مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
نظم در خانواده
آشنایی با بیماری ها
من و امام علیه السلام
چشم پزشکی
عقاید اسلامی
مهدویت در خارج از مرزها
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
    دفعات نمایش: 171    یک شنبه 31 خرداد 1388 

 حجاب

حجاب مرز ميان زندگي خصوصي و عمومی

محيط اشتغال

موضوع لباس محيط كار و فعاليت، يكي از مقوله هاي مهم فرهنگ سازماني است، چرا كه نوع پوشيدگي و رنگ لباس بر محيط كار و ارتباط سازماني اثرات متفاوت از يكديگر را دارد. هنوز در دنياي صنعتي، بر تفاوت لباس زن و مرد و ميزان پوشيدگي و رسميت آن _ از ديدگاه برنامه ريزي جنسيتي _ بررسي دقيقي نشده است. تنها يك كارخانه انگليسي به منظور ارتقاي سطح بهره وري خود اقدام به صدور بخشنامه اي كرد كه در آن زنان كارمند ملزم به پرهيز از لوازم آرايش و پوشيدن لباس هاي تنگ و كوتاه شدند، كه پس از اجراي آن مسؤولين شاهد افزايش توليد و بهره وري بودند، ولي طولي نكشيد كه اين بخشنامه ي موفق، با اعتراض كاركنان مرد، متوقف و بايگاني شد.
 
فرهنگ سازماني به جز تجربه هاي موردي همچون امور فوق، توجه خود را به رسمي بودن لباس كار معطوف نموده است كه همين عنايت نيز به ديدگاه هاي ارزشي در خصوص پوشش مناسب محيط فعاليت، بسيار نزديك است.
نويسنده ي كتاب مديريت در پهنه فرهنگ به دسته بندي تفكر حاكم بر سازمان ها در كشورهاي مختلف پرداخته، و فرهنگ ملل را از نظر تأثير پوشاك بر ارتباطات سازماني با يكديگر مقايسه نموده و به يك مورد عيني در فرانسه اشاره كرده است كه يكي از مديران، خانواده خود را در مجموعه تفريحي سازمان )با وجود آن كه خدماتش رايگان است( نمي آورده، زيرا قصد نداشته كه خانواده و كار خود را با هم درآميزد؛ گرچه فرهنگ سازماني او را به اين امر تشويق مي نمايد. نويسنده پس از ذكر حريم خصوصي و حريم عمومي كارمندان و جداسازي آن دو از يكديگر مي گويد:
>امريكايي ها در مقايسه با اروپايي ها و آسيايي ها خودماني تر برخورد مي كنند و به راحتي مي توان با آن ها دوست شد، گرچه اغلب اروپايي ها معتقدند كه دوستي و اظهار ارادت آمريكايي ها سطحي و زودگذر است.< ([1]) اما اين دو نوع نگرش، در روي كرد به لباس سازماني نيز تفاوت خود را آشكارتر نشان مي دهد.
اصولاً طرز لباس پوشيدن و انتخاب نوع لباس در محيط كار، ميزان رسمي بودن كار را در فرهنگ هاي مختلف نشان مي دهد، مديران شمال اروپا به خلاف اروپاي لاتين، دوست دارند لباس راحت و غيررسمي بپوشند. در اسكانديناوي حتي گاه در سمينارها، لباس غيررسمي و راحت مي پوشند، اما مديران فرانسوي بيشتر دوست دارند كه با لباسي رسمي و كراوات در مجالس حاضر شوند. براي مديران لاتين زبان (ايتاليايي، اسپانيايي، پرتغالي و ...) مد و سليقه مهم است، در حالي كه اين مسأله در انگلو ساكسون و آسيا مهم نيست. مديران زن فرانسوي به گونه اي لباس مي پوشند كه از نظر مديران زن امريكايي، كانادايي و انگليسي نامناسب است، در حالي كه در نظر زنان فرانسوي همتايان امريكايي آن ها مانند مردها لباس مي پوشند و اين امر به نظر آنان عجيب است. علاوه بر اين انتخاب رنگ لباس در محل كار نيز متفاوت است. مثلاً در انگليس به زنان شاغل گفته مي شود كه لباس و پيراهن قرمز و يا رنگ هاي روشن نپوشند، و يا در هلند كاركنان بانك ها، كت و شلوار قهوه اي نمي پوشند.([2])
طرز لباس پوشيدن مي تواند نمايانگر موقعيت شغلي يا حالت جسمي، روحي فرد را در انجام كارهاي محوله نشان دهد، مثلاً در امريكا فردي كه آستين لباس خود را بالا بزند به مفهوم آن است كه مي خواهد به طور جدي مشغول كار شود، در حالي كه اين كار در فرانسه به معناي دست كشيدن از كار است. در يك روز خيلي گرم، شركتي همايش داخلي برگزار كرده بود، همه ي مديران آن شركت لباس غيررسمي و راحت پوشيده بودند، در حالي كه همكار آلماني آن ها كت و شلوار و كراوات مشكي به تن كرده بود، وقتي از او پرسيدند چرا در اين هواي گرم آن طور لباس پوشيده اي؟ پاسخ داد: ما اين جا براي كار آمده ايم! ([3])
در خصوص انتخاب لباس كار دو شيوه مطرح است 1. روزهايي كه حجم كار و مراجعات ارباب رجوع كمتر است يك جور لباس مي پوشند.2. زماني كه مراجعات مشتريان زيادتر بوده و حجم كار بالا است، جور ديگري لباس مي پوشند! مثلاً در برخي از شركت هاي امريكايي در روزهاي به خصوصي مانند جمعه، به كاركنان خود اجازه مي دهند تا سر كار لباس غيررسمي و راحت بپوشند، در حالي كه اجراي همين روش در لندن مشكلاتي را ايجاد كرده است.
در دهه ي 90 نظريه لباس راحت پوشيدن در محل كار دردسرزا شده بود، و آن دسته از افراطي هايي كه به شدت از طرح لباس غيررسمي در روزهاي جمعه حمايت مي كردند، پس از مدتي متوجه شدند كه چشم و همچشمي موجب بروز رقابت شديدي ميان كاركنان در طرز لباس پوشيدن شده است... .
سه ماه پس از اجراي اين طرح، مؤسسه مالي ژاپني نامور اعلام كرد كه يك چهارم كاركنانش ترجيح مي دهند كه لباس رسمي بپوشند! همين مسأله در نمايندگي هاي آي . بي . ام و فورد امريكا در شهر داگنهام انگليس نيز اتفاق افتاد... اتحاديه ي كاركنان بانكي بيفو اعلام كرد كه كاركنان احساس مي كنند اجراي طرح لباس غيررسمي در روز جمعه، مرز ميان زندگي حرفه اي و زندگي خانوادگي را برمي دارد و مديريت، هميشه و هر وقت مي تواند كاركنان خود را وادار به انجام كار كند، مثلاً در شركت هاي غيررسمي مانند مايكرو سافت و ... با ديدن كاركنان تصور مي شود كه آن ها پشت ميزهاي كار خود زندگي مي كنند.
بر اساس گزارش فوق، كاركنان نه تنها خود را در مقابل مديران آسيب پذير مي بينند، بلكه دوست ندارند حالت و نماد رسمي بودن خود را از دست بدهند.
برخي شركت ها نيز از كاركنان خود مي خواهند كه با توجه به موقعيت شغلي، اجتماعي و فرهنگي مشتريان و ارباب رجوع لباس بپوشند. اين در حالي است كه شما به عنوان يك مدير در فرانسه يا ايتاليا نمي توانيد كاركنان بومي خود را وادار به پوشيدن لباس خاصي بكنيد، زيرا در اين كشورها، طرز لباس پوشيدن هر فرد را خودش انتخاب مي كند، چرا كه لباس بيانگر هويت اوست.([4])
آنچه گفته شد، نشان گر اين است كه لباس وسيله جداسازي و رسمي كردن محيط فعاليت اجتماعي است. به بيان ديگر لباس نماد مرزبندي حيطه "خصوصي" و "عمومي" افراد است و اين نماد در لباس زنان به مراتب نمودارتر است.
اگر بتوان از طريق پوشاك رسمي ، به فعال و پويا شدن محيط كار كمك كرد، مي توان نوع لباس را يكي از شاخصه هاي "رشد" محسوب نمود. در تفكر ديني اين وسيله نه تنها در جهت رسمي تر شدن محيط و خارج شدن از زندگي خصوصي به كار گرفته مي شود، بلكه مي تواند منشأ القاي تفكرات فرهنگي بسياري در جامعه باشد. براي مثال اگر يك پليس با لباس رسمي وارد جامعه شود، ذهن عمومي به اين باور سوق داده مي شود كه اين فرد حافظ امنيت بوده و اگر جرمي روي دهد، در مقابل آن مي ايستد. وقتي يك پزشك يا پرستار، با لباس رسمي خود در محيطي حاضر مي شود، ناخودآگاه تصور عمومي به اين سمت گرايش مي يابد كه فرد بيماري نياز به كمك دارد، همچنين اگر يك آتش نشان با لباس خود حاضر شود، همه فكر مي كنند كه آتش سوزي يا خطر آن مورد نظر است و ... . لباس زن مسلمان نيز لباس شغل نيست؛ بلكه لباس وظيفه اي است كه همزمان دو ارزش را به محيط القا مي كند:
1. محيط فعاليت؛ محيطي كاملاً رسمي كه هر كس تنها با سرمايه ي تفكر، تعقل، علم و تجربه در آن به فعاليت مي پردازد، در اين محيط انتشار نماد جنسي و منحرف كردن اذهان مجاز نيست و هر كس بر اساس شخصيت خود عمل مي كند و نبايد غير از تلاش و فعاليت جهت نيل به اهداف معلوم و مشخص چيز ديگري مطرح باشد.
2. زنان با لباس خود علاوه بر حاكم كردن تفكر و تعقل در محيط؛ بي آن كه از اعتقادات و باورهايشان كلامي به زبان آورند، ارزش هاي فرهنگي و معنوي را اشاعه مي دهند. از اين رو تمامي فعاليت هاي اجتماعي زن رويكرد فرهنگي، معنوي دارد و زنان در مشاركت هاي اجتماعي هم زمان دو وظيفه را به انجام مي رسانند.

سيميندخت بهزادپور

 
 
   عنوان شاخه ها  
  کوتاه و خواندنی  
اگر درباره آينده نينديشيد، يقينا آينده اي هم نخواهيد داشت.





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما