|
|
|
|
|
|
اسئلک باسمک الذی اشرقت به السموات والارضون , برداشتی ازدعای شریف عهد
|
اللهم رب الحسین کجاست تکسواری که تاوان ثارالله می ستاند ؟کوخونخواه حسین ؟ انتقام کش از رضا دادگان به خون حسین ؛از شادمان شدگان به آوارگی حسین اللهم رب الحسین رحیل از عرفات برآور ما را صفاصف درطف تفتیده به مسلخ سیوف برهنه ای برکه تشنه اویند ما رامیزبان تیرهایی کن که قلبش را نشانه رفته اند ودرعوض اورا به سلامت دار اللهم رب الحسین صبری به آن فراخی که زینب علیه السلام داشت دلی دلیر اما نازک آنگونه که میان دوپهلوی ابالفضل بود ندامتی آنچنان که برهرسایه افکند عطا فرما پیرمان کن چون حبیب به پای محبوب عاقبت زهیر می خواهیم وارادت نافع ویقینی به قوت سعید که تیرها را پیش از تن مولایش می ربایید . اللهم رب الحسین اشف صدرالحسین اطب بدم الحسین انتقم للحسین 1
اسئلک باسمک الذی اشرقت به السموات والارضون وباسمک الذی یصلح به الاولون والاخرون توآن نیی که دل از صحبت تو برگیرند وگر ملول شوی صاحبی دگر گیرند وگر به قهر برانی طریق رفتن نیست کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند ؟ اگر روزی آمد که دلت را بدست آوردم لب به کفی از دریایش تر می کنم ودرآیینه بی ریایش همه اندوهم را می نهم به امانت ازاینکه تک وتنهایی کدام رنج دلگدازتر ؟ دوراز اهل ودیار همه با توغریبه توباید نقل کوچه وبازار باشی نام تو باید سرزبانها بیفتد همه باید از توبگویند وبشنوند اما افسوس وصد افسوس ... توای نعمت مکفر لحظه ای بس کن انعام راتااین خرابه نشینان یادشان بیاید کجا نشسته اند اینقدر نامت را از دیوار خاطرات نشویند اینقدر تورا از دیار یادها بیرون نرانند آه که کسی از سطوت تو خبر ندارد وای که طنطنه عطر وبویت به مشام زکام زده شان نمی رسد توشاه کم سپاه منی وبرابرت سیاه هه ای دمادم موج می زند لشکری که انگار انتها ندارد دست به قبضه مبر اول مرا صدا کن بگوبروخودت را بزن به سینه مرگ بگو درهم بریز این ساز وبرگ تا من پیشاوری تو پیکارکنم وپیش پای تو برعهد وفا شده ام به شهادتت گیرم : وقد وفیت بعهدک ومیثاقک 2 خون دلم را غم به شیشه کرده است ونشسته ام منتظر ایمای رخسارت تا همه اش را به استقبالت نثار کنم وصیتم به همه سپیدارها اشاره به توست به سارها گفته ام دسته دسته پیشاهنگت شوند به آب سپرده ام حیرانت باشد بمان پیشم تارفتن جان خویش به چشم نبینم اگر صورت به صورتم بگذاری این بی نوررا به بزم خوب رویان راه می دهند واجب نیست برتو وفا اما برمن زرد روی تکیده قامت چرا آنقدربرایت خاک می خورم آنقدر خفت می کشم تادردلت نگویی هیچکس را ندارم نگویی کسی به فکرم نیست یک کلام بگو حاموا عن هذه الحریم3 ؛ که می دانم گفته ای اما همه را گنگ دیده ای نه اسمت پیداست نه وصفت ونه کس نعت تو می گوید واینها غمگنانه تر است وقتی بدانم تواشرف مخلوقاتی واسم حسنی کلمه تامه ای صف علیایی وآیت عظمی نه فقط درلفظ که دردایره تکوین هرچه کمال به هر که دهند ازتو بر می تابد وآن نوری که خاور وباختر را به روشنایی نهار مبصره کرده تویی : واشرقت الارض بنورکم4. اگر صلاح اولین وآخرین باسم الله است توآن اسم مکنونی واگر معرفت الله راس این صلاح باشد از فروغ توست تویی آن اسمی که با آن بستگی عیون ناظران گشوده شد . تویی آن اسمی که خدای دستمایه تدبیر حکمت می کند وهر آنچه درعوالم خلق افتاده به همین اسم است : بکم فتح الله وبکم یختم 5
پی نوشتها: 1- بحار الانوار ج 98 ص254 : خدای ای پروردگار حسین سینه حسین را شفا بخش خونش را طلب کن وبرایش انتقام بگیر 2- دعای بعداز زیارت آل یس مفاتیح الجنان درحالیکه به عهد وپیمانت وفا کرده باشم . 3- فرمایش سید الشهدا علیه السلام درروز عاشورا مواعظ صفحه 99 : از این حریم دفاع کنید 4- همان : خدا به واسطه شما آغاز کرد وبه واسطه شما پایان می برد . نویسنده : سعید مقدس منبع : میثاق وسپیده صفحه 52- 54 |
|
|
دفعات نمایش :
19
|
|
تاریخ:
1387.8.25
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
مهدویت
|
علم وعقل درزمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام ) به کمال می رسد .
|
|
|
|
|