اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  وارحم استکانتنا بعده , دریافتی ازدعای شریف عهد     
   مهدویت من و امام من، علیه السلام متون ادبی

وارحم استکانتنا بعده , دریافتی ازدعای شریف عهد


وارحم استکانتنا بعده , دریافتی ازدعای شریف عهد

یاصاحب کل غریب
اگر تو همنشین هرناشناخته ای اگر توکس وکار هربیکسی اگر توهم صحبت هر بی ناصری بشنوتک نوازی نای اورا یاحافظی فی غربتی ماکه خویشتن راهمگنان او می دانیم گمنامش گذارده ایم آنگونه که می گویدت یاکهفی حین ... یخذلنی کل صاحب دربست نشینی سوال مان ازاو بطلب که ساعتی درسجده گاه اعتکافش پذیرایمان باشد ...
یا مونس کل وحید 1
اوعزیز بی نظیر ماست ولی دردلشدگی به اومشرکیم او تکسوار بی تای خاطرات ماست اما به اواجازه یک تازی درخاطرمان نداده ایم ماآن صددله ایم که نخواستیم باور کنیم : ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه 2
آمده ایم به ملت او درآییم وحنیف تعبد اوباشیم دستگیرمان باشد
یا ملجا کل طرید
الهی سبل مطالب مارااز مبدا اهمال به مقصد اصرار ختم کن وبراین راهها مصابیح یاداورا بیاویز مارادردعاهایمان به خود فراموشی انداز ومستجیر جبروت اوبدار .
یاماوی کل شرید 3
مبادا روزی ازما دور افتد وچهار دیواری تصورمان زیر سایه سارش نیاشد مباداروزی برما غروب کند وما آبگینه تاثرش راازبام سیه کاری فروهشته باشیم درثانیه های سیاه بی خبری مان تو خود ، ملجا وماوا وصاحب وانیس او باش که خودت می دانی : « هو شرید الطرید الفرید الوحید » 4

وارحم استکانتنا بعده

هنر آنست که ازتو بگوید نه آنچه نگارگر از قول خویشتن نقش می زند شعر باید با همه سپیدیش ازتو بسراید ورنه روسیاه است . آنچه عزت تورا نمایش ندهد خوی خاشاک دارد هنر باید ضجه بشر باشد درفراق تو وهفت منزلگاهش هریک ، باراندازی برای خستگانت : صبر ، تسلیم ، عشق ، ثبات ، پرهیز ووفا
واین آخری اگر میسر شود فتح الفتوح هنرمند است ؛ آری وفا . اگر صاحب تازیانه ات زندبه رها کردن درگاه او نیندشی هراندازه
که خوراکت دهد رضا دهی رانده بشوی وستم بکشی اما باز که می خواندمت بی آنکه دلگیر باشی بازگردی پای پیمانت بایستی ودست از موانست نشویی روزهای عمرت مفتقر شب گیسویش باشی خودت سرافروختن کنی وهیزم گداز فراهم آوری خودت راه افتی واسرار سوختن رااز ناصیه ققنوس بخوانی
یوسف ایها الصدیق ! تو مگرقدیس سحرزاد نبودی ؟ من شب کور به چه کارت می آمدم ؟ مگر نیامده بودی طوماری ازمشتریان عشقت بنگاری ؟ من با کلاف کهنه وسردرگمم کجا مزایده زیباییت را می بردم ؟ گوشم پر بود از زنگ مرگ بادرای حیات بیگانه بودم هرگز شعوری به وقوف درمشعر تونمی رسید تواگر مرا به مطاف سرایت بردی هرگز شعورم به وقوف درمشعر تو نمی رسید تواگر مرا به مطاف سرایت بردی درمقام خودت هم نشاندی ودرحجر تجلیت بی زنگارم کردی وجلایم دادی این تنها تویی که می توانی ادعای کیمیا گری کنی وسخن از اکسیر گویی تویکپارچه وفور نوری تو تشعشع می تراوی وتحیر می زدایی واگرمرا چون سعید حنفی پذیری منت را تمام کرده ای تومحراب هستی رابه امامت ابر وبیارای من می مانم وچوبه های بی رحم تیر که تو رامی خواهند وقتی افتادم بالای سرم می آیی ؟ اگر دلت نخواست بربالین دست وپازدنم منشین اما نگاهت راهم ندزد اگر لیاقتم ندادی به ملاقات اما دم آخر را خودت بی بازدم کن لکنت کلامم رابا پلاک هایت بشوی تا بغض سنگین واپسین گفتار درگلویم نماند : اوفیت ؟ 5 واگر بلی نگویی وازمن برگردی ... نه ؛ امکان ندارد ؛ حتم دارم مراهم دست چین می کنی این خشک برگ را می بری وآوندهایش را آباد می سازی تواین دل زغالی خاکستر زده را می بینی اما درآن می دمی وضمیر گرگرفته اش را رو می کنی توبه من نه نمی گویی اکنون که موسم گرد افشانی توست پنجه ام ازباتلاق معصیت بیرون می زند تااز مسکنتم باخبرت کند من ابن السبیل دوستی باتوام سائل سرسرای مستوریت ویتیم انگشت کوچکت . دیده ای حتما مشت حقیر مرا فاما الیتیم فلاتقهر واما السائل فلا تنهر6
توآن همای صدرنشینی که سایه ات سعید می سازد اما نمی دانم می دانی بعداز پرکشیدنت چه رزیت عظیمی زمینگیرمان کرد ؟ وبا محو شدنت دربی نهایت آسمانها تاچه عمقی درخندق بدبختی فرورفتیم ؟ به جان بنفشه هایی که برپیشانیم کاشتی ، دشنه های محرومی ازمحضر تو زخم های سوزناک تری به جانم زده اند تاتهی دستی ام اززر وسیم . درویشی من از عشقت بیشتر دلم را ریش ریش می کند تانداریم درجزیه دادن به ظلم نمی خواهی دلم از توخالی شود باید این گل ولای های رادرمن ته نشین کنی تا من از زلال نوشیدنی تو بهره گیرم باید خودت پنبه های پلیدی رااز گوشم بدر آری تاآسانتر شهادت دهم که « ترد سلامی » بایدخودت لحظه ای میان من بامعارفت معارفه کنی تادیگر هیچ وسیله ای نتواند مرانیمه راه وسط صحرا پیاده کند .
افسوس که دفتر شعله ور غدیر میان کوچه های مدینه تکه تکه شد وباد رفت ورنه بعدازنبی نباعظیم خانه نشین نمی شد ابنای بشر راخلفای دروغزن به بیچارگی مبتلا نمی کردند وروز مااینقدر خاکستری نبود ...
ارحم من لیس له الدنیا والاخره 7
نه ؛ هرگز باورم نمی آید که وقتی می آیی درچکاچک شمشیرها وهیاهوی جنگجویان تو وهمه نیکوهایی هایت ناسین ذکر من شوید وباز هم – اگر چه مدتی کوتاه – این ایمان آورده به تو درامان نباشد ... توعقبای خویش فرجام منی ونار ازآن گستگان است .
ازغریبه ها فراریم ودوست دارم پش پای صنوبریت سنگر بگیرم . آرزو دارم به من بفهمانی این کلک دردست توست وتویی که برورق می گردانیش تنها خواسته ای سرانگشت مراهم درشکوت این نگارش شرکت دهی ومرا درقسم عطایت سهیم کنی بسیارند که اگر قهر کنی پژمرده نشوند وتومی توانی باآن « بسیار » از درعقاب آیی اما من که رالا تو بیابم که برمن رحمت آرد مرابا محنت خویش دراتاق انفرادی تنهائیم وامگذار درست است که ظرف تحملم کف دستی بیش نیست قبول دارم قلت طاقتم را؛ ولی توبا آن قلب اقیانوسیت با تصرف سماواتییت جبرانش کن وبه زبان نیاور : انک لاتستطیع معی صبرا 8
اگر از بام ملکوت برخفت من افسوس می خوری امامن به تورا داشتن مفتخرم من بی خرد نافرمانیم اما جوانیم راهرگز به کهولت ترک تو نداده ام . هرکه ازکنارم می گذرد تنه ای وطعنه ای می زند یکی می گوید :« او تند می رود ؛ وقتی سرش به سنگ خورد می فهمد .» دیگری با نیش زبانش آزارم می دهد : « دراطاعت که اینگونه افراط می کنی ؟ میانه روی ، شرط عقل است » مراعقب مانده می خوانند وبه من اتهام تحجر می زنند . تشابهت قلوبهم 9 انگار همه برون خیمه گاه تو همزبانند :تالله تفتو تذکر یوسف حتی تکون حرضا او تکون من الهالکین 10 نمی توانند مرا با توببیند ازاینکه مراگزیده ای گزیده اند اماتو به من گفته ای هرکس تندتر بیاید زودتر می شناسدت واگر پای از گلیم مهرباف تو بکشم سرشکسته ام . آگهیم داده ای که اگر روز ندعو کل اناس بامامهم11 هوای مراداری راهش تعطیل حسابگری هاست می دانم آن عقلی که تو نورش راتقسیم می کنی مرا مقید امر تو می کند واینان که خویش راازعقلا می دانند تنها دربند اصطلاحاند توبه گوشم خوانده ای که از پستی آنان پیش افتاده ام ودربستر صبح سیلان دارم پیوسته به تو ، دمادم سیراب چشمه سار سعادت است وهلاکت ، تقدیر آنانی است که به غربت توراضیند هنر تا ملتجی به جلال تو نشود پوچ است وهنرمند آنانند که که دربطن هاویه حوادث به تو وفادار مانده اند .

پی نوشتها :

1- ای پناهگاهم ... آنگاه که هر همدمی مرا رها می کند .( دعای مشلول – مفاتیح الجنان )
2- سوره احزاب آیه 4 خدادرهیچ سینه ای دروقلب قرار نداده است .
3- جملاتی از دعای مشول ، مفاتیح الجنان
4- بحار الانوار ج51 ص 120 اوست رانده شده آواره تک وتنها .( فرمایش حضرت امیر دروصف اما م عصر علیهما السلام )
5- آیا وفا کردم
6- ضحی 9و10 پسر یتیم رامیازار وفقیر سائل را مران
7- برکسی که نه د نیا را مالک است ونه آخرت را رحم آور
8- کهف آیه 67 : توهرگز نمی توانی همراه من شکیبا باشی
9- بقره آیه 118 : دلهای آنان شبیه یکدیگر است .
10- یوسف آیه 85 : بخدا همواره از یوسف یاد می کنی تاآنکه مریض شوی یا هلاکت گردی .
11- اسراء آیه 71 هرگروهی راباامامشان صدا می زنیم .

نویسنده : سعید مقدس
منبع : میثاق وسپیده صفحه 133- 138

  دفعات نمایش : 42      تاریخ:  1387.8.25

  عنوان مقالات و شاخه ها 
انهم یرونه بعیدا : دریافتی ازدعای ...
وعجل لنا ظهوره, دریافتی از دعای ...
اللهم کشف هذه الغمه , دریافتی ...
وارحم استکانتنا بعده , دریافتی ...
اللهم سر ونبیک محمداصلی الله ...
واجعله اللهم ممن حصنه من یاس ...
واجعله اللهم مفزعا لمظلوم عبادک
فاظهر اللهم لنا ولیک ، دریافتی ...
فانک قلت وقولک الحق ، دریافتی ...
وانفذ امره واشددازره , دریافتی ...
وعجل فرجه وسهل مخرجه
اللهم ارنی الطلعه الرشیده , ...
اللهم ان حال بینی , دریافتی ...
اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه ...
انی اجد وله , برداشتی از دعای ...
اللهم بلغ مولانا الامام الهادی ...
یا حیا قبل کل حی
اسئلک باسمک الذی اشرقت
یا حی یا قیوم ، برداشتی از دعای ...
وملکک القدیم , برداشتی از دعای ...
اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم ...
ومنزل القرآن العظیم ، برداشتی ...
 1    2  
 
    کوتاه و خواندنی    
مهدویت
درزمان ظهور امام زمان (علیه السلام ) ثروت ها به طور مساوی تقسیم می شود وفقر وبینوایی ریشه کن می شود .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما