نعمانى و كتاب «الغيبة »
مقدمه
زندگى نعمانى
تاريخ تاليف الغيبة
هدف از تاليف كتاب:
پى نوشتها:
1. بخش مربوط به مصادر كتاب الغيبة به علت مشتمل بودن بر مباحث تخصصى رجال و حديث در اين ترجمه نيامده است. 2. در كتاب الرجال، نجاشى، اينگونه آمده ولى در كتاب الغيبة شيخ طوسى (ص 127،ش 90) از او با عنوان «ابن ابى زينب نعمانى »ياد شده است. 3. ر.ك: النجاشى، كتاب الرجال، ص 383،ش 1043. 4. ر.ك: النعمانى، الغيبة، ص 62، س 5. 5. همان، ص 249، س 6. 6. همان، ص 39، س 1. 7. ر.ك: الحموى، ياقوت، معجم البلدان،ص 17; اطلس تاريخ اسلام (در جاهاى مختلف); الوزير البكرى، معجم ما استعجم،ج 1، ص 93 (بيروت، عالم الكتب، 1403 ق.). 8. ر.ك: النعمانى، همان، ص 102، س 37. 9. همان، ص 18 (پاورقى 2). 10. الخطيب البغدادى، تاريخ بغداد، ص 5،س 22; الطوسى، كتاب الرجال ص 490،ش 5949 30; الطوسى، محمد بن الحسن،الفهرست، ص 29، ش 276; النجاشى،كتاب الرجال، ص 95، ش 233. 11. الخطيب البغدادى، همان، ص 5، س 18، به نقل از شاگرد وى ابن الجعابى. 12. همان، ص 5، س 15، ص 22، س 16);الطوسى، الامالى، ص 269، ش 509 (مجلس 10، س 39). 13. ر.ك: النعمانى، همان، ص 2. 14. كلمه «نيف » در عبارت «نيف و ثمانون »(هشتاد و چند) به از يك تا سه اطلاق مى شود. 15. در اين مورد اقوال ديگرى نيز وجود داردولى ضعيف هستند. ر.ك: الفصول المختاره،ص 318; الصراط المستقيم، ج 2، ص 233;دلائل الامامة، ص 501 - 502; الطوسى، الغيبة،ص 242 و 208; كشف الغمة، ج 3، ص 234 و... 16. الكلينى، محمدبن يعقوب، الكافى، ج 1،ص 514، اول فصل; الصدوق، محمد بن على بن الحسين كمال الدين، ص 430، س 4،ص 432، س 9 و 12، المفيد، محمد بن محمدبن نعمان، الارشاد، ج 2، ص 339، الطوسى،محمد بن الحسن الغيبة، ص 234، س 204،ص 238، س 206. 17. الكلينى، محمدبن يعقوب، همان، ج 1،ص 329، ح 5، ص 514، ح 1، فرق الشيعه،الطوسى، الغيبة، ص 231، ش 198، ص 245،ش 212، ص 259، ش 226، ص 272، ش 237،ص 393، ش 362. 18. به كتاب الغيبة صفحات 27، 165، 170،172، 186، 191، 196، 211 مراجعه شود. 19. شيخ مفيد در كتاب الفصول المختارة(ص 321) پس از بيان فرقه هاى چهارگانه اماميه كه پس از وفات امام حسن عسكرى،عليه السلام، به وجود آمدند، مى گويد: «درزمان ما (يعنى سال 373) از هيچيك ازفرقه هايى كه ياد شد اثرى وجود ندارد، مگراماميه دوازده امامى كه فرزند [امام] حسن راكه همنام رسول خداست، امام مى داند و يقين به زنده بودن ايشان دارد... جمعيت اين فرقه، تعداد دانشمندان و متكلمان آن از ساير فرقه ها بيشتر است... آنها چهره[بارز] اماميه، و رؤساى جماعت آنها و مورداعتماد آنها در ديانت هستند. به غير از اين فرقه ساير فرقه ها منقرض شده و از چهارده فرقه ديگر كه ذكر شد، هيچ سخن آشكارى در دست نيست، و تنها چيزى كه از آنهاوجود دارد حكايتى از گذشتگان و سخنانى بيهوده درباره وجود اقوامى است كه هيچيك از آنها به اثبات نرسيده است » اين عبارت، چنانكه ملاحظه شد، بر انقراض فرقه هاى بدعت گذارى كه پس از وفات امام حسن عسكرى، عليه السلام، به وجود آمدند، دلالت آشكار دارد. اما شيخ مفيد درباره ديگرفرقه هاى شيعه نظير واقفه و فطحيه كه پيش از اين مقطع به وجود آمده بودند، سخنى نگفته و حكم به انقراض آنها نكرده است، وشايد در عبارت او اشاره اى هم به وجود آنهاوجود داشته باشد. بنابراين منافاتى بين اين سخن شيخ مفيد و سخنى كه در مقدمه كتاب خصائص الائمه (ص 37) آمده و دلالت مى كندكه واقفه تا سال 383 ق. وجود داشتند نيست.لذا جايى براى اعتراض به شيخ مفيد وجودندارد. 20. النعمانى، همان، ص 324، باب 24. 21. النجاشى، همان، ص 383، ش 1043.
سيد محمد جواد شبيرى - ترجمه و تلخيص: لعيا اعتماد سعيد - مجله موعود - شماره 17