اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  دادرس درماندگان     
   مهدویت مباحث مهدوی ادعیه منسوبه (از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام)

دادرس درماندگان

دادرس درماندگان

وَالغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ وَعداً غَیرُ مَکذُوبٍ
ودادرس و رحمت پهناورِ [ الهی] وعده ای که دروغ شدنی نیست.
غَوث: یاری کردن و فریادرسی به هنگام سختی و درماندگی است ، و از اسماء خداوند متعال است که محکم ترین پناهگاه و بهترین دادرس درماندگان و پناهندگان و یاری جویان است. دادرسی بیچارگان و یاری کردن درماندگان یکی از وظایف مهمّ انسانی است که در آیات قرآن کریم واحادیث بسیار از ائمّه اطهار (علیهم السّلام) مورد تأکید قرار گرفته است. هر که بداند و بتواند ، باید به دستگیری و یاری رساندن به دادخواهان و درماندگان بپردازد، و در این باره از هیچ گونه کمکی – به دست یا زبان یا مال یا قلم- دریغ نورزد و کوتاهی ننماید. امام (علیه السّلام) که هم از احوال و نیازهای مردم کاملاً مطلّع است ، و هم توان یاری رساندن به آنان را دارد ، و هم دلسوزی و مهربانی او از پدر مهربان نسبت به فرزند عزیز خود بیشتر است ، فریادرس هر دردمندی است که به او پناه برد و از او مدد جوید، به خصوص حضرت صاحب الزمان – ارواحنا فداه- ، که از القاب خاصّ آن جناب « غوث و غوث الفقراء» می باشد. آداب استغاثه به آن حضرت – عجّل الله فرجه الشریف – و شرایط و سایر خصوصیات در آثار علما بیان گردیده است .(1)در همین کتاب نیز بعضی از مطالب را اشاره نموده ایم ، در اینجا به نقل یک رویداد مهم تاریخی در فریادرسی آن حضرت (علیه السّلام) نسبت به جمعی از شیعیانش ، بسنده می کنیم:

نجات مردم بحرین

علّامه مجلسی (رحمة الله علیه) فرموده است: « یکی از افاضل کرام و ثقات اعلام به من خبر داد . او می گفت: شخصی که من به او اطمینان دارم، این حکایت را از کسی که او را موثق می دانست و بسیار می ستود نقل کرد و گفت: موقعی که بلاد بحرین در تصرّف فرنگیان بود ، شخصی از مسلمین را به حکومت آنجا گماشتند تا موجب آبادی بیشتر آنجا شود و بهتر بتواند به وضع اهالی رسیدگی کند. این والی مردی ناصبی بود ، به علاوه وزیری داشت که تعصبّش از وی بیشتر بود ، وزیر نسبت به اهل بحرین که دوستدار اهل بیت (علیهم السّلام) بودند ، اظهار دشمنی می کرد و برای نابودی و زیان رساندن به آنها حیله ها می انگیخت. یک روز وزیر در حالی که اناری در دست داشت ، نزد والی رفت و انار را به او داد . والی دید بر روی پوست انار نوشته است: « لا إله إلّا الله ، محمّد رسول الله ، ابوبکر و عمر و عثمان و علی خلفاء رسول الله! ». وقتی به دقّت آن را نگریست ، دید که این عبارت به طور طبیعی در پوست انار نوشته شده ، به طوری که گمان نمی رفت ساختۀ دست بشر باشد و از این حدیث در شکفت ماند! والی به وزیر گفت : این دلیل روشن و برهان محکمی است ، بر ابطال مذهب رافضی ها( شیعیان) . نظر تو دربارۀ مردم بحرین چیست؟ وزیر گفت: این جماعت متعصّب می باشند و منکر دلائل هستند. امر کن آنها را حاضر نمایند و این انار را به آنها نشان بده ، اگر پذیرفتند و به مذهب ما در آمدند ، شما ثواب فراوان برده اید ، و چنانچه نپذیرفتند و همچنان بر گمراهی خود باقی ماندند ، آنها را در قبول یکی از سه چیز مخیّر گردان: یا حاضر شوند با خواری و ذلّت – مثل یهود و نصاری- جزیه بدهند . یا جوابی برای این دلیل روشنی که نمی توان آن را نادیده گرفت ، بیاورند. یا اینکه مردان آنها کشته شوند و زنان و اولاد ایشان اسیر گردند واموالشان را به غنیمت گیریم. والی رأی وزیر را مورد تحسین قرار داد و فرستاد علما و افاضل و نیکان و نجبا وبزرگان شیعۀ بحرین را احضار نمود و انار را به آنها نشان داد و گفت:اگر جواب کافی و قانع کننده ای نیاورید ، یا باید کشته شوید و اسیر گردید و اموالتان ضبط شود ویا همچون کفّار جزیه بپردازید. آنها چون انار را دیدند ، سخت متغیّر گشتند و نتوانستند جواب شایسته ای بدهند ، رنگ صورتشان پرید و بدنهایشان به لرزه افتاد. سپس بزرگان آنها به والی گفتند: سه روز به ما مهلت بده ، شاید بتوانیم جوابی که مورد پسند واقع شود ، بیاوریم و گرنه هر طور می خواهی میان ما حکم کن. رجال بحرین در حالی که هراسان و مرعوب و متحیر بودند ، از نزد والی بیرون آمده ، مجلس گرفتند و به مشورت پرداختند . آنگاه بنا گذاشتند از میان صلحا و زهّاد بحرین ، ده نفر و از میان آن ده نفر ، هم سه نفر را انتخاب کنند. چون چنین کردند ، به یکی از آن سه نفر گفتند: تو امشب را برو بیابان و تا صبح مشغول عبادت باش و از خداوند به وسیلۀ امام زمان – عجّل الله فرجه الشریف – یاری بخواه . او هم رفت و شب را به صبح آورد و چیزی ندید ، ناچار برگشت و جریان را به آنها اطلاع داد. شب دوم ، نفر دوم را فرستاد و او نیز مانند شخص نخست برگشت و خبری نیاورد و بر اضطراب و پریشانی آنها افزود. آنگاه نفر سومی را که مردی پاک سرشت و دانشمند بود و نامش محمّد بن عیسی بود ، خواستند. او شب سوم را با سر و پای برهنه روی به بیابان نهاد . آن شب ، شب تاریکی بود . محمّد بن عیسی تمام شب را مشغول دعا و گریه و توسّل به خدا بود که شیعیان را از آن بلیّه رهایی بخشد و حقیقت مطلب را برای آنها روشن سازد و برای تأمین منظور به حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) متوسّل گردید. در آخر شب ، ناگاه دید مردی او را مخاطب ساخته و می گوید: ای محمّد بن عیسی! چه شده که تو را به این حالت می بینم و برای چه به این بیابان آمده ای؟ گفت: ای مرد! مرا به حال خود وامگذار ! من برای کار بزرگ و مطلب مهمّی بیرون آمده ام ، که آن را جز برای امام خود نمی گویم و شکوۀ آن را نزد کسی می برم ، که این راز را بر من آشکار سازد . فرمود: ای محمّد بن عیسی ! صاحب الأمر من هستم ، مقصودت را بگو. گفت: اگر تو صاحب الأمر می باشی ، داستان مرا می دانی و نیازی نداری که من آن را شرح بدهم . فرمود: آری ، تو به خاطر مشکلی که انار برای شما ایجاد کرده و مطلبی که بر آن نوشته شده و تهدیدی که والی نموده است ، به بیابان آمده ای! محمّد بن عیسی وقتی این را شنید ، به طرف او رفت و عرض کرد: آری ای آقای من! شما می دانید که ما چه حالی داریم ، شما امام و پناهگاه ما می باشید و قادر هستید این خطر را از ما برطرف سازید. به داد ما برس! حضرت فرمود: ای محمّد بن عیسی ! وزیر ملعون درخت اناری در خانۀ خود دارد ، قالبی از گِل به شکل انار در دو نصف ساخته و توی هر نصفی از آن قسمتی از آن کلمات را نوشته است ، آنگاه آن قالب گِلی را روی انار نهاده . وقتی انار کوچک بوده ، توی آن گذاشته و آن را محکم بسته است. آنگاه به مرور که انار بزرگ شده آن نوشته در پوست انار تأثیر بخشیده تا به این صورت درآمده است. فردا می روی نزد والی و به وی می گویی: جواب تو را آورده ام ، ولی حتماً باید در خانۀ وزیر باشد. وقتی به خانه وزیر رفتید، به سمت راست خود نگاه کن که غرفه ای می بینی . آن گاه به والی بگو: جواب تو در همین غرفه است. وزیر می خواهد از نزدیک شدن به غرفه سرباز زند، ولی تو اصرار کن و سعی کن از بالا بروی . وقتی دیدی وزیر خودش بالا رفت ، تو هم با او بالا برو و او را تنها نگذار ، مبادا از تو جلو بیفتد! هنگامی که وارد غرفه شدی ، در دیوار آن سوراخی می بینی که کیسۀ سفیدی در آن است ، آن را بردار، که خواهی دید قالب گِلی انار که برای این نقشه ساخته است ، در آن کیسه است. سپس آن را جلو والی نهاده و انار معهود را در آن بگذار، تا حقیقت مطلب برای او روشن گردد. و نیز به والی بگو: ما معجزۀ دیگری هم داریم و آن اینکه : داخل این انار جز خاکستر و دود چیزی نیست ، اگر می خواهی صحّت آن را بدانی ، به وزیر بگو آن را بشکند. وقتی وزیر آن را شکست ، دود و خاکستر آن به صورت و ریش او می پرد. وقتی محمّد بن عیسی این سخنان را از امام (علیه السّلام) شنید ، بسیار مسرور گردید و دست مبارک امام (علیه السّلام) را بوسید و با مژده و شادی مراجعت نمود. چون صبح شد، رفتند به خانۀ والی و همان طور که امام دستور داده بود ، عمل کرد . سپس والی رو کرد به محمّد بن عیسی و پرسید: چه کسی این را به تو خبر داد؟ گفت: امام زمان ما و حجت پروردگار . پرسید: امام شما کیست؟ او هم یک یک ائمه (علیهم السّلام) را به وی معرفی کرد تا به امام زمان – صلوات الله علیه- رسید. والی گفت: دستت را دراز کن تا من گواهی دهم که نیست خدایی مگر خداوند یگانه و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و پیامبر اوست، خلیفۀ بلافصل بعد از او امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است. آنگاه به تمام ائمه (علیهم السّلام) تا آخر آنها اقرار نمود و ایمانش نیکو گشت . سپس دستور داد وزیر را به قتل رساندند و از مردم بحرین معذرت خواست و نسبت به آنها نیکی نمود و آنها را گرامی داشت. ناقل حکایت گفت: این حکایت نزد اهل بحرین مشهور و قبر محمّد بن عیسی در آنجا معروف و زیارتگاه مردم می باشد.(2)

رحمت فراگیر

«وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ» ؛ و رحمت پهناورِ[ الهی]
الرحمة: بخشش و دهش برای رفع نیازمندی ها می باشد که در بندگان بر اثر رقّت قلب و تأثّر نفسانی حاصل می گردد ، امّا نسبت به خداوند مقصود اثر رحمت است بدون هیچ گونه تغییر حال که بر خداوند محال است. رحمت الهی گسترده و فراگیر است و رحمت را برخود واجب ساخته ، چنانکه فرماید: ( کَتَبَ رَبُّکُم عَلی نَفسِهِ الرَّحمَةَ)(3)؛ پروردگارتان بر خودش رحمت را ثبت [ و لازم ] نموده است . و در دعای سحرهای ماه مبارک رمضان آمده است: « اَللّهُمَّ إِنِّی أَسأَلُکَ مِن رَحمَتِکَ بِأَوسَعِها وَ کُلُّ رَحمَتِکَ واسِعَةٌ. اَللّهُمَّ إِنِّی أَسأَلُکَ بِرَحمَتِکَ کُلِّها(4)؛ خدایا! درخواست می کنم از تو ، از رحمتت! و به حق وسیع ترین مراتب آن [ در حالی که می دانم] تمام مراتب رحمت تو گشاده و پهناور است[ به طوری که همه چیز را در عالم فرا گرفته است] . خدایا! از تو خواهانم به حق تمام مراتب و انواع رحمتت». به گفتۀ محقّقان رحمت الهی دو گونه است:
اوّل: رحمت ذاتی ؛ که آن را رحمت مطلق امتنانی گویند ، و آن رحمتی است که همه چیز را فراگرافته و نتیجۀ آن اعطای ازلی بی سابقۀ سؤال، چنانکه در دعا آمده :« یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسأَلهُ وَ مَن لَم یَعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ وَ رَحمَةً(5)؛ ای خدایی که عطا می کنی به کسی که از او درخواست ننموده و آنکه او را نمی شناسد ، از روی مهربانی و رحمت». این رحمت به مؤمن و کافر همه می رسد ، آب و هوا و غذا برای همه است ، حتّی کسانی که بر خلاف احکام الهی رفتار می کنند و حدود شرع را زیر پا می گذارند .
دوم: رحمت وجوبی مقیّد؛ این رحمت مقیّد به استحقاق بنده است که به سبب تقوا و فضیلت ، شایستگی دریافت چنین رحمت مخصوص را خواهد یافت. نام مقدّس « رحمان» ، بیان گر بخشندگی مطلق و رحمت بی قید و شرط الهی است و نام مقدّس « رحیم» نمایان گر مهربانی مطلق و رحمت مخصوص خداوند است که بندگان مؤمن را شامل می گردد. البته برای دریافت هر یک از مراتب رحمت الهی قابلیت لازم است ، مانند آفتاب که همه جا می تابد ، امّا هر چه موجودی به آفتاب نزدیک تر و موانع کمتر باشد، از آن بهتر استفاده می کند. مرتبه اوّل رحمت واسعۀ الهی حقیقت محمّدیه (صلی الله علیه و آله و سلم) است که در دعای توسّل می خوانیم: « یا رَسُولَ اللهِ با إِمامَ الرَّحمَةِ». و پیوستگی این رحمت فراگیر به وجود مقدّس امام زمان- عجّل الله فرجه الشریف – است ، چنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: « وَ الرَّحمَةُ المَوصُولَةُ». خداوند می فرماید: ( وَ ما أَرسَلناکَ إِلّا رَحمَةً لَلعالَمِینَ)(6)؛ و ما تو را جز رحمت برای عالمیان نفرستادیم . و رحمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شامل همۀ عوالم وجود و تمامی خلایق بوده و هست ، اعم از سایر پیامبران و فرشتگان گرفته ، تا انسان و جن و شیاطین و