اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  پیمان محکم خداوند     
   مهدویت مباحث مهدوی ادعیه منسوبه (از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام)

پیمان محکم خداوند

پیمان محکم خداوند

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مِیثاقَ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ
سلام بر تو ای پیمان محکم خداوند که آن را گرفته و تأکید نموده است.
واژۀ میثاق از ریشۀ وثق به معنای پیمان و قرارداد محکم و استوار است ، چنانکه ابن فارس قزوینی گفته است: وَثاق: کلمه ای است که بر عقد( قرارداد) و استواری دلالت می کند.. و میثاق: عقد استوار است.(1) و صاحب بن عبّاد گوید: میثاق از مواثقه و معاهده ( با یکدیگر پیمان بستن و عهد کردن) است ، مَوثِق نیز از این باب است... . (2) کلمۀ میثاق بیست و پنج بار در قرآن کریم یاد شده است که در چند مورد میثاق گرفتن خداوند از پیامبران به طور خاصّ یا از بنی اسرائیل و یا اهل کتاب ، به طور کلّی تصریح گردیده است ، در احادیث نیز این کلمه بسیار یاد شده است . پای بندی به پیمان از نظر عقل و شرع امری لازم و مورد تأکید است ، و پیمان شکنی به شدّت مورد نکوهش و مایۀ بی اعتباری و سلب اعتماد از افراد می باشد. وفاداری و پای بندی به پیمان از صفات نیکان و درستکاران و آزادمردان است ، و پیمان شکنی نشانۀ پستی و فرومایگی و از صفات پلیدان و نا جوانمردان است. پیمان شناسی و رعایت عهد همه جا و نزد همه کس در تمام اعصار پسندیده و لازم است و پیمان شکنی نزد همه اقوام و ملّتهای جهان کاری زشت و ناپسند می باشد ، چنانکه در حکایات آموزنده آورده اندکه : یکی از بزرگان در ابتدای امر برای تحصیل کمالات به سفری می رفت ، مادر وی چهل دینار که از پدر او به وی میراث رسیده بود ، به لباس وی دوخت و گفت: فرزندم ! تو را سفارش می کنم که در هر حالی صدق و راستی از دست مدهی ، برو که تا قیامت روی تو را نخواهم دید و تو را به خدا سپردم . آن بزرگ گوید: وقتی از همدان گذشتیم ، ناگهان شصت سوار آمدند و جلو قافله را گرفتند و همه اثاث و اموال اهل آن قافله را به یغما بردند ، امّا کسی متعرّض من نگردید ، تا اینکه یکی از آن سواران نزد من آمد و گفت: ای جوان ! با خود چه داری؟ گفتم: چهل دینار زر سرخ دارم. پرسید: کجاست؟ گفتم: در جامه ام زیر بغلم دوخته است. اوگمان کرد که من او را مسخره می کنم ، راه خود را گرفت و رفت ، دیگری آمد همان سؤال کرد و همان پاسخ را شنید، او نیز رفت و هر دو نفر جریان را به رئیس خود گزارش کردند . او مرا احضار نمود ، مرا بالای تپّه ای بردند که در آن جا اموال کاروان را قسمت می کردند . رئیس آنها از من پرسید: با خود چه داری؟ گفتم: چهل دینار . گفت: کجاست؟ گفتم: در جامه ام نزدیک زیر بغلم دوخته است. دستور داد جامه ام را شکافتند وآنچه را که گفته بودم یافتند ، پس رئیس دزدان از من پرسید: ای جوان! چه چیز تو را واداشت که به ضرر خود اعتراف کنی؟ گفتم: مادرم از من پیمان گرفته که جز صدق و راستی سخن نگویم و من نسبت به عهد و پیمان او خیانت نکنم. رئیس آن گروه گریه کرد و گفت: چندین سال است من در عهد و پیمان پروردگارم خیانت کرده ام . آنگاه چهل دینار مرا و تمامی اموال اهل کاروان را به من و ایشان بازگردانید و توبه کرد. پیروانش نیز گفتند: تو در راهزنی مهتر ما بودی ، در توبه هم رئیس و مهتر باش. سپس همگی توبه کردند.(3) وفاداری به پیمان خداوند ، از هر پیمانی لازمتر و پیمان شکنی با خداوند از شکستن هر گونه پیمانی نکوهیده تر است. خداوند با عموم مخلوق خود عهد بسته و از همه افراد بشر پیمان گرفته که او را بپرستند و از پرستش غیر او بپرهیزند، و از فرستادگان و رسولان حق پیروی کنند و به ولایت امیرالمؤمنین و ائمّه معصومین (علیهم السّلام) اقرار نمایند و حقوق پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان را پاس دارند ، و نماز را بر پا کنند و زکات بپردازند و... و بعضی از این پیمان ها را بیشتر تأکید و سفارش نموده است که از مهم ترین آنها قضایای مربوط به حضرت ولی عصر-عجّل الله فرجه الشریف – می باشد. این پیمان یک بار در عالم ذرّ و یک بار توسّط حضرت آدم (علیه السّلام) و یک بار هم توسّط انبیاء (علیهم السّلام) از مردم گرفته شده است. خداوند متعال در عالم ملکوت و پیش از ورود ارواح به کالبدها از تمامی اوراح عهدها و پیمانهای مکرّر و شدید گرفته که: اوست پروردگار یکتا و بی شریک و نیز نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ولایت امیرالمؤمنین و ائّمۀ اطهار (علیهم السّلام) اقرار گرفته است.(4)

میثاق در قرآن

در اینجا به ذکر سه آیه راجع به میثاق تبرّک می جوییم: ( وَ إِذ أَخَذَ اللهُ مِیثاقَ النَّبِییِّنَ لَمَآ آتَیتُکُم مِن کِتابٍ وَ حِکمَةٍ ثُمَّ جآءَکُم رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُم لَتُؤمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنصُرُنَّهُ ، قالَ ءَأَقرَرتُم وَ أَخَذتُم عَلی ذلِکُم إِصرِی قالُوا أَقرَرنا قالَ فَاشهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُم مِنَ الشّاهِدِین)(5)؛ و [ به یاد آورید] هنگامی را که خداوند از پیامبران [ و پیروانشان] پیمان محکم گرفت که هرگاه کتاب و دانش استواری به شما دادم ، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه با شماست را تصدیق گر باشد ، حتماً به او ایمان بیاورید و او را یاری نمایید. [ آنگاه خداوند تأکید] فرمود: آیا اقرار کردید و بر آن پیمان مؤکّد بستید؟ گفتند: اقرار کردیم.[ خداوند] فرمود: پس گواه باشید ومن [ نیز] با شما از گواهانم . ( وَ إِذ أَخَذنا مِیثاقَ بَنِی اِسرائِیلَ لا تَعبُدُونَ إِلّا اللهَ وَ بِالوالِدَینِ إِحساناً وَ ذِی القُربی وَالیَتامی وَ المَساکِینَ وَ قُولُوا لِلنّاس حُسناً وَ أَقِیمُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزّکوةَ ثُمَّ تَوَلَّیتُم إِلّا قَلِیلاً مِنکُم وَ أَنتُم مُعرِضُونَ)(6)؛ و [ به یادآورید] هنگامی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یکتا را نپرستید ، و به پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک و یتیمان و بینوایان نیکی نمائید ، و به مردم سخن نیک بگویید ، و نماز را بر پای دارید و زکات را بپردازید ، آنگاه جز عدّۀ اندکی [ به این پیمان] پشت کردید در حالی که اعراض نموده [ و بی اعتنا شده] بودید . ( وَ إِذ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُ رِّیَّتَهُم وَ أَشهَدَهُم عَلی أَنفُسِهِم أَلَستُ بِرَبِّکُم قالُوا بَلی شَهِدنا أَن تَقُولُوا یَومَ القِیامَةِ إِنّا کُنّا عَن هذا غافِلِینَ )(7)؛ و [ به یاد آور] آنگاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم (علیه السّلام) ذرّیه [ و نسل] آنها را برگرفت [ و بیرون آورد] و آنان را بر خودشان گواه ساخت[ که فرمود:] آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا ، گواهی دادیم[ و اقرار کردیم که تو پروردگار مایی و چنین گواهی گرفت] تا مبادا روز قیامت بگویید: ما از این [ حقیقت ] غافل بودیم .

پیمان در ملکوت

و احادیث در تفسیر این آیات و به طور کلّی راجع به پیمان گرفتن در عالم ملکوت بسیار است که برخی از آنها را می آوریم:
1- از امام باقر (علیه السّلام) ضمن حدیثی چنین آمده است: « ثُمَّ أَخَذَ المِیثاقَ عَلَی النَّبِیِّینَ فَقالَ: أَلَستُ بِرَبِّکُم وَ أَنَّ هذا مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ أَنَّ هذا عَلِیٌّ أَمِیرُ المُؤمِنِین؟ قالُوا : بلی. فَثَبَتَت لَهُمُ النُّبُوَّةُ وَ أَخَذَ المِِیثاقَِ عَلی أُولی العَزمِ أَنِّی رَبُّکُم وَ مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ عَلِیٌّ أَمِیرُالمُؤمینِینَ وَ أَوصِیآؤُهُ مِن بَعدِهِ وَلاةُ أَمرِی وَ خُزّانُ عِلمِی( (علیهم السّلام) ) ، وَ أَنَّ المَهدِِیَّ أَنتَصِرُ بِهِ لِدِینِی وَ أُظهِرُ بِهِ دَولَتِی وَ أَنتَقِمُ بِهِ مِن أَعدآئِی وَ أُعبَدُ بِهِ طَوعاً وَ کَرهاً . قالُوا : أَقرَرنا یا رَبِّ وَ شَهِدنا ، وَ لَم یَجحَد لِآدَمَ وَلَم یُقِرَّ ، فَثَبَتَتِ العَزِیمَةُ لِهؤُلآءِ الخَمسَةِ فِی المَهدِیَّ (علیه السّلام) ، وَ لَم یَکُن لِآدَمَ (علیه السّلام) عَزمٌ عَلَی الإِقرارِ بِهِ وَ هُوَ قَولُهُ –عزّ و جلّ-: ( وَ لَقَد عَهِدنا إِلی آدَمَ مِن قَبلُ فَنَسِیَ وَلَم نَجِد لَهُ عَزماً )(8)قالَ (علیه السّلام) إِنَّما هُوَ : فَتَرَکَ ...»(9)؛ آنگاه [ خداوند] بر پیامبران پیمان گرفت که فرمود: مگر نه من پروردگار شمایم و این محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادۀ من است و علی (علیه السّلام) امیرمؤمنان است؟! گفتند: چرا [ بر این باوریم]، پس نبّوت برای آنان ثابت گشت و بر پیامبران اولوالعزم پیمان گرفت که: من پروردگار شمایم و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول من است و علی (علیه السّلام) امیرمؤمنان است و اوصیای پس از او والیان امر و گنجوران علم من (علیهم السّلام) می باشند ، و اینکه حضرت مهدی (علیه السّلام) [ همان است که] وسیله او برای دینم یاری می گیرم و توسّط او دولت [ و حکومتم] را آشکار می سازم ، و به [ دست ] او از دشمنانم انتقام خواهم کشید، و به [ اهتمام] او از روی طوع و رغبت و به اکراه پرستش شوم؟ گفتند: پروردگارا ! اقرار دادیم و گواه هستیم . و آدم (علیه السّلام) انکار نکرد و اقرار هم ننمود، لذا عزیمت ( و مقام اولوالعزمی) برای این پنج تن در مورد حضرت مهدی – عجّل الله فرجه الشریف – ثابت ماند ، و برای آدم (علیه السّلام) عزم [ و تصمیمی] بر اقرار به آن حضرت نبود ، و همین است [ مقصود از ] قول خدای – عزّ و جلّ - : و البته به سوی آدم پیش از آن عهد[ و پیمان] بنهادیم ، پس او فراموش کرد و برای او عزم استواری نیافتیم. امام باقر (علیه السّلام) فرمود: همانا [ فراموش کردن] یعنی: ترک کرد و واگذاشت . در توضیح این حدیث شریف گفته اند : شاید سرّ اینکه آدم (علیه السّلام) در اقرار نسبت به حضرت مهدی –عجّل الله فرجه الشریف – عزم استواری نیافت ، چنین باشد که: بعید می دانست نوع انسانی بر یک موضوع همگی اتّفاق کنند [ و یک حکومت جهانی به سرپرستی حضرت مهدی- عجّل الله فرجه الشریف- تشکیل دهند]. و علّامه مجلسی (رحمة الله علیه) فرموده: ظاهراً مقصود از نداشتن عزم ، عدم اهتمام و جدیّت نسبت به آن و عدم تذکّر و یادآوری آن حضرت (علیه السّلام) است ، یا تصدیق زبانی انجام نداد ، زیرا که تصدیق زبانی واجب نبود ، نه اینکه مطلقاً تصدیق نکرده باشد که چنین چیزی با منصب نبوّت- بلکه پایین تر از آن هم- سازگار و مناسب نیست.(10)
2- امام صادق (علیه السّلام) ضمن حدیثی فرمودند: « کانَ المِیثاقُ مَأخُوذاً عَلَیهِم لِلهِ بِالرُّبُوبِیَّةِ ، وَ لِرَسُولِهِ بِالنُّبُوَّةِ، وَ لِأَمِیرِالمُؤمِنِینَ وَ الأَئِمَّةِ بِالإِمامَةِ ، فَقالَ : أَلَستُ بِرَبِّکُم وَ مُحَمَّدٌ نَبِیُّکُم وَ عَلِیٌّ إِمامُکُم وَ الأَئِمَّةُ الهادُونَ أَئِمَّتُکُم؟! فَقالُوا : بَلی ...(11) ؛ پیمان محکم بر آنان گرفته شده بود برای خداوند به ربوبیّت و پروردگاری ، و برای رسول خدا به پیامبری ، و برای امیرالمؤمنین و ائمّه اطهار (علیهم السّلام) به امامت [ پیمان گرفته شد و خداوند] فرمود : آیا من پروردگارتان نیستم و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبرتان و علی (علیه السّلام) امامتان و امامان هدایت گر پیشوایان شما نیستند؟! پس[ همگی خلایق] گفتند: چرا[ همین طور است].
3- امام باقر (علیه السّلام) به جابر جعفی فرمودند : « خداوند بدین جهت جمعه را جمعه نامید ، که در آن روز اوّلین و آخرین و تمامی آفریدگان ازجنّ و انس و آسمان ها و زمین ها و دریاها و بهشت و دوزخ و ... را جمع کرد ، آن گاه از آنها پیمان گرفت برای خودش به خداوندی و برای حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) به پیامبری ، وبرای حضرت علی و ائمّه معصومین (علیهم السّلام) به ولایت و امامت ، و در آن روز به آسمان ها و زمین ها فرمود: به طوع و رغبت یا به کراهت بیایید! گفتند: به طوع و رغبت آمدیم. پس خداوند آن روز را جمعه نامید ، به سبب اینکه در آن روز اوّلین و آخرین را جمع کرد...».(12) میثاق ولایت و امامت امیرالمؤمنین وائمّه معصومین (علیهم السّلام) به خصوص حضرت ولی عصر- عجّل الله فرجه الشریف – بارها تأکید گردید ،از جمله : در روز غدیر توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) .

پیمان ولایت در غدیر

4- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه غدیر فرمودند: « ای مردم! جمعیت شما بیشتر از آن است که یک یک با من بیعت نمایید، خداوند – عزّ و جلّ- مرا امر فرموده که با زبان از شما اقرار بگیرم برای پیشوایی علی امیرمؤمنان و امامان بعد از او که به شما معرّفی نمودم، آنها فرزندان من از صلب او خواهند بود ، پس همه شما اقرار نمایید و همه بگویید: شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و فرمان می بریم از آنچه ابلاغ نمودی به ما ، از سوی پروردگارمان برای پیشوایی علی و پیشوایی فرزندان او ، که امامان بعد از او خواهند بود. بر این امر با تو بیعت می کنیم با دل های خود و جان های خود و دست و زبان خود ، و با این بیعت باقی هستیم مادامی که زنده ایم و زمانی که می میریم و بعد از مرگ که زنده می شویم و بیعت خود را تغییر و تبدیل نمی دهیم و شک نمی آوریم و مردّد نمی شویم و از عهد خود بر نمی گردیم. و پیمان شکن نمی باشیم و از خدا اطاعت می نماییم و مطیع تو هستیم و فرمان بر امیرمؤمنان و فرزندان او می باشیم و اطاعت می کنیم امامانی را که اعلام نمودی از فرزندان تو و از صلب علی بعد از حسن و حسین خواهند بود ، و تو مقام حسن و حسین را به ما معرّفی کردی و منزلت آنها در پیشگاه خداوند بیان داشتی و آنها بزرگواران و آقایان جوانان اهل بهشت می باشند و بعد از پدر، پیشوایان امّت خواهند بود. ای مردم! باز هم بگویید: اطاعت می کنیم خدا و رسول را و علی و حسن و حسین و امامانی را که یاد کردی ، عهد و پیمانی برای علی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می بندیم با دل های خود و جان های خود و زبان های خود ، و بیعت می نماییم با کسی که با علی (علیه السّلام) بیعت نموده است و اقرار می نماییم که هرگز این بیعت را تبدیل نکنیم و هرگز از آن سرپیچی ننماییم و در این بیعت خدای را شاهد می گیریم...».(13)
5- و همه ائمّه اطهار (علیهم السّلام) بر این پیمان محکم الهی تأکید داشتند و به آن سفارش می نمودند ، چنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم : « وَ وَ کَّدتُم مِیثاقَهُ (14)؛ و پیمان محکم او را تأکید نمودید.

پی نوشتها:

1- معجم مقاییس اللغه: 6/85.
2- المحیط فی اللغة: 5/498- 499.
3- خزینة الجواهر ، 698-699.
4- الانوار النعمانیة ، 1/275.
5- سوره آل عمران : آیه 81.
6- سوره بقره : آیه 83.
7- سوره اعراف : آیه 172.
8- سوره طه : آیه 115.
9- الکافی ، 2/8، حدیث 1.
10- مرآة العقول : 7/23- 24.
11- بحار الانوار : 5/236.
12- تفسیر برهان: 4/335.
13- خطبۀ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم ، ترجمه : حسین عمادزاده 84- 88.
14- مفاتیح الجنان : زیارت جامعه کبیره.

  دفعات نمایش : 36      تاریخ:  1387.1.26






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما