مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی مشاوره خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
رژیم غذایی
احکام نماز
بهداشت در خانواده
پیوندهای ویژه  
مهرورزی در سیره رفتاری پیامبر...
رابطه محکم نماز شب و افزایش...
نقش انسان در ساختن بهشت و دوزخ...
روزه ماه مبارك رمضان با ما چه...
جهان از پرتو نور حضرت محمد صلی...
ضجه های جهنم از اهل ریا
نمازهاى وارده در شبهای ماه مبارک...
شرح ازدواج پیامبر (صلی الله...
آرامش و همدلی بعداز تشویش و...
ازدواج نامطلوب
مسئولیت پذیری در خانواده
مادران و نگرانی های رایج از...
حقوق والدین و فرزندان
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه از چاقی فرزندمان پيشگيری...
مشکل بینایی فرزندتان را تشخیص...
ازدواج نامطلوب
مسئولیت پذیری در خانواده
مادران و نگرانی های رایج از...
قانون مربوط به حق حضانت
چگونه عذرخواهي را به فرزندمان...
در سختی ها، یار و همدم باشید...
روزه در بیماران دیابت ی و قلبی
موسسه فرهنگی و پژوهشی ثارالله
راه هایی ساده برای محافظت از...
سیگار کشیدن تفریحی
چگونه خواب راحت و به موقعی داشته...
قصه وقصه پردازي درمثنوي مولوي
کدام بدتر است: سیگار، پیپ یا...
امام انسان مافوق است یا مافوق...
آیا تأخیر در فرج،موجب قساوت...
فرق بین غیبت و عدم وجود
حق واجب امام چیست؟
نیابت امام زمان (عچ)
مبنای قرآنی توسل به امام زمان...
حکومت حضرت سید الشهداء پس از...
برخورد امام زمان (عج) با اهل...
حزب جمهوری اسلامی و مدارا با...
نگاهی مختصر به نقاط مثبت و...
چرا کشف حجاب؟
دلیل نام گذاری حماسی سال ۱۳۹۲...
سخنرانی امام، ۱۵ خرداد و همه...
امام خمینی فرمان عفو عمومی داد...
ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی از...
اسلام ستیزی، جریانی سازمان یافته...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش‌بس در غزه موافقت کرد
منابع موثق از موافقت مقامات رژیم صهیونیستی با تمدید مهلت آتش بس در غزه خبر می دهند.
کرمی: می‌خواهم سومین مدال بازی‌های آسیایی را بگیرم/ باید به اتفاقات خوب در اینچئون فکر کنیم
کاپیتان تیم‌ ملی تکواندو گفت: می‌خواهم برای چهارمین بار در بازی‌های آسیایی شرکت کنم و سومین مدال خوشرنگ...
مذاکره با آمریکایی‌ها در وین امروز ادامه می یابد
مذاکرات هسته‌ای در وین امروز نیز با رایزنی‌های معاونان وزیر امور خارجه کشورمان با وندی شرمن و هلگا اشمید...
ویلیام هیگ از سمت وزارت خارجه انگلیس کناره گیری کرد
رسانه های خارجی از کناره گیری "ویلیام هیگ" از سمت وزارت خارجه انگلیس خبر می دهند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری نقشه راه دستگاه قضایی / از نقدهای سازنده و مفید استقبال می‌کنیم
رئیس قوه قضاییه توصیه‌های مقام معظم رهبری به این قوه را «نقشه راه» دستگاه قضایی در سالهای آینده دانست...
گفتگو با بازیکنی که حسرت به دل از برزیل برگشت
بازیکنی که پس از قرعه کشی مسابقات فوتبال جام جهانی به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی تبدیل شده بود، در نهایت...
فرانسه با شکست نیجریه راهی مرحله یک چهارم نهایی شد/ پرواز خروس‌ها
تیم فوتبال فرانسه با برتری مقابل نیجریه به مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای جام جهانی 2014 برزیل راه پیدا...
حمید استیلی مالک باشگاه راه‌آهن شد/ برگزاری مسابقات در اکباتان
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس با پرداخت مبلغ 8 میلیارد تومان به عنوان مالک جدید باشگاه راه‌آهن انتخاب...
تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت های روزه را از بین می برد
رئیس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به تحمل سختی در برابر امر خداوند، گفت: تسلیم در برابر امر پرودگار مشقت...
توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده
مرحوم حاج‌اسماعیل دولابی می‌گفت: مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی...
دایی: به هیچ چیز جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم/ جای کی‌روش بودم همین روش را انتخاب می‌کردم
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: شاید من هم جای کی‌روش بودم در جام جهانی همین روش را انتخاب می‌کردم.
شیلی شگفتی بزرگ جام بیستم را تکمیل کرد/ اسپانیا از جام جهانی حذف شد
تیم فوتبال شیلی با کسب پیروزی مقابل اسپانیا مدافع عنوان قهرمانی رقابتهای جام جهانی را از دور رقابتها...
هافبک سپاهان با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره شد
هافبک تیم فوتبال سپاهان پس از به توافق نرسیدن با مسئولان این باشگاه با مسئولان باشگاه پرسپولیس وارد مذاکره...
هاشم بیک‌زاده در فهرست 23 نفره تیم ملی قرار گرفت/ خانزاده مسافر برزیل شد!
هافبک تیم فوتبال استقلال به عنوان آخرین نماینده تیم ملی فوتبال ایران در فهرست 23 نفره این تیم برای حضور...
نوار ابزار
 
  دفعات نمایش: 1459    چهارشنبه 31 تیر 1388 

مشکلات زنان؛ ريشه‏ها و راه‏حل‏ها


مشکلات زنان؛ ريشه‏ها و راه‏حل‏ها

مقدمه

جنس زن، به علت تفاوتي که براساس خلقت حکيمانه خداوند، با جنس مرد دارد، در طول تاريخ موضوع بحث و گفت‏وگوي اديان الهي، شعرا، نويسندگان، مردم‏شناسان، روان‏شناسان و جامعه‏شناسان بوده است. نقش‏هاي حساس زنان، به ويژه نقش «مادري» و «تربيت فرزندان» از يک طرف و محدوديت‏هايي که به اقتضاي خلقت و مسئوليت داشته‏اند از سوي ديگر و نيز محروميت‏ها، ظلم‏ها و تبعيض‏ها نسبت به اين قشر سبب شده است که در قرن حاضر، صداي فريادخواهي و عدالت‏محوري و هويت‏جويي زنان در قالب جمعيت‏ها و گروه‏هاي سياسي و فرهنگي شکل بگيرد و در سال‏هاي اخير همايش‏هاي جهاني درباره زنان برگزار گردد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 به رهبري همه‏جانبه بنيان‏گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خمينيقدس سره و عنايت خاص ايشان به جامعه زنان و با توجه به نقش اساسي زنان در پيروزي انقلاب و ادامه آن و به ويژه در ايام دفاع مقدس و در دوران سازندگي، شاهد پيدايش جايگاه واقعي اين قشر وسيع در جامعه هستيم. حضور فعال و قانوني زنان در نهادهاي دولتي، از جمله نهاد رياست‏جمهوري، وزارت کشور و استانداري‏هاي سراسر کشور، وجود تشکيلات دولتي و غيردولتي، مراکز تحقيقاتي، مجلات ويژه زنان و... بيان‏گر اهميت دادن به زن و توجه به جايگاه او در جامعه است. دفتر مطالعات و تحقيقات زنان - وابسته به حوزه علميه قم - از جمله اين مراکز است که در زمينه «مسائل و مشکلات زنان؛ اولويت‏ها و رويکردها» به فراخوان مقاله پرداخته است. مقاله حاضر پاسخي است به اين فراخوان و مقدمه‏اي است بر شناسايي مشکلات زنان و ريشه‏يابي علل آن. نويسنده در اين مقاله، نگارنده حاصل سي سال تجربه کارهاي فرهنگي، آموزشي، پرورشي و سياسي خود را با قشر زنان در مقاطع مختلف تحصيلي و سنين مختلف در کلاس‏هاي درس، جلسات آموزش خانواده، جلسات مشاوره، ميزگردهاي پرسش و پاسخ با جوانان، برنامه‏هاي صدا و سيما، مشاوره‏هاي تلفني و مکاتبه‏اي به رشته تحرير درآورده است. به اين اميد که مسئولين محترم هم‏انديشي بتوانند از اين واقعيات و تجربيات در جهت سامان‏بخشي به مشکلات زنان توفيق يابند. هرچند در آغاز راه هستيم، اما ضرورت مسئله و عنايت دست‏اندرکاران و استقامت و پايداري آنان به همراه توکل به توفيقات الهي، سختي راه را هموار مي‏سازد. شناسايي و اولويت‏بندي مسائل و مشکلات زنان‏ مهم‏ترين حوزه‏ها در اصلاح وضعيت زنان و رشد شخصيت فردي و جايگاه اجتماعي آنان، حوزه فرهنگي، آموزشي و تربيتي است. اين حوزه در دل نهاد خانواده پايه‏ريزي شده و شکل مي‏گيرد؛ زيرا از يک طرف خانواده اولين و مهم‏ترين نهاد در تاريخ فرهنگ و تمدن انساني است و اولين مدرسه‏اي است که انسان در آن تعليم‏مي‏يابد و با اصول زندگي اجتماعي و روش تفاهم با ديگران آشنا مي‏شود.(پاورقي 1 . به نقل از: پيام حجةالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني به کنگره جهاني خانواده، مهرماه 1373.) از سوي ديگر، در بينش اسلامي ما از ميان انگاره‏هاي متعدد نهادي، خانواده داراي ارزش و مقامي برتر و سرمنشأ انگاره‏هاي نهادهاي ديگر است.(پاورقي 2 . در روايت نبوي آمده است: «ما بني في الاسلام بناء احب الي اللَّه من التزويج».) در اين نهاد، مادر نقش اساسي را بر عهده دارد. به گفته امام خمينيقدس سره: اول مدرسه‏اي که بچه دارد، دامن مادر است. مادر خوب، بچه خوب تربيت مي‏کند.(پاورقي 3 . صحيفه نور، ج 6، ص 157.) زن انسان‏ساز است. آن هم يک انسان‏ساز بزرگ، زن مربي جامعه است. از دامن زن انسان‏ها پيدا مي‏شوند، ... مربي انسان‏ها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن، با تربيت صحيح خودش انسان درست مي‏کند و با تربيت صحيح خودش، کشور را آباد مي‏کند ... زن، مبدأ همه سعادت‏ها بايد باشد.(پاورقي 4 . همان، ص 186.) بنابراين، خانواده، مهم‏ترين بستر در نهادينه شدن سنت‏ها و آداب و رسوم فرهنگي و پايدارترين و قديمي‏ترين عامل و زمينه در تربيت انسان و بهترين پايگاه در فراهم آوردن تمرکز و انگيزه و يادگيري فرزندان است و اگر خانواده از تعادل، عدالت، محبت، صداقت، رحمت و معنويت فاصله بگيرد و هويت انساني خود را فراموش نمايد عامل شقاوت‏ها و انحرافات مي‏گردد. پس اگر بخواهيم مسائل و مشکلات زنان را باز شناسيم و اولويت‏ها را مشخص سازيم بايد جايگاه اجتماعي و شخصيت فردي آنان را در ارتباط با خانواده و نقش تربيتي مادر را در تربيت فرزندان، مورد بررسي قرار دهيم. در اين ارتباط، موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرد: 1. ديدگاه و اعتقاد والدين نسبت به اصل جنسيت در خلقت چيست؟ آيا نظر و ديد آنان نسبت به جنس مؤنث و مذکر، عادلانه و منصفانه است؟2. والدين در تربيت فرزندان دختر تا چه اندازه بر مبناي شناخت از خلقت و فطرت و روان‏شناسي نيازهاي واقعي آنان عمل کرده‏اند؟ 3. آيا ديدگاه اقوام و خويشاوندان و دوستان - که مجموعاً نظام ارتباطي خانواده را به طور خاص تشکيل مي‏دهد - نسبت به فرزند دختر و پسر به يک اندازه است؟ 4. آيا در فرهنگ مردم و در ديدگاه آنان، جنسيت دختر و پسر در جايگاه واقعي خود قرار دارد و آنان از احترام و کرامت انساني بهره‏اي دارند؟ هدف از طرح سؤالات فوق، بيان اين نکته است که اولين مشکل در نهاد خانواده، نوع بينش و باور والدين و اقوام و توده مردم درباره جايگاه و رسالت دختران در جامعه است؛ زيرا پايه بسياري از رفتارها، برداشت‏ها و واگذاري نقش‏ها نسبت به جنس مؤنث همين نکته است. عدم شناخت همه جانبه مکتبي و علمي از زن و حتي باورهاي اسلامي و شخصي بعضي از وعاظ و طلاب - که مردم آن‏ها را به عنوان ديدگاه اسلام تلقي مي‏کنند - باعث شده است که عباراتي هم‏چون «عقل زن ناقص است» و يا «با زن نبايد مشورت کرد» در باورهاي توده مردم جايگزين شود و بسياري از دختران و زنان به جاي تحقيق در هويت فرهنگي و خلقتي اسلامي خود و رسيدن به يک «خودباوري انساني اسلامي» درصدد دفاع تقابلي با جنس مکمل، که به غلط جنس مخالف گفته مي‏شود، برآيند و اثبات خود را در تخريب جنس مرد و ظالم دانستن مردان و اعتقاد به تبعيض در خلقت بدانند. بنابراين، اولين مشکل در حوزه فرهنگي، آموزشي و تربيتي، عدم شناخت ابعاد شخصيت زن از بُعد انساني اوست؛ در حالي که اکنون زن را از بعد جنسيت او مي‏سنجند و در مقايسه با مرد، تفاوت‏هاي طبيعي و تکميلي را مي‏نگرند، در نتيجه زمينه تقابل به خصوص در نظام خانواده و به ويژه بين پدر و مادر و مسئوليت‏هاي حقوقي آنان فراهم مي‏گردد. دومين مشکل در حوزه يادشده، فاصله گرفتن زنان از هويت انساني، مسؤوليت‏شوهرداري، وظيفه خطير مادري و پرورش و تربيت فرزندان است که منجر به سست شدن پايه‏هاي نهاد خانواده، کم‏رنگ شدن عشق، محبت، مهر، وفا، عفت، عزت و حرمت آنان و در نتيجه ضعيف شدن عواطف و معنويت و رفتن به سوي انحراف و ذلت مي‏گردد. به هر حال خارج شدن زن از نقش الگويي خود در کانون خانواده سبب شده است که فرزندان از مادران فاصله گرفته و جنبه تربيتي آنان دچار خدشه گردد. امام راحل اين مسئوليت را در عبارت زيبايي چنين ترسيم مي‏فرمايند: شما اين مسئوليت بزرگ را داريد که بايد بچه‏هاي خودتان را که نوزاد هستند و نفوسشان زود چيز را قبول مي‏کند، تربيت را زود قبول مي‏کند، خوب و بد را زود قبول مي‏کند، شما در اول که اين بچه‏ها در دامن شما بزرگ مي‏شدند. مسئول افعال و اعمال آن‏ها هم شما هستيد... اگر يک بچه بد هم خداي نخواسته در دامن شما بزرگ بشود، ممکن است که يک فساد در جامعه پيدا بشود.(پاورقي 1 . همان، ص 155.) سومين مشکلي که در دنياي دختران جامعه ما وجود دارد و ناشي از وجود خانواده‏هاي غيرمتعادل و نا به سامان است، ارتباطهاي گوناگون با پسران و گاه مردان و به اصطلاح اختيار «دوست پسر» است. اين پديده از يک طرف ناشي از غرايز جنسي و از طرف ديگر عکس‏العملي براي فاصله گرفتن از ناکامي‏ها و رنج‏هاي فردي و حقارت‏هاي خانوادگي و مدرسه‏اي و اجتماعي است و به بيان ديگر متأثر از فرهنگ مختلط جهاني است که مظاهر عمده آن در فيلم‏ها و عکس‏ها و نوارها و داستان‏ها نمايان است. امروز در جامعه اسلامي يا به علت عدم تربيت صحيح، بيش‏ترين مشکلات مدارس که به واحدهاي امور تربيتي گزارش مي‏شود ارتباطات نادرست پسران و دختران و رايج شدن دوست پسر و دوست دختر در تمام مقاطع تحصيلي است. چهارمين مشکل، مربوط به دختران جواني است که در انتظار شوهراني ايده‏آل‏روزشماري مي‏کنند و در اين راه با مسائل و مشکلات زيادي روبه‏رو هستند که مهم‏ترين آن نداشتن يک بينش و معرفت صحيح و همه‏جانبه در هدف از تشکيل خانواده و معيارهاي انتخاب برترين همسر و روش‏هاي انتخاب و کسب اعتماد و اطمينان لازم مي‏باشد. پنجمين مشکل، در ارتباط با دختران جواني است که به هر تقدير به خانه بخت مي‏روند و مرحله اول زندگي را پشت سر مي‏گذارند، ولي تفکر و تدبير اداره زندگي و تحمل مشکلات بعدي را ندارند. از اين رو، بسياري از آنان به علت تربيت‏هاي غلط خانوادگي و عدم آمادگي براي پذيرش مسئوليت همسري و مادري، مراکز مشاوره را هم پشت سر مي‏گذارند، اما متأسفانه راهيِ دادگاه‏هاي خانواده مي‏گردند. ششمين مشکل، مربوط به روابط همسري از بُعد حقوقي، تربيت اخلاقي و شخصيتي و جنسي است که ناشي از عدم آشنايي طرفين با هم و وجود خصلت‏هاي زشت فردي و تربيت غلط خانوادگي است. اين مسئله، توان و تحمل را از زنان سلب مي‏کند و کانون گرم خانواده، محل مشاجرات و تنازعات بين زن و مرد مي‏گردد و آثار سوئي در تربيت فرزندان به جاي مي‏گذارد. هفتمين مشکل، در ارتباط با مادراني است که در تربيت صحيح فرزندان موفق نيستند و فرزندان آنان در مسائل درسي و اخلاقي و رفتاري و اعتقادي دچار مشکل شده و مادران را عصبي، پرخاشگر و ناآرام و مضطرب ساخته است. هشتمين مورد، مربوط به دختراني است که در خانواده‏هاي آسيب‏پذير زندگي مي‏کنند و مدارس هم نمي‏تواند آن‏ها را جذب نمايند، لذا از مدرسه اخراج مي‏شوند و به فساد و انحراف اخلاقي دچار مي‏شوند به طوري که بعضي از آن‏ها با فرار از منزل و رفتن به مراکز فساد و يا خودکشي و روي آوردن به اعتياد زندگي را مي‏گذرانند. نهمين مشکل، مربوط به دختران مجرد و مسن و زنان مطلقه و بيوه‏اي است که دچار روابط نامشروع شده‏اند. دهمين مشکل، به فارغ‏التحصيلان ديپلمه و ليسانسه ارتباط دارد که براي انتخاب شغل مناسب به هر دري مي‏زنند، ولي اکثراً با جواب منفي روبه‏رو مي‏گردند. هم‏چنان‏که زنان شاغل نيز در همسرداري و بچه‏داري دچار مشکل هستند. مشکلات فوق به ترتيب اولويت ذکر شد. حال اين سؤال مطرح است که ريشه‏ها و عوامل زمينه‏ساز بروز اين مشکلات چيست؟ به طور خلاصه مي‏توان عوامل و علل زير را در بروز اين مشکلات ده‏گانه برشمرد، اما قبل از بررسي ريشه‏ها گفتني است که ملاک‏هاي اين مقاله در اولويت‏بندي «فراواني بروز مشکلات»، «محتواي خود مشکلات» و «آثار مخرب مشکلات در جامعه» مي‏باشد. ريشه‏ها و عوامل زمينه‏ساز مسائل و مشکلات زنان‏ ابتدا يادآوري مي‏شود که در بيان ريشه‏ها و عوامل زمينه‏ساز، از تحقيقات علمي و شيوه‏هاي آماري استفاده نشده، بلکه نتايج سال‏ها تجربه، تدريس دروس مشاوره جوانان و مشاوره خانواده در مراکز تربيت معلم و شرکت در کلاس‏هاي آموزش خانواده و پرسش و پاسخ با جوانان و شرکت فعال در جلسات مشاورين و مديران و مربيان پرورشي مدارس و مسئوليت‏هاي مشاوره در دانشگاه، آموزش و پرورش، سازمان تبليغات، شوراي فرهنگ عمومي، ارشاد اسلامي، پايگاه‏هاي بسيج مقاومت و بسيج دانشجويي و نيروي انتظامي مي‏باشد. اما علل و عوامل زمينه‏ساز بروز مشکلات به شرح زير است: 1. عوامل فردي: اين عوامل مربوط به خصوصيات ارثي، خصلتي و شخصي است که زنان در انتخاب آن دخالتي ندارند. اين عوامل عبارت‏اند از: الف) حساس بودن در مسائل روزمره زندگي. ب) عدم رشد عقلي و برخورداري از نوع خاصي از سادگي که خود ناشي از عدم حضور در اجتماع و ارتباط با ديگران مي‏باشد. ج) احساس خودناباوري و داشتن ديدي منفي نسبت به خود و جنسيت خود. د) وجود محدوديت‏ها از نظر قدرت بدني و و تحرک و انجام کارهاي سخت و در نتيجه کمتر شدن امکان بروز و ظهور استعدادهاي شخصي. ه) عدم شناخت و آگاهي از عظمت و جايگاه زن و فلسفه پاره‏اي از مسئوليت‏ها. 2. عوامل خانوادگي: اين عوامل به فضاي روحي و رواني و رفتاري و تربيتي و فرهنگي خانواده بستگي دارد. خانواده به عنوان اولين مدرسه رسمي در زندگي انسان مطرح است و مي‏تواند هم‏چون عاملي پويا در فراگيري و اکتساب رفتارهاي آموخته و عادات جديد در شکل‏گيري شخصيت دختران مؤثر باشد. تأثيرپذيري دختران نسبت به پسران به علل مختلف از جمله حضور بيش‏تر آنان در خانواده و وابستگي به مادر، زيادتر مي‏باشد. عوامل مهم خانوادگي عبارت‏اند از: الف) نحوه ارتباط والدين و چگونگي ديد آنان نسبت به هم در فضاي خانواده. ب) شيوه تربيت دختران و افراط و تفريط در اين زمينه. ج) احساس ظلم و تبعيض در خانواده، به خصوص در ارتباط با پسران. د) احساس در حصار بودن و عدم ارتباط فکري و فرهنگي بين آنان و والدين، به ويژه فرزندان آخر خانواده. ه) نبود يک ديد مثبت در مورد جنس دختر در بين بستگان درجه اول زوجين، به ويژه خانواده مرد. و) نبود رابطه عاطفي بين پدر و دختران و عدم آگاهي پدران از روان‏شناسي زن. ز) وجود تعصب‏هاي افراطي و بعضاً بيمارگونه به عنوان حفظ حريم و حرمت دختران که نتايج منفي و دردناکي به دنبال دارد. ح) وجود پدران و مادراني که صلاحيت تربيت را ندارند و فرزندان از آن‏ها الگو مي‏پذيرند (خانواده‏هاي بد سرپرست). ط) وجود يک سري آداب و رسوم سنتي و يا برنامه شب‏نشيني‏هاي خانوادگي و فاميلي و حاکميت «تجدد اغراق‏آميز در مصرف» و رقابت‏هاي بيمارگونه و حسادت‏ها و خودمحوري‏هاي قومي و نژادي که مجموعاً دختران را به صورت افرادي عقده‏اي و دردمند و يا متوقع بار مي‏آورد. ي) وجود خانواده‏هاي پرجمعيت و موقعيت فرزندان، به ويژه فرزندان دختر و نيز وضعيت اقتصادي و معيشتي و نداشتن حوصله و توان رسيدگي والدين به آنان. ک) نبود بينش درست و همه‏جانبه در زمينه فرستادن دختران به خانه بخت و وجود موانع فکري، اقتصادي، سنتي، قومي و فاميلي. ل) وجود انتظارات و توقعات خارج از طاقت و نامناسب با استعدادهاي دختران و فاصله داشتن نسل نو از نسل قديم. م) عدم وجود فلسفه صحيح در تربيت فرزندان، به ويژه دختران و تحميل خواست‏هاي شخصي و سليقه‏هاي فردي به عنوان اصول تربيتي به آنان. 3. مدرسه: مدرسه براي دختران در جامعه ما بستر مناسبي براي رشد اخلاقي، فرهنگي، تربيتي و حتي علمي نيست، لذا در طول دوران دوازده سال تحصيل، از هويت انساني و شخصيت زنانگي و مادري خود فاصله مي‏گيرند و در حالت تضاد و دوگانگي رشد مي‏کنند که آثار اين گونه رشد را مي‏توان در درون خانواده و ناسازگاري‏ها و نااميدي‏ها ملاحظه کرد. به عبارت ديگر، مدارس به ويژه مدارس دخترانه، تربيت‏کننده خوبي براي فرداي زندگي ما نيستند. اگر بخواهيم علل آن را بيان کنيم مي‏توان به موارد زير اشاره کرد: الف) نظام آموزشي و پرورشي ما در کل با نيازهاي دخترانه و پسرانه عادلانه برخورد نمي‏کند، در اين ميان استعدادهاي بالقوه دختران در جهت تحقق هويت خاص آنان از رشد و شکوفايي کمتري برخوردار است. ب) نظام آموزشي، دختران را در جهت انتخاب فلسفه زندگي و راه و رسم مقابله‏با مشکلات و سازگاري با شرايط جديد و برخورداري از شناخت و قدرت تفکر آماده نمي‏سازد. ج) تعصبات مديران، مربيان، معاونين و تعدادي از مسئولان اداره و عدم تدبير و دورانديشي آنان باعث شده است که فاصله فکري و علمي و اجتماعي و فرهنگي بين بچه‏ها و آنان زيادتر شود. از اين رو، به خاطر زور و فشار قوانين و مقررات و والدين و براي رفع تکليف (نه شور و شوق) در کلاس حاضر مي‏شوند. در نتيجه مدرسه مي‏روند و حتي زياد هم درس مي‏خوانند اما فکور و فهيم و عاقل و مدير و برنامه‏ريز نمي‏گردند. د) متأسفانه بين خواسته‏هاي مدرسه که عمدتاً براساس قوانين و سليقه‏ها و افکار مديران مي‏باشد و خواسته‏هاي والدين که براساس تربيت‏ها و آداب و رسوم و حساسيت‏ها و آرزوها مي‏باشد، فاصله نسبتاً زيادي هست و در اين ميان، دختران به علت تضاد و عدم تفاهم بين اين دو نهاد، شخصيت باثبات و استواري به‏دست نمي‏آورند. لذا به هويت و موقعيت خود واقف نشده و به رشد لازم نمي‏رسند و در نهايت آن‏ها از حل مشکلات فرداي زندگي در خانه همسر و يا در دل اجتماع، عاجز شده و سرود ناسازگاري را باز سر مي‏دهند. ه) مدارس بيش از آن‏که دانش‏آموزنگر باشند، درس‏نگر و قانون‏نگر و مدرسه‏محورند و مسائل عاطفي، احساسي، روحي، رواني دختران را ناديده مي‏گيرند و مشاورين و دبيران هم غالباً در يک رابطه عمودي و از بالا به پايين به بچه‏ها مي‏نگرند و رابطه افقي و دوستانه کمتري دارند، لذا دختران احساس شکفتگي و شکوفايي ندارند. و) از آن جا که انگيزه‏ها و شرايط لازم براي فعاليت فوقِ برنامه در مدارس وجود ندارد و حوزه فعاليت دربرگيرنده نيازها و ابعاد مختلف رشد هنري، فکري، علمي، حرفه‏اي و... نيست و محيط و شرايط، خشک و قانونمند و بدون انگيزه مي‏باشد،دختران بيش‏ترين وقت خود را صرف داستان‏هاي رؤيايي و تفاخرات فاميلي و مالي و... مي‏کنند که آن‏ها را از مسائل اصلي زندگي و انساني دور مي‏سازد. ز) مشاوريني در مدارس حضور ندارند که جايگاه سازنده‏اي در مدارس داشته و بتوانند سنگ صبوري براي شنيدن مشکلات و چراغ راهي براي روشن کردن مسير زندگي باشند. در نتيجه، دختران با توجه به مشکلات خود و نبود پناه‏گاه، فرصتي براي خودباوري و خودشکوفايي پيدا نمي‏کنند و با باورهاي غلط نسبت به زندگي و خلقت خود بار مي‏آيند و با همين بارهاي سنگين و هضم‏نشده در زندگي آينده نمي‏توانند نقش سازنده خود را به عنوان همسر و مادر ايفا نمايند. ح) مجموعه درس‏ها و کلاس‏ها نمي‏توانند دختران را با يک نگرش علمي و روش تحقيق و تفحص آشنا سازد. آن‏ها بيش‏تر نگران محفوظات خويش هستند نه معلومات و تفکرات، لذا براي احساسات و حساسيت‏هاي خود راه ابرازي پيدا نمي‏کنند و به روش‏هاي عقلي و منطقي دست نمي‏يابند و در نتيجه از رشد عقلاني برخوردار نمي‏شوند. از اين رو، بسياري از دختران به گفته مادرانشان از دو ويژگي برخوردارند: «حساس» و «زودباور» مي‏باشند و به همين خاطر کمتر در صحنه‏هاي اجتماعي و فرهنگي ظاهر شده و نمي‏توانند نقش خود را ايفا نمايند، چون اساساً براي آن تربيت نشده‏اند. ط) رقابت‏هاي درسي که بتواند بچه‏ها را به تحرک وا دارد کم است. تعداد زياد دانش‏آموزان، بي‏انگيزه بودن اکثر دبيران و خسته بودن آنان در امر تدريس، تشويق کم و تحقير ديگران، فضاهاي آموزشي را نسبتاً سرد و بي‏روح مي‏سازد و در نتيجه دختران در حاشيه درس مي‏خوانند و در متن قرار نمي‏گيرند. ي) بدبيني‏ها و روش‏هاي اداره مدرسه توسط دبيران و معاونين باعث شده است که در اداره مدرسه از القاب زشت و تحقيرآميز استفاده شود و اگر دختري دچار خطايي شد سريعاً مارک زده مي‏شود و چنين دختري که آبرويش در انظار ديگران‏ريخته شده، آسيب‏پذير مي‏گردد. ک) در فضاي اکثر مدارس، آمريت به جاي مديريت و ترس به جاي خشوع و مدير و معلم‏محوري به جاي دانش‏آموز محوري حکم‏فرماست، لذا از مشارکت بچه‏ها کمتر استفاده مي‏شود و آن‏ها هميشه احساس مي‏کنند که براي عدم اطلاع دفتر نبايد فلان کار خلاف را انجام دهند، نه براي حرمت و عزت خودشان. دختراني که هميشه از خارج تحت کنترل‏اند بسيار ترسو و زبون شده و اعتماد به نفس را از دست مي‏دهند و در تصميم‏گيري‏هاي مهم زندگي مانند انتخاب همسر به بيراهه مي‏روند. 4. عوامل اجتماعي: قبل از بررسي عوامل اجتماعي بايد گفت دختر در دنياي درون خود براي خويش تعريفي دارد و بر آن اساس، در درون خانواده نقش و مسئوليتي را برعهده مي‏گيرد و به دنبال آن در دوران تحصيل و در فضاي محدود مدرسه وارد مي‏شود و به سومين ميدان باور خويش وارد مي‏گردد و قبل از ورود به اجتماع، مجموعه باورهاي فردي، خانوادگي و مدرسه‏اي او شناسنامه عقلي و شخصيتي و روحي و فرهنگي وي را تشکيل مي‏دهد و آن‏گاه قدم به آخرين و وسيع‏ترين ميدان زندگي و بزرگ‏ترين دانشگاه مي‏گذارد. در اين مرحله دختر در يک دوره انتقال از فرهنگ خانواده به فرهنگ کانون جديد زندگي قرار دارد. بسياري از دختران چه به لحاظ نياز فطري و خلقتي خود و چه به لحاظ ضرورت اجتماعي و فرهنگي در انتظار همسر جديدي هستند که سال‏ها در رؤياهاي خود و به‏دست خود او را ساخته و پرداخته‏اند، لذا براي ورود به دانشگاه بزرگ زندگي از طريق انتخاب همسر و براي موفقيت در دانشگاه اجتماع از راه شرکت در کنکور و هم‏زمان با آن براي خلاصي از فشارهاي اقتصادي زندگي به انتخاب شغل، اقدام مي‏کنند. بنابراين دختران با سه انتخاب بزرگ روبه‏رو هستند: انتخاب همسر، شغل و رشته دانشگاهي و در انتظار دو موفقيت مي‏باشند: يکي موفقيت در انتخاب شدن توسط همسر ايده‏آل و ديگري موفقيت در کنکور دانشگاه‏که به عهده خودشان مي‏باشد. با توجه به آن چه گفته شد عوامل اجتماعي را مي‏توان در موارد زير خلاصه کرد: تصميم‏گيري: دختران پس از اين‏که از مدارس فارغ‏التحصيل شدند، در ميدان‏هاي بزرگ تصيمم‏گيري گام مي‏گذارند. آن چه تصميم‏گيري را براي آن‏ها مشکل مي‏سازد در مرتبه اول، عوامل شخصي و فردي است. اگر آنان در مراحل قبلي رشد لازم را به‏دست نياورده باشند؛ يعني در دل خانواده و در مدرسه موفقيت‏هاي لازم را کسب نکرده باشند، تصميم‏گيري در ميدان بزرگ اجتماع برايشان مشکل است. متأسفانه در بُعد فردي بسياري از دختران ما از شناخت خودِ واقعيِ خويش و قبول آن خودِ واقعي عاجزند و اکثراً بر امواج خودهاي کاذب و رؤياهاي خيالي سوار هستند و بر اين اساس نمي‏توانند موفقيت فعلي خود را در انتخاب‏هاي بزرگ ترسيم کنند، لذا قادر به تصميم آگاهانه و مستقل نيستند و همين امر آن‏ها را افسرده و انفعالي مي‏سازد. در مرتبه دوم، خانواده مي‏باشد که پدر و مادر و برادران و خواهران و اقوام درجه اول هر کدام انتظاراتي دارند و دختر در اين ميان به اين طرف و آن طرف کشيده شده و نمي‏داند در انتخاب‏ها چه تصميمي بگيرد و چه کسي را راضي نگه دارد و چگونه عمل کند که همه از دست او راضي باشند. در مرتبه سوم، انتظارات جامعه و مردم و دوستان نزديک دختر مي‏باشد که در مواقع تصميم‏گيري هر کدام از آنان از سر خيرخواهي و دلسوزي مطلبي را مي‏گويند و مجموعه اين توقعات و انتظارات متفاوت، فرآيند تصميم‏گيري را براي انتخاب اصلح، مشکل مي‏سازد. جايگاه اجتماعي: دختران پس از اتمام تحصيلات در ميدان اجتماع جايگاه مشخص و روشني ندارند و مسائل حقوقي و ارزشي و فرهنگي و هنري آنان به درستي تعريف نشده و در مورد بلوغ و اصل تحصيلِ آنان و کار کردن در مراکز دولتي و خصوصي و حضور آنان در جامعه و فعاليت‏هاي سياسي و فرهنگي از نظر عرف‏مردم، خانواده‏ها، حکومت، نظام، سنت‏ها و رسوم، اصول و معيارهاي روشني نداريم حتي در ميان مراجع و روحانيون که رهبران ديني جامعه ما هستند، تفاهم و وحدت نظر، وجود ندارد و به همين علت دختران در تشخيص تکليف خود و عمل به وظيفه خويش دچار ترديدند در نتيجه براي ايفاي نقش خود در جامعه چندان موفق نمي‏باشند. مراجع تقليد هم کمتر در اين گونه مسائل، مورد سؤال واقع شده و يا کمتر در اين موارد به اجتهاد پرداخته‏اند. به هر حال، روشن نبودن جايگاه اجتماعي باعث شده دختران آماج حرف‏هاي افراطي و تفريطي شده و گيج و سرگردان باشند؛ به طوري که گاهي براي رها شدن از آماج اين حمله‏ها نسبت به بيش‏تر معيارها بي‏تفاوت شده و خود را از قيد آن‏ها خلاص مي‏کنند. مسئله جنسيت: يکي از مسائل اساسي دختران در جامعه ما، به ويژه بعد از انقلاب که ارزش‏هاي طاغوتي را سرکوب و درصد جايگزيني ارزش‏هاي اسلامي است و يک دوره انتقالي را طي مي‏کند، موضوع ارتباط دختر و پسر مي‏باشد که متأسفانه بين باورهاي فردي و غريزي و عاطفي که دو جنس با هم دارند با نظام ارزشي خانواده و معيارها و ضوابط مدرسه و مسائل و معيارهاي اجتماع هماهنگي و همخواني وجود ندارد و دختران ما وارث افکارهاي متفاوت و گاه متضاد درباره جنسيت خود هستند، حتي درون خانواده و بين پدر و مادر در مورد حد و حدود ارتباط مشروع بين دختر و پسر اختلاف‏نظر وجود دارد. مجموعه اين باورها باعث شده است که آن‏ها از هويت جنسي خود تعريف روشني نداشته باشند که اين مسئله، اولاً عامل بسياري از ناسازگاري‏هاي خانوادگي و ثانياً باعث رشدنيافتگي عقلي و شخصيتي دختران مي‏گردد. مسائل فرهنگي: از آن جا که ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباطي، دنيا را از بُعد فرهنگي به معناي عام کلمه به يکديگر نزديک ساخته است، دختران جامعه ما هم در معرض اين انفجار اطلاعاتي و ارتباطي قرار گرفته‏اند، اما با توجه به افزايش فاصله فرهنگي و فکري نسل جديد و قديم و نيز محدوديت‏هاي شرعي و مکتبي، انتخاب يک هويت‏فرهنگي متعادل براي دختران بسيار دشوار است. متوليان رسمي و غيررسمي فرهنگي کشور هم هنوز توفيقي براي ارائه يک الگوي جامع فرهنگي، به ويژه براي دختران ارائه نداده‏اند. لذا دختران از يک طرف در مسير هجوم فرهنگي دشمن هستند و درجه آسيب‏پذيري بيش‏تري نسبت به پسران دارند و از سوي ديگر در لابه‏لاي تعصبات خانوادگي و رسم و رسومات اجتماعي و اختلاف‏نظرهاي شرعي دچار نوعي سردرگمي شده و جواب روشني براي «چگونه شدن خويش» نيافته‏اند. اين مسئله باعث شده است که استعدادهاي هنري و سياسي و فکري آنان رشد لازم را نداشته باشد و در نتيجه آن‏ها به راستي نتوانند جايگاه و نقش فرهنگي خود را بشناسند و ايفاي نقش نمايند. هدف‏داري و فلسفه زندگي: بسياري از دختران به سبب عوامل متعددي - که قبلاً از آن‏ها سخن گفته شد - در يافتن هدف‏هاي روشن براي زندگاني و دلايلي براي چرايي زندگي دچار مشکل هستند؛ خصوصاً دختراني که در محيط خانواده تنها مانده و يا سن آن‏ها براي ازدواج از حد متداول بالاتر رفته، به نوعي دلسرد و دچار احساس يأس شديد مي‏شوند و درباره اصل خلقت خود و چرايي زيستن خويش سؤال دارند و به هدف و فلسفه مشخصي نرسيده‏اند. نگاه جهاني: در دنياي فعلي نگرش جهاني به زن نشان‏دهنده اين واقعيت تلخ مي‏باشد که تمامي هويت زن در جنسيت او خلاصه شده و استفاده ابزاري از او سبب شده است که بسياري از دختران جوان در جهان در باورها و رؤياهاي خود از اين نگرش، الگو بگيرند و از طريق فيلم‏ها و نوارها و ماهواره از آنان متأثر شوند. دختران جامعه ما، به خصوص کساني که در خانواده‏هاي مرفه و سطح بالا زندگي مي‏کنند و از سفرهاي خارج از کشور نيز برخوردارند از اين الگوها بهره گرفته و نظام ارزشي و اعتقادي آنان متزلزل مي‏گردد. نگرش تاريخي: زن در طول تاريخ و در مقايسه با مرد با يک نوع بي‏عدالتي مواجه‏بوده که دائماً از آن رنج برده است. دختران امروز جامعه اين واقعيات تلخ را از زبان به زبان و يا از طريق کتاب‏ها و فيلم‏ها دريافته‏اند و يک نوع احساس مظلوميت دارند و بعضاً به جنس مرد بدبين و درصدد مقابله هستند و اصولاً تصور عمومي آن‏ها بر اين واژه استوار است که زن و مرد دو جنس مخالف‏اند در حالي که آن‏ها دو جنس مکمل هم‏اند نه مخالف. مسئله خلقت: زن و مرد براساس حکمت خداوندي و وظيفه و مسئوليت‏ها از نظر خلقت داراي تفاوت هستند، اما حکومت مردها و دوران مردسالاري و مشکلات عاطفي و روحي زن و مشکلات دوران بارداري و قدرت بيش‏تر بدني مردان و آسيب‏پذيري بيش‏تر زنان مجموعاً سبب شده است که زنان جامعه ما نوعاً شاهد رنج‏ها و مصيبت‏هاي مادران خود باشند، لذا در مقايسه با مردان احساس ظلم و بي‏عدالتي مي‏کنند. اين تفکر در افکار و انديشه‏هاي دختران ما جاي دارد و نسل به نسل منتقل مي‏گردد. راهبردهاي عملي براي حل مشکلات زنان‏ پس از بيان مشکلات و علل آن‏ها اکنون ضروري است که با توجه به امکانات و واقعيات موجود، راه‏کارهاي مختلفي مطرح شود و مورد بررسي قرار گيرد. بديهي است از آن جا که بروز مشکلات زنان به عوامل متعددي مربوط مي‏شود، حل آن‏ها هم به ابعاد گوناگوني بر مي‏گردد که هر کدام در جاي خود بايد به‏کار افتد و مجموعاً جرياني سازنده را به وجود آورد. براي اين منظور لازم است در ابعاد زير ديدگاه‏ها و راه‏حل‏هاي منطقي را ارائه نماييم: 1. انسان‏شناسي: ارائه ديدگاه اسلام نسبت به انسان (اعم از زن و مرد) براي حل مشکلات زنان از اهم امور است؛ زيرا هرگونه که انسان شناخته شود، براساس همان شناخت، رفتارها و اقدامات و برنامه‏هاي تربيتي شکل مي‏گيرد. از اين رو، امير مؤمنان‏مي‏فرمايد: «برترين حکمت، شناخت آدمي نسبت به خويش است.»(پاورقي 1 . شرح غرر، ج 6، ص 419.) آن چه در اين زمينه براي زنان جامعه اهميت دارد اصل «اشتراک زن و مرد در انسانيت است» و اين‏که اسلام زن را هم‏چون مرد، انسان مي‏داند که سه ويژگي مهم انساني؛ يعني اختيار، مسئوليت‏پذيري و توان ارتقا و کمال را داراست و همانند مرد از امکانات رشد و کاميابي برخوردار است.(پاورقي 2 . زيبايي‏نژاد، محمدرضا و سبحاني، محمدتقي، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم، انتشارات دارالثقلين، چاپ اول، 1379، ص 54 .) در پيشگاه پروردگار، اساس و ملاک کرامت و شرافت انسان جنسيت او نيست، بلکه تقواي اوست؛ همان گونه که در آيه قرآن به صراحت آمده است: «ان اکرمکم عنداللَّه اتقاکم». به بيان ديگر، خداوند انسان را براي عبادت و طي مراتب کمال آفريده است و در اين رابطه تفاوتي بين زن و مرد نيست؛ چنان‏که قرآن مي‏فرمايد: «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون». نکته ديگر اين‏که خلقت پديده‏اي است که بر اصل زوجيت بنا نهاده شده «سبحان الذي خلق الازواج کلها» لذا اساس بر تکميل و تکامل و مکمل بودن زن و مرد است. چنان که در قرآن آمده است: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن». ديگر اين‏که خداوند در خلقت زن و مرد با تفاوت تکويني که دارند، هدف و غايتي داشته است و بر اساس مشيت حکيمانه احسن الخالقين بودن، زن و مرد را به گونه‏اي خلق نموده است که هر کدام در جايگاه خود در نظام احسن هستي، نقش خويش را ايفا نمايد. 2. نظام آموزشي: نظام آموزشي موجود در خانواده، مدارس و اجتماع براساس بينش ناقص نسبت به زن در بعد عاطفي و عقلي و شخصيتي استوار است. در اين مورد، توانمندي جسمي و روحي، محدوديت‏هاي خانوادگي و اجتماعي، نقش‏هاي متفاوت با مردان، مسئوليت‏هاي اجتماعي زنان در زمينه شوهرداري و بچه‏داري از جمله مواردي است که در بعد آموزشي موردنظر قرار گرفته و باعث شده است که با ديده ترحم و رأفت بيش از حد و ضعف و زبوني به زن بنگرند و او را موجودي وابسته به مادر و متکي به او تا آخر زندگي بدانند و سلطه پدر را هم حتي بعد از ازدواج و فرزنددار شدن ادامه دهند. لذا آموزش زنان اولاً بايد براساس استعدادهاي خدادادي آنان و به دور از تعصبات مسلماني، اما بر پايه اصول و مباني تربيت اسلامي صورت گيرد و ثانياً با توجه به تفاوت استعدادهاي پسران و دختران غير از آموزش‏هاي مشترک با پسران، آموزش‏هاي خاص هم به تناسب خلقت زن مانند تربيت فرزند در ابعاد مختلف به آن‏ها داده شود. 3. بعد آموزشي: از آن جا که انسان تربيت‏پذيرترين مخلوق عالم است و داراي قدرت تفکر و شناخت و آگاهي مي‏باشد بايد ديد که بهترين روش تربيت و زمينه‏سازي شکوفايي استعدادها کدام است. در اين جا با قاطعيت مي‏توان گفت که آموزش بهترين روش براي تربيت انسان‏ها است و در مقايسه با پسرها، دختران و زنان آموزش‏پذيرتر و در نتيجه تربيت‏پذيرتر هستند. آموزش دختران در ابعاد مختلف بايد صورت گيرد: الف) محيط خانواده: هم دختر در کانون گرم خانواده بهترين تربيت‏ها و آموزش‏ها را مي‏پذيرد و هم مادر در خانواده، بيش‏ترين نقش را در تربيت و آموزش دختران خويش بر عهده دارد. بايد در خانواده‏ها و خصوصاً به پدران، شيوه تربيت دختر آموزش داده شود. امروزه حتي بسياري از مردان به دنياي عاطفي و احساسي و روان‏شناسي همسرانشان آگاهي ندارند و بسياري از مادران در خانه همسرشان احساس آرامش نمي‏کنند که بتوانند بچه‏ها را با آرامش تربيت کنند. ب) محيط مدارس و دانشگاه‏ها: اين محيطها رسماً مسئول آموزش دروس مختلف هستند. اما در فرصت‏هاي غيررسمي و اردوهاي آموزشي و مناسبت‏هاي مختلف مي‏توانند با برگزاري کلاس‏ها شيوه زندگي کردن را در دانشگاه بزرگ زندگي به دختران آموزش دهند. محورهاي اين آموزش‏ها مي‏تواند در جهت خودشناسي زنان،خلقت دوجنسي در عالم و نقش تکاملي دختر و پسر در جهان هستي باشد. 4. بعد تربيتي: تربيت از يک طرف امري است که نياز به زمينه دارد تا بتواند استعدادهاي انسان را شکوفا سازد و از سوي ديگر، موضوع تربيت، يعني انسان بايد به طور نسبي شناخته و تعريف شود. هم‏چنين در امر تربيت به اصول و روش‏ها و شناخت موانع و مشکلات نياز داريم. همه اين‏ها جريان تربيت را امري چندبعدي و تخصصي مي‏سازد و اين امر در مورد دختران از حساسيت و پيچيدگي خاصي برخوردار است. آن چه مي‏توان در اين مقاله گفت اين است که والدين، معلمان، مربيان، روحانيون و متوليان امر فرهنگ و نهادها و ادارات و سازمان‏هايي که به مسائل نوجوانان و تربيت آن‏ها مي‏پردازند موارد زير را بايستي در برنامه‏ريزي‏ها و سياست‏هاي فرهنگي خود، به ويژه براي دختران جوان به‏کار گيرند: الف) عواطف و احساست دختران به عنوان پايگاه رشد و شکوفايي اعتقادات، باورها، ارزش‏ها مورد توجه و عنايت قرار گيرد. ب) زيبايي و جمال دوستي به عنوان يک عنصر فطري مورد توجه باشد تا به بلوغ و شکوفايي عقلي و معنوي برسد. ج) مهر و محبت و عشق و علاقه، بايد به عنوان يک محور اساسي در تربيت و فضاي تربيتي حکم‏فرما باشد. د) تکريم و عزت و احترام، بستر و زمينه مناسبي براي شکوفايي روزهاي تربيتي فراهم مي‏آورد و دختران را به خودباوري و احساس خودارزشمندي هدايت مي‏کند و اعتماد به نفس آن‏ها را افزايش مي‏دهد. همه اين‏ها باعث مي‏شود که آن‏ها در اثر احساس عزت و عظمت، تن به ذلت و دنائت نداده و خود را به بهاي نازل معاوضه نکنند. ه) عقل و انديشه و منطق از محورهاي اساسي ديگر در تربيت دختران است. متأسفانه سادگي عقلاني تعدادي از دختران، خطرات جبران‏ناپذيري را ايجاد مي‏کند، لذا تربيت عقلاني دختران از طريق مشورت با آنان در تصميم‏گيري‏ها، مسئوليت دادن به‏آنان، ارتباط منطقي و مستدل و پرهيز از زور و اجبار و فشار، امري ضروري است. و) وجود قاطعيت و نظارت و عدم تسليم در برابر هر واقعيتي، مي‏تواند از اعوجاج دختران ما جلوگيري نمايد. ز) رعايت حرمت و حدود و محدوديت‏ها به همراه روشن‏بيني و به دور از تعصب و يک‏سونگري و حفظ حيا و حجاب و پرهيز از زور و فشار، دختران ما را در خودشناسي و دفاع از حريم انساني و دارا شدن صفت غرور مقدس که حافظ حريم و حرمت آنان است، رشد مي‏دهد. ح) حضور سياسي، فکري، فرهنگي و تشکيلاتي دختران در خانه، مدرسه، دانشگاه و اجتماع باعث افزايش خودپنداري مثبت نسبت به جنس دختران گشته و خودباوري آن‏ها را براي پذيرش مسئوليت‏ها بالا مي‏برد. 5 . بعد خانوادگي: خانواده به عنوان يک نهاد محوري و کليدي در امر تربيت، به ويژه براي دختران، بهترين محيط براي رشد و شکوفايي استعدادهاي آنان مي‏باشد. با توجه به اين حقيقت که دختران از نظر زماني وقت بيش‏تري را در ميان خانواده مي‏گذرانند و ميزان تأثيرپذيري آنان از خانواده زيادتر مي‏باشد و با عنايت به نقش مؤثر مادران در تربيت دختران و همراهي عاطفي دختران و مادران و هم‏جنس بودن آنان، موقعيت خانواده را در امر تربيت دختران ممتاز و برجسته مي‏سازد. مواردي که در اين بُعد بايد براي تربيت اصولي دختران انجام گيرد بدين قرار است: الف) آموزش به خانواده، به ويژه براي پدران که فرزندان (چه دختر، چه پسر) امانت‏هاي الهي و آنان امانت‏دار هستند و در حفظ امانت، جنسيت مطرح نيست، بلکه انسانيت اصل است و اين‏که صرف‏نظر از جنسيت، رزق و روزي هر انساني با او به دنيا مي‏آيد. هم‏چنين به آن‏ها متذکر شويم که احاديث، تولد دختر را رحمت و برکت مي‏داند. مجموعه اين آموزش‏ها توسط مرکز مطالعات زنان تهيه و از طريق رسانه‏ها و حتي نوشتن فيلمنامه و کتاب‏هاي قصه براي کودکان در اختيار مراکز فرهنگي کشورقرار گيرد تا بينش و شناخت لازم در زمينه تغيير نگرش خانواده‏ها فراهم آيد. ب) بايد در زمينه موضوع تفاوت در جنسيت و تفاوت در خلقت و تربيت پسر و دختر و روش‏هاي برخورد با آن‏ها به والدين آموزش‏هاي لازم داده شود. اصولاً روش تربيت دختران و نکات ظريفي که در اين راستا وجود دارد براي والدين، به ويژه پدران جوان روشن نيست و در نتيجه شيوه‏هاي تربيت غلط دختران را آسيب‏زا مي‏نمايد. ج) نظام ارتباطي والدين، به ويژه پدران با دختران دچار اختلال مي‏باشد. بهبود اين رابطه مي‏تواند به تقليل فاصله بين نسل‏ها کمک کند و دختران به راحتي در مورد مسائل و مشکلات و نيازهاي خود با والدين صحبت کنند و از عقده‏دار شدن آنان جلوگيري به عمل آيد. والدين غير از رابطه عمومي که با بچه‏هاي خود دارند بايستي با دختران خود، به ويژه آنان که در مرحله بلوغ هستند رابطه عاطفي و فکري برقرار نمايند. د) مسئله بلوغ دختران به عنوان يک پديده عاطفي، روحي، رواني و جسمي از جمله موضوعاتي است که بايد از يک مسير آموزشي و آمادگي قبلي بگذرد. مادران در اين زمينه نقش مهمي دارند که بايد خود نيز فلسفه و مسائل شرعي و دلايل علمي موضوع را بدانند و بهداشت روحي و فکري و جسمي قضيه را قبل از اين‏که دختران به اين مرحله برسند، برايشان توضيح دهند؛ به گونه‏اي که آن‏ها غافلگير نشوند و با زمينه قبلي، آمادگي پذيرش آن را به عنوان يک واقعيت ضروري و تحول جسمي - روحي پيدا کنند و شرايط را در خانه به گونه‏اي فراهم کنند که اين دوران و ايام با آرامش سپري گردد. ج) هماهنگي و همفکري والدين در اتخاذ يک روش متعادل و همه‏جانبه براي تربيت دختران و قبول خصوصيات عاطفي و روحي آنان در نهاد خانواده، امري ضروري است. ط) مسئله ديگري که براي دختران از اهميت ويژه‏اي برخوردار است، خواستگاري و تشکيل خانواده مي‏باشد. در اين زمينه، هم والدين و هم دختران نياز به آموزش‏هاي زيادي دارند که اهم آن‏ها به طور خلاصه بدين قرار است: 1. اصولاً هدف از تشکيل خانواده براي بسياري از دختران و والدين که خود درگير خانواده هستند به درستي مشخص نيست و شايد بيش‏تر آنان نمي‏دانند که خانواده براي رسيدن به آرامش و آرامش براي تکميل و تکامل روحي و اخلاقي و شخصيتي زوجين مي‏باشد. 2. موضوع ديگر، معيارهاي انتخاب همسر مي‏باشد که همه‏جانبه نبوده و در افکار و انديشه‏هاي دختران و والدين از انسجام و جامعيت برخوردار نيست و اصل «تقويت» به درستي روشن نشده است. بر همين اساس، بسياري از دختران جوان يا در انتخاب اصلح ترديد دارند و يا بدون مطالعه، همسر انتخاب مي‏کنند و در عمل دچار مشکل مي‏شوند. الآن به همين علت و پاره‏اي علل ديگر، مانند مسائل اقتصادي و فرهنگي سن ازدواج سال به سال بالا مي‏رود که اين پديده به نوبه خود مشکلات جديدي را به همراه دارد. 3. سومين مسئله، برخورد عملي با معيارهاست و بررسي و تحقيق اين موضوع که چگونه و از چه راه‏هايي معيارهايي هم‏چون ديانت، حسن خلق، عشق و علاقه، امانت‏داري و صداقت و غيره را تشخيص دهند که نتيجه تحقيق آن‏ها واقعي و حقيقي باشد. اين موضوع هم يکي از دلهره‏هاي دختران جوان مي‏باشد. 4. چهارمين مسئله، موضوع خانواده‏ها و آداب و رسوم و سنت‏هاي رايج و انتظارات و توقعات طرفين در برگزاري جشن و تعيين مهريه و تهيه جهيزيه و دوران نامزدي و عقد و تهيه مسکن و موضوع مادرشوهر و مسائلي از اين قبيل است که باعث دغدغه فکري دختران و خانواده‏هاي آنان مي‏شود. - بالاخره آخرين مسئله‏اي که براي دختران ما مطرح مي‏باشد نحوه شناخت همسر و چگونگي ارتباط و همفکري با همسر و طرح نقشه براي پي‏ريزي زندگي آينده و ترس از اين است که نکند در انتخاب موفق نشوم و ناچاراً در زندگي شکست بخورم. مجموعه اين مسائل باعث شده است که ازدواج‏ها از يک سو سال به سال با افزايش طلاق همراه باشد و از سوي ديگر ميزان تعهد پسران و دختران جوان را نسبت به زندگي کاهش دهد و سن ازدواج بالا رود و زماني تشکيل زندگي دهند که شادابي و نشاط و شور و تحرک جواني تقليل يافته است. بنابراين با توجه به اين مشکلات آموزش‏هاي لازم به خانواده‏ها، دختران و پسران جوان توسط رسانه‏ها و مراکز فرهنگي و آموزشي در امر اهداف، معيارها و شيوه‏هاي انتخاب همسر، امري لازم و ضروري است. ي) موضوع ديگري که بايد از طريق خانواده حل شود مسئله آموزش جنسي و ميزان ارتباط و رابطه جنس مکمل يا به اصطلاحِ رايج «جنس مخالف» است که مسئله عمده امروز خانواده‏ها، مدارس، خيابان‏ها و مجالس و ميهماني‏ها است. اين موضوع به علت برخورداري از جاذبيت غريزي و ايجاد نقطه پناه و آرامش براي دختران و به علت تهاجم فرهنگي جهاني از طريق فيلم‏ها و تصاوير و شبکه‏هاي ماهواره، گسترش زيادي پيدا کرده و براي کشور و خانواده‏هاي ما معضل خاصي را به وجود آورده است. براي حل اين مشکل لازم است خانواده‏ها نکات ذيل را رعايت کنند: 1. مسئله جنس مکمل از دوران کودکي و تفاوت براي بچه‏ها از سر کنجکاوي مطرح است، اما خانواده‏ها در آموزش‏هاي لازم به اين دو جنس به افراط و تفريط مي‏روند. لذا بايد توسط گروهي از علماي مذهبي و جمعي از روان‏شناسان متعهد و معلمان و مربيان دلسوز ديني و پرورشي و مشاورين، برنامه‏اي در جهت حد و حدود آموزش‏هاي جنسي و نيازها و فلسفه عشق و علاقه‏اي که به طور طبيعي بين دختران و پسران وجود دارد، تدوين گردد و به ويژه به دختران جوان آموزش داده شود که عشق يک شعله مقدسي است که هم‏چون امانتي مقدس در قلوب انسان‏ها قرار داده شده که بايد در جاي خود و زمان مناسب عاشق و معشوق به يکديگر تقديم کنند و با هم‏ پيمان وفاداري ببندند که از اين آتش مقدس براي نورانيت و حرارت کانون مقدس خانواده و رشد و تعالي خود و فرزندان استفاده کنند. 2. بايد رابطه والدين و بچه‏ها آن قدر صميمانه باشد که هرگاه مهر يک جنس مکمل، در دل ديگري افتاد به راحتي بتوانند با والدين خود مطرح کند و آنان با ديدي باز و به دور از سرزنش و تحقير مطالب او را بشنوند و او را راهنمايي کنند و زمينه سؤال‏هاي ديگر را براي او فراهم کنند تا در نهايت با عقل و آگاهي و شناخت و بصيرت در موارد ضروري تصميم عاقلانه‏اي اتخاذ گردد. 3. بايد به گونه‏اي کانون گرم خانواده را اداره کرد که موجب عقده‏دار شدن و اضطراب و نااميدي بچه‏ها به ويژه دختران نگردد تا آن‏ها به جهت عقده‏گشايي دل در گرو «دوست پسر» بگذارند و به اين وسيله بخواهند لحظه‏اي از رنج‏ها و آلام خانوادگي رهايي يابند. براي حل اين مشکل يکي از راه‏ها، تشکيل جلسه هفتگي در خانواده با حضور کليه اعضا و در يک محيطي دوستانه براي بحث و گفت‏وگو و انتقاد در مورد عملکرد اعضا در هفته گذشته و در دل خانواده است. اين جلسه براي تخفيف عقده‏ها، کارگشا و سازنده است. 4. والدين در آموزش مسائل جنسي، حد و حدود قانوني و شرعي مسائل بايد از منطق و دليل استفاده کنند و برداشت‏هاي فرزندان خود را بپذيرند. هم‏چنين اگر دربرداشت‏ها خلل و خدشه‏اي مي‏بينند با روش‏ها و اصول درست و مرحله به مرحله آن را اصلاح کنند. آن چه در خلقت و فطرت بچه‏ها وجود دارد و آنان به اين اصل جديدالعهد هستند، انتخاب بهترين است. اگر بهترين‏ها را با بهترين روش معرفي کنيم، قطعاً بسياري از جوانان بهترين‏ها را در دل و عمق و جان مي‏پذيرند، اما توهين و تحقير و سرزنش و طرد را تحمل ندارند. لذا اصل «جادلهم بالتي هي احسن» را بايد مدنظر داشت و از زور و تعصب و تنگ‏نظري و عصبيت و بدبيني و لجاجت به دور بود. 6. بعد اعتقادي، ديني و مذهبي: بي‏شک بهترين شيوه در تربيت و هدايت و اصلاح جامعه، روش فطري است و دين امري فطري و انساني مي‏باشد. در طول تاريخ بارها ثابت شده است که هر جا اعتقادات ديني و بينش‏هاي عميق مذهبي با روش‏هاي حکيمانه، مديرانه، عقلي و منطقي همراه گشته، گرايش به مذهب هم بيش‏تر شده است. هم‏چنان که باورها و افکاري که به اسم دين و در قالب اسلام اما با بدترين روش‏ها ارائه شده، موجبات ضربه به اعتقادات، به ويژه اعتقادات نسل جوان جامعه را فراهم کرده است. در مورد مسائل اعتقادي دختران و زنان گفتني است که به علل مختلف زمينه تربيت‏پذيري و دين‏باوري و مذهب‏گرايي آنان بيش‏تر از مردان است. روايتي که بهشت را زير پاي مادران مي‏داند و جمله امام که فرمودند: «زنان انسان‏سازند و قرآن نيز انسان‏ساز» و يا «از دامان زن هست که مردان به معراج مي‏روند» همه گوياي روشني از استعداد بالاي زنان در تربيت‏پذيري و ايمان‏داري است. لذا در بعد اعتقادي و ايماني و با توجه به ظرافت زن و حس جمال‏دوستي قوي او بايد فعاليت‏هاي زيادي را انجام داد. در اين رابطه موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرد: الف) علماي اسلام با توجه به اصل «دخالت زمان و مکان در استنباطات فقهي» - که توصيه امام راحل به فقهاي محترم شوراي نگهبان است - نسبت به تشکيل مراکز مطالعه زنان و قرار دادن بودجه‏هاي تحقيقات علمي، مسائل زنان را بازبيني کنند تا دختران و زنان احساس نکنند مذهب و قوانين آن هم‏چون حصاري اطراف آن‏ها را گرفته و آزادي آن‏ها را به مخاطره انح‏اخته اسج؛ به ويشه امروزه که زنان جامعه ما در صحنه‏هاي مختلف حضور دارند و همدوش با مردان در کار و فعاليت‏اند. هم‏چنان که سيره امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب هم در عنايت خاص به زنان، نشان از اين واقعيت دارد که براي نيمي از جامعه که نيم ديگر را هم در دامان خود دارد بايد فکرهاي اساسي و اصولي کرد. ب) بايد در شيوه‏ها و روش‏هاي تربيت مذهبي دختران تجديدنظر اساسي صورت گيرد. باور فعلي، به ويژه در خانواده‏هاي مذهبي سنتي بر اين محور است که اولاً زن ضعيف، ثانياً حسود و ثالثاً از نظر عقلي دچار اشکال است و بر همين باور است که پسران جوان ما و مردان پير ما راه زورگويي و سلطه‏جويي را در حق او جايز مي‏شمارند. بايد به وسيله علما و خطبا و کتب مذهبي باورهاي فوق تعديل گردد و اساس «انسانيت» و تقوا محور و ملاک باشد نه جنسيت. ج) در تربيت ديني زنان، جمال دوستي و عواطف و احساسات، بهترين زمينه براي تربيت‏هاي مذهبي است. معاشرت زيبا که مصداق بارز آن ارتباط توأم با تکريم با زنان است در مراکز مذهبي و در ارتباطات علما و روحانيون با زنان نقش مهمي دارد. د) تعديل و تعادل در زمينه محدوديت‏ها و حريم‏هايي که به عنوان موازين شرعي و حدود الهي مطرح است و پرهيز از اجراي آن‏ها با خشونت، تهديد و يا تحقير. از جمله امر به معروف و نهي از منکر لازم است با روش‏هاي متناسب با روحيات و روان‏شناسي زنان انجام گيرد. برخي از برخوردها قبل از اين‏که اسلامي و اصولي و عقلي باشد، مسلماني و سليقه‏اي و بدبينانه است؛ مثلاً امروز حتي در دانشگاه‏هاي ما اگر دانشجوي پسر و دختري در حياط دانشگاه با هم صحبت کردند اکثر کساني که اين صحنه را مي‏بينند، ذهنشان بدين جا معطوف مي‏شود که اين‏ها دارند با هم قول و قرار مي‏گذارند، گويا هر ارتباط کلامي دختر و پسر را فقط بايد از ديد جنسي ديد. بدتر از آن اين‏که در برخوردهاي نيروي انتظامي و گشت‏هاي به اصطلاح «ارشاد» اگر دختر و پسري را در حال صحبت در صف اتوبوس ديدند پس از دستگيري، اتهام آن‏ها را به عنوان «رابطه نامشروع» به فرمانده خود گزارش مي‏دهند. ه) وارد کردن دختران در مسير دين و مذهب از طريق زمينه‏سازي‏هاي چند بعدي‏ تربيتي؛ بدين معنا که تربيت توجهي از درون انسان به شرايط بيروني است يا به عبارتي از «ما في الانسان» است به سوي «ما في الشرايط». اگر فرضاً بلوغ دختران زودتر از پسران تحقق مي‏يابد ضروري است به همراه «جشن زيباي تکليف» و به همراه تربيت، به گونه‏اي زمينه‏سازي گردد که «تکليف» که به خودي خود سنگين است، سبک و قابل تحمل گردد. هم‏چنان که مشورت کردن با دختران، احترام گذاشتن به شخصيت آنان و اتخاذ روش‏هاي ساده و قابل هضم و منطقي از جمله راه‏ها است. 7. بعد اجتماعي و فرهنگي: با توجه به سرعت پيشرفت علم و تکنولوژي و انفجار اطلاعات و ارتباطات جهاني و با توجه به اين‏که فضاي خانواده‏ها متأسفانه به لحاظ فکري و فرهنگي و اقتصادي و روحي و رواني چندان مناسب نيست، اجتماع به سبب تنوع، تحرک و وسعت براي دختراني که از محدوديت‏هاي مختلف احساس سنگيني مي‏کنند جاي خوبي مي‏تواند باشد. بسياري از دختران و زنان ما در طول هفته وقت زيادي را براي خريدها و سر زدن به مغازه‏ها و بوتيک‏ها صرف مي‏کنند. از سوي ديگر، استقبال دختران از ورزشگاه‏ها و بوستان‏ها و مراکز تفريحي و فرهنگي و جلسات فکري و فرهنگي آموزش خانواده، همه و همه حضورشان را در صحنه‏هاي مختلف اجتماع، امري ناگزير ساخته است، لذا براي حضور فعال و شاداب آن‏ها بايد فکري شود به گونه‏اي که حريم محفوظ بماند، اما حصارها، سليقه‏اي و تنگ نشود. براي نمونه، افزايش مراکز تفريحي، علمي، تعاوني، هنري، ورزشي را مي‏توان نام برد. از سوي ديگر، زنان در جريان جنگ نشان دادند که در پشت جبهه با تشکيل گروه‏هاي مختلف قادرند در مسائل اجتماعي و فرهنگي مشارکت و معاونت داشته باشند. بايد از طريق شوراهاي اسلامي و شوراهاي محلات و انجمن‏ها و جمعيت‏هاي مختلف زنان، زمينه‏هاي فعاليت‏هاي اجتماعي زنان را فراهم کرد. کميسيون بانوان استانداري‏ها در سراسر کشور نيز مي‏تواند جايگاهي مناسب براي رشد و شکوفايي فرهنگي و اجتماعي باشد. هم‏چنين تقويت و افزايش مراکز فرهنگي و کتابخانه‏هاي ويژه زنان نيز از جمله مواردي است که با گسترش آن‏ها اجتماع مي‏تواند محل مناسبي براي رشد و شکوفايي استعدادهاي دختران باشد. نقش حوزه‏ها، سازمان‏ها و نهادها در مورد زنان‏ 1. حوزه‏هاي علميه: بديهي است حوزه‏ها به سبب دسترسي به گنجينه‏هاي معارف انساني و اسلامي مي‏توانند با استخراج مباحث موردنياز زنان و ارائه آن‏ها به شيوه‏هاي مناسب و قابل قبول و گسترش علمي، آموزشي و هنري آن‏ها در خانواده و مدرسه و اجتماع، انجام وظيفه نمايند. براي اين کار لازم است حوزه‏ها از طريق مدارس، مربيان پرورشي و تشکيل جلسات پرسش و پاسخ آخرين سؤالات نسل جوان را دريافت کنند، حتي لازم است از مراکز اطلاعاتي و امنيتي، انتظامي و زندان‏ها آخرين انحرافات دختران و زنان را جمع‏آوري نمايند و با نگاهي تحليلي و تحقيقي و با عنايت به آيات و روايات، در مسائل جديد به اجتهاد بپردازند و حضور عيني دين و اسلام را در حل مسائل جامعه نشان دهند. امروزه فحشا در بين دختران و پسران رو به افزايش است. انحراف زنان شوهردار و افزايش جمعيت زنان هرزه و خياباني مسئله قابل تأملي است. فاصله گرفتن دختران از خانواده و خانه‏گريزي آنان قابل بررسي است. مجموعه اين مسائل در جامعه اسلامي است و ارتباط قابل ملاحظه‏اي با بيگانگان و طاغوت ندارد. هر چه هست اکثراً از بدفکري‏ها، بد عمل کردن‏هاي خود ماست آن هم در جامعه اسلامي. پس بايد حوزه‏ها به طور مرتب آسيب‏شناسي و ريشه‏يابي نمايند و رهنمود و راه‏حل ارائه دهند. موضوع ديگر ارتباط فکري و فرهنگي مرتب حوزه با مراکز فکري و فرهنگي و دولتي است که در ارتباط با دختران و زنان است. اين کار، حضور حوزه‏ها را در صحنه‏هاي دردناک و تلخ، اما واقعي و عيني جامعه وارد مي‏کند و راه يک سري تحقيقات را بر اساس قوانين اسلامي باز مي‏کند. يکي از ابزار خوب روحانيت و حوزه‏ها مساجدي است که در اکثر محله‏ها وجود دارد، اما متأسفانه فقط براي نمازهاي يوميه باز مي‏شود و بلافاصله بسته مي‏گردد. مساجد و روحانيت بايد بتوانند هم‏چون مشاوري دلسوز در خدمت خانواده‏ها و فرزندان آن‏ها باشند. حوزه مي‏تواند از طريق سازمان تبليغات اسلامي اين نقش را پياده کند و به طور مرتب براي مسائل مختلف جزوه‏ها و نشريات مناسب تهيه و ارسال نمايد. اعلان صندوق پستي ويژه سؤالات خواهران و تلفن مشاوره مخصوص آنان نيز از جمله کارهاي ضروري است. 2. مراکز پژوهشي و دانشگاهي: با عنايت به اين‏که بسياري از دختران ما ايده‏آل اولشان رفتن به دانشگاه است و با توجه به جايگاه دانشگاه و دانشجو در جامعه، تأثيرپذيري دختران از تحقيقات دانشگاهي زياد مي‏باشد. معاونت‏هاي پژوهشي دانشگاه‏ها مي‏توانند موضوعات تحقيقي دانشجويان دوره‏هاي مختلف را تحقيق در زمينه مسائل مختلف دختران و زنان قرار دهند و به ويژه خود دختران را براي اين کار تشويق و ترغيب نمايند. 3. دولت و نهادهاي دولتي: بي‏شک دولت و دستگاه‏هاي دولتي در هدايت و شکوفايي استعدادهاي دختران نقش مهم و وسيع دارند. ارائه خدمات فکري و فرهنگي مانند کلاس‏ها، ساعات مشاوره، جشن‏ها و مناسبت‏ها براي زنان جامعه و کارمندان زن از آن جمله‏اند. نظرسنجي مداوم دولت از زنان جامعه و کارمندان زن و اقدام به برنامه‏ريزي براساس اين نيازها و تقويت و گسترش مراکز تفريحي و فرهنگي و علمي و هنري کارساز و مؤثر است. تأسيس و تقويت و حمايت از نهادهاي نوپايي که مي‏توانند دختران جوان را در مسير مطلوب هدايت کنند، مانند خانه‏هاي جوان که زير چتر حمايت سازمان جوانان مي‏باشد، از جمله اقداماتي است که مي‏تواند در اين راستا ايفاي نقش نمايد. 4. سازمان‏هاي غيردولتي زنان: اين سازمان‏ها با ايجاد ارتباط غيررسمي مي‏توانند بخشي از خلأهاي موجود در ميان دختران و زنان را پر سازند، لذا تقويت اين جمعيت‏ها و سازمان‏هاي غيردولتي و ايجاد کانون‏هاي فرهنگي و ورزشي و مراکز فرهنگي غيرانتفاعي مي‏تواند نقش مهمي در تقويت فعاليت‏هاي زنان داشته باشد. برگزاري مسابقات علمي، اعتقادي، هنري، فکري، ورزشي خصوصاً براي اوقات فراغت و ايام بيکاري در فصل تابستان، لازم و ضروري است. 5 . دستگاه‏هاي فرهنگي: تشکيلاتي هم‏چون سازمان جوانان هلال احمر و جمعيت زنان و سازمان تبليغات، خانه‏هاي جوان، مدارس غيرانتفاعي دخترانه در برگزاري همايش‏هاي مختلف و کارگاه‏هاي آموزشي و برگزاري کلاس‏هاي بازآموزي و کارآموزي دوره مهد کودک و آمادگي‏ها مي‏تواند دختران را در جهت پرورش استعدادهايشان ياري دهد. 6. رسانه‏هاي گروهي: رسانه‏ها و به ويژه صدا و سيما به عنوان يک دانشگاه عمومي در عد وسيعي قادر به فعاليت مي‏باشند. برد وسيع صدا که در تمام نقاط کشور مي‏تواند امواج را هدايت کند براي دختران و زناني که اکثر وقت آن‏ها ضرورتاً در خانه و خانواده سپري مي‏شود جايگاه خاصي دارد. اجراي برنامه‏هاي خاص دختران جوان و زنان به تناسب نيازها با تنوع در ارائه برنامه‏ها و ايجاد فيلم‏ها و سريال‏هاي خانوادگي که نقش مادري را تبيين نمايند، ضروري است. علاوه بر صدا و سيما نقش روزنامه‏ها و مطبوعات و مجلات که بازگوکننده مشکلات و راه‏حل آن‏ها باشند براي فرهنگ عمومي زنان جامعه ما بسيار مؤثر است.

کاظم حکمت‏آرا
دفتر مطالعات زنان

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نوار ابزار اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما