اخبار ایران و جهان
کتابخانه الکترونیکی
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
تبلیغات در پایگاه
مقالات برگزیده
حضرت حجت (عج) ...
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهمتر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار میرود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
بيا اى صاحب عصر!
مهدویت
من و امام من، علیه السلام
دل نوشته ها
بيا اى صاحب عصر!
باز هم غروب سرخ آدينه است و لحظه قبض و سنگينى روح بر قلب
باز هم فارغ از تمام افكار زمينى با دلى آكنده از عشق به افق سرخ و خونين چشم دوخته ام و دلتنگ ديدار توام و آنقدر حرفهاى ناگفته برايت دارم كه گمان نمى كنم عمر مجال گفتن آنها به من دهد.
هميشه احساس مى كنم در اين روز بيشتر به تو نزديك مى شوم و راحت تر مى توانم با تو صحبت كنم.
همين چند دقيقه پيش پرستو را ديدم به سوى افق پر مى كشيد و شاد بود دليل شاديش را پرسيدم مى دانى چه گفت؟
پرستو مى گفت: كسى در باغى زيبا با دستهايى مهربان برايش لانه اى از شاخه هاى درخت عشق ساخته و او مى خواهد براى زندگى به آنجا برود. پرسيدم چه كسى؟ در كدام باغ؟ گفت تو فكر مى كنى ما پرستوها بى صاحب و آشيانه ايم؟ اگر يك عمر دربدرى مى كشيم و خانه بدوشى، همه اش به عشق ديدار و وصال معشوق است و اكنون است آن لحظه باشكوه وصال! و آنگاه پر كشيد و از ديد من دور شد. گويى پرستو نزد تو مى آمد، به حالش غبطه خوردم، كاش منهم روزى به ديدار تو بهترين بيايم، راستى برايت بگويم; ديشب در خواب شقايق را ديدم او نيز همانند من خون دل مى خورد آخر او بارها از عشق تو جان سپرده و با اشك پاك آسمان ديگر بار از قلب زمين روييده و زنده شده! مى دانى؟ مردم اسمش را گذاشته اند، گل هميشه عاشق! چون هميشه جامه اى سرخ از خون دلش بر تن دارد و هميشه مانند من عاشق عزيزى چون تو بوده. محبوبم! مگر نه اينكه مى گويند مى آيى! و دست مردم را مى گيرى و عاشقان را نوازش مى كنى پس بيا! بيا اى محبوب زيبا!اى خوبروى مه پيكر!بيا و دل تنگ مرا مونس باش، بيا و درد مرا درمان باش، بيا و چشم منتظر مرا با نور ربانيت نورانى كن، كه بهترين دلتنگيها، دلتنگى براى تو و شيرين ترين درد، درد فراق تو و زيباترين لحظه ها، لحظه هاى انتظار كشيدن براى تو، بهترين است و من حاضر نيستم ذره اى از درد تو را به آسانى از دست بدهم!
يادم مى آيد مادربزرگ هميشه مى گفت ما هر روز معشوقمان را مى بينيم چرا كه اگر نبينيمش سوى چشمانمان را از دست مى دهيم، آرى من نيز هر روز تو را مى بينم امابراستى به كدام چهره اى و در كدامين جامه كه هر روز تو را زيارت مى كنم كه هيچگاه سعادت شناخت تو را ندارم؟ باز هم از جا برمى خيزم، به آب ديده وضو مى كنم و سماتى بر سماء مى خوانم تا تسكين دل دردمندم باشد دعايى كه به گفته مادربزرگ فرجت را نزديكتر مى سازد. به هر حال نمى توانم دلتنگى نكنم زيرا با همه دردها و ناراحتيهايى كه در بردارد براى من دوست داشتنى است ديگر اشك مجالم نمى دهد و قطرات آن كه از عمق وجودم سرچشمه گرفته اند بر شيارهاى مورب گونه هايم سرازير مى شوند و قلبم را از هر چه غير از توست مى شويند و قلبم اكنون آنچنان زلال است كه مردن و منتظر ماندن برايش يكسان است . قلب من خواه با مرگ بخاطر تو پر شود خواه با انتظار براى تو! فرقى نمى كند، در اين هر دو ابديت عشق تو برپاست! براستى تو كيستى؟ تو كه در كنارم هستى بى آنكه تو را ببينم يا حداقل بشناسم، تو كه غالبا ديدارت مى كنم ! تو كيستى كه وقتى با تو صحبت مى كنم سكوت مى كنى و هيچ بر زبان نمى آورى ولى به اعماق قلبم نفوذ كرده و آنجا با من سخن مى گويى؟! بگو براستى تو كيستى؟ چگونه اى؟ كجائى؟ چه وقت مى آيى؟ آن زمان كه گل ستاره ها پرپر شدند؟ آن زمان كه همه رؤياهاى درخشان پرنده اى شدند و پر كشيدند؟ آن زمان كه تبر مرگ بر خاكم افكند و طاق آسمان فرو ريخت؟ آن زمان مى آيى؟ نه نه، چه عذاب آور است و چه تلخ و ناگوار، با من اينگونه نامهربان مباش و بيا، بيا و درد مرادرمان كن !
چشمهايم ديگر از اشك پر شده و افق را تار مى بينم و درخشش آسمان در قطرات اشكم محو مى شود، دلم طاقت نمى آورد مى خواهم فريادى از عمق جان برآورم و به همه بگويم ديگر تاب اين همه انتظار ندارم،ولى شيرينى و زيبايى و عظمت اين انتظار خوش همچون سنگى مقاوم در برابر سيلاب گريه هاى من نشسته پس اى پاكتر از زلال آب همچون ستاره اى پس از باران منتظرت مى نشينم و از تو مى پرسم; كه براستى چه وقت مى آيى؟ تا همه را از اينهمه ظلم و ستم و جور رهايى دهى! آن چه زمانى است كه تو: محبوب ما، سرور ما، صاحب ما و آقاى بزرگوار ما بر مسند زرين پادشاهى عالم عدالت مى نشينى! براستى اى صاحب عصر آن چه عصرى است؟ و در اين هنگام است كه طنين دلنوازالله اكبر گوشم را مى نوازد و اميد بر فرج و ظهورت مى بندم اى بهترين،
اى يوسف گمشده زهراعليهاالسلام!
مهرنوش بلاليان
دفعات نمایش : 81
تاریخ: 1387.4.6
اخبار مهدویت
هدف جشنواره آخرین منجی خنثی سازی دکترین صهیونیسم ...
انتشار کتاب «پایان جهان؛ مدرنیته یا...»
اماکن مقدس استان قم از جمله مسجد جمکران توسعه ...
باید با فعالیت های ضدمهدوی مقابله کنیم
دعای ندبه در جزیره قشم طنین انداز می شود
برنامه «خورشيد انتظار» از شبکه تهران پخش می شود ...
از موعودگرايي در سينماي ملي غافل شديم
برگزيدگان هفتمين همايش «سوختگان وصل» معرفی میشوند ...
عنوان مقالات و شاخه ها
نامه اي به موعود
ظهور خورشيد هدايت
سخني با معشوق آسماني
حديث نياز
باران احسان
رنگ روياهاى من
آرزوهاى سپيد
نغمه هاى شوق
چشمه آيات حسن
جمعه حضور
اى بهار دلها
اى اميد بى پناهم
بيا اى صاحب عصر!
جمعه هاى انتظار
يك جمكران آرزو
اى هميشه بهترين
ماهترين
خداي مهربان من!
بياييد ترانه صبوري را نجوا كنيم ...
از صفر تا بيست
سلام و صلوات بر تو باد
... شكايت كجا بريم؟
1
2
کوتاه و خواندنی
مهدویت
امام زمان (علیه السلام ) می فرمایند : همانا براحوال واخبار شما آگاهیم وهیچ چیز ازاوضاع شما برما پوشیده نیست .
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
کتابخانه الکترونیکی
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©