از آنجا که انسان داراي ابعاد مختلف وجودي و استعدادهاي متنوع است، تربيت نيز داراي ابعاد مختلف است. نقش پدر در گونه هاي مختلف تربيت اعم از عاطفي، اجتماعي، ديني و مذهبي و... بسيار قابل توجه است. در اينجا وظايف تربيتي را که در روزگار ما، نقش پدر در آنها کمرنگ شده و يا اساساً فراموش گرديده اند، مورد بررسي قرار مي دهيم. ولي قبل از ورود به تبيين نقش پدر در گونه هاي مختلف تربيت، ضروري است به سه مورد توجه داده شود که اين موارد در زمينه سازي براي ايفاي نقش مثبت تربيتي پدر مؤثرند:
1-دانش افزايي پدران در امر تربيت از آنجا که بدون آگاهي از ارزشها و شناخت مصاديق آنها در هر روزگار، امکان تأديب وجود ندارد، لذا پدران بايستي خود را همواره در معرض آموزشها و مشاوره هاي تربيتي قرار دهند تا هم در بعد شناختي، خود را رشد دهند و هم در بعد رفتاري، مهارتهاي لازم را کسب نمايند. از اين روست که پيامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: «اعلموا الخير، وذکروا به اهليکم فادبوهم علي طاعة الله1؛ خوبي را بدانيد (و ياد بگيريد) و خانواده اتان را به آن يادآوري کنيد و آنان را بر طاعت خداوند ادب نماييد». و نيز فرمودند: «علموا انفسکم و اهليکم الخير و ادبوهم2 ؛ به خود و خانواده اتان خوبي را بياموزيد و آنان را تربيت نماييد».
2-زمان شناسي و استفاده از فرصتها: از مراتب مديريت پدر در خانه، مديريت زماني است. در امر تربيت، زمان شناسي بسيار مهم است. پدر بايد به نکاتي چند در اين زمينه توجه نمايد: اولاً بداند که کودکي زمینه ی مناسب و مساعدي براي نهادينه شدن بسياري از مسائل اخلاقي، اعتقادي و رفتاري است. علي علیه الاسلام در نامه اي به فرزندشان امام حسن علیه الاسلام مي نويسند: فرزند عزيزم در راه تربيت تو از فرصت استفاده کردم و قبل از آن که قلب کودکانه ات سختي بگيرد و انديشه ات به امور ديگر مشغول گردد، به تربيت تو مبادرت کردم و وظيفه ی پدري را در حق تو بجا آوردم...3. ثانياً پدر بايستي بر برنامه ريزي بهينه براي اوقات فراغت فرزندان و بهره گيري آموزشي و کسب مهارتهاي اجتماعي آنان در اين اوقات نظارت کند و ميزان حضور خود را با اين اوقات، به تناسب ،تنظيم نمايد. تفريحات و سفرها و عبادتهاي خانوادگي فرصتهاي تربيتي مناسبي است که غالباً با بي اعتنايي پدران به هدر مي روند. ثالثاً پدر بايد شناخت صحيحي از زمان و فضاي تربيتي کودک خود داشته باشد. علي علیه الاسلام فرمودند: آداب مخصوص خودتان را بر فرزندان تحميل نکنيد، زيرا آنان براي شرايط و اوضاع زماني، غير از اوضاع و شرايط زماني که شما زندگي مي کنيد، خلق شده اند.4 رابعاً پدر بايد با توجه با موقعيت تربيتي خاص، رفتاري مؤثر و متناسب با آن را ارائه دهد. توجه به تشويق به جا و هدفدار به عنوان ابزاري مهم براي ايجاد و تقويت رفتارهاي مثبت به ويژه از سوي پدران، بسيار حايز اهميت است. در برخورد با رفتارهاي منفي نيز پدر بايستي به مراحل تربيتي و روشهاي اصلاح رفتار، آگاهي و تسلط داشته باشد. 3- ارتباط کلامي مستمر، مثبت و مؤثر: زبان داراي سه کارکرد مهم ارتباطي، هيجاني و فکري (کمک به انديشيدن) است که اين کارکردها به لحاظ تربيتي داراي اهميت بسيارند. مواردي چند بايد در ارتباط کلامي در امر تربيت مورد دقت پدران قرار گيرد: الف- ظرفيت عقلي و احساسي کودک رعايت شود. ب- کلام، دو سويه (گفتگو) باشد تا بازخوردي در مورد مثبت بودن عملکرد خود داشته و در مخاطب نيز ايجاد اعتماد نمايد. ج- کلام را محمل هيجانات منفي (تحقير، ناسزاگفتن) در مقابل فرزند قرار ندهد، بلکه آن را وسيله ی انتقال پيامها و عواطف مثبت (محبت، شادي، خشنودکردن) قرار دهد. در سرزنش نيز بايد کلام، مؤدب و محترمانه باشد. د- کلام را دچار تکرار مخل و ممل ننمايد تا امکان اثرگذاري آن در آينده باشد. ه- ارتباط کلامي، مستمر و به جا باشد. با توجه به اين امر است که قرآن کريم در رابطه با کودکان يتيم توصيه مي فرمايد که علاوه بر خوراک و پوشاک آنها به ارتباط کلامي پسنديده با آنان نيز دقت شود: «... وارزقوهم فيها واکسوهم و قولوا لهم قولاً معروفاً»5.
تربيت عاطفي حق محبت و مهرورزي نسبت به کودکان يکي از نيازهاي طبيعي انسان نياز به مهر و محبت است. انسان نفس خويش را طبعاً دوست دارد، و دلش مي خواهد که محبوب ديگران نيز باشد. بدون محبت، زندگي سرد و بي صفا و خسته کننده است. محروميت از محبت موجب بروز عوارض و صدمات رواني مي شود که منشأ بسياري از ناهنجاريها و ناسازگاريها به شمار مي آيد. مجموعه نيازهاي آدمي شايد هيچ کدام به اهميت و اعتبار نياز عاطفي و احتياج به مهر و محبت نباشد. همچنان انسان متقابلاً دوست دارد که نسبت به افراد ديگر دلبستگي داشته و ابراز علاقه و محبت نمايد تا پايه هاي روابط استوار و زندگي پر شور و نشاط گردد. کودک بيش از بزرگترها به مهر و محبت نياز دارد. کودک چندان توجهي ندارد که در کوخ زندگي مي کند يا در کاخ، به نوع لباس و غذاي خود توجه چنداني ندارد اما در اين جهت که محبوب ديگران هست يا نه؟ کاملاً توجه و حساسيت دارد. بنابراين لزوم مهرورزي نسبت به کودکان يک حق مسلم به شمار مي آيد. از ديدگاه اسلام، تبادل محبت و مهرورزي بايد از دوران کودکي آغاز و پايه ريزي شود و بهترين افراد براي پايه گذاري آن، پدر و مادر هستند. تربيت عاطفي کودکان در گرو توجه به اين امر است. از اينرو، در روايات درباره ی محبت به کودکان از سوي مربيان و به ويژه پدران و مادران، توصيه هاي فراوان به عمل آمده است. پيامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: «احبوا الصبيان وارحموهم، فاذا وعدتموهم ففوالهم، فانهم لايرون الا انکم ترزقونهم 6؛کودکان را دوست بداريد و به آنان اظهار محبت کنيد، پس اگر به آنان وعده اي داديد، به آن وفا کنيد، زيرا آنان روزي خود را بدست شما مي بينند.» همچنين فرمودند: «ليس منا من لم يرحم صغيرنا و لم يوقر کبيرنا7 ؛ کسي که به کودک ما ترحم نکند و به بزرگسال ما احترام نگذارد، از ما نيست». ابراز علاقه و محبت به کودکان در سيره ی عملي پيامبر صلی الله علیه و اله و ائمه اطهار علیهم الاسلام نيز کاملاً مشهود است و در تاريخ زندگي ايشان در موارد متعددي، نقل شده است. علاقه شديد پيامبر صلی الله علیه و اله نسبت به امام حسن و امام حسين علیهماالاسلام معروف و مشهور است چنانکه براء بن عاذب مي گويد: «رأيت رسول الله صلی الله علیه و اله حامل الحسين علیه الاسلام و هو يقول: اللهم اني احبه فاحبه8 ؛ رسول خدا صلی الله علیه و اله را ديدم که حسين علیه الاسلام را در بغل گرفته بود و مي فرمود: خدايا، من حسين را دوست دارم، تو نيز او را دوست بدار». نوزاد هر چند در روزها و ماههاي اول راهي براي ابراز علاقه و رضايت متقابل نمي شناسد و تنها با آرامش و خواب راحت آن را اعلام مي کند، اما بعد از مدتي نه چندان طولاني با لبخند شيرين مراتب علاقه مندي و رضايت خود را از والدين نشان مي دهد. حرکات منظم و هماهنگ دست و پاي او نيز حاکي از اعلام اين رضايت است. همچنانکه پيشتر اشاره شد اسلام استفاده و بهره مندي از شير مادر را حق کودک مي داند و تغذيه ی با آن را بر تغذيه با شير دايه و يا ساير انواع شيرها برتر مي شناسد، زيرا با تغذيه از شير مادر، علاوه بر شير، از عواطف مادري نيز برخوردار مي گردد. يکي از نويسندگان درباره تأثير محبت و توجه عاطفي به کودکان در تغذيه و سلامت جسمي آنها مي نويسد: مطالعات «هانت»، روانشناس معاصر آمريکايي، در پرورشگاهها نشان داده است کودکاني که در موقع تغذيه در آغوش پرستاران قرار نمي گرفتند و گرمي بدن آنها را احساس نمي کرده اند، به تدريج نسبت به محيط غيرحساس شده و به تغذيه نيز علاقه اي نشان نمي کرده اند، به تدريج نسبت به محيط غيرحساس شده و به تغذيه نيز علاقه اي نشان نمي داده اند. حتي در بعضي موارد، اين بي علاقگي به غذا سبب بي اشتهايي و نهايتاً مرگ آنها شده است. گاه نيز بروز اختلالاتي مانند سوء هاضمه و کم خوابي- که هيچ نشانه ی جسماني براي آنها يافت نشده است- مربوط به محروميت کودک از محبت مادر بوده است.9 و در مرحله ی بعد از نوازدي، وجود و عدم محبت در تعادل و عدم تعادل روحي کودک تأثير فراواني دارد. در مسير تربيت، عنصر محبت قويترين عامل براي پذيرش و تفاهم است. وقتي کودک مورد محبت پدر و مادر قرار گرفت، متقابلاً به آنان علاقه مند مي گردد. پدر و مادر را افرادي قابل اعتماد مي شناسد و به حرف آنان بهتر گوش مي دهد. و در چنين فضايي پدر و مادر بهتر مي توانند در تربيت صحيح فرزندان خويش موفق باشند. پرورش و تربيت در محيط خانوادگي آکنده از مهر و محبت، فرزندان را در محيط بزرگ اجتماعي با مردم مهربان و رئوف مي سازد؛ چه کودک در محيط گرم خانواده، اظهار محبت را از پدر و مادر مي آموزد و خوش قلب و خيرخواه بار مي آيد و چون طعم شيرين محبت را چشيده در فرداي زندگي اين ميوه ی شيرين را نسبت به همسر خود، فرزندان خود، دوستان و ديگر انسانها عرضه مي کند و در مقابل از محبتهاي متقابل آنان نيز برخوردار خواهد شد. از اين رو است که امام صادق علیه الاسلام فرمودند: «ان الله ليرحم العبد لشدة حبه لولده10 ؛ همانا خداوند، بنده ی خود را بخاطر شدت و محبت و دوستي فرزندش، مورد لطف و رحمت خويش قرار مي دهد». کودکي که از محبت گرم پدر و مادر محروم بوده، يا نياز او درست اشباع نشده، در معرض هرگونه انحراف و فساد خواهد بود. به عقيده ی بسياري از دانشمندان اکثر تندخوييها، خشونتها، لجبازيها، زورگوييها، بدبينيها، اعتيادها، افسردگيها، گوشه گيريها، نااميديها، ناسازگاريهاي افراد، معلول عقده ی حقارتي است که در اثر محروميت از محبت به وجود آمده است. 11اما برخورداري از محبت، کودک را در برابر اين انحرافات مصون خواهد داشت. با توجه به اين آثار است که محبت به کودکان بهترين اعمال معرفي شده است: امام صادق علیه الاسلام فرمودند: «قال موسي علیه الاسلام يا رب اي الاعمال افضل عندک؟ فقال: حب الاطفال، فانّي فطرتهم علي توحيدي فان امتّهم ادخلتهم جنتي برحمتي12 ؛ موسي علیه الاسلام عرض کرد: اي پروردگار من، کدام عمل نزد تو برتر است؟ خداوند فرمود: دوست داشتن کودکان، زيرا آنان را با توحيد خود سرشته ام (و بر يگانگي ام آفريدم) و اگر آنها را بميرانم، با رحمتم به بهشتم داخل مي گردانم».
اظهار محبت علاقه به فرزند امري طبيعي است. همه پدران و مادران قلباً فرزندان خود را دوست دارند. اما محبت قلبي صرف، نياز دروني کودک را به محبت تأمين نمي کند. کودک به محبتي نيازمند است که آثار آن را در رفتار پدر و مادر مشاهده کند. محبتهاي قلبي پدر و مادر بايد در نوازشها، در آغوش گرفتنها، بوسه ها، لبخندها، در نگاه محبت آميز، هديه دادن، وفاي به عهد، در آهنگ محبت آميز سخنان پدر و مادر با او ظاهر شود. کودک دوست دارد با پدر و مادر براي خريد به بازار برود، به تفريح و مهماني برود، حتي دوست دارد با پدر و مادرش بازي کند، در خانه محترم باشد و در اداره ی امور منزل مسئوليتي بر عهده گيرد. محبت قلبي پدر و مادر از طريق اين گونه امور براي کودک ظاهر مي گردد. 13 از ابراز و اظهار محبت در لسان آيات و روايات به «مودت» تعبير شده است. شايد به همين جهت است که در آيه ی شريفه ی : «قل لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي»14 واژه ی «مودت» بکار رفته است تا معلوم گردد دوست داشتن خاندان پيامبر صلی الله علیه و اله به صورت قلبي کفايت نمي کند و بايد به زبان و در عمل نيز ظاهر گردد. همچنانکه در آيه ی شريفه ی سوره ی روم که درباره ی زندگي زناشويي است مي فرمايد: «.... وجعل بينکم مودة و رحمة».15 بنابراين گر چه دوست داشتن فرزند امري طبيعي و فطري است، اما امور فطري نيز دچار تحريف و يا تعطيل مي شوند. براي جلوگيري از تحريف و يا تعطيل اين علاقه ی دروني، اسلام، سفارشهاي لازم و مؤکدي را نموده است تا علاوه بر توجه به ابزار و اظهار محبت، روش اين ابزار محبت و مهرباني را نيز آموزش داده باشد. ما به توضيحي درباره ی ابراز محبت از راه بوسيدن کودک و اظهار محبت زباني و وفاي به وعده اکتفاء مي کنيم.
بوسيدن کودک يکي از راههاي ابراز محبت پدر و مادر نسبت به کودک خود، بوسيدن اوست، کودک علاقمند است که پدر و مادر و خويشاوندان او را ببوسند و در آغوش بگيرند و از طرف ديگر او نيز مي خواهد علاقه خود را متقابلاً با بوسه هاي گرم خود بر گونه هاي پدر و مادر و نزديکان اظهار نمايد. پيامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: «اکثروا من قبلة اولادکم فان لکم بکل قبلة درجة في الجنة ما بين کلّ درجة خمسمائة عام16 ؛ فرزندان خود را زياد ببوسيد زيرا با هر بوسه، براي شما مقام و مرتبه اي در بهشت فراهم مي شود که فاصله ی ميان هر مقامي پانصد سال است.» عدم توجه به اين نياز عاطفي در کودک، تضيع حق او و موجب عقوبت الهي است. در روايتي آمده است: «جاء رجل الي النبي صلي الله عليه و آله فقال: ما قبلت صبياقط، فلما ولي قال رسول الله: هذا رجل عندي انه من اهل النار17 ؛ مردي به خدمت پيامبر صلی الله علیه و اله رسيد و اظهار کرد: تا به حال کودکي را نبوسيده ام. چون آن مرد بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: اين شخص در نزد من از اهل آتش است». و در روايتي آمده است: رسول خدا صلی الله علیه و اله حسن علیه الاسلام را مي بوسيد. شخصي به نام اقرع به حابس عرض کرد: من داراي ده فرزند هستم ولي تاکنون هيچيک را نبوسيده ام. پيامبر صلی الله علیه و اله فرمود: «من لا يرحم لا يرحم18؛ کسي که (به ديگران) مهرباني نکند مورد رحمت (خدا) قرار نخواهد گرفت». ولي در روايتي که از حفص فراء آمده است، نقل مي کند: رنگ چهره ی پيامبر تغيير کرد و فرمود: اگر خداوند رحمت و مهرباني را از قلب تو ريشه کن کند با تو چه خواهد کرد؟ هيچ مي داني هر کس به کودکان مهرباني نکند بزرگترها را عزيز نشمارد، از ما نيست؟!19 در سيره عملي رسول خدا صلی الله علیه و اله اين شيوه ی ابراز محبت بويژه در مورد حسنين علیهما الاسلام فراوان نقل شده است. ابن عباس مي گويد: نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله بودم، در حالي که ابراهيم فرزندش را روي زانوي چپ و حسين را روي زانوي راست نشانده بود. گاهي ابراهيم را مي بوسيد و گاهي حسين را، در همين حال جبرئيل نازل شد و از جانب خدا وحي آورد.20
اظهار محبت زباني: يکي از شيوه هاي مهرورزي به کودکان، اظهار محبت زباني است. يعني پدر و مادر بايد دوست داشتن خود را به زبان آورند و چه بهتر که با تأسي به سيره ی معصومين علیهم الاسلام اين مهرورزي زباني، حاوي پيام و در شکل مناسب هنري مي باشد. چنانکه شعرهايي به فاطمه زهرا علیها الاسلام منسوب است که در حال بازي با فرزندانشان مي خواندند. اين اشعار همچون زمزمه هايي آگاهي بخش و آکنده از مهر و محبت گوش و هوش فرزندان را مي نواخت. به عنوان نمونه روايت کرده اند که حضرت زهرا علیها الاسلام با امام حسن علیه الاسلام در دوران کودکي بازي مي کرد و به او مي فرمود: « اشبه اباک يا حسن واخلع عن الحق الرسن واعبد الهاً ذامنن ولاتوال ذالاحن21 ؛ حسن جان همانند پدرت باش و حق را از بند رها کن. خداي صاحب احسان و منت را بندگي کن و از کينه ورزان پيروي مکن».
وفاي به عهد از ديگر راههاي ابراز محبت، وفاي والدين به وعده اي است که به کودکان داده اند. پيامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: «احبوا الصبيان و ارحموهم فاذا وعدتموهم ففوا لهم فانهم لايرون الاّ انکم ترزقونهم 22؛ کودکان را دوست بداريد و به آنان اظهار محبت کنيد. پس اگر به آنان وعده اي داديد، به آن وفا کنيد، زيرا آنان روزي خود را به دست شما مي بينند». و حارث اعور از علي علیه الاسلام نقل مي کند که: «لايصلح من الکذب جد و لاهزل، و لا ان يعد احدکم صبيه ثم لا يفي له، ان الکذب يهدي الي الفجور، والفجور يهدي الي النار...23 ؛ دروغ گفتن شايسته نيست، به جدّ باشد يا به شوخي و نيز سزاوار نيست که کسي از شما وعده اي به فرزندش بدهد و سپس به آن وفا ننمايد، دروغگويي به تبهکاري مي انجامد و تبهکاري به آتش( دوزخ)...».
محبت نبايد مشروط باشد: محبت پدر و مادر نسبت به فرزند يک امر طبيعي است که بايد همواره باقي بماند و هيچگاه خدشه دار نگردد چون فرزند هميشه بدان نياز دارد. فرزند بايد هميشه احساس کند که بالذات محبوب پدر و مادر خود مي باشد، گر چه از جهت رفتار بدش مورد تنبيه قرار گرفته است. بنابراين پدران و مادران نبايد هيچگاه محبت را وجه المعامله قرار دهند يعني محبت خود را وسيله ی نفوذ در فرزند قرار دهند مثلاً به او بگويند: اگر فلان کار را انجام دادي بابا تو را دوست ندارد.
اين محبت مشروط چند عيب دارد: اولاً: به اصل طبيعي ضرورت محبت پدر و مادر نسبت به فرزند لطمه زده و آن را مورد ترديد و امکان سلب قرار مي دهد. اگر کودک رشته ی محبت والدين را منقطع ديد امکان دارد در دامهاي فساد گرفتار شود. ثانياً: اين عمل موجب مي شود کودک معيار خوبي و بدي کارها را دوست داشتن يا دوست نداشتن پدر و مادر و ديگران بشناسد، در حالي که معيار خوب و بد، خير و صلاح واقعي خود و اجتماع، و جلب رضاي خداست نه خواست مردم و جلب رضاي آنان. ثالثاً: محبب مشروط ممکن است کودک را به تملق گويي و نفاق و فريبکاري و دروغگويي براي از دست ندادن محبت والدين وادار سازد.24
رعايت اعتدال و عدالت در ابراز محبت: در ابراز محبت و مهرورزی دو نکته بايد همواره مدنظر پدر و مادر قرار گيرد: 1-عدم تفريط، چه تفريط در ابراز محبت، ريشه ی اميد و نشاط را در کودک مي خشکاند و خطرناک و آفت زاست. 2-عدم افراط، زيرا افراط در برابر محبت نتايج نامطلوب، سلطه جويي و پرتوقعي، ناتواني و عدم اعتماد به نفس کودک، فاصله گرفتن از واقعيتها، سرکشي در برابر حقيقت و احساس وابستگي شديد به پدر و مادر را در پي خواهد داشت. امام باقر علیه الاسلام در اين مورد فرموده اند: شرالاباء من دعاه البر الي الافراط25 ؛ بدترين پدران کسي است که در نيکي به فرزند خود به افراط و زياده روي کشيده شود». نکته ی مهم ديگر در ابراز محبت، رعايت عدالت در بين فرزندان است. حتي اگر والدين يکي از فرزندان خود را به هر علتي بيشتر دوست داشته باشند، نبايد آن را اظهار کنند تا عوارض ناگواري مانند احساس خودکم بيني و ناسازگاري در فرزندان و حسادت، کينه و دشمني ميان آنان پديد نيايد. اظهار محبت به کوچکترها نبايد چنان باشد که فرزندان بزرگتر احساس بي مهري نمايند. در روايات به صراحت، رعايت عدالت در مصاديقي از ابراز محبت مورد تأکيد قرار گرفته است. پيامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: «اعدلوا بين اولادکم في النحل کما تحبون ان يعدلوا بينکم في البر و اللطف26؛ ميان فرزندانتان در هديه دادن، عدالت را مراعات کنيد، همچنان که دوست داريد که ميان شما در نيکي و لطف به عدالت رفتار شود». پيامبر صلی الله علیه و اله حتي در بوسيدن فرزندان نيز به رعايت عدالت سفارش فرموده اند: ان الله يحب ان تعدلوا بين اولادکم حتي في القبل27 ؛ خداوند دوست دارد حتي در بوسيدن، بين فرزندانتان عدالت را رعايت کنيد». پيامبر صلی الله علیه و اله مردي را ديد که دو فرزند داشت پس يکي را بوسيد و ديگري را نبوسيد پيامبر او را مورد خطاب قرار داده و فرمودند: چرا بين دو فرزندت رعايت مساوات نکردي؟!28
نوع محبت: بايستي در محبتي که ابراز مي شود، سن فرزند و جنسيت او مورد ملاحظه قرار گيرد. گام زدن پدر با فرزند نوجوانش شايد برتر از بوسيدن او باشد. چه بسا ابراز محبتي که با سن فرزند تناسب ندارد، يا او را لوس بار مي آورد و يا نتيجه معکوس مي دهد. همچنين دختران به واسطه ی برخورداري از عواطف رقيق تر بايد زودتر مورد محبت قرار گيرند. پيامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: هر کس وارد بازار شود و هديه اي براي خانواده ی خود بخرد، چون کسي است که صدقه اي براي گروهي نيازمند برده باشد و اگر خواست آنچه را که به خانه برده است بين آنان تقسيم کند، از دختران شروع نمايد، زيرا هر که دختر خود را خوشحال کند همانند آن کسي است که بنده اي از اولاد اسماعيل را آزاد کرده باشد.29
پی نوشت ها: 1 . دعائم الاسلام، ج1، ص83. 2 . کنزالعمال، ج2، ص536. 3 . نهج البلاغه، نامه31. 4 . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج20، ص267. 5 . سوره نساء، آیه 5. 6 . وسائل الشیعة، ج15، ص201، ح3. 7 . بحارالانوار، ج72، ص137. 8 . همان، ج43، ص264. 9 . نگاهی دیگر به حقوق فرزندان از دیدگاه اسلام، صص158-159. 10 . الکافی، ج6، ص50. 11 . اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص194. 12 . بحارالانوار، ج101، ص97. 13 .اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص197. 14 . سوره شوری، آیه23. 15 سوره روم، آیه 21. 16 . عده الداعی، ص79. 17 . الکافی، ج6، ص50. 18 . بحارالانوار، ج43، ص295. 19 همان، ص283. 20 . همان، ص261 21 .ابن شهر آشوب ، ابو عبدالله محمد بن علی ،مناقب آل ابی طالب ، مطبعة الحیدریة ، نجف ة 1376ه.ق./1956م ، ج 3، ص 159. 22 وسائل الشیعه، ج15، ص201، ح3. 23 . شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، الامالی، مؤسسة البعثة، قم، چاپ اول، 1417ه. ق.، ص505. 24 . اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، صص198-199. 25 یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح، تاریخ الیعقوبی، مؤسسه ی نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، قم، بی تا، ج2، ص320. 26 . کنزالعمال، ج16، ص444. 27 همان، ص445. 28بحاراالانوار، ج74، ص84. 29 .مکارم الاخلاق ، ص 221 |