اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
بشر، برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی ملكی (ظاهری) و ملكوتی (باطنی) نیاز دارد . انسان در محور ملكی و ظاهری به رهبری نیازمند است كه همان مساله امامت، اداره جامعه و كشورداری و رهبری نظام است . محور دوم كه بسیار مهم‏تر از اولی است و تكیه گاه آن به شمار می‏رود، رهبری باطنی و ملكوتی است ...
رويكرد غرب و مسيحيت...
اخيرا مقاله اى به دست ما رسيده است كه در بر دارنده نكات جالب توجهى در خصوص عنوان اين سلسله مقالات يعنى «رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت » است; اين مقاله مصاحبه اى است كه با دكتر «مايكل برادين » در مورد انگيزه اسلام آوردن ...
  تشنه ای در بیابان     
   مهدویت داستانهای مهدوی

 تشنه ای در بیابان


تشنه ای در بیابان

هوا به شدت گرم شد . صحرای سوزان حجاز ، زیر تابش آفتاب ، بوی تفتیدگی می داد . همه جا خشک و داغ بود .
مرد بیچاره از قافله عقب مانده و راه را گم کرده است .
او انسانی شایسته و از شیعیان پاکدلی است که دیارش را به قصد انجام حج ، پشت سر گذاشت و آهنگ مکه نموده است . اما میان بیابان ماند و سرگردان شد . از بس این طرف و آن طرف دوید ، خسته شد و از پای افتاد . از بس به این سو و آن سو نگاه کرد و به امید نجات ، به هر جانب چشم دوخت دیدگانش بی رمق شد و از کار افتاد .
زبانش از تشنگی خشک گردید . جگرش از عطش می سوخت . جز حرارت خورشید ، بیابان بی رحم، فرسودگی شدید ، چیزی نمی دید و غیر از رنج طاقت فرسا ، زانوهای لرزان ، چشم های بی فروغ ، دهان خشک و قلبی نا امید ، چیزی در خود نمی یافت .
فقط عطش را می دید که هر لحظه بیشتر می شد تا او را از پای در آورد و مرگ را می یافت که دهان باز کرده بود تا وی را ببلعد .
سرانجام زار و بی رمق بر زمین افتاد و در آستانه نابودی قرار گرفت . پلکهایش روی هم نشست و می رفت تا با آخرین نفس ، روحش از تن پرواز کند و جان به جان آفرین تسلیم نماید .
در همین لحظه حساس ، صدای شیهه اسبی در فضای ساکت صحرا طنین انداخت و گوش های او را نوازش داد .
قلبش تکانی خورد و به هیجان آمد ، دیدگانش فروغ تازه ای یافت و به آرامی باز شد . وقتی نگاه کرد ، چشمش به جوانی افتاد با چهره ای جذاب و دلربا و عطری خوشبو و دلپذیر که بر اسبی خاکستری رنگ نشسته و از رخسار تابناک و عطر وجودش ، عظمت و شکوه وصف ناپذیری جلوه گر شده است.
او که بود ؟ دراین بیابان خشک و سوزان چه می کرد ؟! از کجا پیدا شد و چه منظوری داشت ؟!
آیا برای نجات این مرد آمده بود ؟ آیا می خواست این انسان درمانده و راه گم کرده را از مرگ برهاند و به قافله برساند ؟
دنباله این داستان را از زبان خود آن مرد بشنوید :
جوان اسب سوار جلو آمد . آب گوارایی به کامم ریخت که از برف ، خنک تر و از عسل ، شیرین تر می نمود . او مرا از مرگ حتمی نجات داد .
پرسیدم : سرورم ، شما کیستید ، که نسبت به من چنین لطفی نموده و مورد احسان و محبتم قرار داده اید؟
فرمود : من حجت خدا بر بندگانش هستم ، من بقیة الله در زمینش هستم . من همان موعودی هستم که زمین را سرشار از عدالت و انصاف سازم چنانکه مالامال از ظلم و ستم شده باشد . من فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین ، پسر امیر مومنان علی بن ابیطالب علیه السلام هستم .
سپس به من فرمان داد و گفت : چشم هایت را ببند .
من به امر آن حضرت دیدگانم را فرو بستم . هنوز لحظه ای نگذشته بود که دستور داد : چشم هایت را باز کن .
من بی درنگ دیدگانم را گشودم . وقتی من نگاه کردم ناگهان خود را جلوی قافله یافتم و دیدم پیشاپیش کاروان قرار دارم ، اما همین که روی از قافله برگرداندم تا امام زمان حضرت بقیة الله علیه السلام را بنگرم ، متوجه شدم غایب گردیده و از نظرم ناپدید شده است .
درودهای خدا بر او .
  دفعات نمایش : 37      تاریخ:  1387.5.29

  عنوان مقالات و شاخه ها 
 
    کوتاه و خواندنی    
مهدویت
روز ظهور امام زمان علیه السلام را « یوم الخلاص » وروز فتح جهان به دست ایشان را « یوم الفتح » نامیده اند .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما