اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  نعمانی و مصادر غیبت (5)     
   مهدویت معرفی کتاب های مهدوی




نعمانی و مصادر غیبت (5)

اشاره
در قسمتهای پیشین از این مقاله به شرح زندگی ابوعبدالله نعمانی مؤلف كتاب غیبت معرفی این كتاب پرداختیم، در این قسمت از مقاله در باره بحران امامت در عصر غیبت كه انگیزه اصلی مؤلف در تالیف كتاب بوده و نیز پاسخ نعمانی به شبهه طول عمر امام عصر ( علیه‏السلام) توضیحاتی داده سپس انقراض مذاهب انحرافی را پس را نعمانی بررسی كرده، در خاتمه در باره لقب نعمانی و كسانی كه به این لقب خوانده شده‏اند بحث‏خواهیم .

بحران امامت در عصر غیبت و مساله طول عمر امام ( علیه‏السلام)

غیبت امام عصر ( علیه‏السلام) آزمایش بزرگ الهی بود، با وجود روایات بسیاری كه درباره این غیبت وارد شده و زمینه‏سازی‏های چندی كه از سوی ائمه ( علیه‏السلام) برای آماده‏سازی مردمان برای این دوران صورت پذیرفته (1) ، گروه بسیاری از شیعیان با پیدایش غیبت دست از حق شسته و به مذاهبی انحرافی گرامییدند، به گفته نعمانی، اكثریت جامعه شیعه با رخ دادن غیبت از راه مستقیم كناره گرفته، گروهی راه غلو و گروه دیگر راه تقصیر را پیموده و بجز گروهی اندك همگی در امام زمان (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) خویش تردید كردند (2) ، نعمانی چند بار بر این نكته تاكید می‏كند كه تنها اندكی از مدعیان تشیع به نظام امامت وفادار ماندند و امامت امام عصر ( علیه‏السلام) را پذیرا شدند . (3)
نعمانی به تفصیل نام فرقه‏های انحرافی و اندیشه‏های ایشان را ذكر نمی‏كند، تنها به برخی از این فرقه‏ها اشاره می‏كند .
وی در جایی از كتاب پس از ذكر روایاتی چند می‏افزاید: این احادیث‏بر سرانجام طوائف منسوب به تشیع كه با گروه اندك پایدار بر امامت جانشین امام حسن عسكری ( علیه‏السلام) مخالفت ورزیدند دلالت دارد، زیرا جمهور شیعیان [امامت‏حضرت را باور ندارند] ، برخی درباره جانشین آن امام می‏گویند كه وی در كجاست و این امر چگونه است، او تا چه زمانی در پرده غیبت می‏ماند و مدت عمر ولی چه مقدار خواهد بود اكنون كه بیش از هشتاد سال عمر دارد؟ ، برخی دیگر معتقدند كه آن حضرت در گذشته است و برخی دیگر اصل ولادت ولی را انكار می‏كنند و وجود وی را از اساس باور ندارند و كسانی را كه آن حضرت را پذیرفته‏اند به باد مسخره می‏گیرند، برخی دیگر مدت عمر (حضرت) را بعید شمرده و به این موضوع عقیده ندارند كه خداوند قادر توانا، می‏تواند عمر ولیش همچون عمر كهنسالترین مردم عصر خود یا غیر عصر خود طولانی گرداند و پس از گذشت این مدت و بیشتر از آن وی را ظاهر سازد . (4)
نعمانی در ادامه به پاسخ شبهه عمر امام ( علیه‏السلام) می‏پردازد پیش از توضیح پاسخ غیبت نعمانی متذكر می‏شویم كه در هنگام تالیف كتاب مدت عمر امام عصر (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) از انسانهای عادی فراتر رفته بود، لذا مساله عمر طولانی امام ( علیه‏السلام) به صورت یك شبهه مطرح گردیده، ولی با عنایت‏به این كه عمر آن حضرت از حداكثر عمر كهنسالان بیشتر نبود، مجال این پاسخ نعمانی فراهم بود كه ما بسیاری از مردمان زمان خویش را دیده‏ایم كه صد سال و بیشتر عمر كرده‏اند و از قوای بدنی كاملی برخوردارند .
ولی این پاسخ تنها پاسخی مقطعی بوده زیرا تضمینی در كار نبود كه امام ( علیه‏السلام) بزودی ظهور كند نعمانی می‏دانست كه چه بسا مدت عمر آن حضرت از حداكثر عمر كهنسالان نیز افزونتر گردد . لذا نعمانی پاسخ اساسی این شبهه را چنین می‏دهد كه چه مانعی دارد كه عمر طولانی امام ( علیه‏السلام) خود یكی از امتیازات آن حضرت كه حجت‏بزرگ الهی است‏باشد زیرا هیچ دلیلی ندارد كه عمر آن حضرت باید همسان دیگر مردم باشد، نعمانی با تمثیل این موضوع به داستان زنده ماندن حضرت موسی ( علیه‏السلام) كه قصه آن در قرآن حكایت‏شده مطلب را روشن‏تر می‏سازد، در داستان ولادت حضرت موسی با آن همه تلاشی كه ستمگران برای جلوگیری از ولادت آن حضرت انجام دادند خداوند سبحان با روشی غیر عادی آن حضرت را زنده نگاه داشت، تا بدانجا كه ری در آغوش همان كسی كه در جستجوی ولی كودكان بسیار را از دم تیغ گذراند، تربیت‏شد و پس از ماجراهای طولانی كه در قرآن حكایت‏شده، سرانجام زمان ظهور وی فرا رسید و با اذن خداوند آشكار گردید .
گویا تكیه نعمانی در این تمثیل بر دو نكته است، نكته نخست این كه سنت الهی در حفظ انبیاء و اولیاء الهی بر این قرار نگرفته كه حتما از طریق عادی و متعارف آنها را حفظ كند، بلكه می‏تواند از راه غیر متعارف، اولیاء خود را محافظت نماید، مدت عمر امام عصر ( علیه‏السلام) هم می‏تواند غیرعادی باشد .
نكته دیگر این كه حضرت موسی ( علیه‏السلام) در آغاز ولادت و كودكی دوران غیبتی را به همراه داشت، مفهوم غیبت‏بدین معناست كه اطرافیان وی او را نمی‏شناختند و از این كه او ذخیره الهی برای انتقام از ستمگران می‏باشد آگاه نبودند، مفهومی شبیه این مفهوم می‏تواند درباره امام عصر ( علیه‏السلام) مطرح گردد .
در اینجا به مناسبت اشاره به بحثی درباره نگرش جامعه آن روز به مساله غیبت و مدت آن مفید به نظر می‏اید . برخی از پژوهشگران می‏نویسند: در روزهای اول كه موضوع وجود و غیبت آن بزرگوار به اطلاع شیعیان رسید، شاید كمتر كسی احتمال می‏داد كه غیبت آن حضرت تا مدتی طولانی ادامه یابد، شیعیان می‏پنداشتند كه حضرتشان با رفع مشكلات اضطراری موجود و خطر عاجل به زودی ظهور فرموده و به قاعده‏ی اجداد طاهرین به امور امامت قیام خواهند فرمود . . . باور عمومی آن بود كه ایشان در روزگار حیات همان بزرگان و معمرین اصحاب حضرت عسكری ( علیه‏السلام) كه بر ولادت و امامت ایشان شهادت داده و هم اكنون هنوز در جامعه زنده بودند ظهور خواهند فرمود تا آن معتمدین كه قبلا ایشان را دیده و به چهره می‏شناختند صحت دعوی ایشان را در مورد این كه همان فرزند حضرت عسكری ( علیه‏السلام) و جانشین ایشان هستند تایید كنند، و از این راه شیعیان به این حقائق واقف و مطمئن گردند . . .
