اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  نعمانی و مصادر غیبت (2)     
   مهدویت معرفی کتاب های مهدوی





نعمانی و مصادر غیبت (2)

اشاره
پیش‏تر گفتیم كه غیبت نعمانی، ظاهرا، پیش از ذی حجه‏ی 342 - كه مؤلف آن را بر شاگرد خود املا كرده، تالیف شده است . و با عنایت‏به این كه وی، عمر امام عصر (علیه‏السلام) را در هنگام تالیف كتاب، بیش از هشتاد سال می‏داند (له الآن نیف و ثمانون سنة) ، تاریخ تالیف كتاب، نمی‏تواند از سال 336 جلوتر باشد . بنابراین، كتاب غیبت نعمانی، در فاصله‏ی سال‏های 336 تا 342 به رشته تحریر در آمده است .
در این جا، با عنایت‏به عبارتی دیگر در غیبت نعمانی، تاریخ دقیق‏تر تالیف كتاب را ارائه می‏دهیم .
در اواسط كتاب غیبت نعمانی، از پیكارهای یكی از مدعیان مهدویت‏با ابویزید اموی سخن به میان آمده است . برخی، از عبارت كتاب چنین برداشت كرده‏اند كه تالیف كتاب، پیش از مرگ ابویزید و در هنگام پیكارهای وی با آن مدعی مهدویت رخ داده است . هر چند از عبارت مورد نظر، چنین برداشتی نمی‏شود، ولی این عبارت، با بیانی دیگر، در بحث ما كارساز است . برای توضیح بیش‏تر، متن عبارت نعمانی را نقل می‏كنیم . (1)
نعمانی، پس از نقل روایاتی چند در وصف حضرت مهدی (علیه‏السلام) و منزلت آن بزرگوار، روایتی عظیم الشان در مقام آن حضرت از امام صادق (علیه‏السلام) می‏آورد كه در آن، حضرت در پاسخ راوی می‏فرماید: «و لو ادركته لخدمته ایام حیاتی; اگر [زمان] وی را دریافتم، یقینا، دوران زندگی خود را در خدمت او سپری می‏كردم .» . نعمانی، در ادامه می‏افزاید:
فتاملوا [بعد هذا] ما یدعیه المبطلون، و یفتخر به الطائفة البائنة (2) المبتدعة من ان الذی هذا وصفه و هذا حاله و منزلته من الله عزوجل، هو صاحبهم و من الذی یدعون له; فانه بحیث هو فی اربعمئة الف عنان و ان فی داره اربعة آلاف خادم رومی و صقلبی . (3) وانظروا هل سمعتم او رایتم او بلغكم عن النبی (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) او (4) عن الائمة الطاهرین (علیهم‏السلام). ان القائم بالحق هذه صفته التی یصفونه بها،
و انه یظهر و یقیم (5) بعد ظهوره، بحیث هو فی هذه السنین الطویلة، و هو فی هذه العدة العظیمة یناقفه ابویزید الاموی، فمرة یظهر علیه و یهزمه، و مرة یظهر هو علی ابی یزید، و یقیم بعد ظهوره و قوته و انتشار امره بالمغرب والدنیا علی ما هی علیه؟ !
فانكم تعلمون بعقولكم اذا سلمت من الدخل و تمییزكم اذا صفی من الهوی ان الله قد ابعد من هذه حاله عن ان یكون القائم لله بحقه والناصر لدینه والخلیفة فی ارضه والمجدد لشریعة نبیه . . . (6)
در این عبارت، تنها، از پیكار ابویزید اموی با این مدعی مهدویت در سالیان طولانی سخن رفته، و تاكید شده كه گاه پیروزی از آن ابویزید بوده و گاه از آن این مدعی مهدویت، ولی آیا این پیكارها به پایان رسیده یا هنوز پیكارها ادامه داشته، چیزی از این عبارت استفاده نمی‏شود .
پیش از ادامه‏ی بحث، اشارتی كوتاه به شورش ابویزید، مفید به نظر می‏رسد . ابویزید مخلد بن كیداد كه از مذهب نكاریه از مذاهب خوارج پیروی می‏كرد، در سال 316 پیروانی به هم زد و به فعالیت پرداخته و نظر خوارج را در تكفیر مسلمانان مخالف خوارج ترویج كرد .
در كتب تاریخ، از تعقیب وی به دست قائم جانشین مهدی و فرار وی از چنگ قائم و بازگشت مخفیانه به توزر (زادگاه خویش) در سال 325 سخن گفته‏اند و اشاره كرده‏اند كه وی به دست والی قسطیلیه زندانی شد و به همت‏یارانش از زندان آزاد شد و در كوه «اوراس‏» سنگر گرفت . قائم او را محاصره كرد . این محاصره، هفت‏سال ادامه داشت .
پیكارهای وی با قائم و چیرگی بر شهرهای مختلف غرب آفریقا، به سال‏های 332 و 333 باز می‏گردد . (7)
ابویزید، در سال 333 اكثر شهرهای شمال آفریقا، همچون قسطیلیه، اربس، قیروان را گشود و قائم را در مركز حكومتی خود در شهر مهدیه محاصره كرد . این محاصره تا اوائل سال 334 ادامه یافت . جنگ و گریز و شكست و پیروزی‏های پی در پی وی در این سال هم در جریان بود .
در رمضان این سال، قائم، در گذشت و فرزندش منصور، به جای وی نشست، جنگ‏های ابویزید با فاطمیان در این سال هم به شدت پیگیری شد، ولی سرانجام، ابویزید، به جنگ سربازان منصور افتاد، و در اثر جراحت‏های كه دیده بود، در اواخر محرم سال 336 درگذشت .
گزارش مفصل این حوادث، در كتب تاریخ دیده می‏شود و نیازی به تكرار آن‏ها در این مقال نیست .
در عبارت مورد بحث از غیبت نعمانی، دو نكته در خور درنگ و تامل است: نخست، توصیف ابویزید به اموی كه در جای دیگری دیده نشد . ابویزید را با توجه به نژاد وی، به بربری، یفرنی، زناتی و با عنایت‏به مذهب او، به خارجی، اباضی، نكاری متصف كرده‏اند . (8)
وصف وی به اموی از چه رو است؟ گویا، ارتباط وی با امویان اندلس، این وصف را برای وی به دنبال داشته است .
ابن عذاری مراكشی می‏نویسد: در آخر شوال سال 333 دو فرستاده از سوی ابویزید مخلد بن كیداد بر ناصر وارد شده كه حامل نامه‏ای از سوی وی بوده كه در آن از چیرگی او بر قیروان و رقاده خبر داده و از اعتقاد وی به امامت ناصر سخن گفته است . نامه‏های ابویزید و فرستادگان وی، از همان زمان تا هنگام مرگ وی، پیوسته ادامه داشت . (9)
در كتب تاریخ، در سال 334 و نیز 335 نیز این ارتباط كه به هدف یاری خواستن از ناصر بود، گزارش شده است . (10)
نكته‏ی مهم در این بحث، این است كه عبارت نعمانی و توصیف وی از مدعی مهدویت، به روشنی می‏رساند كه وی در زمان نگارش كتاب، زنده بوده است، این جمله كه «وی در میان چهارصد هزار سوار و در منزل وی، چهار هزار خدمتكار هست‏» ، ظهور قوی در حیات این شخص دارد .
این شخص، بی تردید، خلیفه‏ی فاطمی است، اما آیا مراد، «قائم فاطمی‏» است؟ چنانچه استاد غفاری، بدان اشاره كرده و تاكید نعمانی بر تعابیر "القائم بالحق والقائم لله بحقه"، هم گویا بدان اشاره دارد . جمله "بحیث هو فی هذه السنین الطویلة" هم می‏تواند بر آن گواه گرفته شود .
اگر این احتمال، صحیح باشد، با توجه به درگذشت قائم، در رمضان سال 334، باید تالیف كتاب، پیش از این تاریخ باشد . این مطلب، با نتیجه‏گیری پیشین ما، درباره‏ی تاریخ تالیف غیبت نعمانی (كه تالیف كتاب از سال 336 جلوتر نیست) سازگار نیست .
این نكته هم را هم می‏افزاییم كه حجم غیبت نعمانی، حجم كمی است و به طور طبیعی، كتاب، به ترتیب، نگارش می‏یافته است . عبارت مربوط به پیكارهای ابویزید در غیبت نعمانی، حدود صد صفحه پس از عبارت مربوط به عمر امام عصر (علیه‏السلام) - كه از آن نتیجه گرفتیم كه تالیف كتاب از سال 336 جلوتر نیست - است، لذا ناسازگاری این دو نتیجه، استوار به نظر می‏آید .
اگر مراد از مدعی مهدویت در این عبارت، منصور، فرزند قائم باشد، (11) وی، در سال 341 در گذشته، لذا مشكلی در نتیجه‏گیری پیشین نخواهیم داشت، ولی بعید به نظر می‏رسد كه نعمانی به منصور نظر داشته باشد .
مشكل این بحث، در گرو توجه به مطلبی است كه مورخان بدان اشاره كرده‏اند . آنان گفته‏اند، كه منصور، از بیم ابویزید، مرگ پدر را پنهان داشت، خود را به نام خلیفه نخوانده، و سكه‏ها و خطبه و دیگر رسوم خلافت را تغییر نداد، ولی پس از این كه از شورش ابویزید فراغت‏حاصل كرد، مرگ پدر را آشكار ساخت و خود را خلیفه خواند . (12)
بنابراین، طبیعی است كه تا سال 336 هنوز نعمانی از مرگ قائم آگاه نباشد و گمان كند كه او زنده است .
با كنار هم گذاشتن دو عبارت مورد بحث از غیبت نعمانی، نتیجه می‏گیریم كه باید تالیف قسمت‏های میانی غیبت نعمانی، در سال 336 باشد; زیرا، با توجه به مرگ ابویزید در محرم 336 بعید به نظر می‏آید كه نعمانی تا پایان این سال از مرگ قائم فاطمی آگاه نشده باشد، با افزودن این نكته كه كتاب، از حجم چندانی برخوردار نیست، می‏توان ختم كتاب را در همان سال 336 یا احیانا در سال بعد دانست .
البته این مطلب را هم نباید از نظر پنهان داشت كه نعمانی هر چند روایاتی چند را، پس از تالیف، به كتاب افزوده است، ولی دلیلی نداریم كه وی در ساختار كتاب تغییری داده باشد . لذا كتاب، دارای دو تحریر به شمار نمی‏آید كه نیازمند به بحث در تاریخ تحریرهای مختلف آن باشد .
نتیجه‏ی بحث ما، این است كه قسمت‏های میانی كتاب غیبت نعمانی، در سال 336 تالیف شده و ختم كتاب هم ظاهرا در همین سال یا سال بعد صورت گرفته است .

یك نكته درباره‏ی غیبت نعمانی

شرف الدین استرابادی، در كتاب تاویل الآیات، روایاتی چند از غیبت‏شیخ مفید نقل كرده كه غالبا با حذف آغاز اسناد همراه است، ولی در یك جا ص 208، (ذیل سوره‏ی توبه) دو روایت‏با سند كامل به همراه توضیحی از مؤلف در میان آن دو، از این كتاب نقل كرده است:
حدثنا علی بن الحسین قال حدثنا محمد بن یحیی العطار . . .
و اوضح من هذا، بحمدالله و انور و ابین و ازهر . . .
اخبرنا سلامة بن محمد، قال: حدثنا ابوالحسن علی بن معمر . . .
این دو حدیث، به همین شكل، (13) در غیبت نعمانی ص 86/17، 87/18 روایت‏شده است . سایر موارد نقل تاویل الآیات از غیبت‏شیخ مفید هم همگی در غیبت نعمانی نقل شده است:
تاویل الآیات، 87 (ذیل سورة البقره) غیبت نعمانی، ص 314/6، 282/67 .
تاویل الآیات، 102 (ذیل سورة البقره) غیبت نعمانی، ص 132/14 .
تاویل الآیات، 123 (ذیل سورة آل عمران) غیبت نعمانی، ص 41/2 .
تاویل الآیات، 133 (ذیل سورة آل عمران) غیبت نعمانی، ص 26، ص 199/13 .
تاویل الآیات، 256 (ذیل سورة النحل) غیبت نعمانی، ص 198/9، 243/43 .
تاویل الآیات، 384 (ذیل سورة الشعراء) غیبت نعمانی، ص 174/11 .
بدین ترتیب، تردیدی نیست كه نسخه‏ای را كه شرف الدین استرابادی نسخه‏ی غیبت‏شیخ می‏دانسته، چیزی جز نسخه‏ای از غیبت نعمانی نبوده است . چه چیز سبب شده كه چنین خلطی رخ نماید؟
در پاسخ این سؤال، باید توجه داشت كه از یك سو، شیخ مفید، كتابی در غیبت داشته كه در رجال نجاشی از آن نام برده شده (14) است . البته، ظاهرا، این كتاب، جزء كتب مفقود وی است و از آن، نسخه‏ای در دست نیست، و آگاهی خاصی هم از آن نداریم .
از سوی دیگر، شیخ مفید، مكنی به ابوعبدالله و نام وی، محمد بن محمد بن النعمان بوده، لذا گاه از وی به ابوعبدالله بن النعمان یاد می‏شده است . (15)
شباهت این عنوان با عنوان ابوعبدالله النعمانی مؤلف كتاب غیبت آشكار است، لذا تحریف عنوان «ابوعبدالله النعمانی‏» به «ابوعبدالله بن النعمان‏» ، یا خلط این دو عنوان با هم، می‏تواند سبب انتساب كتاب غیبت نعمانی به شیخ مفید گردد .
البته، در این جا هم نام بودن نعمانی و مفید را نیز نباید از نظر دور داشت .

پی‏نوشت‏ها:

1) این متن را به نقل از نسخه‏ی رضویه آورده، در حاشیه، به اختلاف چاپ استاد غفاری با این نسخه اشاره می‏كنیم .
2) در نسخه‏ی رضویه، این كلمه، به روشنی خوانده نمی‏شود . در حاشیه‏ی چاپ استاد غفاری، از بعضی نسخه‏ها، به جای این كلمه: "الشانئة" نقل شده است .
3) در چاپ سنگی و غفاری، «صقالبی‏» آمده است . صقلب، شهری در صقلیة - جزیره‏ای در دریای مغرب، محاذی تونس - است . (تاج العروس، ج 3، ص 200)
4) در چاپ سنگی و غفاری: "و"، به جای "او" .
5) در چاپ سنگی و غفاری: «یقیم‏»
6) غیبت، نعمانی، ص 245 و 246 (چاپ سنگی، ص 129 و 130).
7) در مقاله‏ی ابویزید نكاری در دایره‏المعارف اسلامی (ج 6، ص 413) آمده: «مقریزی (اتعاظ الخنفاء، ص 109) تصریح كرده كه او در 303 ق خروج كرد، برخی از مورخان كه گفته‏اند مهدی شهر المهدیه را در 303 ق (ابن اثیر، كامل ج 8، ص 94) به صورت دژی استوار در برابر تهدیدهای احتمالی ابویزید بنیاد نهاد (قاضی نعمان، افتتاح الدعوه، ص 278، ابن اثیر، همان جا) مؤید این نظر است‏» . عبارت مقریزی در چاپی از اتعاظ كه در آن مقاله از آن بهره گرفته شده، محرف بوده و كلمه‏ی «وثلاثین‏» از آن افتاده است . این عبارت در تحقیق د . جمال الدین شیال (قاهره، 1416، ج 1، ص 75) به درستی ذكر شده است . بنابراین مقریزی شورش وی را در سال 333 می‏داند . این قسمت‏های اتعاظ از كامل ابن اثیر اخذ شده است، وی نیز در حوادث سال 333 از ابویزید یاد كرده است .
تاییدی كه برای خروج ابویزید در سال 303 ذكر شده، عجیب است; چون، ابن اثیر، اشاره دارد كه مهدی فاطمی به خاطر پیشگویی‏هایی كه در كتب درباره صاحب الحمار (لقب ابو یزید) آمده بود (و نه به خاطر خروج وی)، مهدیه را بنا نهاد . عبارت قاضی نعمان در این زمینه، از صراحت‏بیش‏تری برخوردار است . وی، اشاره می‏كند كه ابویزید، همان دجال معروف در احادیث است، و بنای مهدیه، برای جلوگیری از حملات وی بوده است (ر . ك: افتتاح الدعوه، تحقیق فرحات دشراوی ص 327، بند 296، ص 332، بند 299). اگر در این عبارات دقت می‏شد، به روشنی معلوم می‏شد كه این عبارات، دقیقا، بر خلاف مقصود نویسنده دلالت دارد .
8) به عنوان نمونه، ر . ك: التنبیه والاشراف، ص 289; كامل ابن اثیر، ج 8، ص 422; البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج 2، ص 212 و 214; تاریخ ابن خلدون، ج 4، ص 52 .
9) البیان المغرب، ج 2، ص 212 .
10) البیان المغرب، ج 2، ص 212 - 214، و نیز ر . ك: دائرة‏المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، ص 414 به نقل از مصادری چند، از جمله تاریخ الخلفاء الفاطمیین بالمغرب، ص 373، 385 - 386 .
11) البته این مطلب كه منصور ادعای مهدویت كرده باشد، خود نیازمند تحقیق و بررسی است .
12) كامل ابن اثیر، ج 8، ص 434 و 455; افتتاح الدعوة، ص 334، بند 300 .
13) البته تفاوت‏های اندكی در این دو نقل دیده می‏شود، مانند تبدیل «حدثنا» در حدیث‏یكم، در نسخه‏ی چاپی غیبت نعمانی به " اخبرنا"، ولی در چاپ سنگی (ص 41) همان عبارت «حدثنا» در آغاز حدیث آمده است .
برخی از اوصاف راویان هم در تاویل الآیات نیامده كه می‏تواند به علت‏حذف آن‏ها از سوی مؤلف، به خاطر اختصار باشد .
14) رجال نجاشی، ص 401/1067 .
15) مسكن الفوائد، ص 37 (و به نقل از آن، در بحار، ج 82، ص 121) ; رجال نجاشی، ص 404/1070; شرح نهج‏البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 165; نیز تعبیر «ابن النعمان‏» در رجال نجاشی، ص 161/425، ص 431/1161، ص 457/1246 .

محمد جواد شبیری زنجانی / انتظار،شماره؟؟
 
  دفعات نمایش : 49      تاریخ:  1386.4.28






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما