|
|
|
اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم , برداشتی از دعای شریف عهد
|
|
|
|
|
|
|
اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم , برداشتی از دعای شریف عهد
|
اسئلک لذه النظر الی وجهک 1 مرا درمرئایش ، شبی به ضیافت بپذیر ولذت مناظره دررواق دیدار نمایان کن ؛ تقدیرم را غم وسرنوشتم را سرشتن از پسندش رقم زن واین سرنوشت وآن تقدیر را به قلم ابرام بنگار اعوذبجلال وجهک الکریم 2 می گریزم زیر چتر تقارنت که تگرگ تهاون باریدن گرفته است آهنگ وجه جلیلت کرده ام واز همو – اگر قابلم – تجلیل می جویم آتش می بارد از جهنم جبت برق می زند تیرهای تیز طاغوت ، اشراق از سرگیر تانور ستیزان سربه صحرای سیه بختی بگذارند فاز نوروجهک 3 توخود درغوامض مسرات سریرات غیوب پنهانی وبیرون از صور ووجوه اراده ات اما عزیز مهر انگیزمان را وجه وجیه خوانده است به منتهای رحمتت سوگند می دهم که نور ساطع از وجه قدوست را به چشمخانه تاریکمان برسان
اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم وبنور وجهک المنیر دلم را اگر ازتوبدزدند می برند به مسلخ معاصی وبی آنکه آبیش بنوشانند با دشنه های دهشتناک شهوت مثله اش می کنند اما کجا بیدارتر از توپرستاری پیدا می شود ؟ مگر همین دیروز نبود که به هوای آب نمایی تمام این عطشگاه بی آب وعلف رایک نفس دویدم ؟ تو سرگردانیم را به سر منزل سرسپردگی رساندی به توکه رسیدم تازه سرچشمه کرشمه پیدا شد ودریافتم خوشه های آشتی درغمزه زار کدامین چشمستان می رویند هنوز هم این خاک به دیم شبنم محتاج است وتنها وجه ملیح توست که از شوره زار بی ثمرش می رویاند وبه خیزش حاصلش می کشاند نه ، انگار .... ونه انگار که به تصدیق قاصدک چشمی باز داری وگوشی به آواز با لطائف برخویش مرابه کاشت عشق زنده کردی واکنون نوبه داشت مشتاقی است تا فردا دامن دامن شمیم برداری از سر پنجه وجدان تو معرفت تراواست واخلاص با هرم نفسهای تو سرایت می کند ورستن از مزرعه راهمین دوبس چه شود اگر انوارقدست نیزاز سراج لامع سیمایت پرتو اندازد که آنگاه ره صد ساله رابه یک دم می پیمایم ومگر اکنون نپیموده ام ؟... نام تورا و شاید مرا دررق منشور نگاشته اند وسحرگاه « تبیض وجوه وتسود وجود »4 توچون شمس ضجی ومن همانند ماه لیله بدر می درخشم واین درخشش از مشعله نامی است که برجریده آفرینش ، درسلک صحابی تو ثبت کرده ایم سرمه دوستیمان را تو کشیده ای وهیچ صبح تا غروبی دل زودنش ندارد مگر آنکه به پای خودمان خودمان را از خانه منا برون افکنیم همین جاست که تا پا از پاشنه آنسو بگذاریم دیگرنه به فاصله یک روز که باوزیدن لحظه ای همه چیزمان را می بازیم حالا هم هر چه داریم از آن توست واگر کسی بخواهد راه خروجمان را سد کند تویی کار ، کار توست اینجا در ظلال مستدام سرایت ورد دلشدگان است اینما تولوا فثم وجه الله 5 هرسو که دیده بگذارم ، آماده اسرارم را مو به مو از حالت نگاهم بشنوی . وتوای نور نابود نشدنی تندیس جلالی واکرام اگر چه دراراده پروردگار فنا شده ای ورضایت را درکوره قضای او ذوب کرده ای ما را نیز به این کوره ببر تاازما زبر حدید بسازد همان وصفی که از پای دررکاب زدگانت سروده اند ...6 پینه ای که برپیشانی سجاد (علیه السلام ) نشسته بود با خدایش اینگونه مناجات می گفت : انما یهتدی المهتدون بنور وجهک7 لوای هدایت تنها دردستان شما آرام وقرار می گیرد ورنه هر بی سر وپایی که از گوشه گمراهی خویش سر بلند کند بشریت را با پرچمهایی که دردست بادهای هلاکت تاب می خورند سوی دره های تباهی می برد . راستی چه بود آن تغییر انفسی که این قوم گرفتار آن شد ؟ آیا همین مهاجرت از وادی حمایت تو بود که درفضل رابست وپنجره عدل را گشود ؟ آیا مایه غضب خداوند لطیف ، تغافل آدمی بود ؟ آری وچنین بود که تورا ازجوار ما محو شدی وبا خود یک ایل ابر رحمت را کوچاندی واگر این عصر با خشکسال عشق می گذرد وقحط حریت آمده است به خاطر فاصله گرفتن بشر از توست ؛ آنهم نه یک یا دو گام که صدها فرسخ تو آن وجه الهی که فرش ابریشمین یادت هیچگاه دردل نخ نما نمی شود ولباس اتصالت هرگز برتنمان مندرس نمی گردد .... تا همیشه تا قامت قیامت باقیست السلام علیک یا وجه ا لله الذی لا یهلک ولا یبلی الی یوم القیامه 8 نفخه اماته راکه اسرافیل می زند جز نفخه زلف مجعد تو درباد نمی پیچد همه جز چهارده نور ، نیست می شود وآنچه هست شمایید ومنورتان پیش از شما جبرائیل واپسین مخلوقی است که ناگزیر ازمرگ با این اعتراف سر به سجده می گذارد وبه حکم رب الارباب روح ملکوتش را تسلیم می کند . - من بقی - تبارکت وتعالیت ذاالجلال والاکرام وجهک الباقی الدائم وجبرئیل المیت الفانی9 باقی بقایت باد وجاوید وفای ما ای تمامت غریب وای غریب تمام ای ساحل ای بیکران تمام حجت مسلمانی من نام توست واین حجت موجه به رغم مدعیان ابدا روی فنا نمی بیند: کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام 10 زیبا ترین چقدر غریبی میان ما آخر چرا ؟ انگار خفته ایم انگار مرده ایم انگار رفته ایم به بیابان بی کسی گویی نشان نمانده از آن خیمه گاه نور شاید گسسته ای .... نه ما تورا زشهر تبعید کرده ایم ما دلبریده ایم مردم از عشق ناامید مامردم پلید آه ای شرید دل بسته ای چرا به شفق مهربان رفیق اشکم به پای تو از جان دردمند بگویم برای تو خورشید سبز پوش دلگیر وخسته ای مظلوم من نام تو مرده است تنها تورا اینروزها غروب هم از یاد برده است ...
پی نوشتها: 1- بحار النوار ج83 ص87 ازتو لذت نظر کردن به وجهت را می خواهم (دعای منقول از حضرت زهرا علیه السلام ) 2- فروغ کافی ج4 ص 160 به جلال وجه با کرامتت پناه می برم (دعای منقول از امام صادق علیه السلام ) 3- بحار الانوار ج8 ص 214 نور وجهت را به ما بنمایان 4- اشاره به آیه 106 سوره آل عمران روزی که صورتهایی سپید ونورانی است وچهره هایی سیاه وتیره 5- سوره بقره آیه 115 : هر جا روکنید آنجا وجه الله است 6- بحار الانوار ج51 ص35 ( مومنی نمی ماند مگر آنکه قلبش چون پاره های آهن است ) 7- دعای امام سجاد( علیه السلام ) صحیفه سجادیه دعای پنجم جز این نیست که هدایت یافتگان به نور وجهت هدایت می یابند . 8- زیارت سرداب مطهر ، مفاتیح الجنان : سلام برتوای وجه خدا که تاقیامت هلاک ونابود نمی شود چه کسی باقی مانده است وجه پایدارت ای بلند مرتبه صاحب فر وشوکت وجبرئیل فانی 9- بحار الانوار ج79 ص158 ح30 10- سوره الرحمن آیه 27 همه اهل زمین نابود می شوند ووجه پروردگارت که صاحب شکوه وفراست باقی می ماند نویسنده : سعید مقدس منبع : میثاق وسپیده صفحه 40 – 44 |
|
|
دفعات نمایش :
16
|
|
تاریخ:
1387.8.25
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
مهدویت
|
درعصر ظهور ، نعمت وبرکت از زمین وآسمان می روید ومی بارد
|
|
|
|
|