اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  باران احسان     
   مهدویت من و امام من، علیه السلام دل نوشته ها




باران احسان

اين «جزوه ها»ى درسى، پريشان تر از آنند كه مرا نظام شايسته اى بخشند. «جبر»، دلم را منقبض مى كند و«مثلثات »، دلم را به «دلتا» مى كشاند. سرم گيج مى رود و از زمين و زمان، «تو» را مى خواهم. «دانشگاه »، جز تو، همه چيزرا به من مى رساند و من، نمى دانم كه تو مى دانى يا نه...؟ اگر بدانى كه نظم تاريخ به هم مى خورد. معشوق، «نبايد» ازحال عاشق با خبر باشد، اين را استاد ادبياتمان مى گويد. ايشان، مرد بسيار محترمى است، اما فقط استاد ادبيات ماست. «استاد اخلاق اسلامى » ما، نمازش را اول وقت مى خواند، اما هزار هزار سؤال ناگفته ام را نمى داند.
پرسيدم: «كجاست؟» گفت: «نمى دانم ». پرسيدم: «كيست؟» گفت: «نمى دانم ».
پرسيدم: «هست؟» گفت: «البته »... و من، نپرسيدم، ستودم.
هواى اين ناحيه، بارانى است، باران من!... كويرم و عطش، سينه ام را داغ عشق كوبيده است.
اين جزوه ها، پريشان تر از آنند كه مرا نظام شايسته اى بخشند... «بينش اسلامى » من، كمترين ضريب را دارد. براى دانشكده «دوست داشتن »، «پيش دانشگاهى »، «معرفت » لازم است. دست كم، «پنج » واحد... اينكه جور نمى شود؟... باشد،چه چيز ما جور مى شود كه اين يكى نمى شود؟ هر وقت جور شد كه ببينمت، اين نيز جور خواهد شد.
باور كن!... همين كه دور باشى، بهتر است. به حضرتت كه دوست دارم هرگز از حالم خبر نشوى. دلت مى گيرد. اين قلمهاى شكسته چه كرده اند، جز به «زاويه فراموشى » كشاندن تو؟...
سرم گيج مى رود و خانم جان، مدام فكر مى كند كه هذيان مى گويم. مى گويد: «عاشق شده؟... درمون عاشق، زندگيه...» اولش را درست مى گويد و آخرش را اشتباه، مثل تصور اول حال من از تو. «سرداب » چه مى فهمد كه «نيمه شعبان » خودش يك ماه است. «ليلة القدر»، هر سال، در يك شب، ظهور مى كند. ماه، فقط سى روز نيست. بهار، اولين فصلى است كه ماههايش سى و يك روز مى شود. اين يك روز، مال تو... جمعه كه قابل تو را ندارد! جمعه، تنها روزهفته است كه تنها يك «نقطه » دارد. تو، در همان نقطه اى، كه جمعه دارد. خوانايى آن، به همان نقطه است كه گاهى هويتش را تغيير مى دهد و مى شود «خال هاشمى » تو...
خفاش، هيچ وقت تفسير درستى از خورشيد به دست نمى دهد... مشكل، سواد نيست. دانشكده، يك راه عاشق شدن را مى گويد; هفتاد و يك راه ديگرش، در خاطر نينوايى توست.
شعبان، تولد تو را مى شناسد... و من نيز... كه تو را نمى شناسم.
اين جزوه ها... اين جزوه ها...
سرم گيج مى رود، تو مى آيى... چشمهايم بارانى اند و دلم، خشك است. «باران » من! «احسان » كن!

برگرفته از: مجله پيداى نهان (ويژه نامه نيمه شعبان 1419ق.)، ستاد بزرگداشت نيمه شعبان مسجد آية الله انگجى تبريز.
سيد محمد سادات اخوى - ماهنامه موعود - شماره 12

  دفعات نمایش : 102      تاریخ:  1387.6.3






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما