محكم و متشابه در تفسیر نعمانی
خاستگاه اصطلاح محكم و متشابه
دو اصطلاح محكم و متشابه برگرفته از آیه 7 از سوره آل عمران میباشد:
نكاتی بر گرفته از آیه
نگاهی به احادیث مربوط به آیه شریفه
معنای محكم و متشابه از دیدگاه تفسیر نعمانی و مقایسه آن با آرای قدمای مفسّران
ارتباط متشابه با اصطلاح قرآنی وجوه
تذكر چند نكته درباره محكم و متشابه در تفسیر نعمانی
پی نوشت
1. از مصادر سودمند در این زمینه مقاله «آیا تأویل قرآن را فقط خداوند میداند؟» نوشته بهاءالدین خرمشاهی است. ر.ك: قرآن پژوهی، صص 732 - 745.2. در بسیاری از كتب لغت، یكی از معنای حقیقی «ام» (یا معنای حقیقی منحصر آن)، اصل و پایه اشیا دانسته شده است (به طور نمونه كتاب العین، ج 8، ص 426؛ تهذیب اللغة، ج 15، صص 631 و 633؛ الصحاح، ج 5، ص 1863؛ لسان العرب، ج 12، صص 28 و 31 و 32؛ مجمعالبحرین، ج 6، ص 9)، ولی بعید نیست معنای اصلی واژه ام، مادر باشد كه با تجرید این معنا از خصوصیت آن، معنای انتزاعی اساس و پایه برای این واژه شكل گرفته باشد. روند طبیعی وضع الفاظ این است كه واژگان نوعا در معانی محسوس و ملموس وضع شده سپس به معانی انتزاعی و نامحسوس گسترش مییابد.3. در نقل بصائر، ج 2، ص 203: «ما لم یجئ» ذكر شده و در نقل تفسیر عیاشی، ج 1:11/5، «مالم یكن بعد»، به هر حال مراد آن است كه تأویل آیه، پس از تنزیل آن میباشد.4. بصائر الدرجات ص 196/7 و با اختلافی در الفاظ در ص 203/2 و در تفسیر عیاشی ج 1، ص 11/5 و قعطه آخر حدیث در تفسیر عیاشی ج 1، ص 164/7.5. كافی ج1، ص 213/1، بصائر الدرجات ص 204/5 و 7، تفسیر عیاشی ج 1، ص 164/8.6. تأویل الآیات ص 423 به نقل از تفسیر ابن ماهیار.7. كافی ج 1، ص 186/6، تهذیب ج 4، ص 132/1، بصائر الدرجات، ص 202/1 و 204/6، تفسیر عیاشی ج 1، ص 247/155، مناقب ابن شهر آشوب ج 1، ص 285، ج 4، ص 215.8. همچون روایت برید بن معاویه عجلی از امام باقر (علیه السلام) كه در برخی نقلها با تعبیر «احدهما» آمده است (كافی ج 1، ح2، ص 213؛ بصائر الدرجات، ح 4 ص 203 و ح 8 ص 204؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ح 6، ص 164؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 96، با اختلافاتی در الفاظ احادیث و زیاده و نقیصه در این مصادر) و همین متن با سندی دیگر در بشارة المصطفی، ص 193 و به گونه مرسل از امام باقر (علیه السلام) در دعائم الاسلام، ج 1، ص 20. و نیز روایت عبدالرحمن بن كثیر از ابوعبداللّه (علیه السلام) (كافی ج 1، ح 3، ص 213 و نیز ح 14، ص 414؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 421. و نیز روایت الحسن بن عباس بن حریش از ابن جعفر ثانی كه در ضمن آن به نقل از امام باقر (علیه السلام) راسخون در علم بر پیامبر و ائمه تطبیق شده است (كافی ج 1، ص 245) و نیز در دو نقل در كتاب سلیم بن قیس هلالی (صص 771 و 941) و نیز در روایت امام حسن و احتجاج وی با معاویه (احتجاج، ج 2، ص 63) و در روایت ابی القاسم كوفی (مناقب ابن شهر آشوب ج 1، ص 285) و در روایت ابانه ابی العباس فلكی از حضرت امیر (علیه السلام) (مناقب ابن شهر آشوب ج 3، ص 98) نیز راسخون در علم به امیرالمؤمنین و ائمه تفسیر شده است.9. به نقل احتجاج، ج 1، ص 536، ابن عباس در خطاب به حضرت امیر گواهی داده كه حضرت از راسخون در علم میباشد. نیز در خطبه 144 نهج البلاغه آمده است: این الّذین زعموا انّهم الراسخون فی العلم دوننا كذبا و بغیا علینا (شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 84؛ غرر الحكم، صص 115،2001؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 285)10. كمال الدین، ح 3، ص 649؛ بصائر الدرجات، ح 6، ص 506؛ دلائل الامامه صص 483 و 478؛ غیبت نعمانی، ح 1، ص 41 و ح 5، ص 250.11. كافی ج 8، صص 269 و 397؛ تفسیر قمی، ج 2، ص 152 (ذیل سوره روم).12. البته پارهای از این احادیث از جهت سندی غیر معتبر است، ولی مجموع این احادیث اطمینانآور بوده و برخی از آنها از جهت سندی نیز معتبر میباشد.13. نهج البلاغه، خطبه 91 معروف به خطبه اشباح، شرح ابن ابی الحدید، ج 6، ص 403؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ح 5، ص 163، توحید، ص 53. برخی از مفسّران با عنایت به همین نكته و با توجه به ظاهر وصف راسخان در علم، آن را معطوف بر اللّه دانستهاند.14. شبیه این كلام از عایشه هم نقل شده است (تفسیر طبری ج 3، ص 214)15. تفسیر قمی ج 2، ص 451؛ تفسیر عیاشی ج 1، ح 6، ص 11 و ح 4، ص 162 و نیز در بصائر الدرجات، ح 3، ص 203 این روایت به نقل از وهیب بن حفص از ابی عبداللّه (علیه السلام) آمده كه با عنایت به سایر موارد بویژه نقل تفسیر قمی و نیز نقل بسیار وهیب بن حفص از ابی بصیر به نظر میرسد كه در سند آن «عن ابی بصیر» افتاده است.16. اصل جعفر بن محمد بن شریح چاپ شده در ضمن اصول ستة عشر (ص 66، چاپ تحقیقی، ص 225)17. 1 ـ روایتی از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) (خصال، ح 216، ص 164؛ معدن الجواهر، ص 31) 2 ـ روایتی از امام مجتبی (علیه السلام) (احتجاج، ج 2، ص 27 و نزدیك به مضمون آن در ارشاد القلوب، ج 1، ص 79) 3 ـ دعای امام صادق (علیه السلام) (كافی، ج 2 ص 574) 4 ـ دعایی دیگر (مصباح المتهجد ص 456، بلدامین ص 115) نیز، ر.ك: سعدالسعود، ص 222؛ تفسیر عیاشی ج 1، ح 2، ص 9و ح 185، ص 80 و ح 2، ص 162؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 96؛ كافی ج 2، ح 11، ص 630؛ معانی الاخبار، ح 1، ص 189.18. خصال، ح 165، ص 142.19. امالی طوسی، ص 357/743 (مج 12/82)20. به ویژه ر.ك؛ احتجاج، ج 1، ص 146؛ یقین، ص 351؛ اقبال ص 456؛ تحصین، ص 582.21. تفسیر عیاشی ج 1، ح 3، ص 10/1، ص 162/3 و نیز ص 11/7 كه به نظر میرسد كه تفسیر محكم از متن حدیث افتاده است (بویژه ر.ك. ص 162/3)22. تفسیر عیاشی ج 1، ص 10/1.23. تفسیر عیاشی ج 1، ص 11/7، و 162/3.24. لذا این حدیث در شمار احادیثی قرار میگیرد كه راسخون در علم را عالمان به تأویل متشابهات كتاب میداند.25. در روایات بسیاری اشاره شده كه معرفت كامل به كتاب خدا جز در دست ائمه معصومین (علیهم السلام) نیست، از جمله در روایتی آمده كه امام باقر (علیه السلام) خطاب به قتاده فرمودند كه: انّما یعرف القرآن من خوطب به (كافی ج 8، ص 311/485) البته اصولیان در كتب خویش روشن ساختهاند كه این گونه روایات با حجیت ظواهر قرآن پس از مراجعه به احادیث منافاتی ندارد و از آنها استفاده نمیشود كه شرط تفسیر قرآن، یافتن حدیثی بر طبق آن میباشد (ر.ك. فرائد الاصول، ج 1، ص) باری ما در اینجا تنها موارد روایاتی را ذكر میكنیم كه در آن از محكم و متشابه سخن به میان آمده، معرفت به آنها را منحصر در اهل بیت دانسته و بر لزوم مراجعه به ایشان در این زمینه تأكید ورزیده است: كتاب سلیم ص 783 و 843، كافی ج 1، ص 64/1، ج 5، ص 65/1، اختصاص ص 98 و 235، بصائر الدرجات ص 135/3، 198/3، تحف العقول ص 193 و 348 و 451، تفسیر عیاشی ج 1، ص 14/1 و 2، ص 253/177، تفسیر قمی ج 1، ص 182، احتجاج، ج 1، ص 610، ارشاد ج 1، ص 34، امالی صدوق مج 55/1، توحید ص 304/1، خصال، ح 131، ص 257 و ح 1، ص 576؛ شواهد التنزیل، ج 1، ح 41، ص 47؛ غیبت نعمانی، ص 80؛ كمال الدین، ح 37، ص 284؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 38؛ تأویل الآیات، ص 631 (ذیل سورة حدید)؛ نهج البلاغه، خطبه اول و نیز خطبه 210 و شرح ابن ابی الحدید، ج 1، ص 116، و نیز ر.ك: كافی ج 1، ص 43/9، امالی صدوق مج 15/16، محاسن ج 1، ص 206/201.26. عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 1، ح 39، ص 290؛ احتجاج، ج 2، ص 383.27. غرر الحكم، ح 1986، ص 111.28. عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 1، ح 1، ص 191؛ امالی صدوق، مجلس 20، ح 3.29. گزارش اقوال قدمای مفسّران به صورت گسترده در تفسیر طبری ، ذیل آیه مورد بحث آمده است (تحقیق محمود شاكر، ج 3، ص 202 ـ 206)، برای اقوال دیگر ر.ك: اتقان سیوطی (تصحیح فوّاز احمد زمرلی) ج 1، ص 592 ـ 601 و برای بررسی این اقوال ر.ك به تفسیر مناهج البیان، المیزان و...، در حاشیه البرهان فی علوم القرآن، زركشی، تحقیق یوسف عبدالرحمن مرعشلی، ج 2، ص 197، مصادر بسیاری را كه به بحث محكم و متشابه پرداخته نام برده است.30. تفسیر طبری، ج 3، صص 202 و 203.31. تفسیر نعمانی، ج 3، ص 203.32. كافی، ج 5، ح 8، ص 556؛ تهذیب، ج 7، ح 64، ص 463 و نظیر آن در مسائل علی بن جعفر، ص 144.33. كافی، ج 2، ح 1، ص 28.34. به عنوان نمونه ر.ك: فقه القرآن راوندی، ج 2، صص 184 و 344 و 346؛ سعدالسعود، صص 226 و 286 والتمهید فی علوم القران، ج 2، صص 306، 308، 333، 344، 363، 378 (به نقل از كتب تفسیری مختلف)؛ بحوث فی تاریخ القران و علومه، صص 207، 211، 241، 250، 254 (به نقل از كتب گوناگون بویژه الاتقان سیوطی).35. بحارالانوار، ج 93، ص 4، در این باره همچنین ر.ك: تفسیر قمی، ج 1، صص 5 و 13 - 15.36. بحار، ج 93، ص 68.37. همان، ج 93، ص 69.38. همان، ج 93، ص 77.39. همان، ج 93، ص 68، البته در ص 78 كه به توضیح این قسم پرداخته شده عنوان فوق از نسخه تفسیر نعمانی افتاده و مصحح كتاب با عنایت به متن قبلی، و تفسیر قمی ص 12، عنوان را افزوده است.40. البته ممكن است گفته شود تفسیر «الصادقین» به اهل بیت، بر این مبناست كه الف و لام در «الصادقین» عهد است نه جنس؛ لذا به نوعی به تعیین مراد استعمالی واژهها باز نمیگردد، ولی روشن نیست كه روایات به چنین مطلبی نظر داشته باشد، بلكه روایات میتواند به این نكته ناظر باشند كه كسانی كه از همه جهت در اندیشه و گفتار و كردار صادق و درست میباشند جز اهل بیت نیستند، به قول شهریار:چو به دوست عهد بندد زمیان پاكبازان چو علی كه میتواند كه به سر برد وفا را صادق به معنای واقعی جز در سایه عصمت معنا ندارد.41. بحارالانوار، ج 93، ص 12.42. ر.ك: تفسیر طبری، ج 3، ص 202 (نقل علی بن ابی طلحة از ابن عباس).43. تفسیر طبری، ج 3، ص 204.44. بحارالانوار، ج 93، ص 78.45. تفسیر قمی، ج 1، صص 7 و 96.46. تفسیر طبری، ج 3، ص 204.47. ر.ك: اسماعیل بن احمد حیری نیشابوری، مقدمه وجوه القران، تحقیق دكتر نجف عرشی، مشهد بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1422، صص 33 - 35.48. در مقدمه كتاب پیشین، صص 36 - 39، فهرست كسانی كه در این فن كتاب نوشتهاند (خواه كتاب آنها به دست ما رسیده باشد یا نرسیده باشد) ارائه شده است.49. بحارالانوار، ج 93، ص 17.50. الاشباه والنظائر، ح 124، ص 261.51. بحارالانوار، ج 93، ص 16.52. الاشباه والنظائر، ح 55، ص 168.53. بحارالانوار، ج 93، ص 18 - 20، الاشباه و النظائر، ح 152، ص 294.54. تفسیر قمی، ج 1، صص 106، 129، 133، 142، 145، 159، 163، 168، 190، 194، 195، 203، 204 (دو بار)، 208، 219 (دو بار)، 221، 223، 226، 227، 239، 240، 283، 301، 309، 311، 312، 313، 320، 321، 359، 363، 367، 384، 385، 387، ج 2، صص 17، 19، 21 (دو بار)، 37، 212 (دو بار)، 223، 288 و 350.55. البته این عنوان از تفسیر نعمانی افتاده، چنانچه خواهد آمد.56. بحارالانوار، ج 93، ص 17.57. تفسیر قمی، ج 1، ص 7؛ در ص 175 و ج 2، صص 70، 111 و 341 معنای اختبار و در ج 1، ص 277، معنای كفر و در ج 2، ص 223، معنای عذاب و درج 2، ص 372، معنای حب تكرار شده است. در ج 1، ص 195 فتنه به معنای عذاب و درج 2، ص 372 معنای حب تكرار شده است. درج 1، ص 195، فتنه را به معنای كذب و در ج 2، ص 110 به معنای بلیه تفسیر كرده است.58. بحارالانوار، ج 93، ص 22 و 23.59. سه معنای دیگر تفسیر قمی چنین است: امت محمد، الخلق كله و نیز تفسیر امت معدوده به اصحاب قائم (و نیز ر.ك: ج 1، ص 323، ج 2، ص 205)، در ج 1، ص 62 امت به ائمه و در ج 1، صص 70، 310، 337 و 389، ج 2، ص 282، امت به مذهب و در ج 1، ص 345 امت به حین، و در ج 1، ص 321 امت به خروج القائم تفسیر شده است.60. بحارالانوار، ج 93، صص 12 و 15.