اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  چرا برخی ایمان به حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشّریف » را ردّ می کنند؟     
   مهدویت پرسش و پاسخ

چرا برخی ایمان به حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشّریف » را ردّ می کنند؟


گروهی از مردم تمایل دارند که دایماً حقایق روشن و عینی را منکر شوند ، و کوشش می نمایند تا این انکار را بر اساس مسائل عقلانی و بااستدلال توجیه کنند ، در حالی که حقیقتاً بدون هیچ گونه منطق است . تحلیل این حالت آن است که این گروه دارای عقده ی حقارت روان هستند و می کوشند برای انتقام از این حالت روانی ، حقایق روشن و واضح را انکار و کتمان نمایند ، و توجیهی که به آن متوسّل می شوند ، چیزی نیست جز برای پوشش دادن به عقده ی حقارت خود . در این جا گروه دیگری از مردم هستند که منافع آنان با باطل که به آن عقیده مندند ، ارتباط تنگاتنگ دارد . و برای این که به منافع آنان لطمه وارد نیاید ، حقایق را کتمان می نمایند . اما گروه سوّم از مردم که شاید انگیزه ای برای دفاع از مصالح شخصی خود ندارند ، بلکه انگیزه ی آنان در انکار و نپذیرفتن حقایق متابعت و دنباله روی از پدران و اجداد خود است . اینان می کوشند با انکار این حقایق ، کرامت و بزرگواری کاذب و پنداری پدران خود را ، پاسداری نمایند !. اکنون باید دید که جای گاه منکرین حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشّریف » در سه گروه مذکور در کجاست؟ تحقیقاً هر سه گروه مذکور ، منکر ایمان به آن حضرت هستند و ایمان به او را نمی پذیرند! ، در این جا هر کس به آن حضرت کفر مرزد ، چون دوست دار انکار و ردّ حقایق می باشد ، به ویژه اگر این نوع از حقایق ، مذهبی و دینی باشد ، پس در کفر خود و کتمان حقایق از تمام مردم پابرجا تر است ، با این که هیچ گونه عذر و به دلیل قانع کننده ای برای این کتمان ندارد ؛ لذا بی گمان این کتمان حقایق ، برخاسته از بیماری روانی می باشد. در چنین شرایطی طبعاً ، اقناع به هیچ حقیقتی ممکن نیست ، حتّی وجود روز! ، چرا که آنان معرفت به آن دارند ، لکن از روی لجاجت و عمد ، انکار می نمایند!.
«وَ جَحَدُوا بِها وَ استَیقَنَتها اَنفُسَهُم».1 « و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند در حالی که در دل به آن یقین داشتند».
«ا یُؤمِنُونَ حَتّی یَرَوُا العَذابَ الاَلیمَ». 2 « آن ها به آن ایمان نمی آورند تا عذاب دردناک را ببینند».
اما گروه دیگری که ایمان به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف را نمی پذیرند ، این است که منافع آنان به ایشان اجازه نمی دهد تا ایمان بیاورندو عادتاً آن ها به مجموعه ی شبهه ها معتقد و پایبند هستند و می کوشند با این پای بندی ، نفی حقایق روشن را توجیه نمایند. گروه سوّم چندان تفاوتی با گروه دوّم در پای بندی به شبهات در توجیه انکار حقایق ندارند، لکن با آنان از این نظر متفاوت هستند که برای حفظ منافع خود ، کار نمی کنند ، بلکه انگیزه ی انکار حقایق تقلید کورکورانه از پدران خود و حفظ آبروی تخیّلی آنان می باشد. می توان اذعان نمود که بیشتر کسانی که ایمان به آن حضرت را نمی پذیرند ، از گروه آخر هستند . آنان در منزلی چشم به جهان می گشایند که میراث صاحبان آن منزل ، عدم پذیرش و ایمان به حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشّریف می باشد . پس انگیزه و محرّک چنین افرادی ، تحقیقاً همان تقلیداست . بی گمان مَثَل این مردم مَثَل مشرکینی است که کفر خود را چنین توجیه می کردند : « اِنّا وَجَدنا آبائَنا عَلی آُمَّةٍ وَ اِنّا عَلی آثارِهِم مُقتَدُون».3 « ما پدران خود را بر آیین و عقایدی یافتیم و از آنها پیروی خواهیم کرد». بنابراین ایمان به آن حضرت به سه چیز نیاز دارد :
1- آزادی از تعصّب و لجاحت ضدّ حقّ.
2- آزادی و رهایی از عصبیّت برای منافع شخصی .
3- آزادی اندیشه و اعتقاد از تعصّب و تقلید کورکورانه از پدران خویش.
پرسشی که خود را در این جا مطرح می سازد عبارت است از این که شبهاتی که این گروه برای نفی اعتقاد به آن حضرت بدان مسلّح هستند چیست؟.

جواب:

مجموعه ای از شبهات که وجود دارد به شرح زیرند:
الف: می گویند : شما شیعه ها می گویید که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف در سال 255 هجری تولّد یافت و این بدین معنی است که تاکنون ( سال 1422هجری) 1167 سال زندگی نموده است و این از نظر عقل به دور است ، چرا که چگونه ممکن است شخصی به مدّت طولانی زیست کند؟ .

جواب :

1- زندگی و عمر طولانی حضرت مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشّریف بر اساس مشیّت و اراده خداوند است. آیا می گویید : خداوند سبحان قادر به که شخصی را بدین سان عمر طولانی دهد ، نیست؟! .
2- آیا اجماع مسلمین بر این نیست که « خضر» پیامبر تا به امروز زنده و در سلامت می باشد؟ ، و آیا اجماع مسلمین این گونه نیست که « دجّال » تا به امروز زنده است ؟ ، بنابراین چرا به وجود و بقاء خضر پیامبر و دجّال ایمان دارید ، امّا در مورد زنده بودن حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشّریف شکّ و تردید به خود راه می دهید؟. آیا این ، گونه ای از تضادّ و عصبیّت بر ضدّ حقّ نمی باشد؟.
3- قرآن کریم با صراحت اظهار می دارد که « نوح » علیه السلام در میان قوم خود به مدّت 950 سال زندگی نموده و هم چنین زنده بودن اصحاب کهف به مدّت 309 سال ؛ با توجّه به این که آنان شبیه ترین چیز به مردگان بودند . پس چگونه در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف که زنده است شکّ و تردید به خود راه می دهید؟. همان گونه که قرآن پیرامون حضرت عیسی علیه السلام تصریح می کند که آن حضرت نمرده است بلکه به سوی آسمان صعود و عروج نموده و تا اکنون زنده است . تمام این نمونه های برجسته ، دلالت بر قدرت الهی دارد ، که توانمند است هر چیزی را که اراده کند ، به وقوع پیوندد. در واقع برای خداوند سبحان انجام کار کوچک و بزرگ تفاوتی ندارد. برای خداوندی که قادر به دادن یک سال عمر به شخصی می باشد ، تحقیقتاً توانمند است که به دیگری یک میلیون سال عمر دهد . بنابراین ، چنان نیست که امر نخستین سهل و آسان و دوّمی سخت و دشوار باشد ، بلکه نزد خداوند همه ی امور یک سان است ؛ آیا چنین نیست؟.
4- چنان که به تاریخ رجوع کنیم مشاهده می نماییم که مردانی در خود داشته که سال های سال و هزاران سال زندگی کردند . مثلاً تاریخ ، پیرامون « نعمان » خاطر نشان می سازد که او هزار سال زندگی کرد ، در حالی که موهای او سفید نشده و دندان هایش سالم بود و حتّی کمر او نیز خمیده نشده بود!. هم چنین ، نمونه های بسیاری از انسان ها وجود دارند که هزارها سال عمر کردند . ( به کتاب تصنیف شده « ابوحاتم سجستانی » در احوال کسانی که عمر طولانی داشتند ، مراجعه نمایید).
تحقیقاً کسانی که این شبهه را دست آویزی برای انکار وجود آن حضرت قرار داده اند ، بیشتر به آن شخصی می مانند که هم اکنون نیز صعود انسان به ماه را انکار می کند . و هنگامی که از او پرسش شود که چرا و به چه دلیل انسان به ماه نرفته است؟.
پاسخ می دهد : این یک امر شگفت انگیز و غیر قابل باور است!! ، و به دلیل غیر قابل باور آن ، تمام حقایق را انکار می کند! .
ب- می گویند : اسناد دینی و نص های تاریخی به صورت یقینی ثابت نشده است!، بنابراین ما به وجود حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشّریف ایمان نمی آوریم !.

جواب:

شما به یک حدیثی که از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده ایمان دارید ، امّا به صد و هفت حدیثی که از طریق رجال مذاهب اربعه وارد شده ، به اضافه ی صدها حدیث که علمادر این باب نقل نموده اند ، ایمان نمی آوردید؟!. آیا این نوعی تناقض در عقیده نیست؟! .
شاید بگویید : ما روایات و اخبار وارده پیرامون آن حضرت را نقل ننموده ایم ، بلکه تنها شیعه است که این احادیث را روایت می کنند!. آیا یهود و براهمه و مسیحیان که نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انکار ی نمایندو معجزات آن حضرت را ردّ می کنند به بهانه ی این که معجزات آن حضرت را مشاهده ننموده اند ، قابل قبول و درست است؟! . واقعیّت آن است که احادیث وارده از طریق شیعه می باشد . به کتاب های خود مراجعه نمایید ، آن چه را که ما می گوییم خواهید یافت.
ج- می گویند: همانا شیعه است که به این احادیث ایمان دارند. بنابراین ما به این ها ایمان نخواهیم آورد !. حقّاً که این یک بهانه ی عجیبی است . و ما نمی خواهیم این بهانه بر زبان آن ها جاری شود و یادآوری گردد. بلکه منشأ آن از خود آن ها می باشد.
«غزالی» شافعی می گوید: « سنّت وارده در مورد قبور ، مسطّح بودن قبر است... امّا چون شیعه به آن عمل می کنند ، ما به دنبال آن رفتیم که قبرها منحنی باشد.»!!. چرا؟. و نیز می گوید: « حجّ تمتّع برتر از حجّ قران و افراد است ، ولی چون شیعه ها آن را انجام می دهند ، ما انجام نمی دهیم .» !!. چرا؟. «زمخشری» ( حنفی) پیرامون گفتار خداوند سبحان که می فرماید:«هُوَالَّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائِکَتِه»4 « اوست خدایی که هم او و هم فرشتگان بر شما درود و رحمت می فرستند».
می گوید : « به مقتضای این آیه صلوات و درود بر برگزیدگان مسلمین می توان فرستاد ، امّا چون شیعه برای خود ، ائمّه و برگزیدگانی برگزیدند و بر آن ها درود فرستادند ، ما این امر را منع کردیم!!». چرا؟.
« عبداللّطیف مناوی » می گوید: « ابی داوُد چنین نقل می کند که : رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر سر « ابا عوف » عمامه نهاد و آن را از میان دو دست و پشت او آویخت ، و این عمل در نزد روحانیّون امامیّه رواج گرفت ، پس لازم است ما این عمل را ترک گوییم»!! . چرا؟. این چه منطق کژ و منحرفی است ؟، این سخنان چه معنی دارند؟ ، آیا این از بزدلی و خیانت به حقّ نیست که انسان حقایق روشن و بدیهی را به بهانه ی این که مذاهب دیگر بدان ایمان دارند و عمل می کنند ، انکار و ردّ نماید؟ آیا این جهل است /، یا تجاهل ؟، یا تعصّب بر ضدّ تشیّع ؟ ، و یا نوعی از بلاهت و حماقت است .
د- می گویند : در مواردی به نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف انقلاب ها و حرکت هایی آتشین صورت گرفته است ، از این رو این عقیده باطل است .
جواب: گناه عقیده مهدویّت چیست ، اگر برخی در راه مصالح شخصی خود از آن سوء استفاده می نمایند؟،و آیا منطقی است که گناه این انقلاب هایی که این عقیده ی صائب و پاک را دست آویزی برای خود قرار داده اند به گردن عقیده بیندازیم ؟! .
چنان که اشخاصی یافت شوند ، دروغین و مزوّرانه ادّعا نمایند که « امام مهدی» هستند ، آیا این مسأله موجب می گردد که درباره ی عقیده ی مهدویّت دچار تردید شویم؟. چنان که این منطق کژ را بپذیریم ، معنی آن این خواهد شد که العیاذ بالله- حتّی در وجود خدا نیز تردید پیدا کنیم، چرا که در موارد متعدّدی برخی از مردم به دروغ ادّعای خدایی نمودند ، از این رو باید بگوییم که خدا موجود نیست؟!. هم چنین نبوّت را نیز باید انکار نمود ، چرا که در موارد متعدّد ، اشخاصی دعوی نبوّت نمودند ، در حالی که دروغ و ناصواب می گفتند . بنابراین آیا نبوّت باطل است؟!. آیا این منطق مقرون به سداد و صواب است؟ . یا این که منطق صحیح آن است که بگوییم : قطعاً خداوند موجود است ، و اینان را تکذیب نماییم. و نبوّت صحیح است ، و مدّعیان دروغین باطلند . و محققاً حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف موجود است ؛ و مدّعیان دروغین را تکذیب نماییم. در حقیقت : کسانی که وجود آن حضرت را انکار می کنند ، و یا کسانی که اصل مهدویّت را ردّ می نمایند، از سه موضع گیری و جایگاه حرکت می کنند.
1- جهل نسبت به عقیده ی حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشّریف - .
2- تعصّب بر ضدّ حقّ.
3- پیروری و تقلید کورکورانه از آباء و اجداد خود .
از این رو ، برای این که آنان به این عقیده اسلامی ایمان آورند، ناچار باید از جهل و تعصّب و تقیلد کورکورانه ، رها شوند!.

پی نوشت ها :

1-سوره ی نمل ، آیه ی 14.
2- سوره ی شعراء، آیه ی 201.
3-سوره ی زخرف ، آیه ی 23.
4-سوره ی احزاب ، آیه ی 43.

منبع : کتاب تمدن در عصر ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) ، عباس المدّرسی ، ترجمه و نگارش : لطیف راشدی ، صص60-51.

  دفعات نمایش : 62      تاریخ:  1386.8.24






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما