اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی
مراکز دینی اصفهان
   اخبار ایران و جهان
فلسفه دعا و نیایش
زنان
گیاه درمانی

 مقالات برگزیده  
شناخت دين و ابعاد گوناگون آن، وظيفة تمامي مردم در همه دوران‌ها است. اين شناخت وقتي معتبر و دقيق خواهد بود كه بر اساس روش...
دارایی و فقر ، وسایل امتحان...
مؤمن باید بی اعتنای به دنیا باشد ، چرا که اگر دنیا در اختیار انسان قرار گرفت ، نعمت خداست و وسیله ي آزمایش انسان است و اگر از او باز گرفته شد ، آزمایش دیگری برای او پیش آمده و...
  طلوع جاودان     
   مهدویت من و امام من، علیه السلام متون ادبی



طلوع جاودان

سلام بر تو آن دم كه از مشرق لایزال طالع می‏شوی تا بهانه خلقت آسمان و زمین باشی .
شب بود اما شبی زلال، به شفافیت‏شعاع خورشید كه در دایره رنگین كمان پس از باران متجلی می‏شود .

تو آمدی و نور حضورت در آفاق آسمان پهن شد . امام عسگری (ع) را غروری مقدس فرا گرفت و مادرت نرجس از شوق به گریستن نشست . لحظه‏ای بعد مرغانی سفید از آسمان فرود آمدند، و بال‏های خود را بر سر و روی و بدن آسمانی‏ات مالیدند، پرواز كردند و در اعماق عرش گم‏شدند . پدرت تو را در آغوش گرفت . بازوی كوچك را فشرد، به آن خیره شد و در حالی كه قطرات اشك از گونه هایش جاری بوده، خواند راز افلاكی تو را . آری، بر بازوی كوچك تو، بزرگ‏ترین امضای خداوندی نقش بسته بود: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا . لحظه‏ای بعد لب‏های ملیحت چنان به صلوات گشوده شد كه امام یازدهم (ع) مبهوت ماند . صلوات بر حضرت رسالت و تمام ائمه (ع) تا آن كه نام پدر بزرگوارت را بر زبان آوردی . در همان دم، مرغان زیادی نزدیك قنداقه‏ات جمع شدند . پدرت یكی از آن‏ها را صدا زد و فرمود: «طفل مرا بردار و نزد عرشیان ببر .» آن مرغ افلاكی، تو را بر بال‏های كروبی‏اش نشاند و پرواز كرد . نرجس با اضطراب مادرانه به گریه افتاد . پدرت فرمود: «آرام باش، نرجس! به زودی او را به تو باز می‏گردانند; چنان كه موسی را به مادرش برگرداندند .»
حكیمه خاتون، عمه امام (ع)، جلو آمد و با حیرت پرسید: «این مرغ چه كسی بود كه صاحب را به او سپردی؟ !»
امام فرمود: «او روح القدس است كه از طرف خدا موكل و حافظ ائمه (ع) است‏» .
تو را بقیة الله می‏خوانند، به یاد روزی كه ظهور می‏كنی كنار كعبه و به آیه «بقیة الله خیرلكم ان كنتم مؤمنین‏» لب می‏گشایی .
تو را «حجت‏» صدا می‏زنند، به یاد آن خاتم سلیمانی و نقش نگین آن: «انا حجة الله‏» .
«منتظر» هستی; زیرا همه خلایق در انتظار قدوم آسمانی‏ات به سر می‏برند .
«مهدی‏» هستی; چون هدایتگر همه امت‏ها خواهی بود .
«قائم‏» بوده‏ای و می‏مانی; چون شب و روز آماده فرمان الاهی هستی و به محض اشاره لایزال ظهور خواهی كرد .
ای آب جاری بر زمین، سوگند به مهریه زلال مادرت فاطمه (س) جان‏های بشریت‏به لب رسیده و دریچه‏های امید هم بسته مانده است . تو را به چاه محرم علی (ع) سوگند، دستی به سوی افق برآور و هم‏صدا با شیعیان دلسوخته‏ات، از خدایت‏شتاب در ظهور استغاثه كن، كه بی‏تو صدای ما به گوش عرش نمی‏رسد .
با این همه كینه توزی و نامردی
من معتقدم دوباره بر می‏گردی
گفتی كه شما دعا كنیدم، مردم
مولا، به خدا شكسته نفسی كردی
محبوبه زارع /پرسمان شماره 1
 
  دفعات نمایش : 59      تاریخ:  1386.4.28






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما