوم الفتح، یوم تفتح الدنیا علی القائم (علیه السلام) … . روز پیروزی (فتح) روزی است که کل دنیا برای حضرت مهدی (علیه السلام) فتح می شود.38
مدّت حکومت حضرت مهدی (علیه السلام): روایات صراحت دارند که دولت آخرین دولت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جهان است و نقطه ی آغاز قیام، منطقه ی انقلاب، هم چنین مرکز حکومت جهانی و قلمرو آن را به روشنی مشخص کرده اند. امّا، در رابطه با مدّت حکومت آن حضرت اختلاف بسیار است. مدّت حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) از هفت، هشت سال، هفت سال معادل 70 سال امروزی تا هفده سال، نوزده سال و چند ماه، سی و نه سال، چهل سال، هفتاد سال تا 309 سال برابر با مدّت زمان توقف اصحاب کهف در غار، ذکر شده است. برخی از روایات نیز مدّت آن را تا قیامت امتداد می دهد و به صراحت بیان می دارد که پس از پیروزی آن حضرت، دولت دیگری در جهان نخواهد بود.39 گفتنی است که در برخی از روایات، سال ها، ده برابر در نظر گرفته شده است؛ یعنی به دلیل کند شدن حرکت فلک، هر سال معادل 10 سال فعلی می شود. هم چنین در برخی از روایات به روزهای طولانی رستاخیز که قرآن هر روز آن را معادل 000/50 سال از سال های دنیا دانسته، استشهاد شده است.40 در حدیثی از قول رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است¯ یعیش فیهم سبع سنین او ثمانیاً او تسعاً، یتمَنّی الاحیاءُ الامواتَ لِیَروا العدلَ و الطمأنینةَ.41 هفت، هشت یا نه سال در میان آن ها زندگی می کند. زنده ها آرزو می کنند که ای کاش نیاکانشان زنده بودند و آن عدالت و آرامش را می دیدند. به منظور جلوگیری از طولانی شدن بحث همه ی روایات را نقل نمی کنیم. در کنار روایت مذکور، روایت زیر مدّت حکومت آن حضرت را تا قیامت می داند. مفضّل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) در این باره می پرسد: مولایم مدّت حکومت آن حضرت چقدر است. امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به آیات 105 تا 108 (فمنهم شَقیٌ و سعیدٌ… عطاءً غیر مجذوذ) اشاره نموده، می فرماید: و المجذوذ المقطوع اَی عطاءً غیرمقطوعٍ عنهم، بل هو دائمٌ ابداً و ملک لا ینفد و حکمٌ لا ینقطع و امرٌ یبطلُ الاّ باختیارالله و مشیته و ارادَتِهِ، التی لا یَعلَمُها الاّ هو؛ ثُمَّ القیامَةُ و ما وَصَفهُ اللهُ عزّوجَلّ فی کتابِهِ.42 معنای مجذوذ در آیه مقطوع است، یعنی بخشش بدون قطع، بلکه دائمی است و حاکمیّت آن حضرت فناناپذیر است و حکومت او قطع نمی شود و فرمان او باطل نمی شود، مگر آن چه خداوند بر اساس خواست و اراده اش اختیار کند و آن را هم جز خدا نمی داند، پس از آن قیامت می آید و آن چه خداوند در قرآن در وصف قیامت گفته است. در حدیثی قدسی نیز رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از قول خداوند نقل می کند: وَ لَأُ داوِلَنَّ الایام بین اولیائی الی یوم القیامة43 هر آینه ایام [حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)] را بین اولیاء خودم تا روز قیامت تداوم خواهم بخشید. بدین ترتیب پذیرش مدّت زمان کوتاه 7 یا 8 سال برای حکومت آن حضرت با توجه به مقدّمه ی طولانی انتظار، بسیار مشکل است. امّا عقل، طولانی بودن مدّت حکومت را به خوبی می پذیرد. بنابراین یا می-بایست در صحت برخی از روایات شک کرد و یا این که توجیه عقلانی لازمی برای آن ارایه نمود. در این میان می بایست بین دو نکته تأمّل کرد: یکی مدّت عمر آن حضرت در دنیا پس از ظهور و دیگری ادامه ی دولتِ آن حضرت به وسیله ی دیگران. شهید صدر ثانی در کتاب ®تاریخ ما بعدالظهور¯ می گوید اکثر اخباری که بر طولانی بودن دلالت دارند، مربوط به حکومت آن حضرت هستند و نه عمر ایشان. البتّه برخی از اخبار از غیر معصوم نقل شده، برخی نیز خبر واحدی است که قرینه ی مؤیّد ندارد، از جمله 309 سال. با این همه مدّت هفت سال در برخی روایات تکرار شده و مشهور است، امّا به حد تواتر نمی رسد. برخی نیز همه ی روایات را قبول کرده به جمع قایل شده اند، به این معنی که زمان های متعدد ذکر شده، حاکی از مراحل متعدد زندگی و حکومت آن حضرت بعد از ظهور است.44 بر این اساس یا باید گفت که اجرای عدالت در جهان طی سه مرحله ی مقدّماتی (7-8 ساله)، متوسطه (30-40 ساله) و نهایی (309 ساله و بیشتر) به اجرا در می آید، یا این که هم چنان که شهید صدر ثانی معتقد است، چون مأموریّت اصلی حضرت مهدی (علیه السلام) ®تأسیس جامعه ی انسانی عادلی¯ که قابلیت بقا تا پایان داشته باشد و این کار طی مدّت کوتاه نیز مقدور می باشد، بگوییم همان کمتر از ده سال صحیح است.45 امّا این نکته مسلّم است که بقای آن حضرت، حداقل تا آن جاست که اولاً: جهان را پر از عدل و قسط کند، و ثانیاً: عدل و قسط را در سطح جهانی نهادینه کند تا دوباره به عصر ظلم بازنگردد. ممکن است که فتح جغرافیایی جهان در مدّت کمتر از ده سال به نتیجه برسد. امّا شاید تربیت و تحول انسان-ها به انسان های الهی و عادل نیازمند مدّت زمان طولانی تری باشد. تداوم حکومت آن حضرت تا قیامت نیز حتمی است. با توجّه به روایاتی که به مسأله ی جانشینان آن حضرت یا حکومت امامان معصوم پس از رجعت اشاره دارد، می توان گفت که امام زمان (علیه السلام)، پس از انجام مأموریّت الهی خود، پیروزی کامل حق و نهادینه کردن عدالت در سطح جهان، طبق مصلحت و سنت الهی به دیدار خدا خواهد شتافت، امّا حکومت جانشینان تا قیامت تداوم دارد. بر این اساس مدّت حکومت آن حضرت تا ظهور قیامت خواهد بود.
جانشینان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): در روایات آمده است که حضرت مهدی (علیه السلام) پس از اجرای مأموریّت الهی خود در مدّت 7-8 یا 9 سال که معادل هفتاد، هشتاد و نود سال امروزی است، براساس قاعده ی ®کل نفس ذائقة الموت¯ (عنکبوت: 29) به دیدار خدا می شتابد. در برخی از روایات نیز به شهادت آن حضرت اشاره شده است. پرسش این است که رهبری پس از مهدی (علیه السلام) چگونه است؟ در این زمینه روایات به دو نکته اشاره دارند. الف- رجعت، به معنی بازگشت امامان معصوم (علیه السلام) به دنیا، جهت ادامه حاکمیت پس از حضرت مهدی (علیه السلام). ب- حکومت اولیای صالح که دوازده مهدی پس از حجة ابن الحسن العسکری، نظام آن حضرت را تداوم خواهند بخشید.46 در بحث رجعت که یکی از اعتقادات شیعه ی دوازده امامی است، این معنی منظور است که خداوند هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، گروهی از انسان های مؤمن (انبیا، امامان و شهدا) و گروهی از دشمنان خود را به دنیا باز می گرداند تا مؤمنان از مشاهده ی دولت حق و هم کاری با آن بهره مند شوند و از دشمنانش انتقام گرفته شود و آنان نیز شاهد ظهور دولت حق و غلبه آن باشند.47 بحث رجعت امری ثابت شده در آیات قرآنی و روایات است. از نظر عقلی نیز با توجه به قدرت پروردگار و مشاهدات، کاملاً پذیرفتنی است؛ خداوند در عالم طبیعت همواره، رجعت را به انسان ها نشان می دهد؛ درختان، گیاهان و طبیعت مرده در زمستان، با وزش نفخه ی بهاری رجعت می کنند. انسان ها و حیوانات نیز با توجّه به خواب شبانه که مرگ موقت است، در مجموع هزاران بار به دنیا رجعت می کنند. هم چنین رجعت اصحاب کهف بعد از 309 سال و رجعت عیسی مسیح (علیه السلام) در اعتقاد مسیحیان نیز نمونه ای از آن است. در کنار بحث رجعت، طبق برخی از روایات شیعه، بعد از دوازده امام، دوازده مهدی جانشینان آن حضرت خواهند بود. این نکته نشان گر روشن بودن جزییات طرح شیعه درباره ی جهان فردا است. علامه مجلسی در بحالانوار، دوازده مهدی به عنوان جانشینان امام زمان (علیه السلام) را از زبان امام صادق (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام)، امیرالمؤمنین و رسول اکرم (علیه السلام) نقل کرده است.48 و این دولت تا ظهور قیامت که جهان دچار هرج و مرج خواهد شد، تداوم دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، در یک حدیث قدسی از اراده ی خداوند چنین سخن می گوید: وَ لاَ نصرنّه بجندی و لَأمدنَّهُ بملائکتی، حتی یعلن دعوتی و یجمع الخلق علی توحیدی، ثمّ لأدیمنّ مُلکَهُ و لَأدوالنَّ الایام بین اولیائی الی یوم القیامة.49 و حتماً با سربازانم او را نصرت خواهم کرد و با فرشتگانم به او مدد خواهم رساند تا دعوتم را آشکار کند و مردم را بر توحیدم جمع کند. سپس دولتش را استمرار می بخشم و ایام روزگار را بین اولیایم تا روز قیامت به گردش خواهم انداخت.
پی نوشت ها: 1. آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 471، ح 3. 2. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ج2، ص 660، 933. 3. سید محمّدالصدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص 122-124. 4. پیشین، روزگار رهایی ج2، ص 594، ح 763؛ الملاحم و الفتن، ص 95؛ الصواعق المحرقه، ص 97؛ نورالابصار، ص 231. 5. همان روزگار رهایی، ج 2، ص 595، ح 766. 6. همان، ص 661، ج 935. 7. همان، 938. 8. همان، 935. 9. آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی، امامت و مهدویّت، ج 1، ص 202. 10. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 336. 11. همان، ص 352. 12. مکیال المکارم، ج 1، ص 236. 13. آیت الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 483. 14. همان، ص 146. 15. روم: 41. 16. نک: سیدمحمدالصدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص 360-361. 17. سوره انبیاء، (21) آیه 105. 18. سوره حجرات، آیه 13. 19. یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات (مجادله: 11). 20. سوره نساء، (5)، آیات 95-96. 21. النعمانی، الغیبة، ص 122. 22. همان. 23. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ج 2، ص 599، ح 782. البته در بین اصحاب از برادران عرب وجود دارند. 24. همان، ص 650، ج 915. 25. همان، ج 916. 26. همان، ص 632، ج 860. 27. Unitry. 28. همان، روزگار رهایی، ج 2، ص 599، ح 782. 29. همان، ص 654، 922. 30. همان، ص 654-655، 923. 31. همان، ص 653-654، 921. 32. همان، ص 655، 926، 925، 924 و ص 611- 612، ج 819 و 818. ص 626، ج 846. 33. نک: سیدمحمدالصدر، تاریخ ما بعدالظهور، ص 451- 463. 34. آیت الله لطف الله صافی، تجلی توحید در نظام امامت در کتاب بقیة الله، ص 47-49. 35. همان. 36. همان. 37. آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 470، ح 1. 38. همان، ح 2. 39. نک: کامل سلیمان، روزگار رهایی، ج2، ص 601، ح 791 و 604، ح 798 و ح 799 و 801 و ص 634، ح 864 و ح 865 و ص 835، ح 866 و ح 867. 40. همان، ص 635. 41. همان، ص 601، ح 791. 42. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 13، جزء 53، ص 34-35. 43. نک: سیدمحمدالصدر، تاریخ مابعدالظهور، ص 620- 633. 44. همان. 45. همان. 46. شهید سید محمدالصدر، تاریخ ما بعدالظهور، ص 895- 930. 47. نک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، المجلد 13، الجزء 53، ص 138- 139. 48. همان، ص 145- 149. 49. پیشین، شهید سید محمدالصدر، تاریخ ما بعدالظهور، ص 628. منبع: کتاب، شیعه و جهان فردا، دکتر آیت قنبری، صص 183-165 |