جانوران و زمین و آسمان و ... حتی دشمنان آن حضرت، از کفّار و مشرکین و منافقین از رحمتش برخوردار گردیده اند ، که جان و مال آنان محفوظ ماند و کیفر و عقوبت آنها به احترام آن حضرت به تأخیر افتاد ، و با اینکه آزارهای بسیار بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و عترتش وارد نمودند ، امّا رحمت عالمیان هرگز بر آنها نفرین نکرد ، با اینکه باطن پلید آنها را می شناخت و مقاصد شوم آنها را می دانست ، ولی آنها را از میان نبرد ، چنانکه مدارک و اسناد تاریخی بسیار بر این مطلب دلالت دارد که برای پرهیز از طولانی شدن بحث از آوردن آنها خودداری می کنیم. (7) امّا در خصوص رحمت واسعه بودن حضرت بقیۀ الله – عجّل الله فرجه الشریف - ، آقای سید مجتبی بحرینی چنین گفته است : « در اینجا ممکن است بگوییم: همۀ حضرات معصومین (علیهم السّلام) مظاهر رحمت حقّ متعال هستند و از آنها به عنوان « اهل بیت الرحمة» تعبیر شده است ، ولی هر کدام از آنان در مدّت کوتاه زندگی خود برای رحمت حق مظهریت داشتند ، حال آنکه آن وجود مقدّس ، با توجّه به استمرار دوران امامت و طول عمر شریفش ، « رحمة الله الواسعه» است مظهریت آن حضرت برای رحمت حضرت رحمان وسعت و گسترش دارد. اگر این معنی مورد نظر باشد ، بیان گر رحمت واسعه بودن حضرتش در عصر غیبت می باشد. آقایی که از سال 260 هجرت تا به حال ، و از حالا تا هر وقت که خدا اراده دارد ، مظهر اتمّ رحمت واسعۀ اوست...».(8) این گفتار خالی از مناقشه نیست ، زیرا که رحمت بودن ائمّه اطهار (علیهم السّلام) منحصر و محدود به زمان خاصّی نیست ، تا گفته شود: « هر کدام از آنان در مدّت کوتاه زندگی خود ، برای رحمت حق مظهریت داشتند» و اگر چنین بود ، در زیارت جامعه نمی خواندیم : « وَ بِکُم یُنَزِّلُ الغَیثَ» تعبیر به مضارع در زیارت جامعه ونیز دلایل دیگری که در دست است ، نشان گر فراگیر بودن رحمت ایشان در همۀ زمان ها و دوران هاست ، و برای همه اشخاص و اشیائی که وجودشان آمادۀ دریافت رحمت و قابل درک فیض است که ائمه (علیهم السّلام) کانون رحمت می باشند و کانون (= معدن) جایی است که اشیاء گرانبها در آن پرورش و تکوین می یابد. گسترۀ رحمت الهی را کجا می توان توصیف کرد و آثار آن را برشمرد؟! این رحمت فراگیر از مرز زمان و مکان فراتر است ، هر موجودی به برکت و بر اثر رحمت امام عصر- ارواحنا فداه- پدید آمده و ادامۀ هستی او نیز به عنایت آن حضرت بستگی دارد. و هر فایده مکه بر هستی مترتب است ، از آثار رحمت او به شمار می آید . آیا این آثار را می توان شمارش کرد؟
باش تا صبح دولتش بدمد
کین هنوز از نتایج سحر است
در عصر ظهور آن حضرت که جهان در طلعت شریفش کمال روشنی و خرّمی خواهد یافت و سراسر گیتی پر از عدل و داد خواهد گشت ، آثار رحمت پهناور آن قلب عالم امکان برای همگان کاملاً نمایان می گردد . در پایان این فصل در بیان بخشی از آثار رحمت آن حضرت – عجّل الله فرجه الشریف – در عصر غیبت و ظهور ، به نقل عباراتی از کتاب « مکیال المکرام» می پردازیم:

پرتوی از رحمت

بدان که منافع وجود مبارک آن جناب بر چند گونه است:
قسم اوّل: منافع آن حضرت (علیه السّلام) ، چه غایب باشد و چه ظاهر باشد ، آن بردو نوع است:
نوع اوّل: تمام خلایق در آن شریک هستند ، مانند: زندگی و بقای در جهان ، و ... که همه اش از برکات و فیوضات وجود شریف آن حضرت (علیه السّلام) است ، لذا در توقیع شریف فرمود: « و امّا وجه بهره وری از من در زمان غیبتم مانند استفاده از خورشید است ، هنگامی که ابر از دیده ها پنهانش سازد ، و من برای اهل زمین امان هستم ، همچنان که ستارگان مایۀ ایمنی اهل آسمان هستند». (9)
نوع دوم: افاضات علمی و عنایات ربّانی که به مؤمنین اختصاص دارد ،مانند واضح نمودن وقت نمازهای یومیه و مانند آن است.
قسم دوم : منافع زمان غیبت آن حضرت((علیه السّلام)) آن هم بر دو نوع است:
نوع اول:به مؤمنین اختصاص دارد و آن بسیار است ، از جمله: ثواب های بسیاری است که بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتّب است... و نیز آنچه از ثواب ها بر صبر و شکیبایی آنان در عصر غیبت مترتّب است ، و دو برابر شدن ثواب کارهای نیک آنها در چنین زمانی است، و ... .
و نوع دوم: مخصوص کافرین و منافقین است ، و آن مهلت دادن و تأخیر عذاب آنها است.
قسم سوم: منافع زمان ظهور آن حضرت (علیه السّلام) ، آن بردو نوع است :
نوع اوّل: شامل خلایق و موجودات می شود ، مثل انتشار نور ، ظهور عدل ، امنیت راه های بلاد ، ظهور برکات زمین ، مسالمت و سازگاری درندگان و چارپایان ،آزار نرساندن هبیچ نیش داری به کسی و برکات فراوان و منافع بی کران دیگر ... چنانکه در بحار در وصف حضرت قائم (علیه السّلام) از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) منقول است که فرمود: « و آسمان بارانش و درختان میوه ها و زمین گیاهان را بر می آورند و برای اهل آن زینت می کنند ، و درندگان ایمن شوند ، تا جایی که مانند چارپایانشان در اطراف زمین چرا می کنند...».(10)
نوع دوم: مخصوص مؤمنین است ، آن بر دو گونه است:
اوّل: برای زندگان آنها ؛ و آن انتفاع و بهره وری از شرف حضور آن حضرت و استفاده از نور آن جناب و فراگرفتن از علوم آن بزرگوار ، بر طرف شدن بیماریها و گرفتاریها و بلاها از بدنهای ایشان است . چنانکه در بحار و غیر آن از امام صادق (علیه السّلام) آمده که فرمود: « هرگاه قائم (علیه السّلام) بپاخیزد، خداوند از هر مؤمن ناگواری ها را دور می سازد و نیرویش را به او بازگراند». (11) و از آن منافع ، زیاد شدن نیروی آنهاست ، و طولانی شدن عمرشان ، و مشاهده کردن نحوۀ انتقام حضرت قائم (علیه السّلام) از دشمنانشان ، [ و بی نیازی آنان و تکمیل عقول ایشان] و منافع فراوان دیگر ... .
دوم: برای مردگان ایشان؛ از جمله خوشحالی و فرح ظهور آن حضرت به قبرهایشان داخل می شود ، و زنده شدن جمعی از آنان ... . (12) «وَامنُن عَلَینا بِرِضاهُ وَ هَبلَنا رَأفَتَهُ وَ رَحمَتَهُ وَ دُعآئَهُ و خَیرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِن رَحمَتِکَ وَ فَوزاً عِندَکَ ... (13)؛ [ خداوندا] و بر ما منّت بگذارد به رضایت و خشنودی آن بزرگوار از ما ، و رأفت و مهر و دعا و خیر آن جناب را به ما موهبت فرمای، تا به وسیلۀ آن به رحمت پهناور تو دست یابیم و نزد تو رستگار شویم...».

وعدۀ حتمی

«وعدٌ غَیرُ مَکذُوبٍ [وَعداً غَیرَ مَکذُوبٍ] » ؛ وعده ای که دروغ شدنی نیست. در این جمله از زیارت به چند نکته می پردازیم:
1- به طوری که در متن زیارت می بینید، این جمله به دو صورت نقل شده است. در نسخۀ بحار الانوار : «وَعدٌ غَیرُ مَکذُوبٍ » آمده ، امّا در نسخۀ چاپی احتجاج و نیز در نقل مرحوم محدّث قمی در مفاتیح الجنان : «وَعداً غَیرَ مَکذوبٍ« یاد شده است. البته هر دو صورت از لحاظ ادبی صحیح است ، و بسط سخن در این باره مربوط به علم نحو است که پرداختن به بحث های تخصّصی فنّی مناسب این شرح فارسی نمی باشد.
2- نظیر این جمله در قرآن کریم راجع به وعدۀ عذاب برای قوم صالح (علیه السّلام) به کار رفته است. خداوند می فرماید: ( فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِی دارِکُم ثَلاثَةَ أَیّامٍ ذلِکَ وَعدٌ غَیرُ مَکذُوبٍ)(14)؛ آنگاه آن [مادّه شتر] را پی کردند. پس[صالح (علیه السّلام) به آنان] فرمود: در دیارتان سه روز [ از زندگی ] بهره گیرید، آن وعده ای است که دورغ شدنی نیست.
3- در این جمله از جهت ادبی چهار احتمال داده می شود:
1. متعلّق به « الرحمة الواسعة» باشد ، یعنی آن وجود مقدس- در حالی که وعد است- رحمت واسعه است ؛ وعدی که در آن کذب راه ندارد و خلف نپذیرد. از بس حتمی و مسلّم و محقِّق الوقوع است ، گویا نفس وعد است.
2. متعلّق به همۀ فقرات این سلام باشد ؛ یعنی این عَلَمِ منصوب ، این عِلم مصبوب، این غوث و این رحمت واسعه ، وعده ای است حتمی و غیر قابل شکّ و تردید.
3. متعلّق به همۀ سلام های گذشته از آغاز زیارت باشد که متضمّن اوصاف آن وجود مقدّس باشد؛ یعنی آن داعی الله ، آن ربّانی آیات خدا ، آن خلیفة الله ، ...، آن بقیة الله و ... وعده است قطعی که هیچ احتمال کذب در آن داده نمی شود.
4. آخرین احتمال در این جمله این است که بگوییم: پیوندی با فقرات سابق ندارد و جمله ای است مستقل و بیانگر صفتی دیگر برای آن حضرت همانند سایر صفات.(15)
5. این وعدۀ بزرگ الهی به هیچ وجه دروغ شدنی نیست ، بر خلاف وعده های حکّام ستمگر و احزاب و گروه های سیاسی دنیا که در طول تاریخ دروغ بودن وعده ها و تو خالی بودن شعارهایشان به اثبات رسیده و بر همگان معلوم گردیده است. چه بسیار حکّام و حکومت هایی ، که پسیش از دستیابی به قدرت خود را نجات بخش مردم و دلسوز فقرا و ضعفا قلمداد می کنند ، امّا پس از به قدرت رسیدن ، تمام گفته ها و وعده ها را نادیده می گیرند و فقط به چپاول اموال و تحکیم دستگاه ریاست خود می پردازند. از وعده ها و ادّعاهای دروغین فرعون گرفته ، که وقتی تصمیم گرفت موسی (علیه السّلام) را به قتل رساند به مردم مصر گفت: من می ترسم که او دین شما را تغییر دهد یا در زمین فساد کند! (16)چنین وانمود می کرد که برای دین و دنیای مردم دلسوزی دارد و می ترسد که حضرت موسی (علیه السّلام) دین و آیین آنها را تغییر دهد و یا در دنیای مردم ناامنی و خرابی ایجاد کند!

وعده های تو خالی

تا وعده ها و شعارهای امروزی که آزادی و اصلاح طلبی و دموکراسی و تمدّن و ... سرپوشی و دست آویزی برای رسیدن به هوس های فردی و گروهی و حزبی است. سیمرغ مدینۀ فاضله ای که دولت های دنیا مدّعی رهبری ملّت های خود به سوی آنند ، جز در حرف ها و شعارها و رؤیاها جایی یافت نمی شود ، و هر روز قانون نوین و طرح تازه ای عنوان می کنند که روز دیگر معایب و نواقص آن آشکار می گردد . امّا وعدۀ الهی حقّ است و دلایل آن روشن و محم ، و بارها به تجربه رسیده است ، تجربۀ حکومت بعضی از انبیاء (علیهم السّلام) – همچون داود و سلیمان (علیهما السّلام) – که هیچ گونه اثری از ظلم و ستم و فقر در آنها دیده نمی شود، و دوران شکوهمند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیر مؤمنان (علیه السّلام) ، نشان گر ایندۀ روشن حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السّلام) می باشد. در حدیثی از امام باقر (علیه السّلام) در وصف حضرت قائم (علیه السّلام) آمده است : « هرگاه قیام کند ، شیوۀ پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را پیش خواهد گرفت».(17)و از حمّاد بن عثمان روایت آمده که گفت: در محضر منوّر امام صادق (علیه السّلام) بودم که مردی به آن جناب عرضه داشت: أصحک الله! یاد کرده ای که امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) لباس خشن و زبر می پوشید ، لباس چهار درهمی به تن می کرد و ... و حال آنکه لباس نو در بر شما می بینم؟ فرمود: « امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) ، در زمانی آن طور لباس می پوشید که انگشت نما و مورد انکار مردم نبود ، ولی اگر امروز مثل آن لباس پوشیده شود ، انگشت نما خواهد بود . پس بهترین لباس هر زمان ، لباس همان زمان است ، مگر اینکه وقتی قائم ما اهل البیت (علیهم السّلام) بپا خیزد، لباس های علی (علیه السّلام) را در بر می کند و روش او را پیش می گیرد». (18)و امام رضا (علیه السّلام) فرمود: « هرگاه قائم (علیه السّلام) بپا خیزد ، جز خون و عرق ریختن و رنج کشیدن چیزی نیست ، مردم سوار بر اسب ها هر سوی خواهند تاخت ، لباس قائم (علیه السّلام) زبر و غذایش سخت خواهد بود ».(19) آری ، همان طور که داوود و سلیمان (علیهما السّلام) با آن همه قدرت و حکومت شکوهمند ، از دسترنج خود- از راه زره سازی و زنبیل بافی – زاهدانه زندگی می کردند ، تا همدردی خود را با فقرا نشان دهند و از سرکشی ثروتمندان جلوگیری نمایند ، و همان طور که یوسف (علیه السّلام) هنگام به دست گرفتن قدرت در مصر به زهد و پارسایی زندگی می کرد ، و همان طور که امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) به دو قرص نان جو و دو جامۀ خشن و وصله دار بسنده نمود. همچنین امام زمان- ارواحنا فداه- خود و یارانش با زهد و پارسایی زندگی خواهند کرد ، تا فقر و تنگدستی را از جامعۀ بشری بزدایند. او به عدل و داد حکومت خواهد کرد و سعادت و آسایش را به ارمغان خواهد آورد ، تا ظلم و ستم و خود کامگی و تجاوزگری به حقوق ضعفا را از میان ببرد و فساد و گناه را ریشه کن سازد. به امید آن روز!

پی نوشت ها:

1- نگاه کنیدبه : النجم الثاقب ، 419- 422؛ فوزالاکبر ، 57-64.
2- مهدی موعود (عجّل الله فرجه) ، 940 – 943.
3- سوره انعام : آیه 12.
4- معارف الهی : 110.
5- مفاتیح الجنان : اعمال ماه رجب.
6- سوره انبیاء : آیه 107.
7- برای مثال به واقعه فتح مکّه اشاره می کنم: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عفو عمومی صادر کردند.
8- سلام بر پرچم افراشته : 157.
9- بحار الانوار : 53/181.
10- بحار الانوار ، 53/85.
11- بحار الانوار، 52/364.
12- مکیال المکارم : 1/342-345.
13- مکیال المکارم: 2/173.
14- سوره هود: آیه 65.
15- سلام بر پرچم افراشته ، سید مجتبی بحرینی : 165-166.
16- سوره غافر: آیه 26.
17- بحار الانوار : 52/347.
18- کافی : 1/411.
19- بحار الانوار : 52/358.

  دفعات نمایش : 32      تاریخ:  1387.1.26






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما