امروزه درك چگونگي سير تحول انديشه سياسي در ايران، به ويژه ايران اسلامي، به عنوان يكي از مهم ترين مجراهاي شكل گيري تفكري نظام مند و مدني، به يك دغدغه و پرسش فراگير تبديل شده است. اين مسئله هم ذهن پژوهندگاني را كه معتقدند، انديشه ورزي ايران در وضعيت شكست در تجدد و عقلانيت مدرن است و آن را دچاريك بحران مزمن مي دانند به خود مشغول داشته و هم مسئله محققاني است كه وضعيت امروز را نه يك وضعيت (بحراني)، بلكه آن را نسبت به وضعيت تاريخ ايران مسئله، بهترين حالت، و بستر (احيا و بازسازي)علم و انديشه ديني كه در نخستين سده هاي دوره اسلامي ايران زايش يافت، ...
ادامه مطلب