اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  منفردات كتاب كفایة المهتدی (2)     
   مهدویت معرفی کتاب های مهدوی

منفردات كتاب كفایة المهتدی (2)


8 - «قال ابومحمد بن شاذان - علیه الرحمة والغفران - حدثنا علی بن الحكم (رضی‏الله‏عنه) عن جعفر بن سلیمان الضبعی، عن سعد بن طریف، عن الاصبغ بن نباتة، عن سلمان الفارسی - رضوان الله علیه - قال: خطبنا رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) فقال:
معاشر الناس انی راحل عن قریب و منطلق الی المغیب، اوصیكم فی عترتی خیرا، و ایاكم والبدع فان كل بدعة ضلالة، ولامحالة اهلها فی النار، معاشر الناس من فقد الشمس فلیستمسك بالقمر، و من فقد القمر فلیستمسك بالفرقدین، فاذا فقدتم الفرقدین فتمسكوا بالنجوم الزاهرة بعدی، اقول لكم فاعلموا ان قولی قول الله فلا تخالفوه فیما امركم به، والله یعلم انی بلغت الیكم ما امرنی به فاشهد الله علی و علیكم .
قال: فلما نزل عن المنبر تبعته حتی دخل بیت عائشة فدخلت علیه و قلت: بابی انت و امی یا رسول الله! سمعتك تقول اذا فقدتم الشمس فتمسكوا بالقمر، و اذا فقدتم القمر فتمسكوا بالفرقدین، و اذا فقدتم الفرقدین فتمسكوا بالنجوم، فقد ظننت ان یكون فی هذه الابانة اشارة؟
قال: قد اصبت‏یا سلمان . فقلت‏بین لی یا رسول الله ما الشمس والقمر وما الفرقدان و ما النجوم الزاهرة؟
فقال: انا الشمس و علی القمر فاذا فقد تمونی فتمسكوا به بعدی، و اما الفرقدان فالحسن والحسین، اذا فقدتم القمر فتمسكوا بهما، و اما النجوم الزاهرة فهم الائمة التسعة من صلب الحسین، والتاسع مهدیهم، ثم قال ( علیه‏السلام) : انهم هم الاوصیاء والخلفاء بعدی، ائمة ابرار، عدد اسباط یعقوب وحواریی عیسی .
فقلت: فسمهم لی یارسول الله! قال اولهم و سیدهم علی بن ابی طالب و بعده سبطای الحسن والحسین، و بعدهما علی بن الحسین زین العابدین، و بعده محمد بن علی باقر علم النبیین، و بعده الصادق جعفر بن محمد، و بعده الكاظم موسی بن جعفر، و بعده الرضا علی بن موسی الذی یقتل بارض الغربة، ثم ابنه محمد، ثم ابنه علی، ثم ابنه الحسن، ثم ابنه الحجة القائم المنتظر فی غیبته، المطاع فی ظهوره، فانهم عترتی من لحمی و دمی، علمهم علمی و حكمهم حكمی، من آذانی فیهم فلا اناله الله شفاعتی . (1)
سلمان فارسی رحمه‏الله گفت كه: خطبه خواند رسول خدا ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) بر ما و فرمود: ای گروه مردمان، من رحلت كننده‏ام عن قریب، و روانه شونده‏ام به مغیب، وصیت می‏كنم شما را درباره عترت خود كه نیكویی كنید با عترت من، و بپرهیزید از بدعت، بدرستی كه هر بدعتی ضلالت است، و لا محاله اهل ضلالت در جهنم‏اند، ای گروه مردمان هر كس نبیند آفتاب را می‏باید كه چنگ در زند و متمسك شود به ماه، هر كس گم كند و نیابد ماه را می‏باید كه متمسك شود به فرقدین، پس هر گاه گم كنید و نیابید فرقدین را پس چنگ در زنید و متمسك شوید به ستاره‏های روشن بعد از من، می‏گویم مر شما را پس بدانید كه قول من قول خداست، پس مخالفت مورزید با خدا در آنچه امر كرد شما را به آن، و خدا می‏داند كه من رسانیدم به شما آن چیزی را كه امر كرد به آن امر، و شاهد می‏گیرم خدای را بر خود و بر شما .
سلمان گفت كه چون پیغمبر ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) از منبر به زیر آمد از پی او رفتم تا داخل خانه عایشه شد، پس من در آمدم و گفتم: پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا! شنیدم كه فرمودی هرگاه نیابید آفتاب را متمسك به ماه شوید، و چون ماه نباشد متمسك شوید به فرقدین و چون فرقدان ناپیدا شود متمسك شوید به ستاره‏ها، گمان بردم كه درین آشكار گفتن رمزی و اشاره‏ای باشد؟
آن حضرت فرمود كه: نیكو یافته‏ای سلمان! پس گفتم كه روشن گردان از برای من ای رسول خدا و بیان فرما كه چیست آفتاب و ماه و فرقدان و ستاره‏های روشن!
آن حضرت فرمود كه: منم آفتاب و علی است ماه، چون مرا نیابید متمسك شوید به علی بعد از من، اما فرقدان حسن و حسین‏اند، هرگاه ماه را نیابید متمسك به ایشان شوید، و اما ستاره‏های روشن، ایشان نه امامند از صلب حسین، و نهم ایشان مهدی ایشانست، بعد از آن حضرت فرمود كه: ایشانند اوصیا و خلفا بعد از من، ائمه ابرارند، به شماره اسباط یعقوب و حواریین عیسی .
گفتم نام ایشان را از برای من بیان فرما ای رسول خدا!
فرمود: اول ایشان و سید ایشان علی بن ابی طالب است، و بعد از او دو سبط من حسن و حسین، و بعد از او علی بن الحسین زین العابدین، و بعد از او محمد بن علی شكافنده علم نبیین، و بعد از او صادق جعفر بن محمد، و بعد از او كاظم موسی بن جعفر، و بعد از او رضا علی بن موسی آنكه كشته خواهد شد در زمین غربت، بعد از او فرزند او محمد، بعد از او فرزند او علی، بعد از او فرزند او حسن، بعد از او فرزند او حجت قائم كه منتظر است در غایب بودنش، و مطاع است در ظهورش، پس به درستی كه ایشان عترت منند، از گوشت و خون من، علم ایشان علم منست و حكم ایشان حكم منست، و هر كس برنجاند مرا درباره ایشان نرساند خدای تعالی به او شفاعت مرا .
9 - «قال ابن شاذان - علیه الرحمة والغفران - حدثنا الحسن بن علی بن فضال (رضی‏الله‏عنه) عن عبدالله بن بكیر، عن عبدالملك بن اسماعیل الاسدی، عن ابیه، عن سعید بن جبیر، قال:
قیل لعمار بن یاسر ما حملك علی حب علی بن ابی طالب؟
قال: قد حملنی الله ورسوله، و قدانزل الله تعالی فیه آیات جلیلة وقال رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) فیه احادیث كثیرة، فقیل له: هلا تحدثنا بشی‏ء عما قال فیه رسول الله؟ قال: ولم لا احدث ولقد كنت‏بریئا من الذین یكتمون الحق ویظهرون الباطل، ثم قال: كنت مع رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) فرایت علیا ( علیه‏السلام) فی بعض الغزوات قد قتل عدة من اصحاب الویة قریش، فقلت لرسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) : یا رسول الله ان علیا قد جاهد فی الله حق جهاده، فقال: وما یمنعه منه؟ انه منی و انا منه و انه وارثی و قاضی دینی و منجز وعدی و خلیفتی من بعدی، ولولاه لم یعرف المؤمن المحض فی حیاتی و بعد وفاتی، حربه حربی و حربی حرب الله، و سلمه سلمی و سلمی سلم الله، و یخرج الله من صلبه الائمة الراشدین، فاعلم یا عمار ان الله تبارك و تعالی عهد الی ان یعطینی اثنی عشر خلیفة منهم علی وهو اولهم وسیدهم .
فقلت: ومن الآخرون یا رسول الله؟ قال: الثانی منهم الحسن بن علی بن ابی طالب، والثالث منهم الحسین بن علی بن ابی طالب، والرابع منهم علی بن الحسین زین العابدین، والخامس منهم محمد بن علی، ثم ابنه جعفر، ثم ابنه موسی، ثم ابنه علی، ثم ابنه محمد، ثم ابنه علی، ثم ابنه الحسن، ثم ابنه الذی یغیب عن الناس غیبة طویلة، و ذلك قول الله تبارك و تعالی: قل ارایتم ان اصبح مآؤكم غورا فمن یاتیكم بمآء معین، ثم یخرج ویملا الارض قسطا وعدلا كما ملئت جورا و ظلما . یا عمار سیكون بعدی فتنة فاذا كان ذلك فاتبع علیا و حزبه فانه مع الحق والحق معه و انك ستقاتل الناكثین والقاسطین معه ثم تقتلك الفئة الباغیة، و یكون آخر زادك من الدنیا شربة من لبن تشربه .
قال سعید بن جبیر فكان كما اخبره رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) . (2)
سعید بن جبیر گفت كه به عمار بن یاسر گفتند كه: ترا چه چیز بر آن داشت كه دوست داری علی بن ابی طالب را؟
در جواب گفت كه خدا و رسول او مرا بر آن داشته‏اند، و به تحقیق كه حضرت الله تعالی آیات جلیله در شان او فرو فرستاده و رسول خدا احادیث‏بسیار در صفتش بیان فرموده . گفتند كه: آیا خبر نمی‏دهی ما را به چیزی از آنچه پیغمبر ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) در شان او گفته؟ عمار گفت چرا خبر ندهم و حال آنكه من بیزارم از آنهایی كه حق را پنهان می‏دارند و باطل را ظاهر می‏سازند .
بعد از آن گفت كه با رسول خدا ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) بودم، علی ( علیه‏السلام) را دیدم در بعضی از غزوات كه چندین تن را از صاحبان علمهای قریش به قتل رسانید، پس با رسول خدا گفتم كه: بدرستی كه علی ( علیه‏السلام) حق جهاد در راه خدا به فعل آورد، پیغمبر فرمود كه: چه چیز او را از این امر باز تواند داشت؟ بدرستی كه او از من است و من از اویم و او وارث من است، و قاضی و حكم كننده دین من است، و وفا كننده به وعده من است، و خلیفه من است‏بعد از من، و اگر او نمی‏بود مؤمن محض شناخته نمی‏شد در زمان حیات من و بعد از وفات من، جنگ او جنگ من است و جنگ من جنگ خداست، بیرون خواهد آورد خدای تعالی از صلب او ائمه راشدین را، بدان ای عمار كه خدای تعالی عهد كرده با من كه عطا كند به من دوازده خلیفه، از جمله ایشان علیست و او اول آن خلیفه هاست و بهترین ایشان است .
پس گفتم: دیگران كیستند ای رسول خدا؟
فرمود: دویم ایشان حسن بن علی بن ابی طالب است، و سیم از ایشان حسین بن علی بن ابی طالب است، و چهارم از ایشان علی بن الحسین است كه زینت عابدان است، و پنجم از ایشان محمد بن علیست، بعد از او پسر او جعفر، بعد از او پسر او موسی، بعد از او پسر او علی، بعد از او پسر او محمد، بعد از او پسر او علی، بعد از او پسر او حسن، بعد از او پسر او آنكه پنهان شود از مردمان پنهان شدنی دراز، و این است معنی قول الله تعالی كه می‏فرماید: «قل ارایتم ان اصبح مآؤكم غورا فمن یاتیكم بمآء معین‏» . بعد از آن بیرون آید و پر كند دنیا را از عدل و داد آن چنانكه پر شده باشد از جور و ظلم . ای عمار زود باشد كه بعد از من فتنه و آشوب ظاهر گردد و چون فتنه آشكار گردد تابع باش علی و حزب علی را كه علی با حق است و حق با علیست و زود باشد كه كارزار و مقاتله نمایی به اتفاق علی با ناكثین و قاسطین، بعد از آن بكشند ترافئه باغیه و گروه ستم پیشه، و باشد آخرین زاد تو از دنیا یك جرعه شیر كه بیاشامی آن را .
سعید بن جبیر گفت: آن چنان شد كه پیغمبر ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) خبر داده بود .»
10 - «قال ابن شاذان - نور الله مرقده - حدثنا الحسن بن محبوب (رضی‏الله‏عنه) عن مالك بن عطیة، عن ابی صفیة ثابت‏بن دینار، عن ابی جعفر ( علیه‏السلام) قال:
قال الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم‏السلام) لاصحابه قبل ان قتل بلیلة واحدة: ان رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) قال لی یا بنی انك ستساق الی العراق و تنزل فی ارض یقال له عمورا و كربلا و انك تشهد بها و یستشهد معك جماعة، و قد قرب ما عهد الی رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) و انی راحل الیه غدا، فمن احب منكم الانصراف فلینصرف فی هذه اللیلة، فانی قد اذنت له و هو منی فی حل . واكد فیما قاله تاكیدا بلیغا، فلم یرضوا و قالوا: والله ما نفارقك ابدا حتی نرد موردك! فلما رای ذلك قال فابشروا بالجنة، فوالله انما نمكث ما شاء الله تعالی بعد ما یجری علینا، ثم یخرجنا الله وایاكم حین یظهر قائمنا فینتقم من الظالمین، و انا و انتم نشاهدهم فی السلاسل والاغلال وانواع العذاب والنكال .
فقیل له: من قائمكم یا ابن رسول الله؟ قال: السابع من ولد ابنی محمد بن علی الباقر، و هوالحجة بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی ابنی، و هو الذی یغیب مدة طویلة ثم یظهر و یملا الارض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما . (3)
حضرت امام حسین ( علیه‏السلام) به یك شب پیش از آنكه شهید شود با اصحاب خود خطاب كرده فرمود كه: روزی رسول خدا ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) با من گفت كه‏ای فرزند من زود باشد كه برسانند ترا به سوی عراق، و فرود آورند ترا به زمینی كه آن را عمورا و كربلا گویند، و تو در آن زمین شهید شوی و جماعتی با تو شهید شوند، و به تحقیق كه نزدیك شده است آن عهدی كه رسول خدا ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) با من كرده، و من فردا راحل و رونده‏ام به نزد آن حضرت، پس هر كس از شما كه برگشتن را دوست می‏دارد، می‏باید كه در همین شب بر گردد كه من او را اذن برگشتن دادم و او از من بحل است . و در این باب آن جناب تاكید و مبالغه تمام نمود، ایشان راضی به برگشتن نشدند، و گفتند كه: به خدا قسم كه تو را وا نمی‏گذاریم و از تو هرگز جدا نمی‏شویم تا به جایی كه وارد می‏گردی ما نیز وارد گردیم .
آن حضرت چون حال بر آن منوال مشاهده نمود فرمود كه: بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم كه بعد از آنچه بر ما جاری شود مكث‏خواهیم كرد آن قدر كه حضرت الله تعالی خواسته باشد، پس بیرون خواهد آورد حضرت الله تعالی ما را و شما را در آن هنگام كه قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد كشید از ظالمان و ما و شما مشاهده خواهیم كرد ایشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نكال .
گفتند با آن حضرت كه: كیست قائم شما ای فرزند رسول خدا؟ آن حضرت فرمود كه: فرزند هفتمین است از اولاد فرزند من محمد بن علی كه ملقب است‏به باقر، و او حجة بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علیست فرزند من، و اوست آن كسی كه غایب خواهد شد مدتی دراز، و بعد از آن ظاهر خواهد شد و پر خواهد كرد زمین را از عدل و داد آن چنانكه پر شده باشد از جور و ظلم .»
11 - «قال ابو محمد بن شاذان - علیه الرحمة والغفران - : حدثنا محمد بن عبدالجبار (رضی‏الله‏عنه) قال: قلت لسیدی الحسن بن علی ( علیهماالسلام) یا ابن رسول الله جعلنی الله فداك، احب ان اعلم من الامام وحجة الله علی عباده من بعدك؟ قال ( علیه‏السلام) : ان الامام والحجة بعدی ابنی سمی رسول الله و كنیه ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) الذی هو خاتم حجج الله وآخر خلفائه . فقلت ممن یتولد هو یا ابن رسول الله؟ قال من ابنة ابن قیصر ملك الروم، الا انه سیولد فیغیب عن الناس غیبة طویلة، ثم یظهر ویقتل الدجال فیملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما، فلا یحل لاحد ان یسمیه او یكنیه باسمه و كنیته قبل خروجه - صلوات الله علیه . (4)
محمد بن عبدالجبار گفت: گفتم به خواجه و مولای خود حسن بن علی ( علیهماالسلام) كه: ای فرزند رسول خدا فدای تو گرداند حضرت الله تعالی مرا، دوست می‏دارم كه بدانم كه امام و حجت‏خدا بر بندگان خدا بعد از تو كیست؟ آن حضرت فرمود كه: امام و حجت‏بعد از من پسر من است كه همنام و هم كنیت رسول خداست - ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) - آنكه او خاتم حجتهای خداست و آخرین خلفای اوست . گفتم از كیست او؟ یعنی آن امام كه پسر تست از كه به وجود خواهد آمد؟ فرمود: از دختر پسر قیصر پادشاه روم، بدان و آگاه باش كه زود باشد كه او متولد گردد، پس غایب شود از مردمان غایب شدنی دراز، بعد از آن ظاهر شود و بكشد دجال را، پس پر كند زمین را از عدل و داد آنچنانكه پر شده باشد از جور و ظلم، و حلال نیست احدی را كه پیش از خروج او را به نام و به كنیت ذكر كند، صلوات خدا بر او باد .»
12 - «قال ابو محمد بن شاذان - علیه الرحمة والغفران - : حدثنا محمد بن علی بن حمزة بن الحسین بن عبیدالله بن العباس بن علی بن ابی طالب صلوات الله علیه قال:
سمعت ابا محمد ( علیه‏السلام) یقول: قد ولد ولی الله و حجته علی عباده و خلیفتی من بعدی مختونا لیلة النصف من شعبان سنة خمس و خمسین ومائتین عند طلوع الفجر، و كان اول من غسله رضوان خازن الجنان مع جمع من الملائكة المقربین بماء الكوثر والسلسبیل ثم غسلته عمتی حكیمة بنت محمد بن علی الرضا ( علیهماالسلام)
فسئل محمد بن علی بن حمزة‏قدس سره عن امه ( علیه‏السلام) قال: امه ملیكة التی یقال لها فی بعض الایام «سوسن‏» ، وفی بعضها «ریحانة‏» ، و كان صقیل و نرجس ایضا من اسمائها . (5)
محمد بن علی بن حمزه گفت: شنیدم از حضرت امام حسن عسكری ( علیه‏السلام) كه می‏گفت: متولد شد ولی خدا و حجت‏خدا بر بندگان خدا و خلیفه من بعد از من ختنه كرده شده در شب نیمه ماه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج نزد طلوع فجر، و اول كسی كه او را شست رضوان خازن بهشت‏بود با جمعی از ملائكه مقربین كه او را به آب كوثر و سلسبیل شستند، بعد از آن شست او را عمه من حكیمه خاتون دختر امام محمد بن علی رضا ( علیهماالسلام)، پس از محمد بن علی (رضی‏الله‏عنه) كه راوی این حدیث است پرسیدند از مادر حضرت صاحب الامر ( علیه‏السلام) گفت: مادرش ملیكه بود كه او را در بعضی از روزها سوسن و در بعضی از ایام ریحانه می‏گفتند و صقیل و نرجس نیز از نامهای او بود .
13 - قال الفضل بن شاذان: حدثنا ابراهیم بن محمد بن فارس النیسابوری، قال: لما هم الوالی عمروبن عوف بقتلی، و هو رجل شدید النصب، و كان مولعا بقتل الشیعة، فاخبرت بذلك و غلب علی خوف عظیم، فودعت اهلی و احبائی و توجهت الی دار ابی محمد ( علیه‏السلام) لاودعه، و كنت اردت الهرب، فلما دخلت علیه رایت غلاما جالسا فی جنبه، و كان وجهه مضیئا كالقمر لیلة البدر، فتحیرت من نوره و ضیائه، و كاد ان انسی ما كنت فیه من الخوف والهرب، فقال: یا ابراهیم لاتهرب فان الله تبارك و تعالی سیكفیك شره . فازداد تحیری، فقلت لابی محمد ( علیه‏السلام) : یا سیدی جعلنی الله فداك من هو و قد اخبرنی بما كان فی ضمیری؟ فقال هو ابنی و خلیفتی من بعدی، و هو الذی یغیب غیبة طویلة ویظهر بعد امتلاء الارض جورا و ظلما فیملاها عدلا و قسطا . فسالته عن اسمه، قال: هو سمی رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) و كنیه، و لا یحل لاحد ان یسمیه باسمه او یكنیه بكنیته الی ان یظهر الله دولته وسلطنته، فاكتم یا ابراهیم ما رایت و سمعت عنا الیوم الا عن اهله .
فصلیت علیهما و آبائهما و خرجت مستظهرا بفضل الله تعالی واثقا بما سمعته من الصاحب ( علیه‏السلام) فبشرنی عمی علی بن فارس بان المعتمد قد ارسل ابا احمد اخاه و امره بقتل عمرو بن عوف، فاخذه ابو احمد فی ذلك الیوم وقطعه عضوا عضوا والحمدلله رب العالمین . (6)
ابراهیم بن محمد نیشابوری گفت كه: چون عمروبن عوف والی همت‏بست‏به كشتن من و او مردی بود كه میل تمام داشت‏به قتل شیعیان، پس من خبر یافتم و خوفی عظیم بر من غالب شد، و اهل و عیال و دوستان خود را وداع كردم، و روی به خانه حضرت امام حسن عسكری ( علیه‏السلام) آوردم كه آن حضرت را نیز وداع كنم، و اراده گریختن داشتم، چون به آن خانه در آمدم پسری دیدم در پهلوی آن حضرت نشسته بود كه رویش چون ماه شب چهارده بود، از نور و ضیای او حیران شدم به مرتبه‏ای كه نزدیك بود كه آنچه در خاطر داشتم و در آن بودم از ترس و فكر گریختن فراموش كنم، با من گفت كه: ای ابراهیم حاجت‏به گریختن نیست، زود باشد كه خدای تعالی شر او را از تو كفایت كند! حیرتم زیاده شد، با امام حسن ( علیه‏السلام) گفتم كه: فدای تو گرداند خدای تعالی مرا، كیست این پسر كه از ما فی الضمیر من مرا خبر داد؟ آن حضرت فرمود كه او فرزند من و خلیفه من است‏بعد از من و اوست آن كسی كه غایب شود غایب شدنی دراز، و بعد از پر شدن زمین از جور و ظلم ظاهر شود و پر كند زمین را از عدل و داد، پس از آن حضرت از نام آن سرور پرسیدم، فرمود كه: همنام و هم كنیت پیغمبر است، و حلال نیست كسی را كه او را به نام و به كنیت ذكر كند تا زمانی كه ظاهر سازد خدای تعالی دولت و سلطنت او را، پس پنهان دار ای ابراهیم آنچه دیدی و آنچه شنیدی از ما امروز الا از اهلش .
پس بر ایشان و بر آبای كرام ایشان صلوات فرستادم و بیرون آمدم در حالتی كه مستظهر به فضل خدای تعالی بودم، و وثوق و اعتماد بود مرا بر آنچه شنیدم از حضرت صاحب الزمان ( علیه‏السلام)، پس بشارت داد مرا عم من علی بن فارس كه معتمد خلیفه عباسی برادر خود ابو احمد را فرستاد به قتل عمرو بن عوف تا او را گرفته بند از بند جدا كرد .
14 - «قال ابو محمد بن شاذان - علیه الرحمة والغفران - : حدثنا ابو محمد عبدالله بن الحسین بن سعد الكاتب (رضی‏الله‏عنه) قال: قال ابومحمد ( علیه‏السلام) : قد وضع بنو امیة و بنو العباس سیوفهم علینا لعلتین:
احدیهما انهم كانوا یعلمون لیس لهم فی الخلافة حق فیخافون من ادعائنا ایاها و تستقر فی مركزها .
وثانیتهما انهم قد وقفوا من الاخبار المتواترة علی ان زوال ملك الجبابرة والظلمة علی ید القائم منا، و كانوا لایشكون انهم من الجبابرة والظلمة، فسعوا فی قتل اهل بیت رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) وابادة نسله طمعا منهم فی الوصول الی منع تولد القائم ( علیه‏السلام) او قتله، فابی الله ان یكشف امره لواحد منهم الا ان یتم نوره ولو كره المشركون . (7)
یعنی: عبدالله بن حسین بن سعد كاتب گفت كه: حضرت امام حسن بن علی عسكری ( علیهماالسلام) فرمود كه: بنی امیه و بنی عباس شمشیرهای خود را بر ما گذاشتند به دو سبب، یكی آنكه می‏دانستند كه ایشان را در خلافت‏حقی نیست، و می‏ترسیدند از آنكه ما دعوای خلافت كنیم، و خلافت در جای خود قرار گیرد، دویم آنكه از اخبار متواتره واقف شده بودند كه زوال ملك جباران و ظالمان در دست قائم ما خواهد بود و شك نداشتند در آنكه ایشان از جباران و ظالمانند، پس كوشش كردند در كشتن اهل بیت رسول خدا ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) و نیست و نابود گردانیدن نسل آن حضرت، از روی طمعی كه بود ایشان را به وصول به منع تولد حضرت قائم ( علیه‏السلام) یا كشتن آن حضرت، یعنی مبالغه در كشتن اهل بیت رسول خدا ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) می‏فرمودند، به امید آنكه شاید آن حضرت به وجود نیاید یا اگر به وجود آمده باشد كشته شود تا ملك و پادشاهی از دست ایشان بدر نرود، پس ابا نمود حضرت الله تعالی كه كشف امر آن حضرت نماید از برای یكی از آن ظالمان الا آنكه تمام می‏گرداند حضرت الله تعالی نور خود را، و اگر چه خوش نمی‏دارند مشركان .
15 - «قال ابو محمد بن شاذان - علیه الرحمة والغفران - : حدثنا احمد بن محمد بن ابی نصر (رضی‏الله‏عنه) قال: حدثنا حماد بن عیسی، قال: حدثنا عبدالله بن ابی یعفور، قال:
قال ابو عبدالله جعفر بن محمد ( علیهماالسلام) : ما من معجزة من معجزات الانبیاء والاوصیاء الا یظهر الله تبارك و تعالی مثلها علی ید قائمنا لاتمام الحجة علی الاعداء . (8)
حضرت امام جعفر ( علیه‏السلام) فرمود كه: هیچ معجزه‏ای از معجزات پیغمبران و اوصیای ایشان نیست الا آنكه ظاهر خواهد گردانید حضرت الله تبارك و تعالی مانند آن را به دست قائم ما به جهت تمام گردانیدن حجت‏بر اعداء .»
16 - «قال الشیخ الجلیل الفضل بن شاذان بن الخلیل - طیب الله مرقده - : حدثنا محمد بن ابی عمیر (رضی‏الله‏عنه) قال: حدثنا جمیل بن دراج، قال: حدثنا زرارة بن اعین، عن ابی عبدالله ( علیه‏السلام) قال:
قال: استعیذوا بالله من شر السفیانی والدجال و غیرهما من اصحاب الفتن .
قیل له: یا ابن رسول الله اما الدجال فعرفناه و قد بین من مضامین احادیثكم شانه، فمن السفیانی و غیره من اصحاب الفتن و ما یصنعون؟
قال ( علیه‏السلام) : اول من یخرج منهم رجل یقال له اصهب بن قیس یخرج من بلاد الجزیرة، له نكایة شدیدة فی الناس و جور عظیم، ثم یخرج الجرهمی من بلاد الشام و یخرج القحطانی من بلاد الیمن، ولكل واحد من هؤلاء شوكة عظیمة فی ولایتهم، و یغلب علی اهلها الظلم والفتنة منهم، فبیناهم كذلك اذ یخرج علیهم السمرقندی من خراسان مع الرایات السود، والسفیانی من الوادی الیابس من اودیة الشام، و هو من ولد عتبة بن ابی سفیان، و هذا الملعون یظهر الزهد قبل خروجه و یتقشف و یتقنع بخبز الشعیر والملح الجریش، و یبذل الاموال فیجلب بذلك قلوب الجهال والارذال، ثم یدعی الخلافة فیبایعونه، یتبعهم العلماء الذین یكتمون الحق ویظهرون الباطل، فیقولون انه خیر اهل الارض، و قد یكون خروجه و خروج الیمانی من الیمن مع الرایات البیض فی یوم واحد و فی شهر واحد و سنة واحدة، فاول من یقاتل السفیانی القحطانی فینهزم و یرجع الی الیمن فیقتله الیمانی، ثم یفر الاصهب والجرهمی بعد محاربات كثیرة من السفیانی، فیتبعهما و یقهرهما و یقهر كل من ینازعه و یحاربه الا الیمانی ثم یبعث السفیانی جیوشا الی الاطراف و یسخر كثیرا من البلاد و یبالغ فی القتل والفساد، و یذهب الی الروم لدفع الملك الخراسانی، و یرجع منها منتصرا فی عنقه صلیب، ثم یقصد الیمانی فینهض الیمانی لدفع شره، فینهزم السفیانی، فیجده الیمانی فی آخر الامر مع ابنه فی اساری، فیقطعهما اربا اربا، ثم یعیش فی سلطنته فارغا من الاعداء ثلاثین سنة ثم یفوض الملك بابنه السعید و یاوی مكة و ینتظر ظهور قائمنا حتی یتوفی فیبقی ابنه بعد وفاة ابیه فی ملكه و سلطانه قریبا من اربعین سنة، و هما یرجعان الی الدنیا بدعاء قائمنا ( علیه‏السلام) .
قال زرارة: فسالته عن مدة ملك السفیانی، قال ( علیه‏السلام) : تمد الی عشرین سنة . (9)
حضرت امام جعفر ( علیه‏السلام) فرمود كه استعاذه نمایید و پناه برید به خدای تعالی از شر سفیانی و دجال و غیر ایشان از اصحاب فتنه‏ها . پس گفتند به آن حضرت كه: ای فرزند رسول خدا ما شناخته‏ایم از مضامین و معانی احادیث‏شما دجال را، پس بیان فرمایید از برای ما كه كیستند سفیانی و اصحاب فتنه‏ها؟ و چه كارها خواهند كرد؟
آن حضرت فرمود كه: اول كسی كه خروج خواهد كرد از اصحاب فتنه‏ها مردی خواهد بود كه او را اصهب بن قیس گویند، خروج خواهد كرد از بلاد جزیره، بد اندیشی او درباره مردمان شدید و جور و ستم او عظیم خواهد بود، بعد از آن خروج خواهد كرد جرهمی از بلاد شام، و خروج خواهد كرد قحطانی از بلاد یمن، و هر یك از ایشان را در ولایت ایشان شوكت و قوت عظیم خواهد بود، و غالب خواهد شد بر اهل آن ولایات ظلم و فتنه، در اثنای آن حال و مهیا شدن آن چند گروه ضال از برای محاربه و قتال، خروج خواهد كرد بر ایشان سمرقندی از جانب خراسان با علمهای سیاه، و سفیانی از وادی یا بس كه از وادیهای شام است، واین سفیانی از نسل عتبة بن ابی سفیان است و این ملعون پیش از آنكه خروج كند اظهار زهد خواهد كرد و به جامه درشت‏به سر خواهد برد و به نان جو و نمك نیم كوفته قناعت‏خواهد نمود، و مال‏ها به مردمان خواهد بخشید و به این افعال دلهای جهال و ارذال را جذب خواهد كرد و به خود مایل خواهد ساخت . بعد از آن دعوای خلافت‏خواهد كرد و آن جاهلان و مردمان رذل دون با او بیعت‏خواهند كرد، و آنان از علما كه حق را پنهان دارند و باطل را آشكار كنند تابع جهال و ارذال خواهند شد، و تتبع ایشان نموده سر بر خط فرمان سفیانی ملعون خواهند گذاشت، پس خواهند گفت آن علمای دین به دنیا فروخته كه: سفیانی بهترین اهل زمین است .
و چنان اتفاق خواهد افتاد كه در روزی كه سفیانی در شام خروج كرده باشد یمانی در یمن با علمهای سفید خروج كند، و اول كسی كه با سفیانی جنگ كند قحطانی خواهد بود، پس قحطانی شكست‏یافته گریخته به یمن مراجعت نماید، و در دست‏یمانی كشته شود، بعد از آن بعد از جنگهای بسیار كه در میان اصهب و جرهمی و سفیانی نابكار واقع گردد اصهب و جرهمی از سفیانی بگریزند، و سفیانی از پی ایشان رفته ایشان را مقهور سازد، و هركس كه با سفیانی نزاع نماید سفیانی او را مغلوب و مقهور گرداند الا یمانی، كه با او بر نیاید، پس سفیانی لشكرهای بسیار به اطراف عالم بفرستد، و شهرهای بسیار را مسخر سازد، و در قتل و فساد مبالغه نماید، و از برای آنكه ملك و پادشاهی را از خراسانی یعنی سمرقندی كه از طرف خراسان با علمهای سیاه خروج كرده بگیرد، به جانب روم این سفیانی شوم در حركت آید و برخواهد گشت‏سفیانی از جانب روم در حالتی كه نصرانی شده باشد و صلیب در گردن افكنده باشد، پس قصد یمانی كند و یمانی از جهت دفع شر او از جا در آید، و به نیت فرو نشانیدن آتش فتنه او نهضت فرماید، و بعد از محاربات عدیده و مقاتلات شدیده سفیانی بگریزد، و یمانی از پی او برود، و جنگها و گریختن سفیانی بسیار شود، یعنی مكرر در میان ایشان جنگ و پیكار وقوع یابد، و در هر مرتبه سفیانی شكست‏یافته فرار برقرار اختیار نماید، پس بیابد یمانی سفیانی را با پسرش در میان اسیران در آخر كار، و بفرماید كه ایشان را بند از بند جدا كنند . بعد از آن در پادشاهی فارغ البال از دشمنان بد مآل سی سال زندگانی كند . بعد از آن ملك و پادشاهی را به فرزند سعید خود تفویض نماید و در مكه معظمه مسكن و ماوی گیرد، و انتظار ظهور قائم ما می‏كشیده باشد، تا از این جهان فانی در گذرد، و پسرش بعد از وفات پدر نزدیك به چهل سال حكومت كند و آن دو به دعای قائم ما به دنیا بر می‏گردند زراره از پادشاهی سفیانی پرسید؟ فرمود: تا بیست‏سال می‏كشد» .

پی‏نوشت:

1) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 81; كفایة‏الاثر، ص 40 و به اختصار ص 131; بحار، ج 36، ص 290 از آن .
2) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 87; كفایة‏الاثر، ص 121، بدون صدر و با تفصیل ذیل; بحار، ج 33، ص 18 و ج 36، ص 326 از آن .
3) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 105; مختصر اثبات الرجعة (تراثنا 15، ص 448) ; اثبات الهداة، ج 3، ص 569; خرائج، ج 2، ص 849، با اختلاف فراوان و ذیل مفصل از حسن بن محبوب به سندش از امام پنجم ( علیه‏السلام) ; بحار 45، ص 80 از آن .
4) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 133، مختصر اثبات الرجعة، (تراثنا، 15، ص 451) ; اثبات الهداة، ج 3، ص 569 از آن; مستدرك الوسائل: 12، ص 280 .
5) گزیده، ص 149; مختصر اثبات الرجعة، (تراثنا 15، ص 452) ; اثبات الهداة، ج 3، ص 570 از آن .
6) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 160; مختصر اثبات الرجعة (تراثنا، 15، ص 452) ; اثبات الهداة، ج 3، ص 700 از آن; مستدرك الوسائل، ج 12، ص 281 .
7) گزیده، ص 179، مختصر اثبات الرجعة (تراثنا 15، ص 453)، اثبات الهداة، ج 3، ص 570 از آن، منتخب الاثر، ص 291 از كشف‏الحق .
8) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 187، مختصر اثبات الرجعة (تراثنا، 15، ص 453) ; اثبات الهداة، ج 3، ص 700 .
9) گزیده كفایة‏المهتدی، ص 261; مختصر اثبات الرجعة، (تراثنا، 15، ص 454) جمع بندی و تطبیق این روایات با روایات مشهور درباره‏ی سفیانی و یمانی قبل از قیام امام زمان ( علیه‏السلام) در توان این نوشتار نیست ولی پر واضح است كه این روایت مطلق علایم ظهور است نه بیان علایم مقارن ظهور حضرت حجت ارواحنافداه .

سید محمد میرلوحی اصفهانی / سید محمد روحانی / قدس شماره 5383

  دفعات نمایش : 45      تاریخ:  1386.8.23






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما