|
«ابوالادیان» صدایش می زند. خدمتکار امام حسن عسکری (علیه السلام) بود و نامه های او را به شهرها می برد. در آن مدتی که امام بیمار شده...
شنبه 17 بهمن 1388
|
 |
|
نزد خداوند پاک
خوب¬ترین بنده¬ای
پنج شنبه 15 بهمن 1388
|
 |
|
پنجرهها بغضای ترد مناند
رو به سکوت کوچهها شکسته
چهارشنبه 14 بهمن 1388
|
 |
|
آخرش یه روز معما حل میشه
هر چی زهر تو دنیا هس، عسل میشه
چهارشنبه 14 بهمن 1388
|
 |
|
همیشه کسی هست که انتظار میکشد
همیشه دلی هست که دلتنگ میشود
چهارشنبه 14 بهمن 1388
|
 |
|
شعر من کهنه نیست، اما من، دوست دارم سپیدتر بشوم
با خیالت معاشرت بکنم، نگذار این همه هدر بشوم
چهارشنبه 14 بهمن 1388
|
 |
|
هزار و سیصد و هشتاد و عشق... دلتنگم
برای وعده فریاد و عشق دلتنگم
دوشنبه 12 بهمن 1388
|
 |
|
تو نیستی و من از جمعهها غریبترم
چگونه از غم هر جمعه جان به در ببرم؟
دوشنبه 12 بهمن 1388
|
 |
|
يک شب دلم را با تو خواندم، دل ندادي!يک مثنوي پيش تو ماندم، دل ندادي!بر سفرهات مهمان شدم، من را نديدي سيبي به کام تو چشاندم، دل ندادي!يک...
چهارشنبه 15 مهر 1388
|
 |
|
فرهمندِ فروغِ آل سبزند /مهياي حلول سال سبزند/بر آتش خيزِ اين اوقات، سوگند /همه درانتظار شال سبزند/شدم در گريه، زندان با دلي خيس /چنان...
چهارشنبه 15 مهر 1388
|
 |
|
حاج علی بغدادی می گوید: (در تشرف خود) به حضرت صاحب الامر(علیه السلام) عرض کردم: ای سرور ما! مسأله ای دارم؟ فرمودند بپرس. گفتم: روضه...
شنبه 9 خرداد 1388
|
 |
|
حاج غلام عباس حیدری دستجردی از علاقمندان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه جریان تشرفش را اینگونه نقل می کند: « تابستان یکی از سالهای 47 یا...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
من برای نماز ظهر و عصر به مسجد شیخ لطف الله ، که در میدان شاه اصفهان واقع است، می آمدم. روزی نزدیک مسجد جنازه ای را دیدم که می برند...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
آقا سید محمد، صاحب مفاتیح الاصول و مناهل الفقه، از خط علامه حلی، که در حواشی بعضی کتبش آورده، نقل می کند: « علامه حلی در شبی از شبهای...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
روزی با عده ای از طلاب در خدمت شیخ انصاری(ره) به حرم حضرت امیرالمومنین علیه السلام مشرف شدیم. بعد از دخول به حرم مطهر، شخصی به ما...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
آقای «خادمی» نوشته اند: « اغلب شبها به اقتضای کار روابط عمومی، تا صبح بیدار می ماندم. اما آن شب به لحاظ خستگی زیاد برای استراحت رفتم،...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
اینجانب اصغر رحیمی در سالهای 49-1348 هجری شمسی که به مسجد جمکران مشرف شدم، داستانی را شنیدم که فردی به نام حسین آقا، مهندس سازمان برنامه،...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
سال 1354 هجری شمسی، صبح جمعه ای، بعد از دعای ندبه در منزل خود در قم، با یکی از رفقای موثق اهل علم به نام « آقای حسینی » نشسته بودیم...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
در شهر حلّه به حاکم آنجا که ناصبی بود و مرجان صغیر نام داشت، خبر دادند ابوراجح حمامی، پیوسته صحابه ( خلفای سه گانه ! ) را سبّ و سرزنش...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |
|
من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر علیه السلام داشتم؛ اما به این خواسته نرسیدم. تا آن که به حضور محمد بن عثمان عمروی ـ نایب...
یک شنبه 1 دی 1387
|
 |