|
دور هم در مسجد نشسته بودند. پيامبر (ص) تکيه داده بود به ستوني و با نگاه مهربانش، گل هاي شادي را به همه هديه مي کرد.
ناگهان پيامبر...
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391
|
 |
|
دختري (10)ساله با مادرش به زيارت خانه خدا رفته بود.همه ي مردم لباس سفيد احرام پوشيده بودند.
ناگهان دختر، مادرش را گم کرد.همه جا را...
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391
|
 |
|
پدربزرگ من كشاورز است. او ديروز به خانه ما آمد و خيلي ناراحت بود. بابا درباره گندم و ميوههايي كه كاشته بود، پرسيد. پدربزرگ بيشتر ناراحت...
پنج شنبه 21 اردیبهشت 1391
|
 |
|
ساعت چهار بعد از ظهر روز سه شنبه بود. برف شديدى مىباريد. محوطه دانشگاه يكپارچه سفيد شده بود. بر خلاف روزهاى گذشته، سكوتى رمز آلود...
شنبه 19 فروردین 1391
|
 |
|
زنگ دوم بود كه انشا داشتيم. دوستم سارا پاي تخه رفت تا انشايش را بخواند، او شروع به خواندن كرد: موضوع انشا: شما در آينده ميخواهيد چهكاره...
سه شنبه 15 فروردین 1391
|
 |
|
دختري (10)ساله با مادرش به زيارت خانه خدا رفته بود.همه ي مردم لباس سفيد احرام پوشيده بودند.
ناگهان دختر، مادرش را گم کرد.همه جا را...
چهارشنبه 10 اسفند 1390
|
 |
|
همچنين مرحوم شيخ صدوق، طوسي، راوندي و برخي ديگر به نقل از شخصي به نام أبومحمّد فرزند وجناء حكايت نمايند:
روزي در كنار كعبه الهي زير...
یک شنبه 7 اسفند 1390
|
 |
|
حضرت عبدالعظيم حسني رحمة اللَّه عليه حكايت كند:
روزي خدمت حضرت جواد الأئمّه ( عليهم السلام ) : عرض كردم: ياابن رسول اللّه! اميدوارم...
پنج شنبه 20 بهمن 1390
|
 |
|
مرحوم آيت اللَّه حائري مرقوم داشته اند: در چند سال قبل... يک روز عصر با مرحوم آقاي آقا سيد حسين قاضي (پسر عموي علّامه طباطبائي) به...
سه شنبه 24 خرداد 1390
|
 |
|
مرحوم آيةاللَّه حائري مرقوم داشته اند: جناب آقاي حاج شيخ عبداللَّه مهرجردي، از وعاظ مشهور خراسان بوده و متجاوز از چهل سال است که ايشان...
دوشنبه 23 خرداد 1390
|
 |
|
مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.
آن مرحوم...
پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390
|
 |
|
حضرت حکیمه(1) می گوید: کنیزی به نام نرجس در خانه من بود، روزی برادرزاده ام امام حسن عسکری علیه السلام به دیدار من آمد، و به پیش شتافت...
چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
 |
|
مغازه را بستم و بهسوی مسجد راه افتادم. باید قبل از آنكه شیخ میآمد، سجادهاش را در محراب پهن میكردم. هنگامیكه به دكان سیدعباس بزاز...
شنبه 2 بهمن 1389
|
 |
|
يكي از ماهها جهت پرداخت شهريه پولي نرسيده بود آقاي سيدعلي(فرزند آيتا... شاهرودي كه مسؤول امور مالي بيت بود) مضطرب و نگران نزد پدر...
شنبه 20 آذر 1389
|
 |
|
مغازه را بستم و بهسوی مسجد راه افتادم. باید قبل از آنکه شیخ میآمد، سجادهاش را در محراب پهن میکردم. هنگامیکه به دکان سیدعباس بزاز...
شنبه 24 مهر 1389
|
 |
|
مجلسی اول میفرماید: « در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهدهام بود و به همین دلیل احتیاط میکردم و نمیخواندم....
یک شنبه 21 شهریور 1389
|
 |
|
بيمارى من از ورم پا و چشم درد شروع شد كه بعد از آزمايشات و مراجعات مكرر به بيمارستان، فهميديم كه بيمارى من لوپوس از نوع ارتيماتوزسمتيك...
دوشنبه 31 خرداد 1389
|
 |
|
نام بيمار: خانم نرگس ، ف
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389
|
 |
|
شفاى ديسك كمر در نيمه شعبان
شنبه 18 اردیبهشت 1389
|
 |
|
شفاى سرطان بدخيم
شنبه 18 اردیبهشت 1389
|
 |