|
روز پنج شنبه شاهد بر اهتمام در آن به دعا کردن براي تعجيل فرج مولايمان صاحب الزمان - عليه الصلاة والسلام - روايتي است که سيّد ابن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع» آورده: و از وظايف روز پنج شنبه اين که مستحبّ است انسان بر پيغمبر - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - هزار بار صلوات بفرستد، و مستحبّ است که بگويد: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهْمْ»؛ خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست و گشايش امر حکومتشان را زودتر برسان. وي افزوده: و در روايت ديگري است که: صد بار مي گويي که فضيلت بسيار دارد: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهْمْ وَأَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِين»؛ بار خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج آن ها را زودتر برسان و دشمنانشان را از جنّ و انس از اوّلين و آخرين هلاک گردان. [1] . و نيز شاهد بر اين مطلب است آن که در اخبار آمده: روز پنج شنبه کارها بر پيغمبر و امامان معصوم - عليهم الصلاة والسلام - عرضه مي شود، و در بعضي از آن اخبار است که: امام براي دوستان خودش دعا مي کند. مي گويم: پس شايسته است که شخص مؤمن در برابر احسان مولايش همان طور رفتار کند و در دعا کردن به آن بزرگوار اقتدا نمايد و اخبار عرضه اعمال بر پيغمبر و امامان بسيار است که در اصول کافي و بصائر الدرجات و تفسير البرهان و کتاب هاي ديگر [2] آمده، از بيم طولاني شدن مطلب از ذکر آن ها خودداري کرديم.
شب جمعه تأکيد و اهتمام دعا براي امام منتظَرعليه السلام در آن از چند مطلب استفاده مي شود: يکم: اختصاص روز جمعه به آن حضرت از چند جهت که ان شاء اللَّه تعالي به آن ها اشاره خواهيم کرد، بنابراين شايسته است که در شب آن، براي آن جناب دعا شود. دوم: شب جمعه، شبِ عرضه شدن اعمال مي باشد، بنا به روايتي که مؤلّف کتاب «لطائف المعارف» آورده است. سوم: در بعضي از کتاب هاي معتبر شيعه اماميه روايت آمده که از جمله اعمال شب جمعه آن است که صد بار گفته شود: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهْمْ وَأَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِين» [3] و شيخ ابوجعفر طوسي رحمه الله در کتاب «مختصر المصباح» هنگام يادآوري وظايف شب جمعه گويد: و بر پيغمبر صلي الله عليه وآله چنين درود مي فرستي: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهْمْ وَأَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِين» صد بار يا آن قدر که امکان داشته باشد. چهارم: آنچه حاجي نوري در کتاب «النجم الثاقب» نقل کرده که خواندن دعاي ندبه در شب جمعه - همچون صبح جمعه - مستحبّ است. پنجم: اخباري که سفارش و تأکيد و ترغيب دارند که شب جمعه دعا شود، به ضميمه آنچه در استحباب مقدم داشتن مؤمن مولايش را در دعا دلالت دارند. ششم: فحواي رواياتي که در مورد امر کردن به دعا براي مؤمنين و مؤمنات در آن شب رسيده اين است که آن حضرت عليه السلام از همه مؤمنين سزاوارتر است که درباره اش دعا کنند.
روز جمعه در تمام ساعت هاي آن به طور عموم و به خصوص پس از نماز صبح و هنگام ظهر و هنگام رفتن به مسجد و بعد از نماز عصر و در قنوت نماز ظهر آن روز و در قنوت نماز جمعه و در خطبه نماز جمعه و در آخرين ساعت روز جمعه، گواه بر آنچه گفتيم آن است که دعا براي آن حضرت در آن اوقات مخصوص از امامان معصوم عليهم السلام وارد شده است:
روز نوروز روز نوروز هم از جمله اوقاتي است که در آن ها، دعا براي آن حضرت عليه السلام و درخواست ظهور و فرجش از درگاه خداوند تأکيد گرديده است، روايت معلي بن خنيس - که در بحار [4] و زاد المعاد [5] مذکور مي باشد - بر اين معني دلالت دارد، و تأکيد آن از جاهاي مختلف آن روايت استفاده مي شود، که دقت در آن به خواست خداوند تعالي مطلب را روشن مي سازد.
روز عرفه شاهد بر آن، دعاي امام چهارمين حضرت سيّد الساجدين عليه السلام است که در صحيفه سجّاديه ياد شده، و نيز دعاي مولايمان حضرت صادق عليه السلام است که در کتاب هاي «اقبال» [6] و «زاد المعاد» روايت آمده است.
روز عيد فطر شاهد بر آن، ورود اين معني در دعايي است که در کتاب «اقبال» [7] هنگام مهيا شدن براي رفتن به نماز عيد فطر يا قربان روايت شده است، و آن را به زودي خواهيم آورد. و نيز دعايي که در اثناي رفتن به نماز عيد فطر روايت گرديده، گواه بر اين است. سيد ابن طاووس رحمه الله گفته: فصلي در آنچه از دعاهاي بين راه ذکر مي کنيم: بيرون شدنت را با اين دعا آغاز کن، تا آن گاه که با امام جماعت نماز را شروع نمايي، و اگر نرسيدي که همه دعا را بخواني پس از نماز آن را قضا کن: «اَللَّهُمَّ إِلَيْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِي....تا اين که فرمود: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي وَلِيِّکَ المُنْتَظِرِ أَمْرَکَ المُنْتَظَرِ لِفَرَجِ أَوْلِيآئِکَ. اَللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَارْتُقْ بِهِ الفَتْقَ وَأَمِتْ بِهِ الجَوْرَ وَأَظْهِرْ بِهِ العَدْلَ وَزَيِّنْ بِطُولِ بَقآئِهِ الأَرْضَ وَأَيِّدْهُ بِنَصْرِکَ وَانْصُرْهُ بِالرُّعْبِ وَقوِّ ناصِرَهُمْ وَاخْذُلْ خاذِلَهُمْ وَدَمْدِمْ عَلي مَنْ نَصَبَ لَهُمْ وَدَمِّرْ عَلي مَنْ غَشَّهُمْ...»؛ خدايا! روي به سوي تو کردم... خداوندا! بر وليّ خودت که در انتظار امرت نشسته و مورد انتظار فرج و گشايش کار دوستانت مي باشد درود بفرست، خدايا! گسيختگي را به او رفو کن و پراکندگي را به او فراهم گردان و ستم را به او بميران و عدالت را به او به ظهور رسان و زمين را با عمر طولاني اش زينت ببخشاي و به ياري ات تأييدش فرماي و او را به وسيله رُعب [هراس افتادن در دل دشمنانش] نصرت دِه، و هر آن که ياري کننده آن ها [خاندان پيغمبر] است تقويت کن و هر کس خواري شان خواهد خوارش گردان و هر که در پي جنگ با آنان شد هلاک فرماي و هر آن که با ايشان خيانت نمايد نابود کن.... و نيز استحباب خواندن دعاي ندبه در آن روز، بر اين مطلب دلالت دارد. همچنين از امام صادق عليه السلام وارد شده که: هيچ روز عيد فطر و اضحي (قربان) نيست مگر اين که اندوهي براي امامان عليهم السلام تجديد مي گردد، چون که حقّ خود را در دست غصب کنندگان مي بينند. [8] . مي گويم: بنابراين شايسته است که مؤمن براي ظهور مولايش الحاح و اصرار داشته باشد، واو را در جهت برطرف شدن اندوه امامان خود ياري نمايد.
روز اضحي (قربان) تمام آنچه در مورد روز عيد فطر گفتيم، بر اين مطلب هم دلالت دارد. و امّا دعايي که هنگام بيرون رفتن به سوي نماز عيد وارد شده، آن است که در کتاب «اقبال» به سند خود از ابوحمزه ثمالي از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام آورده که فرمود: در جمعه و دو عيد، هرگاه آماده بيرون رفتن براي نماز شوي دعا کن پس بگو: «اَللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّأَ فِي هذَا اليَوْمِ أَوْ تَعَبَّأَ أَوْ أَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ إِلي مَخْلُوقٍ رَجآءَ رِفْدِهِ وَجآئِزَتِهِ وَنَوافِلِهِ فَإِلَيْکَ يا سَيِّدِي ظ کانَتْ وِفادَتي وَتَهْيِئَتِي وَإِعْدادِي وَاسْتِعْدادِي رَجآءَ رِفْدِکَ وَجَوآئِزِکَ وَنَوَافِلِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَخِيَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَعَلي أَمِيرِ المُؤمنِينَ وَوَصِيِّ رَسُولِکَ وَصَلِّ يا رَبِّ عَلي أَئِمَّةِ المُؤْمِنِينَ الحَسَنِ وَالحُسَيْنِ وَعَلِيٍّ وَمُحَمَّدٍ وَجَعْفَرٍ وَمُوسي وَعَلِيٍّ وَمُحَمَّدٍ وَعَلِيٍّ وَالحَسَنِ وَصاحِبِ الزَّمانِ. اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَانْصُرْهُ نَصْر! عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَسُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ. اَللَّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَيْکَ فِي دَوْلَةٍ کَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِيها مِنَ الدُّعاةِ إِلي طاعَتِکَ وَالقادَةِ إِلي سَبِيلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْيا وَالآخِرَةِ. اَللَّهُمَّ ما أَنْکَرْنا مِنْ حَقٍّ فَعَرِّفْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ. وَتَدْعُو اللَّهَ تَعالي لَهُ وَعَلي عَدوِّه وَتَسْأَلُ حاجَتَکَ وَيَکُونُ آخِرُ کَلامِکَ: اَللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا، اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ تُذُکِّرَ فِيهِ فَيَذَّکَّرُ»؛ بار خدايا هر کس در چنين روزي مهيّا و يا آماده شده، يا خود را مستعد کرد براي ورود بر مخلوقي به اميد بخشش و جايزه و عطاهاي او، پس اي آقاي من! توجّه و ورود و آمادگي و انتظارم به اميد بخشش ها و جايزه ها و عنايت هاي تو است، خداوندا! بر محمد بنده و فرستاده و برگزيده از خلقت درود بفرست و نيز بر امير مؤمنان و جانشين فرستاده ات (درود فرست) و اي پروردگار! بر امامان مؤمنين حسن و حسين و علي و محمد و جعفر و موسي و علي و محمد و علي و حسن و صاحب الزمان عليهم السلام [9] درود فرست. خدايا! فتحي به آساني برايش قرار دِه و او را با عزّت پيروز گردان. بار خدايا به او دين و سنّت رسولت را آشکار ساز تا ديگر چيزي از حق را از بيم احدي از خلق پنهان ننمايد. خداوندا! ما به سويت زاري مي کنيم در جهت خواهش دولتي گرامي که در آن اسلام و اهل آن را عزيز گرداني و به آن نفاق تو اهل آن را خوار سازي و ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوي طاعتت و راهبران به سمت راهت قرار دهي و به آن گراميداشت دنيا و آخرت را به ما روزي فرمايي. خداوندا! آنچه از حق ندانسته ايم به ما بشناسان و به آنچه از آن قصور داشته ايم برسان. و براي آن حضرت دعا و بر دشمنانش نفرين کن و حاجتت را بخواه و آخرين سخنت اين باشد که: خدايا! دعاي ما را به اجابت برسان. خدايا! ما را از کساني قرار ده که در اين روز مورد يادآوري قرار گرفتند و به يادشان آمد.
روز دحو الارض (گسترده شدن زمين) و آن روز بيست و پنجم ماه ذي القعده است، و دليل بر اهتمام به دعا براي مولايمان صاحب الزمان عليه السلام در اين روز و درخواست زودتر رسيدن فرج آن حضرت از درگاه خداوند خالق منّان، دعايي است که در کتاب هاي «اقبال» و «زاد المعاد» [10] نقل شده است. و براي اين درخواست در اين روز نکات ارزنده اي به خاطر رسيده که براي تشويق بندگان خدا ياد مي کنيم: 1 - روزي است که خداوند در مانند آن وعده فرموده که آن جناب -صلوات اللَّه عليه - را ظاهر گرداند و هنگامي که مؤمن مي بيند چنين روزي در اين سال فرا رسيد و امامش ظهور ننمود، اندوهش تجديد و غصه اش شديد مي گردد و عقل و ايمانش او را بر دعا کردن براي آن حضرت و درخواست تعجيل امر فَرَجش وا مي دارند. 2 - اين که در چنين روزي رحمت گسترش مي يابد و دعا مستجاب مي شود - چنان که در روايت آمده - پس مؤمن که امامش را از جانش عزيزتر مي داند، و او را از اولاد و خاندان و عشيره خويش بيشتر دوست مي دارد، دعاي خالصانه خود را به برطرف شدن غم و اندوه مولايش اختصاص مي دهد. 3 - اين روزي است که خداي تعالي بر او نعمت داده، اين که زمين را گسترانيده تا زندگي کند و سکونت نمايد و لذت برد و از آنچه در زمين هست و از آن برمي آيد و بر آن فرو مي ريزد بهره گيرد و به آن ها زيست کند و چون بداند که تمام اين ها به برکت مولايش انجام مي شود - چنان که در بخش سوم کتاب توجّه داديم - بر خود حتم و لازم مي شمارد که از آن حضرت به وسيله دعا مراتب سپاسگزاري را انجام دهد، چون که او است واسطه تمام اين نعمت ها، و هرگاه اين را توجّه داشت در دعا مسامحه و سهل انگاري نخواهد کرد. [11] . 4 - در اين روز به ياد خدا بودن و ذکر او - عزّوجلّ - را بر زبان داشتن تأکيد و ترغيب شده است، و بي ترديد دعا کردن درباره مولايمان صاحب الزمان عليه السلام از بهترين مصاديق اين عنوان مي باشد.
روز عاشورا دليل بر اين، دعايي است که در «اقبال» و «مزار بحار» و «زاد المعاد» به روايت عبداللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام رسيده، و در اوّل آن دعا آمده است: «اَللَّهُمَّ عَذِّبِ الفَجَرَةَ الَّذِينَ شاقُّوا رَسُولَکَ...»؛ پروردگارا! فاجراني که با فرستاده تو به مخالفت برخاستند عذاب کن.... و سرّش اين است که در چنين روزي آن همه مصيبت و محنت بر مولايمان سالار شهيدان عليه السلام وارد آمده و خداي - عزّوجلّ - وعده فرموده که از ظلم کنندگان بر آن حضرت به وسيله مولاي قائم ما - عجّل اللَّه فرجه الشريف -انتقام گيرد، چنان که در روايات به اين مطلب تصريح شده است، بنابراين هرگاه مؤمن در روز عاشورا مصيبت هاي امام مظلوم را به ياد آورد و دانست که خداي تعالي براي او انتقام گيرنده اي را تعيين فرموده، ايمان و علاقه اش به آن حضرت او را به دعا کردن و ظهور آن منتقِم را خواستن برمي انگيزاند که صميمانه قيام امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - را از خداي قادر بخواهد، لذا اين درخواست در دعاي مشار اِليه آمده است. و نيز به همين جهت است که در بخش گذشته گفتيم: هر کس براي اين امر بزرگ دعا کند، به پاداشي نايل مي شود که جز خداي تعالي کسي آن را نمي داند، و آن خونخواهي براي امام مظلوم شهيد - صلوات اللَّه وسلامه عليه - است.
شب نيمه شعبان زيرا که شب ميلاد مسعود حضرت صاحب الزمان عليه السلام است، پس شايسته است که اهل ايمان در آن شب به دعاگويي براي آن جناب اشتغال ورزند، و در روايات هم آمده که در اين شب دعاها مستجاب مي شود. مي گويم: سابقاً بيان کرديم که اين دعا نزد اهل خِرَد مهم ترين دعاها است و سزاوار است که در مواقع استجابت بر همه دعاها و خواسته ها آن را مقدّم دارند و مؤيّد آنچه گفتيم اين که مؤلّف «جمال الصالحين» در دعاهاي اين شب از مولايمان حضرت حجت عليه السلام دعاي ارزنده اي آورده که سرآغازش چنين است: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ سَيِّدِ المُرْسَلِينَِ وَخاتَمِ النَّبِيِّينَ...». ما اين دعا را در اوّل بخش هفتم خواهيم آورد و اهتمام به آن را در همه مواقع بيان خواهيم کرد. و نيز شاهد بر آنچه گفتيم، دعايي است که در «اقبال» و «زاد المعاد» ياد گرديده و اوّلش چنين است: «اَللَّهُمَّ بحقِّ لَيْلَتِنا هذِهِ وَمَوْلُودِها...»؛ بار خدايا! تو را به حقّ اين شب و آن که در اين شب تولّد يافته. که از اين عبارت مي تواني عظمت و اهمّيت اين شب را دريابي، پس مبادا عمرت در اين شب به غفلت و بي خبري بگذرد و خدمت کردن به آن جناب را در آن واگذاري و براي کسي که از برکت ولادتش اين شب آن طور اهمّيت يافته دعا ننمايي، و شايسته است که فرمايش مولايمان حضرت صادق عليه السلام را درباره آن جناب ياد بياوري که: «وَلَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيّامَ حَياتِي»؛ و اگر زمان او را درک مي کردم تمام روزهاي زندگي ام را در راه او قرار مي دادم. اضافه بر اين که اين دعا از جمله اقسام شکرانه آن نعمت بزرگ يعني ولادت امام قائم عليه السلام است، و نيز - چنان که در بعضي از روايات که در مستدرک الوسائل منقول است آمده - شبي است که اعمال [بر امام عليه السلام] عرضه مي شود.
روز نيمه شعبان آنچه در مورد شب نيمه شعبان گفتيم، در اينجا نيز صادق است، اضافه بر اين که دعا کردن در شب و روز نيمه شعبان اقتدا کردن به آن حضرت و تأسي جستن به او است، که هنگامي که از مادر متولّد شد، سر به سجده نهاد و براي اين امر دعا کرد: «اَللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِي وَعْدِي وَأَتْمِمْ لِي أَمْرِي وَثَبِّتْ وَطْأَتِي وَامْلَأِ الأَرْضَ بِي عَدْلاً وَقِسْطاً»؛ خداوندا! وعده ام را تحقّق بخش و امر (قيامم) را تمام گردان و گامم را استوار ساز و زمين را به (ظهور) من پر از عدل و داد کن.
تمام ماه رمضان به خصوص در شب هاي آن ماه شريف؛ زيرا که اين ماه بهار دعا کردن است و اين هم بهترين دعاها مي باشد، از همين روي از خود آن حضرت - که خداوند فرجش را برساند - امر و اهتمام به دعاي افتتاح در شب هاي اين ماه رسيده است، بنابراين از خواندن آن غافل مشو که جدّاً دعايي است نفيس، و جامع مطالب دنيا و آخرت مي باشد. و نيز مؤيّد اين مطلب است، آن که رئيس محدّثين، شيخ بزرگوار صدوق رحمه الله در کتاب «فضائل شهر رمضان» به سند خود از حضرت امام رضاعليه السلام آورده که درباره خوبي هاي ماه رمضان فرمود: کارهاي نيک در ماه رمضان پذيرفته شود و بدي ها آمرزيده گردد، هر کس در ماه رمضان يک آيه از کتاب خداي - عزّوجلّ - بخواند، چنان است که کسي در ماه هاي ديگر ختم قرآن کند، و هر که در اين ماه به روي برادر مؤمنش بخندد، روز قيامت او را ملاقات ننمايد جز اين که در روي او خنده آورد و وي را به بهشت مژده دهد، و هر کس در اين ماه مؤمني را ياري کند، خداي تعالي او را در، درگذشتن از صراط ياري نمايد روزي که پاها در آن خواهد لغزيد، و هر آن که در اين ماه خشم خود را فرو گيرد، خداوند روز قيامت خشم خود را از او بازدارد، و هر که در اين ماه ستمديده اي را ياري نمايد، خداوند او را بر هر کسي که در دنيا با وي دشمني ورزد ياري فرمايد و روز قيامت هنگام سنجش اعمال و حساب نيز ياري اش کند. ماه رمضان؛ ماه برکت، ماه رحمت، ماه مغفرت و ماه توبه و بازگشت [به درگاه خداوند] است، و هر کس در ماه رمضان آمرزيده نشود، پس در چه ماهي آمرزيده خواهد شد! پس، از خداوند بخواهيد که روزه را از شما بپذيرد و آن را آخرين بار شما قرار ندهد، و اين که شما را در اين ماه براي فرمان برداري اش توفيق بخشد و از نافرماني اش محفوظ بدارد، که او بهترين سؤال شدگان است. [12] . مي گويم: در باب پنجم گفتيم که دعا براي تعجيل فرج و گشايش امر مولايمان حضرت حجت - عجّل اللَّه فرجه الشريف - از اقسام ياري و کمک مي باشد، که در اين جهت شريف، ياري کردن مؤمن تأکيد شده، اين که در اين ماه مبارک به آن عمل گردد، و بدون شک ياري کردن امام عليه السلام بهترين و تمام ترين اصناف ياري کردن است. و گواه بر آنچه ذکر شد از اهتمام به آن در ماه رمضان، دعايي است که در کتاب «اقبال» و «زاد المعاد» از امام چهارم سيد العابدين و فرزندش ابوجعفر باقرعليهما السلام روايت آمده که اوّلش چنين است: «اَللَّهُمَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ...» و در آن آمده: «أَسْأَلُکَ أَنْ تَنْصُرَ خَلِيفَةَ مُحَمَّدٍ وَوصِيَّ مُحَمَّدٍ وَالقآئِمَ بِالقِسْطِ مِنْ أَوْصِيآءِ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ أَعْطِفْ عَلَيْهِمْ نَصْرَکَ...»؛ خدايا! اين ماه رمضان است... از تو مي خواهم که جانشين محمد و وصيّ محمد و قيام کننده به عدالت از اوصياء محمد - که درودهايت بر او و ايشان باد - را ياري نمايي، ياري ات را بر آنان معطوف بدار. و نيز شاهد بر آن است روايتي که ثقة الاسلام محمد بن يعقوب کليني قدس سره در کتاب «الصوم فروع کافي» از محمد بن عيسي به سند خود از امامان عليهم السلام آورده که فرمودند: اين دعا را شب بيست و سوم ماه رمضان در حال سجده و برخاستن و نشستن و در هر حال تکرار مي کني، و نيز هر قدر که مي تواني و هرگاه که به يادت آمد در دوران زندگي ات، پس از حمد خداي تبارک و تعالي و درود بر پيغمبر صلي الله عليه وآله بگو: «اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ فُلانِ بْنَ فُلانٍ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَفِي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَناصِراً وَدَلِيلاً وَقآئِداً وَعَيْناً حَتّي تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَوِيلاً»؛ [13] خداوندا! براي وليّ خودت فلان فرزند فلان [14] در اين ساعت و هر ساعت سرپرست و نگهدار و ياور و راهنما و پيشوا و مددکار باش، تا اين که او را در زمين خويش (فرمانرواي) مطاع گرداني و در آن دوران بهره مند سازي. مي گويم: اين حديث شريف دلالت دارد بر اين که دعا براي آن امر بزرگ (زودتر شدن ظهور) در شب بيست و سوم ماه رمضان مهم تر و مؤکّدتر است از وقت ها و زمان هاي ديگر، همچنان که در ماه رمضان از ساير ماه ها تأکيد بيشتري دارد، به جهت اين که جهات استجابت و روي آوردن به درگاه خداوند و پاداش در آن شب جمع است، و نيز فرشتگان و روح در آن شب فرود مي آيند و درهاي فتح و رحمت آن قدر گشوده مي شود که در شب هاي ديگر گشوده نشوند، بلکه از صريح بعضي از روايات به دست مي آيد که آن شب، همان شب قدر است که از هزار ماه بهتر مي باشد، چنان که ثقة الاسلام محمد بن يعقوب کليني قدس سره در کتاب «اصول کافي، باب النوادر، کتاب فضل القرآن» به سند خود از حضرت امام صادق عليه السلام از پيغمبر صلي الله عليه وآله آورده که فرمود: قرآن در بيست و سوم ماه رمضان فرود آمد. [15] اين حديث به ضميمه اين که خداي - عزّوجلّ - فرمود: «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ»؛ [16] ما (قرآن) را در شب قدر فرو فرستاديم. دلالت دارد بر اين که شب قدر، همان شب بيست و سوم ماه رمضان است، و اين براي اهل بينش واضح است. و محقق نوري رحمه الله در کتاب «النجم الثاقب» دعاي مزبور را به گونه مبسوطي از کتاب «المضمار» تأليف سيّد علماي بزرگوار - آن که شايسته است عموم اهل بينش به او اقتدا کنند - سيد علي بن طاووس رحمه الله نقل کرده است، دعا چنين است: «اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ القآئِمِ بِأَمْرِکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ المَهْدِيِّ عَلَيْهِ وَعَلي آبآئِهِ أَفْضَلَ الصَّلاةِ وَالسَّلامِ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَفِي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِيلاً وَمَؤَيِّداً (مُرِيداً) حَتّي تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طُولاً وَعَرْضاً وَتَجْعَلَهُ وَذُرِّيَّتَهُ مِنَ الأَئِمَّةِ الوارِثِينَ. اَللَّهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ وَاجْعَلِ النَّصْرَ مِنْکَ لَهُ وَعَلي يَدِهِ وَاجْعَلِ النَّصْرَ لَهُ وَالفَتْحَ عَلي وَجْهِهِ وَلا تُوَجِّهِ الأَمْرَ إِلي غَيْرِهِ. اَللَّهُمَّ اظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَسُنَّةَ نَبِيِّکَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَرْغَبُ إِلَيْکَ فِي دَوْلَةٍ کَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِيها مِنَ الدُّعاةِ إِلي طاعَتِکَ وَالقادَةِ إِلي سَبِيلِکَ وَآتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ وَاجْمَعْ لَنا خَيْرَ الدّارَيْنِ وَاقْضِ عَنّا جَمِيعَ ما تُحِبُّ فِيهِما، وَاجْعَلْ لَنا فِي ذلکَ الخِيَرةِ بِرَحْمَتِکَ وَمَنِّکَ فِي عافِيَةٍ آمِينَ رَبَّ العالَمِينَ وَزِدْنا مِنْ فَضْلِکَ وَيَدِکَ المَلَاءَ، فَإِنَّ مُعْطٍ يَنْقُصُ مِنْ مُلْکِه وَعَطآؤُکَ يَزِيدُ فِي مُلْکِکَ»؛ خداوندا! براي وليّ قائم به امرت حجت بن الحسن مهدي - که بر او و بر پدرانش بهترين درود و سلام باد - در اين ساعت و در همه ساعت ها سرپرست و نگهبان و پيشوا و ياور و راهنما و تأييد کننده (يا خواهان) باش تا اين که بر سراسر زمينت فرمانرواي مطاعش سازي و از کران تا کران گيتي برخوردارش نمايي و او و فرزندانش را از امامانِ وارث قرار دهي. خدايا! او را ياري نموده، به وسيله او پيروزي را براي [دين] خويش تحقّق بخش و نصرت خود را براي او و به دست او فراهم آور و ياري را به او اختصاص دِه و فتح و پيروزي را به روي او بگشاي و امر (حکومت) را به غير او متوجه مساز. خداوندا! دينت و سنّت پيغمبرت - که درود و سلامت بر او و خاندانش باد - را به او آشکار کن، تا چيزي از حق را از بيم احدي از خلق مخفي ندارد. خدايا! من به درگاه تو زاري مي کنم به جهت دولتي گرامي، که اسلام و اهل آن را به آن عزت دهي و نفاق و اهل آن را خوار گرداني، و ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوي طاعتت قرار داده و در شمار راهنمايان به راهت منظور داري و در دنيا حسنه اي و در آخرت حسنه اي به ما عنايت فرماي و ما را از عذاب آتش نگهدار و خير دنيا و آخرت را براي ما فراهم ساز و تمام آنچه در آن ها دوست داري براي ما قرار ده و اختيار آن را برايمان محفوظ بدار به رحمت و منّت خودت و با عافيت اجابت فرماي، اي پروردگار عالميان! و از فضل و نعمتت بر ما بيفزاي [و پيمانه مان را] پر کن، که هر بخشنده اي از دارايي اش کاسته مي شود، ولي عطاي تو در ملکت مي افزايد.
شب ششم ماه رمضان از دعايي که در «اقبال» از کتاب محمد بن ابي قره نقل شده به دست مي آيد، دعا اين است: «اَللَّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ وَإِلَيْکَ المُشْتَکي. اَللَّهُمَّ أَنْتَ الواحِدُ القَدِيمُ والآخِرُ الدّآئِمُ وَالرَّبُّ الخالِقُ وَالدَّيّانُ يَوْمِ الدِّينِ تَفْعَلُ ما تَشآءُ بِلا مُغالَبَةٍ، وَتُعْطِي مَنْ تَشآءُ بِلا مَنٍّ، وَتَمْنَعُ ما تَشآءُ بِلا ظُلْمٍ، وَتُداوِلُ الأَيّامَ بَيْنَ النّاسِ وَيَرْکَبُونَ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ، أَسْأَلُکَ يا ذَا الجَلالِ وَالإِکْرامِ وَالعِزَّةِ الَّتِي لا تُرامُ، وَأَسْأَلُکَ يا اَللَّهُ، وَأَسْأَلُکَ يا رَحْمنُ، أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَفَرَجَنا بِفَرَجِهِمْ وَتَقْبَلَ صَوْمِي، وَأَسْأَلُکَ خَيْرَ ما أَرْجُو مِنْکَ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ ما أَحْذَرُ، إِنْ أَنْتَ خَذَلْتَ فَبَعْدَ الحُجَّةِ وَإنْ أَنْتَ عَصَمْتَ فَبِتَمامِ النِّعْمَةِ، يا صاحبَ مُحَمَّدٍ يَوْمَ حُنَيْنٍ وَصاحِبَهُ وَمُؤَيِّدَهُ يَوْمَ بَدْرٍ وَخَيْبَرٍ وَالمَوْطِنَ الَّتِي نَصَرْتَ فِيها نَبِيَّکَ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلامُ، يا مُبِيرَ الجَبّارِينَ وَيا عاصِمَ النَّبِيِّينَ! أَسْأَلُکَ وَأُقْسِمُ عَلَيْکَ بِحَقِّ يس والقُرْآنِ الحَکِيمِ وَبِحَقِّ طه وَسايِرِ القُرْآنِ العَظِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُحْصِرَنِي عَنِ الذُّنُوبِ وَالخَطايا وَأَنْ تَزِيدَنِي فِي هذَا الشَّهْرِ العَظِيمِ لا أَجِدُ لِي غَيْرَکَ بِهِ عَلي جَأْشِي وَتَسُدَّ بِهِ عَلي خِلَّتِي. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَدْرَءُ بِکَ أَدْرَءُ بِکَ فِي نُحُورِ أَعْدآئِي لا أَجِدُ لِي غَيْرَکَ،ها أَنَا بَيْنَ يَدَيْکَ فَاصْنَعْ بِي ما شِئْتَ لا ما کَتَبْتَ لِي أَنْتَ حَسْبِي وَنِعْمَ الوَکِيلُ»؛ [17] پروردگارا! حمد مخصوص تو است و تنها به تو شکايت مي آوريم. خدايا! تو يکتاي قديم و آخرِ دائم هستي، و پروردگار آفريننده و جزا دهنده روز قيامتي [که هيچ عملي را از خير و شرّ وامگذاري] آنچه خواهي بي چون و چرا انجام مي دهي و به هر که خواهي بدون منّت مي بخشي و هر چه را مي خواهي بدون اين که ستم کرده باشي منع مي کني و روزگار را بين مردم مي گرداني و آن ها در پي يکديگر احوال گوناگون مي يابند. از تو مي خواهم اي صاحب جلال و کرامت و عزّتي که جوينده اي برايش نيست! و از تو مي خواهم اي اللَّه! و از تو مي خواهم اي مهربان! از تو مي خواهم که بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرستي و اين که فرج آل محمدعليهم السلام را زودتر رساني و گشايش امر ما را با فرج آنان تعجيل فرمايي و روزه ام را بپذيري. و از تو مسألت دارم بهترين چيزي را که از تو اميدوارم. و به تو پناه مي برم از بدترين چيزي که از آن برحذرم. اگر تو خوار کني، پس، از برپا نمودن حجّت و دليل است، و اگر حفظ فرمايي، پس، به جهت تمام نمودن نعمت مي باشد. اي ياور محمد صلي الله عليه وآله روز حُنين و ياور و تأييد کننده اش در روز بدر و خيبر و جاهايي که در آن ها پيغمبرت را ياري کردي - بر او و آلِ او سلام باد - اي نابود کننده ستمگران و اي حفظ کننده پيغمبران! و از تو مي خواهم و تو را سوگند به حقّ يس و قرآن حکيم، و به حق طه و ساير [آيات] قرآن عظيم، اين که بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرستي و مرا از گناهان و خطاها مصون داري و در اين ماه بزرگ تأييد بيشتري به من بيفزايي که به آن اضطرابم را آرام سازي و کاستي هايم را جبران نمايي. خداوندا! من به [قدرت] تو بر گلوي دشمنانم مي زنم، براي خودم جز تو نمي يابم. اينک منم در پيشگاه تو، پس آنچه مي خواهي با من کن، که جز آنچه تو بر من نوشته اي به من نرسد، تو مرا بسنده اي و بهترين وکيل هستي.
روز هشتم ماه رمضان اهتمام به آن از دعايي که در «اقبال» روايت شده به دست مي آيد و دعا اين است: «اَللَّهُمَّ إِنِّي لا أَجِدُ مِنْ أَعْمالِي عَمَلاً أَعْتَمِدُ عَلَيْهِ وَأَتَقَرَّبُ بِهِ إِلَيْکَ أَفْضَلَ مِنْ وِلايَتِکَ وَوِلايَةِ رَسُولِکَ وَآلِ رَسُولِکَ الطَّيِّبِينَ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْکَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَتَوَجَّهُ بِهِمْ إِلَيْکَ فَاجْعَلْنِي عِنْدَکَ يا إِلهِي بِکَ وَبِهِمْ وَجِيهاً فِي الدّنْيا وَالآخِرَةِ وَمِنَ المُقَرَّبِينَ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِذلِکَ مِنْکَ تُحْفَةً وَکَرامَةً فَإِنَّهُ لا تُحْفَةَ وَلَا کَرامَةَ أَفْضَلَ مِنْ رِضْوانِکَ وَالتَّنَعُّمِ فِي دارِکَ مَعَ أَوْلِيآئِکَ وَأَهْلِ طاعَتِکَ. اَللَّهُمَّ أَکْرِمْنِي بِوِلايَتِکَ وَاحْشُرْنِي فِي زُمْرَةِ أَهْلِ وِلايَتِکَ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي وَدآيِعِکَ الّتِي لا تَضِيعُ وَلا تَرُدَّنِي خآئِباً بِحَقِّکَ وَحَقَّ مَنْ أَوْجَبْتَ حَقَّهُ عَلَيْکَ، وَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُعَجِّلَ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَفَرِجِي مَعَهُمْ وَفَرَجَ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ بِرَحْمَتِکَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ»؛ [18] بار خدايا! من از کارهايم عملي که بر آن تکيه کنم و به آن به سوي تو تقرّب جويم، نمي يابم که از ولايتِ تو و ولايت (دوستي و پيروي) فرستاده ات و خاندان پاک فرستاده ات - که درود تو بر او و آنان باد - بهتر باشد. خدايا! من به درگاه تو به محمد و آل محمدعليهم السلام تقرّب مي جويم و به آن ها به سوي تو روي مي آورم، پس مرا نزد خود، اي خداي من! به حقّ خودت و به حقّ آن ها، در دنيا و آخرت با قدر و منزلت قرار ده و از نزديکان درگاهت به شمار آور، که به درستي من راضي ام که آن را از تو هديه و گراميداشتي بگيرم، چون که هيچ تحفه و گراميداشتي بهتر از رضا و خشنودي تو و برخورداري از نعمت ها در سراي [ابدي] تو با دوستان و اهل اطاعتت نيست. خداوندا! مرا به ولايت خويش گرامي بدار و در شمار اهل ولايتت محشور گردان. خدايا! مرا در بين سپرده هاي خودت که گم نمي شوند قرار ده و مرا نااميد برمگردان، به حقّ خودت و حقّ هر آن که حقّش را بر خودت واجب دانسته اي، و از تو مي خواهم که بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرستي و فرج آل محمدعليهم السلام را زودتر برساني و گشايش کار مرا با آن ها تعجيل فرمايي، و نيز فرج هر مؤمن و مؤمنه را زودتر بياوري، به مهرباني ات اي مهربان ترين مهربانان.
شب دوازدهم ماه رمضان و شاهد بر اهتمام به آن، دعايي است که در کتاب مزبور ياد شده که: «اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِمَعاقِدِ العِزِّ مِنْ عَرْشِکَ وَمُنْتَهَي الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ، وَبِاسْمِکَ الأَعْظَمِ وَکَلِماتِکَ التّآمَّةِ الَّتِي لا يُجاوِزُهُنَّ بَرُّ وَلا فاجِرٌ فَإِنَّکَ لا تَبِيدُ وَلا تَنْفَدُ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنِّي وَمِنْ جَمِيعِ المُؤْمِنِينَ وَالمُُؤْمِناتِ صِيامَ شَهْرِ رَمَضانِ وَقِيامَهُ وَتَفُکَّ رِقابَنا مِنَ النّارِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجعَل قَلْبِي بآرّاً وَعَمَلِي سآرّاً وَرِزْقِي دآرّاً وَحَوْضَ نَبِيِّکَ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلامُ لِي قَراراً وَمُسْتَقَرّاً وَتُعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي عافِيَةٍ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ»؛ [19] خدايا! من از تو درخواست مي کنم به پايگاه هاي عزّت از عرش تو، و اوج رحمت از کتاب تو، و به اسم اعظم تو، و کلمات تمام يافته ات که هيچ نيک و بدي از حوزه آن ها بيرون نيست، که به درستي تو را نيستي و پاياني نمي باشد، اين که بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرستي و از من و تمام مردان و زنان باايمان روزه ماه رمضان و شب زنده داري هاي آن را بپذيري و ما را از آتش دوزخ برهاني. خداوندا! بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرست و دل مرا نيک و کارم را خشنود کننده و روزي ام را پيوسته و فراخ گردان و حوض پيغمبرت - که بر او و خاندانش سلام باد - را قرارگاه من ساز و در کنار آن مرا مستقرّ فرماي و گشايش امر آل محمدعليهم السلام را با عافيت زودتر برسان، اي مهربان ترين مهربانان.
روز سيزدهم ماه رمضان دعاي آن چنين است: «اَللَّهُمَّ إِنِّي أُدِينُکَ بِطاعَتِکَ وَوِلايَتِکَ، وَوِلايَةِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّکَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَوِلايَةِ أَمِيرِ المُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ حَبِيبِ نَبِيّکَ، وَوِلايَةِ الحَسَنِ وَالحُسَيْنِ سِبْطَيْ نَبِيِّکَ وَسَيِّدَيْ شَبابِ أَهْلِ جَنَّتِکَ، وَأُدِينُکَ يا رَبِّ بِوِلايَةِ عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِيِّ بْنِ مُوسي وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ صاحِبِ الزَّمانِ، أُدِينُکَ يا رَبِّ بِطاعَتِهِمْ وَوِلايَتِهِمْ وَبِالتَّسْلِيمِ بِما فَضَّلْتَهُمْ راضِياً غَيْرَ مُنْکِرٍ وَلا مُسْتَکْبِرٍ [مُتَکَبِّرٍ] عَلي [مَعْني] ما أَنْزَلْتَ فِي کِتابِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَادْفَعْ عَنْ وَلِيِّکَ وَخَلِيفَتِکَ وَلِسانِکَ وَالقآئِمِ بِقِسْطِکَ وَالمُعَظِّمِ لِحُرْمَتِکَ وَالمُعَبِّرِ عَنْکَ وَالنّاطِقِ بِحُکْمِکَ وَعَيْنِکَ النّاظِرَةِ وَأُذُنِکَ السّامِعَةِ وَشاهِدِ عِبادِکَ وَحُجَّتِکَ عَلي خَلْقِکَ وَالُمجاهِدِ فِي سَبِيلِکَ وَالُمجْتَهِدِ فِي طاعَتِکَ وَاجْعَلْنِي وَوالِدَيَّ وَما وَلَدا وَوُلْدِي مِنَ الَّذِينَ يَنْصُرُونَهُ وَيَنْتَصِرُونَ بِهِ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ، اِشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا. اَللَّهُمَّ أَمِتْ بِهِ الجَوْرَ وَدَمْدِمْ بِمَنْ نَصَبَ لَهُ وَاقْصِمْ رُؤُوسَ الضَّلالَةِ حَتّي لا تَدَعَ عَلَي الأَرْضِ مِنْهُمْ دَيّاراً»؛ [20] بار الها! من تو را دينداري مي کنم با اطاعتت و ولايتت و ولايت محمد پيامبرت صلي الله عليه وآله، و ولايت امير مؤمنان عليه السلام دوست پيامبرت، و ولايت حسن و حسين دو نواده پيامبرت و دو آقاي جوانان اهل بهشتت، و تو را دينداري مي کنم اي پروردگار! به ولايت علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و آقا و مولايم صاحب الزمان - عليهم السلام -. دينداري ات مي کنم اي پروردگار! به اطاعت و ولايت ايشان و تسليم بودن به آنچه آنان را برتري داده اي، با خشنودي بدون اين که منکر باشم يا تکبر ورزم، به همان گونه که در کتابت نازل فرموده اي. بار الها! بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرست و از وليّ و خليفه و زبان گويايت و بپاخاسته [براي اجراي] دادگري ات و تعظيم کننده حرمتت و بازگو کننده از سوي تو و گوينده حکم تو و چشم بيننده و گوش شنونده تو و گواه بندگانت و حجّت تو بر خلقت و جهادگر در راهت و تلاشگر در طاعتت، هر گونه بلا را دفع کن و او را در امانت گم ناشدني خويش قرار ده و با سپاهيان پيروزت تأييد فرماي و او را ياري نموده و از او حمايت کن و مرا و والدينم و آنچه متولد کرده اند و فرزندانم را از کساني قرار ده که او را ياري مي کنند و به او ياري مي گيرند در دنيا و آخرت، پراکندگي مان را به او فراهم آور و جدايي هاي ما را به او منسجم گردان. اي خدا! به (ظهور) او ستم را بميران و هر کس با او بستيزد نابودش ساز و سران گمراهي را پشت بشکن، تا اين که احدي از آن ها را روي زمين به جاي نگذاري.
روز هيجدهم و شب نوزدهم ماه رمضان و اهتمام به اين دعا در آن مواقع، از ملاحظه دعاهاي وارد شده منقول در «اقبال» به دست مي آيد، و خداوند در هر حال ياري کننده است. بعد از ذکر مصيبت سيد الشهداء زيرا که اين دعا نوعي ياري نمودن آن حضرت عليه السلام است. چنان که در بخش پيشين در مکرمت چهل و هفتم يادآور شديم، و مؤيّد آن اين است که يکي از دوستان صالح من ياد کرد اين که: مولايمان حضرت حجّت عليه السلام را در خواب ديده بود، پس آن حضرت مضمون چنين مطلبي را فرموده بود که: من براي مؤمني که مصيبت جدّ شهيدم را يادآور شود، سپس براي تعجيل فرج و تأييد من دعا نمايد، دعا مي کنم
غدير چون روزي است که خداوند در آن امير مؤمنان و ائمه طاهرين عليهم السلام را به ولايت بر مؤمنين و جانشيني خاتم پيغمبران صلي الله عليه وآله اختصاص داد و آن ولايت را مولايمان صاحب الزمان از پدران معصومش عليهم السلام ارث مي برد، پس چون مؤمن در اين روز تسلّط غاصبين و چيره شدن ستمگران را مشاهده کند و مخفي بودن حافظ دين را بنگرد، ايمان و دوستي اش نسبت به آن حضرت، او را وا مي دارند که براي زودتر شدن فرج دعا کند و ظهور آن جناب را از درگاه خداوند بخواهد و آسان شدن قيام و خروجش را مسألت نمايد که روز تجديد پيمان بستن و عهد کردن [براي ولايت امامان عليهم السلام] است و دعا براي فرج صاحب الزمان از جمله مصاديق آن مي باشد. و شاهد بر تأکيد آن دعا در روز غدير، ورود آن به طور خاصّ در دعايي است که در کتاب هاي اقبال و زاد المعاد [21] ياد شده، اوّل آن دعا چنين است: «اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّکَ وَعَلِيٍّ وَلِيِّکَ وَالشَّأْنِ وَالقَدْرِ الَّذِي خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِکَ»؛ خدايا! به حقّ محمد پيامبرت و علي وليّ ات و شأن و منزلتي که از بين خلايقت به آن ها اختصاص داده اي از تو مي خواهم.... و در آخر آمده: «اَللَّهُمَّ فَرِّج عَنْ أهلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ نِبِيِّکَ وَاکْشِفْ عَنْهُمْ وِ بِهِمْ عَن المُؤمنينَ الکُرُباتِ اَللَّهُمَّ امْلاءِ الأرْضَ بِهِمْ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً و جَوْراً وَأنجزْلَهُمْ ما وَعَدْتَهُمْ إنَّکَ لا تُخْلِفُ الميعادَ»؛ خدايا بر خاندان محمد پيامبرت فَرَج و گشايش دِه و از آن ها و نيز از مؤمنين به سبب آن ها محنت ها و غم ها را بر طرف ساز، خداوندا زمين را به وجود آن ها پر از عدل کن چنان که از ظلم و جور پر شده است، و آنچه به ايشان وعده فرموده اي تحقق بخش به درستي که تو خُلف وعده نمي کني. و نيز مستحب است در اين روز از خداي تعالي بخواهي که تو را از ياران آن حضرت - که خداوند ظهور و فرجش را زودتر گرداند - قرار دهد، که در دعاي شريف طولاني در کتاب «اقبال» ياد شده، و در آخر آن دعا آمده: «اَللَّهُمَّ اِِنِّي أَسْأَلُکَ بِالحَقِّ الَّذِي جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ، وَبِالَّذي فَضَّلْتَهُمْ عَلَي العالَمِينَ جَمِيعاً أَنْ تُبارِکَ لَنا فِي يَوْمِنا هذَا الَّذِي أَکْرَمْتَنا فِيهِ بِالوَفآءِ لِعَهْدِکَ الَّذِي عَهَدْتَ إِلَيْنا وَالمِيثاقِ الَّذِي واثَقْتَنا بِهِ مِنْ مُوالاتِ أَوْلِيآئِکَ وَالبَرآئَةِ مِنْ أَعْدآئِکَ، وَتَمُنَّ عَلَيْنا بِنِعْمَتِکَ وَتَجْعَلَهُ عِنْدَنا مُسْتَقَرّاً ثابِتاً وَلا تَسْلُبْناهُ أَبَداً وَلا تَجْعَلْهُ عِنْدَنا مُسْتَوْدَعاً فَإِنَّکَ قُلْتَ: (فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ» فَاجْعَلْهُ مَسْتَقَرّاً ثابِتاً وَارْزُقْنا نَصْرَ دِينِکَ مَعَ وَلِيٍّ هادٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّکَ قآئِماً رَشِيداً هادِياً مَهْدِيّاً مِنَ الضَّلالَةِ إِلَي الهُدي وَاجْعَلْنا تَحْتَ رايَتِهِ وَفِي زُمرَةِ شُهَدآءَ مَقْتُولِينَ فِي سَبِيلِکَ وَعَلي نُصْرَةِ دِينِکَ»؛ خداوندا! از تو مي خواهم به حقّي که نزد آنان (خاندان پيغمبر) قرار داده اي و به آنچه بر تمام جهانيان برتري شان بخشيده اي، اين که اين روز را بر ما مبارک سازي، اين روز که ما را در آن، به جهت وفاي به عهد که با ما بسته اي و پيماني که از ما گرفته اي، گراميمان داشته اي، پيمان دوستي و پيروي اوليائت و بيزاري از دشمنانت، [و از تو مي خواهم] که با نعمتت بر ما منّت نهي و آن را نزد ما قرار يافته پايدار نمايي و هيچ گاه اين نعمت (ولايت) را از ما مگير و آن را نزد ما به طور امانت قرار مده، که تو فرموده اي: (پس قرار يافته است و امانت سپرده شده) پس آن را برقرار و پايدار کن، و ياري دينت را در خدمت وليّ هدايت کننده اي از خاندان پيغمبرت به ما روزي فرماي، آن هنگام که به ارشاد بپاخيزد و هدايتگر هدايت شده از گمراهي به سوي راه راست بوده باشد، و ما را زير پرچم او و در شمار شهيدان راستيني که در راه تو و به خاطر ياري دينت کشته شده باشند، قرار بده. و نزديک به اين عبارت در دعاي ياد شده در «زاد المعاد» آمده، و آنچه آورديم براي اهل بينش و هدايت خواهان بسنده است.
مطلق اوقات شريفه و شبها و روزهاي متبرکه و دليل بر اين است آنچه در «مزار بحار» به سند خود، از فيض بن المختار از ششمين امام بر حق - که درودهاي خداوند آمرزنده بر آن ها باد -، آورده: درباره زيارت حضرت ابي عبد اللَّه الحسين عليه السلام از امام صادق عليه السلام چنين سؤال شد: آيا زيارت را وقتي هست که از وقت ديگر بهتر باشد؟ فرمود: او را - که درود خداوند بر او باد - در هر وقت و به هر هنگام زيارت کنيد که زيارت او بهترين موضوع است، هر کس آن را بسيار انجام دهد خير بسيار براي خود فراهم آورده، و هر که آن را کم تر انجام دهد خير کم تري برايش خواهد بود، و در اوقات شريفه زيارتتان را قرار دهيد که کارهاي نيک در آن ها چند برابر است، و آن اوقات هنگام فرود آمدن فرشتگان براي زيارت او است.... مي گويم: محل شاهد، فرموده آن حضرت عليه السلام است که: «کارهاي نيک در آن ها چند برابر است» چون بدون ترديد، دعا از بهترين عبادت ها است، به خصوص دعاي ياد شده - يعني درخواست تعجيل فَرَج و ظهور براي امام مظلوم غايب عليه السلام - و آنچه ذکر کرديم همچون نوري بر فراز کوه طور روشن و آشکار است.
چهل روز مداومت به دعا براي فرج زيرا که مداومت کردن به هر عبادتي تا چهل روز اثر خاصّ و فوايد ويژه اي دارد، از همين روي ترغيب به آن در اخبار رسيده از امامان معصوم عليهم السلام به طور عموم و خصوص آمده است. امّا به طور عامّ: در حديث معروفي از پيغمبر اکرم صلي الله عليه وآله در چند کتاب معتبر روايت شده که: «هيچ بنده اي تا چهل روز عمل خالصانه اي براي خدا انجام ندهد، مگر اين که چشمه هاي حکمت از دلش بر زبانش جاري گردد». و به اين مضمون يا نزديک به آن چندين روايت وارد شده است. و امّا به طور خاصّ: همان است که در بحار به نقل از تفسير عيّاشي، از فضل بن ابي قره آمده که گفت: شنيدم ابوعبد اللَّه امام صادق عليه السلام مي فرمود: «خداوند به ابراهيم وحي کرد که براي تو فرزندي متولّد خواهد شد، پس [ابراهيم عليه السلام] اين را به ساره باز گفت، ساره [با شگفتي] پرسيد: آيا خواهم زاييد در حالي که پيرزني هستم؟! پس خداوند به [ابراهيم] وحي فرمود که: او [ساره] خواهد زاييد و فرزندانش چهارصد سال اذيت خواهند کشيد، به جهت اين که سخن مرا جواب گفت. امام صادق عليه السلام فرمود: پس چون اذيت و رنج بر بني اسراييل به طول انجاميد، چهل روز به درگاه خداوند ناله و گريه کردند، پس خداوند به موسي و هارون وحي فرمود که آن ها را از دست فرعون خلاص کند، که صد و هفتاد سال آزار را از آن ها کاست. راوي گويد: سپس حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق عليه السلام فرمود: همچنين شما هم اگر انجام دهيد البته خداوند بر ما گشايش خواهد داد، ولي اگر اين گونه نباشيد، اين امر تا آخرين حدّ خود به طول خواهد انجاميد. مي گويم: آنچه مربوط به شرح اين حديث مي باشد، در باب گذشته بيان شد. و نيز بر اين مطلب دلالت مي کند: ترغيب به خواندن دعاي عهد که از امام صادق عليه السلام روايت گرديده است، که تا چهل روز خوانده شود، از آن غفلت مکن.
ماه محرم و هر روزي که در آن ظلمي از دشمنان بر امامان برحق عليهم السلام واقع شده، زيرا که ايمان و محبّت شخص مؤمن نسبت به ايشان، و حزن و اندوهش بر مصيبت هاي آنان، او را برمي انگيزاند که در پي خونخواهي و انتقام جويي و دادخواهي امامان عليهم السلام باشد، و اين امور در چنين زمان هايي فراهم نمي گردد، مگر با درخواست زودتر شدن ظهور و تعجيل فرج مولايمان صاحب الزمان عليه السلام، چنان که پوشيده نيست.
پی نوشتها: [1] جمال الاسبوع، 179. [2] کافي، 219:1، بصائر الدرجات، 424، تفسير البرهان، 157:2. [3] بحارالانوار، 289:89. [4] بحارالانوار، 308:52. [5] زاد المعاد، 523. [6] اقبال الاعمال، 350. [7] اقبال الاعمال، 283. [8] مضمون اين روايت در فروع کافي آمده و نيز در کتاب علل الشرايع، شيخ صدوق:389 از امام باقرعليه السلام روايت شده است. [9] در متن حديث عبارت چنين است: «و نام آن ها را مي بري تا اين که به صاحب خود حضرت صاحب الزمان عليه السلام مي رسي» و ما نام هاي مبارک را آورديم (مترجم). [10] اقبال الاعمال: 312؛ زاد المعاد: 236. [11] گويم: و هنگامي که اين روز شد خداوند به برکت پدرانش زمين را براي کامل گردانيدن ماديات گسترانيد همچنان که در اين روز به ظهور حضرتش ماديات و معنويات کامل مي گردد پس مؤمن بايد در اين روز تعجيل ظهورش را از صاحب عنايات - خداوند متعال - درخواست کند و اينکه خداوند او را از فائزان به انواع سعادت ها قرار دهد. (محمد موسوي). [12] بحارالانوار، 341:96. [13] الکافي، 162:4. [14] در هر زماني شيعيان نام امام عصر و نام پدرش را مي گفتند و در زمان ما بايد گفت: حجت بن الحسن - عليه وعلي آبائه السلام -. (مترجم). [15] اصول کافي، 629:2. [16] سوره قدر، آيه 1. [17] إقبال الاعمال، 128. [18] إقبال الاعمال، 133. [19] اقبال الاعمال، 141. [20] اقبال الاعمال، 144. [21] اقبال الاعمال، 492:1؛ زاد المعاد: 342. |