در حاشیه كتاب مستند این قسمت اخیر جمله ابن قبله در مساله فی الامام معرفی شده كه می‏گوید: «واما قولهم اذا ظهر فكیف یعما انه ابن الحسن بن علی؟ فالجواب فی ذلك انه قدیجوز بنقل من تجب بنقله الحجه من اولیائه كما صحت امامته عندبا بنقلهم (5) .
از عبارت ابن قبه، در اینجا برداشتی نادرست صورت گرفته متاسفانه نقل ناقص سخن ابن قبه، زمینه چنین برداشتی از عبارت وی را فراهم آورده است، ما در اینجا ادامه كلام ابن قبه را نقل می‏كنیم تا ناتمای سخن فوق روشن گردید:
ابن قبه در ادامه عبارت فوق می‏گوید: و جواب آخر وهو انه قدیجوز ان یظهر معجزا یدل علی ذلك، وهذا الجواب الثانی هو الذی نعتمد علیه و نجیب الحضوم به وان كان الاول صحیحا .
اشكالی كه در اینجا مطرح است چگونگی شناخت امام عصر ( علیه‏السلام) از سوی مردم می‏باشد ابن قبه دو پاسخ از اشكال فوق مطرح كرده و پاسخ دوم كه خود بدان اعتماد می‏ورزد و در جواب دشمنان بدان تكیه می‏كند، این است كه امام عصر ( علیه‏السلام) می‏تواند با ارائه معجزه خود را به مردم بشناساند .
در هنگامی كه ابن قبه كتاب خود را می‏نوشت پاسخ دیگری برای پرسش فوق مجال داشت كه به عنوان پاسخ اول ذكر شده كه پژوهشگر معاصر بدان استناد ورزیده است، ولی این پاسخ دلیل بر آن نیست كه مردم احتمال طولانی بودن غیبت امام عصر ( علیه‏السلام) را نمی‏دادند بلكه همین مقدار كه محتمل است كه غیبت امام عصر ( علیه‏السلام) طولانی نباشد و آن حضرت در زمان بزرگان و معمران اصحاب امام عسكری ( علیه‏السلام) ظهور كند، برای طرح چنین پاسخی كافی است .
خلاصه دو مطلب در استدلال فوق با هم خلط شده است، یكی این كه مردم در آن عصر اعتقاد داشته‏اند كه مدت غیبت امام عصر ( علیه‏السلام) طولانی نیست، دیگری این كه مردم در آن هنگام احتمال طولانی نبودن غیبت امام ( علیه‏السلام) را می‏دادند . مطلب دوم، كه مطلبی است صحیح، و از عبارت ابن قبه هم برداشت می‏شود .
از چنان وضوحی برخوردارست كه نیاز به استدلال ندارد ادعای پژوهشگر معاصر، مطلب نخست است كه از عبارت ابن قبه برداشت نمی‏شود .
البته روشن است كه این پاسخ پاسخی است مقطعی و هر چند در آن زمان برای دفع شبهه كافی بود، ولی به عنوان پاسخی اساسی نمی‏توان بدان استناد جست و شاید ابن قبه از همین جهت‏خود به پاسخ دوم اعتماد می‏ورزیده و در مناظرات خود با مخالفان از آن بهره‏ی جسته است . (6)
در بحث از طول عمر امام ( علیه‏السلام) هم دو پاسخ از كلام نعمانی برداشت می‏شود، پاسخ نخست پاسخی است مقطعی و تنها در عصر نعمانی و اندكی پس از آن كاربرد داشته است كه حاصل آن این است كه مدت عمر امام ( علیه‏السلام) می‏تواند از حداكثر عمر معمران بیشتر نباشد .
ولی پاسخ اساسی نعمانی، پاسخ دوم ولی است كه دلیلی نداریم كه عمر امام ( علیه‏السلام) حتما باید به اندازه متعارف باشد .
به خداوند از طولانی ساختن عمر آن حضرت ناتوان است و نه سنت‏خداوند در باره اولیاء خود چنین است كه همیشه از روش متعارف پیروی كند، چنانچه در داستان حضرت موسی ( علیه‏السلام) روشی نامتعارف برای ولادت و تربیت و حفاظت و رشد و نمو آن حضرت، دیده می‏شود .
نعمانی در جایی دیگر ضمن اشاره به تردید اكثریت مردمان در ولادت حضرت و درس آن بزرگوار در باره طولانی شدن زمان غیبت‏بر روایاتی تكیه می‏كند كه در باره غیبت امام عصر ( علیه‏السلام) وارد شده و بر آن بر دشواری باور به این موضوع و سختی تحمل آن و اندك بودن معتقدان بدان تكیه شده است (7) این روایات خود بر غیرمنتظره بودن این حادثه و تفاوت آن با حوادث دیگر تاكید دارد و می‏توان آنها را شاهدی بر پاسخ اساسی نعمانی از شبهه طول عمر امام ( علیه‏السلام) گرفت .
باری صاحبان كبت فوق و نحل همچون نوبختی و سعد بن عبدالله به تفصیل از فرقه‏های انحرافی كه پس از وفات امام عسكری ( علیه‏السلام) پدیدار شده یاد كرده‏اند . (8) برخی از این مذهب، همچون جعفریه (پیروان جعفر بن علی - معروف به جعفر كتاب - ) پیروان بسیار داشته‏اند . (9) حتی نعمانی بارها اشاره می‏كند كه اكثریت عظیم شیعه با پیدایش غیبت از راه راست دوری گزیدند . این سخن تا چه حد از دقت‏برخوردارست و ایا برای این اظهار نظر، تمام حوزه‏های شیعه بررسی شده و مثلت‏حوزه‏ی مهم تشیع، قم مدنظر بوده است، یا بیشتر به حوزه‏های عراق و شام كه نعمانی با آن سر و كار داشته ناظر است؟ نیاز به تحقیق و تامل بیشتری دارد . (10)
در اینجا تذكر این نكته هم مفید است كه شبهات غیبت، تنها برای منحرفان از راه مستقیم تشیع مطرح نبوده، بلكه این امر مشكل فركی جدیی برای شیعیان ثابت قدم نیز ایجاد كرده بوده است . علی بن الحسین بن موسی بن بابویه (م 328 یا 339) در مقدمه الامامه و (لبتصرة) به این مشكلات اشاره می‏كند، فرزند وی شیخ صدوق نیز در هنگام اقامت در نیشابور با چنین حیرتی برای اكثریت‏شیعیانی كه به نزد وی می‏آمدند برخورد می‏كند، حتی دانشمند دین‏داری همچون شریف ابوسعید محمد بن الحسن از خاندان رفیع آل الصلت قمی با شنیدن سخنانی از برخی از بزرگان فیلسوفان و منطقیان در باره امام قائم ( علیه‏السلام) به خاطر طولانی شدن زمان غیبت‏به شك و حیرت می‏افتد، و این بحران فكری تالیف كمال‏الدین را (با اشاره‏ی امام عصر ( علیه‏السلام) در عالم رؤیا) به دنبال داشته است .
تالیف كتابهای غیبت‏بی‏تردید نقش مهمی در زدودن این گونه شبهات و اصلاح اندیشه شیعیان داشته است .

سرانجام مذاهب انحرافی پس از نعمانی

در فصول مختاره (11) ، به نل از حسن بن موسی نوبختی، چهارده‏ی فرقه‏ای كه پس از وفات امام عسكری ( علیه‏السلام) پدیار گشته به تفصیل معری كرده است، شیخ مفید در ادامه می‏افزاید: در این سال كه سال 373 می‏باشد، از این فرقه‏ها كه ذكر كردیم تنها امامیه اثنا عشریه كه به امامت فرزند امام حسن عسكری ( علیه‏السلام) همنام پیامبر ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) اعتقاد دارند و به حیات و بقاء ولی تا هنگامی كه با شمشیر قیام كند باور دارند باقی مانده‏اند، این فرقه از جهت تعداد و برخورداری از عالمان و متكلمان و مناظره گران و . . . اكثریت‏شیعه را به خود اختصاص داده است .
شیخ مفید می‏افزاید: "ومن سواهم منقرضون لایعلم احد من جملة الاربع عشرة فرقد التی قدمنا ذكرها ظاهرا بمقالة ولا موجودا علی هذا الوصف من دیانته وانما الحاصل منهم حكایة عمن سلف دارا جیف بوجود قوم منهم لاتثبت (12)
قطعه‏ی اخیر این عبارت اشاره به شایعاتی درباره برخی از پیروان این مذاهب در زمان مؤلف دارد كه شیخ مفید این شایعات را ثابت نمی‏داند .
مفید در كتاب الفصول العشرة فی الغیبة هم كه در سال 410 نگاشته اشاره می‏كند كه هیچ یك از نوادگان جعفر را نمی‏شناسد كه با شیعیان اثنا عشری بر سر مساله امامت فرزند حضرت عسكری ( علیه‏السلام) و زنده بودن وی و انتظار ظهورش اختلاف نظر داشته باشد . شیخ طوسی هم در كتاب غیبت‏خود كه آن را در سال 447 نوشته است همین نكته را تایید می‏كند، در آن زمان این فرقه به كلی ناپدید شده و هیچ كس از اتباع آن باقی نمانده بود .
برخی از پژوهشگران معاصر ضمن نقل مطالب بالا می‏افزاید: این اظهارات ظاهرا تا آنجا كه به محدوده‏ئسنتی مذهب تشیع، از مدینه تا خراسان مربوط می‏شود قابل اعتماد است، اما بسیاری از نوادگان جعفر به مناطق و بلادی كه در آن زمان دور از سرزمنی شیعیان بود مانند مصر و هند و نظائر آن مهاجرت كردند . . . برخی از آنان اقطاب سلاسل مختلف صوفیه شدند، یكی از آن سلاسل كه رهبری ان بر اساس انتقال مقام از پدر به فرزند مستقر است اكنون در تركیه وجود دارد، این فرقه در انتشارات اخیر خود رهبران طریقت‏خویش را تا جعفر كه او را جعفر المهدی می‏خوانند نام می‏برند، یكی از آخرین رهبران آنان سید احمد حسام الدین (متوفی 1343) در یك اشاره غیرمستقیم در مقدمه تفسیر خود به روشنی به خود به عنوان «وارث پیامبر» و «امام زمان‏» اشاره می‏كند . (13)
این عبارت از نوعی ابهام برخوردارست، آنچه از ظاهر عبارت بر می‏آید (14) . این است كه فرقه جعفریه در زمان شیخ مفید و شیخ طوسی منقرض نشده بوده و برای اثبات آن به بقاء سلسله طریقت فرزندان جعفر تا زمان كنونی در تركیه استناد شده است، ولی بقاء سلسله طریقت‏با انقراض جعفریه در زمان شیخ مفید و شیخ طوسی منافات ندارد، زیر منظور از انقراض جعفریه قول به مامت‏شریعت آنهاست نه پیشوای طریقت‏بودن آنها نظیر معروف كوفی كه سلسله طریقت‏بسیاری از سلاسل صوفیه به وی منتهی می‏شود .
البته این كه سلسله طریقت فوق واقعا بر اساس انتقال مقام از پدر به فرزند باقی مانده‏اند و احداد این خاندان هم به این سلسله وابسته بوده، نیازمند به اثبات است و ادعای سلسله طریقتی در زمان كنونی در اثبات این امر كافی نیست، اگر مراد سید حسام الدین از دو عنوان مذكور، «وارث پیامبر» و «امام زمان‏» در شریعت هم باشد و فرض كنیم كه ادعای وی این باشد كه امامت در شریعت‏به صورت توارث از پدران ولی به او رسیده است، صرف این ادعاء دلیل بر این نیست كه پدران وی واقعا دعوای امامت می‏كردند یا امامت جعفر را قبلو داشته‏اند، بلكه ممكن است‏سالها پس از انقراض جعفریه، كسی از اولاد جعفر چنین ادعایی را مطرح كرده و آن را به اجداد خود نیز نسبت دهد بنابراین دلیلی بر نادرستی سخن شیخ مفید و شیخ طوسی در انقراض جعفریه در زمان آنها در كار نیست .
حال به ادامه شرح حال ابوعبدالله نعمانی باز می‏گردیم .

لقب نعمانی

صاحب روضات الجنات در ترجمه نعمانی اشاره می‏كند كه این لقب منسوب به نعماینه كه شهری بین واسط و بغداد بوده می‏باشد، و به احتمال بعیدی منسوب به روستایی در مصر به این نام می‏باشد، وی می‏افزاید كه این نام منسوب به نعماینه - به فتح نون - كه شهركی است پس حمی و حلب نمی‏باشد، و نیز به نعمان به فتح كه نام و ادبی در راه طائف بوده و نیز به نعمان كه نام برخی از بزرگان بوده منسوب نیست . (15)
عدم نسبت این لقب را به نعمانیه و نعمان - به فتح نون - می‏توان به اختلاف تلفظ این دو اسم با نام نعمانی - به فتح ضم - مستند ساخت، ولی علت عدم نسبت وی به نعمان چیست؟ روشن نمی‏باشد (16) ، از سوی دیگر معلوم نیست كه مرحوم صاحب روضات چرا نسبت این لقب را به روستایی در مصر محتمل هر چند بعید - می‏داند، ولی نسبت آن را به نعمان صریحا انكار می‏كند .
باری سمعانی در انساب خود در ذیل مدخل «النعمانی‏» آن را منسوب به نعمانیه شهری بین بغداد و واسط بر كرانه دجله - دانسته و نام كسانی چند از محدثان را كه به این لقب خوانده می‏شود آورده (17) از جمله ابوجعفر محمد بن سلیمان باهلی نعمانی متوفی در سال 322 در نعماینه، وی تا حدودی معاصر نعمانی صاحب غیبت می‏باشد و نیز ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم النعمانی، وی در تاریخ بغداد 6: 399 ترجمه شده وفات ولی به سال 345 ضبط شده است، بنابراین او دقیقا معاصر نعمانی صاحب غیبت است كه در ذی حجه 342 زنده بوده است .
ابوالحسن علی بن ثابت‏بن احمد بن اسماعیل نعمانی نیز در همین طبقه می‏باشد كه ابوالحسن دارقطنی (متوفی 385) از وی روایت می‏كند .
یاقوت در معجم البلدان در ذیل مدخل: النعمانیه، پس از ضبط این واژه به ضمه می‏گوید: گویا منسوب به مردی به نام نعمان است، شهركی است‏بین واسط و بغداد در میانه راه بر كرانه دجله . . . اهالی این شهر همگی شیعه غالی می‏باشند . . . در كتاب ابن طاهر گروهی از اهل ادب را بدان منسوب دانسته است . (18)
ممكن است‏با توجه به مذهب اهالی این شهر، نعمانی صاحب غیبت را هم منسوب بدین شهر بدانیم ولی به روشنی معلوم نیست كه شیعه غالی بودن اهالی این شهر در اصل گفته چه كسی است، شاید این عبارت از كتاب ابن طاهر به معجم البلدان راه یافته باشد، مراد از ابن‏طاهر ظاهرا ابوالفضل محمد بن طاره مقدسی متوفی 507 می‏باشد كه كتاب با نام المؤتلف و المختلف نگاشته كه با نام الانساب المثققنه النفقط والضبط به اهتمام دی نوبك در سال 1890 در لیدن به چاپ رسیده است . (19)
بهر حال چندان روشن نیست كه در دوره نعمانی صاحب غیبت (اواسط قرن چهارم) نعماینه مركز شیعیان غالی (به تعبیر رجال نگاران اهل سنت) بوده بلكه ممكن است مذهب تشیع سالها بعد در این شهر رواج یافته باشد .
محدثان ملقب به نعمانی معاصر صاحب غیبت - كه در عبارت پیشین از انساب سمعانی به نام آنها اشاره رفت - گویا همگی از اهل سنت می‏باشند .
باری در كتب حدیثی ما نام افرادی با لقب نعمانی دیده می‏شود همچون احمد بن داوود نعمانی مؤلف دفع الهموم والاحزان وقمع الغموم والاشجان (20) كه از حالات وی آگاهیی بیشتری وعلی بن الحسن بن صالح بن الوضاح النعمانی كه از ابوعبدالله احمد بن ابراهیم بن ابی رافع و از خط ابوعبدالله محمد ابراهیم نعمانی حدیث نقل می‏كند (21)
در مصباح كفعی، ص 343 می‏خوانیم: قال النعامنی فی نهج السداد، مراد از این شخص عبدالواحد بن الصفی النعمانی است و كتاب وی شرح رساله واجب الاعتقاد علامه حلی می‏باشد (22) ، صاحب ریاض می‏گوید كه «گمان می‏كنم كه وی از نوادگان نعمانی صاحب غیبت‏باشد» ، ولی منشا این گمان روشن نیست، و مجرد لقب نعمانی نمی‏تواند چنین گمانی را توجیه سازد .
بیاضی در صراط مستقیم از كتاب القاضی النعمانی نقل می‏كند، (23) اگر این نام مصحف القاضی النعمان نباشد (24) ، ممكن است، مراد از آن علی پسر قاضی نعمان مصری مؤلف دعائم الاسلام باشد كه همچون پدر خویش منصب قضاوت را دستگاه خلافت فاطمی بر عهده داشته است .

پی‏نوشت:

1) از جمله اقداماتی كه از سوی ( علیهم‏السلام) برای آماده‏سازی مردم برای عصر غیبت صورت گرفت تشكیل نظام وكالت و ارتباط غیرمستقیم مردم با ائمه ( علیهم‏السلام)، و پاسخ ندادن روشن به پرسشهای دینی و ارجاع به روایات امامان پیشین با ارائه كیفیت‏حل ناسازگاری روایات متعارض و . . . می‏باشد .
2) غیبت نعمانی، ص 21 .
3) غیبت نعمانی، ص 26، 27، 157، 169، 170، 186 .
4) غیبت نعمانی، ص 157 .
5) مكتب در فرایند تكامل، ص 121 و 122 .
6) اگر ابن قبه تنها پاسخ نخست را ذكر می‏كرد مجال این برداشت‏بود كه چون این پاسخ به ظاهر مقطعی است، لذا باید تصور ابن قبه را از مساله غیبت و ظهور به گونه‏ای بدانیم كه بتوان این پاسخ را پاسخی اساسی خواند، ولی با توجه به تعدد پاسخ ابن قبه، چنین برداشتی از كلام ابن قبه ناتمام است . بهر حلا از كلام ابن قبه تنها باور شخص وی استفاده می‏شود نه باور عمومی .
7) غیبت نعمانی، ص 169، و نیز ر . ك، ص 21، 23، 26 - 28، 186 .
8) فرق الشیعه، ص 105 - 119، المقالات و الفرق، ص 102 - 116 و . . .
9) كمال الدین، ص 320 و 321 و مصادر دیگری كه در مكتب در فرایند تكامل ص 113 و 114 بدانها اشاره شده است .
10) نوبختی از معتقدان به امامت‏حضرت مهدی با عبارت «الجمهور» یاد می‏كند (الفصول المختاره، ص 318) كه با كالم نعمانی سازگار نمی‏نماید .
11) فصول مختاره ظاهرا تالیف سیدمرتضی می‏باشد وی در این كتاب فصلهایی از كلام (كتاب خ . ل) شیخ مفید در مجالس [ظاهرا به معنای مناظرات] و نكته‏هایی از كتاب عیون و محاسن وی را گرد آورده است (ر . ك . مقدمه كتاب و تصویر نسخه‏های خطی آن در آغاز فصول مختاره چاپ كنگره هزاره شیخ مفید)، به احتمال زیاد مطلبی كه در اینجا نقل كردیم باید از العیون و المحاسن گرفته شده باشد .
12) نگارنده از برخی نویسندگان شفاها شنید كه از بی‏دقتی دانشمندان سیعی سخن گفته و عبارت مفید را به عنوان نمونه ذكر می‏كرد، وی در توضیح اشكال خود به كلام سیدرضی قدس سره در مقدس خصائص الائمه، ص 37 اشاره كرد كه تصریح می‏كند كه در سال 383 جمهور موسویان قائل به وقف بوده و امامت امامان پس از امام كاظم ( علیه‏السلام) را باور نداشتند .
ولی عبارت مفید روشنی ناظر به انقراض فرقه‏های پدیدار شده پس از وقات امام عسكری ( علیه‏السلام) است نه به قرقه‏هایی چون واقفه كه پیشتر ایجاد شده‏اند، بنابراین سخن این نویسنده با بی‏دقتی همراه است نه سخن كسانی چون شیخ مفید .
13) مكتب در فرایند تكامل، ص 118 - 121 .
14) احتمال خلاف ظاهری در عبارت این كتاب وجود دارد كه با توجه به پراكندگی اولاد جعفر در شهرهای دور دست نمی‏توان صحت ادعای انقراض جعفریه را مسلم دانست، زیرا محتمل است‏برخی از اولاد جعفر كه در شهرهای دور از سرزمین شیعایان می‏زیسته‏اند بر این مذهب باقی باشند . بنابراین تنها احتمال عدم انقراض مطرح است نه ادعای عدم انقرض این احتمال خلاف ظاهر است، زیرا برای طرح چنین احتمالی نیاز به ذكر مطالب چندی كه قسمتی از آن نقل شد نمی‏باشد .
15) روضات الجنات 6: 127 .
16) این نكته هم باید مد نظر باشد كه به گفته یاقوت كه در ادامه نقل می‏شود، گویا النعمانیه، خود منسوب به شخص به نام نعمان می‏باشد .
17) انساب سمعانی 5: 509، اللبات فی تهذیب الانساب 3: 317 .
18) معجم البلدان 5: 294 .
19) مقدمه المؤتلف والمختلف دارقطنی، تحقیق د . موفق بن عبدالله بن عبدالقادر، ج 1، ص 74 .
20) مهج الدعوات، ص 103، 304، مصاح الكفغمی، ص 205، 296، الامان من اخطار، الاسفار، ص 126، المجتنی، ص 1 و نیز ر . ك . كتابخانه ابن طاوس ص 226 ذریعه، ج 8، ص 233 و نیز در ج 11، ص 245 ذیل عنوان «رفع‏» به آن اشاره كرده و كلمه‏ی رفع - باراء - را مصحف دفع - با دال - دانسته است .
21) بحار ج 90، ص 123، به نقل از كتاب مجموع الدعوات محمد بن هارون تلعگیری .
22) ر . ك . ذریعه ج 14، ص 163، ج 24، ص 418، از این كتاب گاه با نام تحصیل السداد یاد شده است، ذریعه (همانجا)، كشف الظنون، ج 1، ص 359 .
23) صراط مستقیم . ج 1، ص 3 .
24) در مناقب این شهر آشوب، ج 2، ص 364 از القاضی النعمان مطلب نقل شده كه در بحار ج 40، ص 230/10 به همین تعبیر و درج 79، ص 72/24 بالفظ القاضی النعمانی آمده است .

محمدجواد شبیری زنجانی / انتظار،شماره 7
 
  دفعات نمایش : 48      تاریخ:  1386.4.28






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما