موضوع مهدويت از آن جهت در شرايط کنوني، اهميت جهاني يافته که تحقق پديده جهاني شدن در آينده اي نزديک رو به وقوع است و بهره گيري از فرصتهاي اين موضوع گريزناپذير براي جهان اسلام و بويژه شيعيان، امري ضروري است. استکبار جهاني نيز با طرح پروژه جهاني سازي به دنبال يکپارچه کردن قدرت جهاني به نفع خودش است. اين در حالي است که اعتقاد به منجي بشري با باورهاي اعتقادي بسياري از اديان جهاني بويژه اديان ابراهيمي، پيوند خورده است.يک عضو هيأت علمي پژوهشکده مهدويت، در طرحي نوآورانه پيشنهاد اختصاص يک روز و يا يک هفته «دعا» را در گستره جهاني براي آمدن «مدير پاک» داشته است. منجي حقيقي بشريت که مديريتش موجب تحقق صلح و عدالت است ايجاد بشود تا در اين روز همه انسانها با هدف مشترک براي ظهور آن دست به دعا بشوند.حجة الاسلام والمسلمين دکتر فرامرز سهرابي در اين طرح پيشنهاد کرده براي تحقق موعود حقيقي بشريت، بايد جامعه و جهانيان را ترغيب به دعا کردن جهت ظهور مدير پاک کنيم.اين استاد حوزه و دانشگاه معتقد است: دعا موجب خواستن مي شود و خواستن به پا ايستادن براي به دست آوردن، به همين خاطر انتظار يعني آماده بودن و توانمندسازي. اگر مساله نجات بشريت مساله تمام انسانها و بشريت شود، در واقع اين خواسته شکل مي گيرد و به پا ايستادن را در بر خواهد داشت. براي فرج بايد در بعد داخلي نياز به ظهور و تشويق به دعا در جامعه فرهنگ سازي شود و در بعد جهاني «روز جهاني دعا» براي تحقق مديريت پاک بشريت مشخص و نامگذاري گردد. او ادامه مي دهد: اين نکته بسيار قابل توجه است که ما در زمينه مهدويت و باور به ظهور منجي، داراي يک تفاهم کامل و معنادار با ساير ملل و اديان هستيم و اين نقطه تفاهم اعتقادي مي تواند سرآغاز و دليل ايجاد روز و هفته جهاني براي فرج باشد. بايد اين مسأله اساسي انسانها بشود و با فرهنگ سازي اين جبهه متحد اعتقادي جهت تحقق مدير پاک در سراسر جهان به واسطه دعا براي ظهور شکل بگيرد. اين طرح در قالب مقاله اي به دبيرخانه پنجمين همايش بين المللي دکترين مهدويت ارسال شده است. «قدس» در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين دکتر فرامرز سهرابي، ابعاد اين طرح را بررسي کرده است که در ادامه مشروح آن تقديم مي شود: ***
آقاي دکتر سهرابي! به نظر شما زبان مشترک دعا در تعميق باور مشترک ظهور منجي بشريت، تا چه ميزان مي تواند تأثيرگذار باشد؟ دعا زباني فطري و بين المللي است و از آنجا که به لحاظ فطري عموم بشر با درجات مختلف، باورهايي به موضوع منجي و موعود دارند، مقوله منجي و موعود را هم از مقوله هاي آسماني و الهي مي دانند. از اين رو، زبان دعا به عنوان زباني فطري و بين المللي مي تواند ارتباطي عميق و جدي را با قلوب انسانها داشته باشد. به تعبير ديگر، اين زبان، بهترين روش و موضوع براي تفاهم جهاني است. اگر ما درباره تفاهم اجتماعي بحث مي کنيم، بايد افق را به سمت تفاهم جهاني ببريم. از جمله موضوعاتي که مسأله ظهور منجي را به جلو مي برد، زبان دعاست. در اين مسأله به دنبال تحقق اين موضوع بوديم که روز و هفته جهاني دعا براي ظهور منجي بشريت با دو رويکرد نمايان شود. رويکرد اول اينکه انسانها با زبان فطري دعا از خداوند بخواهند موعود و منجي حقيقي را به آنها بشناساند و در رويکرد دوم پس از اين شناخت، از خداوند بخواهند ظهور اين منجي حقيقي را هر چه زودتر برساند. لذا اين بيان قابليت تفاهم جهاني را دارد. بحث ما در اين امر در مورد موعود و منجي، تحقق اين دو موضوع است.
تحقق اين دو موضوع را در جامعه ايران چگونه ارزيابي مي کنيد؟ اين امر در ساحت داخلي هم مطرح شده است و اينکه با چه مکانيسمي مقوله دعا را فعال کنيم. بحث دعا، جريان معرفتي و شناختي است که اين امر در ميان مسلمانان، بايد از مرحله لغلغه به مرحله دغدغه تبديل شود، لذا جايگاه دعا را در عرصه معرفتي جامعه خودمان بايد به خوبي تبيين و بازخواني کنيم. سير ورود و خروج به مقوله دعا و تحليل رابطه آن با ترويج فرهنگ مهدويت و ظهور در جامعه، واکاوي شده است. مفهوم دعا از زبان امام هادي(ع) که پيوند مقوله دعا و انتظار فرج را طرح بحث کند، بسيار کارآمد است. يکي از اصحاب ايشان به حضرت گفتند شيعيان شما در عصر غيبت چه وظايفي دارند؟ امام هادي (ع) فرمودند «بر شماست دعا کردن در انتظار فرج.»دعا، خواندن و خواستن است. زماني که انسان با بلوغ خود به مرحله خواستن مي رسد، مقدمات توانستن را طي مي کند. بشر در طول تاريخ هر چه را خواست، به آن رسيد. گام نخست خواستن است؛ به اين معنا که اول بايد جريان معرفتي و شناختي به مرحله خواستن برسد تا پس از آن تحقق خواسته ها را شاهد باشيم. در واقع، انتظار فرج به معناي آمادگي و توانمند سازي روح و روان براي دستيابي به قابليتهاي مورد نظر جهت تحقق نظام ارزشي وانساني است. بنابراين، بايد براساس دعا خواستن شکل بگيرد تا به مرحله تحقق و توانستن برسد. تمهيد و تهيه قابليتها و توانمندي جامعه براي تحقق خواسته هاي مشترک و فطري بشري، امري مهم در اين عرصه است که با زبان مشترک دعا مي تواند به تفاهم جهاني تبديل شود. بنابراين، خاستگاه و ورودي رسيدن به توانمنديها و انتظار فرج، دعا کردن و خواستن است. بلوغ انسان ها در اين ايستگاه خواستن، دريچه و روزنه اي براي تحقق توانمنديهاي لازم جامعه براي بالندگي است. از سوي ديگر هم به پا داشتن عدل و قسط در جامعه در پرتوي اين خواستن مشترک بشري شکل مي گيرد. با اين زبان مشترک و فطري جهاني مي توان افق هاي مشترک جهاني را ايجاد کرد. از آنجا که موضوعات اين بحث بسيار روشن و شفاف است، مردم دنيا هم با زبان دل خواسته اي مشترک از خداوند دارند؛ اول اينکه منجي حقيقي را به بشريت بشناساند و سپس او را به آنها برساند. در اين عرصه، شيعه بهترين گفتمان را به لحاظ پشتوانه هاي فرهنگي و منابع متقن و غني دارد. اگر اين فضا و بستر آماده شود، گوشهاي شنوا و دلهاي بيدار و قلوب بشري، زمينه را براي تحقق اين امر مهيا مي کنند، آن زمان است که با فرهنگ فاخر شيعي آشنا و به کمال مطلوب حقيقي رهنمون مي شوند.
با توجه به پديده جهاني شدن، اين موضوع چه فرصتها و تهديدهايي را فراروي تحقق خواسته تفاهم جهاني در عرصه ظهور منجي فراروي ما قرار مي دهد؟ به لحاظ مفهوم و طرح سؤال خوبي است، اما درباره اين موضوع بايد به پروژه جهاني سازي توسط استکبار جهاني هم توجه داشت. البته، جهاني شدن ريشه هاي فطري به عنوان نياز و خواسته بشري است که استکبار جهاني اين نياز و خواسته را دستاويزي براي پياده سازي اهداف خود قرار داده است. آنها با اين کار آدرس اشتباه به نياز فطري بشر داده اند. اما پديده جهاني شدن يک نياز بشري است که بايد بر اساس فطرت پاک خود به خواسته اي پاک برسند. اين نياز پاک، تحقق جامعه اي ارزشي بر محور آسايش و آرامش بشريت است. استکبار جهاني مسير جهاني شدن را از اين مسير پاک نياز انساني، منحرف مي کند. به لحاظ موضوع و طرح مسأله در اين امر ادبيات مشترک است اما از حيث مباني مفهومي و سمت و سوي رويکردها، قطعا غير از آن است که مسلمانان و مکتب تشيع به آن مي انديشند.
ظرفيتهاي شبکه گسترده ارتباطاتي و اطلاعاتي را چگونه مي توان با درنورديدن مرزهاي جغرافيايي به خدمت گفتمان مشترک تفاهم جهاني در آورد؟ مهندسي پروژه جهاني سازي، اصلي مهم براي استکبار است اما ظرفيتهاي پديده جهاني شدن، زمينه ساز حاکميت ارزشهاي انساني و خوبيهاست، لذا بهره گيري از فرصت شبکه اطلاعاتي و ارتباطي جهاني در اين جهت ضروري است. البته، بحث تفصيلي ديگري هم وجود دارد که در نگاه جهاني شدن شيعه تفاوتهاي بنيادين بسياري با پروژه جهاني سازي قدرتهاي استکباري دارد که بايد براي مردم دنيا به صورت روشن و مبرهن بيان شود.
آقاي دکتر سهرابي! در اين طرحي که ارائه کرده ايد، جايگاه نخبگان و اقشار مختلف مردمي براي تحقق تفاهم جهاني در مسأله مشترک ظهور منجي بشري، چگونه است؟ نگاه در اين طرح فراگير است. نخبگان قدرت گيرايي و فرهنگ سازي بالايي در جامعه دارند و اين مسأله براي آنان قابل فهم تر است، هرچند اين تفاهم جهاني بايد به صورت فراگير بيان و پيگيري شود. با توجه به توانمنديهاي نخبگان، بهتر مي توان در جهت تحقق اين طرح اقدام کرد و آنان بايد در اين زمينه بيشتر اهتمام ورزند.
پيش بيني شما از اقبال نخبگان فرهنگي به اين امر چگونه است؟ اين امر به نحوه پياده سازي اين طرح بستگي دارد. اينکه از کجا براي تحقق تفاهم جهاني در عرصه ظهور منجي بشري شروع کنيم، بسيار اهميت دارد. سياسي کردن اين بحث موجب زوال آن مي شود و امکان توسعه را از آن مي گيرد. اگر اين موضوع هوشمندانه طرح شود، قطعاً در پياده سازي آن شاهد توفيقهاي بسياري خواهيم بود. بايد به اين موضوع نگاهي فرهنگي و انساني داشت تا به تحقق واقعي اين مسأله بينجامد.
آيا کميته اي براي پياده سازي اين موضوع تشکيل مي شود؟ پيشنهادي براي تشکيل کميته اي علمي جهت تحقق اين طرح داده شده است. تأکيد بر اين است که اعضاي متشکل اين کميته، دانشمندان و نخبگان اديان ابراهيمي باشند. در دعوتي هم که از برخي نخبگان اديان ابراهيمي جهان داشتيم، اين اقبال به تحقق تفاهم جهاني در مورد ظهور منجي بشريت وجود داشت که بايد به صورت جدي پيگيري و امور مربوط به آن توسط کميته رصد شود.
مهمترين مؤلفه در تحقق اين طرح جهاني را چه مي دانيد؟ به اعتقاد من، رسانه ها در تحقق اين امر مهمترين نقش را ايفا مي کنند و بايد از ظرفيتهاي اين ابزار جهاني در جهت مشترک کردن دغدغه ظهور در ميان مردم دنيا بهره برد. حضور مجدانه رسانه ها، موجب تکميل و پخته شدن اين طرح خواهد شد تا شاهد نتايج ارزشي و انساني آن در جهان باشيم.
از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزارم. زهره کهندل www.qudsdaily.com |