|
|
|
اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه
|
|
|
|
|
|
|
اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه ، برداشتی از دعای شریف عهد
|
ای خدای آدم وهابیل قدری از طین منورش با گل ظلمانی ما بیامیز ما درفردوس برین او بیتوته کرد ایم وبا خراب آباد غریبه ایم مادربهشت شکوه او نشسته ایم واز خباثت عصیان بری شده ایم ازتو امان می خواهیم وایمنی می طلبیم که خودرا به درخت خشکیده معصیتش نزدیک کنیم ولب به گندم نامردمی زنیم مارا به معصومیت هابیل بخش وبا اوتقاص از قابلیان بستان ای خدای زکریا ویحی عصر یحیی ازافق سرخ عاشورا دوباره سرزده است خون از دل گودال می جوشد وسرحسینیان برسرنیزه های زبونان می رود طنین صلابتش رادراین فضای پست جاری کن ستون غفلتکده ها را فروریز ای خدای ابوطالب وعلی علیه السلام اورا ازشب تشنه کامی رهایی ده ما را شمشیر بسته به نگهبانیش بگذار دراحد تنها ماندنش . امروز که درحرای ناپیدای مناجاتش برایت دعای بعثت می خواند وفردا که با مسومین ملائک براریکه ظفرش می نشانی لحظه لحظه بودنمان رابه پا دررکاب بودنش رقم زن ای خدای حسین وعلی اکبر چه می شد ماراجان نثار او می کردی چه می شد وقتی شهقه شهادت می زدیم می آمد وصورت برصورتمان می نهاد چه می شد سنگینی سلاح رابه خاطر او برشانه های عطش می کشیدیم . ای خدای مهدی ومن هرچه پدری کرد ، ازاحسان به اوکم گذاشتم هرچه برایم دل سوزاند من بیشتر زخمش را نمک زدم او صبح تاشام برایم زحمت کشید ومن بی خبر از همه جا با کودکی خویش سرگرم بودم پیرش کردم هرموی سپیدش قصه یک امتحان من است دستم را محکم گرفته ومن به زور ، خودم را از دستش می کشم عصای دستش نشدم که هیچ ، باری شدم به دوشش خدا مرا لایق فرزندیش کن اینهمه عطایش شایستگی می خواهد قدراوبشناسان ومنزلت او نمایان کن
اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضا حوائجه والممتثلین لاوامره والمحامین عنه والسابقین الی ارادته واالمستشهدین بین یدیه دستم نمی رفت به این مناجات آخری اما وقتی بغض پشت چشمت تلمبار شده باشد نمی توانی حرف دلت رانزنی می گفتم من تورا عاق کردم ولی تو نفرینم نکردی عوضش آنقدر محلم نگذاشتی تا خودم سرپشیمانی به زیر اندازم وباز بیایم پیشت ، آخر ، توبودی . هرچه قدر هم مرا از خود می راندی بازشبهای سرد که روی ارادتم راپس می زدم نمی گذاشتی سوز بیمارم کنم هرچه بود دلت نمی آمد شامها گرسنه از ذکرت خوابم ببرد دوست نداشتی کثیف باشم می بردیم هر سپیده دربرکه مشرقی عشق شستشویم می دادی ومن باز هم کاری می کردم که پیش این وآن خجالت مرا بکشی یا نیاید دم از مال توبودن می زدم یا اینقدر برایت دراین برهوت بوته حزن نمی کاشتم چه خوش مهربونی هردوسر بی که یکسر مهربونی دردسر بی اگر مجنون دل شوریده ای داشت دل لیلی ازاو شوریده تر بی می بینی به این وضوح ، ناجوانمردی ما پیداست که گفته تنها ماییم که خویشتن به تو گره زده ایم واین تویی که با ما غریبی می کنی ؟ ما غرق غفلت شده ایم ما درفهم رافت تو عقیم مانده ایم . ما ازوجدان وجد ناتوانیم – آن وجدی که تودرجود به ماداری – چه می خواهیم پیش از اینکه مارااز خودمان دور کرده ای وبه قرابت خویش تشرف داده ای ؟چه می خواهیم پیش از اینکه دست ازمانمی داری ؟چه می گوییم ؟ چرا زبانمان هم از آزار تو بی سهم نمانده است ؟ نفرین برما ... چگونه برتو سلام کنیم وتواز ما به سلامت نیستی ؟ چگونه نام تورا می بریم ونامه هامان به تورا باریا می آلاییم ؟ چگونه ازشبهه فاصله نمی گیریم وبه تومشکوکیم چگونه ... درهیاهوی هولناک دره ها گذرگاه عافیت ، لغزان است وما امتی هستیم اهل عافیت بی هیچ خاصیتی برای تو . ما اشباه رجال بودیم برای تو دریغ باتو آنگونه که می خواستی تا نکردیم ... کاش دست کم من با تو می ماندم کاش اینقدر برای همسفری با تو مردد نبودم کاش می فهمیدم هستی بی تو به هیچ نمی ارزد کاش اصلا به این دنیا نیامده بودم وروز اضطراب را نمی دیدم . یا لیتی مت قبل هذا وکنت نسیا منسیا 1 غمت نباشد پدر باهمه اینها وقتی دربستر سینه ام جستجو می کنم می بینم لبریز است ازرحیق مختوم مهرت این مجملی که برایت گفتم از قلب شرحه شرحه به شرح صدر پایان می دهی ؟ قفل حرج را می شکنی ؟ دوست دارم به هر نثری که تاختام عمر می نگارم ، ناصرت باشم شور می زنم که برایت اعانه جمع کنم قول می دهم تامن هستم به زبان نیاوری « هل من ذاب» را سرعتم رادربرآوردن خواهشت فزونی بخش ودستم را در سبقت خدمتت بگیر میان اوامرت با امتثال من حکمی « کن فیکونی » بران همه همتم حمایت از توست وجمله جوارحم درپیشگاهت توبه می کنند تا باردهی که درآبشار چشمت غسل کنم ودرصحن تماشایت به میهمانی شمشیرها روم ؛ فی جمله اولیائک 2
پی نوشتها: 1- سوره مریم آیه 23 ای کاش پیش از این می مردم وفراموش می شدم 2- اشاره به جمله از زیارت روز جمعه امام عصر علیه السلام مفاتیح الجنان نویسنده : سعید مقدس منبع : میثاق وسپیده صفحه 68 - 71 |
|
|
دفعات نمایش :
22
|
|
تاریخ:
1387.8.25
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
مهدویت
|
روز ظهور امام زمان علیه السلام را « یوم الخلاص » وروز فتح جهان به دست ایشان را « یوم الفتح » نامیده اند .
|
|
|
|
|