اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  تلاوت گر کتاب خدا     
   مهدویت مباحث مهدوی ادعیه منسوبه (از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام)

تلاوت گر کتاب خدا

تلاوت گر کتاب خدا

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا تالِیَ کِتابِ اللهِ وَ تَرجُمانَهُ
سلام بر تو ای تلاوت گر کتاب خدا و روشنگر آن
تالی : اسم فاعل از تلو ، به معنی پیروی کننده و در پی آوردنده است ، و تلاوت : پیاپی خواندن است . خواندن کتابهای آسمانی را تلاوت می گویند ، نه هر کتاب دیگر. فرق بین تلاوت و قرائت این است : تلاوت خواندن دو کلمه به بیشتر است ، ولی قرائت یک کلمه را هم شامل می شود ، می توان گفت : فلانی نام خود را قرائت کرد ، امّا صحیح نیست که بگوییم : فلانی اسم خود را تلاوت کرد، چون ریشۀ کلمۀ تلاوت چیزی را در پی چیزی آوردن است بنابراین تلاوت در کلماتی است که در پی هم آورده شوند و در یک کلمه پی آمدنی نیست.(1)راغب گوید: تلاوت به کتابهای نازل شدۀ خداوند اختصاص دارد ، گاهی به قرائت کردن و گاهی با به کار بستن و به تصویر کشیدن او امر و نواهی و تشویقها و هشدارهای آنها ، و آن اخصّ از قرائت است. بنابراین هر تلاوتی قرائت هم هست ، ولی هر قرائت تلاوت نیست ، پس فرمودۀ خداوند: « وَ إِذا تُتلی عَلَیهِم آیاتَنا )(2)؛ و هرگاه آیات ما بر آنان تلاوت شود. مقصود قرائت و خواندن آیات بر آنها است ، و امّا قول خداوند: ( یَتلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ)(3)؛ آن را چنانکه باید و شاید تلاوت می کنند . مقصودآن است که علم و عمل را درپی قرائت آوردند. و اینکه مادّۀ تلاوت در آیه : ( وَ اتَّبَعُوا ما تَتلوا الشَّیاطِینُ عَلی مُلکِ سُلَیمانَ )(4)؛ و از آنچه شیاطین در عهد سلیمان تلاوت می کردند ، پیروی نمودند. بکار رفته از این جهت است که شیاطین می پنداشتند که آنچه می خوانند از کتاب های الهی می باشد.(5) تلاوت و مشتقّات آن بیش از شصت بار در قرآن کریم به کار رفته است ، در درجۀ اوّل خداوند خود تلاوت گر آیاتش می باشد ، چنانکه فرماید: « ذلِکَ نَتلوُهُ عَلَیکَ مِنَ الآیاتِ وَ الذِّکرِ الحَکِیمِ )(6) ؛ آن است که بر تو تلاوت می کنیم از آیات [ و نشانه های حقانیّت تو] و یادآوری حکیمانه . سپس دستور تلاوت به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داده(7) و این منصب شریف را به آن حضرت واگذار نموده و او را به این سِمَت معرفی کرده و فرموده است (یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ)(8)؛ بر آنان آیات او را تلاوت می کند. و در مرحلۀ سوم ائمّه اطهار (علیهم السّلام) را تلاوت گر کامل و به جای آورندگان حقّ تلاوت معرفی نموده است، که فرموده: ( اَلَّذِینَ آتَیناهُمُ الکِتابَ یَتلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤمِنُونَ بِهِ )(9)؛ کسانی که کتاب را به ایشان داده ایم ، آن را چنانکه باید و شاید تلاوت می کنند ، آنان به آن ایمان کامل دارند . چنانکه در حدیث صحیح از ابوولاد آمده که امام صادق (علیه السّلام) راجع به این آیه کریمه فرمودند ، ایشان امامان (علیهم السّلام) هستند.(10) علّامه مجلسی (رحمة الله علیه) در بیان این حدیث شریف فرموده : زیرا تلاوت قرآن چنانکه باید و شاید عبارت است از فهمیدن مطالب پیچیده و عمیق آن و عمل به تمامی مضامین آن ، و چنین کاری به ائمه (علیهم السّلام) اختصاص دارد و نیز ایمان کامل به آن از غیر ایشان ساخته نیست. (11) و نیز از حضرت امام صادق (علیه السّلام) روایت آمده که در بیان مقصود از حق تلاوت چنین فرمودند : آیات آن را به تدبّر و تأنّی ( ترتیل) می خوانند و در آن تفقّه می کنند، و احکام آن را به کار می بندند و نویدهایش را امیدوارند و از هشدارهایش بیمناکند و از حکایتهای آن پند می گیرند و فرمان هایش را گردن می نهند و از نواهی آن خودداری می ورزند ، به خدا سوگند! حقّ تلاوت حفظ آیات و آموختن حروف و پیاپی خواندن سوره ها و یادگیری اعشار و اخماس (12)آن نیست ، حروف آن را حفظ کردند و حدود آن را ضایع ساختند ! همانا[ تلاوت کامل و چنانکه باید و شاید] تدبّر آیات قرآن و عمل به احکام آن است ، خداوند متعال فرماید: ( کِتابٌ أَنزَلناهُ إِلَیکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتَهُ )(13)؛ این کتابی که بر تو فرو فرستادیم با برکت است تا در آیات آن اندیشه کنند.

تلاوت در نهج البلاغه

مولای متقیان علی (علیه السّلام) راجع به آموزش قرآن و تلاوت آیات آن چنین سفارش فرمودند : « وَ تَعَلَّمُوا القُرآنَ فَإِنَّهُ أَحسَنُ الحَدِِیثِ ، وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ القُلُوبِ ، وَ استَشفَوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفآءُ الصُّدُورِ ، وَ أَحسِنُوا تِلاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنفَعُ القَصَصِ...(14)؛ و قرآن را بیاموزید که بهترین سخنان است ، و در آن تفقه نمایید[ و به ژرفای آن وارد شوید] که بهار دلهاست ، و به نور آن شفا جویید که شفابخش سینه ها است ، و آن را خوب تلاوت کنید که سودمندترین حکایت ها است ». و هم از اوصاف تقوا پیشگان برشمردند : « أَمَّا اللَّیلُ فَصافُّونَ أَقدامَهُم تالِینَ لِأَجزآءِ القُرآنِ یُرَتَّلُونَهُ تَرتِیلاً ، یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنفُسَهُم وَ یَستَثِیرُونَ بِهِ دَوآءَ دآئِهِم... (15) ؛ شبانگاهان گامهای خویش بر زمین کوبیده به تلاوت أجزاء قرآن پرداخته اند ، آن را با تدبّر و اندیشه می خوانند ،جان خویش را به وسیلۀ آن محزون کنند و درمان دردشان را به آن همی کوشند». و گاهی نااهلانی را که از حقایق قرآن و تلاوت شایستۀ آن روی گردانند نکوهش نمودند : « إِلَی اللهِ أَشکُو مِن مَعشَرٍ یَعِیشُونَ جُهّالاً ، وَ یَمُوتُونَ ضُلّالاً ، لَیسَ فِیهِم سِلعَةٌ أَبوَرُ مِنَ الکِتابِ إِذا تُلِیَ حَقَّ تِلاوَتِهِ ، وَ لا سِلعَةٌ أَنفَقُ بَیعاً ، وَ لا أَغلی ثَمَناً مِنَ الکِتابِ إِذا حُرِّفَ عَن مَواضِعِهِ ...(16)؛ به درگاه خداوند شکوه می کنم از گروهی که به نادانی زندگی می کنند و در گمراهی می میرند ، بین آنان هیچ کالایی بی اعتبارتر از قرآن نیست ، در حالی که آن طور که باید و شاید تلاوت شود ، و هیچ کالایی پُر فروش تر و گرانبهاتر نیست از قرآن ، هرگاه تحریف و [ از معانی حقیقی] جا به جا گردد. آری ، بیشتر مردم در هر زمان از تدبّر در معانی قرآن و توجّه به تلاوت گران حقیقی آن – ائمّه اطهار (علیهم السّلام) – روی گردان بوده و هستند ، و ظواهر قرآن از لحنهای زیبا و آوازهای دلربا، و تفسیر به رأی و تطبیق مضامین قرآن بر نظریه های نادرست و ... رونق بسیار دارد ، چرا که با هوس های مردم کاملاً سازگار است ، امّا شناخت واقعیت قرآن و تلاوت درست آن و بکار بستن احکام و دستورات آن بسیار کم مشتری است ، به همین جهت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «رُبَّ تالِ القُرآنِ وَ القُرآنُ یَلعَنُهُ (17)؛ بسا تلاوت کنندۀ قرآن هست که قرآن او را لعنت می کند». لعنت خدا بر کسانی که ظاهر قرآن را بسی حرمت می نهادند ، امّا تلاوت گر قرآن را شهید کردند و سر مبارک او را بالای نیزه زدند و بالای نیزه هم قرآن خواند.
سر بی تن که شنیده است به لب سوره کهف ؟!
یا که دیده است به مشکات تنور آیه نور؟!
لعنت خدا بر کسانی که تلاوت گر قرآن را در زندان تاریک شکنجه کردند . و لعنت خدا بر کسانی که به ظاهرقرآن با تلاوت گر قرآن مخالفت خواهند کرد ، چنانکه از امام صادق (علیه السّلام) روایت آمده که فرمودند: « هرگاه حضرت قائم –عجّل الله فرجه الشریف – بپا خیزد ، از جاهلانِ مردم بیشتر از آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جاهلان جاهلیت صدمه کشید ، محنت می بیند». فضیل گوید: عرض کردم : این چگونه است ؟ فرمود: « رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که به سوی مردم آمد که سنگ و کلوخ ها و چوب های تراشیده را می پرستیدند ، ولی هنگامی که حضرت قائم (علیه السّلام) بپاخیزد ، در حالی که با مردم مواجه می شود که همه آنان کتاب خدای را علیه او تأویل و توجیه می کنند و با آن بر او احتجاج می نمایند».(18)البته امام عصر – ارواحنا فداه- پس از ظهور ، تلاوت صحیح و کامل قرآن را آشکار خواهد ساخت ، از امام باقر (علیه السّلام) روایت آمده که فرمودند: « هنگامی که حضرت قائم –عجّل الله فرجه الشریف – بپا خیزد ، خیمه هایی نصب می شود برای کسانی که قرآن را به همان گونه که خداوند – جل ّ جلاله – آن را نازل فرموده ، به مردم بیاموزند ، پس دشوارترین چیزی که خواهد بود برای کسانی است که آن را حفظ کرده اند ، زیرا با این تألیف اختلاف دارد».(19)

چه خوش است صوت قرآن

به امید آن روز که تلاوت گر راستین قرآن کریم از پشت پردۀ غیبت آشکار گردد و با آن صدای دلربا و چهرۀ نورانی زیبا قرآن بخواند و تفسیر کند و آن طور که نازل شده بیان فرماید و مدّعیان دورغین از صحنه خارج شوندو رسوا گردند. پایان این فصل را به حکایتی از تلاوت حضرت بقیة الله – ارواحنا فداه- زینت می دهم : محدّث گرانقدر حاج میرزا حسین نوری (رحمة الله علیه) ، به نقل از عالم صالح متّقی میرزا حسین لاهیجی رشتی- مجاور نجف اشرف - ، از عالم گرانمایه ملّا زین العابدین سلماسی آورده که فرمود: روزی سیّد بحرالعلوم وارد حرم مطهّر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) شد و این بیت را زمزمه می کرد:
چه خوش است صوت قرآن ، زتو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن ، سخن خدا شنیدن
از سبب خواندن آن پرسیدم، فرمود: هنگامی که وارد حرم شدم ، حضرت حجّت – عجّل الله فرجه الشریف – را دیدم بالای سر با صدای بلند تلاوت قرآن می فرمود، چون صدای آن بزرگوار را شنیدم، این بیت را خواندم ، چون وارد حرم شدم ، قرائت را ترک نمودند و از حرم بیرون رفتند.(20)

روشنگر حقایق قرآن

« وَ تَرجُمانَهُ » ؛ و روشنگر آن
تَرجُمان و تَرجَمان : در لغت : مفسِّر ، شارح ، سخنگو و بیان کننده و روشنگر ، و نیز فصیح و خوش بیان و خوش تقریر را گویند. همچنین ترجمان کسی است که لغتی را از زبانی به زبان دیگر تقریر کند ، و این واژه معرّبِ ترزیان است.(21) قرآن کریم را ترجمانی لازم است که از معانی بلند و عمیق آن آگاه و به حقایق آن آشنا و دانا ، و بر شرح و بیان آن توانا باشد. مولای متقیان علی (علیه السّلام) فرماید: « وَ هذَا القُرآنُ إِنَّما هُوَ خَطٌّ مَسطُورٌ بَینَ الدَّفَّتَینِ، لا یَنطِقُ بِلِسانٍ، وَ لابُدَّلَهُ مِن تَرجُمانٍ ، وَ إِنَّما یَنطِقُ عَنهُ الرِّجالُ(22)؛ و این قرآن جز این نیست که خطّی منقوش [ و نوشتاری مضبوط] بین دو جلد است ، به زبانی گویا نمی باشد و از ترجمان وبیانگر ناگزیر است ، و فقط رجال [ و رادمردان] از آن سخن گویند و بیانگر آن باشند». در قرآن کریم بیان همه چیز آمده است و هیچ موضوعی از آن فروگذار نشده است ، و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتاب مبین گنجانیده شده است،(23)امّا شرح و تفسیر و توضیح و برآوردن حقایق و اسرار نهفته در آن فقط از ائمّه اطهار (علیهم السّلام) ساخته است که قرآن در بیت ایشان نازل گردیده و علوم آن به سینۀ آنان سپرده شده است.

خانگی داند که اندر خانه چیست

به یک حدیث در این باره توجّه کنید: زید شحّام گوید: قتاده بن دعامه – از فقها و مفسّران عامّه – به محضر امام باقر (علیه السّلام) شرفیاب شد . امام (علیه السّلام) به اوفرمودند: فقیه اهل بصره تویی؟ قتاده گفت: مردم چنین پندارند. امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: به من خبر رسیده که تو قرآن هم تفسیر می کنی؟ قتاده عرضه داشت: آری . امام باقر (علیه السّلام) فرمود: آیا دانسته آن را تفسیر می کنی یا ندانسته؟ قتاده گفت: هرگز[ ندانسته تفسیر نمی کنم ، بلکه] دانسته و از روی علم [ قرآن را تفسیر می کنم] . امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: اگر چنین است که دانسته قرآن را تفسیر می کنی پس تو شخصیّت یکتایی هستی ! و من از تو پرسش دارم . قتاده عرض کرد : بپرسید. امام (علیه السّلام) فرمود: خبرم ده از قول خداوند – عزّ و جل ّ – در سوره سبأ: ( وَ قَدَّرنا فِیهَا السَّیرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیّاماً آمِنِینَ)(24)؛ و فاصله و مسیر بین آنها (= منزلگاه ها و آبادی ها) را متناسب قرار دادیم ، پس در آنها شبها و روزهایی را با ایمنی رهسپار شوید. قتاده گفت: این آیه مربوط به کسی است که به قصد زیارت خانۀ کعبه از خانۀ خویش حرکت کند ، توشه ای حلال با خود بردارد و مرکب حلال داشته باشد و از مال حلال کرایه اش را بپردازد ، چنین کسی ایمن خواهد بود ، تا اینکه به خانه اش باز گردد. امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: ای قتاده ! تو را به خدا سوگند می دهم! آیا می دانی که بسا شخصی با توشه ای حلال و مرکب و کرایه ای حلال به قصد زیارت و طواف خانۀ کعبه از منزل خویش بیرون می آید و دچار راهزن گردد و خرجی سفرش را ببرند، به علاوه اینکه او را چنان مورد ضرب و جرح قرار دهند که به حدّ هلاکت رسد؟ قتاده گفت: آری ، به خدا سوگند ! امام (علیه السّلام) فرمود: زنهار ای قتاده! اگر تو قرآن را پیش خود تفسیر کنی ، هم خود تباه گشته ای و هم دیگران را به تباهی افکنده ای ، و چنانچه این تفسیرها را از دهان مردان گرفته ای ، باز هم خود را تباه ساخته ای و دیگران را نیزبه تباهی انداخته ای ، زنهار ای قتاده ! این راجع به کسی است که از خانۀ خویش با توشه و مرکب و کرایۀ حلال به مقصد خانۀ کعبه بیرون آید و به حقّ [ و ولایت ] ما معرفت داشته باشد و دلش به هوای ما بتپد ، چنانکه خداوند فرماید: « وَ اجعَل أَفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوی إِلَیهِم)(25)؛ و دلهای عدّه ای از مردم را هوادار ایشان ساز. و خانۀ کعبه را منظور نکرد که بفرماید: به سوی آن مشتاق ساز. بنابراین ماییم – به خدا سوگند- مقصود از دعای حضرت ابراهیم (علیه السّلام) ، که هر کس دلش هوای ما داشته باشد ، حجّ او پذیرفته است و گر نه هرگز. ای قتاده! هر آنکه چنین باشد روز قیامت از عذاب جهنّم ایمن خواهد بود. قتاده عرضه داشت: به خدا سوگند! من این آیه را جز به همین گونه [ که شما تفسیر فرمودید] تفسیر نخواهم کرد. امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: زنهار ای قتاده! قرآن را فقط کسی می شناسد که مورد خطاب آن قرار گرفته باشد.(26)

پی نوشتها:

1- معجم الفروق اللغویة: 140 – 141.
2- سوره انفال : آیه 31.
3- سوره بقره : آیه 121.
4- سوره بقره : آیه 102.
5- المفردات: 75.
6- سوره آل عمران : آیه 58 ؛ و نیز سوره بقره : آیه 252؛ و آل عمران : آیه 108 ؛ سوره قصص: آیه 3، سوره جاثیه : آیه 6.
7- سوره مائده : آیه 27 ؛ سوره اعراف : آیه 175 ؛ سوره یونس : آیه 71 ؛ سوره کهف : آیه 27 ؛ سوره شعراء : آیه 69 ؛ سوره عنکبوت : آیه 45.
8- سوره آل عمران : آیه 164 ؛ سوره جمعه : آیه 2و آیات دیگر ... .
9- سوره بقره : آیه121.
10- الکافی : 1/ 215.
11- بحار الانوار : 23/190.
12- اعشار جمع عُشر ( یک دهم) و اخماس جمع خمس (یک پنجم) تقسیم بندی جزءهای قرآن است .
13- سوره ص : آیه 29.
14- نهج البلاغه ، خطبۀ 108.
15- نهج البلاغه ، خطبۀ متّقین ، 191.
16- نهج البلاغه ، خطبۀ 17 ، در خطبۀ 145 نیز نظیر همین عبارت با توجیه و تذکر دیگری بیان شده است .
17- جامع الأخبار ، 56.
18- الغیبة ، نعمانی : 296 ؛ مکیال المکارم : 1/341.
19- بحار الانوار : 52/339.
20- جنة المأوی: حکایت 54 ؛ النجم الثاقب : حکایت 79 ؛ عنایات حضرت مهدی (علیه السّلام) به علما و مراجع تقلید: 70-71 . ظاهراً ترک قرائت و خروج از حرم مطهّر برای این بوده که سایر مردم متوجّه آن حضرت نشوند.
21- لغت نامه دهخدا: 4/5782.
22- نهج البلاغه : خطبه 123.
23- سوره نحل : آیه 89 ؛ سوره انعام : آیه 38و 59.
24- سوره سبأ : آیه 18.
25- سوره ابراهیم : آیه 37.
26- روضة الکافی : حدیث 485. گفتنی است آیه مورد بحث از جهت ظاهر و باطن شرح و بیان دیگری نیز دارد که از محدودۀ بحث ما بیرون است و در تفاسیر مفصّل به آن پرداخته اند.

  دفعات نمایش : 34      تاریخ:  1387.1.26






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما