اگر چه عدد 12، داراى اسرارى است؛ چنان كه نقباى بنىاسرائيل نيز 12 نفر بودند و در عالم تكوينى نيز 12 برج از جايگاه خاصى برخورداراند، اما آن چه مهم است، دلايل وجود دوران غيبت مىباشد؛ به طورى كه حتى اگر امامان بيش از اين تعداد و يا كمتر بودند، لازم بود كه بشر، دورانى را بدون ظهور امام معصوم عليهالسلام بگذارند؛ زيرا دوران غيبت، نقشى مهم در رشد و آمادگى مردم دارد. در اين باره، توجه به چند نكته ذيل، به صورت خلاصه شايان توجه است: 1. به حكومت رسيدن همه اقشار؛ يعنى غيبت حضرت آن قدر طول مىكشد همه اصناف مردم، از هر قشر و طبقهاى، به حاكميت برسند تا حجت بر همه تمام گردد و بر همه معلوم شود كه قادر به اجراى عدالت نيستند؛ همانگونه كه امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: «نخواهد بود اين امر [ظهور حضرت] تا آن كه نماند هيچ صنفى از مردم، مگر اين كه ولايت پيدا كنند تا اين كه كسى نگويد كه اگر ما ولايت مىيافتيم، عدالت مىورزيديم ؛ سپس حضرت قائم به حق و عدالت قيام كند.1 2. علت ديگرى كه امام باقر عليهالسلام براى طول غيبت به آن اشاره مىكند، امتحان مردم است؛ اشاره ؛ «ليعلم الله من يطيعه بالغيب و يؤمن به»2 و از روايات ديگر استفاده مىشود كه امتحان به وسيله غيبت، از دو جهت، از شديدترين امتحانات است؛ الف) چون اصل غيبت كه بسيار طولانى مىشود، بيشتر مردم در شك و ترديد مىافتند و جز اشخاص مخلص و داراى معرفت كامل، كسى بر عقيده به امامت باقى نخواهد ماند ؛ همانگونه كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «لا يثبت فيها الامن امتحن الله قلبه للايمان».3 ب) به دليل ناگوارىها و سختىهايى كه در زمان غيبت رخ مىدهد كه امام صادق عليهالسلام فرمود: هر كس بخواهد در عصر غيبت به دينش ملتزم باشد، مثل كسى است كه خارهاى درخت خرما را با دست كنار بزند و غيبت طول مىكشد تا سيه رويان در اين محك، معلوم شوند.4 3. پيدا شدن قابليت در منتظران؛ يعنى مردم به اين سطح از معرفت برسند كه بدانند قوانين بشرى در اجراى عدالت، كافى نيست و پيشرفتها گرچه در همه زمينهها باشد، به مشكلات و بىعدالتىها پايان نمىدهد؛ بلكه روز به روز مشكلات بيشتر مىشوند و مردم بفهمند كه فقط در پرتو ظهور حضرت، عدالت كامل پياده مىشود و مردم استعداد و آمادگى براى اجراى عدالت، توسط حضرت را داشته باشند؛ نه مانند زمان على عليهالسلام كه مردم قابليت و تحمل اجراى عدالت او را نداشتند كه به دليل اجراى عدالت او را به قتل رساندند و اين زمانى است كه ظلم و تعدى همه عالم را فرا گيرد و تلخى ظلم، به كام همه برسد تا همگان تشنه عدالت شوند؛ چون تا انسان تلخى ظلم را نچشيده باشد، نسيم عدالت را تشخيص نمىدهد؛ «يملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا؛ زمين را پر از عدل و قسط مىنمايد؛ بعد از اين كه پر از ظلم و جور شده باشد».5 در روايات، علتهاى ديگرى براى طولانى شدن غيبت ذكر شده برخى عبارتند از: بيعت كردن با ظالمان براى حفظ جان از گزند دشمنان، كردار بد بعضى شيعيان، مهلت دادن به كافران و ظالمان، نبودن ناصر و يارى كننده. در اين زمينه به كتابهاى زير مراجعه كنيد: 1. رخسار آفتاب، سيد مجتبى غيورى. 2. نويد امن و امان، آية الله صافى. 3. جهان در آينده، محمد حسن موسوى. 4. مهدى موعود، على دوانى. 5. روزگار رهايى، على اكبر مهدى پور.
پىنوشت: 1. محمد ابن ابراهيم نعمانى، غيبت نعمانى، باب 14، ش 53. 2. محمد حسن موسوى كاشانى، جهان در آينده، ص 13. 3. آيةالله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، فصل 1، باب 8، حديث 45. 4. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 16. 5. همان، ج 1، ص 289. http://www.porseman.net/defaulte.aspx?namayesh=1599 |