دو حکايت از آية اللّه سيد کاظم قزويني
پی نوشتها:
[1] مرحوم آية اللّه سيد محمّد کاظم قزويني به سال 1348ه’.ق در شهر مقدّس کربلا در خانواده علم و تقوي چشم به جهان گشود. نسب اين مرد بزرگ به حضرت امام موسي بن جعفرعليه السلام مي رسد. وي عليرغم آن که در آغاز جواني از نعمت والدين محروم شدند، با اين همه در راه کسب علم و کمال از پاي ننشست، پس از تکميل سطح در حوزه عمليه کربلا سالها در دروس خارج فقه و اصول علماي بزرگ آن سامان شرکت کرد، آنگاه از راه تأليف و خطابه و منبر و تدريس فقه و اصول و تفسير مشغول خدمت شد. ديري نگذشت که به واسطه امر به معروف و نهي از منکر و موضع گيريهاي شجاعانه وي در برابر حاکمان مستبدّ عراق، تحت تعقيب قرار گرفت و بارها به زندان افتاد و متحمل سخت ترين زحمات و شکنجه ها شد، حتي آخرين بار به اعدام محکوم گشت که به دنبال آن پس از ماه ها زندگي مخفي از عراق خارج شد و بعد از مسافرت به چند کشور اسلامي در نهايت به ايران آمد، و بعد از عمري تلاش و جهاد و فداکاري و انجام خدمات علمي و ديني در روز سيزدهم جمادي الثاني سال 1415ه’.ق به ديار باقي شتافت. [2] سيد مهدي بحر العلوم (سيد محمّد مهدي بن مرتضي بن محمد بن عبدالکريم حسني طباطبائي بروجردي) از مجتهدان بنام شيعه است که در سال 1154يا 1155ه’.ق در کربلاي معلّي چشم به جهان گشود. پس از سپري کردن دوران کودکي در خدمت مشايخ بزرگواري چون شيخ يوسف بحراني و سيد حسين قزويني و شيخ محمد تقي دورقي و آقا محمد باقر هزارجريبي و مخصوصا علامه بزرگ وحيد بهبهاني به تلمذ پرداخت و آنگاه خود شاگرداني چون مرحوم عالم بزرگوار سيد جواد صاحب مفتاح الکرامة و سيّد محمد باقر شفتي و... ديگران را پرورش داد و عمري را در خدمت به اسلام و مسلمين و تزکيه نفس سپري کرد، سپس در سال 1212هجري در نجف اشرف ديده از جهان بست. اين علامه جليل القدر به جهت رعايت تقوي و مواظبت بر اعمال و مراقبت نفس به مراتبي از کمال رسيده بودند که بارها مورد توجّه وعنايت مستقيم حضرت امام زمان عليه السلام واقع شدند. بر طبق حکايتي که مرحوم شيخ عباس قمّي در منتهي الآمال نقل مي کنند: روزي مرحوم بحرالعلوم دچار تنگ دستي سختي مي شوند و متوسّل به حضرت امام زمان عليه السلام مي شوند و اين مشکل با يک شرايط غير عادي بسيار عجيبي به وسيله شخص حضرت ولي عصرعليه السلام حلّ مي شود. که علاقمندان مي توانند جريان اين تشرّف را در جلد دوّم منتهي الآمال صفحه 574از قول عالم ربّاني آخوند ملاّ زين العابدين سلماسي که خود ناظر بر واقعه بوده است مطالعه کنند. [3] در بين عرب ها اين تعبير بسيار رايج است.