اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  اللهم ان حال بینی , دریافتی از دعای شریف عهد     
   مهدویت من و امام من، علیه السلام متون ادبی

اللهم ان حال بینی , دریافتی از دعای شریف عهد


اللهم ان حال بینی , دریافتی از دعای شریف عهد

ای خدای خفتگان ازیاد رفته
وقتی بادهای فراموشی ، میان ما ونزدیکترین کسانمان ، بوستانهای اتصال را به شنزاهای بی نشانی بدل کرد وقتی روزی آمد که انگارنه انگار روزگاری ما می زیسته ایم وقتی جلاد اجل ، طناب موت را به گردنمان انداخت وچهار پایه حیات رااز زیر پایمان کشید وقتی به همه التماس می کنیم که نروید اما صدایمان درشعله ناشنوائیشان می سوزد دست کم نام مارا از لوح یاد او محومکن
ای خدای استخوانهای برباد رفته
فصل گرد افشانی خاکستر رمیم ما را بنشان برفرش بهار وسروی رااز آن به نشانی بیعت ما با او برخیزان تویی که اول بارمان از هیچ انشاء کرده ای دراین پوچی بند بند ما را به هم بپیوند ، گریبان گور را به اشتیاق او چاک زن ودرگوش ما دعای سفر تنبه بخوان بگوبرخیز ببین که آمده ...
ای خدای کفنهای پوسیده
رگ وپی از عشق او درهم تنیده با ما پوشان حله سپاهش برتنمان با تو سروجانی برای پیشمرگیش با ما ، جهاز به میدان پانهادن باتو محرم میقات او شدن ولب به لبیکش دادن بامامحرم بیت الله او شدن وبه کعبه اش رسیدن با تو
ای خدای شمشیرهای برکشیده
امتداد ایادی ما را تیغ های بی نیام یاریش قرارده وفروافتادن نیزه هامان رانشانی شهادتمان بدان الهی آنچنان ما را مخلد خانه نشینی آشیانش کن که خراش هیچ کلوخی پرمان ندهد : تا آندم که بربلندای دعوتش بال گشائیم :
بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین
انا بقیه الله فی ارضه وحجته وخلیفه علیکم 1

اللهم ان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوه الداعی فی الحاضر والبادی

اگر بپرسیم کربلا کجاست چه می گویی ؟ بیابانی ازرمل وملال ؟ صحرایی از سنگ ومصیبت ؟ ساحت محک زدن محبت ؟ میزان با عزت زیستن ؟ شاید اینهمه حقیقت است اما ، حقیقت ، همه این نیست تو می گویی کربلا یعنی پای پیمان ایستادن ، یعنی بیرق یقین
برافراشتن ، یعنی محبوب راازتنهایی بدر آوردن ؛تو می گویی کربلا یعنی کفن فدا شدن به برکردن ، یعنی شمشیر شهود برکشیدن یعنی به آب وآتش زدن . تو می گویی کربلا یعنی ماندن یعنی نرفتن ... تو می گویی ومی گویی ؛ حرارت رگهایت بالا می گیرد وداغ دلت تازه می شود زخم کهنه ات سرباز می کند خشم دررخسارت بر می آشوید واز دریچه عاشورایی قلبت از ناحیه نینوایی درونت صدای صیحه ونوحه می خیزد
السلام علیک سلام من قلبه بمصابک مقروح ودمعه عند ذکرک مسفوح سلام المفجوح الحزین الواله مستکین 1
زانو می زند برخاک وشمشیرت را درسینه زمین فرو می بری؛ به آن تکیه می دهی وسرت را میان دو دستت می گیری ؛ شانه هایت از گریه می لرزد ؛ هرچه بیشتر یادت می آید زخمت بیشتر نمک می خورد ؛ دستی را مشت کرده ای وبه قفسه سینه می کوبی صحنه ها یکی یکی توانت را می فرسایند ؛ درخیمه گاه با زینب وداع می گویی ؛ سرت را درفرق علی اکبر می شکافند ؛ گلوی ظریف ومعصوم تو وعلی اصغر را باهم می درند؛ چشمان را درنگاه عباس به پیکانی از خیام حرم می دزدند ؛ تنت رازیر سم ستوران له می کنند درشام غریبان ذوب می شوی ؛ زنجیر ، منزل به منزل بیشتر آزارت می دهد ، پشت دروازه ساعات معطل می شوی ؛ سرت به میان تشت می رود ولب ودندانت چوب می خورد ؛ روحت درخرابه پیش بابا ازتن فاصله می گیرد ... آه بس است بس است کاش هرگز تورا از کربلا نپرسیده بودم . بیشتر می آیم وزیر بغلهایت را می گیرم اما کوهی از کربت ، رمقی برای برخاستنت باقی نگذاشته با اینهمه به زور بر می خیزی . برایت قدری آب می آورم به صورت بزنی ؛ اما چشمت که به مشک می افتد دوباره ... همه چیز برایت تداعی ماتم می کند عزایت را نمی توانم تسکین دهم توسنت را بده تیمار کنم بگذار برایت رکاب بگیرم زرهت را گره بزنم سیف شاهرت را به کف گیر لجام بدست تا دروازه ظهور بدرقه ات می کنم از آنجا توتیغ می جنبانی وهمه را باخبر می کنی بس است آستین به دهان گرفتن واشک ریختن بس است درسرداب شکایت از نیستی ناصر کردن ؛ الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتل مظلوما2 . خارستان راتا آنجا درومی کنی که تنگ نظران درقتال مسرفت می دانند امااین جوی خون گندابیست که ازابدان امت نفرین شده جوشیده است امتی که سمعت بذلک فرضیت به 3 نه ؛ جلوی چشمت را خون نگرفته است نفوذ نگاهت قعر قلبها را می نگرد واگر ببینی از حسین به پای بی تفاوتی فرار کرده اند اگر ببینی هل من ناصر شنید ه اند وتکانی نخورده اند درنگ نمی کنی هرکه خنجر جحد برداشته از سرراهت برمی داری هرکه کمر به انکار بسته از میان می بری ؛ لشکری را که نان نکراء می خورد درهم می شکنی سیاهه ای که دل دخترکان حسین( علیه السلام) را بلرزاند برزمین می کوبی وبعد ... به ما که می رسی چه می کنی ؟ ...
پیش از آن بگذار دلتنگیم را بکنم:
من نه اکنون که دیریست تورا به تو شناخته ام واگر نبودی کجا چون تویی می یافتم ؟ صبر کن نرو درست است استحقاق ندارم به من گوش کنی اما وثوق وسکونم به تو، صدایم رابه تو می رساند می خوانمت به زبانی که در فضای ذنوب به لکنت افتاده است با تو مناجات می کنم با قلبی اسیر دردام قساوت تو را می خوانم درگریز ازتازیانت وبا رغبت پا پوست به تو امید بسته ام واز تو بیم دارم اگر عفو کنی چه نیکو رحم کرده ای واگر عذاب کنی مقرم که ظلم نیست می دانم از تو حیا نکرده ام وبه تو جری شده ام اما از خطر توبیخت می ترسم من از عقوبتت می هراسم مرا به قبح اسائه ام مجازات مکن اگر هم عذاب می کنی بگوکیف اصبر علی فراقک؟بگو چگونه می توانم دراطباق عذاب توغوطه بخورم وببینم ترکم می کنی ؟ نه هوای حملت بهاری تر از آنست که مرا با خزان خطایم مقایسه کنی
فالعفوفالعفوفالعفوسیدی سیدی سیدی
راستش واقعا نمی دانم خاتمه ام، عاقبتم چه می شود ؟یا وقتی می بینمت چه خواهی کرد اما نمی خواهم به تیغ برانت وسرفروافتاده ام بیندیشم ؛ دلم می خواهد گردن باریکم را فراز گیرم تا درمسلخ کربلای عشق ببرند چون تو راازسر خویش بیشتر دوست دارم وقتی دست به عصیانت می بردم به خودت قسم نمی خواستم فرمانت را خفیف بشمارم نمی خواستم به بزرگواریت تعدی کنم وقتی بی معرفت می شدم جفا به تو روا می کردم باور کن برابر وعیدت ،تهاون به خرج نمی دادم داستانم این نبود ابلیس می آمد وبرایم زینت می بست هوایم غلبه می کرد وشقاوتم نیز به کمکشان می آمد مراغره می کردند به چشم پوشی تو . حالا جز خودت که مرا از لهیب غضبت خلاص کند وبه حبل کدام حامی بیاویزیم اگراز من ببری ؟ باشد من آماده ام این من واین تیزی خنجرت این من واین برندگی شمشیرت این سرمن واین جانی که از من می ستانی پیش بیا
یا ابت افعل ما تومر ستجدنی ان شاء الله من الصابرین 5
به تیغم گر کشد دستش نگیرم وگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گوبزن تیر که پیش دست وبازویت بمیرم
غم گیتی چواز پایم درآرد بجز ساغر که باشد دستگیرم
برآای آفتاب صبح امید که در دست شب هجران اسیرم
نه تو با من چنین می کنی توبقدر همه شبهای جمعه که زیارتت کرده ام امان نامه ام داده ای ویقین می دانم عشقی که میان ماست چاقوی تورا کند می کند جایش به من قوچی از بهشت می دهی تابرای عافیت قربانی کنم ؛ دستت را بگیرم ازروی خونش بگذرانمت تا آسیبی نزدیکت نیاید ...
یکروز مرگ – این حتم مقضی – مرا تاقبرستان عدم کشان کشان می برد ؛ آنوقت لبهایم را برای ثنای تو باخته ام ودیگر قلم یا سبویم رمق دست افشانی ندارد همه چیز تمام می شود ؟ همه آن بوسه ها که بر پیشانیم زده ای همه آن نامه های فدایت شوم که بی پاسخ ماندند همه آن دیده به هم دوختن وگفتگوهای بی سروصدا ؟ نه من تازه آمده ام ضیف تو شده ام دراین بلد میت یادت هست که گفته بودم : ضیفک حیث کنت من البلاد 6 پس اکنون که دهلهای هیبت را فرشتگان بدرقه پیشقرا ولانت می کنند من یادت نروم می شود من راهم به رجعت ، دعوت کنی ؟ می شود روی حسین (علیه السلام) راکه اول بازگردیده است با آن شیب خضیب درنورش ببینیم ؟ بیا مرا از این مورومارها دور بدار از داغی این اژدهای دهان گشود راحتی ده وبعد تا می رسیم به عرصه سوارانت ماجرای کبری یک غیبت را برایم تعریف کن آه که قتل الانسان ما اکفره 7 اما امروزگویی خدای تعالی آن انسان مقتول وآن عطیه کفران شده را باز آورده است وامیر علیه السلام آمده تا امیر نیمه تمام پروردگارش را قضا کند ورودررو به تو می گوید : بابی ابن خیره الاما ء ... 8
اینها را نشانه دادی اما نگفتی چه کنم می خواهم با تو باشم ولی اگر نمی خواهی مرکبی به من ببخشی حاضرم تمام این دنیا را دنبالت بدوم واز هیچ صحرایی هراس نکنم آخرمن دیگر به حرم عشق رسیده ام ؛ سهل است بیابانها پیش چشمم همان کفنی که ازنجف مجاورتت برایم سوغاتی آورده بودی ، بده تابه تن کنم .چرا؟ ... برای اینکه آمده ام جوانمرگ تو شوم بین دستان تو آمده ام به استشهاد می خواهم تو برگرده ام بزنی وراهی میدانم کنی آمده ام نه یک بار که صدها بار به تعداد امتحانهایی که درغربال فراق تو پس دادم جان هم برایت بدهم هربارزنده شوم ودوباره ... واین بارها که پایان گرفت خاکسترم را به دریاهای آزاد بریزند تا به اقیانوس تو متصلم کند شمشیر را خودت دستم بده ودست تیغ گرفته ام رابفشار حالا می فهمم چه جاهلانه می خواستند دارایی های بشررا با تو قیاس کنند اگر آدمی سفینه ای ساخته که آسمان پیمایی کند اگر سلاحها پرداخته که انفجار انگیزند وآتش ریزند اما دراین کارزار برتری با توست بیایند وببینند که هفت آسمان به فرمان کیست وآتش از گدازه های کدام دل سرشته است کجایند برای تماشای این مناظر ؟ رعدها وتندرها ، موجها وصخره ها ، گسلهای زمین ، سنگریزه های کوهستانها ،دانه های شن قطره های آب بازها سارها عقابها سیمرغها درختان سر به فلک زده خارهای نشسته به ساقه ها همه وهمه منتظرند تولبی ترکنی تاحضمی رابرابرت برپهنه کره ارض نگذارند این رعب که به نصرت توآمده است آنقدر عرابه های عداوت با تورا عقب می راند که تا بستر نیل ازهم شکافته پس روند وآنوقت عرابه های عداوت با تورا عقب می راند که تا بستر نیل از هم شکافته پس روند وآنوقت عصای موسایی تو همه را غرقه قهرت کند می بینی چه تصویرها از آمدنت نقش می زنم ؟ می دانی ؟ همه اش برای اینست که قدر تمام محبتم به تو مشتاقم غلبه تورا بر طواغیت ببینم ...
خدایا ناصرین تورادردفینه اعصار ذخیره کرده است آنان ازصلب پدرانشان ورحم مادرانشان پای برزمین تو نهاده اند ودرمشارق ومغارب این سیاره درسایه سیاه چادرها ، درچهار دیواری کپرها دردامن روستاها وسرزمین ها دربرمرزها وبوم ها برای همپائیت بار آمده اند وحالا که توآنان رادرپیشگاه خویش به رکوع می خوانی به طرفه العینی خودرا به تو می رسانند
یا معشر نقبائی واهل خاصتی ومن ذخر هم الله لنصرتی قبل ظهوری علی وجه الارض ائتونی طائعین 9
یاداعی الله آیا مرانیز می خواهی یا آنقدر بدبوی وسیاهرویم که با محجلین توجمع نمی توانم شد ؟ ... جواب این پرسش بماند با تو وهمه آن روبانهای آرزو که به تبرک تو گره زده ام ... غایت « اللهم عرفنی حجتک » آن پگاهیت که هاتفان ومنادیان افلاکی ، دهان به دهان تورا برای همه فطرتها تعریف می کنند وآنوقت باید از کربلا پرسید تو کیستی ؟
یا معشر الخلائق هذا مهدی آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم 10

پی نوشتها:

1- اعلام الوری ص 463 : باقی گذاشته خدا برای شما خیر است اگر مومن باشید من آن باقی گذاشته خداین درزمینش وحجت او وجانشین اوبرشما ( نخستین جمله ای که حضرتش درهنگام ظهور می فرماید .)
2- زیارت ناحیه ، بحار الانوار ج101 ص317 سلام برتو سلام کسی که دلش ازمصیبت تومجروح است واشکش هنگام یاد تو سرازیر . سلام کسی که مصیبت زده واندوهگین ومتحیر وبیچاره است
3- الزم الناصب ص282 : آی اهل عالم بدانید که جدم حسین مظلومانه کشته شد
4- اشاره به عبارت زیارت وارث ، مفاتیح الجنان : خدانفرین کند امتی راکه شنید خبر آن را وبه آن راضی گشت
5- سوره صافات آیه 102 : پدر آنچه بدان امر شده ای انجام بده . ان شاءالله مرا از صابران خواهی یافت
6- درهرسرزمین که باشم میهمان توام
7- اشاره به حدیث ذیل آیه فوق درسوره عبس آیه 17 بحارالانوار ج53 ص99 ح119 : انسان کشته شد چقدر مورد کفران وناسپاسی قرار گرفت .
8- اصول کافی ج1 ص322 : پدرم فدای آنکه فرزند بهترین کنیزان است
9- بحار الانوار ج53 ص7 ای برگزیدگان ونزدیکان من وآنانکه خدا برای نصرتم پیش از ظهور من بر روی زمین آنها را ذخیره کرده است با حال میل ورغبت بیایید به سوی من
10- همان

نویسنده : سعید مقدس
منبع : میثاق وسپیده صفحه72 - 80

  دفعات نمایش : 19      تاریخ:  1387.8.25

  عنوان مقالات و شاخه ها 
انهم یرونه بعیدا : دریافتی ازدعای ...
وعجل لنا ظهوره, دریافتی از دعای ...
اللهم کشف هذه الغمه , دریافتی ...
وارحم استکانتنا بعده , دریافتی ...
اللهم سر ونبیک محمداصلی الله ...
واجعله اللهم ممن حصنه من یاس ...
واجعله اللهم مفزعا لمظلوم عبادک
فاظهر اللهم لنا ولیک ، دریافتی ...
فانک قلت وقولک الحق ، دریافتی ...
وانفذ امره واشددازره , دریافتی ...
وعجل فرجه وسهل مخرجه
اللهم ارنی الطلعه الرشیده , ...
اللهم ان حال بینی , دریافتی ...
اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه ...
انی اجد وله , برداشتی از دعای ...
اللهم بلغ مولانا الامام الهادی ...
یا حیا قبل کل حی
اسئلک باسمک الذی اشرقت
یا حی یا قیوم ، برداشتی از دعای ...
وملکک القدیم , برداشتی از دعای ...
اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم ...
ومنزل القرآن العظیم ، برداشتی ...
 1    2  
 
    کوتاه و خواندنی    
مهدویت
امام زمان (علیه السلام ) می فرمایند : همانا براحوال واخبار شما آگاهیم وهیچ چیز ازاوضاع شما برما پوشیده نیست .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما